خواب دیدم سقوط تهران را
خواب یک سرزمین ویران را
مثل سیمرغ تکه تکه شده
تجزیه کرده اند ایران را
هرکسی سازخویش را میزد
که چپاول کند فقیران را
پای سربازهای بیگانه
زیرو رومیکند خیابان را
درد نان بدترازگذشته شده
همه گم کرده اند درمان را
شده شرمنده از عیال خودش
پیر مردی که بسته دکان را
دختری از هراس دژبانی
میکشد روی خاک دامان را
کرد و ترک و بلوچ دشمن هم
کرده ازهم جدا نیاکان را
زده سرباز اجنبی سیلی
بین کوچه زن مسلمان را
مثل سوریه کرد کشوررا
آنکه ویرانه کرد لبنان را
کودکی بغض کرده میبینم
که تمنا کندشبی نان را
نفت مان را گرفته آمریکا
کرده پامال باغ و بستان را
قحطی وفقر و تیغ استعمار
کرد خاطرنشان رضاخان را
شیعه دراوج خفت وخواری
زندگی میکند دهد جان را
موقع انتقام خیبر بود
تیز کرده یهود دندان را
در اذان نام مرتضی ممنوع
قدغن کرده اند قرآن را
کرده تعطیل اجنبی برما
روضه ی سرور شهیدان را
شده تولیت حرم داعش
هتک حرمت شده خراسان را
زخمی دشمن است گوهرشاد
خاطرش داشت زخم دوران را
شده حسرت زیارت مشهد
قم ندارد شکوه ایوان را
شیعه را رافضی خطاب کند
آنکه خود قائل است شیطان را
داده از دست کشور علوی
یوم العباس شهرزنجان را
با صدای اذان شدم بیدار
یافتم از دوباره سامان را
رفتم از پنجره نگه کردم
روی دیوار عکس چمران را
همه کابوس بود وفکروخیال
آب دادم دوباره گلدان را
شک ندارم خدای عزوجل
رو کند قدرت نمایان را
باز فرعون شکست خواهد خورد
طی کند روزهای پایان را
میزند قدرت یداللهی
برگلوی شکارپیکان را
مثل اجداد خویش در به دراست
بچه ای که دهد فراخوان را
صاحب ما بقیه الله است
شیعه از او گرفت فرمان را
مردم ما به اجنبی ندهد
تارموی شهید کرمان را
تا امین هست ما امان داریم
مرحبا جانشین شایان را
اتحاد است راهکار نجات
شهدادون امامینه صلوات
#محسن_داداشی
#ایران_حسین_تا_ابد_پیروز_است
@hadithashk
دل به دستت میسپارم
دل به دستت میسپارم ای «امانتدارْدست»
خاکِ پایت میشوم، میشویم از اغیار دست
امتحان کن تا ببینی مرگِ یک دلداده را
پا بکش از خانهی دل، از سرم بردار دست
جانِ بر لب میرسد آخر به پابوست، اگر ...
وقتِ جان دادن نگه دارند یک مقدار دست
تازه میفهمم گرفتی بارها دستِ مرا
لحظهای که در قیامت میکند اقرار دست
قیمتِ پابوسی تو هر چه باشد روی چشم
مثلِ وقتی که جدا کردند از زوّار دست
آبروی بیخریدارانِ مُفلس را بخر
لابلای زرخریدان روی ما بگذار دست
نوبتِ اعجازِ `یا بابَالحَوائج” میرسد
تا طبیبان میکشند از ماندنِ بیمار دست
دستگیرا! روز محشر دستِ ما را هم بگیر
ای که حتی عاقبت میگیری از کفار دست
تیربارانِ تنت را اشکباران میکنم
حالتِ مشکت به چشمم میدهد هر بار دست
چشمهایت روی دیدارِ برادر را نداشت
با گلابِ اشک، شست از آخرین دیدار دست
رضا قاسمی
#رضا_قاسمی #شعر_شعر_میلاد_سقای_دشت_کربلا #شعر_میلاد_حضرت_ابالفضل #شعر_میلاد_حضرت_ابالفضل_العباس #شعر_میلاد_حضرت_قمر_بنی_هاشم
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
@hadithashk
یا علی ابن الحسین(ع)
همه رعیت همه سائل تو شاهنشاه و سلطانی
علیِ دوم زهرا ز ما رو برنگردانی
کرامت کردنت بوده همیشه نقل محفل ها
همیشه دوستت دارم چه پیدا و چه پنهانی
لسان الحق بخوانم یا به تو گویم لسان الغیب
تو که ننوشته می خوانی تو که نا گفته می دانی
صحیفه باز کردم تا بگویم حرف هایم را
تو غفاری تو رحمانی تو ستاری تو منانی
نمی خواهم دمی را که بدون حب تو باشد
نمی خواهم بدون تو جهان را کمتر از آنی
الا ای یوسف ارباب یوسف ها گرفتارت
بدون تو چه بازاری؟بدون تو چه
کنعانی؟؟
تو دریای کرم هستی،تو آقا رحمت عامی
شما مانند خورشیدی شما مانند بارانی
بنازم اعتبارت را،تو و ایل و تبارت را
رگی از سید البطحا،رگی از شاه ساسانی
تو که فخر همه ایلی،غریبه نه تو فامیلی
علی فرزند شهبانو تو داری خوی ایرانی
شده از آسمانی ها دو تاشان قسمت ایران
دو تا قبله دو تا کعبه تو و شاه خراسانی
دعای خیر تو بوده که حالا بینمان داریم
چنان سید رضی ها و چنان قاسم سلیمانی
اگرچه روسیاهم من،بخوانم بر را سر خانت
تو که آورده ای آقا جزامی را به مهمانی
وقارت رفته بر حیدر،مزارت رفته بر زهرا
رواقی نیست دور تو،کنارت نیست ایوانی
به حکمت روز عاشورا،اسیر دست بیماری
به شام و کوفه عالم دید که تو مرد میدانی
حسینی خو،حسن سیرت،شجاعت هم چنان عباس
علی هستی و داری در بیانت تیغ برانی
تو خطبه خواندی و رفت آبروی ابن مرجانه
بساط کاخ او را برد حرفت رو به ویرانی
امامی روی نی ها و امامی در غل و زنجیر
چه شد دین محمد پس؟چه شد رسم مسلمانی؟
به طشت زر سر شاه و به دست گرگ چوبی بود
نه مانده چشم زیبایی نه مانده لب،نه دندانی
عجب یلدای تلخی بود یلدای تو در شامات
بهار تو خزانی شد در آن شام زمستانی
سید حسین صمدی
#بقیع #سید_حسین_صمدی #شعر_میلاد_امام_چهارم #شعر_میلاد_امام_سجاد #شعر_میلاد_حضرت_امام_زین_العابدین
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
@hadithashk
ای حضرت سجّادهنشین! خانهات آباد
موسیقی عُشّاق دفش فرق ندارد
دلداده که حُزن و شعفش فرق ندارد
دل؛ تُنگ بلوریست پُر از عشق به سادات
یک دایره که هر طرفش فرق ندارد
آن طاقچه ای که وسطش حک شده زهرا
با عرش خدا قوسِ رَفَش فرق ندارد
در حِصن علی هر که درآمد..،در امان است
این ساختمان سقف و کفش فرق ندارد
مقصود لب ما نمی از کوثر مولاست...
این تیر ، خدایی هدفش فرق ندارد؟!
دنبال علی هاست دل در به در ما
پس خاک بقیع و نجفش فرق ندارد
قنداقه ی سجّاد در آغوش حسین است
دیدیم که دُر با صدفش فرق ندارد
در عالم ذر مِهر تو در قلب من افتاد
ای حضرت سجّادهنشین! خانهات آباد
تفسیر کند حُسن تو تجلیل شدن را
تشریح کند اشک تو تنزیل شدن را
الفاظ خداوند ، عبارات صحیفه است
دادند به تو قدرت تمثیل شدن را
در زنگ کلاسِ کلماتت همه هستند...
یعنی تو ببین عاشق تحصیل شدن را!
گهوارهی چوبیِ تو معراج پَر ماست
بخشید به ما فرصت جبریل شدن را
تشخیص تو و چهره ی بابات محال است...
آموختی آئینه ی این ایل شدن را
شهزادهی ایران! همه مدیون تو هستیم
این حِس شعفآورِ فامیل شدن را
تقدیر زمستانی ما با تو بهاریست
تقویم گره زد به تو تحویل شدن را
غمناک شدن با تو بعید است همیشه
هر روز کنارت شبِ عید است همیشه
عشق تو به سلمان اگر اِحراز نمی شد
این قصهی عاشقشدن آغاز نمی شد
از چهره اگر پرده نیانداخته بودی
شخصیت عُشّاق تو ابراز نمی شد
گر مادر ایرانیتان لطف نمی کرد
اهل عجم اینقدر سرافراز نمی شد
در پنجره ی چشم تو دیدیم خدا را...
هر منظره ای این همه دلباز نمی شد
صحن پُر خاک تو مرا عرشنشین کرد
بی تو پر من لایق پرواز نمی شد
موسای کلیمی و عصایت کلمات است
بی نُطق تو در معرکه اعجاز نمی شد
آهنگ کلام تو پُر از شور حسینیست
آن نغمه جز این حنجره همساز نمی شد
از نطق پر از منطقات افکار بهم ریخت
با خطبه ی تو لشکر کفار بهم ریخت
ما جیرهخورِ سفرهی پُر بار تو هستیم
پس تا اَبَدُ الدَّهر بدهکار تو هستیم
مانند عموجان حسنت دست به خِیری
شرمندهی این شیوهی رفتار تو هستیم
از خانهیمان عطر ابوحمزه بلند است
ما پرسهزنان در دل گلزار تو هستیم
تمثال تو در قاب دعا جای گرفته
هر ثانیه مشتاق به دیدار تو هستیم
ای چارمین خطکشِ توحید خداوند!
عمریست که ما بندهی معیار تو هستیم
#بردیا_محمدی
#بقیع #شعر_میلاد_امام_چهارم #شعر_میلاد_امام_سجاد #شعر_میلاد_حضرت_امام_زین_العابدین
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
@hadithashk
عشق در آینه ی مکتب ما ”سجاد” است
دل ما خورده گره بر ورق دفتر عشق
درس ها یاد گرفتیم از این منبر عشق
کسب تکلیف نمودیم اگر از در عشق
عشقمان بوده بمانیم فقط محضر عشق
عشق با عاشق دلداده ی تو همزاد است
عشق در آینه ی مکتب ما ”سجاد” است
مرد شبهای مناجات علی بن حسین
ای برآورده ی حاجات علی بن حسین
نوه ی مادر سادات علی بن حسین
ذکر ما درهمه اوقات علی بن حسین
ای به قربان تو و سفرهی با اکرامت
خورده بر سر در قلب همهی ما نامت
شده شب شیفته ی طرز دعاخوانی تو
اثر خوف خدا هست به پیشانی تو
و زمین تشنه لب گونه ی بارانی تو
عزت ماست همان یک رگ ایرانی تو
ای مسیحای همه هرم تبت راعشق است
پسر بانوی ایران نسبت را عشق است
تو چه سوزی و چه حالی به عبادت داری
زینت سجده – به سجاده ارادت داری
به روی شانه ی خود شال سیادت داری
گفتنی نیست چه اندازه رشادت داری
مصلحت بود که شمشیر نگیری آقا
ورنه اندازه ی حیدر تو دلیری آقا
قسمتت بود پیام آور قرآن باشی
دور ازمعرکه و ورطه ی میدان باشی
با صحیفه همه ی عمر رجزخوان باشی
سال ها گریه کن داغ شهیدان باشی
کربلا بود ولی شام امانت را برد
خنده های سر بازار دلت را آزرد
محمدحسن بیات لو
#بقیع #شعر_میلاد_امام_چهارم #شعر_میلاد_امام_سجاد #شعر_میلاد_حضرت_امام_زین_العابدین #شعر_میلاد_حضرت_علی_ابن_الحسین
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
@hadithashk
ای عشق مبتلای تو یا زین العابدین
ای عشق مبتلای تو یا زین العابدین
جان جهان فدای تو با زین العابدین
ای جلوه عبادت آل عبا سلام
وی نور دیدگان رسول خدا سلام
مرد بکاء و روح دعا و عبادتی
بعد از حسین حافظ نسل سیادتی
مبهوت مانده صبر ز صبر تو ای صبور
سجاده ها ز نور نماز تو غرق نور
دور زمین و چرخ فلک هول خال تو
امشب حسین خنده زند برجمال تو
امشب سرم فدای سر یار میشود
آقای من دوبار علی دار میشود
تو دومین علی ثمر باغ کوثری
در خطبه هات بی بدلی بی برابری
این افتخار جز تو که دارد در عالمین
جدت علی عموت حسن باب هم حسین
شیواترین زبان مناجات باخدا
ای اسرع الطریق ملاقات با خدا
تو افتخار منبر وضع و خطابه ای
تو با صحیفه تالی نهج البلاغه ای
ما را سلاح اشک و دعا هست اگر زتوست
شوق سفر به کرببلا هست اگر زتوست
جانم فدات جان ز ولایت جلا گرفت
بر سینه هر که سنگ تو را زد بها گرفت
دیدند اهلل شام دراوج صلابتی
الحق که در جهان الم استقامتی
خیبر اگر شکست به دستان اقتدار
با حمله علی و به هوهوی ذوالفقار
تو کاخ ظلم آل امیه بهم زدی
وقتی که با خطابه روی منبر آمدی
افتاد لرزه از نفست بر تن یزید
عمر بنی امیه ز نطقت به سر رسید
میثم تربتی
#بقیع #شعر_میلاد_امام_چهارم #شعر_میلاد_امام_سجاد #شعر_میلاد_حضرت_امام_زین_العابدین #شعر_میلاد_حضرت_علی_ابن_الحسین
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
@hadithashk
تکیه گاه دل دنیا علم عباس است
غیرت شیعه هنوز از جنم عباس است
تکیه گاه دل دنیا علم عباس است
در جهانی که سیاهی شده رنگِ هر روز
روشنیِ دل ما، اشک غم عباس است
در شب فتنه و نیرنگ و تباهی تا صبح
روی پاییم اگر از کرم عباس است
دیده ام در قسم مردم پُر رنگ و ریا
قسم خالص شان یک قسم عباس است
ما مسلمان خداوند ِ حسینیم اگر
همه اش از کرم دم به دم عباس است
هر که از اهل حقیقت به حقیقت دیدیم
اولین اوج دلش در حرم عباس است
بنویسید که نوکر به شب اول قبر
آرزومند غبار قدم عباس است
حسن کردی
#حسن_کردی #شعر_شعر_میلاد_سقای_دشت_کربلا #شعر_میلاد_حضرت_ابالفضل #شعر_میلاد_حضرت_ابالفضل_العباس #شعر_میلاد_حضرت_قمر_بنی_هاشم
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
@hadithashk
سقای دشت کربلا
قطره ام با رود تا آغوش دریا میروم
ذرِّهام تا دامن خورشید بالا میروم
تشنهام تا التماس مشک سقا میروم
باز تا میخانه مستان مولا میروم
مژّه و ابرو و چشم اوست توحید آفرین
عطر زلفش دست باد افتاد شد بیدآفرین
چون نگاه نافذ سقاست خورشید آفرین
سنگ بودم آمدم ، گوهر از اینجا میروم
از نگاهش میشود فهمید حسی ناب را
نور خواهد داد چشمش صورت مهتاب را
ابروانش برده زیر دین خود محراب را
پس برای کسب فیضش با تمنّا میروم
میرسم آنجا که زد بوسه نجف بر دستهاش
جبرئیل از شوق دارد ساز و دف بر دستهاش
هدیه داده حضرت حق هم شرف بر دستهاش
دست هایم خالی و... قربان آقا میروم
آمد آنکه در مثَلها با ادب بشناسیاش
ماه باشد در دل تاریک شب بشناسیاش
باید او را پور قتال العرب بشناسیاش
با نگاهی بر قدش تا عرش اعلا میروم
میروم آنجا که باید سر بریزد محضرش
شخص عزرائیل باید پر بریزد محضرش
چند اقیانوس از ساغر... بریزد محضرش
پس به ساغر بوسی این ماه زیبا میروم
مست باید دید رزمی را که توفان میشود
از نگاه نافذش خورشید پنهان میشود
هر که میآید به جنگ او پشیمان میشود
مست بودم ، بعد رزمش شوخ و شیدا میروم
آه از رزمی که بی شمشیر باشد ، آه آه
چشمهای قدر بر تقدیر باشد ، آه آه
کار دشمن خنده و تکبیر باشد ، آه آه
دیدهام در خواب دارم بی محابا میروم
سمت آن داسی که دارد غنچه را وا میکند
سمت آن رودی که دریا را تماشا میکند
قامتی خم که غزل را بیت پیدا میکند
دید دیگر دست بر دامان زهرا... میرود
ایمان کریمی
#ایمان_کریمی #شعر_شعر_میلاد_سقای_دشت_کربلا #شعر_میلاد_حضرت_ابالفضل #شعر_میلاد_حضرت_ابالفضل_العباس #شعر_میلاد_حضرت_قمر_بنی_هاشم
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
@hadithashk
یا قمرالعشیره
همین که نام قشنگت به روی لب گل کرد
دوباره شعر من از آسمان تنزل کرد
چگونه از تو نوشتن مرا تحیُر داد
اجاق طبع مرا نام نامی ات گر داد
به نام مادر ایشان توسلی کردم
دوباره مثل همیشه توکلی کردم
نوشتم اول صفحه به نام خیر الناس
به نام نامی زیبای حضرت عباس
کسی که از کف دست تو آب مینوشد
قسم به اسم شریفت شراب مینوشد
به اذن حضرت زهرا همیشه سقایی
تو ماه چارده ای نه، تو ماه زهرایی
امید حیدر کرار بودی و هستی
الی الابد تو علمدار بودی و هستی
تو قبله ی سر سجاده ی دعاهایی
تو آن شمایل زیبای ماوراهایی
تو آن نوید امید دل همه هستی
تو آن نسیم بهشتی علقمه هستی
به شان و رتبه کسی با شما برابر نیست
شبیه تو به خدا در جهان برادر نیست
ز برتران دو عالم تو برتری عباس
تو سیدالشهدا را برادری عباس
تو نور دیده عرشی، بلند والایی
تو حسرت شهدا در بهشت بالایی
تو وحشت دل قوم امیه ای عباس
عموی اصغر و عشق رقیه ای عباس
تو مهر ساز تمامیِ مهربان هایی
تو غیرت همه ی آذری زبان هایی
غلام حلقه بگوش اند عالمی، ما هم
اسیر عشق تو هستند ارمنی ها هم
علم کش علم تو هزار میکائیل
ندیده است به آقایی تو جبرائیل
قسم به سرخی وقت غروب عاشورا
علم کشان شب و ظهر روز تاسوعا...
همیشه بیمه ی دست بریده ات هستند
چقدر اهل محل دل به پرچمت بستند
بزرگی تو به عالم همیشه شد اثبات
برای توبه کند واسطه تو را هر لات
َچقدر طفل مریض آمد و شفا دادی
چقدر خرج سفر های کربلا دادی
چقدر نذر برای تو کرده این عالم
چقدر عاشقت هستند این بنی آدم
چه عرض میکنم اصلا؟ شما که آگاهی
برای نذری تو جنگ میشود گاهی!!!
همیشه روز نهم میشود فراوانی
گدا و شاه برای تو میشود بانی
تویی که بر سر کوی خود علقمه داری
چگونه این همه جا در دل همه داری؟
بدون گریه مگر میشود برایت خواند!
رسیده وقت سحر میشود برایت خواند؟
دوباره از سر عشق و نیاز میخوانم
دو جمله روضه تلخ از ریاض میخوانم
نوشته است که وقتی علم زمین افتاد
نگاه زینب کبری به شاه دین افتاد
چگونه میشود این روضه را تجسم کرد
امام تشنه لبان دست و پای خود گم کرد
به دور اهل حرم مثل باد میچرخید
شبیه مار گزیده به خویش میپیچید
شهی که خاک رهش بود گوهر و الماس
به روی خاک نشست و صدا زد ای عباس
#حسین_زارع_زاده
#شعر_شعر_میلاد_سقای_دشت_کربلا #شعر_میلاد_حضرت_ابالفضل #شعر_میلاد_حضرت_ابالفضل_العباس #شعر_میلاد_حضرت_قمر_بنی_هاشم
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
@hadithashk
یا ابالفضل العباس(ع)
شد زمین زیباتر از خلدبرین
آسمان، محو تماشای زمین
آمده دسته گُلِ ام البنین
صورت و صولت امیرالمومنین
این پسر باشد چراغ عالمِین
از طفولیت بوَد مست حسین
فاطمه! زیبا پسر آوردهای
بر علی، شیری دگر آوردهای
بر بنی هاشم قمر آوردهای
بحر عصمت را گوهر آوردهای
مصحف رویش به قرآن دیدنیست
دست و بازویش چو گل بوییدنیست
خنده بر لبهای مولا آمده
در بهاران، یاس زیبا آمده
بهتر از یوسف، به دنیا آمده
از برای خیمه سقا آمده
بهر تبریک آمد از ره جبرییل
مات و مبهوت تماشایش خلیل
ماه، سرگردانِ ماه روی او
در فضا پیچیده عطر و بوی او
دل اسیر حلقهی گیسوی او
اولیا خدمتگذار کوی او
این پسر دردانهی بیت ولیست
این علمدار حسین بن علیست
ماسوا غرق عطای این پسر
زندگی ما فدای این پسر
عالم و آدم گدای این پسر
در دل صدیقه جای این پسر
این پسر لبریز جام اهل بیت
میبرد دل از تمام اهل بیت
تا بود او کس نمیبیند غمی
دور زنها نیست یک نامحرمی
بعد او هر چشم، گردد زمزمی
کودکان را نیست دیگر همدمی
بعد او قدّ حسینی خم شود
بعد او هر معجری محکم شود
محمود اسدی
#شعر_شعر_میلاد_سقای_دشت_کربلا #شعر_میلاد_حضرت_ابالفضل #شعر_میلاد_حضرت_ابالفضل_العباس #شعر_میلاد_حضرت_قمر_بنی_هاشم #محمود_اسدی
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
@hadithashk
جنگ صفین و صحنه هیجا
پهن ی دشت و آنهمه غوغا
سیزده ساله نوجوان رشید
سروِ بالا بلندِ مه سیما
پورحیدر مه بنی هاشم
هیبت مرتضی در او پیدا
مرتضی بر رُخش نقاب افکند
شد روانه بسوی قوم دغا
ذکر لبهاش یا علی حیدر
نقش سر بند اوست یا زهرا
اخم ابروش ذولفقار علی
لرزه افکنده بر صف اعدا
در مقابل معاویه گفتا
به مصافش رود ابو شعتا
گفت من بر هزار اسب حریف
هستم و اهل شام و این فتوا
پسر ارشدم بر او کافیست
می فرستم مقابلش تنها
نُه پسر را یکی پس از دگری
همه را داد او به باد فنا
نوجوانی و اینهمه جرات
اینهمه قدرت آمده ز کجا
شد غضبناک و سوی میدان شد
گیردش انتقام آن اَبنا
حمله آورد لیک نوش نمود
ضربِ شمشیر حضرت سقا
جنگ مغلوبه گشت و حیرانند
همه از رزم این یل رعنا
امر فرمود مرتضی، برگرد
جنگ دیگر بس است زود بیا
جمله جنگاوران به شه گفتند
از چه رخصت نمیدهی مولا
رزم او آنچنان تماشایی ست
که به حیرت کشانده عالم را
پس بفرمود امیر بدر و حنین
او ذخیره بود برای حسین
روزمیلاد آن علی جلوات
بر علمدار کربلا صلوات
#شعر_ولادت_سرداران_کربلا
#شعر_ولادت_حضرت_ابالفضل_ع
#جواد_کریم_زاده
@hadithashk
هرکسی بگذرد ازخودش ز ایثار و یقین
سرخودرابه بر فاطمه آرد پایین
می شود کام و لبش از نم کوثرشیرین
راه دوری نروم مثل خود ام بنین
که همه زندگی اش وقف گل یاس شده
مادرشخصیت حضرت عباس شده
سحر چارم شعبان خدا غوغا شد
به روی ام بنین باب عنایت وا شد
لوح فرخندهء او بار دگرامضا شد
همسرشیرخدا مادر یک دریا شد
که نداریم به زیبایی او در دنیا
پشت این لطف خدای بوده دعای زهرا
بسکه زیباست دهان ها همگی وا مانده
حضرت فاطمه او را پسر خود خوانده
نامعباس به تاریخ، بدن لرزانده
زهرهء لشکریان را همگی ترکانده
چونکه جاری به رگش خون رگ بوالحسن است
مثل بابایش علی فاتح و خیبرشکن است
آمد و آمدنش خیر مداوم آورد
رب، وزیری ز پس والی و حاکم آورد
باب حاجات خدا ،بهر عوالم آورد
قمری بر شجر طیب هاشم آورد
گرچه ماهند همه سلسلهء هاشمیان
ولی عباس مه هاشمیان شد زمیان
نقل زیبایی او هست رمانی ممتد
که به سختی به سر و عقل بشر می گنجد
گرچه در رزم هم او هست بسی سرآمد
ادب اوست که بر هر صفتش می چربد
با ادب بود و ادب برد به بالا او را
پیش مولاش زمین زد همه جا زانو را
تا نفس داشت به دور و بر مولایش بود
همه دم پشت سر رهبر خود جایش بود
سیدی سیدی آوای لب و نایش بود
سایهء زینبیون با قد رعنایش بود
ثانیه ثانیه از بحر امامت اندوخت
تب که میکردحسین کل وجودش میسوخت
گرچه بابایش علی بود و آقا زاده
ارتقا یافت به بالا نه سخیف و ساده
در ره عشق گذر کرد ز پیچ جاده
به امان نامه ی دشمن ره او افتاده
دل ولی سمت امان نامه تزویر نداد
داد سر در ره دین قبضهء شمشیر نداد
سپه کوفه و شام از نظرش رم میکرد
ضربه هایش کمر لشکریان خم میکرد
نعره اش زلزله ها در همه عالم ميكرد
بودنش دلهرهء اهل حرم کم میکرد
رفتنش از حرم اما چه تلاطم ها کرد
راه چکمه به دل خیمهء زینب واکرد
بعدعباس حرم را همگی آزردند
مشک اورا که زدند آبرویش را بردند
رفت تا آب بیارد دل او پژمردند
کودکان مثل رقیه همه سیلی خوردند
داد اطفال همین بود فقط وای عمو
ناخوش احوال همین بود فقط وای عمو
#شعر_ولادت_حضرت_ابالفضل_ع
#مجتبی_صمدی_شهاب
@hadithashk