eitaa logo
قران پویان
439 دنبال‌کننده
5.5هزار عکس
659 ویدیو
603 فایل
تدبردر قرآن وتفقه در دین با عمومی سازی فهم وعمل به قرآن
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
♻️♻️♻️ : تدبر در سوره های قرآن به ترتيب نزول 2⃣تدبر در سوره ❓مراد از وانحر چيست؟ ۱- نحر : اصل الواحد در ماده، قطع حلقوم حيوان به واسطه ذبح يا زخم نيزه است و اين ماده از زبان عبري گرفته شده است. اما ذَبح، اعمّ از آن است كه در حيوان يا غير آن باشد و شقّ (شكاف) ميتواند همراه با جدايي باشد يا نباشد و در حيوان يا غير آن پديد ميآيد و آن مطلق پديد آمدن شكاف در امري مادي يا معنوي است. اما مفاهيم تشاحّ (مشاجره بر سر تصاحب چيزي تا حد كشتن رقبا = انتحار) و نَحيرة (آخرين روز ماه) و روبهروي هم قرار گرفتن دو خانه (نحر): از باب مجاز است؛ گويا در اينها طعن و ضرب به چيزي در مقابل آنهاست.سوره مباركه كوثر آيه 2: إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ/ فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ، ما تو را [چشمه] كوثر داديم/ پس برای پروردگارت نماز گزار و قربانی كن. التحقيق في كلمات القرآن https://b2n.ir/r12143 کانالِ قرآن‌پویان تدبر در قرآن ،تفقه در دين ┏━━🌹💠🌹━━┓ 🆔@quranpuyan ┗━━🌹💠🌹━━┛
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
✅وقایع روز سال ۶۱ هجری 🍃🍂👈در روز حصين بن تميم با چهار هزار نفر، حجاز بن ابجر ‏عجلي با هزار نفر و یزید بن حارث با هشت‌صد نفر وارد كربلا شدند تا به سپاه عمر سعد ‏بپيوندند. 💮👈در اين روز بود كه ابن زياد بر كوفه ديدباني گماشت تا مبادا كسي از ‏شهر به كمك امام برود سپس ميان خود و اردوي عمر بن سعد سواراني تیزرو گماشت ‏كه پيوسته اخبار را گزارش مي‌دادند در اين روز بيست هزار سوار نزد آن ملعون جمع شد و ‏موافق بعضي از روايات، پيوسته لشكر آمد تا به‌تدریج سي هزار سوار نزد عمر جمع شد و ‏ابن زياد براي پسر سعد نوشت كه عذري براي تو نگذاشتم در باب لشكر بايد مردانه ‏باشي و آنچه واقع مي‌شود در هر صبح و شام مرا خبر دهي.‏ در روز ششم ماه محرم، فراس بن جعده كه در سپاه امام حسين (ع) حضور داشت ‏وقتي اوضاع را دشوار ديد از ادامه همراهي ترسيد حضرت به او اجازه بازگشت داد وي ‏شبانه به كوفه بازگشت. در اين روز عمرو بن قرظه‌ي انصاري به كاروان كربلا پيوست او از ‏شهداي كربلاست پدر او از اصحاب امام علي (ع) و از خزرجياني بود كه به كوفه آمد و ‏آنجا ماندگار شد و در ركاب علي (ع) با دشمنان جنگيد. امام در گفتگوهايش با عمر سعد ‏او را براي مكالمه مي‌فرستاد و او جواب مي‌آورد تا آنكه شمر از كوفه آمد و اين مذاكره ‏قطع شد.‏ زماني كه وضعيت مشكل شد امام حسين (ع) عمرو بن قرظه‌ي انصاري را به‌سوی عمر ‏سعد فرستاد تا از او ملاقات بخواهد و به او بگويد كه وي مي‌خواهد او را بين دو لشكر ‏ملاقات كند درنتیجه امام حسين (ع) و عمر بن سعد بين دو لشكر به صحبت نشستند.‏ 👈امام (ع) به او فرمود: واي بر تو اي پسر سعد، آيا تقواي خدايي را كه به‌سوی او ‏بازمي‌گردي پيشه نمي‌سازي؟ آيا با من مي‌جنگي، درحالی‌که مي‌داني پسر چه ‏كسي هستم؟ اين گروه را رها كن و به من ملحق شو كه به خدا قسم اين براي تو بهتر ‏است عمر سعد گفت مي‌ترسم خانه‌ام ويران شود امام فرمود من آن را مي‌سازم. عمر ‏سعد گفت: می‌ترسم كه مالم گرفته شود امام فرمود: از آن بهتر از مالم در حجاز به تو ‏می‌دهم. 🍁عمر سعد گفت: من عيال دارم و براي آن‌ها مي‌ترسم امام ساكت شدند و جواب ‏او را ندادند. آنگاه امام از او منصرف شد و درحالی‌که مي‌گفت: تو را چه شده است؟ ‏خداوند در بستر خواب سرت را قطع كند و در رستاخيز تو را نيامرزد. اميدوارم از گندم عراق ‏چنان نخوري عمر سعد به استهزاء گفت: اگر از گندم عراق بهره‌مند نشوم جوهايش را ‏كفايت كند. 🍃👈همچنين در اين روز حبيب بن مظاهر به آن حضرت عرض كرد یا بن رسول‌الله در اين نزديكي ‏طایفه‌ای از بنی اسد سكونت دارند كه اگر اجازه دهي من نزد آن‌ها روم و ايشان را به‌سوی ‏تو دعوت كنم. شايد خداوند شر اين گروه را از تو با حضور بنی اسد در كربلا دفع كند امام ‏اجازه داد و حبیب بن مظاهر شبانگاه بيرون آمد و نزد آن‌ها رفت و آن‌ها را به ياري امام حسين ‌‏(ع) فراخواند و گفت: چون شما قوم و عشيره من هستيد شما را به اين راه خير ‏راهنمايي مي‌كنم، امروز از من فرمان بريد و به ياري او بشتابيد تا شرف دنيا و آخرت از آن ‏شما باشد.‏ 🍃👈در اين هنگام مردي از بنی اسد كه او را عبدالله بن بشر مي‌ناميدند بپا خاست و گفت: من ‏اولين كسي هستم كه اين دعوت را اجابت مي‌كنم آنگاه مردان قبيله كه تعدادشان به نود ‏نفر مي‌رسيد بپا خواستند و براي ياري امام حركت كردند. در آن هنگام مردي نزد عمر بن ‏سعد رفته و او را از جريان كار، آگاه كرد و او مردي را به نام ازرق با چهارصد سوار به‌سوی آن ‏گروه روانه ساخت و در دل شب سواران ابن سعد در كنار فرات راه را بر آن‌ها گرفتند درحالی‌که با امام فاصله چنداني نداشتند. 🛣🛣💢طايفه بنی اسد با سواران ابن سعد درآویختند، ‏حبيب بن مظاهر بر ازرق بانگ زد كه: واي بر تو بگذار ديگري غير از تو اين مظلمه را ‏برگران بگيرد.‏ هنگامی‌که طايفه بنی اسد دانستند كه تاب مقاومت با آن گروه را ندارند در سياهي شب ‏پراكنده شدند و به قبيله خود بازگشتند و شبانه از محل خود كوچ كردند كه مبادا عمر بن ‏سعد شبانه بر آن‌ها بتازد، 🌴💔 حبيب بن مظاهر به خدمت امام آمد و جريان را گفت: حسين (ع) فرمود: لاحول و لا قوه الا بالله. کانالِ قرآن‌پویان تدبر در قرآن ،تفقه در دين ┏━━🌹💠🌹━━┓ 🆔@quranpuyan ┗━━🌹💠🌹━━┛
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
۞﷽‌۞ ❇️✨ با بزرگداشت ایام شهادت سرور و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین (ع) برنامہ ارسال پستهاے روزانہ کانال در این ایام👇 1⃣ بعد از اذان صبح 2⃣ ساعت 9 3⃣ ع و عاشورا ساعت 13 4⃣ از نگاه ‌‌ ساعت 19 5⃣ از دڪتر محمدعلي انصارے باموضوع فضايل ع و لطفا براے سایر علاقہ مندان هم نمایید.🙏 ┄═❁🍃❈🌸❈🍃❁═┄ 💫ڪانال زیست قرآنی 💎Telegram:t.me/zistequrani 💎WatsApp:b2n.ir/W.zist 💎Eitaa:b2n.ir/E.zist
بسم الله الرحمن الرحیم :⭕ مروری بر مسئولیت مردم، و تحلیل سکوت انها در ( ع) در منا 🌴✴قسمت دوم :فراز دوم 👈 (ع) در منا، در سال ۵۸ق، یعنی دو سال -و بنابر برخی از نسخه‌های کتاب سلیم بن قیس، یک سال- قبل از مرگ معاویه علیه انحرافات حکومت اموی ايراد شده است. اهمیت این خطبه در و در ایام حج بودن، افشاگری‌ امام سوم شیعیان علیه حکومت معاویه بود.در این زمان فشار معاویه بر شیعیان به اوج رسیده بود و در فضای اجتماعی سیاسی خفقان حاکم بود. 🔸👈این خطبه از سه بخش مستقل تشکیل شده ،بخش اول خطبه را سلیم بن قیس هلالی در کتابش و بخش دوم و سوم را حسن بن شعبه حرانی در تحف العقول نقل کرده‌اند. 🖌سلیم بن قیس می گوید، یک سال قبل از مرگ معاویه، حسین بن علی(ع) با عبدالله ابن عبّاس و عبدالله بن جعفر به حج رفتند، امام حسین(ع) مردان و زنان و یاران بنی هاشم و آن عده از انصار را که او و خاندانش را می شناختند جمع کرد. سپس چند نفر را فرستاد و فرمود: همة کسانی را که امسال از اصحاب پیامبر(ص) معروف به صلاح و عبادت اند به حج آمده اند، نزد من جمع کنید. در پی این دعوت بیش از هفتصد نفر ـ که بیشتر آنان از تابعین و حدود دویسـت نفـر از اصحـاب پیامبر(ص) بودند ـ در «منا» در خیمة آن حضرت گرد آمدند. امام در میان آنان برای ایراد خطبه برخاست . 💮🔶إِنَّمَا عَابَ اللَّهُ ذَلِکَ عَلَیْهِمْ لِأَنَّهُمْ کَانُوا یَرَوْنَ مِنَ الظَّلَمَهِ الَّذِینَ بَیْنَ أَظْهُرِهِمُ الْمُنْکَرَ وَ الْفَسَادَ فَلَا یَنْهَوْنَهُمْ عَنْ ذَلِکَ رَغْبَةً فِيمَا كَانُوا يَنَالُونَ مِنْهُمْ وَ رَهْبَةً مِمَّا يَحْذَرُونَ وَ اللَّهُ يَقُولُ فَلا تَخْشَوُا النَّاسَ وَ اخْشَوْنِ وَ قَالَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ و بدین سان خداوند آنان را نکوهش کرد؛ چون آنان از ستمگر میان خود کارهای زشت و فساد می‌دیدند و نهیشان نمی‌کردند، به طمع آنچه از آنها به ایشان می‌رسید و از بیم آنچه از آن می‌ترسیدند، با اینکه خدا می‌فرماید: «از مردم نترسید و از من بترسید». و می‌فرماید: «مردان و زنان باایمان دوستان یکدیگرند، به کارهای پسندیده وا می‌دارند و ازکارهای ناپسند بازمی‌دارند شرح فراز دوم در ادامه 👇👇 @quranpuyan
🖋 🔖شرح فراز دوم علت سکوت : به حکومت و ترس 🔶فراز دوم کلام حسین بن علی(ع) دراین‌باره است که چرا عده‌ای از علمای دین در برابر سکوت پیشه می‌کنند؟ گاهی شخص چون جاهل است و تکلیف خود را به‌درستی تشخیص نمی‌دهد، سکوت می‌کند‌ ولی درباره‌ی عالمان دین که با تکالیف آشنا هستند، این موضوع مطرح نیست. حضرت در اینجا نوعی آسیب‌شناسی از صنف روحانیت دارند؛ چه روحانیت در عالَم اسلام و چه روحانیت در ادیان دیگر. 👈 دو علت اساسی و مهم برای سکوت و مماشات علمای دین در برابر حاکمان جائر وجود دارد که حضرت این دو علت را بیان فرموده‌اند: علت اول، آن‌ها به است و این‌که اگر اعتراض و انتقادی داشته باشند، منافع خود را در خطر می‌بینند که دریافتی‌شان کاهش پیدا کند و موقعیت آنها متزلزل شود. در واقع، عامل اول «طمع» است. علت دوم، ترس و وحشت از این‌که اگر اعتراض و انتقادی داشته باشند، چه بلایی بر سرشان می‌آورند و زندگی و راحتی آنها در معرض خطر قرار می‌گیرد. 👈حضرت بعد از این‌که فرمودند: خداوند در قرآن این‌ گروه از عالمان را که در برابر ظلم جائران سکوت می‌کنند، را سرزنش کرده است: فرمودند: «رَغبَهً فیما کانوا یَنالونَ مِنهُمُ». آنها در برابر ظلمه نهی و اعتراضی ندارند چون از این ظلمه، دریافتی‌هایی دارند و نمی‌خواهند این دریافتی‌ها کاهش پیدا کند. طمع دارند و می‌دانند اگر در برابر ظلم اعتراض کنند، آن‌ها را طرد خواهند کرد. این علت اول یعنی رغبت و طمع. حضرت علت دوم را هم مطرح فرمودند: «و رَهبَهً مِمّا یَحذَرونَ» این علماء حساب می‌برند، می‌ترسند که مبادا در اثر نهی و اعتراض‌شان، تهدیدهایی که شده بودند، عملی شود و خطری متوجه زندگی آن‌ها شود. 💮🔸آیات شریفه‌ی قرآن کریم گویای این مطلب است که باید دندان طمع را بکشد و از سوی دیگر ترس را از دل بیرون کند و به نظر می‌رسد اگر شخصی از نظر روحیات فردی، چنین ظرفیتی در خود احساس نمی‌کند، نباید وارد این صنف شود. هر صنفی وظایف و اقتضائاتی دارد. 🎙( استاد سروش محلاتی) 👈امام فرمود شما علما می‌ترسید و به ظلمی که پیش چشم شما اتفاق می‌افتد، تنها نگاه می‌کنید و نهی نمی‌کنید، زیرا به دنبال نام، نان و موقعیت هستید و می‌خواهید به هر قیمت، زنده بمانید یا می‌ترسید که با شما برخورد کنند. این سازش، با رغبه و با رهبه صورت می‌گیرد. دعوت به اسلام باید با جبران بی‌عدالتی باشد (ع) فرمود: «از خدا بترسید، از مردم نترسید، از صاحبان قدرت نترسید.» حضرت فرمودند که دعوت به اسلام باید همراه با «رد مظالم» باشد. رد مظالم به معنی عقب زدن ستم‌ها و جبران بی‌عدالتی‌هاست. همچنین فرمود که دعوت به اسلام باید توأم با «مخالفه الظالم» باشد؛ یعنی درگیر شدن با ستمگر هم لازم است و صرفا نباید کلی‌گویی کنید که ما با ظلم مخالفیم، بلکه باید ظالم را پیدا کنید و یقه‌اش را بگیرید. این فرمایش حضرت سیدالشهدا(ع) در خطبه مناست، چون همه بزرگان اصحاب می‌گفتند: «آقا، ما به‌طور کلی قبول داریم، صحیح می‌فرمایید، ما فرموده‌های شما را قبول داریم. در کل، درست است» اما سیدالشهدا(ع) می‌فرمود که این «به‌طور کل»، فایده‌ای ندارد و باید به‌طور جزء و مشخص، درگیر بشوید. کلی‌گویی و تکرار واضحات کافی نیست، باید درگیر شوید. دیگر با سخنرانی نمی‌شود و کلی‌بافی، کافی نیست. 💮⭕️ چرا سکوت کرده ايد؟ علت آن اين است که عدهاي از شما ميخواهيد که سبيلتان را چرب کنند و عدهاي از شما هم ميترسيد که سبيلتان را دود بدهند. 👈عدهاي طمع سفره داريد و سفره ي چرب ميخواهيد تا بخوريد و ميگوييد که چرا خودمان را به زحمت بيندازيم و با نهي از منکر و انتقاد و اعتراض ريسک کنيم؟ فعلا که بساطمان رو به راه است و عدهاي از شما نيز ميترسيد. اما مگر در قرآن نميخوانيد که فرمود: 💢 از مردم نترسيد از و ثروت نيز نترسيد از من بترسيد! آيا شما اين آيه را نديدهايد؟ اگر همين يک اصل امر به معروف و نهي از منکر يعني نظارت دائمي و انتقاد و اعتراض و تشويق به خيرات و عدالت و مبارزه در برابر و تبعيض اجرا بشود بقيه ي فرائض، تکاليف الهي نيز اجرا مي شود و همين يک حکم را شما عمل بکنيد! نترسيد! دنبال دنيا نباشيد! سورچران نباشيد! اما هيهات که شما اهل همين يک تکليف هم نيستيد. ولي من هستم. استاد رحیم پور ازغدی @quranpuyan
نسيمِ صبح پنداری زکوی يار می آيد به جانها مژده می آرد که آن دلدار می آيد به صد اکرام می بايد به استقبال او رفتن که بوی دوست می آرد زکوی يار می آيد سیف فرغانی سلام صبحتان خوش @quranpuyan
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
💠 یــڪ صفحـہ قرآטּ بـہ همراـہ ترجمـہ 📖 آیات 6‌ تا ‌16 📄 ༻🍃‌🌸🍃༺         🆔@quranpuyan
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
❇️بیماری و 💠فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضاً وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ بِما كانُوا يَكْذِبُونَ "‌10/بقره" 🌱در دلهاى منافقان، بيمارى است پس خداوند بيمارى آنان را بيافزايد. و براى ايشان عذابى دردناك است، به سزاى آنكه (در اظهار ايمان) دروغ مى‌گويند. 🔷1-نفاق، يك مرض روحى ومنافق بيمار است. همانطور كه بيمار، نه سالم است و نه مرده، منافق هم نه مؤمن است و نه كافر. «فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ» 🔷2- اصلِ انسان، دل و روح اوست. «فَزادَهُمُ اللَّهُ» 👈حقّ اين بود كه بگويد «فزادها الله مرضا» يعنى در دل آنان مرض بود، خداوند مرض آنها را زياد كرد. ولى فرمود: مرض خود آنان را زياد كرد. پس قلب انسان، به منزله تمام انسان است. زيرا اگر روح وقلب منحرف شود، آثارش در سخن و عمل هويداست.) 🔷3‌- نفاق، مرضى است كه رشد سرطانى دارد. «فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضاً» 👈در قرآن، آياتى را مى‌خوانيم كه در آن اوصاف پسنديده‌اى همچون: علم، هدايت و ايمان، قابل افزايش معرّفى شده است. همانند: «زِدْنِي عِلْماً» طه، 114 و «زادَتْهُمْ إِيماناً» انفال، 2 و «زادَهُمْ هُدىً» محمد، 17. همچنين برخى از امراض و اوصاف ناپسند مانند: رجس، نفرت، ترس و خسارت نيز قابل ازدياد دانسته شده‌اند. همانند: «فَزادَتْهُمْ رِجْساً» توبه، 125 و «زادَهُمْ نُفُوراً» فرقان، 60 و «ما زادُوكُمْ إِلَّا خَبالًا» توبه، 47 و «وَ لا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَساراً» اسراء، 82. با توجّه به آيات مذكور، معلوم مى‌شود كه سنّت خداوند، آزادى دادن به هر دو گروه خير و شر است. «كُلًّا نُمِدُّ هؤُلاءِ وَ هَؤُلاءِ» اسراء، 20. 🔷4- زمينه‌هاى عزّت و سقوط را، خود انسان در خود به وجود مى‌آورد. «لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ بِما كانُوا يَكْذِبُونَ» 🔷5- دروغگويى، از روشهاى متداول منافقان است. «كانُوا يَكْذِبُونَ» 📚تفسیر نور ༻🍃‌🌸🍃༺ 🆔@quranpuyan
❇️ و 💠اللَّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَيَمُدُّهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ "15/بقره" 🌱[با اين كارشان] خدا آنها را به ريشخند مي‌گيرد و در طغيان سرگشته‌شان مدد مي‌رساند. 🔷✨استهزاء از ريشة «هزء»، سبک شمردن، بهاء قائل نشدن و اهميت ندادن به اشخاص يا موضوعات است که در آيه قرآن از ناحيه کافران به: خدا، آيات او، آخرت، رسولان، دين، نماز، سبيل‌الله، و مؤمنين نسبت داده شده است. اين کلمه را معمولاً ريشخند و مسخره کردن ترجمه مي‌کنند، اما ريشخند لفظي است که از نوعي نگاه و ارزيابي اشخاص نسبت به ديگران يا باورهاي آنها ناشي و موجب خوار شمردن و بي‌اعتنايي نسبت به آن مي‌گردد. 🔷✨ ريشخند و تمسخر ديگران امري عادي است، ولي موضوعاتي مثل: خدا و آيات و آخرت را بيشتر انکار مي‌کنند و سبک مي‌شمارند. از طرفي در آيه 15 سوره بقره در مورد منافقيني که مؤمنين را به استهزاء مي‌گرفتند، گفته شده است که خدا نيز آنها را به استهزاء مي‌گيرد [اللهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَيَمُدُّهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ]. 🔷✨مي‌دانيم که استهزاء خدا، نه ريشخند لفظي، بلکه همان سبک شمردن و پاداش قائل نشدن براي آنان است، همچنانکه معلم براي شاگردي که سهل‌انگاري کرده، نمره‌اي به سَبُکي همان سعي و تلاش خواهد داد. 🔷✨اين واژه در زبان عربي در مورد سارباني که شترهايش را با سهل‌انگاري در سرما به کشتن داده. و بيابان سخت و صعب العبوري که پياده را خسته و فرسوده کرده نيز به کار برده مي‌شود. خلاصه آن که مفهوم سهل‌انگاري و سبک شمردن در اين واژه، که حتي در مورد مؤمنين و موضوعاتي همچون نماز [مائده 58 ] و آزار زنان مطلّقه [بقره 231 ] نيز استهزاي آيات خدا شمرده شده، در اغلب ترجمه‌ها مغفول واقع گشته است. 🔷✨ عَمَهْ، را سرگرداني و تحير و بلاتکليفي در زندگي، همچون ره گم کردگان، گفته‌اند. اين کلمه که هفت بار در قرآن تکرار شده، تماماً درباره کافران و منافقان است. 🔷✨ مددرساني خدا به گمراهان را، در راهي كه خود برگزيده‌اند، قرآن در آياتي ديگر نيز مورد تأكيد قرار داده است. از جمله: اسراء 20- كُلاًّ نُمِدُّ هَؤُلاءِ وَهَؤُلاءِ مِنْ عَطَاءِ رَبِّكَ... [ما همه را مدد مي‌رسانيم؛ هم دنياپرستان و هم آخرت طلبان را...] مريم 75- قُلْ مَنْ كَانَ فِي الضَّلاَلَهِ فَلْيَمْدُدْ لَهُ الرَّحْمَنُ مَدًّا... [هر كه غرق گمراهي باشد، خداوند رحمن او را -در راه و مقصدي كه برگزيده- مدد مي‌رساند]. 📚تفسیر آقاے بازرگان ༻🍃‌🌸🍃༺ 🆔@quranpuyan
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
♻️♻️♻️ : تدبر در سوره های قرآن به ترتيب نزول 3⃣تدبر در سوره ❓معناي كوثرچيست؟ ❓مراد از وانحر چيست؟ ۲- نحر: إِنّٰا أَعْطَيْنٰاكَ الْكَوْثَرَ. فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَرْ … كوثر: ۱ و ۲. نَحْر را بالاي سينه گفته اند جمع آن نحور است راغب گويد آن محلّ گردنبند از سينه است و «نَحْرُ البعيرِ» از آنست كه از آن محلّ نحرش ميكنند در صحاح و غيره گفته: نحر در محلّ نحر مثل گلو در ذبح است معني آيه چنين است: ما بتو خير فراوان عنايت كرديم پس براي پروردگارت نماز بخوان و قرباني كن گوئي شمول آن فقط بشتر قرباني است و غير آن از گوسفند و غيره كه ذبح ميشوند نه نحر. داخل در مراداند. نَحْر بمعني اوّل روز و اوّل ماه و استقبال نيز آمده است «نَحَرَ فلانا: قَابَلَه» و نيز در روبرو بودن دو خانه بكار رفته است. بقول بعضي مراد آنست كه نماز بخوان و قبله را استقبال كن. ناگفته نماند: اگر ما موقع تكبير گفتن در نماز، دستهاي خويش را تا محاذي گوش و انتهاي سينه بالا بريم با كف دستها نيز استقبال قبله نموده ايم. بنا بمضمون عده اي از روايات كه در مجمع و غيره نقل شده مراد از «وَ انْحَرْ» بلند كردن دستها در نماز محاذي انتهاي سينه است كه عبارت اخراي استقبال قبله با دستها باشد. الميزان اين را اختيار كرده قرباني را بقول نسبت داده است و گويد: مراد از نحر بنا بروايت فريقين از رسول خدا و امير المؤمنين عليهما- السلام، بلند كردن دستها در نماز تا انتهاء سينه است [قاموس قران - نحر: ؛ ج ۷، ص: ۳۰ - صفحه۲۰۸۱] https://b2n.ir/r12143 کانالِ قرآن‌پویان تدبر در قرآن ،تفقه در دين ┏━━🌹💠🌹━━┓ 🆔@quranpuyan ┗━━🌹💠🌹━━┛
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
✅ وقايع روز سال 61هجری 🍁 🍂7محرم - نامه عبيدالله بن زياد به عمر بن سعد مبني بر سختگيري بر امام حسين(ع) - سال 61 هجري قمري 🍁⭕️👈 پس از آن كه عمر بن سعد وارد كربلا گرديد، پيكي به نزد (ع) فرستاد و از آن حضرت پرسش كرد، كه به چه منظوري به اين ديار روي آورده است و امام حسين(ع) در پاسخش فرمود: آمدن من به اين سرزمين به خاطر دعوت همشهري هاي شما بوده است، كه با ارسال هزاران نامه، مرا به سوي خود خواندند. هم اينك اگر از ادامه حركت من ناخرسنديد، من اصراري بر آن ندارم و حاضرم برگردم.👉 عمر بن سعد، پس از دريافت پاسخ امام حسين(ع)، دلگرم و به ايجاد و سازش اميدوار گرديد. از آن پس ميان امام حسين(ع) و عمر بن سعد، پيام هاي ديگري نيز مبادله و موجب فروكش كردن حساسيت هاي ابتدايي و كاستن خصومت طرفين شد. امّا عبيدالله بن زياد، عامل بن معاويه در كوفه، كه بر جريان كربلا و نحوه رفتار عمر بن سعد با امام حسين(ع) إشراف و نظارت داشت، حاضر به مصالحه و پايان ماجرا بدون خون ريزي نبود و تلاش مي كرد كه اين أمر را سخت تر و حادتر نمايد. 🍁👈بدين جهت، در هفتم محرم نامه اي براي عمر بن سعد نوشت و به وي دستور داد كه بر امام حسين(ع) سخت گيرد و ميان وي و آب حايل گردد و نگذارد كه آن حضرت و يارانش از رود فرات استفاده كنند، تا در فشار قرار گرفته و تسليم گردند. عمر بن سعد كه به خاطر دلبستگي به حكومت "ري" ، حاضر به انجام هر كاري شده بود، فرمان عبيدالله را بي درنگ به اجرا در آورد و عمرو بن حجّاج زبيدي را با پانصد سواره نظام، موكل آب فرات نمود، تا از دسترسي ياران امام حسين(ع)، به شريعه فرات جلوگيري نمايد. ☄🍂سپاهيان عمر بن سعد از روز هفتم محرم، با شدت تمام از آب فرات مراقبت كرده و مانع دستيابي ياران امام حسين(ع) به آن شدند. 🌴💔وليكن علي رغم سخت گيري و تلاش پي گير آنان، ياران امام حسين(ع) تا شب عاشورا از تاريكي شب استفاده كرده و خود را به رود فرات رسانيده و آب خيمه ها را تامين مي كردند. حضرت عباس بن علي(ع)، كه در دليري، غيرت و وفاداري، ضرب المثل دوستان و دشمنان بود، در آب رساني خيمه ها پيش گام و بسيار كوشا بود.(۱) نك: الارشاد (شيخ مفيد)، ص ۴۳۴؛ بحار الانوار (علامه مجلسي)، ج ۴۴، ص ۳۱۵ و ص ۳۸۹؛ كشف الغمه (علي بن عيسي اربلي)، ج۲، ص ۲۲۶ و منتهي الآمال (شيخ عباس قمي)، ج۱، ص ۳۳۵ 💫کانالِ قرآن‌پویان تدبر در قرآن ،تفقه در دين ┏━━🌹💠🌹━━┓ 🆔@quranpuyan ┗━━🌹💠🌹━━┛
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا