eitaa logo
حدیث اشک
16.4هزار دنبال‌کننده
180 عکس
266 ویدیو
22 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" http://hadithashk.com اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @pourrajab70 @asgharpoor53 لطفا درخواست تبلیغات نفرمایید پیام رسان بله https://ble.ir/hadithashk تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
آسمان عرش در بغل دارد آسمان عرش در بغل دارد نَسَبش ریشه در ازل دارد قلمم بر لبش غزل دارد شعر او مزّه‌ی عسل دارد شهد نامش ملیح بوده و هست شوق مستی به جانِ باده نشست وقتِ شرعیِ مدح و تسبیح است ماه آمد، زمانِ تشبیه است شب شأنِ نزولِ تلمیح است چه نیازی به حرف و توضیح است سوره‌ی کوثر رضا آمد علیِ اکبرِ رضا آمد سر سجاده ربّنا گفتم چه غریبانه بی صدا گفتم حاجتم را به آشنا گفتم یا جواد الائمه تا گفتم روزیِ من نگاهِ آقا شد گره کور کار من واشد جبر یا اختیار یعنی چه تلخیِ روزگار یعنی چه قِصه‌ی غُصه‌دار یعنی چه با سَحَر ، شام تار یعنی چه او طلوعِ تمامِ عاشقی است او شروعِ سلامِ عاشقی است اوست باب المرادِ عرش‌نشین حلقه‌ی وصل آسمان و زمین قسمش با اجابت است عجین نذرِ مرسوم سوره‌ی یاسین این توسل به اوست رایجِ ما اینچنین شد روا حوائجِ ما تا که یَحییَ‌بن‌اَکثَم اورا دید حرف‌هایی که گفته بود و شنید در جوابِ هرآنچه که پرسید! دهنش واشده بلاتردید پاسخی که گرفت معلوم است معجزاتِ امامِ معصوم است هنرِ خلقت است امام جواد نام بابرکت است امام جواد جودِ بی‌منت است امام جواد فاطمی سیرت است امام جواد آینه‌دارِ مادر سادات هدیه‌ بر او و جدّه‌اش صلوات کاظمین، آفتاب خاک عراق آستانِ دو گنبد بَرّاق ای حریم تلاقی عشّاق عرش بیتوته کرده کنج رواق در شلوغیِ لحظه های اذان جا نداری برای یک مهمان؟  امیر طاهری لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
ابن الرضا(ع) خیرش قبول آنکه به ما رزق سحر داد مارا گذر بر خانه ی اهل نظر داد از معصیت بر دور خود پیله تنیدیم عشق آمد و بر جسم خسته بال و پر داد صحرا نشین گشتیم ما مانند یعقوب شاید نسیم از یوسف ماهم خبر داد هرکس پریشان نیست میگردد پشیمان قربان دستش آنکه بر ما دردسر داد مال و منالم که فدای تار مویش گاهی برای عشق میبایست سر داد من سائل آن خانه ام که کم ندارد کم هم طلب کردیم رزق بیشتر داد من جنس بنجل بودم و او شد خریدار من سود ها کردم ولی یارم ضرر داد سمت پدر بردیم در مشهد حوائج از کاظمین اما جوابش را پسر داد جان ها فدای آنکه شاه عالمین است دلهای ما امشب مقیم کاظمین است.... ماها مریدیم و یقینا او مراد ست شاه کرامت اهل خیر فوق العاده ست ما سائل معصومه و عبد رضائیم لطفش به ما ایرانیان خیلی زیاد ست باکی نباشد از زیادی حوائج مولود این خانه جواد خانواده ست قطعا سرافراز است در روز قیامت هرکس که گردن زیر پاهایش نهاده ست خیرالعمل یعنی برای او بمیرم سجده به سوی چشم او خیرالعباد ست من دوستداران توراهم دوست دارم حسم به دشمن های تو حس عناد ست بی معرفت باشم اگر جنت بخواهم وقتی بهشت ما دم باب الجواد است مژده،کویر تشنه را باران رسیده امشب علی اکبر سلطان رسیده نسبت به ما داری شما لطف مدامی ما که ندیدیم از تو غیر از خوش مرامی کارتو و اجداد تو شاهیِ عالم کار من و اجدادمن باشد غلامی جبریل زد دست توسل بر مقامت حالا اگر نزد خدا دارد مقامی این لطف تو بوده کنار ما نشستی شانت کجا با مثل ماها هم کلامی باید که دیوان ها همه مدح تو باشد کم گفته از تو حافظ و سعدی و جامی این خانواده کودکانش هم امیرند تو از همان بدو تولد هم امامی گفتی تو لعن قاتلان مادرت را یعنی تو هم مشتاق صبح انتقامی دنیا و عقبا چوب خواهد خورد قطعا هر کس کند بر ساحتت بی احترامی نطفه ش حلال آنکه شمارو دوست دارد دشمن نخواهد شد به تو غیر از حرامی در فصل هجرانیم حرف از وصل گفتیم امشب به عشقت لعن ام فضل گفتیم دست شما داده خدا سنگ محک را باید بخواهم از شما نان و نمک را تا چرخ هستی بستگی دارد به چشمت داده خدا دست تو افسار فلک را هرکس که بی روبند دیده چهره ات را مانده ست دیده یک بشر یا یک ملک را می خواند ... لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
عاشق همیشه خانه اش بر دوش باد است آواره معشوق خود در هر بلاد است هر سو برایش جلوه ای از روی دلدار اما نداند دل کجا از دست داده است در وقت خلقت بوده یا در عالم زر کی چشم او بر حیدر آلش فتاد است عاشق به دنیا آمده عاشق بمیرد راه سعادت عشق بر این خانواد ه است هر چند خلقی عاشق آل علی اند از آل حیدر دلبری کار جواد است تو مظهر ذات جمال کبریایی ابن رضا ابن رضا ابن رضایی ای گندم روی تو زرین تر از خورشید چشم سیاهت مزرع نور است و امید گیسو نبوت قد قیامت رخ ولایت خال به روی گونه ات تصویر توحید در وصف تو هم لم یلد یولد توان گفت هم قل هوالله و احد را کرد تاکید جای پرستش داری ای زیبای مطلق در روی تو روی خدا را می توان دید تا شانه زد بابا به گیسوی تو انگار شب در میان زلف های ماه پیچید ای یوسف زیبای یعقوب خراسان شد بیت الاحزان پدر با تو گلستان خیر کثیر از گوشه چشمت روان است گویا که روح فاطمه در تو نهان است تنها نه ما محتاج الطاف تو هستیم بی سایه ات جبریل هم بی آشیان است ماه ستاره گرد و خاک دامن تو خورشید فانوس در این آستان است در وصف دستان خدایی تو ماندیم پای علی در وصف دستت در میان است هر جا که سایل هست سفره پهن کردی سائل نداند میهمان یا میزبان است فهمیده هر کس پای درمشهد نهاده است راه رسیدن تا خدا باب الجواد است دُر رضا دردیده گوهر شناسان شمس شموس دیگر اختر شناسان شد لافتی الا علی ورد زبان ها دیدند تا ابروت را حیدر شناسان بی اختیار از دیدن سرو قد تو برخاستند آسیمه سر محشر شناسان گنجینه های بیکران آسمان را برداشتند از خاکراهت زر شناسان ابتر شدند از جلوه ی تو دشمنانت دیدند در تو فاطمه کوثر شناسان از کودکی های تو پیران در شگفتند محراب و منبر را روایاتت گرفتند چون خال تو یکتا پرستان گوشه گیرند در سیر وحدت کثرتی را دستگیرند آزاد مردان تمام روزگارند آنان که در پیچ و خم زلفت اسیرند با جود تو سائل نمی ماند به عالم وقت سخاوت جلوه هایت بی نظیرند شاهان به ترفیع مقام اینجا غلامند از بس که آل فاطمه نعم الامیرند با خاطری آسوده پشت در نشستیم اینجا سگان را هم به درگه می پذیرند زلفت مدار عاشقی در عالمین است خورشید این منظومه ماه کاظمین است @hadithashk
آفتابی که در افق پیداست نهمین نورِ خانهٔ زهراست در تلألؤ جهان به او خیره... انعکاسش شبیهِ آینه‌هاست اوست مصداقِ لیلة القدرم قبله‌ام کاظمینِ این آقاست مُتنعم شده به باغِ بهشت ناز پروردهٔ امام رضاست آستانِ رفیعِ او ملکوت... شَأنش از قدر و رتبه‌ها والاست از کراماتِ اوست الطافش اَجوَدُ الاَجوَدینِ این دنیاست متقی زاده بود و متقی است قُلهٔ حِلم و حکمت و تقواست مظهرِ بخشش و عطوفت اوست صاحبِ خانهٔ سخاوت اوست جود را یاد این و آن داده حسِ بارش به آسمان داده تا که گفتیم بی کَس و کاریم خانه‌اش را نشانمان داده خانه‌اش پاتوقِ گدایان است به همه پایِ سفره نان داده بارِ عام است لطفِ این آقا به غنی و فقیر امان داده حِرزِ او را به بازویش بسته... بعد، عیسی به مُرده جان داده دَمِ بابُ الجواد مُعتکفیم کنجِ جنت به ما مکان داده گفته وارد شَوید در حِصنی... یا جوادالاَئمه ادرکنی @hadithashk
رجب ماه امیرالمؤمنین صلوات الله علیه قال مولانا امیرالمومنین صلوات الله علیه: رجَبٌ شَهْرِي وَ شَعْبَانُ شَهْرُ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ شَهْرُ رَمَضَانَ شَهْرُ اللَّهِ تَعَالَى. مولا امیرالمومنین صلوات الله علیه: رجب ماه من است و شعبان ماه رسول الله صلی الله علیه و آله است و ماه رمضان ماه خدای تعالی است. 📚مصباح المتهجد، ج‌2، ص: 797 📚جامع الأخبار(للشعيري)، ص: 82 📚وسائل الشيعة، ج‌10، ص: 480 @hadithashk
امشب از بیت رضا نور به دامان داریم موج شادی به دل و روح و تن و جان داریم چه مبارک سحری از دم سلطان داریم هر چه داریم هم از شاه خراسان داریم حیدری زاده گلی نیک نهاد آمده است از عنایات خداوند جواد آمده است خبر آورده که شب را سحری پیدا شد قمر برج ولا را قمری پیدا شد به نهال رضوی برگ و بری پیدا شد ثمر آل علی را ثمری پیدا شد گوش کن زمزمه ی دادرس از عرش رسید مژده ای دل که مسیحا نفس از عرش رسید شیعهء ناب ز بود تو شد اثنی عشری روز چون شمسی و شب برج ولا را قمری وقت میلاد تو سر داد خروس سحری (چه مبارک پدری و چه مبارک پسری) جود و احسان تو از شاه خراسان داریم قدم خیر تو از حضرت سلطان داریم ساقی و باده و جام و می و پیمانه تویی به گل روی رضا شمعی و پروانه تویی جسمی و جانی و هم حضرت جانانه تویی خانه را نوری اگر هست در آن خانه تویی باید این پای بر این خوان و بر این خانه کشید دست سوی تو و دست از می و پیمانه کشید قدمت معنی جود است همین را عشق است به رضا بود و نبود است همین را عشق است هم قیام است و قعود است همین را عشق است بعد حقّ حقِّ سجود است همین را عشق است بر ملامتگر کج فکر جواب آمده است هم جواد آمده هم طفل رباب آمده است خیز و تبریک بگو هم به رضا هم به حسین هم به ما رحمت حق گشته عطا  هم به حسین فخر دارد پدرت بر تو خدا هم به حسین  هدیه ی حضرت حقی تو به ما هم به حسین پسر شیر خدا شیر به دامان دارد ثمر از باغ جنان نخل خراسان دارد مژده ای دل که عروس علوی مادرشد پسر آورده و ششماهه علی مظهرشد با که گویم که گل از باد خزان پرپر شد اصغری بود و به نی رفت و علی اکبر شد پای نی باقی باغ و به سر نی سر او لاله سان سوخت ز داغ رخ او مادر او @hadithashk
به دریای ولا گوهر مبارک به اهل آسمان، اختر مبارک به زهرا،احمد وحیدر مبارک که میلاد علی اصغر مبارک حسین بن علی می‌خندد امشب که راه غم به دل می‌بندد امشب سپهر معرفت قرص قمر زاد جمال بی مثال دادگر زاد عروس فاطمه یک گل پسر زاد برای کربلا شیری دگر زاد علی اصغر، به معنا اکبر است این تمام آرزوی مادر است این سلام الله بر قدر و جلالش تعالی الله بر حسن و خصالش کتاب الله روی بی مثالش عزیز فاطمه محو جمالش دمادم دل ز خیرالناس برده نگاه او دل از عباس برده حسین بن علی خیره به رویش کند مانند باغ یاس بویش زند شب تا سحر شانه به مویش بوَد مست سفیدی گلویش عزیز حیدر و زهرا خوش آمد مدال سینه‌ی بابا خوش آمد گل سرخ پیمبر آمد از راه چراغ و چشم حیدر آمد از راه صدف را دُرّ انور آمد از راه شفیع روز محشر آمد از راه بوَد قنداقه اش فردای محشر به روی دست زهرای مطهر چه طفلی! روی دامان رباب است چه طفلی! نور چشمان رباب است تمام هستی و جان رباب است یقینا ماه کنعان رباب است از او بزم ولا را شور وحالی ست که جای حضرت صدیقه خالی ست الهی بخت مادر بر نگردد گل نشکفته اش پرپر نگردد کبوتر بچه اش بی سر نگردد ز داغش چشم بابا تر نگردد ولی آنجا تب و تابش ندادند پدر رو زد ولی آبش ندادند @hadithashk
این وطن شهره تاریخ جهان خواهد ماند هنرش در همه جا،ورد زبان،خواهد ماند به خرد ورزی ایران کهن، می نازیم، سر بلندِ همه،ایران جوان، خواهد ماند ابن سینا،ذکریا و ابو ریحان ها، چشمه ی دانششان،در فَوَران،خواهد ماند! علم تهرانی و تهرانچی و عباسی ها در کنار هنرِ فرشچیان،خواهد ماند ظفر و کوثر و پایا سند دانش ماست سند دانش ما در دوران خواهد ماند دشمن از علم و هنر مندی ما می ترسد از شکوفاییِ "ایران" نگران خواهد ماند گروه شعر و نوحه (یاکریم) @hadithashk
شرح تو در قلم نمیگیرد هستی ات را عدم نمیگیرد دل لبریز از محبت تو حسرت و درد و غم نمیگیرد وقت احسان شبیه بارانی کرم تو به کم نمیگیرد معجزات علی اصغری ات تا ابد وقفه هم نمیگیرد مهربانی ت زندگی بخش است هیچ پایانی ام نمیگیرد از کریمان روزگار کسی جای تو در کرم نمیگیرد نوکرت در تمام سختی ها غیر ذکر تو دم نمیگیرد غصه دار است انکه ماه رجب از شما یک حرم نمیگیرد یا من ارجوه من علی اصغر راحت روح من علی اصغر لب تو اعتبار زمزم داشت چشم تو ایه ایه مریم داشت اخرین سوره ی حسینی تو و شفاعت فقط تو را کم داشت ای که فصل الخطاب بودی و کربلا با تو مهر خاتم داشت سند غربت پدر با تو تا همیشه حدیث محکم داشت مادرت با تو بدو امدنت ذکر لالایی محرم داشت نام باب الحوائجي شما روی هر زخم کهنه مرهم داشت نام تو استجابت دعوات بر بلندای نام تو صلوات با تو راه غدیر خواهد ماند ذکر نعم الامیر خواهد ماند با تو در اوج بام مأذنه ها یا علی یا امیر خواهد ماند هر که اخر گدای تو نشود مستمند و فقیر خواهد ماند هر کسی که نشد گرفتارت تا همیشه اسیر خواهد ماند دست های تو کوچک اما پر کرمت بی نظیر خواهد ماند نام باب الحوائجی یعنی دست تو دست گیر خواهد ماند در بنی هاشم اینچنین بوده کودکش مثل شیر خواهد ماند بر ابالفضل و بر علی اصغر نام ماه منیر خواهد ماند افتاب حقیقتی مولا تو جواز شفاعتی مولا روضه ی کربلا علی اصغر خون بهایت خدا علی اصغر گره ای نیست تا که وا نشود با نگاه شما علی اصغر رو به معراج میرود روحم وقت فریاد یا علی اصغر ذکر امن یجیب مضطر ها دم مظلومنا علی اصغر پدر و مادرم به قربانت جان من رو نما علی اصغر روی دست پدر رفیع شدی ناگهان سوختی رضیع شدی گل عمر تو در خطر باشد گل چرا دائم السفر باشد متمایز ترین شهیدانی حرمت سینه ی پدر باشد امده عصر روز عاشورا لب خشک تو جلوه گر باشد تیر بی رحم حرمله نامرد از گلوی تو پهن تر باشد کوفه ای یا هنوز زیر خاک؟ مادرت از تو بی خبر باشد مادرت بعد داغ لبهایت دائمأ زخم بر جگر باشد بیت اخر ستاره میخواهم کربلایی دوباره میخواهم @hadithashk
نام مرا در دفتر عشاق بنویسید دلداده ی معشوق این آفاق بنویسید دیوانه و دلبسته و مشتاق بنویسید یک مستحق بخشش و انفاق بنویسید شوق هوای کاظمین افتاده در جانم عبدالجوادم نوکر فرزند سلطانم دل از ترنم های باران در طرب افتاد در چشمه ی انوار سرشار رجب افتاد مستانه در شور وصال و تاب و تب افتاد ‌یوسف رسید و قلب ما هم در طلب افتاد یار آمد و امشب برای ما غرور آورد عشق جواد بن الرضا ما را به شور آورد پیچیده در صحن زمین عطر مسیحایی می بارد از ابر کرم الطاف زهرایی امشب به اوجش می رسد معنای زیبایی از راه می آید شرافت بخش آقایی آقای ما دردانه ی شاه خراسان است محو نگینش تا ابد صدها سلیمان است بدر المنیر آمد رجب را نور باران کرد اسرار این ماه مبارک را نمایان کرد هفت آسمان را با طلوع خود چراغان کرد امشب فرشته نه فلک را ریسه بندان کرد باید که در دست پدر او را قمر نامید میلاد او را می شود روز پسر نامید آورده میلادش برای ما طراوت را تفسیر کرده با کراماتش سخاوت را دیدیم در نام دلارایش حلاوت را تشریح کرده با مرام خود مروت را یک ذره از الطاف او شد اعتبار ما نذر جواد بن الرضا دار و ندار ما عشق ابوجعفر گرفته باز خوابم را پر کرده با بذر محبت آسیابم را شیرین تر از شهد عسل کرده شرابم را تسلیم لطفش کرده حق انتخابم را این عشق بازی می شود معیار ایمانم مست علیّ اکبر سلطان ایرانم دست رئوفی دستبوس و خانه زادم کرد غمگینی ام را با نگاهی برد و شادم کرد گفتم مریدم راهی باب المرادم کرد خاک قدم های گل زهرا جوادم کرد جانم که بی اندازه رخسارش نمک دارد با حیدر و احمد صفات مشترک دارد با برکتش ابن الرضا آمد، سرآمد شد دست سخاوتمند لطف و جود بی حد شد حیدر شد و زهرا شد آخر هم محمد شد هو هو کنان روی لبم این ذکر ممتد شد ای حضرت جود و سخا ادرکنی ادرکنی یابن علی المرتضی ادرکنی ادرکنی آیینه از نقش و نگارش می کند حیرت هیبت از این شأن و وقارش می کند حیرت از بذل و جود بی شمارش می کند حیرت علم نسب هم از تبارش می کند حیرت انگار سر تا پا محمد آمده دنیا جمع جمیع حُسن احمد آمده دنیا دل می برد از حضرت معصومه لبخندش بوسیده بابا صورت چون ماه دلبندش لب باز کرده در فضیلت های فرزندش فرمود دیگر نیست در برکت همانندش آرامش قلب رضا و جان مادر شد مانند زهرا بوی یاس آورد و کوثر شد کوثر رسید و باز هم دشمن مکدر شد این بار سهم یاوه گویان هم مقرر شد او برکت آورد و حسودش خار و ابتر شد ذکر لب شمس الشموس الله اکبر شد الله اکبر بر جمال بی مثال او بر صولت و بر هیبت حیدر خصال او دردانه ی شاه خراسان است این آقا بر درد مخلوقات درمان است این آقا زیباترین مفهوم انسان است این آقا یاسین و نور و شمس و فرقان است این آقا ذکر جواد بن الرضا مشگل گشایم شد حرزش همیشه ضامن دفع بلایم شد مغلوب علم کودکی اش ابن اکثم ها در حیرت از حسن خدادادی اش آدم ها کاسه به دست خانه اش پیوسته حاتم ها زندانی بند نگاهش غصه و غم ها نوکر ز دستش دم به دم پیمانه می نوشد خمّ غدیر از ساغرش مستانه می جوشد یک عمر پای سفره، مهمان جوادم من محتاج آب و نان و احسان جوادم من سرمایه دارم از گدایان جوادم من الحمدالله از محبان جوادم من جان مرا پروانه ی ابن الرضا کردند قلب مرا با عشق آقا کیمیا کردند @hadithashk