eitaa logo
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
1.9هزار دنبال‌کننده
7.9هزار عکس
819 ویدیو
92 فایل
✨﷽✨ ✍️مکانی برای روایت، داستان، تبیین، گفت‌وگو، و اندیشه🌱 اطلاعات بیشتر: https://eitaa.com/istadegi/17323 نوشته‌هایمان‌تقدیم‌به‌ اباعبدالله‌الحسین(ع)‌وشهیدان‌راهش..‌. ⛔️کپی مطالب اختصاصی کانال مورد رضایت نیست.
مشاهده در ایتا
دانلود
سلام برای مطالعه شخصی اشکال نداره 🌿
سلام نقدتون خیلی بجاست و ممنونم که برای ما فرستادید. البته مصر و سوریه، تا قبل از شکست در جنگ شش روزه و عادی سازی روابط با رژیم صهیونسیتی، واقعا در خط مقدم نبرد با اسرائیل بود؛ چون اون زمان نه جمهوری اسلامی‌ای وجود داشت و نه حزب‌الله لبنان. حتی گروه‌های مقاومت فلسطینی هم خیلی قوی نبودند. جالبه بدونید نقش مصر انقدر پررنگ بوده که شهید چمران رو تحت تاثیر قرار داده و این شهید اسم یکی از فرزندانشون رو به یاد جمال عبدالناصر (رئیس جمهور وقت مصر) جمال گذاشتند! ناسیونالیسم عربی هم که می‌فرمایید، کاملا درسته. واقعیت اینه که تا قبل از انقلاب اسلامی، مسئله فلسطین رو یک مسئله عربی حساب می‌کردند نه اسلامی(اصلا تا قبل از انقلاب اسلامی، کارکرد دین در جامعه مدرن زیر سوال بود و معتقد بودند دین به درد مبارزه نمی‌خوره)؛ یعنی گروه‌هایی که با اسرائیل می‌جنگیدند یا فضای فکری ناسیونالیستی و پان‌عربیسم داشتند، یا تفکرات مارکسیستی و کمونیستی و از طرف شوروی سابق هم حمایت می‌شدند؛ چون اسرائیل پاشنه آشیل آمریکا در منطقه بود و شوروی هم بدش نمی‌اومد هربار بهش یه لگدی بزنه!!! یک نکته دیگه هم، همون‌طور که فرمودید با این که مصر هیچ وقت به اندازه ایران با رژیم صهیونسیتی مبارزه نکرده، ولی می‌بینید که این نویسنده مصری چقدر قشنگ تونسته برعکس این رو نشون بده. ما به این می‌گیم قدرت رسانه و باید ما هم چنین توانمندی و هنری داشته باشیم. باز هم آفرین به شما که کتاب‌ها رو هشیارانه و آگاهانه مطالعه می‌کنید.
سلام بستگی داره به سطح مطالعاتتون. اگر اهل مطالعه بودید، این دوره خیلی سنگین نخواهد بود برای شما. البته زبان کتاب‌ها هم ساده ست و با استاد تدریس می‌شه
سلام مراحمید. متاسفانه به دلایلی امکانش نیست. نمونه پیرنگی سراغ ندارم؛ اما خودتون که چندبار بنویسید دستتون میاد.
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
✨#بسم_الله_الذي_يكشف_الحق✨ 📙رمان امنیتی سیاسی#عالیجنابان_خاکستری ✍🏻به قلم #محدثه_صدرزاده قسمت۸۰
✨ 📙رمان امنیتی سیاسی ✍🏻به قلم قسمت۸۱ سوار می‌شوم. اتاقک ماشین برایم تنگ است. مچاله شده می‌نشینم. حاج حسین با آخرین سرعت راه می‌افتد. به خیابان‌ها نگاه می‌کنم. با دیدن خانم چادری که در خیابان در حال حرکت است باز به یاد آیه می‌افتم. پایم را عصبی تکان می‌دهم. صدای حاج حسین توجه‌م را جلب می‌کند: _چه خبر از اداره؟ _خبری نبوده. چی شد برگشتید اصفهان؟ دنده را عوض می‌کند و وب‌گوید: _سابقم توی وزارت خراب شده. تا وقتی هم این دولت سر کاره، وضع ما همینه. دستی به ریش‌هایم می‌کشم و چانه‌ام را در دست می‌گیرم. می‌گویم: _پس الان کجایید؟ کلید را می‌چرخاند و ماشین خاموش می‌شود. می‌گوید: _فعلا توی سپاه، افتخاری فعالم. بدو بریم که دیر شد. در را باز می‌کنم و پیاده می‌شوم. در همین چند دقیقه پاهایم خشک شده‌ است. سر بلند می‌کنم. مسجدی با ساخت قدیمی. یک لنگه در باز است. وارد می‌شویم. مسجد خلوت است و تنها چند نفر ایستاده‌اند و با یک دیگر حرف می‌زنند. حاج حسین به سمت آن‌ها می‌رود. با جدیت نگاهشان می‌کنم. یکی از پسرها که متوجه حضورمان می‌شود با آرنج به پهلوی پسر بغل دستی‌اش می‌زند و با سر به ما اشاره می‌کند. پسر سر بلند می‌کند و می‌گوید: _بفرمایید؟ صدای همان پسر پشت تلفن است. حاج حسین مشغول صحبت با آن‌ها می‌شود. به سمتشان می‌روم. سری به عنوان سلام تکان می‌دهم. پسر برگه‌ای را به سمتم می‌گیرد. چشم ریز می‌کنم و متن نامه را می‌خوانم:«این نویسندگان دگراندیش مرتد هستند و باید جزای اعمالشان برسند.» این یعنی دستور قتل‌ها از سوی رهبری بوده است. چشمانم درشت می‌شود. تمام متن نامه یک خط است؛ که این کشته شدگان مرتد بوده‌اند. شوکه به حاج حسین نگاه می‌کنم. پسر کنار دستی‌ام می‌گوید: _این برگه رو هم ببینید این دست خط رهبره. برگه را از دستش می‌قاپم و مقابلم می‌گیرم. چشم ریز می‌کنم. از نظر خطی تقریبا یک‌سان است. امضاء هم یکی است؛ اما مهر... انگشتم را زیر دست خط اصلی رهبر می‌زنم و می‌گویم: _این چرا مهر نداره؟ گیج نگاهم می‌کنند. این رفتارهایشان مرا یاد اوایلی که گیج بودم و مهدی موبه‌مو توضیح می‌داد می‌افتم. می‌گویم: _اینجا مهر رهبر نخورده. الان مهری که برای نامه‌ها استفاده می‌شه چیه؟ 🖇لینک قسمت اول رمان👇🏻 https://eitaa.com/istadegi/4522 💭ارتباط با نویسنده👇🏻 https://harfeto.timefriend.net/16467617947882 ⚠️ ⚠️ 🖋 https://eitaa.com/istadegi
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سلام حتما. ان‌شاءالله شما هم دعا کنید ما دانشجوها از پس امتحانات بربیایم.
سلام کتاب چشم‌هایم در اورشلیم رو نخوندم. اما تو زودتر بکش رو خیلی وقت پیش مطالعه کردم. کتاب خوبیه.
سلام «پی‌رنگ» در داستان به معنای روایت حوادث داستان با تأکید بر رابطهٔ علیّت می‌باشد؛ همانند پی ساختمان که معماران می‌ریزند و از روی آن ساختمان بنا می‌کنند. طرح (پی‌رنگ) و خلاصه داستان با هم فرق دارند، ضروری است. در خلاصه داستان هدف نقل موجز و اجمالیِ داستان است در حالی که طرح، روایت نقشه (اسکلت) داستان با تأکید بر علیت داستان شکل گسترده طرحی است که نویسنده پیش از آفرینش داستان آن را ذهنی یا مکتوب طراحی کرده‌است.
سلام مایکروسافت ورد (Microsoft Word)
سلام قدم اول، شناخت درست و دقیق اسلام هست و هرکس که این سوال رو از بنده می‌پرسه، بهش مطالعه آثار شهید مطهری رو توصیه می‌کنم. برای دوره هم، می‌تونید از گروه باغ انار کمک بگیرید. https://eitaa.com/joinchat/949289024Cec6ee02344
سلام بله دوره فوق العاده و منظمی بود که خیلی مسائل رو به طور ریشه‌ای برای من حل کرد. مصاحبه ش رو یادم نیست چون خیلی وقت پیش رفتم.