3. امام سجاد ع.mp3
زمان:
حجم:
2.9M
#روضه_امام_سجاد
( علیه السلام )
#استاد_حاج_اسماعیلی
#دستگاه_شور
#شور_محلی (شوردشتی)
آقا زین العابدین هم ، چندین و چند سال ، صبح و شام گریه میکرد ، شب و روز گریه میکرد ، توو بازار راه میرفت ، بچه شیرخواره می دید ، گریه میکرد ، می دید قصاب داره گوسفندی رو ذبح میکنه ، گریه میکرد ، می اومد جلو سئوال میکرد : آقا آبش دادی یا نه ؟ جواب می داد ، آره یابنَ رسول الله ، مامسلمانیم ، آقا باز هم گریه میکرد ، آقا برا چی گریه میکنید ، می فرمود : آخه بابای من ، حسین رو ، توو کربلا با لب تشنه سر بُریدند ...
اما وقتی از آقا زین العابدین سئوال کردند ، یابنَ رسول الله ، کجای این سفر برای شما سخت بود ؟ سه مرتبه فرمود : الشام الشام الشام ... بابا ، روضه های شام ، روضه های ناموسیه ... خوندنش هم برای روضه خوان ها سخته ، شنیدنش برای امام زمان سنگینه ، بیخود نیست امام زمان می فرماید : صبح و شام ، به جای اشک ، خون گریه میکنم ... یه بیت دیگه از این شعر رو بخونم و التماس دعا ...
سلام بر بدنِ بی سری
که عریان شد
دوباره فاطمه در عرش
موپریشان شد ...
#شاعر_قاسم_نعمتی
#روضه_دستگاه_شور
21/5/1402
https://eitaa.com/madehin14
13.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#کلیپ_امام_سجاد
(علیه السلام )
#حاج_محمود_کریمی
یاد دارم
غارت و اهل حرم
دست ظلم و
گوشوار خواهرم ...
https://eitaa.com/madehin14
4. یاد دارم.mp3
زمان:
حجم:
1.9M
#روضه_امام_سجاد
( علیه السلام )
#حاج_محمود_کریمی
یاد دارم
غارت و اهلِ حرم
دستِ ظلم و
گوشوارِ خواهرم ...
خواهرم بر گوش خود
دستی کِشید ،
از دل انگشت ها
خون می چکید ...
( بعد فهمیدم چرا خون می چکید ؟ ... « یاد دارم آتشِ از بام را » دسته بسته ، آتیش روی عمامه ام افتاد ! عمامه را سوزاند ، به سر رسید ! دستم بالا نمیآد آتیشِ روی سرم را خاموش کنم ! )
یاد دارم آتشِ از بام را
تیغِ تیزِ خنده و دُشنام را
یاد دارم راس بابَم اوفتاد
زیر دست و پای مردم اوفتاد
یاد دارم صوت زیبای پدر
خیزران بوسید
لب های پدر ...
کی رود این صحنه ها
از خاطرم ؟
دختری فریاد میزد : مَعجَرم
https://eitaa.com/madehin14
@madehin14 بررسی اسناد تاریخی بعد از عاشورا.mp3
زمان:
حجم:
11.2M
#آموزش_روضه_خوانی
#استاد_حاج_اسماعیلی
بررسی اسناد تاریخی بعد از عاشورا ...
❓زمان حرکت اسرا از کربلا
❓زمان انتقال سرهای شهدا به سمت کوفه
❓تعداد سرهای شهدا
❓زمان رسیدن اسرا به کوفه
❓نحوه دفن شهدای کربلا
1404
https://eitaa.com/madehin14
10.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#کلیپ_امام_سجاد
( علیه السلام )
#کربلایی_حسین_طاهری
چه جوری خاطرههام
یادم بِرِه ؟
سنگای به روی بام یادم بِرِه
سی سال دیگه
اگه گریه کنم
محاله بازار شام یادم بِرِه
#کارگاه_مداحی
http://eitaa.com/joinchat/3560112146C95a6ac9eaf
هدایت شده از آموزش تخصصی مداحی و روضه
@madehin14 روضه11محرم(همایون و شور.mp3
زمان:
حجم:
10.1M
▪️السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین▪️
#روضه_یازدهم_محرم 1404
#اسارت #وداع_با_اجساد_شهدا
#حاج_اسماعیلی
#دستگاه_همایون و #آواز_شورمحلی
@madehin14
❁﷽❁
👆 #فیش_روضه #یازدهم_محرم👆
●━━━━━━───────
#دستگاه_همایون #درآمد
«السَّلَامُ عَلَیكُمْ یا أَهْلَ بَیتِ النُّبُوَّةِ»
از لطف زهرا ما گرفتار حسینیم
شکرخدا گرمی بازار حسینیم
الحمدلله #درآمد_دوم
هر کس که پرسید ازمقام مابگویید
ما جزو نوکرهای دربار حسینیم
#درآمد هر کجا نشستی و صدای منو میشنوی روز یازدهم محرمه، باهم زمزمه کنیم،
حسین جان.....
امروز چه خبر بود کربلا، طبق نقلی که تو مقاتل اومده از صبح تا ظهر، عمرسعد لعنت الله علیه دستور داد گفت اجساد کشته شده های خودشون رو جمع کنند بر کشته هاشون نماز خوندن همه رو به خاک سپردن
#درآمد_دوم
اما بدنهای مطهر جگرگوشه های فاطمه، زیر نور خورشید سوزان کربلا، بدون غسل و بدون کفن ،
#چکاوک
بگذارید کنار بدنش گریه کنم
(دو تا وداع داریم تو روضه هامون، به وداعی که عصر روز عاشورا بود خود ابی عبدالله اومد با مخدرات خداحافظی کرد
یه وداع دیگه ای امروز روز یازدهم اتفاق افتاد)
#درآمد
موقعی که گفتن زنها رو سوار ناقه ها کنید اومدن تا کنار اجساد مطهر شهدا ، تا این زنا و بچه ها چشمشون به این جسدهای پاره پاره افتاد
#چکاوک
همه از رو ناقه ها خودشونو زمین انداختن هر کسی بدن جگرگوشه ش رو در آغوش گرفت این وداع، وداع با بدنهای پاره پاره ست
حالا یه زبانحالی داره زینب کبری ،
بگذارید کنار بدنش گریه کنم
بر تن زخمی بی پیرهنش گریه کنم
اینقدر گریه های زینب سوزناک بود بعضی مقاتل نوشتن دوست ودشمن گریه می کردند حتی نوشتن مرکبهاشونم گریه می کردند
امان از دل زینب
بگزارید کنار بدنش گریه کنم
بر تن زخمیه بی پیرهنش گریه کنم
صدای ناله ی خانمها بلند بشه خانم زینبو یاری بدید
تا که سر داشت نشد خون سرش پاک کنم
بگزارید به زخم بدنش گریه کنم
داره یکی یکی خاطرات جلو چشم زینب میاد
حسین
چه غریبانه فغان کرد مرا آب دهید
بگزارید به سوز سخنش گریه کنم
بگزارید گلم را که فتاده ست به خاک
کنم از چادر مادر، کفنش گریه کنم
هر کاری کردند این بانوان رو از این بدنها جدا کنند مگه کسی دل می کنه! یه ملعونیه تو بعضی از مقاتل اسمش رو زهر اورد بعضیا گفتن زجر بود،این ملعون دیدن با تازیانه اومد یکی یکی بانوانو با تازیانه از بدنها جدا کرد
اما
من شنیدم یه خانومی رو هر کاری کردن هر چی با تازیانه زدنش ، از بدن باباش جدا نمی شد،تا اومد بالای بلندی،دید عمه یه بدن بی سرو رو دست گرفته ،صدا زد
یا عمتی هذا نعش من
عمه جان، این بدن کیه؟بلافاصله فرمود:
نعش ابیک الحسین
این بدن بابای غریبت حسینه، حق داری نشناسی سکینه جان،
اومد خودشو انداخت رو بدن بابا
اینقدر گریه کرد، خدا نکنه دختر بچه یتیم بشه
دیدن یه عده از اعراب اومدن انقدر زدنش، زینب صدا می زد حسین ،پاشو دارن دخترتومی زنن.
ناله بزن یا حسین.....
الا لعنت الله علی القوم الظالمین
و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون
●━━━━━━───────
#روضه_یازدهم_محرم
#اسارت #وداع_با_اجساد_شهدا
#حاج_اسماعیلی
#دستگاه_همایون و #آواز_شورمحلی
@madehin14
هدایت شده از آموزش تخصصی مداحی و روضه
اگر مایلید از #درسهای_جدید استاد حاج اسماعیلی بهرمند شوید و صدای شما مورد نقد و بررسی قرار بگیرد ، میتوانید از کلاسهای آموزشی ایشان استفاده بفرمائید :
ادمین برادران👈 @madehine14
خواهران 👈 @admin_madahyar
توجه : کلاس رفع اشکال خواهران توسط استاد خانم برگزار میشود
🔺کلاس های آموزشی که از ابتدای محرم امسال تعطیل شدند مجددا از هفته بعد تشکیل میشوند
👌منتظر اطلاع رسانی ادمین در گروه های کارورزی باشد
❁﷽❁
🏴#شهادت_امام_سجاد_علیه_السلام
🏴#مرثیه
●━━━━━━───────
روز شهادت آقا زین العابدینه بریم در خونه ی آقا سیدالساجدین
روضه برپا بود هر جا آب بود
روضه هایش ذکر بابا آب بود
مقتل جانسوز آقا آب بود:
تشنه لب بود آه اما آب بود
یه عمری اقا زین العابدین شب وروز گریه می کرد، آب می دید گریه می کرد طفل خردسال می دید گریه می کرد، جوان می دید گریه می کرد، دختران قد و نیم قدومی دید گریه می کرد
روضه خوانش گاه ظرفی آب شد
گاه گاهی روضه خوان قصاب شد
گاهی وقتا تو کوچه های مدینه راه می رفت، می دیدن آقا اومد جلو در قصابی شروع میکرد گریه کردن، همه جمع می شدن، چی شده آقاجان؟ یابن رسول الله چرا گریه می کنید صدا می زد ای قصاب، بگو ببینم این گوسفند رومیخای ذبح کنی آبش دادی یا نه؟ می گفت بله یابن رسول الله ، ما مسلمانیم ما از جد شما یاد گرفتیم ، می دیدن دوباره گریه می کنه، آقاجان چی شده؟حرف بدی زدم؟؟ می فرمود بابای من حسینو تو کربلا ، با لب تشنه سر بریدن ،
ماجرای آب آبش کرده بود
غُصه ی ارباب آبش کرده بود
مادری بی تاب آبش کرده بود
دختری بی خواب آبش کرده بود
یا خودش بارید دائم یا رباب
روضه می خواندند هر دم با رباب
پیکری را
حالا داره یادش میاد آقا زین العابدین
پیکری را بر زمین پامال دید
دیگه چی دید؟؟؟
پیکری را بر زمین پامال دید
شمر را در گودی گودال دید
عمه را بالای تل بی حال دید
لشکری را در پی خلخال دید
هجمه ی شمشیرها یادش نرفت
سنگ ها و تیرها یادش نرفت
یکی از سخت ترین صحنه های عاشورا اونجایی بود که آقا زین العابدین پرده ی خیمه روکنار زد از دور داره میبینه ، من نمیدونم فاصله چقدر بوده ، آقا زین العابدین نگاه کنه ببینه دور باباش حسینو حلقه زدن، نیزه دار با نیزه می زنه، شمشیر دار با شمشیر می زنه ، پیرمرداشون عصا زنان
یه مرتبه طاقت نیاورد یه چوب دستی به دست گرفت عصا زنان از خیمه زد بیرون ، یه مرتبه ابی عبدالله این صحنه رو که دید صدا زد زینب ، دست علی رو بگیر مبادا بیاد، زینب اومد اومد دستشو گرفت عزیز دلم کجا داری میری؟ بابات حسین همه ی ما رو به تو سپرد، همه ی بود و نبود ما تویی عزیز دلم ،
هم به تن رخت اسارت دیده بود
خیمه را در وقت غارت دیده بود
از سنان خیلی جسارت دیده بود
از حرامی ها شرارت دیده بود
آتش بی داد دنیا را گرفت
شمر آمد راه زن ها را گرفت
عمه را با دست بسته می زدند
با همان نیزه شکسته می زدند
بچه ها را دست بسته می زدند
می شدند آنقدر خسته... می زدند
تازیانه جای طفلان خورده بود
زین جهت خیلی به زینب برده بود
اما اون مصیبتی که از اقا زین العابدین سوال کردن آقاجان،کجای این مصائب براشما سخت تر بود سه مرتبه فرمود
الشام الشام الشام
کوچه های شام پیرش کرده بود
شهر و بار عام پیرش کرده بود
سنگ روی بام پیرش کرده بود
طعنه و دشنام پیرش کرده بود
بی هوا عمامه اش آتش گرفت
مثل زهرا جامه اش آتش گرفت
جملاتی تو بعضی مقاتل معتبر، نوشته ادم شرمش میاد بگه، فقط یک جملشو میگم امام زمان منو ببخشه، اگه تو مقاتل ننوشته بودن نمیخوندم ، گفت وقتی اسرا رو وارد شام کردن اینها رو بردن تو یه محلی که مخصوص برده ها بود اونجا برا چند ساعت اینها رونگه داشتن اهل ذمّه ، یعنی غیر مسلمونا،مسیحیا،یهودیا میومدن ، قربونت برم عمه جان، ...... دختر زهرا اینجا چه می کنه؟ بچه های فاطمه ی زهرا تو بازار برده فروشا چرا؟؟؟
بزم مِی بود و سر و طشتی طلا
خیزران بود و عزیز مصطفی
بعد یه عمری گریه و آه و ناله و سجده و دعا و مناجات ، بالاخره آقا زین العابدین راحت شد قربونت برم آقاجان، هنوزم که هنوزه ، مرقد مطهرش تو قبرستان بقیع مثل یک خرابه ایه، کنار قبر عموش امام مجتبی، قبر امام سجادم نه سنگی داره نه حرمی داره ، ان شالله بیاد آقا، شر همه ی وهابی ها رو کم می کنه ، ان شالله تومدینه ،قبرستان بقیع،گنبد و بارگاهی بنا می کنیم، ان شالله....
با مدد امام زمان
بِاسْمِکَ الْعَظیمِ الاَعْظَمِ، اَلْاَعَزِّ الْاَجَلِّ الْاَکْرَمِ،....
✍شاعر:وحید محمدی
●━━━━━━───────
#شهادت_امام_سجاد (علیه السلام)
#مرثیه
#حاج_اسماعیلی
@madehin14