eitaa logo
تأملات | محمد ولیانپور
541 دنبال‌کننده
81 عکس
7 ویدیو
1 فایل
یادداشت‌ها و تأملات محمد ولیان‌پور طلبه | در باب سیاست، فرهنگ و رسانه | عدالتخواه ارتباط با من در ویراستی و فارس: virasty.com/valianpour farsnews.ir/Valianpour
مشاهده در ایتا
دانلود
دوباره؛ جنگ نفتکش‌ها آمریکا در پاسخ به زدوخوردها با ناوهای جنگی‌اش، به جنگ نفتکش‌ها روی آورده و وزیر جنگش رسما اعلام کرده در برابر حملات ایران به ناوهای آمریکا پاسخ متقارنی ندارد و به‌جای پاسخ نظامی، به نفتکش‌‌های غیرنظامی حمله خواهد کرد. در بیانیه رسمی سنتکام که به پیوست انتشار تصاویر حمله به نفتکش‌ها منتشرشده نیز آمده است که این شناورهای تجاری «با دقت و حرفه‌ای‌گری نیروهای مسلح آمریکا» هدف قرار گرفته‌اند. این وضعیت را چهار دهه قبل در برابر ارتش مستأصل بعثی تجربه کرده بودیم؛ جنگی که ۲۳۹ نفت‌کش طرفین را به آتش کشید و ۵۵ تای آن را به قعر دریا فرستاد. ولی تصورش هم دشوار بود که ابرقدرت جهان هم در برابر حمله به ناوهای جنگی‌اش، اهداف غیرنظامی را هدف قرار دهد و تصاویر حملات گران‌قیمت به نفتکش‌های بی‌دفاع و جاری شدن نفت بر آب را به عنوان عملیات افتخارآمیز منتشر کند! واضح است که آمریکا هم‌چنان از رویارویی در عرصه نظامی شانه خالی می‌کند و به نبرد نامقارن اقتصادی روی آورده است. دشمن ترجیح می‌دهد جنگ را هم‌چنان در زمین اقتصادی دنبال کند و علاوه بر تحریم‌ها، حتی هنر نظامی‌گریش را هم در این میدان پیاده می‌کند. نیروهای مسلح کشورمان نیز در پاسخی قاطع به حملات آمریکا به ۵ نفتکش ایرانی، تهاجم سنگینی به پایگاه آمریکایی در اردن انجام دادند و هم‌زمان با هدف قرار دادن ۲ فروند ناوشکن آمریکایی و ۸ نفتکش در خلیج فارس، ۱۰ فروند کشتی متخلف که با حمایت ارتش این کشور قصد عبور از منطقه ممنوعه تنگه هرمز را داشتند، زیر ضرب رفتند. نفتکش‌ها علاوه بر ارزش اقتصادی و کسب درآمد از صادرات نفتی، عامل امنیت اقتصادی هم هستند؛ چراکه حتی با وجود نفت و تأسیسات نفتی، امکان صادرات و کسب درآمد به این شناورها وابسته است. از سوی دیگر عادی‌سازی این رویه ممکن است به برقراری قاعده جدیدی برای تنگ‌تر کردن محاصره منتج شود و نفتکش‌های خارجی حامل نفت ایران نیز مشمول اقدام نظامی آمریکا شوند. به همین دلایل از این تعدی نمی‌توان به سادگی گذشت و پاسخی بازدارنده و نامتقارن را می‌طلبد که به جنگی فرسایشی نینجامد. هدف پاسخ نباید صرفا به شلیک کردن و آسیب زدن محدود شود؛ بلکه فارغ از نوع واکنش، پاسخی موفق است که بتواند اثر عینی بر بازار نفت داشته باشد، محاسبه دشمن را تغییر داده و اهداف او را نقش بر آب کند. آمریکا باید به این درک برسد که هدف قرار دادن نفتکش‌های ایرانی با هزینه‌ای معادل روبه‌رو نمی‌شود؛ بلکه امنیت تمام شبکه دریایی و تجاری تحت حمایتش و در نتیجه اقتصاد جهانی را تحت تأثیر قرار می‌دهد و اعتبار اسکورت آمریکایی و تصویر چتر امنیتی‌اش بر کشورهای منطقه را بیش از پیش مخدوش می‌کند. بیشتر بخوانید: چالش اثر تنگه دور زدن ممنوع! تنگه قیمت نفت تا آستانه بازدارندگی خسارت کافی نیست! فراتر از بازوبست تنگه تنگه در تنگنای تفاهم فراتر از جنگ منطقه‌ای عمان در دو راهی هرمز چرا حمله پیش‌دستانه؟ گره تنگه کورتر می‌شود؟ زیرساخت جنگ زیرساختی تعرفه هرمز را تصاعدی کنیم! تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
امارات، برنده بحران تنگه؟ به نظر می‌رسد در جنگ نفتکش‌ها با توجه به اهداف متنوعی که در دسترس نیروهای مسلح ما قرار دارد، ضرورتی برای ورود به پاسخ متقارن در خلیج فارس نیست. چه این‌که تأسیسات انرژی و نفتکش‌های خارجی مستقر در خلیج فارس، در واقع پشتوانه تنگه هرمز و ضامن ارزش آن به‌شمار می‌روند. با این نگاه، مسیرهای جایگزینی که برای دور زدن تنگه هرمز طراحی شده‌اند در اولویت هستند و تا وقتی اهدافی مثل پایانه نفتی فجیره و ناوگان نفتی آن در تیررس اقدام تقابل هستند، هدف قرار دادن اهداف نفتی درون خلیج فارس منطقی نیست و در صورت ضرورت نیز در مراتب بعدی اهمیت قرار می‌گیرد. بندر فجیره با زیرساخت‌های عظیم نفتی و خط لوله‌ای که نفت را از سواحل غربی امارات در خلیج فارس به سواحل شرقی‌اش در دریای عمان می‌رساند، هم‌چنان در حال دور زدن تنگه است؛ تا جایی‌که میزان صادرات نفتی این کشور در بحبوحه بحران تنگه هرمز، به لطف خروج از اوپک، حتی از دوران پیش از جنگ هم بیشتر شده و رکوردهای جدیدی را جابجا کرده است. با این‌که نیروهای مسلح ما در اردیبهشت‌ماه گذشته طی اعلامیه‌ای محدوده بندر فجیره را نیز جزو منطقه کنترلی تنگه هرمز قرار داده بود و این اعمال حاکمیت را برای مدتی عملیاتی کرد، اما این کنترل پس از مدتی به دلایل نامعلومی متوقف شده و رژیم امارات را به تنها برنده بستن تنگه هرمز تبدیل کرده است. امارات علاوه بر دور زدن تنگه هرمز به بستری برای انتقال مخفیانه نفت از تنگه توسط شناورهای کوچک تبدیل شده است. تصاویر ماهواره‌ای نشان می‌دهد آب‌های غربی این کشور محل تجمع نفتکش‌هایی است که عملیات کشتی‌به‌کشتی را برای خروج غیرقانونی و غیرایمن نفت از تنگه هرمز انجام می‌دهند. گرچه گمانه‌هایی مبنی بر هماهنگی‌ها و معاملات پشت پرده با کشورمان برای چشم‌پوشی از این اقدامات به گوش می‌رسد، ولی حتی در صورت صحت این گمانه‌ها نیز بعید به‌نظر می‌رسد چنین معامله‌ای بتواند کند شدن شمشیر هرمز و تضعیف «اثر تنگه» را توجیه کند. بیشتر بخوانید: چالش اثر تنگه دور زدن ممنوع! تنگه قیمت نفت فراتر از بازوبست تنگه تنگه در تنگنای تفاهم عمان در دو راهی هرمز گره تنگه کورتر می‌شود؟ تعرفه هرمز را تصاعدی کنیم! تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
وحدت ساحات در تنگی تنگه‌ها بستن تنگه هرمز با این‌که در برهه‌های ابتدای جنگ قیمت نفت را به بیش از ۱۲۰ دلار هم رساند، اما به دلایل مختلف نتوانست آستانه تحمل اقتصاد جهانی را لمس کند. برگه تنگه هرمز نهایتا نفت ۷۰ دلاری پیشاجنگ را طی ماه‌های گذشته زیر سقف ۱۰۰ دلار متوقف کرد و تنش‌ها و درگیری‌های بعدی نتوانست این سقف قیمتی را بشکند. دلایلی مثل شکل‌گیری مناسبات و تفاهمات سیاسی، عقب‌نشینی موقت آمریکایی‌ها از جبهات، معماری دورزدن تنگه با خط لوله‌های فجیره و ینبع یا عبور از ترتیبات ایرانی از مسیر جنوبی تنگه با شناورهای کوچک و انتقال کشتی به کشتی و اسکورت ناوشکن‌های آمریکایی در شکل‌گیری این انتظار قیمتی بی‌تأثیر نبودند. درست است که سیاست نیمه‌باز بودن تنگه برای ایران نیز ممکن است عوایدی داشته باشد و راه تنفس اقتصاد ما را تا حدی باز نگه می‌دارد، اما چنین سیاستی نمی‌تواند شوک مناسبی را به اقتصاد جهانی وارد کند و به فشار مؤثر بر دشمن منجر شود. در نتیجه تنها به عنوان یک اختلال در بازار قیمت‌گذاری می‌شود که ممکن است برای دشمن همچنان قابل تحمل باشد. عبور از این قیمت‌ها نیازمند شوک دیگری بود که با ابتکار عمل ضلع جنوبی محور مقاومت، یعنی دولت انقلابی یمن محقق شد تا مسیر جایگزین تنگه هرمز، یعنی خط لوله بقیق-ینبع که نفت را از سواحل شرقی عربستان در خلیج‌فارس به سواحل غربی‌اش در دریای سرخ می‌رساند نیز با چالش جدی مواجه شود. انصارالله یمن اواخر تیرماه گذشته کارزار محاصره دریایی و هوایی عربستان را در پاسخ به محاصره ده‌ساله عربستان بر این کشور آغاز کرده بود و ضمن هدف قرار دادن بندر ینبع، کشتیرانی عربستان در دریای سرخ و عبور از باب‌المندب را نیز با چالش مواجه کرد. اما سلطه کامل بر آب‌راه دریای سرخ، نیازمند تسلط بر تنگه باب‌المندب بود که با مواضع نیروهای انصارالله در شمال یمن فاصله‌ای صدها کیلومتری داشت. با اقدام عربستان سعودی در حملات هوایی به مواضع یمن و تجهیز مزدورانش برای حمله زمینی به قصد یکسره کردن کار انصارالله، یمنی‌ها دست روی دست نگذاشتند و با حملات پیش‌دستانه به کاروان‌های تجهیزات نظامی و نیروهای سعودی، به استقبال آن‌ها رفتند. گسترش درگیری‌ها نه‌تنها به موضع دفاعی و عقب‌نشینی انصارالله منجر نشد، بلکه در ضدحمله‌ای برق‌آسا طی سه روز گذشته بخش‌های مهمی از سرزمین یمن را آزاد کردند تا حاکمیت محور مقاومت بر ساحل غربی یمن و جزایر راهبردی‌اش تکمیل شود و به بالای سر باب‌المندب برسند. انصارالله که پیش از این برای عملیات در دریای سرخ و باب‌المندب فاصله عملیاتی زیادی را پیش روی خود می‌دید، حالا در جایگاه تسلط مستقیم بر دومین تنگه راهبردی منطقه ایستاده و برای اعمال حاکمیت بر باب‌المندب با عرض بیست کیلومتری‌اش حتی نیازی به سلاح‌های سنگین و موشک‌های دوربرد هم ندارد. سعودی‌ها هم که خط لوله انتقال نفتشان در چندین نقطه هدف حمله قرار گرفته، بندر ینبوعشان زیر آتش یمنی‌هاست و مجوز عبور نفتشان از دومین تنگه را در دستان انصارالله می‌بینند. این یعنی کشتی دور زدن تنگه هرمز از طریق دریای سرخ تقریبا به گل نشسته است. امری که باعث جهش قیمت نفت و شکست مرز روانی 100 دلار شد و اگر چشم انداز بحران همچنان ادامه یابد و با ابتکارات سیاسی و رسانه ای سرکوب نشود، رقم های بالاتری را نیز می توان به انتظار نشست. البته تثبیت این مواضع با توجه به برتری هوایی ائتلاف سعودی همچنان نیاز به مجاهدت دارد؛ اما حتی در صورت موقت بودن این دستاوردها نیز راهبرد وحدت ساحات و کنش همزمان سایر بازیگران محور مقاومت در محدود کردن راه‌های دور زدن تنگه در امارات، عراق و... می تواند حداکثر استفاده را از این دستاورد رقم بزند. بیشتر بخوانید: چالش اثر تنگه تله تهدیدپذیری دور زدن ممنوع! تنگه قیمت نفت فراتر از بازوبست تنگه تنگه در تنگنای تفاهم عمان در دو راهی هرمز گره تنگه کورتر می‌شود؟ امارات، برنده بحران تنگه تعرفه هرمز را تصاعدی کنیم! تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
یادگاری روی دیوار امارات! رئیس‌جمهور روز گذشته و در چارچوب اجلاس سران کشورهای بریکس در دهلی‌نو دیداری نیز با ولیعهد امارات متحده عربی داشت. پزشکیان گفته است توافق کردیم که گذشته را فراموش کنیم و آینده خوبی بسازیم. اما امارات علاوه بر میزبانی تجاوزات آمریکا، به تصریح وزیر خارجه کشورمان به‌صورت مستقیم هم در اقدام تجاوزکارانه علیه ایران دخیل بوده است. این کشور در دوران آتش‌بس نیز متهم شماره یک دور زدن ترتیبات ایرانی هرمز و به چالش کشیدن اثر تنگه است. حتی از قبل جنگ هم به مدت چند دهه چشم طمعش به جزایر ایرانی بوده و از هیچ همکاری با اسرائیل فروگذار نکرده است. این‌ها علاوه بر اقدامات ضدانسانی امارات در مواجهه با ایرانیان مقیم است؛ اخراج هزاران نفر و مصادره اموالشان در کنار تعطیلی مدارس و بیمارستان‌های ایرانی و از همه مهم‌تر بازداشت صدها ایرانی بی‌گناه در روزهای ابتدای جنگ که کم‌ترین توضیحی درباره وضعیت آنان ارائه نشده است. حالا در حالی‌که انتظار می‌رود رسیدگی به جرائم امارات در تجاوز به کشورمان و میزبانی پایگاه‌های آمریکا و سرنوشت ایرانیان مقیم این کشور روی میز باشد، چنین مراوداتی بیشتر به عادی‌سازی روابط و پاک کردن سوءسابقه شباهت دارد. با این‌حال و با وجود همه تنش‌ها نمی‌توان منکر ضرورت ارتباط مدیریت‌شده با کشورهای همسایه، حتی همسایگان ناباب بود و دیدارهایی از این دست می‌تواند به این هدف کمک کند. ارتباط‌هایی که ممکن است به تحقق برخی اهداف تاکتیکی نیز کمک کند. همان‌طور که پیش‌تر گمانه‌هایی مبنی بر همکاری در دور زدن محاصره دریایی آمریکا مطرح شده بود. اما اینک اخباری از یمن به گوش می‌رسد که نشان می‌دهد هماهنگی‌ها با امارات حتی وارد لایه‌های امنیتی هم شده و این کشور عملا به عرصه تحولات یمن بازگشته است. تا جایی‌که هم‌زمان با آغاز درگیری‌های انصارالله با مزدوران سعودی، هسته‌های شورای انتقالی جنوب یمن که پیش از این تحت نفوذ امارات بوده‌اند دوباره فعال شده و تحرکاتشان را آغاز کردند. تحرکاتی که جبهه جدیدی را علیه ائتلاف سعودی گشود تا پیشروی‌های ارتش و کمیته‌های مردمی یمن در مسیر باب‌المندب با موانع کم‌تری مواجه شود. شورای عالی سیاسی یمن نیز پس از تسلط نیروهایش بر ساحل غربی و باب‌المندب، پایان درگیری‌ها را اعلام کرد که به‌معنای توقف پیشروی به سمت جنوب یمن و مناطق تحت تسلط جنوبی‌هاست. همه این هماهنگی‌ها در سطوح تاکتیکی کاملا توجیه‌پذیر است؛ اما نمی‌توان انتظار داشت که چنین رویکردی به اهداف راهبردی ضربه بزند و مناسبات واقعی با کشوری که موضع خصمانه داشته را کم‌رنگ کند. در زمینه جنگ و امنیت ملی، به‌ویژه در عرصه یک جنگ وجودی نباید دچار روزمرگی شد و اهداف کلان و بلندمدت را فدای دستاوردهای تاکتیکی کرد. امارات علاوه بر همکاری عمیق و بی‌حدوحصرش با آمریکا و اسرائیل که از مرز روابط عادی نیز عبور کرده، خود نیز به‌سرعت در حال تبدیل شدن به اسرائیل دوم منطقه است. رفتارهای غیرمسئولانه امارات به خلیج فارس و کشور ما هم محدود نیست؛ شبکه بنادر و پایگاه‌هایش در جزایر و سواحل آفریقا و دخالت‌های نظامی‌اش در یمن، سومالی، سودان، لیبی، صحرای غربی و... امان کشورهای اسلامی را بریده و برخی را به رویارویی کشانده که تازه‌ترینش قطع رابطه الجزایر و بستن حریم هوایی‌اش بر این کشور است. رژیمی که تلاش می‌کند به بازیگر نیابتی ساختار غربی در خلیج فارس و حتی جهان اسلام تبدیل شود، می‌تواند در یمن علیه ریاض بازی کند و به محور مقاومت نزدیک شود و همان شب در دهلی، مانع از تصریح به تجاوزگری آمریکا در بیانیه بریکس شود تا صرفا جنگ، بدون محکومیت متجاوز محکوم شود. مواضع ابوظبی نشان می‌دهد همراهی‌اش در ترتیبات هرمز نیز تا حد یک کریدور موقت و بدون رژیم حقوقی خواهد بود تا با عادی‌سازی و مرور زمان، به مسیر گذشته بازگردد. همه این‌ها یعنی در برج‌های سربه فلک کشیده امارات، دیواری پیدا نمی‌شود که بشود روی آن یادگاری نوشت. بیشتر بخوانید: چالش اثر تنگه دور زدن ممنوع! تنگه قیمت نفت شبه‌جزیره ثبات! امارات، برنده بحران تنگه وحدت ساحات در تنگی تنگه‌ها تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
عاقبت باج‌دهی به ! حسن قشقاوی، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس که سابقه زیادی هم در ساختار وزارت خارجه دارد و از معاونت وزیر تا سخنگویی وزارت و سفارت را تجربه کرده است، از نوع نگاه به می‌گوید: قبل از جنگ به آمریکا پیشنهاد همکاری اقتصادی ۵۰۰ میلیارد دلاری دادیم، اما باز هم شد! در ویراستی ببینید و نظر دهید: virasty.com/valianpour بیشتر بخوانید: عبور از دیپلماسی فانتزی تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
پورشه زودتر می‌رسد یا کالابرگ؟ سخنگوی دولت باز هم خبر از افزایش مبلغ کالابرگ داد و اعلام کرد که در این افزایش تردیدی نیست و حتما اتفاق می‌افتد. این چهارمین بار طی ماه‌های گذشته است که سخنگوی دولت از افزایش رقم پرداختی در قالب کالابرگ سخن می‌گوید و سایر مقامات مرتبط دولتی نیز هر کدام بارها این وعده را تکرار کرده‌اند. اساسا حذف ارز ترجیحی با وعده حفظ قدرت خرید مردم اتفاق افتاد و دولت این وعده را دی‌ماه سال گذشته در «آیین‌نامه تضمین امنیت غذایی و بهبود معیشت مردم» به تصویب رسانید؛ «در راستای تضمین امنیت غذایی و بهبود معیشت مردم با رویکرد حفظ قدرت خرید مصرف‌کنندگان نهایی در قالب کالابرگ الکترونیکی» و با «اعتبار حاصل از محل آزادسازی نرخ ارز». در ماده سوم این مصوبه قانونی تصریح شده است که افزایش قیمت سبد کالاهای اساسی به صورت فصلی باید جبران شود: «افزایش هزینه ناشی از تغییر قیمت اقلام سبد کالای موضوع این آئین‌نامه به صورت فصلی ارزیابی و از محل منابع موجود در حساب پشتیبان از طریق افزایش اعتبار کالابرگ جبران خواهد شد». علاوه بر این‌ها رئیس‌جمهور بارها وعده داده است که مبلغ یادشده باید با تورم اصلاح شود و وزیر اقتصاد حتی از تعدیل ماهانه آن سخن گفته است. حالا پس از گذشت سه فصل، این وعده هنوز به سرانجام نرسیده و همچنان به فصل‌ها و ماه‌های آینده حواله می‌شود تا مبلغ یک میلیون تومانی کالابرگ که قرار بود قدرت خرید مردم در ازای حذف ارز ترجیحی را جبران کند، با تورم 127 درصدی در مواد غذایی به کم‌تر از نصف ارزش اولیه‌اش تنزل کند و به اعتقاد 92 درصد از مردم، چیز زیادی از قدرت خریدش باقی نماند. این در حالی‌ست که عرصه جنگ نظامی به جنگ اقتصادی تبدیل شده و تاب‌آوری مردم، همان نقطه‌ای است که دشمن روی آن دست گذاشته است. به تعبیر رهبر انقلاب: «دشمن با شکست در میدان نظامی بر تا‌ب‌آوری مردم و ایجاد خطای محاسباتی مسئولان تمرکز دارد». تأمین کالاهای اساسی و توزیع کالابرگ در ابتدای جنگ، از جمله نمادهای همبستگی دولت با ملت و نمایش پشتیبانی از مردم در روزهای سخت جنگ بود. ولی حالا دشمن قصد خالی کردن سفره‌ها را دارد تا ابتدا مقاومت خیابان را بشکند و سپس با درنوردیدن آستانه تحمل مردم، به نقطه جوش و بلند شدن اعتراضات تبدیل شود. و نظام اجرایی گویا به انتظار تحقق این سناریو نشسته است! مردم مبعوث‌شده‌ای که دویست شب سنگر خیابان را رها نکرده‌اند، با وجود همه تنگی‌ها و مشکلات معیشتی به‌نظر نمی‌رسد که چنین سوداهایی در سر داشته باشند و حتی نقدهایشان را به نان بیالایند. اما صبوری و آبروداری این ملت، سرمایه راهبردی جنگ است و چنین صبری نباید به بستر ترک‌فعل پشتیبانی از معیشت مردم و تأخیر در اجرای قانون تبدیل شود. در همین حال روز گذشته و در اوج تحریم و بحران ارزی، اخباری مبنی بر آزادسازی واردات لوازم خانگی در رسانه‌ها منتشر شد و مجوز واردات خودروهای بسیار لوکس پورشه و بنز از سوی وزارت صمت، تعجب ناظران را برانگیخت. وارداتی که به اسم منابع ارزی ایرانیان خارج از کشور انجام می‌شود، ولی عملا به امتیازی برای آن‌ها تبدیل شده تا نهایتا ارز خودرو به اضافه سودش را به شکل ارزی از کشور خارج کنند! و عجیب این‌که در مقابل این حجم خروج ارز، خودروهای گران‌قیمت و پرمصرفی وارد می‌شود که نه کمکی به تعدیل بازار خودرو می‌کند و نه کاهش مصرف بنزین و معلوم نیست چنین هزینه و خروج ارزی قرار است کدام زخم اقتصاد کشور را درمان کند و چه نتیجه‌ای جز دامن زدن به نابرابری و حس تبعیض در اوج تحریم‌ها دارد. ریچارد نفیو، معمار تحریم‌های هوشمند آمریکا علیه ایران در کتابش، هنر تحریم‌ها، پس از توصیه به تحریم کالاهای ضروری و مورد نیاز مردم ایران می‌نویسد: در عین تحریم اقلام مختلف، واردات کالاهای لوکس را از تحریم مستثنا کنید تا به احساس اجتماعی تحریم‌شدگی و نابرابری بیشتر دامن بزند و ذخیره ارزی این کشور با سرعت بیشتری تحلیل برود... بیشتر بخوانید: قانون بقای ناترازی! لانچرهای جنگ اقتصادی سقوط ریال در وفاق سکوت توزیع یارانه یا خوردن سرمایه تحمل ریاضت با طعم عدالت یک نان را چندنفری می‌خوریم؟ جنگ اقتصادی روی زخم ناترازی ضعف‌زدایی بدون ضعیف‌نمایی تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
انرژی هسته‌های انسانی از امام حسین تا انقلاب، مسیری است که 13 قرن پیموده شد تا شیعه ایرانی به این پیج تاریخی برسد. ولی دیروز 313 هزارنفر از 31 میلیون جانفدای ایرانی این مسیر را پیمودند تا نشان دهند که تا انقلاب موعود هم راهی نیست و جهان در انتظار آن 313 نفر است تا بر مدار دیگری بگردد. پویشی که از همان اولین ماه جنگ از بطن جامعه سربرآورد و مردم منتظر نقش‌آفرینی را به جان‌فدایی برای ایران فراخواند، پس از دویست شب پرچم‌گردانی در سنگر خیابان، اولین ظهور و بروزهای عملیاتی و نظامی‌اش را به رخ دشمن می‌کشد. جان‌فدایان اسلام و ایران که شش ماه پرچم در دست، سنگر خیابان را ترک نگفته بودند و ادعا کرده بودند که آماده جانبازی در راه اسلام و ایران هستند، حالا پرچم بر دوش و سلاح در کف، آرایش نظامی گرفته‌اند و آمادگی خود را به نمایش می‌گذارند که «و اعدوا لهم مااستطعتم من قوة». رزمایش جان‌فدا در تهران و میدان انقلابش متوقف نمی‌شود و در شهرشهر این کشور نیز به حرکت درمی‌آید. حرکتی که امید است با ترمز نهادها متوقف نشود و به گسترش بخشنامه‌ای و توقف در نمایش نیز نیالاید تا بتواند اصالت مردمی خود را حفظ کند. این البته جبهه‌ای نیست که در خط مقدم نظامی منحصر شود و سلاحش هم لزوما اسلحه آتشین نخواهد بود. چنین جبهه گسترده‌ای باید بتواند از پشتیبانی و امداد و نجات تا محرومیت‌زدایی و رسانه را شامل دربر گیرد و مردم را با هر توان و ظرفیتی پای کار آورد. حالا هم‌زمان با هفته دفاع مقدس، امتداد آن دفاع مردمی در برابر رژیم بعث را در برابر قدرت‌های هسته‌ای می‌بینیم تا نسل مینابی که دفاع هشت‌ساله را ندیده و خرمشهر را نگریسته، نشان دهد که همان خون در رگانش جاری‌ست و از خرمشهرهای در پیش و جنگ‌های هشت‌ساله هراسی ندارد. مردمی که شأنشان از جمهوریت را صرفا از شکاف صندوق‌های رأی نمی‌بینند، در جنگ و صلح هم صاحب انقلابند و اگرچه نیروهای مسلح پرتوانی دارند، اما دویست روز و شب از خور و خواب و راحتشان می‌زنند و سوخت موشک‌هایی می‌شوند که پایگاه‌های دشمن را درهم می‌کوبد. اما این مردم وقتی پای دفاع از حرم ایران می‌رسد، بی‌باک از امنیتی‌سازی زندگی، دفاع از این حرم را مردمی می‌کنند. حرمی که امنیتش را نمی‌توان به پیمانکاران امنیتی سپرد و جنگی ترکیبی که ارتش‌های کلاسیک یارایش را ندارند. دشمن که روی ترس شهر و خالی شدن خیابان از شهروندان حساب کرده و روی تاب‌آوری ایرانیان شرط بسته بود، حالا با مردمی روبه‌روست که سلاح در دست در انتظار رویارویی با دشمن‌اند و رسیدن به احدی الحسنیین. او که به سودای ریشه‌کنی انرژی هسته‌ای با بمب‌های سنگرشکن سیزده تنی آمده بود، از قضا انرژی هسته‌های انسانی را آزاد کرد که شش‌ماه در خیابان‌ها در حال هم‌جوشی‌اند و سلاح نامتعارفی را ساخته‌اند که هیچ بمب سنگرشکنی به اعماقش نخواهد رسید. موشک‌ها و پهپادهایی که گنبدهای آهنین و طلایی دشمن را فروریخت و ذخیره رهگیری‌اش را به آستانه بحرانی چسباند، تنها بخشی از راهبرد دفاع نامتقارن ماست. حالا پنتاگون باید این انرژی هسته‌های مردمی را در ماشین حسابش ضرب کند تا اگر به درستی کار کرد، رقم واقعی ریسک جنگ با مردم جان‌فدا را ببیند. بیشتر بخوانید: پیام‌آور بعثت مردم خیابان را روایت کنیم به پیشواز جنگ زمینی تحمل مردم تا کجاست؟ امتداد «خیابان» کجاست؟ نبرد مردمی با دشمن مردم ایران پساجنگ؛ در تراز مردم بسیج در میدان جنگ وجودی بیمه جمهوری با پیروزی جمهور تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
تنگه(ها) رو محکم بگیر! رسانه‌ها از تحرکات جدیدی در منطقه خبر می‌دهند و در گمانه‌زنی‌ها احتمال حمله آمریکا به یمن، پررنگ‌تر به چشم می‌آید. جنگی که البته پیش از این در اسفند 1403 آزموده شد و با وجود بمباران وسیع این کشور، نهایتا پس از 50 روز به آتش‌بس و عقب‌نشینی آمریکایی از دریای سرخ انجامید. حالا به فاصله چند روز پس از پیش‌روی‌های برق‌آسای انصارالله در جنوب یمن، تسلط کامل بر باب‌المندب و در معرض سقوط قرار گرفتن آخرین شهرهای مهم باقیمانده در اشغال مزدوران سعودی، دوباره قرار است پای آمریکا به این جنگ باز شود. و مهم‌تر از همه این‌ها، محاصره متقابل عربستان سعودی توسط انصارالله که دور زدن تنگه هرمز از طریق بندر ینبع و دریای سرخ را به چالشی برای بازار انرژی جهان تبدیل کرده و قیمت سوخت را در آمریکا و اروپا به سقف تاریخی‌اش چسبانده است. اهداف این کارزار احتمالا تضعیف و فرسایش توان نظامی و موشکی یمن و عقب راندن انصارالله از سرزمین‌های ساحلی و دهانه باب‌المندب به سمت ارتفاعات خواهد بود که با توجه به برتری هوایی ائتلاف سعودی-آمریکایی محتمل به‌نظر می‌رسد. سناریویی که گرچه برای انصارالله «شکست» شمرده نمی‌شود و نهایتا به مواضع دو هفته پیش برمی‌گردد، اما در آستانه نشست سازمان ملل و انتخابات آمریکا می‌تواند یک پیروزی ظاهری را نصیب ترامپ کند و ترمز قیمت سوخت را هم تا حدی بکشد. اما همین عملیات نمادین نیز نباید عادی‌سازی شود و به ضربه‌پذیری و تضعیف محور مقاومت بینجامد و سایه جنگ را هم‌چنان تیره نگه دارد. وحدت ساحات ایرانی-یمنی و پیوند باب‌المندب با هرمز چیزی نیست که صرفا ریشه در تصورات محور مقاومت داشته باشد. این واقعیتی است که ترامپ هم بارها به ان اشاره کرده و حتی حملات یمنی‌ها در دریای سرخ را با تهدید ایرانی‌ها پاسخ داده است. دشمن با حمله به یمن در پی جدا کردن حساب دو تنگه است تا با تضعیف یک جبهه بتواند جبهه دیگر را گوشه رینگ ببرد. و احتمالا روی سکوت ایران به قصد زنده کردن تفاهم اسلام‌آباد در آستانه سفر هیئت بلندپایه ایرانی به نیویورک حساب کرده است. اما اگر تنگه راهبردی باب‌المندب از سلطه مستقیم انصارالله خارج شود، گزینه تنگه هرمز با فشار بیشتری روی میز قرار خواهد گرفت. بنابراین چنین تجاوزی حمله به امنیت ملی ایران است و برای دشمن باید به معنای گسترش جنگ و افزایش هزینه در همه جبهه‌ها تلقی شود. طبیعتا وحدت ساحات به‌معنای ورود یک‌سان همه اضلاع مقاومت به پاسخ متقارن و جنگ گرم و شلیک هم‌زمان از ایران و عراق و لبنان نیست؛ بلکه هر کدام از اضلاع می‌تواند واکنش متناسب خود را داشته باشد. مهم این است که دشمن به این ادراک برسد که صورت‌حساب ضربه به هر یک از اضلاع را در همه جبهه‌ها باید بپردازد و حمله به ضاحیه و صنعا لزوما ارزان‌تر از حمله به هرمز و بوموسی تمام نخواهد شد. ترسیم روشن این خط قرمز می‌تواند بازدارنده باشد. در چنین شرایطی با انتقال بخشی از استعداد نظامی آمریکا از تنگه هرمز به باب‌المندب، می‌توان انتظار داشت که پیچ هرمز سفت‌تر شود، نیروهای نظامی آمریکا در منطقه آستانه بالاتری از تنش را تجربه کنند و بازار نفت هم رقم‌های جدیدتری به خود ببیند. هیئت دیپلماتیک ایران به مجمع عمومی سازمان ملل نیز می‌تواند در غیاب دولت مردمی صنعا زبان گویای ملت مقاوم یمن باشد و پرونده این محاصره و تجاوز بیش از یک دهه‌ای را روی میز افکار عمومی جهان بگذارد. بیشتر بخوانید: چالش اثر تنگه تله تهدیدپذیری دور زدن ممنوع! تنگه قیمت نفت فراتر از بازوبست تنگه تنگه در تنگنای تفاهم گره تنگه کورتر می‌شود؟ امارات، برنده بحران تنگه یادگاری روی دیوار امارات! تعرفه هرمز را تصاعدی کنیم! وحدت ساحات در تنگی تنگه‌ها تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
تحریم هوایی در برابر تحریم هوایی! با اعلام آغاز شرکت‌های هواپیمایی ایران توسط وزارت خزانه‌داری آمریکا، فرودگاه‌های برخی کشورهای منطقه پروازهای ایرانی را متوقف کرده‌اند. هیچ تعدی و تحریمی نباید بدون پاسخ باقی بماند و عادی‌سازی شود! این اقدام می‌تواند زمینه محاصره هوایی و ایجاد منطقه پرواز ممنوع باشد. همچنان واضح است: یا همه یا هیچ‌کس! وقتی حریم هوایی ما تقریبا بسته است، چرا فرودگا‌ه‌های کشورهای منطقه و کریدور هوایی شرق به غرب از جوار ایران باید فعال باشد؟ آن هم با چنین حجمی از ترافیک هوایی؟! دلاوران یمن برای شکست محاصره هوایی ده‌ساله، فقط با چند فروند موشک و تهدید جدی، ماه‌هاست که حریم هوایی جنوب عربستان را مختل کرده‌اند. خرجش یک اخطار جدی است و چند که صرفا با پرواز روی های منطقه، ناامنشان کنند و همه را به تعطیلات ببرند... در ویراستی و فارس ببینید و نظر دهید: virasty.com/valianpour farsnews.ir/Valianpour تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
ترتیبات ایرانی در تنگه هوایی خزانه‌داری آمریکا جدیدترین تحریم‌های این رژیم علیه ایران را از ۲۳ سپتامبر، اول مهر، با عنوان «عملیات انزوای اقتصادی» بر ساختار هوانوردی کشور اعمال کرده است. تحریمی که گرچه حریم هوایی را نمی‌بندد، اما تحریم ثانویه‌ای را بر خطوط هوایی و فرودگاه‌ها برقرار می‌کند تا علاوه بر ممنوعیت پرواز ایرلاین‌ها در ایران، از ارائه خدمات پروازی و فرودگاهی، نظیر سوخت، تعمیرات، فروش بلیت و... به ایرلاین‌های ایرانی نیز خودداری شود. این تحریم فعلا و با توجه به وضعیت فعلی خطوط هوایی کشور، اثر گسترده‌ای ندارد؛ چون با شروع جنگ فعالیت خطوط هوایی خارجی در ایران تعلیق شده و پروازهای خطوط داخلی نیز به دلیل آسیب‌دیدگی فرودگاه‌ها و رادارها با ظرفیت پایینی در جریان است. پروازهای داخلی و مسیرهای غیردلاری، مثل چین، روسیه و آسیای میانه نیز احتمالا مانعی برای فعالیت ندارند. اما چنین تصویری نباید به کوچک‌نمایی اقدام خصمانه دشمن بینجامد و پاسخ متقابل را با تردید مواجه کند. چه‌بسا این تحریم در پی تثبیت و عادی‌سازی محاصره هوایی کشور باشد و در گام‌های بعدی به ایجاد منطقه پرواز ممنوع نیز منجر شود. کریدور تهران مدت‌ها یکی از مهم‌ترین و پرترددترین کریدورهای شرق-غرب جهان بوده است که طی سال‌های اخیر با بسته شدن آسمان روسیه در شمال و آسمان یمن و بخش‌هایی از عربستان و سودان در جنوب، اهمیت مضاعفی پیدا کرد. اما پس از جنگ، آسمان ایران موقتا از نقشه پروازهای بین‌المللی کنار گذاشته شد تا کریدور یادشده به مسیر باریکی در شمال و جنوب ایران محدود شود و با وجود افزایش زمان و هزینه‌های پرواز، به تدریج در حافظه صنعت هوایی تثبیت شود. اما وقتی حریم هوایی ما بر اثر اقدامات خصمانه آمریکا و کشورهای منطقه تقریبا بسته است و خطوط هوایی ما نیز برخلاف کنوانسیون پرواز (شیکاگو) مشمول مجازات جمعی مسافران غیرنظامی شده، چرا فرودگا‌ه‌های منطقه باید فعال باشد و مسیر هوایی امنشان هم با حجم بالایی از پروازها درست از مرزهای شمالی و جنوبی کشورمان عبور کند؟ و از همه مهم‌تر این‌که همین مسیر به کریدور امن دشمن برای لجستیک نظامی تبدیل شود! متأسفانه گزارش‌ها از تمکین عمده فرودگاه‌های منطقه به این تحریم آمریکایی حکایت دارد که به‌معنای انزوای هوایی کشور در افق نامعلوم خواهد بود. بر این اساس هیچ تعدی و تحریمی نباید بدون پاسخ باقی بماند و مقامات کشورمان نیز پیش از این تصریح کرده بودند، هرگونه محاصره و تحدید کشور به معنای جنگ است و پاسخی معادل را می‌طلبد. به‌نظر می‌رسد در تقارن با تنگه هرمز، این معادله باید در منطقه تثبیت شود که: «یا همه یا هیچ‌کس!» و به موازات ترتیبات ایرانی در تنگه هرمز، ترتیباتی نیز در کریدور هوایی منطقه نیاز داریم تا در برابر تحریم‌های هواپیمایی، مسیر امن هوایی صرفا در حریم هوایی کشور تعریف شود. مسیری که هم اقتصاد کریدور هوایی را به ارمغان آورد و هم ریسک متقابلی را به شرکای تحریم و لجستیک نظامی‌شان منتقل کند. این معادله را دولت یمن طی سه ماه گذشته برقرار کرده تا محاصره هوایی ده‌ساله را بشکند. انصارالله با امکانات محدود خود موفق شده است حریم هوایی جنوب عربستان را با اختلال دچار کند و این اختلال در حال سرایت به مناطق شمالی عربستان و پایتخت این کشور است. خوشبختانه این دالان‌های باریک هوایی، همچون تنگه‌ای در شمال و جنوب کشور به‌طور کامل در محدوده اعمال حاکمیت ایران است. ناامن‌سازی کریدور حتی نیازی به اقدام مستقیم نظامی ندارد و به‌نظر می‌رسد صرفا هشدار ناوبری با برگزاری رزمایش و اعلام مداوم نوتام در محدوده‌های مرزی و افزایش ریسک پرواز برای ایجاد اختلال در مسیرهای یادشده کافی باشد! بیشتر بخوانید: یا همه یا هیچ‌کس! فراتر از جنگ منطقه‌ای تنگه(ها) رو محکم بگیر! وحدت ساحات در تنگی تنگه‌ها تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
دیپلماسی عمومی به سبک سپاه نامه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی خطاب به مردم آمریکا، باب جدیدی از ارتباطات نهادهای انقلابی با مردم جهان را باز می‌کند. گفتگوهایی که در غیاب نفوذ رسانه‌ای کشورمان و ضعف‌های ساختاری دیپلماسی عمومی، می‌تواند به پیشبرد سیاست خارجی هم کمک کند. این شاید مهم‌ترین ویژگی نامه است که مخاطب یک نهاد رسمی جمهوری اسلامی، به‌جای دولت‌ها، مردم هستند و یک نهاد نظامی در میانه جنگ به‌جای خطاب قرار دادن ارتش دشمن و هیئت حاکمه آن، با جامعه‌ای حرف می‌زند که دولت آمریکا را انتخاب و هزینه‌های آن را پرداخت می‌کند. و همین است که نامه را از یک بیانیه نظامی به برگی در دیپلماسی عمومی تبدیل می‌کند. پیش از این هم سپاه پاسداران اطلاعیه‌هایی را خطاب به مردم کشورهای اسلامی منطقه که میزبان پایگاه‌های آمریکایی هستند منتشر کرده و اهداف حملات نظامی سپاه به این پایگاه‌ها را برای آن‌ها تشریح کرده بود. مردم کشورهای غربی هم پیش‌تر در مقاطعی مخاطب پیام‌های ایران اسلامی قرار گرفته بودند؛ در دو پیام رهبر شهید انقلاب خطاب به جوانان غربی و نامه‌ها و یا گفتگوهای مستقیم برخی رؤسای جمهور خطاب به مردم آمریکا. این کنش‌های رسانه‌ای در عین این‌که اقدامات ارزشمندی هستند و باید تداوم یابند، نیاز به بازخوردگیری، آسیب‌شناسی و اصلاح روند نیز دارند تا با دقت بیشتری به هدف بنشینند و تأثیرات ملموس آن‌ها بتواند بسترساز اقدامات و گام‌های بعدی شود. این نامه البته فراتر از یک بیانیه و خطاب عمومی، متن بلندبالایی در 26 صفحه است که به‌نظر می‌رسد به عنوان مانیفست و محتوای مرجعی برای نخبگان آمریکایی در نظر گرفته شده تا علاوه بر تبیین سیاست‌های تجاوزگرانه آمریکا بر ادبیات سیاسی جنبش‌های اعتراضی این کشور نیز بتواند اثرگذار باشد. به‌ویژه این‌که نامه گرچه ابتدائا خطاب به «عموم مردم شریف ایالات متحده آمریکا» نوشته شده، اما تأکید ویژه بر دانشمندان، دانشجویان و اصحاب رسانه احتمالا نشانی از این رویکرد دارد. توضیحات سخنگوی سپاه پاسداران درباره این نامه نیز نشان می‌داد که هدف از نگارش این نامه یک اقدام صرفا تبلیغاتی و فضاسازی رسانه‌ای که با پیام‌های کوتاه برآورده می‌شود نیست؛ بلکه در پی تولید محتوایی منطقی و دلسوزانه بوده‌اند تا بتواند دست‌مایه فعالیت نخبگان و اصحاب رسانه قرار گیرد و در غیاب رسانه‌های مؤثر خودی در زمین دشمن تکثیر شود. با این‌که نامه در توصیف وضعیت موجود کاملا یک‌طرفه نوشته شده و چندان اقناعی نیست، ولی به نظر می‌رسد بتواند انحصار روایت جنگ را برای مخاطب ناراضی آمریکایی خدشه‌دار کرده و او را با خود همراه کند. سپاه در این نامه تلاش می‌کند تصویر دشمنی ایران با مردم آمریکا را بشکند و میان مردم آمریکا و حاکمان این کشور فاصله بگذارد و منظور از شعار «مرگ بر آمریکا» را نه مرگ مردم آمریکا، بلکه اعتراض به جنگ‌افروزی و تجاوزات حکومتی معرفی می‌کند که مردم آمریکا هم هزینه‌اش را می‌پردازند. ادبیاتی که می‌تواند هزینه جنگ را از یک موضوع سیاست خارجی به مسئله داخلی آمریکا تبدیل کند. نامه ابتدا با روایت جنگ هفت‌ماهه جاری با آمریکا آغاز می‌شود و عوامل پیروزی ایران و شکست آمریکا در رسیدن به اهدافش را روایت می‌کند و دستاوردهای ایران در این جنگ را برمی‌شمارد. اما به این جنگ بسنده نمی‌شود و بنیادهای رابطه خصمانه تاریخی آمریکا با ایران از کودتای 28مرداد تاکنون و تاریخ تجاوزات آمریکا در سرتاسر جهان را نیز بازگو کرده و آن‌ها را در نوع حکم‌رانی آمریکا ریشه‌یابی می‌کند. گرچه هیئت حاکمه آمریکا متهم اصلی جنایت‌ها شمرده شده است، اما تصریح شده که این نافی مسئولیت مردم آمریکا در انتخاب حکمرانان فعلی نیست و رأی‌دهنده آمریکایی نمی‌تواند مسئولیت سیاست خارجی کشورش را صرفا به حکومت نسبت دهد. بنابراین مردم آمریکا می‌توانند نقطه شروع تغییر در سیاست‌های این کشور باشند. بیشتر بخوانید: موشک و زبان گفتگو با امت فتح اروپا با جاذبه زنانه اسلام فرصت مقاومت در دل تهدید جنگ کریسمس و گفتگو با اصحاب کلیسا تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
ایران در عراق پساآمریکا دیروز و پس از دوازده سال آمریکا بالاخره به دومین حضور نظامی طولانی‌مدتش در عراق پایان داد. خروجی که لزوما به معنای پایان نفوذ واشنگتن در این کشور نیست و این نفوذ را در مجوز یک‌ماهه‌ای که در همین روز برای فرودگاه نجف دیکته کرد می‌توان به وضوح دید. آمریکا در طول بیش از دو دهه حضور در عراق، شبکه‌ای از مناسبات سیاسی، امنیتی و اقتصادی را بر بستری از زیرساخت‌های سخت‌افزاری و نرم‌افزاری مرتبط ایجاد کرده که دیرپاتر از حضور نظامی اوست و همچنان می‌تواند از طریق مناسبات مالی، تحریم‌ها، همکاری‌های امنیتی، روابط دیپلماتیک و ارتباط با گروه‌های سیاسی بر معادلات این کشور اثرگذار باشد. با وجود این معماری وابستگی، خروج نظامی یک نیروی متخاصم از زمین کشور همسایه می‌تواند فرصتی برای بازتعریف مناسبات بغداد و تهران و تغییر توازن قدرت در یکی از مهم‌ترین میدان‌های رقابت منطقه‌ای را رقم بزند. این فرصت لزوما به معنای افزایش خودکار نفوذ ایران نیست و چه‌بسا اگر با درک دقیقی از تحولات داخلی عراق همراه نشود، به تهدیدی برای منافع بلندمدت تهران تبدیل شود. تهدیدی که پیش از این، هم در عراق و هم در سوریه تجربه شده و ذهنیت‌های نامناسبی را برجای گزارده است. عراق امروز جامعه متکثری است که حساسیت زیادی نسبت به مداخلات خارجی پیدا کرده و به‌نظر می‌رسد در وهله اول حفظ ثبات سیاسی و استقلالش را دنبال می‌کند. حتی طیف‌های نزدیک به ایران نیز درباره همه مسائل داخلی و خارجی دیدگاه یک‌سانی ندارند. عراق برای ما صرفا یک همسایه غربی یا شریک تجاری یا حتی بستر نفوذ سیاسی نیست. آسمان این کشور در دو جنگ اخیر جولان‌گاه هواگردهای دشمن شدند تا اسرائیل به همسایه غربی ما تبدیل شود. بنابراین بدون توجه جدی به عراق نمی‌توان انتظار امنیت داشت. از سوی دیگر پیوندهای اجتماعی و ظرفیت‌های اقتصادی، مستلزم نگاه بلندمدتی خواهد بود. شاید بتوان گفت راهبردی‌ترین نگاه در برابر عراق پساآمریکا که با چالش حفظ انسجام اجتماعی، ثبات، امنیت و توان حکمرانی مواجه خواهد شد، توجه به ظرفیت‌های مردمی و کمک به استقلال و تقویت ظرفیت‌های نهادی آن است تا بتواند در برابر فشارهای خارجی مقاومت بیشتری داشته باشد. استقلالی که ممکن است در برخی ساحات لزوما منطبق بر سیاست‌های تهران نباشد، اما برآیند آن در بلندمدت با توجه به ترکیب مذهبی و سیاسی عراق، منافع مردم منطقه و از جمله ایران را محقق خواهد کرد. بیشتر بخوانید: از کربلا نباید گذشت! اربعین و معجزه خدمت پنجره‌ای به سوریه جولانی عراق همدل؛ پای کار ایران هندسه رابطه ایران و عراق نفوذ از غرب یا شمال‌غربی؟ تشییع تمدنی در گهواره تمدن فرصت مقاومت در دل تهدید جنگ جولان اسرائیل پشت مرزهای غربی! وقتی نیروهای مقاومت درگیر اقتصاد می‌شوند تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour