♦️ چالمرز دیدگاه «ذهن توسعهیافته» را در مقدمهای که بر کتاب کلارک نوشته با یک مثال توضیح میدهد. یک ماه پیش من یک موبایل آیفون خریدهام. این موبایل در این مدت برخی از کارهای محوری مغز مرا انجام داده است. این موبایل جای بخشی از حافظهام را گرفته و برخی از شمارههای تلفن و آدرسها را ذخیره کرده است. این کارها پیشتر به عهدة مغز من بود.همچنین،از آن برای محاسبه (جمع و تفریق و غیره) استفاده میکنم. به کمک آن جدولهایی از مخارج و غیره تهیه میکنم و آنها را محاسبه میکنم. این موبایل منبع شگفتآوری است؛ با آن همیشه به گوگل دسترسی دارم تا برخی از اطلاعات موردنیاز برای حل نزاعها را به دست بیاورم. من برخی از برنامههایم را با آن طراحی میکنم. از تقویم آن استفاده میکنم تا تعیین کنم چه کارهایی را در ماههای آینده میتوانم یا نمیتوانم انجام دهم. من حتی گاهی خیالهای باطلم را روی این گوشی انجام میدهم؛ از روی بیکاری با کلمات و تصاویر روی صفحة آن، وقتی تمرکز ندارم، بازی میکنم.
🔷کلارک ادعا میکند که این آیفون: اوّلاً، فرایند پردازش را، بیآن که از دستانم استفاده کنم، سریعتر میکند. ثانیاً، این موبایل از پیش بخشی از ذهن من بوده است.
@hekmatebalge
@quantum_philosophy_of_mind
#ذهنتوسعهیافته: موج اول و دوم
🔺#ذهنتوسعهیافته به موج اول و موج دوم تقسیم میشود. ذهن توسعهیافته «اصل برابری» the Parity Principle (PP) را مبنا قرار میدهد. اصل برابری را میتوانیم با تعهد به این دیدگاه توصیف کنیم که گسترش شناختی برابری یا همارزی میان پردازش اطلاعات درونسر یا ذهنی و استفاده از اشیاء محیط پیرامونی را در بر میگیرد. دستهای دیگر از طرفدران نظریه ذهن توسعهیافته این اصل را نمیپذیرند و از این رو، ذهن توسعهیافته موج دوم و حتا موج سوم نیز پیدا شده است.
✅چالمرز و کلارک برای #اصلبرابری مثالی را میآورند. بسیاری از ما نام بازی کامپیوتری تتریس را شنیدهایم. هدف این بازی این است که شکل اجسام در حال سقوط را تغییر دهید تا این اجسام بتوانند یک خط ثابت را در پایین صفحه نمایش تشکیل دهند. بازیکنان میتوانند این کار را به دو صورت انجام دهند. آنها می توانند به سرعت در ذهن خود محاسبه کنند که چگونه این اشیاء باید قبلاً تغییر داده شوند. سپس تنظیمات لازم را روی صفحه انجام دهند. یا در عوض میتوانند از یک جوی استیک متصل به رایانه برای انجام همان تنظیمات استفاده کنند.
@quantum_philosophy_of_mind
@hekmatebaleghe
#آزمایشفکری ذهنتوسعهیافته
✅آزمایش فکری دیگری مشهورترین نمونه ذهن توسعهیافته است که چالمرز و کلارک به آن اشاره کردهاند. اتو و اینگا هر دو ساکن نیویورک هستند. اتو در مراحل اولیه بیماری آلزایمر است و به همین دلیل در به خاطر سپردن چیزها دچار مشکل شده است. او سعی می کند با همراه داشتن یک دفترچه یادداشت بر این مشکل غلبه کند. هر زمان که اتو چیزی را می شنود که فکر می کند ممکن است مهم باشد و ارزش به خاطر سپردن داشته باشد، سریع آن را در دفترچه یادداشت خود یادداشت میکند.
✅با این حال، دوست اتو، اینگا، چنین مشکلی با حافظه خود ندارد. او به راحتی اطلاعات را به حافظه خود میسپرد. حال فرض کنید. اینگا در مورد نمایشگاهی در موزه هنر مدرن می شنود و میخواهد به دیدن آنجا برود. او لحظهای فکر میکند و به یاد میآورد که موزه در خیابان 53 است و در همان روز از موزه بازدید میکند. اتو همچنین درباره این نمایشگاه میشنود و مانند اینگا تصمیم میگیرد که به دیدن آنجا برود. با این حال، اتو به جای تلاش برای یادآوری مکان موزه، به سادگی دفترچه یادداشت خود را باز میکند و از روی آدرس محل که قبلاً نوشته است به دیدن موزه میرود.
✅✅به نظر کلارک و چالمرز، اینگا و اتو هر دو باور ناآگاهانهای در مورد مکان موزه دارند. تنها تفاوت آنها در این است که در حالی که باور ناخودآگاه اینگا در داخل سر او قرار دارد، باور ناخودآگاه اتو تا حدی در خارج از سر او در دفتر یادداشتاش قرار دارد.
✅✅اصل برابری هم به این معنی است که مکان فیزیکی یک شی از نظر کارکرد مهم نیست. در عوض آنچه از نظر کارکردی ارتباط دارد، نقشی است که شی در انجام یک کار توسط یک فرد ایفا میکند. این در مورد اتو صدق میکند. زیرا اتو با دفترچهاش همان کاری را میکند که اینگا با حافظه بیولوژیکیاش انجام میدهد.
@quantum_philosophy_of_mind
@hekmatebaleghe
#کوالیا
✅کوالیا (Qualia) واژة لاتین و جمع #کواله (quale) است که #ویژگی درونی و کیفی #تجربه را توصیف میکند. ما در زندگی روزمره غالباً از جنبههای پدیداری تجارب خود گزارش میدهیم و آنها را برای دیگران توصیف میکنیم. برای مثال، وقتی یک شیئی را میبینیم و میگوییم قرمز به نظر میآید. یا یک شیئ داغ را به طور ناگهانی به دست میگیریم و میگوییم: «دستم سوخت» یا «احساس سوزش میکنم». این قبیل کیفیتهای تجارب بخش عمدهای از حیات #ذهن ما را تشکیل میدهند. این کیفیات و ویژگیهایی که در تجارب ما ظاهر میشوند «کوالیا» نام گرفتهاند.
✅کوالیا در ادبیات #فلسفهذهن به یکی از چهار شیوه تعریف شده است:
۱. ویژگیهای پدیداری #ادراک
۲. ویژگیهای داده #حسی
۳. ویژگیهای غیربازنمودی درونی
۴. ویژگیهای توصیفناپذیر #تجربه
@quantum_philosophy_of_mind
@hekmatebaleghe
#شکافتبیینی
✅#کوالیا در فلسفه ذهن معاصر نقشهای مختلفی دارد و بر سر برخی دیدگاهها مانع به شمار میآید. که عبارتند از:
1. مادهگرایی
2. تقلیلگرایی
3. منظر سوم شخص
#کوالیا امر درونی و غیرمادی است و آن را نمیتوان به امور مادی تقلیل داد. همچنین, ما #کوالیا را در منظر اول شخص مییابیم و در منظر سوم شخص چنین چیزی دیده نمیشود. همچنین، کوالیا مانع بزرگی بر سر راه علوم اعصاب بوده است.
✅ما معمولاً با #دروننگری حالات پدیداری خود را در مییابیم. همچنین، ما فرض میکنیم که میدانیم در مغز و بدن ما چه میگذرد. اما میان این دو شکافی بزرگ وجود دارد. ما هر قدر هم به ساختار نورونها و فعل و انفعالات شیمیایی که هنگام شلیک نورونها رخ میدهد علم داشته باشیم نمیتوانیم توضیح دهیم که جرا آنها فلان احساس #ذهنی را ایجاد میکنند. این مسأله «شکاف تبیینی» (explanatory gap) کوالیا نام گرفته است.
✅✅دستهای مانند #جکسون و #چالمرز قایلند که این شکاف پرنشدنی است و پیامد آن، وجود شکافی پرنشدنی در جهان است. تجارب و احساسات دارای کیفیتهای ذهنی و #غیرفیزیکی غیرقابل کاهش هستند. برخی دیگر بر این باورند که شکاف تبیینی ممکن است روزی پر شود، اما ما در حال حاضر فاقد مفاهیمی هستیم که دیدگاههای ذهنی و عینی را در کنار هم قرار دهیم. بر اساس این دیدگاه، ممکن است در آینده معلوم شود که این کیفیات فیزیکی هستند، اما ما در حال حاضر هیچ تصور روشنی در مورد چگونگی آن نداریم.
@quantum_philosophy_of_mind
@hekmatebaleghe
🔺کتاب «#کوانتا و ذهن: جستارهایی در باب پیوند میان #مکانیک #کوانتوم و #آگاهی» در سال 2019م با ویراستاری دو باروس (J. Acacio de Barros) و مونتمایر (Carlos Montemayor) منتشر شده است و برخی مقالات مهم در فلسفه #ذهن #کوانتومی را در بردارد. کتاب به سه بخش تقسیم میشود:
✅بخش اول (#کوانتا ذهن را آگاه میکند) نه مقاله در بردارد که عناوین برخی از آنها عبارت است از: اراده آزاد و جهان کوانتوم، ماده و #ذهن، کجا #کوانتا با ذهن برخورد میکند؟، #فلسفهذهن بوهمی، و غیره.
✅بخش دوم (ذهن کوانتا را آگاه میسازد) نیز 6 مقاله در بردارد که عناوین برخی از مقالات هم عبارت است از: آیا جایی برای #آگاهی در مکانیک #کوانتوم هست؟ مکانیک #کوانتوم و آگاهی: برخی دیدگاهها از ناویس ( Novic)، پانسایکیزم و مکانیک کوانتم: مناقشات تبیینی، دروننگری و برهمنهی و غیره.
✅بخش سوم (کوانتا و ذهن جهانبینیها را آکاه میسازند) مقالاتی در خصوص ارتباط مکانیک #کوانتوم و ذهن و برخی جهانبینیها را در بردارد. این بخش 5 مقاله در بردارد که عناوین برخی عبارتند از: حال مطلق، #ذن و #ذهن واحد شرودینگر، وحدتبخشیدن به تصمیمگیری، مشاهده و دسترسی به اطلاعات در جهان #کوانتوم و غیره.
@quantum_philosophy_of_mind
@hekmatebaleghe
شش نقش #آگاهی
✅در فلسفه ذهن #آگاهی شش نقش مهم و مناقشهبرانگیز دارد که عبارتند از:
🔺مانعی نگرانکننده برای #ماتریالیسم (فیزیکالیسم): ویژگی کیفی آگاهی همواره مشکلی برای فیزیکالیسم بوده است. چرا که به نظر میرسد که در جهان دو نوع اشیاء متفاوت وجود دارند: اشیاء مادی که توسط دانش فیزیک بررسی میشوند و اشیاء دیگر (کوالیا) که به آگاهی تعلق دارند و از راه درون باید تجربه شوند. همچنان که مغزها وجود دارند، دردها و مزهها و غیره نیز وجود دارند.
🔺شکاکیت نسبت به اذهان دیگر: آگاهی شکایت نسبت به اذهان دیگر را جهت میدهد و توجیه میکند. کسی که آگاهانه تردید دارد که آیا اذهان آگاه دیگر وجود دارند، نمیتواند تردید کند که آیا آنها خودش آگاه هست یا نه. تنها ذهن آگاهی که میتواند از وجود آن مطمئن باشند ذهن خودش هست.
🔺تبیین علّی: مفهوم آگاهی بر پایه تبیین علّی casual explanation رفتارهای بشری استوار شده است. من دستم را از روی آتش کنار میکشم، زیرا موجب درد میگردد. شما رفتار دیگران را تقلیلد میکنید؛ زیرا به عامهپسند بودن یا توفیق او حسادت میبرید. اگر احساس درد نباشد من دستم را کنار نمیکشم و اگر احساس حسادت نباشد تقلید هم نخواهد بود.
🔺هویت شخصی: آگاهی، بنا به ادعا، حامل #هویتشخصی (personal identity) است. جان لاک این ادعا را مطرح میکرد که هویت تاریخی شخص وابسته به گستره گذشتهنگر آگاهی زندگینامهای اوست. برای مثال، اگر من به یاد بیاورم که در ده سال پیش در تهران کجا بودم پس همان پسر هستم.
🔺خودآگاهی: نقش دیگر آگاهی، #خودآگاهی (self-conscious) است. وقتی به اعتقادات خود توجه میکنیم یا از تمایلات و باورهایمان گزارش میدهیم، آرزوها و امیدهای خود را بیان میکنیم، در باره این امور احساس شخصی «از آنِ من بودن» داریم.
🔺نقش اخلاقی: آکاهی نقش اخلاقی دارد. تعدادی از فلاسفه بر این باورند که تنها موجودات آگاه اخلاقی به شمار میآیند و موجودات ناآگاه (مانند امواج، سنگها و غیره) را نمیتوان اخلاقی به شمار آورد.
جهت مطالعه بیشتر به کتاب ذیل رجوع کنید:
Graham, George. Philosophy of Mind, pp.202-203
@hekmatebaleghe
@quantum_philosophy_of_mind
May 11
#فیزیکالیسم #تقلیلگرا و #ناتقلیلگرا
✅جیگون کیم Jaegwon Kim به نکتهای در باب اهمیت #فیزیکالیسم در فلسفه #ذهن معاصر اشاره کرده است. فیزیکالیسم واکنش شدید #فلاسفهذهن معاصر به دوگانهانگاری دکارتی بوده است.
✅دوگانهانگاری جوهری در #فلسفهذهن معاصر به طور عمده به خاطر دلایل متعددی کنار نهاده شد. این ایده که جوهرهای غیرمادی بیرون از چارچوب مکان و زمان و در واکنش متقابل علّی با فرایندهای مادی، آن گونه که دکارت باور داشت، وجود دارند، به نظر بسیاری از اندیشمندان، بسیار معماگونه، رازآمیز و در نهایت نامنسجم است.
✅#فیزیکالیسم هستیشناختی؛ یعنی این دیدگاه که موجودات یا جواهر عینی در جهان مکانمند و زمانمند، غیر از ذرات مادی و تودههایی از آنها وجود ندارد، دیدگاهی مسلط در مسألة ذهن و بدن بوده است. در بسیاری از بحثهای معاصر، فیزیکالیسم هستیشناختی، نه نتیجهای که نیاز به اثبات دارد، بلکه نقطة آغاز بحث را تشکیل میدهد.
✅کیم در ادامه به این نکته اشاره میکند که نزاع بر سر فیزیکالیسم در ادامه به محور دیگری انتقال یافته و آن نزاع میان فیزیکالیسم تقلیلگرا و فیزیکالیسم ناتقلیلگرا
✅✅ فیزیکالیسم #تقلیلگرا (reductive physicalism): فیزیکالیست تقلیلگرا میپذیرد که ویژگیهای ذهنی قابل تقلیل به ویژگیهای فیزیکی بوده، در نهایت روشن میشود که جزو همین ویژگیها هستند. بنا به این دیدگاه، هیچ ویژگیهای غیرفیزیکی در جهان وجود ندارد. همه ویژگیها به ویژگیهایی تقلیلپذیرند که در فیزیک بنیادین آنها را مجاز میداند. به نظر کیم، برای بیش از دو دهه #تقلیلگرایی در حال انحطاط عمیق بوده است و گونه پرنفوذ فیزیکالیسم، فیزیکالیسم ناتقلیلگرا بوده است.
✅✅ فیزیکالیسم ناتقلیلگرا (nonreductive physicalism): بنا به این دیدگاه، ویژگیهای ذهنی، همراه با دیگر ویژگیهای سطح بالاتر ، حوزهای مستقل را تشکیل میدهد که در برابر تقلیل به حوزة مادی مقاومت میکنند. این نوع دیدگاه ناتقلیلگرا به عنوان مبنای فلسفی علوم شناختی به کار رفته است و برای تأیید این ادعا مورد استفاده قرار گرفته که #علومشناختی علمی مستقل و غیرقابل تقلیل با واژگان و روش متمایز خودشان را تشکیل میدهند که قابل پاسخ با محدودیتهای روششناختی و تبیینی علوم بنیادین؛ از قبیلِ #فیزیک و #زیستشناسی، نیست.
@quantum_philosophy_of_mind
@hekmatebaleghe
#درهمتنیدگی و #فلسفهذهن
✅#درهمتنیدگی entaglement یکی از مفاهیم بنیادین #مکانیککوانتوم بوده، به یکی از اصول اساسی آن اشاره میکند. بنا به این اصل ذرات #کوانتومی ممکن است به صورت غیرموضعی در ارتباط باشند. به بیان دیگر، هر قدر هم آنها از هم دور باشند، ولی باز با هم در ارتباط باشند. این اصل، اصل استقلال در #فیزیککلاسیک را نفی میکند که بنا به آن، اشیاء به صورت جداگانه و مستقل از یکدیگر رفتار میکنند.
✅#نیلز بور در این باره گفته است: «یکی از شگفتانگیزترین اکتشافات #فیزیک مدرن این است که اجسام آنقدر که به نظر میرسد جدا نیستند. هنگامی که به درون هسته حتی جامدترین مواد فرو می روید، جدایی از بین می رود. تنها چیزی که باقی می ماند، مانند لبخند #گربه چشایر آلیس در سرزمین عجایب، روابطی است که به طرز عجیبی در فضا و زمان گسترش می یابد. این پیوندها توسط تئوری #کوانتومی پیشبینی شده بود و آلبرت #انیشتین آن را «عمل شبحوار از فاصله» نامید. یکی از بنیانگذاران نظریه #کوانتومی، اروین #شرودینگر، این ویژگی را #درهمتنیدگی نامید».
@quantum_philosophy_of_mind
👇👇👇
✅✅#درهمتنیدگی در برخی از مباحث #فلسفهذهن مطرح شده است. از جمله:
1. رابطه #ذهن و بدن: گاهی رابطه #ذهن و #بدن بر اساس #درهمتنیدگی بیان میشود؛ بدین بیان که این دو درهم تنیدهاند و رابطه #کوانتومی دارند.
2. نحوة ارتباط فرایندهای شناختی #مغز/ذهن: گاهی در نحوه ارتباط فرایندهای شناختی مغز یا با یکدیگر گفته میشود که آنها در هم تنیدهاند.
3. نحوه ارتباط اذهان با یکدیگر و مسأله #ذهنخوانی (mind reading): این که ما چگونه ذهن دیگران را میخوانیم یا به باورها و نگاههای آنها پی میبریم یکی از مباحث مهم #علومشناختی است. دستهای بر اساس #درهمتنیدگی اذهان ادعان میکنند که این امر به کمک #درهمتنیدگی صورت میگیرد.
هر یک از دیدگاهها مورد نقدهای جدی نیز قرار گرفته است.
@quantum_philosophy_of_mind
@hekmatebaleghe
هدایت شده از حکمت بالغه
نشست علمی با حضور پروفسور اندروز.
لازم به ذکر است که خانم اندروز در علوم شناختی و خصوصا شناخت حیوانات animal cognition کار کردهاند.
@hekmatebaleghe
@quantum_philosophy_of_mind