eitaa logo
آموزش تخصصی مداحی و روضه
13.6هزار دنبال‌کننده
436 عکس
420 ویدیو
44 فایل
کانال رسمی استادحاج‌اسماعیلی مجمع‌المادحین حضرت زهرا(س) آموزش‌نغمات‌ودستگاه‌های‌موسیقی ویژه مداحی اهل‌بیت(ع) ساده، سریع و به‌روش ابداعی✔️ 🌐 سایت: madehin14.ir 🔁 ادمین تبادل: @hajsmaeeli 📝 ثبت‌نام 👳‍♂️ برادران: @madehine14 🧕 خواهران: @admin_madahyar
مشاهده در ایتا
دانلود
17.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
▪️السلام علیک یا ابا عبدالله ▪️ 📝بسته محرم 🔶 تعداد زیادی به همراه صوت آموزشی (هم سبک های و هم سبک های جدید) 🔶 آموزش سبک سازی در نغمات و دستگاه های موسیقی مختلف روی اشعار نوحه 🔶 ارائه نوحه های متنوع برای ده شب محرم با سبک های جدید مثل و نوحه های سنتی برای دریافت بسته به ادمین پیام بدین @madehine14 @madehin14
19.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
( علیه السلام ) مزارت ، عشق را بی‌تاب کرده فلک را بنده سرداب کرده گواهی می‌دهد آن قبر کوچک که مردی را خجالت آب کرده ... ( شعر دو بیتی از : ) http://eitaa.com/joinchat/3560112146C95a6ac9eaf
( علیه السلام ) (شوردشتی) شرمِ مرا به خیمه ی طفلان که می ‌بَرد ؟ مَشک مرا به خیمه ی سوزان که می ‌بَرد ؟ از یه اهل دلی سوال کرد ،گفت :آقاجان ما شنیدیم ابالفضل قدش رشید بود اما چرا قبرش ، اینقدر کوچیکه ؟ میخوره این قبر برا یه بچه باشه ! میدونی چی جواب داد؟ آخه وقتی ابالفضل ، وقتی مَشکشو زدن ، از غُصّه و خجالت آب شد ، چه توقعی داری از قامت ابالفضل ؟ « اَدْرِکْ اَخا » سرودم و نالیده ‌ام زِ دل خیلیا ميگن آنقدر با ادب بود هیچ موقع ، حسین رو برادر صدا نمیزد ، هر موقع میخواست بچه های فاطمه ی زهرا رو صدا بزنه ، هی میگفت : مولای من ، آقای من ، حتی زینبو میخواست صدا بزنه میگفت : سیده ی من ، خانوم من ، هیچ موقع اینها رو خواهر و برادر صدا نمیزد ، اما برا اولین بار حسین شنید صدا زد : « اَدْرِکْ اَخا » ، داداش حالا دیگه به دادم بِرس ... « اَدْرِکْ اَخا » سرودم و نالیده ‌ام ز دل این ناله را به محضرِ سلطان که می‌ برد؟ سقا به خون نشست و عَلَم بر زمین فِتاد با دختران ، خبر زِ مُغیلان که می ‌برد ؟ حالا ببین ابالفضل داره برا چی غصه میخوره ؟ دستم فتاد ، پنجه ی دشمن گشوده شد » ... تا وقتی اباالفضل زنده بود ،کسی جرات نمی‌کرد به سمت خیمه ها نگاه کُنه ، همه از ابالفضل می‌ترسیدند ، اما : دستم فتاد و پنجه ی دشمن گشوده شد این قِصّه را به موی پریشان که می‌برد ؟ دشمن به فکر غارت و مَعجر کِشی فتاد این شرح را به طفل هراسان که می ‌برد؟ همه شنیدید ابی عبدالله اومد سرشو به زانو گرفت ، صدا زد برادرم ، قربونت بِرَم ، ابالفضلم ، علَمداررشیدم ، پاشو قربونت بِرَم ، باید بِبرمت سمت خیمه ها ، ... اینایی که میگم زبان حاله، هیچ کجا ننوشته ، شاید ، ابالفضل بگه حسین ، پاشو برو سمت خیمه ها ، چرا ؟ آخه یه عده صدا میزدن ، ابالفضل افتاد ، علَمدار زمین گیر شد ،حالا وقتشه ، حالا باید به خیمه ها حمله کنیم ، صدا زد حسین پاشو برو ، الان میان به خیمه ها حمله میکنن ... همه جلو خیمه ها منتظرن ، « مُخدّرات » مقابل خیمه هاایستادن، ببینن چی شد؟ ابالفضل برمیگرده یا نه ؟ دخترا هی به بچه های کوچولو وعده میدن ، غُصّه نخورید ... الان عمومون ابالفضل بر میگرده ، عمو ابالفضل وعده بِده رد خور نداره ... عمومون پهلوونه ... خدا نکنه یه پهلوونی یه وعده ای بِ ده و وعدش مُحقق نشه آبروش میره ، ابالفضل خودش وعده داده آب میاره ، بچه ها غُصّه نخورید ... یه وقت دیدن اباعبدالله داره میاد، با یه دست ، عنان ذوالجناح رو گرفته ، یه دست به کمر، داره آروم آروم میاد ، امید حسین ، نا امید شد ، اومد مقابل خیمه ها نشست ، از هیبت حسین همه فهمیدن چی شده ، کسی جرات نمیکنه بیاد سوال کنه ، یه مرتبه دیدن سکینه ، اونیکه مَشک رو به عمو داده ، حالا اومد جلو ، صدا زد ابتا « اَیْنَ عَمِّیَ الْعَبَّاسْ » بابا ما دیگه آب نمیخواهیم ، بگو عمومون برگَرده ، ابی عبدالله نتونست جواب بِده ، نمیدونم تا حالا اینجوری شدی ؟ ... بُغض گلوی حسینو گرفته ، هر کاری کرد چی جواب بِدم ؟ از جا بلند شد اومد عمود خیمه عباسو کِشید ، خیمه روی زمین خوابید، یعنی ، بچه ها ، بِرید برای اسارت آماده بشید ، این خیمه دیگه صاحب نداره ... هر جا نشستی ، ناله بزن یا حسین ... 1403 https://eitaa.com/madehin14
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
( علیه السلام ) الا مادر به قربون جمالت رخ چون بَدر و ابروی هلالت شنیدم کام عطشان جان سپردی گلِ اُمَّ البنین ، شیرم حلالت https://eitaa.com/madehin14
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
( علیه السلام ) من زیرِ بِیْرَقِ اباالفضلِ عبّاسم ، من زیرِ بِیْرَقِ هیچ کس دیگه ای نمیرم ... http://eitaa.com/joinchat/3560112146C95a6ac9eaf
5.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
( علیه السلام ) امشبی را شه دین در حرمش مهمان است عصر فردا بدنش زیر سُم اسبان است مکن ای صبح طلوع مکن ای صبح طلوع http://eitaa.com/joinchat/3560112146C95a6ac9eaf
از « خاك » هم مضايقه كردند كوفيان آقا بمانْد رویِ زمين تا سه چار روز ... @madehin14
( علیه السلام ) (شوردشتی) اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّه ، وَعَلَی الاَرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِناَّئِک امشب شهادتنامه ی « عُشّاق » امضا میشود فردا زِ خونِ عاشقان این دشت ، دریا می شود چه خبر بود امشب کربلا ؟ تاریخ طبری میگه عصرِ روز تاسوعا ، لشکر عمر سعد شروع کردن حرکت ، به سمتِ خیامِ ابی عبدلله ... ، آقا سیدُ الشهدا ، شمشیرش رو به زمین زده ، سر گذاشته روی شمشیرِ مبارک ، یه چند لحظه ای خواب به چشم ابی عبدالله اومد ، بی بی زینب سراسیمه اومد حسین رو بیدار کرد صدا زد خواهرجان، الان جدّم پیغمبرو در خواب دیدم فرمود : حسین ، به زودی به سمت ما میآی ... صدا زد ، زینب جان ، گویا لحظه ی شهادت ما نزدیکه ... ابالفضلش رو صدا زد :« يا عَبّاسُ اِركَبْ ، بِنَفْسِي اَنْتَ يا اَخي » عباس جان ، سوار اسبت شو ، قربونت بِرَم ... { ارشاد ، ج ۲ ، ص ۹۰ } ... همه ی عالَم میگن یا حسین ، فدات بشیم آقاجان ، فقط یه جاست ، حسین میگه :« بِنَفْسِي اَنْتَ يا اَخي » ، جونم فدات یا عباس ، برادرم ، ... فرمود برو با اینا صحبت کن ، ببین چی میخوان ؟ آقا قمر بنی هاشم با یه تعدادی از اصحاب اومد مقابلِ لشکر، به عمرِ سعد فرمود : چی میخوای ؟ گفتن ما دستور داریم ، یا باید حسین با یزید بیعت کنه ، یا باهاش بجنگیم ؟ آقا قمر بنی هاشم برگشت با ابی عبدالله صحبت کرد ، امام حسین فرمود برو با اینا صحبت کن عباس جان ، امشبو از اینها مُهلت بگیر ، ما دوست داریم با خدا مناجات کنیم ، نماز بخونیم ...، امشبو مُهلت دادن به ابی عبدالله ، برای این که عبادات بکنه ... امشب ، شب قیامت کبرای دیگر است هر لحظه یک گزارش صحرای محشر است امشب رسد به گوش مناجات عاشقان فردا، به روی خاک بدن های بی سر است امشب ، علَم به دستِ علَمدار کربلاست ... ( پاسبان خیمه ها ابالفضله ، بچه ها همه خوابیدن ، خیالشون راحته ، اما ... ) فردا، تنش به علقَمه در خون شناور است ( یه بیت ،عرض روضه ی من همین جاست ) امشب رباب ، دست دعایش بر آسمان امشب رباب ، هِی دور علی اصغرش میگرده ، آخه ابی عبدالله یه حرفایی زد ، نمیدونم به گوش رباب رسید یا نه ؟ موقعي که قاسم سوال کرد عمو جان ، آیا منم فردا کُشته میشم یا نه ؟ ابی عبدالله فرمود : عزیز دلم ، عموجانم ، بگو ببینم مرگ در نظر تو چگونه ست ؟ قاسم صدا زد ، « اَحْلیٰ مِنَ الْعَسَلْ » ابی عبدالله بعدش یه جملاتی فرمود خیلی رمزآلوده ، فرمود قاسم جان ، فردا تورو به یک بلای عظیمی میکُشن ، بعد یه جمله ای فرمود ، فردا اینا حتی به طفل شیرخواره ی ما رحم نمی‌کنند! نمیدونم رباب اينو شنید یانه ؟ امشب رباب دست دعایش برآسمان فردا تسلّی دل او، داغ اصغر است ... آی حسین ... امشب اینطوری گذشت ، اما امان از عصر فردا ، موقعی که ابی عبدالله اومد با اهل حرم ، وِداع کنه ، دیگه نه اباالفضلی داره ، نه علی اکبری داره ، تک و تنها شده ... ، تا شروع کرد با لشکر حرف زدن :« هَلْ مِنْ نَاصِرٍ یَنْصُرُنِی » ، آیا کسی هست به ما کمک کُنه ؟ یه مرتبه صدای شیونِ اهل حرم بلند شد ، ابی عبدالله زودی برگشت ، یکی یکی مُخدّرات رو ، دعوت به صبر کرد ... زینب جان ، آرام باش ، شکییبا باش ... ،خواهرم اُمِّ کُلثوم آرام باش ، مبادا بلند بلند گریه کنید ، مبادا بی تابی کنید ، مبادا دشمن شادمون کنید ... اما توو مقاتل نوشتن یه خانومی بینِ مُخدّرات ، خیلی بدجور گریه میکرد ... ، بگم کی بود ؟ خانم سکینه، اینقدر بی تاب شد ، بعضیا میگن ابی عبدالله از مَرکب پیاده شد ... عبارت مقتل اینه ، سکینه رو بغل گرفت ، دخترم آرام باش قربونت بِرَم ، ابی عبدالله فرمود : « لَا تُحْرِقِی قَلْبِی » ، دیگه بسه ، قلبمو مسوزان با اشکات ... هر جا نشستی ناله بزن : « یا حسیییین » 25/4/1403 https://eitaa.com/madehin14