eitaa logo
اشعار آیینی حسینیه
43.2هزار دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
292 ویدیو
27 فایل
آدرس اینترنتی پایگاه حسینیه(مرجع تخصصی هیأت) http://hosseinieh.net کانال دوبیتی و رباعی: 👉 @dobeity_robaey فروشگاه حرز و انگشتر: 👉 @galery_rayan با کمالِ احترام، تبادل‌ و‌ تبلیغ #نداریم🙏🌹
مشاهده در ایتا
دانلود
از عهده اوصافتان حق بر بیاید مدح شما از دست پیغمبر بیاید ای اولین و آخرین سر الهی هفت آسمان در محضرت با سر بیاید @hosenih صد بار اگر عالم شود خلق مجدد بالله قسم که مثل تو دیگر بیاید تو با بسم اللهی و پشت سر تو زهرا به شکل سوره کوثر بیاید یک قطره از دریای فضل بیکرانت در قالب صد مجلس و منبر بیاید تو ذوالفقارت را اگر در دست گیری از هیبتت جان بر لب لشگر بیاید غرق عبادت میشود لحظه به لحظه نام علی از هر دهانی در بیاید مولا فقط بر قد و بالای شما و نوکر به قد و قامت قنبر بیاید بعد از هزار و چارصد سال از نبردت فریاد حیدر حیدر از خیبر بیاید عشق علی در سینه ما جا گرفته مثل عقیقی که به انگشتر بیاید روز قیامت در کنار حوض کوثر شیعه به همراه تو در محشر بیاید @hosenih بر غاصب حق علی گویید تنها رخت خلافت بر تن حیدر بیاید ما با صد و ده الفتی دیرینه داریم از غاصبان حق مولاکینه داریم شاعر: © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
🍀فقط ۱۶ روز مانده تا عیدالله الاکبر🍀 قال رسول الله صلی الله علیه و آله: یَا عَلِیُّ حُبُّکَ تَقْوَی وَ إِیمَانٌ وَ بُغْضُکَ کُفْرٌ وَ نِفَاقٌ. ای علی محبت تو، خودش تقوا و ایمان است و بغض تو کفر و نفاق است. (📚المناقب - ج۳ - ص ۲۰۶) شود آباد با نام علی هر خانه ی ویران رسولان اولوالعزم اند بر خوان علی مهمان امام المتقین تنها امیرالمومنین باشد «علیٌّ حُبّه تَقوی علیٌّ حُبُّه إیمان» شاعر: @dobeity_robaey
دلتنگ شبیه حال بیماری که از کف داده صحت را دمادم می کشم از سینه ی خود آه حسرت را دل لم یزرعم را هر چه کشتم خشک شد یا رب به خاک کشتزار من بباران ابر رحمت را @hosenih از عمر رفته ام چیزی به جز غفلت نشانی نیست جوانی رفت و من از دست دادم کوه نعمت را پس از عمری دویدن باز هم درگیر این نفسم خدایا لطف کن بر من ، بگیر از من منیّت را اگر الان بمیرم چیزی از دنیا نفهمیدم خدایا مرحمت کن تا بدانم قدر فرصت را خلاصه عمر بر دور مجاز از دست رفت و من نفهمیدم کجا پیدا کنم پس واقعیت را ولی امید سائل ها فقط لطف کریمان است و من در شهر مشهد دارم این لطف و مزیّت را و هرگز ناامید از این حرم خارج نخواهد شد هر آن کس می شناسد لطف سلطان کرامت را @hosenih هوای کربلا هرگاه قالب گشت بر جانم از این درگاه می گیرم کلید استجابت را شبیه آن شهیدانی که در صحن حرم رفتند خدایا قسمت ما نیز کن فیض شهادت را شاعر: © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
🌀 کسب اطلاع از آخرین اخبار و اطلاعیه های حوزه علمیه تهران 🔰 جهت عضویت در کانال اطلاع رسانی مدیریت حوزه علمیه استان تهران بر روی لینک زیر کلیک کنید👇👇 🆔 https://eitaa.com/howzehtehran 💠روابط عمومی مدیریت حوزه علمیه استان تهران 🆔https://eitaa.com/howzehtehran
حرفْ بسیار ، وقت امّا ضیق ما کجا و کجا‌ تو بحرِ عمیق؟! @hosenih جز تحیّر نصیب او‌ نشود هر که در ذاتِ تو‌ کند تحقیق من چگونه تصوّرت بکنم که نگردد خدایی ات تصدیق؟! پیشِ ‌خال و خطِ تو شرمنده کوفی و ثلث و نسخ و نستعلیق همه در بند تو اسیر شده عارف و شیخ و زاهد و زندیق دشمنان تو‌ جُملگی کذّاب نیست جز تو ‌کسی دگر صدّیق هیچ شاهی نبوده غیر از تو با غلامش چنین رفیقِ شفیق بی تو حتی بهشت هم نرویم ما به حکم رفیق ثُمّ طریق @hosenih لایق وصلِ تو‌ نیَم امّا مکن از جمعِ خود مرا تفریق شاعر: © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
بی وقفه و بی مُعطّلی می پرسند در هاله ای از نور جلي می پرسند بر روی پل صراط، در روز جزا از اصلِ ولایت علی(ع) می پرسند! شاعر: @dobeity_robaey
تصوّر می کنم در ذهنِ خود ایوان زرّین را برای درد ها پیدا نمودم راه تسکین را پرستیدند آتش را اگر آبا و اجدادم خدا را شکر از چشمان تو آموختم دین را @hosenih اگر فرهاد قبل از کوه، اوصاف تو را می خواند رها می کرد از اول غرورِ تلخِ شیرین را دمی پیش فقیرانی و گاهی بر فراز عرش طراز عشق تو تعیین کُند بالا و پایین را رکوعت حلقه ی انفاق را در گوش عالم کرد کدامین شاه اینگونه کرامت کرده مسکین را؟؟ عصا را اژدها کردی شما… امّا نمی دانم چرا؟! موسی گرفته در میان خلق تحسین را مرا با جنتِ آب و درخت و حور، کاری نیست نمی خواهم بدون تو دمی این دام رنگین را برای زاهدان بی علی قرآن چنین فرمود: فقط پر کرده از مصحف الاغی بار خورجین را «علیٌ حُبه جُنه قسیم نّار والجنه» برایت می سرایم باز هم این بیتِ تضمین را شکوه رد شمست را درِ خیبر تداعی کرد شنیدم در پس پرده تو داری بر تر از این را @hosenih وقارت داده درسی قنبرت را که یقین دارم کُند تدریس بر هارون مَکی نیز تمکین را محبت بر تو کار هر کس و ناکس نمی باشد نهادی بی هوا بر دوش ما این بار سنگین را شاعر: © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
با توجه به سؤالات متعدد در خصوص کتاب‌ 1401، به اطلاع می‌رساند: محتوای روضه های کتاب از محتوای کتاب می‌باشد. 🍃همچنین باید عرض کنیم در همه روضه ها از عبارات عربی کلیدی مقتل+ اِعراب صحیح +ترجمه صحیح+گریز مستند، استفاده شده تا مادحین گرامی عبارات کلیدی عربی را به راحتی کرده و در روضه خوانی از بیان آن‌ها بهره ببرند. 🔴 برای کسب اطلاعات بیشتر و دریافت متن کامل جلسات، به آیدی زیر مراجعه نمایید. 🔵 @addmin_roze
🍀فقط ۱۴ روز مانده تا عیدالله الاکبر🍀 عَن ابنِ عَبّاس قالَ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِه یَقُولُ: إِنَّهُ إِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَهْ وَ رَأَی الْکَافِرُ مَا أَعَدَّ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی لِشِیعَهْ عَلِیٍّ مِنَ الثَّوَابِ وَ الزُّلْفَی وَ الْکَرَامَهْ یَقُولُ یَا لَیْتَنِی کُنْتُ تُرَاباً أَیْ مِنْ شِیعَهْ عَلِیٍّ وَ ذَلِکَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ «وَ یَقُولُ الْکافِرُ یا لَیْتَنِی کُنْتُ تُراباً » نبأ - آیه ۴۰ می فرمودند: آنگاه که روز قیامت شود و کافر ثوابها و کرامات و مقام شیعه را نزد خدا بیند گوید ای کاش من هم ترابی بودم یعنی ای کاش من از شیعیان على عَلَیهِ السَّلام بودم و این همان گفتار خداوند عزوجل است که:«و کافر آرزو می کند که ای کاش خاک بودم». (📚علل الشرایع ص ۱۵۶) علی مقصود از قرآن و اصل مطلبش باشد قیامت او شفیع مذنبین مذهبش باشد اگر کافر ببیند جایگاه شیعه را محشر فقط «یا لیتنی کنت ترابا» بر لبش باشد شاعر: @dobeity_robaey
صبح بوده ست و چنان قافله در آرامش آسمان در هیجان، قافله در آرامش کاروان مرحله در مرحله می رفت آرام غافل از عرش رها و یله می رفت آرام کاروان بود و زمین در تب و آتش می سوخت چشم ابلیس در آن خوابِ مشوّش می سوخت @hosenih آن چنان بود که خورشیدِ عطش می بارید ذکر تسبیح به پهنای لبش می بارید کاروان تازه رسیده ست به منزلگاهش آسمان بود و خدا بود و رسول الله ش ناگهان آیه ی اَکمَلتُ لَکُم ...نازل شد راز بعثت همه در سال دهم نازل شد وحی نازل شد و آن برکه به جوش آمد باز عرش با شوق ملائک به خروش آمد باز ماه در خُمره به جوش آمد و کامل گردید وحی در شأن علی بود که نازل گردید جبرئیل آمده خندان لب و ساغر در دست تا که ساغر بنهد ساقی کوثر در دست همه از خُمّ ولایت شده نوشانوشش باده بگرفت چنان حضرت حیدر در دست بر جهاز شتران ماه درخشان پیداست یا که خورشید نهاده ست پیمبر در دست دور این قافله انبوه ملائک دارند از زمرّد همه آئینه مکرّر در دست دست در دست خدا برد یقیناً وقتی که گرفته ست نبی دست برادر در دست عده ای گرم تماشا و گروهی خندان قومی از جنّ و بشر خامه و دفتر در دست تا نویسند علی محشر محشر شده است تا نویسند «ولی» گشت و برادر شده است محضر فاطمه قدرش دو برابر شده است فاطمه کوثر و او ساقی کوثر شده است زیر لب فاطمه گلواژه ی تر می خواند ها علیُُ بشرُُ کَیفَ بشر می خواند چیست این نور خدایا زکجا می تابد بر جهاز شتران ماه چرا می تابد گوئیا بارقه ی شمس و ضحی می تابد بین دست نبی و دست خدا می تابد لب گشا خنده کنان با دل آگاه بگو صد و ده بار علیّاََ ولی الله بگو @hosenih او فقط لایق آن است که مولا بشود ولی الله و یدالله به معنا بشود تا که دردانه ی آن عرش معلّا بشود تا که دلبند خداوند تعالی بشود چه قَدَر نام «علی جان» به علی می آید این همه منصب و عنوان به علی می آید شاعر: © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
- به بهانه سالروز یاران ،سبکباران، چه زیبا پر گرفتند خوش در کف اخلاص جان و سر گرفتند آنانکه تن را ،همره جان میکشاندند با پای سر خود را به مسلخ میرساندند با جان و دل، چون رو به قربانگاه کردند خود را همه ،قربانیِ الله کردند مَحرم شدند و مُحرم مقصود ماندند در حالت سجده بر آن مسجود ماندند حج را ، چه ابراهیمیان آوازه دادند حجاج بیت الله، درسی تازه دادند @hosenih یاد شهيدان را دوباره زنده کردند خود را فدای امتی رزمنده کردند این جان سپردن ها به ما پیغامی آورد امواجی از بیداری اسلامی آورد شد مفتضح آل سعود، آماده باشید تا رفتن قوم یهود، آماده باشید جرثومه کفار اینک رفتنی شد تابوی استکبار بی شک مردنی شد هر جا که هر دولت درافتد با ولایت ضرب المثل گردد در عالم، بی کفایت مُشت ابوسفیانِ استکبار وا شد آمال دُور مشرکین باد هوا شد ما با بنی مروان و مرهب در ستیزیم با دشمنان دین و مذهب در ستیزیم ما بولهب های زمان را میشناسیم شیطان پرستان جهان را میشناسیم @hosenih ما کاخ های شیشه ای را رَد گرفتیم رَد سران مشرک و مرتد گرفتیم امروز با دشمن ،مسلمان آشنا شد سرتاسر جغرافیای دین، منا شد امروز مسلخ از یمن، تا قلب شام است از بیت مَقدَس ،تا دل بیت الحرام است این فتنه ها پرورده قوم یهودند بازیگر این فتنه ها آل سعودند اهل بصیرت بعد از این آماده تر شد این امت آزاده بس آزاده تر شد نسلی که خود را با شهادت روبرو دید راه شهید کربلا را پیش رو دید ما کربلا را کعبه دل میشماریم شش گوشه را چون قبله دل میشماریم پشت سر رهبر، نماز آنجا گذاریم پا در رکاب مهدی زهرا گذاریم شاعر: © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
بیراهه رفتن خیلی بی معناست با دوست وقتی هم قدم باشی کلاً بهشتُ می بری از یاد وقتی نجف توی حرم باشی پای ضریحش حالِ دل خوبه حسِ خوشِ عاشق شدن داری وابستگی هات تازه می فهمن! از قبل ها اینجا وطن داری @hosenih خیرِ دو عالم رو اگه می خوای باید که عمار غدیرش شد باید به دنبال نگاهش رفت باید که سلمان مسیرش شد وقتی که پا میذاری توو راهش تقدیر بن بست و شکستی نیست ایمان مونه که یداللهِ بالای دستش هیچ دستی نیست به مردی و مردونگی یک عمر با اسم و رسمش آبرو داده هر کی خرابِ عشق مولا شد دنیا و عقبا خونه ش آباده @hosenih میشه خدا رو توو نگاهش دید قبله به چشماش اقتدا کرده خیلی عزیزه ساقی کوثر کعبه براش آغوش وا کرده خواستم بگم از عدل و انصافش دیدم نشد! حیرت نمیذاره دنیا هزار و چار صد ساله خیلی به خوبی هاش بدهکاره شاعر: © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
اگر مرا نظر لطفت انتخاب کند مرا که ذره ام عشق تو آفتاب کند رهین منت عالم نمی شوم هرگز اگر حسین مرا نوکرش خطاب کند @hosenih چه راحت است عروج شکسته بالانت چرا که با تو خدا آه را ثواب کند دلش اسیر زمانه نمی شود هرگز هر آنکه نام تو در قلبش انقلاب کند اگر چه کس به حسابم نیاورد اما خدا کند که نگاهت مرا حساب کند به سنگ تیره اگر اشک نوکرت افتد "به آسمان رود و کار آفتاب کند" به قلب تیره اگر نقش مهر تو افتد زهیر گونه جهان را دگر جواب کند @hosenih در این زمانه ی بن بست و بی سرانجامی مگر شمیم خوشِ روضه فتح باب کند در آن سیاه شب ناگزیر تنهایی امید آمدنت رفع اضطراب کند شاعر: © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
دلتنگ اسپند روی آتشم از دست روزگار از هُرم اشتیاق حرم مست وُ بیقرار تصویر و خاطرات حرم می‌کشد مرا جانم به لب رسیده شدم رو به احتضار راه زیارت حرمت بسته است و من در بازی زمانه به غربت شدم دچار "پای" سفر گلایه دمادم کند چنین اینکه چرا قدم نزدی سوی آن دیار "دنیا خلاف آنچه که میخواستم گذشت" امسال اربعین نرسیدم سر قرار با خنجر فراقِ تو دل ، تکه تکه شد کی میشوم به سمت حریم تو رهسپار بی ارزشم بدون تو وُ کربلای تو قیمت بده به زائر افتاده از عیار دلگیرم از زمین و زمان ای امیر عشق سمت شما وُ کرب‌ و بلا می‌کنم فرار شاعر: © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
چشمهای ترم از کودکیم تر شده است زندگی نامه من داغ مکرر شده است بدن لاغر و این قامت خم شاهد که روزها با چه غم دل شکنی سرشده است @hosenih گاه میسوزم و گهگاه به خود میپیچم سوختن ارث من از روضه مادر شده است رد زنجیر و طناب است به دستم یعنی خاطرم از سر بازار مکدر شده است دم آخر همه اهل و عیالم هستند شهر از ماتم این فاجعه محشر شده است زهر امروز مرا از نفس انداخت ولی قاتلم زهر نه یک علت دیگر شده است بین بستر چقدر زار زدم وای حسین روضه ها در نظرم خوب مصور شده است باز انگار که با چشم خودم میبینم زینت دوش نبی طعمۀ لشگر شده است باز انگار که با چشم خودم میبینم ته گودال گل فاطمه پرپر شده است باز انگار که با چشم خودم میبینم قسمت گردن او کندی خنجر شده است باز انگار که با چشم خودم میبینم نوک هر نیزه ای آماده ی یک سر شده است باز انگار که با چشم خودم میبینم غارت چادر و پوشیه ی خواهر شده است @hosenih باز انگار که با چشم خودم میبینم درخیام نبوی قحطی معجرشده است سوختم پای غم آن شه افتاده نفس همدم هرسحرم خونه جگر بوده و بس شاعر: © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
وقتی که زهر کینه ز زین تا جگر رسید انگار قصّه ی غم عمرش به سر رسید از سوز زهر ناله ی جانکاه می کشید از فرط تشنگی چِقَدَر آه می کشید @hosenih او سروِ دانشی ست که قدش خمیده است خود را به کنج حجره به زحمت،کشیده است پروانه ای که پر زدنش فرق می کند شمعی که شکل سوختنش فرق می کند حالا به یاد خاطره ها گریه می کند با یاد داغ کرببلا گریه می کند او امتداد غُصّه ی فردای کربلاست هم‌ناله ی سه ساله ی صحرای کربلاست دریای غیرت و غضبش پر تلاطم است بین تمام قافله او مرد دوم است او آشنای هق هق اشک شبانه هاست زخمیِّ دست سلسله و تازیانه هاست طفل آمده ولی چِقَدَر پیر گشته بود بی جان و خسته از غل و زنجیر گشته بود با آبله ز پای خودش کار می کشید مثل رقیّه از کف پا خار می کشید انگار زهر تازه تری از جگر گذشت تا غصه های بی حد شام از نظر گذشت او دیده با چه سختی و آزار برده اند ناموس شاه را،سر بازار برده اند او دیده شامیان حرامی،دریده اند او دیده معجر از سر... کشیده اند @hosenih او دیده رقص مستی بزم شراب را او دیده خیزران و لب آفتاب را با یاد صحنه ای،جگرش پاره پاره شد حرف کنیز شد،به سکینه اشاره شد شاعر: © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
تویی کعبه و ما همه در مطاف به گرد تو هستیم گرم طواف به سوی تو باید سرازیر شد که باید فقط پای تو پیر شد طواف تو بر مرد و زن واجب است به  وصف تو پرداختن واجب است تو هستی یدالله در آستین عزیز دل سیدالسجادین بنازد به تو هم حسن هم حسین شود مسندت زانوی زینبین @hosenih ندارد همانند تو مادرت دلیری شبیه عمو اکبرت کنار تو کی عمه جان خسته بود ؟ رقیه به تو سخت دل بسته بود گره ها به دستان تو وا شده به الطاف تو کور بینا شده حلاوت به بار عنب داده ای به خشکیده نخلی رطب داده ای اباجعفر الحاضر الذاکری ابوالصادق الخاشع الصابری به هر محفلی صحبت "تذکره" ست فقط نام تو زینت "تذکره" ست به دیوان خود گرچه بسیار گفت کم از قدر و شان تو "عطار" گفت تجلی فاروق اعظم تویی شکافنده ی علم عالم تویی به دست تو دین خدا پا گرفت فقاهت به لطف تو معنا گرفت چه علم " حدیث " و چه علم " کلام " فقط از تو داریم و بس ؛ والسلام بنازم به آیین حق محورت که شد کرسی درس تو سنگرت جهان را هدایتگری کرده ای تو اسلام را رهبری کرده ای جهاد تو  تبیین دین بوده است نجات همه مسلمین بوده است به غیر از تو که پاسخ نغز داد ؟ به هر پرسش " جابربن زیاد" فقط ذکر حق از لسانت شنید اسیر دمت "جابر بن یزید " " زراره " زر از گرد راهت گرفت " اَبان " وام ها از نگاهت گرفت به فضل " فُضَیل" و " بُرَید " ات قسم مگر من به کنه شما می رسم ؟؟ " ابوحمزه " ات هم دعایم کند مرا عاقبت باخدایم کند رسیدم مرا هم " کمیت" ام کنی فقط شاعر اهل بیتم کنی من از قوم "راوندیه" نیستم من از فرقه ی "زیدیه" نیستم توجه نکردم  به نامی دگر به جز تو ندارم امامی دگر تو پنجم امام مبین منی همه اعتقاد و یقین منی قلم ذوالفقار قیام تو بود چه آوازه ای در کلام تو بود بنازم کمالات ارزنده ات "هشام بن عبدالملک " بنده ات سلاح ات روایات کوبنده ای کلام تو شد تیغ برنده ای بزرگان دین وامدار تواند همه نقطه ای بر مدار تو اند احادیث تو بهترین رهنماست بدهکار تو "سیدمرتضی "ست رضای خدا جز رضای تو نیست پیام تو سرمشق "سیدرضی" ست کسی تشنه ی پای بوسی شود به پابوسی ات "شیخ طوسی" شود به هر مجلسی "مجلسی" مست توست بحار کرم در کف دست توست دل رهرو ات را جلا داده ای به "شیخ بهایی" بها داده ای به یاری تو فتح شد باب ها تویی مرشد راه "نواب" ها تراز اصول "کلینی" تویی مراد و امام "خمینی" تویی به تو رو زدم روسپیدم کنی به محراب مسجد شهیدم کنی چه گویم از آقایی ات ای جناب؟ گدا را "گدا" هم نکردی خطاب اراده کنی زشت زیبا شود گدای تو هرکس شد آقا شود گدایت رسیده عطا می کنی ؟ مرا راهی کربلا می کنی ؟ همان که بخواهی همان می شوم شب رفتنت روضه خوان می شوم شنیدم ‌که در خیمه مضطر شدی تو گهواره جنبان اصغر شدی غم و غصه در کودکی دیده ای به نیزه سر کوچکی دیده ای لباس اسارت به تن داشتی رد کعب نی بر بدن داشتی @hosenih دو دفعه معطل شدی شهر شام تو هم سنگ ها خوردی از پشت بام شنیدی همه حرف بد می زدند به طفل سه ساله لگد می زدند به اجبار شمر و سنان رفته ای تو به بزم نامحرمان رفته ای فقط ظلم از این و آن دیده ای رجز خواندن خیزران دیده ای تو دیدی در آن ساعت واپسین سر از طشت افتاد روی زمین شاعر: © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌷 تا عشق، به سرزمینِ دل غالب شد معشوق، علی بن ابی‌طالب شد تا کلّ جهان عاشقِ این عشق شوند تبلیغِ غدیر خم به ما واجب شد 📝 | عضو شوید👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
عمریست گرچه پای علم گریه کرده ایم ما را ببخش بهر تو کم گریه کرده ایم @hosenih آقا چراغ روضه به لطف تو روشن است از لطف توست گر همه دم گریه کرده ایم ما پا به پات کرب و بلا را گریستیم ما با تو یاد آن همه غم گریه کرده ایم چشمت به آب خورد جوان دید گریه کرد ما نیز یاد قامت خم گریه کرده ایم یاد تنی که موقع تشییع سر نداشت با اشک های اهل حرم گریه کرده ایم از آب هم مضایقه کردند کوفیان از ظلم و جور اهل ستم گریه کرده ایم @hosenih ‌...... فکر توایم فکر بقیع و غریبی ات باب الرضا قدم به قدم گریه کرده ایم شاعر: © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
ذکرِ دلِ شب: زیارتِ عاشورا اسبابِ طلب: زیارتِ عاشورا یک عمر به برکتِ امامِ باقر داریم به لب زیارتِ عاشورا شاعر: @dobeity_robaey
هم ریختن خون خدا را دیدی هم آتشِ بین خیمه ها را دیدی یک عمر به هر سو که نگاهت افتاد یک گوشه ی داغ ماجرا را دیدی شاعر: @dobeity_robaey
اي خيمۀ عشق از تو بر پا مانده اي از تو دهان علم هم وا مانده از آتش اشكهايتان معلوم است در كرب و بلا كودكي ات جا مانده شاعر: @dobeity_robaey
تو را غرق محن کردند اما.. غریبت در وطن کردند اما... غریبانه تو جان دادی، ولیکن تو را غسل و کفن کردند اما... شاعر: @dobeity_robaey
بعدِ آن شب‌ها که با امید غفران آمدم... بار دیگر محضرت العفو گویان امدم فکر کردی چون گنهکارم نمی آیم دگر؟؟ نه عزیزم! با همین بار گناهان آمدم! من تورا که می‌شناسم ،تو نمیگیری به دل.. گیرم اصلا با گناهان دوچندان آمدم @hosenih این غرورم را نبین! ردم کنی دق می‌کنم بی پناهم بی کسم خیلی پشیمان آمدم آن جوانِ عاصیِ سرمست دیگر نیستم.. سن و سال از من گذشته دیده گریان آمدم خواستی راهم‌ نده اما نگو "در" هم نزن تو‌ که میبینی دم این خانه حیران آمدم میهمان یعنی حبیب تو، مزاحم نیستم سفره ات را باز کن حالا که مهمان آمدم مشکلم مشکل گشا دارد که آن هم حیدر است روی کردم به نجف گفتم علی جان آمدم من دلم شور محرم می‌زند کاری بکن.. از تو پنهان نیست تا اینجا پریشان آمدم تازه فهمیدم که قدر روضه را نشناختم سال‌ها در روضه‌ی آقا چه آسان آمدم کربلا آماده شو، دیگر حسینت راهی است به هوای قافله سوی بیابان‌ آمدم مسلمش روی قناره ،او خودش صحرانشین کوچه های کوفه را دیدم هراسان آمدم @hosenih من خبر دارم که ارباب مرا بد می‌کشند به هوای بوی پیراهن به کنعان آمدم یک نفر با شمر میگوید که ذبحش مال تو شمر میگوید که جسمش را بچرخان! آمدم! آی مردم ذبح نه! والله اقا نحر شد بوی خون می آید از شعرم، به پایان آمدم شاعر: © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
رو به درگاهت زدم، با حال خوش عازم شدم دور تو میگردم و امسال هم مُحرم شدم یا إلهي آمدم در را به رویم باز کن آمدم با دست خالی، باز هم اعجاز کن عاصی ام! گفتم نیایم باز اما آمدم شرم دارم از گناهانم، خطاکارم، بدم هر کسی غیر از تو باشد زود طردم میکند بعدِ عمری نیستم راهِ گدایی را بلد @hosenih خوبی ات را دیدم و هر آن بد و بدتر شدم چشم پوشیدی، گذشتی، باز طغیانگر شدم باز هم بنده نوازی کن، به خود کردم ستم یاغیاث المستغیثین از دلم بردار غم عاشقم کن! سایه اش را از سر من کم نکن توبه کردم، با حسینت(ع) آمدم ردم نکن آن حسینی که گره خورده ست با عشقت مدام قصد جان کرده، رها کرده ست حج را ناتمام جلوه ها داده مناسک را؛ نمانده زیرِ دیْن سر تراشیدن که نه! «سر» داده در راهت حسین(ع) کعبه دورش گشته و بیتابِ این غربت شده جامۂ إحرام او پیراهن غارت شده گفت روی خاک، زیر نیزه های گاهگاه آخرین ذکرِ «لکَ لبیکْ» را در قتلگاه شد نماز عید قربان و گرفت از خون وضو خواند با لب نه! که با رگ های خونبارِ گلو حج به جا آورده بود و بی کفن جان داده بود جان به لب شد خواهرش، روی زمین افتاده بود دستی از غیب آمد و از جا بلندش کرد زود «کربلا در کربلا می ماند اگر زینب(س) نبود» @hosenih داغ را در دل نهان کرد و قیامش شد عیان شد علمدارِ برادر، مکتبش شد جاودان گوش عالم پُر شد از صوت مناجات الحسین(ع) یار میخواهد خدایا...یا لثارات الحسین(ع) راهی ام کن! درد هجران بدترین نوعِ بلاست سخت دلتنگ طوافم! کعبۂ من کربلاست وعده با شش گوشه دارم یا إله العالمین تشنۂ آب فراتم؛ زائرم کن اربعین! شاعر: © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e