eitaa logo
پرتو اشراق
852 دنبال‌کننده
26.9هزار عکس
15.5هزار ویدیو
63 فایل
🔮 کانال جامع با مطالب متنوع 🏮شاید جواب سئوال شما اینجا باشد! 📮ارتباط با مدیر: @omidsafaei 📲 کپی برداری مطالب جهت نشر معارف اهل بیت(ع) موجب خوشحالی است! 🔰 کانال سروش پلاس: 🆔 sapp.ir/partoweshraq
مشاهده در ایتا
دانلود
🌹 پیامبر اعظم(ص): 🔅مردگانتان را که در قبرها آرمیده اند از یاد نبریدامید احسان شما را دارند. آنها زندانی هستند و به کارهای نیک شما رغبت دارند. شما صدقه و دعایی به آنها هدیه کنید. 📗 انوار الهدایه، ص ١١۵. 🌹 اَلّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّل فَرَجَهُم 🌐 @partoweshraq
🕠 📚 ؛ 💚 ☪ عاشقانه ای برای مسلمانان ✒ نویسنده: فاطمه ولی‌نژاد 🔗 قسمت دویست و هفتاد و دوم 🌌 شبی که به این خانه وارد شدم، به قدری خسته و درمانده بودم که نفهمیدم با پای خودم به خانه یک روحانی شیعه وارد شده و با دست خودم چقدر کار خودم را سخت‌تر کرده‌ام که مجید در خانه اهل سنت و حتی زیر فشار ترس و تهدید وهابیت، قدمی عقب‌ نشینی نکرد و حالا من در جمع یک خانواده مقید شیعه، باید برایش تبلیغ تسنن می‌کردم، هر چند من هم دیگر شور و شعار روزهای اول ازدواجمان را از دست داده و دیگر برای سُنی کردن مجید، به هر آب و آتشی نمی‌زدم که انگار از صبوری مجید، دلِ من هم آرامش گرفته و بیش از اینکه بخواهم عقیده‌اش را تغییر دهم، از حضور گرم و مهربانش لذت می‌بردم تا سرِ حوصله و با سعه صدر، دلش را متوجه مذهب اهل سنت کنم. 🏻شاید هم تحمل این همه مصیبت در کمتر از یکسال، آنچنان رمقی از من کشیده بود که حالا به همین زندگی آرام و دلنشین، راضی بودم و همین که می‌توانستم در کنار عزیز دلم با خاطری آسوده زندگی کنم، برایم غنیمت بود. 🏳🏴 با اینهمه، شرکت در مراسم متعدد جشن و عزاداری شیعیان چندان خوشایندم نبود که هنوز هم فلسفه اینهمه سینه زدن و گریه کردن و از آن طرف پخش شربت و شیرینی را درک نمی‌کردم و می‌دانستم هر مجلسی که در این خانه برپا می‌شود، مجید را دلبسته‌تر می‌کند و کار مرا سخت‌تر! 👁 می‌دیدم بعد از هر مراسم، چه شور و حالی پیدا کرده که آیینه چشمانش از صفای اشکهای عاشقی‌اش می‌درخشید و صورتش از هیجان عشق به تشیع، عاشقانه می‌خندید! 🏻در هر حال، من هم عضوی از اعضای این خانواده شده و چاره‌ای جز تبعیت از سبک زندگی‌شان نداشتم، حتی اگر می‌دانستند من از اهل سنتم، باز هم دلم نمی‌آمد در برابر اینهمه محبت‌های بی‌دریغ‌شان کاری نکنم و برای جبران زحماتشان هم که شده، در هر کاری همراهشان می‌شدم. 🌳🏣🌴 در جلسات صبحگاهی قرآن مامان خدیجه شرکت می‌کردم، در مراسم مولودی و عزاداری، کمک دستشان بودم و گاهی همراه مامان خدیجه و زینب‌ سادات، راهی مسجد شیعیان می‌شدم و نمازم را به امامت آسید احمد می‌خواندم. 🕌 در هنگام ادای نماز در مسجد شیعیان، طوری که کسی متوجه نشود، دستانم را زیر چادر بندری‌ام روی هم می‌گذاشتم و چادرم را روی صورتم می‌انداختم تا در هنگام سجده، بتوانم کنار مُهر روی زمین سجده کنم و این بلا را هم وهابیت به سرم آورده بود که از ترس برملا شدن هویت پدر وهابی‌ام، مجبور بودم سُنی بودن خودم را هم پنهان کنم، ولی باز هم همیشه نگران بودم که از روی نا‌آگاهی حرفی بزنم یا پاسخی بدهم که در جمع شیعیان راز دلم را بر ملا کند و از روی همین دلواپسی بود که در اکثر جلسات، در سکوتی ساده، گوشه‌ای می‌نشستم و بیشتر شنونده بودم. 📚📖 البته این همراهی، چندان هم خالی از لطف نبود که پای درس احکام مامان خدیجه، مسائل جالبی یاد می‌گرفتم و نکات بسیار شیرینی از تفسیر آیات قرآن می‌شنیدم که تازه متوجه شده بودم مامان خدیجه تحصیلات حوزوی دارد و برای خودش بانویی فاضله و دانشمند است. 👳🏻 پای منبر آسید احمد هم حرف‌های جدیدی از مسائل سیاسی و اعتقادی می‌شنیدم که گرچه با مواضع علمای اهل سنت هماهنگ بود، ولی از زاویه‌ای دیگر مطرح می‌شد و برایم جذابیت دیگری پیدا می‌کرد. 🏻 مجید هم که دیگر پای ثابت مسجد شده و علاوه بر اینکه عضوی از اعضای دفتر مسجد شده بود، تمام نمازهایش را هم به همراه آسید احمد در مسجد می‌خواند. 🏣 من و مامان خدیجه و زینب‌سادات، از فرصت نبودن آسید احمد و مجید در خانه استفاده کرده و بدون حجاب و با خیالی راحت در حیاط کار می‌کردیم تا بساط جشن امشب مهیا شود و دقایقی به اذان مغرب مانده بود که همه کارها تمام شد. دیس شیرینی را روی میز فلزی کنار حیاط چیده و بسته‌های کوچک میوه و شکلات را کف ایوان گذاشته بودیم تا در هنگام ختم مراسم از میهمانان پذیرایی شود. اتاق‌ها را هم جارو کرده و کارهای سخت‌تر را به عهده مردها گذاشته بودیم تا بعد از نماز مغرب و عشاء که به خانه باز می‌گردند، کمکمان کنند. 🚨🔰 لینک برای دوستانی که تازه وارد کانال شدند: 🔗 eitaa.com/partoweshraq/8 📱ڪـانـال ݐـــرٺـــو اشـــراق 🔰 برای خواندن داستان های دنباله دار، به ما بپیوندید... ▶🆔: @partoweshraq
🕕 💠🌷💠 سـیـره شـہـداء 💥سیزده سالش بود که رفت جبهه توی عملیات بدر از ناحیه گردن قطع نخاع شد. 🛌 هفده سال روی تخت، ولی همواره خندان بود. 🖼 بالای سرش این بیت شعر چشم نوازی می کرد: 🔅چرا پای کوبم، چرا دست بازم 🔅مرا خواجه بی دست و پا می پسندد 🕰 همسرش میگه: نیم ساعت قبل از شهادتش بهم گفت: 🌹 نگران نباش، جای منو توی بهشت بهم نشون دادند! 🌷 شهید حاج حسین دخانچی. 🌐 @partoweshraq
⚜ #نکات_ناب_استاد_انصاریان 📜امیرالمؤمنین در نامه‌ای به امام مجتبی می‌نویسد: 🔅حسن جان! شبانه‌ روز پنجاه آیه قرآن را بخوان که قرآن نور است، علم و رحمت و شفا از جانب پروردگار است. 🌐 @partoweshraq
پرتو اشراق
🌌 به مناسبت ، شب زیارتی ارباب بی کفن 🌷 پیغام حضرت (سلام الله علیه) به یکی از منبری‌ها! 📗 مرحوم (متوفی ۱۳۹۱ ه.ق) در « علیه السّلام» نقل می کند: 🖋 دانشمند بزرگ، ، برای من نقل کرد که، یکی از علمای برجسته و مورد اطمینان نزد من آمد و گفت: 👣 من رسول و فرستاده ی حضرت ابوالفضل العباس (علیه السّلام) از سوی او هستم، و افزود: 🌌 من آن حضرت را در خواب دیدم، به من فرمود: ❓چرا شیخ کاظم سبتی مصیبت مرا نمی خواند؟! ✋🏻عرض کردم: من همواره می شنوم که شیخ کاظم مصیبت شما را می خواند!! 🌷 فرمود: به شیخ کاظم بگو این مصیبت را بخوان، و آن اینکه: ▪هرگاه سوارکاری از پشت اسب بر زمین سقوط کند دست هایش را به زمین می گذارد، ولی اگر تیرها به سینه ی او فرو رفته باشند و دست هایش نیز بریده باشند... بماذا یتلقی الأرض؟! ❓چگونه و با چه سختی‌ای، به زمین برخورد خواهد کرد؟! 📗 منبع: مقتل الحسین (عبدالرزّاق مقرّم)، ص۲۸۱. 📱ڪـانـال ݐـــرٺـــو اشـــراق 🔰 به ما بپیوندید... ▶🆔: eitaa.com/joinchat/2848915456C8c69e1d0c7
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 | 🎼 يك نفر در ميان گودال و صد نفر... 🎤 حاج محمود 🌙 به مناسبت ، شب زیارتی اباعبدالله(ع) 🌐 @partoweshraq
👣 #منم_اربعین_کربلام 🎒 بسته ام بار سفر سوی حرم خواهم رفت 🇮🇷 نوکرم محضر ارباب کرم خواهم رفت 🇮🇷 اهل ایرانم و اما وطنم ڪرب‌وبلاست 🎒 پی معشوقه خونین جگرم خواهم رفت 🌐 @partoweshraq #اربعین #شعر
🕥 💠📢💠 ؛ رسـانـہ شیعـہ 🎧 | 👣 ماجرای شنیدنی پیوستن ‌حبیب ابن مظاهر (ع) به (ع) 🎙حجت‌ الاسلام 🌐 @partoweshraq
4_5906943194490209470.mp3
5.65M
🕥 💠📢💠 ؛ رسـانـہ شیعـہ 🎧 | 👣 ماجرای شنیدنی پیوستن ‌حبیب ابن مظاهر (ع) به (ع) 🎙حجت‌ الاسلام 🌐 @partoweshraq 📡
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
⚜ امام صادق (عليه السلام): 🔅هرگاه برادرت سرزده بر تو وارد شد، با آنچه فراهم دارى، از او پذيرايى كن؛ امّا اگر دعوتش كرده بودى، تا جايى كه در توانت هست، برايش بكوش. 📚 دعائم الإسلام، ج ٢، ص ١٠٧. 🌐 @partoweshraq #حدیث