eitaa logo
حدیث اشک
16.1هزار دنبال‌کننده
175 عکس
263 ویدیو
22 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" http://hadithashk.com اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @pourrajab70 @asgharpoor53 لطفا درخواست تبلیغات نفرمایید پیام رسان بله https://ble.ir/hadithashk تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
خدا گفته بیا ما هم بگوئیم برای نسل فردا هم بگوئیم همیشه بعد ذکر نام زینب... سلام الله علیها هم بگوئیم @hadithashk
انا لله و انا الیه الراجعون عرض تسلیت خدمت شاعر گرانقدر آقای سید مجتبی شجاع @hadthashk
مقام صبر زینب کوه ها را کاه می سازد که ناآگاه  آگاه  و گدا  را  شاه می سازد ندارد قدرت درک کنیزش را مَلک حتی اگر در ذهن ما از او خدا " الله " می سازد... @hadithashk
فقـط یـک بـار در دنیای ما لبخند زد زینب که آن هم روز میلادش در آغوش برادر بود... @haditashk
اي اميرالمؤمنين در جلد زن خورده اي از ثدي قدوسي لبن اي خداوند تجلاي سخن احمد خوشبوي اقليم قرن امتحان از امتحانت ممتحن زينت نام اميرالمؤمنين مقصد تفسير قرآن مبين كاسه ليست روح و جبريل امين دست الله صمد در آستين زيردستت هر زمان و هر زمن اقتدارت اقتدار حيدري صولت تو صولت پيغمبري بهر نازت رب اعلا مشتري ميكند عالم ز تو فرمانبري ميگشايي تا به دستوري دهن بي معلم كيست جز تو عالمه بي مفهم كيست جز تو فاهمه سرور نسوان ز بعد از فاطمه جاده عز و شرف را خاتمه بر گلستان ولايت ياسمن سِر عصمت رشته اي از معجرت حضرت ايوب دربان درت ميكند تعظيم عالم محضرت شاخه ی طوبي است چوب منبرت تا بيندازي به نطق لب رسن در شجاعت شير رباني ستي مخزن اسرار سبحاني ستي بر حدوث انس و جان باني ستي نور طور مرد عمراني ستي بر تراني كن روان زنهار لن شاعر مضمون صبر و اقتدار بر بُراق حشمت و حكمت سوار هفت عالم در يدت اندر سحار "زن مگو بنت الجلال اخت الوقار" جامع اوصاف ممدوح و حسن ذات بسم الله رحمن رحيم اهدنايت بر صراط المستقيم كُنه ذكر يا علي و يا عظيم در يدت مفتاح جنات النعيم شأن و فضلت انبياء را طعنه زن مرجع تقليد  عشاق حسين عاشق و مفتون و مشتاق حسين در ولايت عين و مصداق حسين سدره مغروس در باغ حسين ميوه ات روزيِ جنات عَدَن بر تمام پنج تن چون ياوري دختري و خواهري و مادري لهجه ات دارد غريو حيدري پهلوان عرصه ی افشاگري در ميان كوفه و شام كهن سر شكستي و تو عشق آموختي چشم را در چشم دلبر دوختي غم خريدي و جهان افروختي از غم هجده صنوبر سوختي در پي رأس قتيل بي كفن @hadithashk
بجز عشق عالم کمالی ندارد بجز عاشقی دین خیالی ندارد غرض عشق باشد غرض عاشقی است وگرنه جهان که مجالی ندارد کسی که از این چشمه نوشید و جوشید غروبی ندارد زوالی ندارد خوشا آن دلی را که عاشق نوشتند خوشا آنکه جز عشق بالی ندارد نبرده است بویی از این عشق آنکس که با مرتضی اتصالی ندارد حرامم نفس ،عاشق‌اش گر نباشم بدون علی عُمر ، حالی ندارد از این عشق ما را لبالب نوشتند که ما را اسیران زینب نوشتند زنی راز گونه زنی چون معما زنی رعد آسا زنی عرش پیما زنی شیرآور زنی شیر پرور زنی بی نظیر و زنی بی مهابا نه مریم نه حوا نه هاجر نه دیگر زنی چون خدیجه زنی مثل زهرا از او، جبرئیل اندکی گفت و پُر شد ورق بر ورق از ثرا تا ثریا فقط بعد نامش علی می‌نویسد سلامُ علیها سلام علیها نگفت و نگفته است الا حسین و... ...ندید و ندیده است الا جمیلا تو و وصف نامش من و مدح و شعرش که هیهات و هرگز که اصلا و حاشا دو دنیا از او گفته‌اند و کم اوست فقط فاطمه فاطمه فاطمه اوست علی در بلاغت علی در فصاحت علی در شهود و علی در شهامت علی وقت راز و علی وقت رزم و علی در نماز و علی در صلابت علی وقت تفسیر و تعبیر و تکثیر زمان، مات نطق و زمین غرق حیرت حسن آستان و حسین آسمان و حسن در کمال و حسین از جلالت رکابش که خورده به نام کسی که که کنیه ندارد به غیر از قیامت ندیده است او را به جز چشم زهرا ندیده است از او ملَک جز کرامت پرِ محملش فاتح خیبر است و... فقط پرده‌دارش علی‌اکبرست و... نیازی ندارد علم را بکوبد فقط بس بود تا قدم را بکوبد طنین قدم‌های او گفت با شام که بر خاک ، کاخ ستم را بکوبد و بر تلِّ ویرانه‌ی آن مُهیاست همانجا ستون حرم را بکوبد یزید از عرق خیسِ خیس است و ترسد که با خطبه تیغ دو دَم را بکوبد چو دریای طوفان‌زده رفته تنها که بر صخره امواج غم را بکوبد نمانده است چاره قضا و قدَر را مگر روی دفتر قلم را بکوبد شگفت و بزرگ و مهیب و عجیب است که نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَ فَتْحٌ قَرِيبٌ است مگر می‌شود با تو دل جان نگیرد جهان پیش راه تو مژگان نگیرد مگر می‌شود بُرد نام تو را و فراقی که داریم پایان نگیرد مگر می‌شود شرح عشق تو را گفت کنارت غم از ما گریبان نگیرد محال است شرح تو را بشنود دل سرش را جنون روی دامان نگیرد مگر می‌شود در حرم گفت زینب و در کر بلا باز طوفان نگیرد کنار ضریح حسین و ابا الفضل محال است امشب که باران نگیرد مزارت فقط نه، جهان زینبیه است دل تک تک شیعیان زینبیه است @hadithashk
به نام قبله غم‌های خاندان علی چراغ روشن شب‌های آسمان علی به نام عالمه‌ای از اهالی آن شهر همان که علم نبی هست و در امان علی همان کسی که به معراج ما رایت الا سخن شبیه خدا گفته با لسان علی همان عقیله که وقت سخن کم آوردند عقول مردم وامانده از بیان علی علی بدون الف خطبه خواند و زینب خواند بدون قدّ الف خطبه از دهان علی و زین اب شده زینب اگر، بدان معناست که اوست محور زیبایی جهان علی به نام نامی زینب که زینت پدر است به نام نامی زینب که هست جان علی مرا به جان علی قبول کن بانو ... شوم فدای غلامان آستان علی @hadithashk
به نام زینب کبری ، به یادگار علی به دختری که شده فخر و افتخار علی به نام عصمت صغری و زینت بابا به دختری که درخشیده در مدار علی به فضل بی حدش این بس که وقت میلادش خطاب گشته به زینب ز کردگار علی عصای دست پدر بود و مادرش زهرا و چون حسین و حسن بود بی قرار علی و مثل حضرت زهرا جلال حیدر بود و آبروی علی بود و اقتدار علی پدر فدایی او بود و دل گرفتارش و او اسیر پدر بود و سر به دار علی اگر که حکم جهادش دهند می بینید که مثل شیر خدا می شود کنار علی و وقت خطبه چنان خطبه خوان شود که همه به سجده پیش وی افتند در جوار علی و با وجود چنین خواهری برادر او دگر نیاز ندارد به ذوالفقار علی شکسته شد قد زینب به زیر بار ستم که نشکند علم حیدر و وقار علی و پای زخم جبینش روا بود والله که خون عالم و آدم شود نثار علی @hadithashk
شده سهم دلم سراسر، عشق تا برایم شده مقدّر، عشق امشب از شوق و ذوق لبریز و می دهد مِی به ما ز ساغر، عشق باز نازل شده است اعطینا می رسد کوثری ز کوثر، عشق چه معطّر فضای زیبایی در مدینه به پاست از سَر، عشق دسته دسته ملک رسیده زمین تا بیفتد به پای دلبر، عشق چقَدَر از بهشت گل ریزند بر قدوم عزیز حیدر، عشق هیچ شب، قدرِ نورِ امشب نیست هیچ ماهی شبیه زینب نیست آب شد قلبم از تماشایش محو شد در نگاه زیبایش چشم معصوم او شبیه علی چقَدَر آشناست آوایش دختری آمده به دنیا که مثل زهراست نور سیمایش باید از آسمانیان پرسید اثر برکت قدمهایش دیدنی تر شده پیمبر با خبر جبرئیل و اهدایش صلوات و سلام حق اینکه نام زینب نوشته شد پایش چه برازنده زینت باباست دختری که تجلّی زهراست صورتش بوسه گاه پیغمبر چون خدیجه است عطر این دختر پیش عطر ملیح این مولود گلِ بی بو، گلابی از قمصر گلِ دامان فاطمه آمد خنده اش می برد دل از مادر مرج البحرين يلتقيان که رسیده است نوبت گوهر صبر گوید به هر طواف سرش نیست از دختر علی بهتر قبله ی اهل معرفت اینجاست اینکه زهرا گرفته است در بر از نگاهش فرشته می ریزد چشمه ها رشته رشته می ریزد گریه اش اتفاق معنادار دلبری کرده در پی دلدار روی دست کسی به غیر حسین او نگیرد دمی دوباره قرار می شود از نگاهشان فهمید قصه ی عاشقیِ بی تکرار از همین لحظه بود شکل گرفت حس خواهر برادری انگار طرحی از خاطرات فردا شد این تلاقیِ لحظه ی دیدار اشک در چشم حیدر و زهراست از حدیث نگفته ای بسیار ... تا ابد قدر و آبرو دارد هر که دختر شبیه او دارد صحبت کائنات زینب شد باب خیر و برات زینب شد هم عقیله، فهیمه، عالمه هم جمع کلّ صفات، زینب شد حیدر و فاطمه، حسین و حسن از تمام جهات، زینب شد بعد تفسیر پنج تن گویا رمز صوم و صلات، زینب شد قهرمان قیام عاشورا شرح باب النجات، زینب شد نفسش شعله های آتشِ مِهر آب و تابِ حیات، زینب شد عشق را با خدا زده پیوند دل به غارت بَرَد به یک لبخند جانِ ما هدیه ای به جانِ حرم دل ما برده تا میان حرم چه کند می شود گدا دلتنگ چقَدَر دیر شد زمان حرم حسرت یک زیارت دلچسب مانده بر سینه با امان حرم تا که هستیم کم نمی گردد غیرت ما در امتحان حرم زنده می ماند این نماز اگر برسد از حرم اذان حرم حرف ناموس حیدر است اینجا که شدیم از مدافعان حرم چه شود دیده ها جلا گیرد از کَرَم رزق کربلا گیرد... @hadithashk
تو مُهر قبول کربلایی زینب زهرای بتول کربلایی زینب ای وارث نهضت حسین بن علی در شام، رسول کربلایی زینب @hadithashk
بلند شو مادر شب تولد زینب بلند شو مادر به جان دخترت امشب بلند شو مادر شب تولد زینب دعای مرگ مکن بیاو خانه مهیا برای مرگ مکن شب تولد زینب بخند مادر جان دو پلک زخمی خود را مبند مادر جان شب تولد زینب نفس بکش مادر بیا ز دست اجل دست پس بکش مادر شب تولد من مثل شمع میسوزی به جای طفل به تابوت چشم می دوزی فدای آنهمه احساس مادرانه تو شب تولد زینب کجاست شانه تو شب تولد من تیر می کشد پهلوت شب تولد من درد می کند بازوت شب تولد من دست من کفن دادی به جای هدیه به من کهنه پیرهن دادی محسن عرب خالقی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹