#روش_تدریس
#یادگیری
#مفهوم_و_حیطههای_یادگیری
🔻حیطه روانی - حرکتی
5⃣ عادی شدن
🔹کاملترین سطح از سطوح حیطه روانی - حرکتی، سطح عادی شدن است. یادگیرنده در این سطح به اندازهای تغییر میکند که به راحتی و به طور خودکار میتواند یک مهارت را با تسلط اجرا کند و به این کار عادت کرده است. چنین شخصی در هنگام اجرای عمل، نیازی به فکر کردن و دقت ندارد و اعصاب و عضلاتش به طور خودکار و هماهنگ و بدون شک و تردید، به فعالیت میپردازند؛ مانند راننده ای که در حین رانندگی و کنترل فرمان و گاز و ترمز و دنده و کلاج و آینه، میتواند با همراهان خود صحبت کند و حتی درباره موضوع خاصی بیندیشد. سخن گفتن نیز خود از مهارتهای پیچیده انسان است که وقتی عادی شود، انسان میتواند بدون فکر و تأمل درباره کلمات و دستور زبان و چگونگی حرکت دادن زبان و لبها به راحتی سخن بگوید و حتی در حال سخن گفتن به کارهای دیگر نیز بپردازد.
↩️ ادامه دارد.
👉 @raveshsonnati
#آشنایی_با_مهارت_های_عمومی_پژوهش
#فصل_اول_کلیات_پژوهش
#مراحل_پژوهش
↪️🔹در جدول زیر کل روند پژوهش به صورت اجمالی بیان شده است. این روند از یافتن موضوعی برای پژوهش آغاز و به ارائه نتایج به دست آمده ختم میشود.
🔹ان شاءالله به مرور مطالب این جدول به تفصیل مطرح خواهد شد.
↩️ ادامه دارد.
👉 @raveshsonnati
🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺
#درسنامه_روش_سنتی
#علوم_عقلی
2⃣ علم کلام
↪️🔻مقطع تخصّصی «پیشرفته»
🔹کشف المراد شرح تجرید الإعتقاد للمحقّق الطوسی نوشتۀ علامه حلّی
🔹اللوامع الإلهیّة فی المباحث الکلامیّة نوشتۀ فاضل مقداد سیوری
🔹إرشاد الطالبین إلی نهج المسترشدین نوشتۀ فاضل مقداد سیوری
🔻شروح و حواشی:
🔹از میان کتابهای معرّفی شده در دو مقطع متوسّطه و پیشرفته ، کتابی که به سبب أهمیت ویژهاش، شروح و حواشی قابل ذکر و مهمّی دارد کتاب کشف المراد است. از این رو به برخی از آنها اشاره می شود:
🔸علاقة التّجرید نوشتۀ علامه سیّد محمد اشرف علوی
🔸توضیح المراد نوشتۀ سیّد هاشم حسینی تهرانی
🔸ایضاح المراد نوشتۀ استاد علی ربّانی گلپایگانی دام ظله
🔸حواشی علامه حسن زاده آملی دامت إفاضاته
🔸شرح فارسی علامه ابوالحسن شعرانی
🔸حواشی آیت الله سبحانی دام ظله
🔻تتمه:
🔹از مهمترین منابع غیر درسی علم کلام به عنوان نمونه میتوان به این کتب اشاره کرد:
🔸نهایة المرام نوشتۀ علامه حلی
🔸شوارق الإلهام نوشتۀ عبدالرزاق لاهیجی
🔸گوهر مراد نوشتۀ عبدالرزاق لاهیجی
🔸تلخیص المحصل معروف به نقد المحصل نوشتۀ محقق نصیرالدین طوسی
🔸الإلهیّات نوشتۀ آیت الله جعفر سبحانی دامت إفاضاته
🔸تمهید الأصول نوشتۀ شیخ مفید
🔸حقّ الیقین فی معرفة أصول الدین نوشتۀ سیّد شبّر
🔸الغدیر نوشتۀ علامه عبدالحسین امینی
🔸شرح مواقف نوشتۀ سید شریف جرجانی
🔸شرح مقاصد نوشتۀ تفتازانی
🔸شرح تجرید نوشتۀ فاضل قوشچی
↩️ ادامه دارد.
👉 @raveshsonnati
#سخن_بزرگان
💥 اتلاف عمر حقیقت شرعیه ندارد
✔️آیت الله جوادی آملی حفظه الله:
🔹اتلاف عمر، حقیقت شرعیه ندارد، همین كه یك كسی استعداد خوبی دارد و درس نمیخواند یا كم درس میخواند این اتلاف عمر است، چیزی كه ابدی نباشد به غیر او فكر كردن، اتلاف عمر است، سخن از عمر نوح یا میلیارد سال نیست، سخن از ابدیت است، ما هستیم كه هستیم، اگر ما موجود ابدی هستیم باید كالای ابدی داشته باشیم، غیر از خدا و اسمای حسنای او و اولیای او و اهل بیت او چیزی ابدی نیستند، اینها وجه الله هستند ﴿كل من علیها فان﴾
🔺تفسیر جلسه ۵ سوره الرحمن
🔹این درست نیست که کسی سریالها را گوش کند و روزنامهها را بخواند و آخر شب یک ربع مطالعه کند و فردا برود درس بگوید، او محقق نمیشود، این اتلاف عمر است.
🔺حوزه و روحانیت،ص۳۷.
👉 @raveshsonnati
#فوائد_صرفی
🔹معانی باب افعال
🔸فصل اول: معانی صحیح
7⃣ اعطاء
↪️🔻تذکر چند مطلب:
2⃣ افعالیکه به معنای اطعام (طعام دادن) یا عَلْف (علوفه دادن) میباشد، از قسم اول متعدی است؛ زیرا اطعام و عَلْف نوعی اعطاء است و تفکیک آن از اعطاء و معنای مستقل دانستن آن مناسب نیست؛ اطعام مثلِ الحم القومَ: اطعمهم اللّحْم (گوشت) و اعظم الکلب: اطعمه العَظْم (استخوان) و عَلْف مثلِ: احسک الدابةَ: اَعلَفها الحسیکة (نوعی گیاه) و احشک الدابة: علفها الحشیکه (جو) و اقضم الدابة: علفها القضیم.
3⃣ شاید گمان شود علت اینکه اهل فن این معنا را به این عنوان ذکر نکردهاند این است که این معنا در حقیقت همان جعل شیء ذا شیء است مثلاً اَتحفه که به معنای اعطاه تحفة گرفته شد در واقع همان جعله ذا تحفة میباشد. محقق رضی (شرح شافیه، ج ۱، ص ۸۷.) هم برای جَعل شیء ذا شیء به امثلهای مثال زده که از جمله آنها اجداه به معنای جعله ذا جدیً (عطیّه) میباشد که میتوان از آن به اعطاه جدًی (عطیةً) تعبیر کرد.
🔺این گمان قابل پذیرش نیست؛ زیرا
🔸اولاً بر فرض قبول بازگشت این معنی به معنای جعل، نمیتوان تمامی اقسامش را به آن معنا ارجاع داد مثل قسم لازم؛
🔸و ثانیاً مجرد صحّت بازگشت یک معنا به معنای دیگر دلیل بر وحدت معنا نیست. این مطلب در ذیل معنای دخول تبیین شد؛
🔸و ثالثاً مفادِ اعطاء غیر از مفاد جعل است و ممکن است واضع در وضعی مستقل، معنای اعطاء را به همان مفادی که دارد، مدلول هیئت این باب قرار داده باشد و اتحاد دو معنی در وضع به طوری که دو نوع مدلول نبوده ـ علاوه بر اینکه قطعی نیست و خلافش نیز محتمل است ـ در مقامی که ما هستیم ضرری وارد نمیسازد بنابر آنچه قبلاً بیان شد.
↩️ ادامه دارد.
👉 @raveshsonnati