حکمت فرهنگ
💠نشست روش تبدیل گزارههای دینی به انگاره اجتماعی 🔷 ارائهدهنده: 🎤 دکتر علیرضا شجاعی زند دانشیار گر
یکی از اصول مهم در سیاستگذاری دینداری، ادراک تمایز میان گزارههای دین و گزارههای فرهنگ است؛ موضوع این نشست با محوریت این تمایز، قابل استفاده خواهد بود.
@HekmateFarhang
هدایت شده از یک لیوان شطح داغ
تأملاتی در باب فناوری زیارت
چند روزی است توفیق زیارت عتبات همراه خانواده دارم.
این روزها کارم شده یه کنج از حرم پیدا کنم، خیره شوم به گنبد، چمباتمه بزنم و فکر کنم.
موضوع فکرهایم «فناوری زیارت» است؛ فناوریای که اهلبیت طراحی کردهاند تا چارچوب ارتباط ما با آنان باشد. اما این فناوری پس از قرنها دچار چالشهایی شده که نیازمند نوآوری است.
یکی از مهمترین چالشها، نوع دینداری مردم ایران است. عموماً ارتباط معنوی ما نه از مسیر دعا و نماز و قرآن، بلکه از مسیر روضه و اشک شکل میگیرد. و اینجاست که چالش آغاز میشود. مدیران اعتاب هم معمولاً به این مسأله توجهی ندارند و سیاستگذاریهایشان باعث محدود شدن بسترهای روضهخوانی شده است. نتیجه اینکه زائر وقتی وارد حرم میشود، جز همان مسیر تعریفشدهی خواندن زیارت و نماز زیارت، فعل دیگری برایش تعریف نشده. و همین است که اغلب زائرانی را میبینم که بلاتکلیفاند؛ نمیدانند پس از زیارت چه کنند و چگونه حضورشان را ادامه دهند.
برای توسعهی فناوری زیارت، باید مجموعه اقداماتی تعریف شود؛ هم اقداماتی برای زائر و هم اقداماتی از طرف اعتاب برای ایجاد بستر تعریف کار برای زائر.
چند مثال برای توسعه فرایند زیارت مثال میزنم. مثلا یکی از کلانمسائل زیارت همین مسأله «شناخت امام» است. زائر وقتی مثلا میآید سامرا، دو امام را زیارت میکند: امام هادی و امام عسکری. اما هیچ بستری در حرم برای شناخت این امامان وجود ندارد. نه برای کودک، نه نوجوان، نه جوان، نه بزرگسال و نه پیرمرد. نه برای باسواد و نه بیسواد. نه برای دختر و نه پسر.
اگر همین شناخت امام را بهعنوان یک فعل برای زائر تعریف کنیم، کلی کار میتوان انجام داد.
- مثلاً در حرم، کنار مفاتیح و قرآن، کتابهایی متنوع قرار گیرد: داستان مصور کودک، شعر، کمیکاستریپ، رمان و کتاب تاریخ ائمه.
- برای نوجوانان فضایی برای پردهخوانی طراحی شود.
- چه اشکالی دارد حرم سالن سینما داشته باشد و بهطور مستمر فیلمی در موضوع آن امام پخش کند؟
- یا از فناوری واقعیت افزوده استفاده شود تا زائر در همان حرم تجربهای زنده و تعاملی از شناخت امام به دست آورد.
- میشود حتی موزهای کوچک برای امامان برپا کرد؛ جایی که روایت تصویری و اسناد زندگی ایشان به نمایش درآید.
- یا ایستگاههایی برای روایت تاریخی با پوستر و ماکت و نمایشهای ساده.
- برای کودکان «اتاق قصه» با قصهگویی و نمایش عروسکی.
- برای نوجوانان مسابقهها و بازیهای دانشی.
- برای جوانان حلقههای گفتوگوی آزاد. برای بزرگسالان نمایشگاههای دائمی عکس و اسناد.
- برای سالمندان محافل ذکر و قصه.
- برای زائران خارجی بستههای چندزبانه و فیلمهای کوتاه.
- و برای اهل مطالعه و پژوهش، کتابخانه و مرکز اسناد کوچک.
به این ترتیب، شناخت امام از یک شعار کلی خارج میشود و به افعالی متنوع و متناسب با گروههای مختلف زائر تبدیل میشود. افعالی که حرم را از یک فضای صرفاً عبادی به یک زیستجهان معرفتی و ارتباطی بدل میکند.
برای زمان حضور زائر باید اقدام تعریف کرد.
🔸 یک لیوان شطح داغ
@Asheykh_ir
هدایت شده از «مطالعات جهان عرب»
«از مُجاوره منیر فاشه تا حلقه گلستان»
🔸منیر فاشه استادِمسیحی فلسطینی در دانشگاه هاروارد است که فضای رسمی نهادهای دانشگاهی را مانع خلاقیت علمی میداند.ایده کتاب«مجاوره»او احیای گعده ها در فرهنگ عربی است
🔹از نظر او:«حقیقت مجاوره نیازی به قواعد موسسات رسمی ندارد.مجاوره را تنها در زندگی میتوان تجربه کرد و نیاز به حضور جسمی و گفتگوی چهره به چهره دارد.در مجاوره یادگیری همراه آزادی است نه ترس و تنها با اعتماد،صداقت و خیرخواهی متقابل محقق می شود.مجاوره در عین سادگی،آسان نیست.چون در تضاد با چیزی است که در موسسات آموخته ایم.تنها چیزی مجاوره نیاز دارد انسان هایی است که تصمیم بگیرند در یک دوره زمانی همدیگر را ملاقات کنند تا چیزی را یاد بگیرند؛در آزادی کامل و بدون حضور قدرت قاهره ای که باید آن را راضی نگاه دارند.لذا یادگیری در مجاوره محملی است که شخص از طریق تعاملات شخصیتش را صیقل میدهد»
🔸ایده حلقه گلستان از اواخر۱۴۰۱ در قم با حضور جمعی که تعلق خاطرشان مطالعات جهان اسلام بود؛با هدف تجربه مجاوره متولد شد.گعده های سه چهار ساعته که فارغ از هر پروتکل، بهانهاش حول گزارشِ سفر،کتاب و تحلیل هر عضو شکل گرفته و تا پاسی از شب ادامه مییابد.
🔹گلستانی های تصاویر:رسول نوروزی،محمد علی میرزایی،یحیی جهانگیری،مختارشیخ حسینی،هادی معصومی زارع،محمد قطرانی،محمدرضا اسحاقی،مجتبی عبدخدایی،علیرضامقدم
محمدحسن فروغی،یاسر عسگری،مجتبی نامخواه،حبیب الله بابایی،حمیدعظیمی
غایبان تصاویر:سیدعلی موسوی،محمدابراهیم نژاد
#حلقه_گلستان
#مجاوره
🔺منظاری ایرانی؛منظری عربی
@Arabworld2023
https://eitaa.com/joinchat/917045908C8d9086eed1
حکمت فرهنگ
«از مُجاوره منیر فاشه تا حلقه گلستان» 🔸منیر فاشه استادِمسیحی فلسطینی در دانشگاه هاروارد است که فضای
پیشتر این الگو را با «فناوری حلقه علمی» یاد کردهام، که به نظر من، فناوری موثری در حوزه آموختن و ژرفاندیشی است.
هدایت شده از آموزش دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام
🔸 کنفرانس#پژوهش_و_دفاع ( دفاع دکتری تخصصی)
♦️ الگوی قانونگذاری کیفری بر مبنای سعادتگرایی با تاکید بر آراء فارابی
🗓 شنبه 26 مهر ۱۴۰۴
⏰ ساعت: 14
📍 ساختمان مرکزی دانشگاه باقرالعلوم(ع)، طبقه همکف،اتاق 32
🔖همراه با گواهی حضور توسط اداره پژوهش دانشگاه باقرالعلوم(ع)
❇️ معاونت آموزش و تحصیلات تکمیلی دانشگاه باقرالعلوم(ع)
🌱 حکمت برای زندگی | دانشگاه باقرالعلوم(ع) | دانشگاه پیشران علوم انسانی
🆔 @BouNews
🔹🔸💠🔸🔹
حکمت فرهنگ
🔸 کنفرانس#پژوهش_و_دفاع ( دفاع دکتری تخصصی) ♦️ الگوی قانونگذاری کیفری بر مبنای سعادتگرایی با تاکید ب
پرسش از نسبت میان گزارههای تجویزی مانند قانون و خطمشی با سعادت، پرسشی عمیق و دیریاب است؛ به نظر این ارائه، گامی در این مسیر است.
هدایت شده از همشناسی فرهنگی I اسلامی تنها
هستیشناسی اجتماعی «مهدکودک»
✍️علی اصغر اسلامی تنها
مهدکودک، به عنوان نهادی مدرن، تنها یک فضای فیزیکی برای نگهداری کودکان نیست؛ بلکه تجلیگاه تحولات عمیق اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی عصر جدید است. افزون بر نگاه تاریخ اجتماعی، از منظر هستیشناسانه، مهدکودک همان «یتیمخانه مدرن» است؛ نه از آن رو که به جهت تبارشناختی از الگوی یتیم خانه ها ساخته شده و نه از آن رو که کودکان را از داشتن والدین محروم میکند، بلکه از این جهت که آنان را از «بودن» در کنار خانواده و «زیستن» در بستر طبیعی رشد جدا میسازد.
این نهاد، محصول ضروری انقلاب صنعتی و اقتصاد سرمایهداری است؛ نظامی که با بیرون کشاندن زن از خانه و تبدیل او به نیروی کار ارزان، نیازمند مکانی برای پر کردن خلأ مراقبت از کودک شد. بدین ترتیب، مهدکودک پاسخی بود به بحرانی که خودِ نظام مدرن پدید آورده بود.
اما تأثیر مهدکودک فراتر از پاسخ به یک نیاز عملی است. این نهاد، کودکی را به مثابهی یک مفهوم بازتعریف میکند. کودکی که زمانی در دل خانواده و جامعه شکل میگرفت، اکنون در فضایی استانداردشده، برنامهریزیشده و تحت نظارت متخصصان، ساخته میشود. مهدکودک به تولید «کودک استاندارد» میپردازد؛ کودکی که باید در سن معینی رنگها را بشناسد، در سن معینی اجتماعی شود و در چارچوب از پیش تعیینشدهای رشد کند.
این «یتیمخانه مدرن»، کودکان را از گوناگونی تجربیات زندگی واقعی محروم و آنان را در محیطی همگن و یکدست قرار میدهد. کودک به جای یادگیری از خلال تعاملات طبیعی با والدین، خواهر و برادرها، فامیل و همسایگان، در معرض آموزشهای رسمی و یکسان قرار میگیرد. عشق و محبت بیقید و شرط خانواده، جای خود را به تأیید و تشویق مشروط مربیان میسپارد.
از سوی دیگر، مهدکودک به بازتولید منطق سرمایهداری در «ذهن کودکان» میپردازد. برنامهریزی زمانی دقیق، تقسیم به گروههای سنی، سیستم پاداش و تنبیه، و عادت به زندگی در چارچوب قوانین اداری، همه و همه، کودک را برای ورود به دنیای کار و مصرف در آینده آماده میسازد.
نکته پارادوکسیکال اینجاست که جامعهای که مهدکودک را به عنوان «نماد پیشرفت و توسعه» میستاید، در همان حال شاهد تضعیف بنیانهای طبیعی خود است. خانواده، به عنوان هسته اولیه جامعه، کارکردهای اساسی خود را یکی پس از دیگری از دست میدهد و دولت و نهادهای خصوصی جایگزین آن میشوند.
آیا این همان پیشرفتی است که به دنبالش بودیم؟ پیشرفتی که بودن با کودک را قربانی داشتن موقعیت اجتماعی و اقتصادی میکند؟ شاید زمان آن رسیده که در مسیر به ظاهر مترقی گسترش مهدکودکها تامل کنیم و بار دیگر به ارزش بودن در کنار کودکانمان بیندیشیم؛ پیش از آنکه جامعهای از «یتیمانِ پدر و مادردار» بسازیم که در انزوای عاطفی، در جستجوی هویتی گمشده هستند.
@hamshenasi
حکمت فرهنگ
هستیشناسی اجتماعی «مهدکودک» ✍️علی اصغر اسلامی تنها مهدکودک، به عنوان نهادی مدرن، تنها یک فضای فیز
تناسب میان فناوریهای اجتماعی یک جهان.
#سلسه_گفتگو
🔶 انجمن بینالمللی دانش اجتماعی مسلمین با همکاری دانشکده علوم اجتماعی، دبیرخانه کرسیهای آزاداندیشی معاونت فرهنگی و اجتماعی دانشگاه تهران و رسانهی فکرت برگزار میکند.
🔸 «ایران و ایمان»؛ گفتگوهایی پیرامون نسبت امر دینی و امر ملی
✉️ دعوتی برای تمام اصحاب علوم انسانی
طرفین گفتگو در نشست اول:
👤 دکتر بیژن عبدالکریمی
استاد گروه فلسفه دانشگاه آزاد تهران
👤 دکتر علیرضا شجاعیزند
دانشیار گروه جامعه شناسی دانشگاه تربیت مدرس
دبیر نشست
👤 دکتر سیدهادی ساجدی
عضو هیئت علمی دانشگاه تهران
🗓 یکشنبه ٢۵ آبان ١۴٠۴
ساعت ١٢:٣٠
📍 دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، سالن ابن خلدون
🔸 انجمن بینالمللی دانش اجتماعی مسلمین
🆔 @iaomss
#گزارش
🔹 بررسی ابعاد مقاومت دینی مردم تهران در جنگ دوازده روزه
🔸نتایج تازهترین پژوهش مرکز مطالعات فرهنگی تیام نشان میدهد که در بحران جنگ دوازدهروزه رژیم صهیونیستی، مردم تهران نه تنها دچار فرسایش روانی و اجتماعی نشدند، بلکه ایمانی جمعی و فعال از خود بروز دادند که به تقویت هویت دینی و انسجام ملی انجامید.
🔸دکتر حبیبالله اسداللهی، مدیر مرکز تیام، میگوید: «این تحقیق نشان میدهد دینداری مردم فراتر از مناسک فردی رفته و به کنشهای جمعی مانند کمکرسانی، حضور رسانهای و دفاع از ارزشها تبدیل شده است.»
پژوهش، رفتار دینی مردم را در سه سطح تحلیل میکند:
1️⃣ ترمیم اتحاد اجتماعی
2️⃣ احیای کرامت جمعی
3️⃣ بازتعریف پیوند ملی-دینی
🔸تیام تأکید دارد که این ایمان مقاومتی، سازوکاری درونی برای مقابله با فشارهای شناختی دشمن و بازتولید معنا و همبستگی اجتماعی فراهم میکند.
📖 مطالعه کامل گزارش در سایت پژوهشکده:
🌐 http://rbo.ir/__a-4360.aspx
#پیمایش #تهران #مرکز_تیام
#پژوهشکده_باقرالعلوم
🆔 @rboresearch
هدایت شده از درنگ
🔹منطق فرهنگیِ داغهای ماندگار
علیرضا مؤمن آرانی
برخی مرگها، با گذر زمان «حل» نمیشوند؛ نه از آنرو که جامعه در سوگ متوقف میماند، بلکه از آن جهت که فرهنگ، سازوکارهایی برای نگهداشتن فقدانهای معنادار در حافظه جمعی دارد. اساساً فرهنگ ایرانی از دوران باستان تا کنون، با سوگ ارزشهای خود را نگه داشته است. این یک ظرفیت فرهنگی در میان ایرانیان است که در طول تاریخ خود بارها آن را به صحنه آورده و با آن تداوم فرهنگی خود را حفظ کرده اند. شهادت سردار سلیمانی از این جنس مرگهاست؛ مرگی که نه به فراموشی سپرده میشود و نه به یک خاطرهی فروکاسته میشود، بلکه در لایههای مختلف فرهنگ رسوب میکند و به مسئلهای زنده در درون آن بدل میشود.
زنده ماندن «داغ شهید سلمیانی» در فرهنگ، توصیفی احساسی برای انتقام از عاملان و بانیان این قتل نیست، بیان یک واقعیت فرهنگی است. فرهنگها با برخی مرگها به شیوهای خاص مواجه میشوند؛ آنها را به پایان نمیبرند، بلکه آن را در زیست جامعه حامل فرهنگ سرازیر میکنند و به این وسیله در درون خود آن را زنده و فعال نگه میدارند. چنین مرگهایی آغاز نوعی حضور متفاوتند؛ حضوری که دیگر در میدان ظاهری نیست، اما در میدان معنا، حافظه و روایت استمرار مییابد.
🔻خونخواهی فرهنگ
سردار سلیمانی پس از شهادت به یک پدیده ماندگار فرهنگی تبدیل شد. حافظه جمعی، برخلاف حافظه فردی، به یادآوری یا روایت آن اکتفا نمیکند؛ بلکه انتخاب میکند چه چیزی بماند، چگونه بماند و چرا بماند. ماندگاری شهید سلیمانی در حافظه جمعی ایرانیان، به خاطر این است که فرهنگ، او را حامل یک معنا تشخیص داده است، معنایی که فرهنگ آن را متعلق به خود میداند.
در این سطح، مسئله برای فرهنگ، دیگر شخص نیست؛ مسئله آن امکان ظهور فرهنگی خودش است که از طریق او قابل رؤیت شده؛ امکان جمعکردن قدرت و اخلاق، رقت و شدت، میدان و معنا، .... تبدیلشدن به حافظه جمعی یعنی عبور از فردیت و بدلشدن به معیارِ سنجش؛ و این دقیقاً نقطهای است که فقدان، از سطح اندوه فردی فراتر میرود و به سوگ فرهنگی تبدیل میشود. سوگ فرهنگی، خونخواهی فرهنگ، زنده نگه داشتن امکان فرهنگی خود و کشتن منطق فرهنگی قاتل است.
🔻پارهتنی که فرهنگ از دست داد
شهید سلیمانی«پارهتن ایران» -ایران بهمثابه یک موجود فرهنگی تاریخی- بود. او یکی از تجسدهای عینی فرهنگ ایرانی ـ شیعی در دوران معاصر بود؛ تجسدی که فرهنگ، خود را در آن بازمیشناخت. از این رو، فقدان او صرفاً از دستدادن یک فرد یا حتی یک قهرمان نیست، بلکه نوعی خودآگاهی فرهنگی است.
فرهنگها با چنین فقدانهایی جای خالی احساس میکنند، نه جای خالی یک کارکرد، بلکه جای خالی یک نماد، تجلی و الگو زنده از خود. در این معنا، جایگزینی ناممکن است؛ زیرا آنچه غایب شده، یک منصب نیست، بلکه یک نسبت زنده میان ارزشها و معنا با تجلی زنده آن در انظار جامعه است که اکنون به بعد تنها میتواند در حافظه و روایت دوام بیاورد.
بخت بازآید ازان در که یکی چون تو درآید روی میمون تو دیدن در دولت بگشاید
صبر بسیار بباید پدر پیر فلک را تا دگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید
🔻خونخواهی بهمثابه تداوم معنا
فرهنگ، خونخواهی خاص خود را دارد؛ خونخواهی بهمثابه مقاومت در برابر فراموشی. در این سطح، خونخواهی یعنی اجازه ندهیم معنایی که با شهادت او برجسته شد، از افق فرهنگ حذف یا عادیسازی شود.
هر تلاشی برای حفظ آن امکان اخلاقی، هر بازخوانی غیرابزاری از شخصیت او، و هر انتقال صادقانهی معنایی که در زندگیاش متجلی بود، شکلی از خونخواهی فرهنگی است؛ خونخواهیای که در سطح معنا عمل میکند، نه لزوماً در سطح انتقام فیزیکی.
🔻 شهادتهایی که فرهنگ را زنده نگه میدارند
فرهنگ ما ایرانیان با سوگ و زندگیکردن با مرگ انسانهای بزرگ دوام آورده و میآورد. شهادت سلیمانی یکی از این سوگهای پایدار در فرهنگ ایرانی است؛ سوگی که همزمان دردآفرین و معنازا است. اینکه فقدان او در آیینها، روایتها، نامها و حتی منازعات تفسیری، در درون آحاد جامعه تداوم یافته، نشانهی زندهبودن سوگ فرهنگی است.
فرهنگ، سردار سلیمانی را به کتابهای تاریخی نفرستاد؛ بلکه ایشان را به درون فرهنگ تاریخی خود منتقل کرد تا از آن محافظت کند، همانطور که شهید با سلوکش از فرهنگ محافظت کرده بود. داغ او در فرهنگ سرد نمیشود، چون در حافظه جمعی به عنوان نماینده فرهنگ ایرانی تثبیت شده است. خونخواهیاش پایان نمیپذیرد، چون معنا هنوز در گردش است. و او پارهتن ایران است، زیرا فرهنگ، بخشی از خود را در او یافته و اکنون میکوشد این فقدان را آگاهانه زندگی کند.
مدیرگروه تجربهنگاری پژوهشکده باقرالعلوم علیهالسلام
▪️@pajoohemedia
▪️@pajoohemedia
▪️@pajoohemedia
حلقهی سیاستگذاری دینداری انجمن سیاستگذاری فرهنگی دانشگاه باقرالعلوم (ع) برگزار میکند:
سلسله جلسات ((خوانش کتاب المله فارابی از منظر سیاستگذاری فرهنگی))
به بیان حجهالاسلام والمسلمین دکتر محمدهادی شریعتی
⏱ زمان: ماه مبارک شعبان، هر روز بعد از نماز ظهر و عصر
🏢 مکان: دانشگاه باقرالعلوم(ع)، ساختمان علامه(ره)
مهلت ثبتنام: دوشنبه ۶ بهمن ۱۴۰۴
شروع دوره : از سهشنبه ۷بهمن بعد از نماز ظهر و عصر
برای شرکت در دوره به آیدی زیر پیام دهید:
@Hossein_mirr
┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄
#انجمن_علمی_سیاستگذاری_فرهنگی
#دانشگاه_باقرالعلوم
🆔 @Bou_SM