دیپلماسی عمومی به سبک سپاه
نامه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی خطاب به مردم آمریکا، باب جدیدی از ارتباطات نهادهای انقلابی با مردم جهان را باز میکند. گفتگوهایی که در غیاب نفوذ رسانهای کشورمان و ضعفهای ساختاری دیپلماسی عمومی، میتواند به پیشبرد سیاست خارجی هم کمک کند.
این شاید مهمترین ویژگی نامه است که مخاطب یک نهاد رسمی جمهوری اسلامی، بهجای دولتها، مردم هستند و یک نهاد نظامی در میانه جنگ بهجای خطاب قرار دادن ارتش دشمن و هیئت حاکمه آن، با جامعهای حرف میزند که دولت آمریکا را انتخاب و هزینههای آن را پرداخت میکند. و همین است که نامه را از یک بیانیه نظامی به برگی در دیپلماسی عمومی تبدیل میکند.
پیش از این هم سپاه پاسداران اطلاعیههایی را خطاب به مردم کشورهای اسلامی منطقه که میزبان پایگاههای آمریکایی هستند منتشر کرده و اهداف حملات نظامی سپاه به این پایگاهها را برای آنها تشریح کرده بود. مردم کشورهای غربی هم پیشتر در مقاطعی مخاطب پیامهای ایران اسلامی قرار گرفته بودند؛ در دو پیام رهبر شهید انقلاب خطاب به جوانان غربی و نامهها و یا گفتگوهای مستقیم برخی رؤسای جمهور خطاب به مردم آمریکا.
این کنشهای رسانهای در عین اینکه اقدامات ارزشمندی هستند و باید تداوم یابند، نیاز به بازخوردگیری، آسیبشناسی و اصلاح روند نیز دارند تا با دقت بیشتری به هدف بنشینند و تأثیرات ملموس آنها بتواند بسترساز اقدامات و گامهای بعدی شود.
این نامه البته فراتر از یک بیانیه و خطاب عمومی، متن بلندبالایی در 26 صفحه است که بهنظر میرسد به عنوان مانیفست و محتوای مرجعی برای نخبگان آمریکایی در نظر گرفته شده تا علاوه بر تبیین سیاستهای تجاوزگرانه آمریکا بر ادبیات سیاسی جنبشهای اعتراضی این کشور نیز بتواند اثرگذار باشد.
بهویژه اینکه نامه گرچه ابتدائا خطاب به «عموم مردم شریف ایالات متحده آمریکا» نوشته شده، اما تأکید ویژه بر دانشمندان، دانشجویان و اصحاب رسانه احتمالا نشانی از این رویکرد دارد.
توضیحات سخنگوی سپاه پاسداران درباره این نامه نیز نشان میداد که هدف از نگارش این نامه یک اقدام صرفا تبلیغاتی و فضاسازی رسانهای که با پیامهای کوتاه برآورده میشود نیست؛ بلکه در پی تولید محتوایی منطقی و دلسوزانه بودهاند تا بتواند دستمایه فعالیت نخبگان و اصحاب رسانه قرار گیرد و در غیاب رسانههای مؤثر خودی در زمین دشمن تکثیر شود.
با اینکه نامه در توصیف وضعیت موجود کاملا یکطرفه نوشته شده و چندان اقناعی نیست، ولی به نظر میرسد بتواند انحصار روایت جنگ را برای مخاطب ناراضی آمریکایی خدشهدار کرده و او را با خود همراه کند.
سپاه در این نامه تلاش میکند تصویر دشمنی ایران با مردم آمریکا را بشکند و میان مردم آمریکا و حاکمان این کشور فاصله بگذارد و منظور از شعار «مرگ بر آمریکا» را نه مرگ مردم آمریکا، بلکه اعتراض به جنگافروزی و تجاوزات حکومتی معرفی میکند که مردم آمریکا هم هزینهاش را میپردازند. ادبیاتی که میتواند هزینه جنگ را از یک موضوع سیاست خارجی به مسئله داخلی آمریکا تبدیل کند.
نامه ابتدا با روایت جنگ هفتماهه جاری با آمریکا آغاز میشود و عوامل پیروزی ایران و شکست آمریکا در رسیدن به اهدافش را روایت میکند و دستاوردهای ایران در این جنگ را برمیشمارد. اما به این جنگ بسنده نمیشود و بنیادهای رابطه خصمانه تاریخی آمریکا با ایران از کودتای 28مرداد تاکنون و تاریخ تجاوزات آمریکا در سرتاسر جهان را نیز بازگو کرده و آنها را در نوع حکمرانی آمریکا ریشهیابی میکند.
گرچه هیئت حاکمه آمریکا متهم اصلی جنایتها شمرده شده است، اما تصریح شده که این نافی مسئولیت مردم آمریکا در انتخاب حکمرانان فعلی نیست و رأیدهنده آمریکایی نمیتواند مسئولیت سیاست خارجی کشورش را صرفا به حکومت نسبت دهد. بنابراین مردم آمریکا میتوانند نقطه شروع تغییر در سیاستهای این کشور باشند.
#جنگ #آمریکا #دیپلماسی_عمومی
بیشتر بخوانید:
موشک و زبان گفتگو با امت
فتح اروپا با جاذبه زنانه اسلام
فرصت مقاومت در دل تهدید جنگ
کریسمس و گفتگو با اصحاب کلیسا
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
ایران در عراق پساآمریکا
دیروز و پس از دوازده سال آمریکا بالاخره به دومین حضور نظامی طولانیمدتش در عراق پایان داد. خروجی که لزوما به معنای پایان نفوذ واشنگتن در این کشور نیست و این نفوذ را در مجوز یکماههای که در همین روز برای فرودگاه نجف دیکته کرد میتوان به وضوح دید.
آمریکا در طول بیش از دو دهه حضور در عراق، شبکهای از مناسبات سیاسی، امنیتی و اقتصادی را بر بستری از زیرساختهای سختافزاری و نرمافزاری مرتبط ایجاد کرده که دیرپاتر از حضور نظامی اوست و همچنان میتواند از طریق مناسبات مالی، تحریمها، همکاریهای امنیتی، روابط دیپلماتیک و ارتباط با گروههای سیاسی بر معادلات این کشور اثرگذار باشد.
با وجود این معماری وابستگی، خروج نظامی یک نیروی متخاصم از زمین کشور همسایه میتواند فرصتی برای بازتعریف مناسبات بغداد و تهران و تغییر توازن قدرت در یکی از مهمترین میدانهای رقابت منطقهای را رقم بزند.
این فرصت لزوما به معنای افزایش خودکار نفوذ ایران نیست و چهبسا اگر با درک دقیقی از تحولات داخلی عراق همراه نشود، به تهدیدی برای منافع بلندمدت تهران تبدیل شود. تهدیدی که پیش از این، هم در عراق و هم در سوریه تجربه شده و ذهنیتهای نامناسبی را برجای گزارده است.
عراق امروز جامعه متکثری است که حساسیت زیادی نسبت به مداخلات خارجی پیدا کرده و بهنظر میرسد در وهله اول حفظ ثبات سیاسی و استقلالش را دنبال میکند. حتی طیفهای نزدیک به ایران نیز درباره همه مسائل داخلی و خارجی دیدگاه یکسانی ندارند.
عراق برای ما صرفا یک همسایه غربی یا شریک تجاری یا حتی بستر نفوذ سیاسی نیست. آسمان این کشور در دو جنگ اخیر جولانگاه هواگردهای دشمن شدند تا اسرائیل به همسایه غربی ما تبدیل شود. بنابراین بدون توجه جدی به عراق نمیتوان انتظار امنیت داشت. از سوی دیگر پیوندهای اجتماعی و ظرفیتهای اقتصادی، مستلزم نگاه بلندمدتی خواهد بود.
شاید بتوان گفت راهبردیترین نگاه در برابر عراق پساآمریکا که با چالش حفظ انسجام اجتماعی، ثبات، امنیت و توان حکمرانی مواجه خواهد شد، توجه به ظرفیتهای مردمی و کمک به استقلال و تقویت ظرفیتهای نهادی آن است تا بتواند در برابر فشارهای خارجی مقاومت بیشتری داشته باشد.
استقلالی که ممکن است در برخی ساحات لزوما منطبق بر سیاستهای تهران نباشد، اما برآیند آن در بلندمدت با توجه به ترکیب مذهبی و سیاسی عراق، منافع مردم منطقه و از جمله ایران را محقق خواهد کرد.
#محور_مقاومت #عراق #آمریکا
بیشتر بخوانید:
از کربلا نباید گذشت!
اربعین و معجزه خدمت
پنجرهای به سوریه جولانی
عراق همدل؛ پای کار ایران
هندسه رابطه ایران و عراق
نفوذ از غرب یا شمالغربی؟
تشییع تمدنی در گهواره تمدن
فرصت مقاومت در دل تهدید جنگ
جولان اسرائیل پشت مرزهای غربی!
وقتی نیروهای مقاومت درگیر اقتصاد میشوند
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
اتهام برای انفعال
دو حادثه امنیتی در فاصلهای کوتاه، از نخستین ساعات در حال پیدا کردن یک روایت مشترک در رسانهها و اظهارات مقامات غربی هستند؛ ماجرای پرواز فلایدوبی به تلآویو و حادثه امنیتی محل استقرار نیروهای آمریکایی در پایگاه هوایی فیرفورد لندن. حوادثی که وجه مشترکشان نه فقط ماهیت امنیتیشان، بلکه در سرعتی است که پای ایران را به میان میکشد؛ حتی پیش از روشن شدن ماجرا و آغاز تحقیقات!
با وجود برخی تحلیلها مبنی بر امکان تبدیل این اتهامات به بهانه جنگ، تجربه تجاوزات اخیر نشان میدهد دشمن نیاز چندانی به این بهانهها ندارد و اگر تصمیم به افزایش فشار یا حتی اقدام نظامی حاصل یک محاسبه راهبردی باشد، الزاما نیازی به دستاویز قرار دادن چنین حوادثی نخواهد بود.
جدای از این حوادث، افزایش حضور نظامی آمریکا در منطقه مدتهاست کلید خورده و بنابر گزارشات روزهای اخیر، چندین ناوگروه و هزاران نیروی جدید به آبهای منطقه اعزام شدهاند تا پس از انتخابات آتی آمریکا در آبانماه جاری گزینههای بیشتری برای فشار بر مذاکرات یا اقدام نظامی در دسترس باشد.
اما این اتهامات، درست یک هفته پس از تحریم فرودگاهها و ایرلاینها و در واقع تلاش برای محاصره هوایی کشورمان توسط آمریکا روانه رسانهها شده و از قضا در حوادثی مشکوک، یک خط هوایی و یک فرودگاه، به بستری برای اتهامپراکنی علیه ایران تبدیل میشود! بلافاصله پس از این اتهامات، از روز گذشته تحریمهای خطوط ریلی و جادهای هم اعمال شده است تا مقدمه محاصره زمینی ایران نیز فراهم شود.
این در حالی است که مقامات کشورمان بهجای پاسخ متقابل و متقارن به این تحریم و محاصره، صرفا مسیر دیپلماتیک و گفتگو با کشورهای همسایه را برای رفع محدودیتهای پروازی دنبال میکنند. ولی رژیم متجاوزی که با وضع تحریمهایی ضدبشری پروازهای مسافری را مشمول خطرناکترین محدودیتها کرده، به یکباره در موضع مدعی قرار میگیرد!
بنابراین بهنظر میرسد هدف دیگری در پس این اتهامات وجود دارد و نه بهانهای برای جنگ، بلکه بهانهای برای اثرگذاری بر واکنش متقابل ایران و منفعل کردن ما در پاسخ به تحریمها و محاصره کشور باشد.
اتهامزنیهای سریع و بیپایه میتواند هزینه اقدام متقابل ایران را بالا ببرد و گزینههای آن را محدود سازد. دشمن با تهدید به مجازات اقدامات ناکرده، این پیام را منتقل میکند که هرگونه واکنش واقعی ایران به فشارها نیز در چارچوب رفتار تهاجمی تفسیر شده و با اقدام نظامی قطعی پاسخ داده میشود.
ایجاد چنین اختلالی در نظام محاسباتی کشور میتواند فضایی را ایجاد کند که هزینه روایی و سیاسی واکنش به تجاوزات دشمن، حتی از خود اقدام متقابل هم بیشتر باشد. صورتبندی خطرناکی که هر اقدام بعدی ایران را از نظر سیاسی و رسانهای پرهزینهتر خواهد کرد.
اگر کلیات پاسخ متقابل و حتی روایت رسانهای آن، پیش از اقدام عملی دشمن صورتبندی و اعلام شود میتوان انتظار تأثیر مناسب و حتی بازدارندگی را داشت. اما تأخیر در پاسخ به اقدامات دشمن ممکن است با حربههای رسانهای روایت دیگری پیدا کند و هر واکنش امنیتی ایران، بهجای پاسخ به تحریم، به اقدامات تروریستی تغییر معنا دهد.
آنچه مشخص است چنین صحنهآرایی هایی نباید به عقبنشینی کشورمان در تأمین منافع ملی و پاسخ مناسب به اقدام تجاوزکارانه دشمن در بستن مسیرهای تنفسی مردم منجر شود. چراکه انفعال در برابر این اتهامات، همان نتیجه مطلوب دشمن را رقم خواهد زد و هرگونه تحریم جدید را کمهزینه و حتی بدون هزینه خواهد کرد.
اگر آمریکا بتواند تحریمها و محاصرههای خود را به راحتی اعمال کند و این اقدام را بدون هزینه متقابل ادامه دهد و همزمان با انتساب حوادث امنیتی، واکنش ما را پرهزینه کند، الگویی خطرناک برای تکمیل تدریجی محاصره و تضعیف کشور ایجاد کرده که مقابله با این روند، به مرور زمان، سختتر و پرهزینهتر خواهد شد.
#تحریم #محاصره #حریم_هوایی
بیشتر بخوانید:
تا آستانه بازدارندگی
یا همه یا هیچکس!
پایان انفعال استراتژیک؟
عبور از دیپلماسی فانتزی
زیرساخت جنگ زیرساختی
ترتیبات ایرانی در تنگه هوایی
تنشزدایی از یک جنگ «باحال»
رمزگشایی از «خطای محاسباتی»
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
تنگهای که باید هوشمند شود
طی ماههای اخیر باز و بست تنگه هرمز سوژه ثابت مواضع سیاسی طرفهای درگیر است و همین منازعه نشان از اهمیت اهرم تنگه هرمز و آثار محدودیتهای آن دارد. طرف مقابل اما در پی سازگاری با این محدودیت است و تلاش روزانه شناورهای متعدد به قصد عبور از تنگه که بعضا با پاسخ سخت نیروهای مسلح ایران مواجه میشوند، نشان میدهد روزنههایی برای عبور و احتمال عبور موفق وجود دارد که شناورهای تجاری را به پذیرش این ریسک تشویق میکند.
درباره میزان موفقیت عبور از تنگه که در سکوت رادیویی انجام میشود، آمار رسمی و متقنی وجود ندارد؛ اما دادههای غیررسمی غربی مبتنی بر تصاویر ماهوارههای و برخی دادههای رهگیری کشتیرانی، میزان نفت صادراتی منطقه خلیج فارس را در حال نزدیک شدن به میزان پیش از جنگ نشان میدهند و آمارهای رسمی صادرات نفت کشورهای خلیج فارس هم مؤید این آمارهاست.
گرچه نوسان قیمت نفت در محدوده صد دلاری نسبت به نفت هفتاد دلاری پیشاجنگ ممکن است نشانه موفقیت انسداد تنگه باشد، اما این رقم با سقف قیمتی اوایل جنگ فاصله زیادی دارد و وضعیت عرضه جهانی انرژی نیز متفاوت از گذشته است. با آسیب دیدن زیرساختهای نفتی روسیه و عربستان در جنگ اکراین و یمن و اختلال در پایانههای نفتی دریای سرخ و سیاه و چشمانداز تسلط انصارالله بر بابالمندب، چنین قیمتی همچنان پایینتر از سطح انتظار بازار انرژی است.
بنابراین درباره تنگه هرمز نمیتوان با قاطعیت گفت که کاملا باز یا کاملا بسته است؛ بلکه وضعیت موجود احتمالا چیزیست بین این دو حالت. اما مسلم است که تردد در تنگه عادی نیست و بخش بزرگی از ترافیک تنگه محدود شده و نهایتا عبور انرژی را دچار اختلال و پرهزینه کرده است. ادعایی که شواهد بسیاری دربارهاش وجود دارد.
خط لولههای عربستان و امارات و عراق و بهویژه انتقال کشتی به کشتی از جنوب تنگه هرمز از راههای دور زدن تنگه هستند که تاکنون پاسخ مؤثر و بازدارندهای از سوی کشورمان دریافت نکردهاند. شاید انتقال چند میلیون بشکه نفت از جنوب تنگه فعلا چندان اهمیتی نداشته باشد و چهبسا به دور زدن محاصره آمریکا و فروش نفت ایران هم کمک کند، ولی عادیسازی نقض حاکمیت ایران بر تنگه فرجام خوبی ندارد.
محدودیت در تنگه هرمز با هدف اعمال حاکمیت برای محقق شدن منافع ملی و فشار بر انرژی جهان انجام شده تا بتواند نقش بازدارنده برای امنیت ملی ایفا کند و دشمن را از تعدی، محاصره و تحریم، پشیمان سازد. اما نهادینه شدن این روشها چهبسا خطرناکتر از بازگشایی تنگه باشد؛ چراکه ایجاد این مسیرهای جایگزین پایدار، ارزش ژئوپلیتیکی تنگه را کاهش خواهد داد.
در عین حال بستن تنگه نیز تنها یک ابزار کوتاهمدت بوده و انسداد طولانی بدون توجه به تبعات آن ممکن است به ضد خود تبدیل شود؛ جولان ناوگان سایه، اعتبار حاکمیت بر تنگه را خدشهدار میکند و توسعه راههای جایگزین نیز در درازمدت از ارزش این آبراه خواهد کاست.
به نظر میرسد استفاده از تنگه هرمز بهعنوان اهرم فشار نمیتواند به صورت صفر و یکی عمل کند و باید در برابر رفتارهای متغیر دشمن، واکنش هوشمندانه و متناسب داشته باشد. حفظ این اهرم راهبردی و پاسداری از اثر بلندمدت آن در گرو مدیریت هوشمندی است که بتواند به هر طریق ممکن، از شکلگیری مسیرهای جایگزین جلوگیری کند و با مدیریت ترددها، وابستگی منطقه و جهان به هرمز را تداوم بخشد.
تحریمهای هوشمند آمریکا میتواند الگوی خوبی در این زمینه باشد؛ تحریمهایی که ضمن قاطعیت و اعمال فشار، انعطاف لازم را نیز در برابر اقتضائات مختلف دارند. این سیستم هوشمند هم راههای فرار را شناسایی میکند و هم معافیتها و مجوزهای موقت و مهلتهای زمانی و کانالهای مشخصی را برای اجرایی شدن واقعی و گام به گام تحریمها و جلوگیری از فروپاشی نظام آن پیشبینی کرده است.
#جنگ #یمن #تنگه_هرمز
بیشتر بخوانید:
چالش اثر تنگه
دور زدن ممنوع!
تنگه قیمت نفت
فراتر از بازوبست تنگه
تنگه در تنگنای تفاهم
عمان در دو راهی هرمز
گره تنگه کورتر میشود؟
تنگه(ها) رو محکم بگیر!
امارات، برنده بحران تنگه
یادگاری روی دیوار امارات!
تعرفه هرمز را تصاعدی کنیم!
وحدت ساحات در تنگی تنگهها
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
شوق پرواز در زمین تحریم!
پس از تحریمهای جدید آمریکا که نهادهای مرتبط با هوانوردی کشور را در سراسر جهان هدف قرار میدهد، تحرکاتی جهت بیاثر شدن این اقدام آغاز شد. تحرکاتی که طبق اعلام شورای عالی امنیت ملی از جنس نظامی و امنیتی نیست و در حال حاضر صرفا شامل اقدامات دیپلماتیک میشود.
عراق که پروازهای ایران را در پی همین تحریمها متوقف کرده بود، با اعتراضات مردمی گسترده مواجه شد و طی روزهای گذشته توانست معافیت یکماههای را برای شرکتهای عراقی بگیرد تا پروازهای ایران و نجف از سر گرفته شود. موضوعی که مورد پذیرش کشورمان قرار نگرفت تا عراق بار دیگر وارد مذاکره شود و معافیتی چهل روزه هم برای ایرلاینهای ایرانی صرفا برای مسیر نجف بگیرد.
بازگشایی راه هوایی عتبات اگرچه یک راهحل موقت و محدود به یک فرودگاه است، میتواند نشاندهنده نفوذ ایران و انعطاف دیپلماتیک عراق در موازنه میان واشنگتن و تهران باشد و قدرت گروههای مقاومت و جریانهای سیاسی شیعه را نیز آشکار کند. امری که در بسیاری از رسانههای داخلی ایران نیز به پیروزی دیپلماتیک و شکست تحریم آمریکا تعبیر شد.
اما واقعیت این است که تحریم هوایی همچنان پابرجاست و این معافیت، تنها استثنائی موقت در یک بسته تحریمی جامع است. استثنائی که طبق روال تحریمهای هوشمند آمریکا قرار است انعطاف لازم را به تحریمها بدهد و از شکنندگی آن جلوگیری کند تا ساختار تحریمها دچار فروپاشی نشود. بر همین مبنا کاملا قابل انتظار است که این مجوز بهطور متناوب و تا تحقق شرایط مطلوب و عادیسازی کامل، تمدید شود.
گذشته از این رویترز به نقل از منابعش ادعا کرده که بغداد برای گرفتن این معافیت مجموعهای از تضمینها و تدابیر حفاظتی را به طرف آمریکایی ارائه داده است؛ از بازرسی و غربالگری مسافران گرفته تا تبادل اطلاعات بهمنظور زیرنظر گرفتن انتقال سلاح، پول و افراد تحریمشده!
در چنین شرایطی، معافیت موقت پروازها به عراق گرچه مسئلهای روزمره را فعلا حل میکند و ظاهرا شکافی هم در این محاصره ایجاد میشود، اما صرفا زمان اجرای کامل محاصره هوایی را به عقب میاندازد و مهمتر اینکه سازوکاری دائمی را به رسمیت میشناسد. چون هدف تحریمها نه صرفا زمینگیر کردن چند شرکت هواپیمایی، بلکه تلاش برای محاصره هوایی است. محاصرهای که بنابر اقتضائات ممکن است شامل معافیتها و استثناهایی هم بشود.
عراق به عنوان کشوری مستقل که طبیعتا حق دارد با ایران ارتباط هوایی داشته باشد، پروازهایش را با معافیت آمریکا برقرار میکند. این معافیت بخشی از ساختار تحریم است و آمریکا همچنان در جایگاه صادرکننده مجوز آن قرار دارد. در این وضعیت هر پروازی که انجام میشود، ذیل مجوز آمریکا و در زمین تحریم انجام شده است.
پذیرش این سازوکار از سوی ایران و تلاش دیپلماتیک برای کسب معافیتهای دوجانبه، معنایی جز پذیرش چارچوب تحریم آمریکا دستکم بهعنوان یک واقعیت عملیاتی ندارد. و نتیجه آن پذیرش آمریکا به عنوان تنظیمکننده روابط ایران با جهان خواهد بود. محاصره وقتی کامل میشود که خود ما هم آن را پذیرفته باشیم.
گرچه تکثیر فشارها در کشورهای مختلف و افزایش معافیتها میتواند نظام تحریمها را بیمعنا کند، اما چنین توقعی از اکثر کشورهای منطقه غیرواقعبینانه است. بنابراین بهجای پذیرش چارچوب تحریمها و تلاش برای گرفتن معافیتها باید به شکستن این سازوکار تحمیلی اندیشید. امری که بهنظر میرسد جز با اقدام متقابل، یعنی تحمیل هزینه و برقراری محدودیتهای پروازی در منطقه امکانپذیر نخواهد بود.
#تحریم #محاصره #حریم_هوایی
بیشتر بخوانید:
اتهام برای انفعال
تا آستانه بازدارندگی
یا همه یا هیچکس!
تنگه(ها) رو محکم بگیر!
پایان انفعال استراتژیک؟
زیرساخت جنگ زیرساختی
ترتیبات ایرانی در تنگه هوایی
وحدت ساحات در تنگی تنگهها
تحریم هوایی در برابر تحریم هوایی
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
🇮🇷 حلقه انسانی به وسعت غیرتِ ایرانی!
اساتید، دانشجویان، دانشگاهیان و مردم مشهد،
دورتادور دانشگاه فردوسی مشهد دست به دست هم میدهند
تا یک پیام روشن را بگویند:
#دانشگاه_ایران تنها نیست؛ ما پای ایران ایستادهایم. 🇮🇷
🤝 دعوتید به بزرگترین زنجیره انسانی #جان_فدا در مشهد!
سهشنبه ۱۴ مهرماه ۱۴۰۵، ساعت ۱۱ صبح
🔻دانشگاه از مهمترین زیرساختهای کشور است...
🔻و برای همین دانشمندان و متخصصان کشور هدف قرار میگیرند!
🔻همه مردم باید در کنار دانشگاه باشند و از جامعه علمی کشور حمایت کنند.
📲 برای ثبت حضور و مشارکت، عدد ۸ را به سامانه پیامکی
۹۰۰۰۲۰۰۸ارسال کنید. تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
تحریم به تحریم تا محاصره
تحریمهای اخیر آمریکا علیه ایران را اگر فقط در فهرست بلندبالای شرکتها و صنایع تحریمشده دنبال کنیم، شاید اتفاق تازهای به نظر نرسد؛ باز هم چند شرکت، چند نهاد و چند بخش اقتصادی به فهرست تحریمها اضافه شدهاند. اما این تحریمها مسیرهایی را هدف گرفته که ایران میتواند برای عبور از فشار اقتصادی و محاصره به آنها متوسل شود.
وزارت خزانهداری آمریکا در جدیدترین تحریمهای خود بخشهای راهآهن و حمل و نقل جادهای ایران را هدف گرفته و در کنار شرکتهای ایرانی، شرکتهای خارجی تأمینکننده قطعات و خدمات را در امارات، ترکیه، اندونزی و... نیز تحریم کرده است. در توضیح رسمی این اقدام، واشنگتن صراحتا از تلاش برای قطع شبکههای تأمین و تدارکات «دور زدن تحریمها» سخن گفته است.
هدف، صرفا ضربه زدن به حمل و نقل ریلی و جادهای کشور نیست؛ بلکه درپی شناسایی مسیرهای فرار از تحریمهای قبلی و تلاش برای مسدود کردن آن است. چون با محاصره دریایی و محدودیت در خطوط هوایی، استفاده از حملونقل زمینی و کریدورهای پیرامونی اهمیت بیشتری پیدا میکند و نظام تحریمی هوشمند با نگاه به این زنجیره، هر حلقه جدید فرار را به هدف بعدی تحریم تبدیل میکند.
در این فرایند ممکن است مسیرها کاملا بسته نباشد و مفرهایی برای پذیرش وضع موجود و عادیسازی درنظر گرفته شده باشد؛ اما اگر همین مسیر نیز در معرض تحریم بعدی باشد، در واقع فقط زمان و هزینه اجرای محاصره تغییر کرده است.
میتوان گفت که هر تحریمی قابلیت دور زدن را دارد، اما هر دور زدنی هم قابل کشف و تحریم مجدد است. در چنین شرایطی یکی از خطاهای راهبردی در مواجهه با تحریم این است که صرفا به فکر پیدا کردن مسیر جایگزین باشیم. چون با پذیرش قاعده تحریم و ابتکار عمل دشمن، وارد چرخهای خواهیم شد که با بسته شدن یک به یک مسیرهای جایگزین، گزینههای موجود را به تدریج محدودتر و پرهزینهتر میکند.
البته تحریمهای واشنگتن سالهاست که فقط مقصد ایرانی را هدف نمیگیرد؛ بلکه برای بیاثر کردن شبکههای دورزننده، واسطه، تأمینکننده، بانک عامل، شرکت حملونقل و حتی طرف معامله در کشور ثالث را نیز وارد دایره تحریمهای ثانویه میکند. تحریمهایی که بهجای یک ساختار ثابت، شبکه متحرکی است که خود را با مسیرهای جدید تطبیق میدهد.
اما از کنار هم گذاشتن ترتیب تحریمهای جدید میتوان تصویر بزرگتری ساخت؛ محدودیت دسترسی مالی، دسترسی دریایی، دسترسی هوایی، دسترسی زمینی و ریلی و... و در کنار همه اینها، دسترسی به قطعات، فناوری، بیمه، خدمات و شبکههای واسطه، تصویر یک محاصره چندلایه را پیش رو میگذارد که نبرد را از جغرافیای نظامی به جغرافیای دسترسی منتقل کرده است.
بنابراین تحریمها به یک محاصره راهبردی اقتصادی تبدیل شده که زیرساختهای ارتباطی جامعه و سازگاری آن برای بقا را هدف قرار میدهد. میدان جنگ گستردهای که صرفا در نقطه برخورد نیروهای نظامی تعریف نمیشود و آتشش را در جایجای اقتصاد میتوان دید؛ در نفتکش سالمی که بیمه نمیشود، بندر امنی که نمیتواند پذیرای شناوری باشد، هواپیمای آماده پروازی که هیچ فرودگاهی انتظارش را نمیکشد، کارخانه فعالی که محصولش را تنها به علت کمبود یک قطعه وارداتی نمیتواند تکمیل کند.
این شبکه تحریمها در حال تکمیل دیوارهای محاصره است و در چنین شرایطی نمیتوان منتظر تحریم بعدی و جستجو برای راههای دور زدن آن نشست. شکستن محاصره مستلزم تغییر معادله است و نباید گذاشت تنگ شدن محاصره عرصه را بر ما تنگتر کند. محاصره، بهویژه زمانی که با اقدامات نظامی همراه میشود، اقدامی خصمانه است که پاسخی همسطح را میطلبد.
#تحریم #محاصره #حریم_هوایی
بیشتر بخوانید:
اتهام برای انفعال
یا همه یا هیچکس!
تنگه(ها) رو محکم بگیر!
شوق پرواز در زمین تحریم
ترتیبات ایرانی در تنگه هوایی
تنگهای که باید هوشمند شود
وحدت ساحات در تنگی تنگهها
تحریم هوایی در برابر تحریم هوایی
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour