eitaa logo
حدیث اشک
11هزار دنبال‌کننده
120 عکس
214 ویدیو
12 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" http://hadithashk.com اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @Admin_hadithashk @asgharpoor53 لطفا درخواست تبلیغات نکنید پیام رسان بله https://ble.ir/hadithashk تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
از سامره جلوه بر رُسُل کرد خدا از سامره جلوه بر رُسُل کرد خدا شب را به سوی بهشت پُل کرد خدا می‌رفت که کفر، باغ را خشک کند از بیت حَسَن دوباره گُل کرد خدا نه نوحی و نه خلیل و نه موسایی نه شیثی و نه شعیب و نه عیسایی من ماه ندیده‌ام شبیهت کامل خورشید ندیده‌ام به این زیبایی در روز تولد شما یک سینی با فخر به یک تابلوی تزئینی می‌گفت بیا تو نیز مهمان منی دعوت شده‌ای به شربت و شیرینی یک روز شبیه ابرها گریانم یک روز چنان شکوفه‌ها خندانم دیروز کتیبه‌ی محرم بودم امروز چراغ نیمه‌ی شعبانم از بدر، هنوز هم خبر می‌آید با سیصد و سیزده نفر می‌آید تا پر شود از قسط و عدالت دنیا تیغ دو سر از غلاف در می‌آید  سید میلاد حسنی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
گرما بخش آسمون ها و زمین گرما بخش آسمون ها و زمین بدون تو دنیا رو سرما زده خورده از زندگی بدجوری رو دست هر کسی که به تو پشت پا زده هوای چشام بارونی شد تا که زیر لب اسم تو بردم مهدی عوض شمع برای تولدت چند تا دونه اشک آوردم مهدی هزار و خورده ای ساله شیعه هات شب میلاد تو رو جشن می گیرن از غم ندیدن روی گلت شب میلاد تو هر سال می میرن خیلی به این در و اون در می زنم تا شاید یه بار به چشم تو بیام کاش می شد قسمت نوکرت بشه یه بغل گریه تو آغوش امام عده ای می گن خیال دیدنت شبیهِ به آرزوهای محال تو میای و همه با هم می بینیم رو سیاهی می مونه واسه ذغال  شهریار سنجری لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
چقدر نیمه ی شعبان برسد، تو نرسی دستِ محتاج تر از من، به درت نیست کریم سر زدن به فقرا دردسرت نیست کریم پس کجایی گل نرگس؟ خبرت نیست کریم من و دیدار تو! ... شاید نظرت نیست کریم نیست آلوده تر از نوکر تو هیچکسی چقدر نیمه ی شعبان برسد، تو نرسی باز هم فکرِ دلِ نوکری امشب یا نه؟ با من بی سر و پا، می پری امشب یا نه؟ آبرو ریخته را، می خری امشب یا نه؟ تو مرا خیمه ی خود، می بری امشب یا نه؟ دستِ خالی من از دستِ تو وِل شد چکنم؟ مادرت از گنهم باز خجل شد چکنم؟! معصیت کارم و این، قابل فهمیدن نیست آنکسی آمده که لایق بخشیدن نیست کاشکی عفو کنی، کار تو رنجیدن نیست بهترین دوست من، مثل تو فکر من نیست آنچه من در تو ندیدم، غضب و کم محلی است ثمر عاشق تو بودن من، عشق علی است قطره ی اشک، به دریای علی محتاج است دل بیمار، به احیای علی محتاج است هرکه اینجاست، به زهرای علی محتاج است نجفم باز به امضای علی محتاج است آنکه برنامه ی مهمانی ما را چیده سفره های رمضان را به علی بخشیده وقت تنگ است، پی راه حلی می گردم شَرَّم و باعث خیرالعملی می گردم باز دنبال همان نور جلی می گردم دور زوار حسین بن علی می گردم دل من را وسط آن همه زائر، جا کن سفر کرببلای همه را امضا کن چون خماریم، کمی مِی به پیاله برسان عطری از باغچه ی آن گل لاله برسان گرچه آواره شدیم آه، قباله برسان پای جامانده ی ما را به سه ساله برسان گفت؛ بابا رمقی نیست دگر در بدنم دختری که وسط راه زمین خورد، منم خواب بودم ز بلندی به زمین خورد سرم سرت از نیزه بهم ریخت پس از چشم ترم مادرت دید لگد خورد به روی کمرم عمه دق کرد، شد آتش همه جای جگرم از شرار نفسم خاک بیابان می سوخت پای زخمم وسط خار مغیلان می سوخت اینهمه موی بهم ریخته را باد کشید معجرم روی سرم بود ... نیفتاد ... کشید طرح این خنده ی من را پُرِ ایراد کشید تو نبودی چقدر زجر، سرم داد کشید گوش من رفت ولی گوش برایت مانده بغلم کن، اگر آغوش برایت مانده    رضا دین پرور لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
رسیده‌ای به جلال خود از جمال خودت رسیده‌ای به جلال خود از جمال خودت از انتهای اُفق‌ها از آن کمال خودت تو آمدی که حساب خدا درست آید رسیده‌ای که شوی پاسخ سوال خودت زمان وصل رسد فصل سرد بگریزد که غرق نور زمین سازی از وصال خودت تو آمدی که جهان را پُر از علی بکنی که حل کنی همه را در شکوه آل خودت بخوانی أشهَدُ أَنّ عَلی ولی‌َّالله نشان دهی به جهان جلوه‌ی جلال خودت ظهور کن که ظهورت دعای فاطمه است مبارک است شب مرتضی فاطمه است ادامه‌ی همه‌ی دعوت پیمبرها تجلی ثمرات حسین پرورها حواس فاطمه تنها به نام تو جمع است به التماس دعای تمام مادرها نشین بجای حسن بر گذر، تصدق کن که نوبت من و ما هم شود از آخرها نشسته آل امیه به جای پیغمبر قدم بزن شکند زیر پات منبرها تمام همت ما جمع می‌شود با تو که شیعه را برسانی به فتحِ سنگرها بیا که شیعه به رزمایش تو آماده است بیا به کشور ما ارتش تو آماده است به کعبه تکیه بزن که قیام نزدیک است کنار رُکن یمانی سلام نزدیک است نشانه‌ها همه جا پر شده‌است می‌گویند که ظهر عشق ظهور امام نزدیک است بگو به جمع جهالت به جهل، جولان ده کمی نمانده دگر فتح شام نزدیک است نفس بزن که بریزند زور و ظالم و ظلم بگو به این همه غم التیام نزدیک است مدینه منتظر یک تقاص کهنه‌ی توست مدینه منتظر است، انتقام نزدیک است ورق ورق دل تقویم‌ کربلا با توست چه غم از اینهمه غم تیغ مرتضی با توست بگیر تیغ بنوشند اقتدارِ تو را که تب کنند و ببینند تا تبار تو را بگیر تیغ، خدا را به حال آوری و.. ..میان رزم ببیند علی، وقار تو را به روی گردن گردنکشان قدم بگذار که مُهر خویش کنند آتشین غبار تو را زمین به زیر قدمهای توست می‌شنود شکوه نعره‌ی لایمکن الفرار تو را احُد گذشت محال است تا که در بروند بزن که تا بچشد ضرب ذوالفقار تو را بتاب ای سحر شب فروز ماهستیم قسم به چفیه‌ی آقا هنوز ما هستیم مرا ببخش که با تو قمارها دارم از انتظار خودم انتظارها دارم مرا ببخش که نام تو گفتم و پسِ ذهن برای منتظرانت شعار‌ها دارم مرا هزار امید است و هر هزار تویی ولی ببخش که جز تو هزارها دارم به یاد تو که نیفتاد هرکه من را دید از ادعا و نبودن عیارها دارم مرا به خویش نشان دِه که خسته از قفسم تنیده‌ام به تنِ خود حصار‌ها دارم نگاه توست که ... لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
آمد بهار جانها آمد بهار جانها، معشوق از در آمد ای شاخ تر برقصآ دوران غم سر آمد در وصف گُل همین بس در سامرا بروئید بوی گلاب حُسنش از سوی قمصر آمد آوا دهد منادی با بانگ شور و شادی بر باغ گُل مبارک سروِ صنوبر آمد نر گس ز شوق رویش ، مدهوش شد ز بویش درباغ گل بجویش یاس معطر آمد بر سبزه چون قدم زد، بر باغ گُل علَم زد از هر مناره بانگ الله اکبر آمد لبخند روی فرزند جان میدهد پدر را چون جان به پیکر شاه در بین عسکر آمد بلبل به شاخساران میخواند در بهاران طاووس اهل جنّت با بال و شهپر آمد شد نیمه ماه شعبان با معجز نگاهش گوئی بدست احمد شق القمر برآمد اندر خیال یارش دل بود بیقرارش همراه ذوالفقارش مانند حیدر آمد این نکته گفت مریم مهدی دَم است عیسی با لطف او عصای موسی چو اژدر آمد پشت نماز مهدی صف میزند ملائک بر انبیا چو احمد مهدی بُوَد سرآمد گفتم به دل چِسان شد عالم چنین مصفّا گفتا خنُک نسیمی از کوی دلبر آمد” تا عمر مانده باقی شو مست جام ساقی کو از سرای جنت با جام کوثر آمد آمد که دیو ظلمت از هیبتش گریزد نور فرشته ای که چون مهر خاور آمد عشق است روی مهدی مستم ز بوی مهدی کز مشک و عود و عنبر هر بار خوشتر آمد    جواد کریم زاده لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
آسمان ابر شد و موسم باران آمد آسمان ابر شد و موسم باران آمد بارش عشق به امداد بیابان آمد دلمان گرم شد از بارش نورش وقتی دست مهرش به سر سوز زمستان آمد فصل ویرانگی ام طی شد و نرگس گل داد سر و‌ سامان دل بی سر وسامان آمد دفتر دوره ی دلواپسی ام بسته شد و فصل دلتنگی آدینه به پایان آمد شد زلیخا همه ی شهر زمانی که شنید یوسف فاطمه از جانب کنعان آمد محشری کرد به پا هیبتِ قَدْ قامت او جلوه کرد و به تن مرده ی ما جان آمد باده ای بود که در خمره ی حق می جوشید ساغری بود که با خیر فراوان آمد یازده آیه تطهیر رسید و پس از آن وقت تفسیر شد و سوره ی انسان امد رد شد از خاطره ی سیزده آیینه ی نور ماه کامل شد و در نیمه شعبان آمد  منصوره محمدی مزینان لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
کاش همین جمعه ظهورِ تو بود کاش همین جمعه ظهورِ تو بود در همه جا جشن و سُرورِ تو بود کاش همه مسجد و محرابِ ما آینه پردازِ حضورِ تو بود از حرمِ فاطمه تا جمکران بزمِ گل افشانیِ نورِ تو بود کاش که بر روی لبِ عاشقان زمزمه ی شعر و شعورِ تو بود کاش به قم سر بزنی از کرَم تازه شود حال و هوای حرَم پرتوِ این شهر همه ایزدی یک سر بر عمّه ی خود می زدی عمه ی تو دستِ شفاعت بوَد صاحبِ ابوابِ کرامت بوَد حضرتِ معصومه عزیزِ خدا دخترِ والای امامت بوَد در حرمِ نور تو را منتظر سینه ی او تشنه ی دریای مِهر پس تو کجایی پسرِ فاطمه؟ زرد شده چهره ی عالم همه خاکِ رَهت سرمه ی چشمانِ ما عشقِ تو سرلوحه ی ایمانِ ما ما همه تن چشم به راهِ توییم مست ز یک ذرّه نگاهِ توییم عالم ما منتظرِ روی توست جانِ جهان عاشقِ ابروی توست کاش که این فاصله ها کم شود نورِ تو در دیده مُجسّم شود!  هستی محرابی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
زیباترین بهانه برای سرودنی زیباترین بهانه برای سرودنی تنها دلیل خلقت بود و نبودنی گرم است با حضور تو بازار شعر من زیرا فقط تویی تو هوادار شعر من گلواژه ی تمام غزل ها قصیده ها سبک جدید گویش و طراح ایده ها پایان خواب‌های دروغین به‌دست توست جان دوباره دادن بر دین به‌دست توست میخوانمت به نام خودت آسمان عشق سوگندمیخورم به تو یعنی به‌جان عشق از سختی تمامی دوران دلم گرفت از این همه گناه فراوان دلم گرفت ازاین همه دورویی وبی مهری و نفاق از قحطی و نبودن ایمان دلم گرفت نوری که بی تو جلوه کند تار می شود حتی بهشت بی تو همان نار می شود بی سمت وسوترازهمه ی بادهای شهر حرف رسیدن تو چه تکرار می شود این روزها بدون تو شب جلوه میکنند این آسمان بدون تو آوار می شود باید بیایی از سفر ای سایه ی سپید خورشید از نبودن تو تار می شود دنیا مرابه غیرتو مشغول کرده ست در غرب ضد آمدنت کار می شود تو نیستی و این همه بغض ترک ترک دارد به روی سینه تلمبار می شود پس زودتر بیا ز سفر ای صبور من آخر شکست پای ظهورت غرور من برگرد تا که آینه ها بی تو نشکنند آیینه ها حکایت جان و دل منند برگرد تا که خنده شودگریه های ما پیش خدا رود نفس ” ای خدای ما” برگرد ای طراوت سرسبز باغ ها پایان بده به عمر دراز فراق ها برگرد – اصل مطلب و خاطر نشان عشق سوگند میخورم به تو یعنی به‌جان عشق ما هر چه می کنیم که آدم نمیشویم بر خیمه گاه سبز تو محرم نمیشویم تقصیر ماست این همه دوری و انتظار ما حق مان همیشه خزان است نه بهار ما عاشقیم و هیچ دعایی نمی کنیم ما فکر می کنیم ریایی نمی کنیم ما بی خودی به نام توسوگندمیخوریم وقتی که از گناه و جهالت همه پریم ما که لیاقت تو و عشقت نداشتیم بیخود به‌روی نام خود `عاشق” گذاشتیم  محمد حسن بیات‌ لو لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
اومدم دعا کنم تا که بیای اومدم دعا کنم تا که بیای هی خداخدا کنم تا که بیای بعداز این میخوام که همراه دعا دوری از خطا کنم تا که بیای اومدم بگم منو نگا کنی تو نمازشب برام دعا کنی اومدم که التماست بکنم نشه یک لحظه منو رها کنی اگه تو بیای آقا بهار میاد تو دل منتظرات قرار میاد یه روز عاشقات بهم خبر میدن آقامون داره با ذوالفقار میاد میای و لبارو خندون می کنی مهربونی رو فراوون می کنی شب انتظار دیگه تموم میشه میای و دردا رو درمون می کنه میایو غم از تو سینه می بری میاری صفا و کینه می بری کاشکی که زنده باشیمو ببینیم که میای مارو مدینه می بری میای و با چشمای تر میخونی میای از غربت حیدر میخونی چه قیامتی میشه وقتی آقا... برا ما روضه ی مادر میخونی کاشکی از باغ خزونت بخونی از عموی مهربونت بخونی ما چقد لطمه بصورت می زنیم وقتی که از عمه جونت بخونی  سید مجتبی شجاع لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
یا مهدی(عج) رسیده نیمهٔ شعبان و بازم تموم شهر و کردن ریسه بندون شده میلادت و با خونِوادم به عشقِ تو زدم از خونه بیرون گرفتن توو خیابون جشن امّا ندارم به جهانِ بی تو مِیْلی پریشونم! نشسته توو چشام، اشک... بدون تو هوا دلگیره خیلی شدم خیره! چه حسّ خوبی داره گمونم با نوکِ بالِ فرشته با خطّ و نقش ِ آبی و طلایی رو پرچم ذکرِ یا مهدی(عج)” نوشته برام خیر” و همیشه خواستی-امّا نفهمیدم! دلم دنبالِ شر” رفت خودت که شاهدی پایِ جهالت جَوونی و همه-عمرم هدر رفت زبونم سرکش و بی بند و باره اسیرم کرده حرفایِ اضافه م چقد زخم زبون و لغو و غیبت... من از دستِ خودم خیلی کلافه م یه روزایی خصوصا عصرِ جمعه با هر کی جز خودت کمرنگ میشم میرم کز میکنم ساکت! یه گوشه شبایی که برات دلتنگ میشم پشیمونم پشیمونم پشیمون نگو دیر اومدی! هر چند دیره ازش بیزارم و بد ضربه خوردم نذار دنیا” تو رو از من بگیره یِوقت از من نگاهاتو نگیری آخه من هیچکی و جز تو ندارم لبالب میشه از عشقت وجودم... به قران! هر چی اسمت رو میارم الهی قسمتم باشه شهادت بشم پرپر الهی در حضورت تموم ِ خونواده م! هر چی دارم به قربونِ تو و صبحِ ظهورت ببین آوردم اونا رو با حاجت برآورده کن آقاجون دعام و الهی که فداییِ تو باشن ببین نذر تو کردم بچه هام و خرابش کردم و حالم خرابه خودم رو باید از اوّل بسازم بشه تا شاملِ حالم نگاهت نشستم قاطیِ خوبات-بازم تا که امضا بشه برگِ ظهورت همین دیشب واست احیا گرفتم قسم دادم خدا رو...بین گریه- سراغ از مادرت زهرا(س) گرفتم بیا و انتقامش رو علَم کن که از داغش پُر از سوز و گدازم تموم دلخوشیم اینه میای و کنارِ تو حرم واسش میسازم!  مرضیه عاطفی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
ای کاش تنها عاشق زار تو باشم ای کاش تنها عاشق زار تو باشم ای یوسف زهرا خریدار تو باشم هر لحظه از عمرم به دنبال تو بودم تا لایق یک لحظه دیدار تو باشم بی تو فقط آشفتگی سهم دلم شد آقای من بگذار بیمار تو باشم سربازی تو آرزویم بوده و هست دیگر نمی خواهم که سربار تو باشم دنیا اسیرم کرده اما دوست دارم تا لحظه‌ی مردن گرفتار تو باشم کی می‌شود ای آنکه شرح «هل اتا»یی مهمان یک خرمای افطار تو باشم با واژه‌های ناحیه آتش گرفتم تا هم‌نوای آه غمبار تو باشم  روح‌اله‌گایینی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
دامن باد صبا با گُل لبخند آمد دامن باد صبا با گُل لبخند آمد لب تقویم به پابوسی اسفند آمد نفس آینه از دیدن او بند آمد آخرین سوره‌ی توحید خداوند آمد می چکد آیه‌ی تطهیر از این آبِ حیات مَقدم گُل‌پسر حضرت نرجس صلوات سِرِّ مجنونی عشاق عیان خواهد شد هرچه ناگفته ‌ی عشق است..،بیان خواهد شد در زمین صحبت آقای زمان خواهد شد ” عالم پیر دگر باره جوان خواهد شد ` تو شروعی ، تو طلوعی ، تو چراغ‌اَفروزی تو نگاری ، تو بهاری ، تو خودِ نوروزی لوح ایمانِ مُزیَّن به دعا یعنی تو در دل صور یقین زنگِ صدا یعنی تو پُل نزدیک به دیدار خدا یعنی تو کُلُّهُم؛ پنج‌تن آل عبا یعنی‌ تو! حسنی‌زاده‌ترین احمد مختار تویی فاطمه‌وارترین حیدر کرار تویی تو همان کشتی در عرش شناور هستی گل خوشبوی بهشتی که معطر هستی بهترین نسخه ‌ی یک مرد دلاور هستی وارث تیغ دو دَم‌ ، وارث حیدر هستی ظرف میلاد تو مَظروفِ علی را دارد پای تو کعبه گریبان بدرد..،جا دارد چارده شاخه‌ی گُل جمع شده در باغت هر سحر حضرت جبریل شود مشتاقت مکّه‌ی قلب مرا فتح کند اخلاقت تکیه بر کعبه بزن..،دل ببر از عُشّاقت ما عجم ها..،همه سلمانِ مسلمان توایم خادم مرقد سلطان خراسان توایم لحظه ی دیدن خورشید ، نویدِ فرداست آخرِ جاده ی این رود ، شکوهِ دریاست شوق دیدار تو از برق نگاهم پیداست سامرا؛ صحنه‌ی پیدایش زیبایی هاست به همان تربت اعلات قسم..، جانِ منی! همه‌ی دلخوشی نیمه‌‌ی‌ شعبان منی دشت خشکیده ی ما چشم به باران دارد یوسف مصری ما میل به کنعان دارد کم کن این فاصله ها را..،اگر امکان دارد مادرم سخت به برگشت تو ایمان دارد وای از این در به دری ، وای از این خون‌جگری پدرم پیر شد و از تو نیامد خبری حس تردید نشسته است به روح و جانم هُرم کفر است که آتش زده بر ایمانم رونقی نیست در این کاسبیِ دکانم گره کور ظهور تو منم..،میدانم! با همین وضع دلم..،بس که شما آقایی بخدا شنبه هم آدم بشوم..،می آیی! بغض دیروزی تو ، گریه ی فردای من است روی دیوار وصالت رد خون‌های من است دیگران را مَنِشان پشت درت..،جای من است مسجد تو همه ی لذت دنیای من است! جمکران؛ گریه‌ی بسیار فقط می چسبد روضه‌ی مشک علمدار فقط می چسبد دشت در همهمه ی نیزه و شمشیر افتاد دست کفتار‌صفت ها بدن شیر افتاد در دل کاسه‌ی چشمان یلی..،تیر افتاد ساقی اهل حرم بین کمین ... لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹