یا اهل بیت النبوه
غیر جنون غیر عشق کار ندارد
این دل دیوانه اختیار ندارد
صحبت یار است و یک لحظه عبورش
حق بده قلبم اگر قرار ندارد
من نه فقط ،هر که شده عاشق آن حُسن
غیر تماشاش کاروبار ندارد
هرکه به دورش پرید، هستی خود داد
آخرِ پروانگی مزار ندارد
او همه زیبایی خداست و آمد
دید خدا تابِ انتظار ندارد
دست و دلم ریخت تا شنید محمد
جان من این عاشقی هوار ندارد؟
روز ازل لب زدم به جام محمد
شکر که دیوانهام به نام محمد
صادر اول تویی تعیُّن عظما
جلوهی اعظم تویی تجلی اعلا
این خط و ابرو و روی خال نباشد
جمع خدا کردهاست جملهی اسما
دیدن اوج تو و شکوه تو هیهات
فهم تو با جمله انبیاست نه حاشا
نور نگاه تو در آن طور تجلی
آتش موسی است یا که قبلهی عیسی
ما نتوانیم حق حمد تو گفتن
با همه کروبیان عالم بالا
آتش نمرود شد بهشت برایش
نام تو را تا خلیل برد به لبها
شعله گلستان شد از سلام محمد
شکر مسلمان شدم به نام محمد
چشم جهان روشن از جمال محمد
مکه شده مکه از جلال محمد
زلف پریشان نما که خلق بمیرند
خون همه عاشقان حلال محمد
مست علی گشت هرکه زد دو سه تا جام
از لب سرچشمهی زلال محمد
اینکه پرش سوخته جبرئیل امین است
برده سرش را به زیر بال محمد
از احد احمد رسید تا که سُرایند
شمهای از کوکب کمال محمد
بر سر عرش است این مصرع سعدی
” عشق محمد بس است و آل محمد”
بوی علی می دهد تمام محمد
شکر که دیوانهام به نام محمد
باز تبسم نما بهانهی زهرا
جلوه کن ای ذکر دانه دانهی زهرا
جان خدیجه همه جهان علی تو
جاذبه نور جاودانهی زهرا
هر سر صبح آمدی مقابل خورشید
تاکه سلامی کنی به خانهی زهرا
آمده جبریل باز پشت قدومت
سجده کند تا به آستانهی زهرا
بین دو پهلوی تو فاطمهی توست
هر ضربان دلت نشانهی زهرا
هست فقط فاطمه هر نفس تو
هست فقط یا علی ترانهی زهرا
یاد تو آمد به یاد فاطمه هستیم
شکر که ما خانهزاد فاطمه هستیم
نور تو برد از ازل قرار علی را
دید جهان در تو آبشار علی را
ماه ربیع است و در هوای شکفتن
با خودت آوردهای بهار علی را
تو علی و او تو است پس تو رسیدی
تا که ببیند خدا دوباره علی را
آمدی و بعد خود به هر شب و هر صبح
میکشی ای عشق ...
#حسن_لطفی #شعر_ولادت_امام_ششم #شعر_ولادت_امام_صادق #شعر_ولادت_اهل_بیت #شعر_ولادت_پیامبر_اکرم
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
عبدی که شود مال خدا مال کسی نیست
دنبال کسی باش که دنبال کسی نیست
خرجی گداهای حرم پای کریم است
جز دوست، کسی باخبر از حال کسی نیست
در راه تقرب، دل ما سخت پسند است
مشتاق رخ یار، پی خال کسی نیست
هرچند که زشتیم و سیاهیم ... بلالیم
این لکنت ناخواسته اشکال کسی نیست
جز مهر نبی پیش خدا هیچ نداریم
در سینه بجز آل نبی، آل کسی نیست
او آمده تا فاطمه اش را بشناسند
بی فاطمه، امیّد به اعمال کسی نیست
عرشی که نبرده است خدا هیچ کسی را
جز او و علی، جای پر و بال کسی نیست
پرونده ی ما خط به خطش صوم و صلات است
سرمایه ی ما در صف محشر صلوات است
عقباست سرا پرده ی دنیای پیمبر
دنیاست پُر از جلوه ی عقبای پیمبر
او درس نخوانده شده استاد ملائک
جبریل شده واله ی املای پیمبر
لاحول و لا قوه الاّی رسولان
معنا ندهد جز وی و منهای پیمبر
موسای شبان مانده چنان در کف طورش
که بوسه نشانده به کف پای پیمبر
طوبای درِ خانه ی زهرا قد رعناش
ریحانه ی بابا شده زهرای پیمبر
با دست علی نامه نوشته به سلاطین
پس معجزه دیدند از امضای پیمبر
این عقد اخوت شده خود، ریشه ی وحدت
خوابیده علی وقت بلا جای پیمبر
یکسو همه کفار و نبی سوی علی بود
تیغ دو سرش، تیغ دو ابروی علی بود
شد لشکر عامی تو هر یک نفر از ما
ای کاش بگیری خبری مختصر از ما
ای رحمت مطلق! تن ما را سر بازار ...
بر، دار اطاعت کن و بردار سر از ما
ما را سحری مثل اویس قرنی کن
ارزانی تو! ... جان گران را بخر از ما
سلمانی موهای تو افتاده به سلمان
پس نیست در ایران تو آشفته تر از ما
قرآن دلت سوخت و قرآن خدا نه!
با سوختن آن شده دفع خطر از ما
از لطف تو و فاطمه و جود حسینت
عمریست خریدند محرم صفر از ما
حیران تو بودیم دم گنبد خضراء
از سمت نجف باز گرفتی خبر از ما
رفتیم و در ایوان طلا، بست نشستیم
گفتیم مسلمان تو و فاطمه هستیم
ای سلسله ی موی تو زنجیر حقایق
ای شرح افاضات تو منظومه ی صادق
رزق سحرت از سر ما نیز زیاد است
رزّاق، خدا بوده ولی دست تو رازق
با پینه ی پیشانی تو بر سر سجده
باید برسد اینهمه مخلوق به خالق
نه صاحب مالیم، نه دنبال زر و سیم
قربان فقیرت که شده صاحب منطق
شاگردی شاگرد تو شد کار اساتید
دلباخته ی درس تو هستند خلائق
یک عمر فقط حرف تو تبیین علی بود
شد جنگ تو تبدیل مخالف به موافق
خرمای علی شیعه ی اثنی عشری ساخت
گفتی علی و گفت علی مغرب و مشرق
والله همین است و همین است و همین است
رزق نجف و کرببلایم ز مدینه است
هرکس که شده حضرت صادق نگرانش
افتاده عجب قند و نباتی به دهانش
امشب به خدا وصل شو از راه توسل
تصدیق کن او را و سحرگاه بخوانش
پائین حسینیه نشستن هنر اوست
گفت آنکه حسینی شده بالا بنشانش
او دوستمان دارد و ما نیز محبیم
او لطف به ما کرده و بندیم به جانش
راضی شده ما را ببرد بین تنورش
محتاج همینیم نه محتاج به نانش
چسبیده ام امشب به ضریحش چو غباری
آنهم چه ضریحی! که غبار است نشانش
ای باد صبا از سوی ما هم گذری کن
هرکس که دلش سوخت، به زهرا برسانش
من سائل کورم که ندیدم کرمش را
ای کاش بسازند به زودی حرمش را
#شعر_ولادت_حضرت_محمد_ص
#شعر_ولادت_امام_صادق_ع
#رضا_دین_پرور
@hadithashk
اوج پروازم آستانهی توست
مقصد بالم آشیانهی توست
سبک زیبای زندگانی من
به لبم باز هم ترانهی توست
آمدی و محبّت آوردی
مهربانی فقط نشانهی توست
ای وَرای تصور دنیا
از زمین تا خدا کرانهی توست
آمدی، طبع شاعرم گل کرد
غزلی را که عاشقانهی توست
آرزوی همه پیمبرهاست
شال سبزی که روی شانهی توست
معجزات رسیدنت گویاست
که بگویی زمان زمانهی توست
روشنی بخش ظلمت دنیا
نخل اسلام از جوانهی توست
با تو نام زبانزدی داریم
دین ناب محمدی داریم
ای رسول خدا - امین خدا
رحمت الله مسلمین خدا
ای نثارت درود جبرائیل
ای به معراج همنشین خدا
ای رسیده به گوش تو در عرش
صوت زیبا و دلنشین خدا
ای اصولت کرامت و خوبی
ای مرامت دوام دین خدا
مثل ماه شب چهارده بود
دست تو بین آستین خدا
لحظهی خلقتت یقین دارم
به تو بوده است آفرین خدا
مکه از مقدمت مبارک شد
با تو شد مکه سرزمین خدا
معدن خیر و رحمت و برکات
به قدوم مبارکت "صلوات"
#شعر_ولادت_حضرت_محمد_ص
#محمدحسن_بیات_لو
@hadithashk
دلم به غیر شما با کسی موافق نیست
گلی بهعطر خوش پیچک و شقایق نیست
به دست آتش دوزخ همیشه در بند است
به نام نامی تو هرکسی که عاشق نیست
به غیر سینهی پاکت که معدن علم است
دگر به هیچ کجا این همه حقایق نیست
به پای مکتب تو هر که آمد عالِم شد
برای فهم کلاست غریبه لایق نیست
نشستهام بدهم گوش بر روایاتت
قسم به جان تو بهتر از این دقایق نیست
اگر که مذهب من جعفری و شیعه شدم
مراد مکتب من جز "امام صادق" نیست
#شعر_ولادت_امام_صادق_ع
#محمدحسن_بیاتلو
@hadithashk
انگور بر ضریحت، شیرین شراب مستان
شیرینتر از عسل بود، لعل لب تو ما را
روی سر جهان است، دست خدایی تو
جز تو کسی نباشد، وجه و ید خدا را
افتادهام به سجده، در رو به روی ایوان
باید بگیرد از دم، کلّ نجف طلا را
شد نعمت خداوند، نازل به سمت شهرت
هستم ز روز خلقت، آواره این سرا را
از لطف و رحمت تو، راهم فتاده این جا
پس میکنم طوافت، این سعی با صفا را
اذنم تو دادهای گر، آوارهی حسینم
چون جز تو رهبری نیست، سلطان کربلا را
جز شیر ربّ نیارد، شیر نری چو عبّاس
از دست تو بیاموخت، در کودکی وفا را
وصف تو را توان این کمترین نباشد
با اذن ربّ نوشتم، این مدح و این ثنا را
#شعر_مدح_امیرالمومنین_علی__ع
#شعر_مناجات_امیرالمومنین_علی__ع
#امیرعلی_شهریار_راد
@hadithashk
اوج پرواز ملائک تا علیست
ذکر خوبان عوالم یا علیست
ذکر تسبیح ملک در آسمان
نعره های لا فتی الا علیست
دستگیر ماست امروز از وفا
شافع روز جزا فردا علیست
کفر گوید هر که میگوید خداست
گر چه مرد روز وانفسا علیست
برترین اعجاز پیدا مرتضاست
تا ابد اعجاز ناپیدا علیست
نوح اگر کشتی بیاندازد به آب
جان پناه نوح در آنجا علیست
شد به آغوش گلستان گر خلیل
آن گلستان را یقین معنا علیست
گر عصا در دست موسی مار شد
دست اعجاز خود موسی علیست
هم که دارد دست حق در آستین
هم که انوار ید بیضا علیست
علت ایجاد هستی مصطفاست
علت پیدایش طاها علیست
کوثر جان محمد فاطمه است
آن که بر او گشت اعطینا علیست
بر دو پیکر روح واحد داده حق
هم علی زهراست هم زهرا علیست
گفت قرآن از تلاقی دو بحر
از قضا گفتند یک دریا علیست
آن یکی زهراست این هم مهر او
مهر زهرا هم خود مولا علیست
آب حیدر ، خاک حیدر ، باد هم
نار و نورِ طورِ در سینا علیست
عالمِ علمِ زمین و آسمان
مالک مُلک و مَلَک تنها علیست
ساکن خاک زمین با خاکیان
زائر ذات هو الاعلی علیست
ریشه نخل ولایت جای خود
برگ و بار سدره و طوبا علیست
حاکم خلوت نشین سائلان
کیسه بر دوش دل شبها علیست
آن که کرده نطفه های پاک را
عاشق و شوریده و شیدا علیست
مرتضی با حق همیشه با هم اند
خوش به حال حق که دائم با علیست
شد قلم قاصر که بنویسم از او
برتر از هر واژه و معنا علیست
ای مریدان فلان ابن سوال
خاکیان پاک را بابا علیست
چون قیاسش با خطاکاران خطاست
فاش باید گفت بی همتا علیست
از ازل بوده امیرالمومنین
تا ابد بر ما سوا مولا علیست
#شعر_مناجات_امیرالمومنین_علی__ع
#شعر_مدح_امیرالمومنین_علی__ع
#داریوش_جعفری
@hadithashk
بگو که می گذرد جمعه های تکراری
بگو چه چاره کنم از نوای تکراری؟
دوباره نغمه ی" عجل فرج" به لب دارم
دوباره زمزمه ام شد دعای تکراری
نشسته ام سرِ کوچه که بنْگَرَم رویت
ببین چه خسته ام از رد پای تکراری..
مریض روی تو هستم، شفا بده من را
بپیچ نسخه ی من با دوای تکراری
هوای خطه ما بی تو تار و آلوده ست
نفس بده به دَمَم در هوای تکراری
اذان مأذنه صوت تورا طلب دارد..
..دگر زده شده ام از صدای تکراری
نه سفره بوی تو دارد ،نه بَرْکَت و رزقی
نخورده سیر شدم از غذای تکراری
بیا و هفته ی مارا به جمعه مژده بده..
بگو که می گذرد جمعه های تکراری
#شعر_مناجات_امام_زمان_عج
#مجتبی_دسترنج_ملتمس
@hadithashk
آنچه دارد خالقِ گیتی ، نمایان می کند
یک گلی داده ، که دنیا را گلستان می کند
رحمة للعالمینش را فرستاده خدا
خیر واسع بر تمام خلق ریزان می کند
گاهِ میلادِ محمد،خاتم پیغمبران
کزقدومش کل هستی راچراغان می کند
جبرئیل بگرفت چون قنداقه اش را در بغل
روی همچون ماه او را بوسه باران می کند
بت پرستان مات و مبهوتِ جمالِ مصطفی
جذبه اش هر کافری را هم مسلمان می کند
بوی مُشک و عَنبر از دامان پاک آمنه
مرهمی باشد که درد عشق ، درمان می کند
گر نمی آمد محمد، آفرینش هم نبود
عشق پیغبر،علی را مرد میدان می کند
چون به عالم کرد ارزانی وجودحضرتش
سینه اش را حافظ آیات قرآن میکند
آسمانی ها ورا احمد خطابش میکنند
خدمتش را هر مَلَک با روی خندان می کند
#شعر_ولادت_حضرت_محمد_ص
#مرتضی_عابدینی
@hadithashk
کسی آمد که در او چشمهی اسلام پیدا هست
که علمی از لدنی در وجود او هویدا هست
نشسته پای درسش عقل و دارد او سر تعظیم
که صادق وارث علم علی و آل طاها هست
اگر منبر به خود دیدهست دریایی چنین ژرفا
علی در علم اگر دریاست، این فرزند دریا هست
نباید قطرهای از بادهی این خم زمین ریزد
که کام عرشیان از بادهی او در تمنا هست
جهان و مردمانش تشنهی شهر و در علمند
بپرسیدش که او اسرار و رمز و راز دنیا هست
الا دنیا، ببین رخسار او آیینهی وحیست
در این آیینه جبراییل هم محو تماشا هست
مفضّل خوب میداند میان ظلمت دنیا
طلوع آفتاب علم بیاندازه زیبا هست
اگر اسلام و دین حق به نام مکتبش باقیست
تمامِ ریشهی این باغ، از آن چشمه برپا هست
قلم در دست او شلاق بر بنیان ظلمت شد
همان که مکتبش روشنگر آیین فردا هست
مدینه امشب انگاری وضو از نور میگیرد
در آغوشش ببین خورشید آل مصطفی را هست
به روی سفرهی دنیا چنان بخشیده نانش را
که نان دست صادق قوت جان اهل تقوا هست
«نسیم صبح صادق میوزد از گیسوی صادق»
که در میلاد او امشب جهان لبریز معنا هست
#شعر_ولادت_امام_جعفر_صادق_ع
#احمد_علمدار
@hadithashk
از قضا ما را خدا از اهل ایمان می نویسد
ما أطیعوالله می دانیم ، قرآن می نویسد
قُل تَعالَو نَدعُ می خوانیم ، ثابت می کند ما
مومنِ عشقیم ، آری آلِ عمران می نویسد
در مسلمانی قدم برداشتیم آنجا که حیدر
ما مسلمانِ علی هستیم ، سلمان می نویسد
سختی از دین نیست -لا اِکراهَ فِی الدّین- شیعه هستیم
مذهبِ ما را امامِ صادق آسان می نویسد
صادقُ الوَعدیم ، ما را عشق اینسان می پسندد
صادقُ القَولیم اگر از راستگویان می نویسد
حرف از ابراهیم از آتش می شود ، کو یارِ صادق؟
از تنورِ خانه می پرسم ، گلستان می نویسد
سرّ تبیاناً لِکلِّ شیء یعنی او که حتی
طفلِ مکتب خانه اش تفسیر تبیان می نویسد
آفرینش در نگاهش شرحِ توحیدِ مُفضَّل
علم یعنی قالَ صادق ، اِبنِ حیّان می نویسد
خیل عشاقش فراوانند شاهد دارم از عشق
عاقبت ما را هم از خیل شهیدان می نویسد
#شعر_ولادت_امام_جعفر_صادق_ع
#محسن_ناصحی
@hadithashk
پیغمبران که بی تو معظم نمی شوند
بی تو گزیده در همه عالم نمی شوند
در خیل انبیا ، همه تنها پیمبرند
بی گفتن از وجود تو ، آن هم نمی شوند
دیگر پیمبران اولوالعزم در قیاس
هم وزن با رسالت خاتم نمی شوند
صاحب کتاب مردم دنیا چرا ، ولی
شرط قبول توبه ی آدم نمی شوند
افلاک ، بی تو معنی بودن ندارد و
منظومه های بی تو منظم نمی شوند
هم بی تو این زمین به تعادل نمی رسد
هم کوهها بدون تو محکم نمی شوند
بی تو تمام حیِّ علاهای مأذنه
بعد از شهادتین فراهم نمی شوند
ناگفته های سرّ تو با خالق تو را
غیر از علی و فاطمه محرم نمی شوند
٭
ای آفرینش از تو گرفته است تار و پود
ای وسعت مقام تو بی مرز و بی حدود
ای کوهها به بردن نام تو در قیام
ای رودها به گفتن ذکر تو در قعود
ای در اذان مأذنه ها زنده تا ابد
ای در گلوی هرچه مؤذن پر از سرود
برگرد ای رسول ! حرایی بیافرین
پرشد دوباره عرصه ی تاریخ از یهود
وقتش رسیده، باز الم یجعلی بخوان
شد وقت آنکه باز ابابیلها فرود
می بینم اینکه مردمِ در شعب روسفید
می بینم آنکه روی ابوجهل ها کبود...
٭
یاغی شده است کفر ، زمان مقابله است
طوفان شده است و شهر مهیای زلزله است
پای صلیب در شب نجران شکسته شد
برخیز یا رسول که وقت مباهله است
دنیای ظلم یک طرف اسلام یک طرف
ناحق و حق همیشه دوسوی معادله است
از صحبت و مذاکره دیگر گذشته کار
اصلا چه جای حرف چه جای معامله است
چرخی بزن به معرکه ی ثم نبتهل
حالا که انزوای تو را کفر ، یک دله است
*
می بینم اینکه ظلم جهان را گرفته است
از ما دوباره تاب و توان را گرفته است
دستان استغاثه ی ما رو به آسمان
حس قنوت ، پیر و جوان را گرفته است
در استجابت غزلی را که گفته اند
دست بهار، جان خزان را گرفته است
از شام تا یمن پر از الله اکبر و
شور علی زمین و زمان را گرفته است
آل سعود ، شعله ور از بشکه های نفت
خون عقیق ، دامنشان را گرفته است
فریادهای سیصد و چندی سوار سبز
از لشگر سیاه ، عنان را گرفته است
بر بام کعبه نام علی نقش بسته و
بوی خدا تمام اذان را گرفته است.
#شعر_ولادت_حضرت_محمد_ص
#محسن_ناصحی
@hadithashk
رساندهام به حضور تو قلب عاشق را
دل رها شده از محنت خلایق را
دلی که پر زده تا کوچهباغهای بهشت
که غرق نور و تبسم کنی دقایق را
نگاه کن به دلِ خسته از تحیرها
ببار جرعهای از کوثر حقایق را
مسیح عشقی و یک گوشهچشم تو کافیست
که با رضای تو دارم رضای خالق را
مرید صبح نگاه تو میبرد از یاد
مگر ترنم «قال الامامُ صادق» را؟
تو ماه روشنِ من در قنوت نیمهشبی
هنوز سهم جهان است از تو تشنهلبی!
::
تو آمدی و جهان غرق در خِرَد میشد
دلیلها همه با عشق مستند میشد
تو آمدی پر و بالی دهی به این دلها
به پای درس تو هفت آسمان رصد میشد
خوشا به حال دلی که عروج را فهمید
مسیر روشن تو از بهشت رد میشد
میان آن همه شاگرد شد سعادتمند
کسی که مذهب عشق تو را بَلَد میشد
نفس زدی و جهان را حیات بخشیدی
تجلیات الهی، الی الابد میشد
شدهست جلوهگر از هر کرانه آیاتت
جهان نشسته سر سفرۀ روایاتت...
::
غبار مقدم تو عطر آشنا دارد
برای دیدهام اعجاز کیمیا دارد
گدای خانه به دوش توام، قبولم کن
گدای تو به جز این آستان کجا دارد؟
دگر چه جای گلایه ز فقر میماند
کسی که در دو جهان، مهربان! تو را دارد
دل شکستۀ من حرفهای ناگفته
دل شکستۀ من شوق التجا دارد
کسی که بوده تمام وجودش از جودت
در آستانهات امشب دو خط دعا دارد
همیشه آرزوی پر زدن به سوی بقیع
همیشه حسرت دیدار کربلا دارد
چه میشود همۀ عمر با شما باشم
غبار صحن تو و صحن کربلا باشم
#شعر_ولادت_امام_جعفر_صادق_ع
#یوسف_رحیمی
@hadithashk