eitaa logo
حدیث اشک
16.5هزار دنبال‌کننده
181 عکس
267 ویدیو
22 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" http://hadithashk.com اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @pourrajab70 @asgharpoor53 لطفا درخواست تبلیغات نفرمایید پیام رسان بله https://ble.ir/hadithashk تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
هر کسی که بریده بود از دَم با دلی که شکسته بود از غم یا مریضان دردِ بی‌مرهم پیرِمردی به قدّ و قامتِ خم هرکسی گوشه‌ و کنارِ حرم همه گفتند یک صدا باهم: یا جوادالائمه ادرکنی عاشقِ دلشکسته و نگران یا بدهکارِ گوشه‌یِ زندان کهنه سربازِ مانده بینِ یِگان کاسب و کارمند و پیر و جوان یا خلاصه تمامیِ ایران همه گفتند آشِکار و نهان: یا جوادالائمه ادرکنی هر غریبِ شکسته و تنها هرکه درمانده شد از این دنیا هرکه شد زندگیش بی‌معنا آبرودار بوده یا رسوا آنکه شد نا امید از هرجا همه خواندند نام پاکش را: یا جوادالائمه ادرکنی کاسبی، باز وَرشکسته شده کشتیِ او به گِل نشسته شده درِ دنیا به روش بسته شده قامتش خَم شده شکسته شده با دلی که زِ هم گسسته شده گفت: از روزِگار خسته شده یا جواد الائمه ادرکنی آنکه افتاده بر زمین پا شد قطره بود و شبیهِ دریا شد روزِگارش دوباره زیبا شد همه‌ی حاجتش مُهَیّا شد دردهای دلش مداوا شد تا زبانش به این دعا وا شد: یا جوادالائمه ادرکنی هر که شد بی‌قرار می‌گوید زخمیِ روزِگار می‌گوید اشکِ بی‌اختیار می‌گوید خسته‌یِ انتظار می‌گوید با غمی بی‌شمار می‌گوید شیعه با افتخار می‌گوید: یا جوادالائمه ادرکنی @hadithashk
بر جود خدا لطف سرآمد صلوات بر حضرت هم نام محمد صلوات مولودی از آن با برکت نیست که نیست بر جان رضا، جواد، بی حد صلوات بر بدر منیر و ماه تابان صلوات بر حُسن جگرگوشه ی سلطان صلوات او باب مراد است و کریم است و جواد نذر پسر شاه خراسان صلوات بر مرد سخا و جود و تقوا صلوات تقدیم قدوم گل زهرا صلوات آقای جواد ما کریم است و رحیم بر دست گره گشای آقا صلوات @hadithashk
یا امیرالمومنین علی (ع) لبِ چاک چاکم امشب هوس شراب دارد چه‌کنم که گفت ساقی همه جا حساب دارد من و برکه‌ای که در خود رخ آفتاب دارد ببر امشبم از اینجا به نجف ، ثواب دارد نجف است و شاه‌مردان به حرم علی علی جان من و روبروی ایوان همه دَم علی علی جان بخدا که دیده حق را به جمالِ لَن‌تَرانی نظری که دیده او را به شکوه آسمانی به کنار رُکنِ کعبه به تجلی یمانی شده‌ام اویس و گفتم به زبانِ بی زبانی علی از پیمبران هم بری از قیاس باشد و سزد فقط به زهرا که علی شناس باشد نرسد به حد فهمش به کجا توانمش خواند نه خدا توانمش خواند نه جدا توانمش خواند همه‌جاست جلوه‌اش پس، همه‌جا توانمش خواند علی آنقدر بزرگ است که خدا توانمش خواند زِ شکاف کعبه آمد برود به دوش احمد که کجاست جای پایش سرِ شانه‌ی محمد توکه آمدی خدا گفت: که جهان کجا کجا تو تو هزار انتخابم که فقط تو ... یا تو یا تو بخدا رسیده هرکس که رسیده است تا تو که حرام‌زاده بی تو که حلال‌زاده باتو همه‌ی وجود زهرا به نگاه تو همه اوست بخدا علی است زهرا بخدا که فاطمه اوست دَمِ گرم لای تیغت سر کافران بپیچد به مدار ذوالفقارت همه‌ی جهان بپیچد پیِ وصف توست الکن بخودش زبان بپیچد رسد آن‌زمان که نامت همه با اذان بپیچد که تمام اهل عالم فقط این صفیر باشد که فقط علی امام است و علی امیر باشد به‌فدای بازویت که درِ قلعه را زِ جا کند نه فقط که درب خیبر که تمام قلعه را کند دَمِ جبرئیل آمد: «که علی است مرحبا... کند» پس از آن تمام شرک را هم دم تیغِ لافتی کند به تبسم است احمد به دعاست یا احد را که خدا از او نگیرد دَمِ یا علی مدد را زده‌ای به قلب لشکر همه ماتِ تار و مارت عرق زمین درآمد به غبارِ کارزارت همه‌ی سپاه پیچیده شده به ذوالفقارت شده هریکی دو تا و شده هردوتا چهارت دوسه تا نموده‌ای تو به دو ضربه عَمرووَد را و خدا زِ ما نگیرد دَمِ یا علی مدد را نفست همه نجات و قدمت پل صراط و نظری به تو صلواه و نظر تو نورِ ذات و همه نفْس کائنات و همه جان ممکنات و حرم علی حیات و نجف علی نبات و به جز از علی علی جان به وجود جزر و مد نیست چه‌کند کسی که ذکرش نفسش علی مدد نیست همه عُمر برندارم سر از این خمار مستی که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی چه‌کند بهشت بی تو که دلش به زلف بستی به زمین قدم نهادی دل آسمان شکستی دل ما که هست از چه غم خود به چاه گفتی چه شده غریبی‌ات را همه ... لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
جانم علی(ع) سرمستِ سایهٔ شرف الشمس در نجف خورشید می‌خورد دم ایوان تلو تلو فانوسِ ماه، دست شبی سالخورده است؟ یا می‌خورد به شوق تو این‌سان تلو تلو؟ آن شعله‌ای که سوخته از اشتیاق شد چله‌نشین صحن تو شد، چلچراغ شد وقتی نسیم زائر صحن و رواق شد می‌خورد زیر سقف شبستان تلو تلو اذن دخول مرقد تو مست بودن است با بوسه از ضریح تو انگور چیدن است مست‌ند در طواف ضریحت که می‌خورند چون موج، زائران تو حیران تلو تلو وقتی خدا به غیر تو همسایه‌ای نداشت جز مدح تو به دفتر خود آیه‌ای نداشت قاری به شوق توست که هر آیه می‌خورد مستانه در تلاوت قرآن تلو تلو جویندگان علم یقین ابوعلی ایمان بیاورید به دین ابوعلی وقتی خمار‌های دِهین ابوعلی هی می‌خورند در صف دکان تلو‌تلو رندان تشنه، نیمهٔ شب نیز میخورند از نخل‌های باده، رطب نیز می‌خورند از ابتدای ماه رجب نیز می‌خورند تا انتهای نیمهٔ شعبان تلو تلو چون تاک‌ها به دور قدومت تنیده اند از خاک پای تو خم مِی آفریده اند ثابت قدم شده‌ست ولی خلق دیده اند می‌خورد در مسیر تو سلمان تلو تلو گاهِ نبرد بود که گل از گلش شکفت تا عَبدِوُد
یَمُتْ یَرَنِی” را شنید، گفت: 

رقصی چنین میانهٔ میدانم آرزوست” می‌خورد در میانهٔ میدان تلو تلو ای پهلوان واقعی شاهنامه‌ها مضمون لای‌لای همه مادرانه‌ها صدها هزار و یک شب شمسی‌ست می‌خورند گهواره‌ها به ذکر علی جان تلو تلو تا بیت بیتِ نام تو بیت المقدس است یک یا علی به صفحهٔ دیوان ما بس است مفهوم شیشه در بغل ما مشخص است تا می‌خوریم شاعر و دیوان تلو تلو  احمد ایرانی نسب لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
از بس خیالت بالش غم را پُر از پَر کرد آخر دلم را کنج ایوانت کبوتر کرد قحطی مضمون بود و من هم تشنه لب بودم شوق حرم چشم قلم را ناگهان تر کرد از روز دحوالارض کعبه محترم بوده است اما قدمهای تو او را محترم تر کرد آنکه به دست تو سپرده کار عالم را گهواره خواب تو را دست پیمبر کرد باری ،پیمبر نیز سیب سرخ قرآن را وقتی که جاری بر زبانت بود نوبر کرد رد می شدی و پشت هم بت ها می افتادند چشم تو را خالق، خلیل الله اکبر کرد هر بار خم شد ذوالفقار ابرویت در جنگ تیغ تو میدان را پر از پیکر، پر از سر کرد نشکسته جز تیغت ترازوی عبادت را یک ضربه ات اینگونه عالم را مسخر کرد فرقی نمی کردیم ما هم آب و گل بودیم تا مهر تو تابید و خاک شیعه را زر کرد خوشبوتر از بوی دهان غنچه هم داریم آنکه دهانش را به نام تو معطر کرد باور نمی کردم که شیشه در دل سنگ است اما دلم با بردن نام تو باور کرد  محسن عرب خالقی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
روح پدرم را به نجف مهمان کن امروز قبول زیره برکرمان کن خشکیده ام و اراده بر باران کن منت بگذار و خویش رامنان کن مدنظرت هر آنچه باشد آن کن جای صله شعربه من احسان کن روح پدرم را به نجف مهمان کن فضلی کن و بر زبان من نازل شو با یک دو سه موج راهی ساحل شو آقای کریم سفره سائل شو ای قبله کمی به جانبم مایل شو لطفی به منِ شاعر سرگردان کن روح پدرم را به نجف مهمان کن لکنت شده ام تا که زبانم بدهی یک عمرگرسنه ام که نانم بدهی بایدکه تو راه رانشانم بدهی وقتش شده است آسمانم بدهی آواز کلاغ راتو خوش الحان کن روح پدرم را به نجف مهمان کن تو دیکته کن هر آنچه می خواهی را در بحر کرم روانه کن ماهی را از بنده نگیر شوق همراهی را کافر مشمار این علی اللهی را مدنظرت هر آنچه باشد آن کن روح پدرم را به نجف مهمان کن از بسکه وجود تو پر از اسرار است کرّار شدن خلقت بی تکراراست این سفتن ما چوسایه بردیواراست گفتن ز تو چون مدح خدا دشواراست پس لطف کن و کارمرا آسان کن روح پدرم را به نجف مهمان کن در روی ترازویید و کفّین همید یااینکه چو آیینه مابین همید هردو شرف یکدگر و زِین همید اللهُ صمد؛تو و خدا عین همید یا حق بده یا کفر مراایمان کن روح پدرم را به نجف مهمان کن عقلم به تو قدندادو سرمست توشد ازهرطرفی دچار بن بست توشد هرچیز که گشته هست از هست تو شد شک نیست که خلق خلق بادست توشد خلّاق تویی بس است کم کتمان کن روح پدرم را به نجف مهمان کن دریای کرم کنار دارد؟هرگز این بازی ما قمار دارد؟هرگز دل در نجفت قرار دارد؟هرگز یااینکه خدامزار دارد؟هرگز بااین همه باز روزی ام ایوان کن روح پدرم را به نجف مهمان کن تادورسرت تیغ ز حجّاج توبود میدان نبرد راه معراج تو بود سر بود که در معرکه حرّاج توبود آنگونه که ذوالفقارمحتاج تو بود باتیغه دست؛تیغ را برّان کن روح پدرم را به نجف مهمان کن آندم که تو تیغ می کشی از کمرت چون صاقه هر کجابپیچد خبرت صد پشته ز کشته پر شود دور و برت مثل ملک الموت شلوغ است سرت پس نیت برگشتن از میدان کن روح پدرم را به نجف مهمان کن جنگیدن تو اگرچه تفسیرنداشت یا چون تو کسی شیوه شمشیر نداشت با این که دل شیر تو راشیرنداشت لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
ذکر یاذالجلال والاکرام شده کارم پیاپی و مادام ذکر یاذالجلال والاکرام طلب عفو دارم این ایام مِن جمیع الذنوبِ والآثام یا من أرجوه ، عشق حیدر را واصرف از اعتقاد من شر را أعطنی کلَّ خیر ، کوثر را أعطنی جرعه جرعه ساقی ! جام گر غریبم گر آشنا هستم گر اسیرم اگر گدا هستم از یتیمان مرتضی هستم کیست غیر از علی ابوالایتام بی علی در گلو فغانی نیست در گلوی مناره جانی نیست بی علی هیچ جا اذانی نیست گو صداها رها شود بر بام أشهدُ أنَّ از علی دینم چون علی دیده ام خدابینم أشهدُ أنَّ حیدر آیینم أشهدُ أنَّ مرتضی اسلام در جزا بی علی عبوری نیست بی علی شادی و سروری نیست تا نخواهد شراب و حوری نیست بی علی جنت است بی إِنعام هستِ حیدر به هستِ فاطمه است تا علی پای بست فاطمه است نار و جنت به دست فاطمه است او نخواهد نمی کند اقدام  محسن ناصحی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
علی جانم زیباست به عشقت ضربان را که بگیرند زیباتر از آن نام و نشان را که بگیرند سر بر سرِ زانوی حریمت بگذاریم از دستِ سر این خوابِ گران را که بگیرند بی دوست چه دنیا و چه عقبی چه خیالیست؟ این را که بگیرند، نه آن را که بگیرند فریاد زند نامِ تو را با دل و جانش از میثم تمار زبان را که بگیرند دیگر به چه انگیزه سرِ ماذنه آید؟ بی نامِ علی روحِ اذان را که بگیرند کفار به جنگِ تو اگر آمده باشند از خونِ خود آن دم جریان را که بگیرند از لحظه‌ی افتادنِ سر تا خودِ دوزخ یک ثانیه هم نیست زمان را که بگیرند زیبا شود آنروز فراقِ زن و فرزند در لحظه‌ی دیدار تو جان را که بگیرند تردید ندارم به نجف می رسد آخر ردِ قدمِ پوریلان را که بگیرند  محمد معین پوریلان لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
بجاست از دل کعبه شکاف برخیزد بجاست از دل کعبه شکاف برخیزد بجاست کعبه برای طواف برخیزد علی ست پاسخ
هل من مبارز” دشمن 

که ذوالفقار سه بار از غلاف برخیزد 

به عمرو عاص بگو راه چاره عریانیست 

اگر علی به هوای مصاف برخیزد 

همیشه هست 
یدالله فوق ایدیهم” که هرچه هست از این ائتلاف برخیزد به جای نور؛ گروهی به تیرگی رفتند چه فتنه ها که از این انحراف برخیزد چه جای بحث زمانی که از لب دشمن برای فضل کسی اعتراف برخیزد که `گر نبود علی من هلاک میگشتم.....!!” منم همان مسکینی که در صف عشاق برای دیدن او با کلاف برخیزد  عباس جواهری رفیع لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
یا مرتضی علی(ع) زبان مبهوت و قاصر از بیان نام و عنوانش خرد در باء بسم الله شد طفل دبستانش چنان در حیرتم از خیل القابش ! نمی دانم !؟ بخوانم شیر یزدان یا بخوانم شاه مردانش هُوَ الاول بخوانم حضرتش را ؟ یا هُوَ الاخر ؟ عجب شأنی ! امام المتقین خوانده ست قرآنش ولادت گاه او کعبه ، شهادت گاه او مسجد روا باشد بخوانم خانه زادِ رب سبحانش علیاً معدن الحکمه ، قسیمُ النار و الجَنه بَدا بر حال آنان که رها کردند دامانش علی صدیق الأکبر بود قبل از خلقت عالم بگو بیهوده می کوشند نتوان کرد کتمانش علی فاروق اعظم، اسم اعظم، بلکه بالاتر ! رجال معرفت دیدند با الله یکسانش اگر ممسوس فی ذات خدا شد، علتی دارد نمی گیرد پَر کاه از دهان مور وجدانش نشانی خواستی از او بجویی خاطرت باشد «عدالت» نام میدانش ، «شرف» نام خیابانش به انصاف یدالهی ترازو دار عدل ست او گدا و شاه را هم رتبه می بینی به دیوانش وحید قاسمی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
مولای من نشسته ام به دعا گر علی قبول کند مرا غبار کف شارع الرسول کند تمام روز به او فکر میکنم ای شیخ که هر خیال به جز این مرا ملول کند علی نبوت و عدل و معاد و توحید است اکر بناست کسی صحبت از اصول کند علی ستاره و خورشید و ماه هرگز نیست که دیده است خداوندگار افول کند پناهگاه جهان است شهر شیر خدا و شوقش اهوی تصویر را عجول کند در عمق سینه‌ی من جا گرفته مهر علی طبیعی است کتاب خدا نزول کند دوباره مثل علی در جهان نمی آید خدا به صورت انسان مگر حلول کنید در احتضار توام ای فمن یمت یرنی مباد عادلی از وعده اش عدول کند  سید محمد حسین حسینی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
مولای من نشستم بر سر راهش رِسد از یار اخباری شدم مهمان کویش تا،کند مهمان به دیداری دهد،حافظ به یار خود سمرقند و بخارا، را دهم جان را برای او،اگر یارم کند یاری گرفته چشم او مارا،گرفتاریم بر چشمش عجب صیدی،عجب دامی،چه خوب است این گرفتاری شبی روی تورا دیدم،ولی زود از نظر رفتی نمی دانم که مستی بود یا در حین هُشیاری مرا مجنون خود کردی و حالا،چهره پوشاندی کمان ابرو،بده بالا نقابت را تو مقداری فراق او شده علت اگر هر روز بی تابم خیال وصل باشد علتِ تا صبح بیداری عجب آشفته بازاری،که یوسف آمده بازار زلیخا؛ رُو نجف را بین علی دارد چه بازاری ابا آدم ابا زینب ابا شَبر ابا عالم غلامش حضرت جبریل،پس دارد چه درباری سرِ کار علی هستیم و عالم تحت فرمانش اگر نامی به جز نام علی بُردی سرِکاری چُنان میثم رَوَم بر دار و دائم یاعلی گویم سرِ دار علی هستم من و دارم چه سرداری تبارک گفت بر خود ذات حق تا جلوه کردی تو خدا کرده ست باتو گویی از خود پرده برداری صدای بی ولای او پشیزی هم نمی ارزد که باشد انکر الاصوات بی او صوت هر قاری قیاس مرتضی با آن سه تا قطعا جفا باشد جفا باشد قیاس کوه زر با چند دوزاری درون قبر هم سینه سپر کرده زنم فریاد علی اول علی آخر علی قبله علی.آری یقین دارم که در صحرای محشر می‌رسد مولا علی سر برکشد گوید نخور غصه علی داری هزاران بار گفتم،میخورم سوگند بر قرآن ندارم روز محشر جز ولای مرتضی باری یقینا دوست میدارم کسی که حب او دارد وَ می جویم من از خصم علی هر لحظه بیزاری علی جان،جان زهرایت نجف روزی ماها کن سر قلاده ی ما را به این و آن تو نسپاری علیٌ حُبُه و جُنه، امیر انس و الجِنه وصی المصطفی حقا،قسیم جنت و ناری به وقت خانه ی ایتام،میبینم چه رحمانی به وقت جنگ با کفار،میبینم چه جباری تو را میبینم ای مولا به چاهی راز دل گفتی که جهل این جماعت کرده اشک از دیده ات جاری همه عالم به فرمانت ولی تو همچنان مظلوم بغل کردی دو زانو را وُ گرم أیْنَ عماری اسد ابن اسد هستی و در هر غزوه ای غالب ولی کوچه شهادت داد تو مغلوب مسماری نه در محراب،که در کوچه ها روح تو را کشتند همان کوچه که روی فاطمه خورده به دیواری  سید حسین صمدی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹