eitaa logo
حدیث اشک
16.4هزار دنبال‌کننده
180 عکس
266 ویدیو
22 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" http://hadithashk.com اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @pourrajab70 @asgharpoor53 لطفا درخواست تبلیغات نفرمایید پیام رسان بله https://ble.ir/hadithashk تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
خیر است دلیل عشق را فهمیدن نور از شب "لیله الرغائب" چیدن در سینه ی من آرزویی نیست مگر یک لحظه جمال دلربایش دیدن @hadithashj
صابخونه بازم در و وا کردی تا بشم دوباره من مدیونت سفره ی لطفِ تو پهنه هر شب بازم از راه اومده مهمونت من بدم خیلی بدم اما نِگات اگه با من باشه لایق میشم طول هفته از تو دورم اما سَحَرای جمعه عاشق میشم تو برام هرچی بخوای خوبه یقین منو اصلا چه به این سود و ضرر همه ی سال و بهت دل بستم اما بیشتر توی تاریکیِ دنیا مونده م در و واکن آخه من می ترسم منو از خودت نرونی سَحَرا من از این رونده شدن می ترسم از تو پنهون نی خودت می دونی من دارم با بدیام می جنگم به یه کربلا دلم خوش بود و حالا خیلی وقته که دلتنگم شبای جمعه دلم بدجوری واسه شیش گوشه پر از غم میشه کافیه روضه بخونه یه نفر توو دلم یهو مُحرّم میشه @hadithashk
بی سر و سامانم ای محبوب، سامانم بده تو سر و سامان به این حال پریشانم بده این رجب هم آمد و آدم نشد این نوکرت لطف کن این روزها قلب پشیمانم بده قبل مردن پاک کن من را و بعدا خاک کن حسن پایانم تو باش و حسن پایانم بده آبرویی نیست اما آرزو که عیب نیست پاک کن قلب مرا و قلب سلمانم بده دائما هجران چرا؟ از وصل هم چیزی بگو درد دادی خب بیا این بار درمانم بده باطنا کور است چشمم که نمی بینم تو را آی خورشید سحر، نوری به چشمانم بده این گناه افتاده به جانم، نجاتم میدهی؟؟ چشم پاکی مثل چشمان شهیدانم بده زود می لرزد دلم وقت گناه و معصیت یا اباصالح خودت قوت به ایمانم بده از کنار اسم تو ساده گذشتم، عفو کن با همین یابن الحسن، چشمان گریانم بده من همیشه روزی اشکی فراوان خواستم لطف کن در روضه ها اشک فراوانم بده کربلا، مشهد، نجف، آقا نمی دانم فقط روزی ام را از همانجا که نمی دانم بده خواهش این نوکرانت چیست غیر از کربلا؟ روزی ام را تا درِ این خانه مهمانم بده یک زیارت لطف کن من را ببر با خود حرم در حرم روضه بخوان، سوز حسین جانم بده با سلام روضه ات بر جان ما آتش بزن: السلام ای کشته ی دور از وطن، ای بی کفن... @hadithashk
از خدا خواسته ام ایمن و راحت باشی فارغ از درد و بلایا و مصیبت باشی در شبی که همه با چشم امید آمده اند آرزو می کنم ای یار، سلامت باشی بی پناهی نشود ثانیه ای سهم دلم تا که بر روی سرم سایه ی رحمت باشی آرزو می کنم از بندگی ات دل نکنم تا نفس هست مرا پیر طریقت باشی از خدا خواسته ام کاش که از مرحمتت ضامن سینه زنان روز قیامت باشی تا به کی روی همه دیدن و رخسار تو نه؟! تا به کی این همه مخفی ز جماعت باشی از سر شب به امیدی به خودم می گویم می روم هیئت و ای کاش که هیئت باشی دو سه ساعت ته گودال حسین آه کشید سالها گریه کن آن دو سه ساعت باشی پلک زخمی و دو چشمان پر اشکت گویاست روز و شب سوخته از غارت جدت باشی @hadithashk
شب امید و آرزوی من است بغض دوریت در گلوی من است ماه ، پنهان پشت ابر شده سینه‌ام قتلگاه صبر شده من شب بی ستاره‌ی تارم خسته ام بی کسم گرفتارم مِه گرفته‌ست آسمانم را به لب آورده هجر جانم را من کی‌ام یک مسافر ولگرد موج بی دست و پای ساحل‌گرد بی تو من پوچ بی تو من هیچم بی هدف دور خویش میپیچم شب تار است و ماه گم کردم چه کنم باز راه گم کردم بانی روضه‌ی فراق تویی همه در ظلمت و چراغ تویی گریه های مرا تو بانی باش راه گم کرده را نشانی باش باز کن در که برملا شده ام دور از آغوش کربلا شده ام هست در  لیلة‌الرغائب من ملک اشک و آه ، کاتب من شب امید و آرزوی من است بغض دوریت در گلوی من است در سجودم میان سبّوحم از تن انگار میرود روحم بانگ رب‌اغفرم ز شرم تو بود خجل از اشکهای گرم تو بود آه من جاری از نگاه من است این رد سیلی گناه من است دردهایم زیاد ، درمان نیست ظاهرا زنده ام ولی جان نیست یک دل پر برایت آوردم توبه حر برایت آوردم بر منی که به لشکری ز گناه جمعه‌های حضور بستم راه بر من راه بسته‌ی گمراه بر من دیر آمده از راه وا کن آغوش و شرمسارم کن به روی دامنت غبارم کن راهی خانه‌ی حبیبم کن سفر کربلا نصیبم کن شب امید و آرزوی من است کربلا بغض در گلوی من است اشک آوردم اشک آوردم روضه‌ی دست و مشک آوردم دخترانی که آرزو دارند آخر این دختران عمو دارند آب حرف دل رباب نبود آرزوی رقیه آب نبود همه دلتنگ اشجع الناسند نگران دو چشم عباسند اینطرف خیمه گفتگوی عموست آنطرف اصغر آرزوی عموست کاش تا خیمه آب را می‌برد اضطراب رباب را می‌برد مشک افتاد و آب جاری شد اشکهای رباب جاری شد هلهله کار نیزه داران شد تن عباس نیزه باران شد آه عمود آمد آه عمود آمد بر ستون حرم فرود آمد چشمهای عمو به غارت رفت عمه هم بعد از آن اسارت رفت @hadithashk
شب رغبت ز گرد راه آمد ای خدا عبد روسیاه آمد ای خدا بنده ای پریشانم باز دارم کمیل می خوانم در شب آرزو نگاهم کن رحم بر سوز و اشک و آهم کن عبد بیچاره و گرفتارم چشم بر دست رحمتت دارم «باز کن در منم منم یا رب عبد آلوده دامنم یا رب» شب جمعه رسید و آمده ام خانه ات را دوباره در زده ام بی پناهم خدا نگاهم کن پاک از خجلت گناهم کن شب جمعه به یاد دلدارم در دلم شور مهدوی دارم می زنم من صدات یا مهدی جان عالم فدات یا مهدی السلام ای امام غائب من رغبتِ لیلة الرغائب من در شب آرزو پناهم باش یاورم باش و تکیه گاهم باش در سرم نیست جز هوای شما آرزویم فقط تویی آقا آرزویم تویی تو یا مهدی آبرویم تویی تو یا مهدی یابن زهرا نظر به حالم کن بی وفا بوده ام حلالم کن شب جمعه به لب نوا دارم باز هم شوق کربلا دارم بر لبم یا حسین شد جاری اشک از هر دو عین شد جاری دل پریشان و زار و بی تابم یاد لب های خشک اربابم جان به قربان زخم های تنش جای سالم نماند در بدنش پیکرش مانده بود در گودال خواهرش تا که دید رفت از حال گفت زینب که نیست باورِ من یابن زهرا تویی برادر من جان به قربان جسم اطهر تو کاش جان می سپرد خواهر تو ای برادر فدای زخم تنت جان به قربان کهنه پیرهنت کهنه پیراهنت که غارت شد زینب آماده اسارت شد @hadithashk
کجا نهفته‌ای؟ ای آرزوی غائب من تویی سپیده‌دم و لیلة‌‌الرغائب من مرا به سوی خودت نسبتی فراهم کن تناسبی بده بر حال نامناسب من @hadithashk
قال الإمام المهدی، صاحب العصر و الزّمان (علیه السلام و عجّل الله تعالی فرجه الشّریف) الَّذی یَجِبُ عَلَیْکُمْ وَ لَکُمْ انْ تَقُولُوا: إنّا قُدْوَهٌ وَ ائِمَّهٌ وَ خُلَفاءُ اللهِ فی ارْضِهِ، وَ اُمَناوُهُ عَلی خَلْقِهِ، وَ حُجَجُهُ فی بِلادِهِ، نَعْرِفُ الْحَلالَ وَ الْحَرامَ، وَ نَعْرِفُ تَاْویلَ الْکِتابِ وَ فَصْلَ الْخِطابِ. امام زمان (عجّل الله تعالی فرجه الشّریف) فرمود بر شما واجب است و به سود شما خواهد بود که معتقد باشید بر این که ما اهل بیت رسالت، محور و اساس امور، پیشوایان هدایت و خلیفه خداوند متعال در زمین هستیم. همچنین ما امین خداوند بر بندگانش و حجّت او در جامعه می باشیم، حلال و حرام را می شناسیم، تاویل و تفسیر آیات قرآن را عارف و آشنا هستیم @hadithashk
به هرجنگل علی گفتم به هرصحرا علی گفتم دل مسجد علی گفتم لب دریا علی گفتم اگر او درد دل با چاه گفته در فراق یار من از غمهای این دنیای پر غم با علی گفتم در این دنیا که هرکس نام معشوقی به هرجا برد خدارا شکر میکردم که من هرجا علی گفتم اگرچه پستی دنیا زمینم میزند گاهی ولی هرجا زمین خوردم فقط یک یاعلی گفتم کسی امروز از اسطوره مردانگی پرسید در این آشفته بازاری من از مولا علی گفتم @hadithashk
آسمان عرش در بغل دارد آسمان عرش در بغل دارد نَسَبش ریشه در ازل دارد قلمم بر لبش غزل دارد شعر او مزّه‌ی عسل دارد شهد نامش ملیح بوده و هست شوق مستی به جانِ باده نشست وقتِ شرعیِ مدح و تسبیح است ماه آمد، زمانِ تشبیه است شب شأنِ نزولِ تلمیح است چه نیازی به حرف و توضیح است سوره‌ی کوثر رضا آمد علیِ اکبرِ رضا آمد سر سجاده ربّنا گفتم چه غریبانه بی صدا گفتم حاجتم را به آشنا گفتم یا جواد الائمه تا گفتم روزیِ من نگاهِ آقا شد گره کور کار من واشد جبر یا اختیار یعنی چه تلخیِ روزگار یعنی چه قِصه‌ی غُصه‌دار یعنی چه با سَحَر ، شام تار یعنی چه او طلوعِ تمامِ عاشقی است او شروعِ سلامِ عاشقی است اوست باب المرادِ عرش‌نشین حلقه‌ی وصل آسمان و زمین قسمش با اجابت است عجین نذرِ مرسوم سوره‌ی یاسین این توسل به اوست رایجِ ما اینچنین شد روا حوائجِ ما تا که یَحییَ‌بن‌اَکثَم اورا دید حرف‌هایی که گفته بود و شنید در جوابِ هرآنچه که پرسید! دهنش واشده بلاتردید پاسخی که گرفت معلوم است معجزاتِ امامِ معصوم است هنرِ خلقت است امام جواد نام بابرکت است امام جواد جودِ بی‌منت است امام جواد فاطمی سیرت است امام جواد آینه‌دارِ مادر سادات هدیه‌ بر او و جدّه‌اش صلوات کاظمین، آفتاب خاک عراق آستانِ دو گنبد بَرّاق ای حریم تلاقی عشّاق عرش بیتوته کرده کنج رواق در شلوغیِ لحظه های اذان جا نداری برای یک مهمان؟  امیر طاهری لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
ابن الرضا(ع) خیرش قبول آنکه به ما رزق سحر داد مارا گذر بر خانه ی اهل نظر داد از معصیت بر دور خود پیله تنیدیم عشق آمد و بر جسم خسته بال و پر داد صحرا نشین گشتیم ما مانند یعقوب شاید نسیم از یوسف ماهم خبر داد هرکس پریشان نیست میگردد پشیمان قربان دستش آنکه بر ما دردسر داد مال و منالم که فدای تار مویش گاهی برای عشق میبایست سر داد من سائل آن خانه ام که کم ندارد کم هم طلب کردیم رزق بیشتر داد من جنس بنجل بودم و او شد خریدار من سود ها کردم ولی یارم ضرر داد سمت پدر بردیم در مشهد حوائج از کاظمین اما جوابش را پسر داد جان ها فدای آنکه شاه عالمین است دلهای ما امشب مقیم کاظمین است.... ماها مریدیم و یقینا او مراد ست شاه کرامت اهل خیر فوق العاده ست ما سائل معصومه و عبد رضائیم لطفش به ما ایرانیان خیلی زیاد ست باکی نباشد از زیادی حوائج مولود این خانه جواد خانواده ست قطعا سرافراز است در روز قیامت هرکس که گردن زیر پاهایش نهاده ست خیرالعمل یعنی برای او بمیرم سجده به سوی چشم او خیرالعباد ست من دوستداران توراهم دوست دارم حسم به دشمن های تو حس عناد ست بی معرفت باشم اگر جنت بخواهم وقتی بهشت ما دم باب الجواد است مژده،کویر تشنه را باران رسیده امشب علی اکبر سلطان رسیده نسبت به ما داری شما لطف مدامی ما که ندیدیم از تو غیر از خوش مرامی کارتو و اجداد تو شاهیِ عالم کار من و اجدادمن باشد غلامی جبریل زد دست توسل بر مقامت حالا اگر نزد خدا دارد مقامی این لطف تو بوده کنار ما نشستی شانت کجا با مثل ماها هم کلامی باید که دیوان ها همه مدح تو باشد کم گفته از تو حافظ و سعدی و جامی این خانواده کودکانش هم امیرند تو از همان بدو تولد هم امامی گفتی تو لعن قاتلان مادرت را یعنی تو هم مشتاق صبح انتقامی دنیا و عقبا چوب خواهد خورد قطعا هر کس کند بر ساحتت بی احترامی نطفه ش حلال آنکه شمارو دوست دارد دشمن نخواهد شد به تو غیر از حرامی در فصل هجرانیم حرف از وصل گفتیم امشب به عشقت لعن ام فضل گفتیم دست شما داده خدا سنگ محک را باید بخواهم از شما نان و نمک را تا چرخ هستی بستگی دارد به چشمت داده خدا دست تو افسار فلک را هرکس که بی روبند دیده چهره ات را مانده ست دیده یک بشر یا یک ملک را می خواند ... لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
عاشق همیشه خانه اش بر دوش باد است آواره معشوق خود در هر بلاد است هر سو برایش جلوه ای از روی دلدار اما نداند دل کجا از دست داده است در وقت خلقت بوده یا در عالم زر کی چشم او بر حیدر آلش فتاد است عاشق به دنیا آمده عاشق بمیرد راه سعادت عشق بر این خانواد ه است هر چند خلقی عاشق آل علی اند از آل حیدر دلبری کار جواد است تو مظهر ذات جمال کبریایی ابن رضا ابن رضا ابن رضایی ای گندم روی تو زرین تر از خورشید چشم سیاهت مزرع نور است و امید گیسو نبوت قد قیامت رخ ولایت خال به روی گونه ات تصویر توحید در وصف تو هم لم یلد یولد توان گفت هم قل هوالله و احد را کرد تاکید جای پرستش داری ای زیبای مطلق در روی تو روی خدا را می توان دید تا شانه زد بابا به گیسوی تو انگار شب در میان زلف های ماه پیچید ای یوسف زیبای یعقوب خراسان شد بیت الاحزان پدر با تو گلستان خیر کثیر از گوشه چشمت روان است گویا که روح فاطمه در تو نهان است تنها نه ما محتاج الطاف تو هستیم بی سایه ات جبریل هم بی آشیان است ماه ستاره گرد و خاک دامن تو خورشید فانوس در این آستان است در وصف دستان خدایی تو ماندیم پای علی در وصف دستت در میان است هر جا که سایل هست سفره پهن کردی سائل نداند میهمان یا میزبان است فهمیده هر کس پای درمشهد نهاده است راه رسیدن تا خدا باب الجواد است دُر رضا دردیده گوهر شناسان شمس شموس دیگر اختر شناسان شد لافتی الا علی ورد زبان ها دیدند تا ابروت را حیدر شناسان بی اختیار از دیدن سرو قد تو برخاستند آسیمه سر محشر شناسان گنجینه های بیکران آسمان را برداشتند از خاکراهت زر شناسان ابتر شدند از جلوه ی تو دشمنانت دیدند در تو فاطمه کوثر شناسان از کودکی های تو پیران در شگفتند محراب و منبر را روایاتت گرفتند چون خال تو یکتا پرستان گوشه گیرند در سیر وحدت کثرتی را دستگیرند آزاد مردان تمام روزگارند آنان که در پیچ و خم زلفت اسیرند با جود تو سائل نمی ماند به عالم وقت سخاوت جلوه هایت بی نظیرند شاهان به ترفیع مقام اینجا غلامند از بس که آل فاطمه نعم الامیرند با خاطری آسوده پشت در نشستیم اینجا سگان را هم به درگه می پذیرند زلفت مدار عاشقی در عالمین است خورشید این منظومه ماه کاظمین است @hadithashk