eitaa logo
شعر مذهبی رضیع الحسین
14.5هزار دنبال‌کننده
916 عکس
8 ویدیو
2 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
چرخید آفتاب به دور سر حسین از سر شروع شد همه چیز از سر حسین در فکر هر چه هست به غیر از سر خودش آورده اند بس که بلا بر سر حسین بگذار هر چه هست سر این ها به نی کنند شاید که بگذرند فقط از سر حسین سر داد زینب آن همه شعر و دعا و آه اما دریغ از آب که پشت سر حسین... خالی ست جای کاسه ی آبی که مادرش از بچگی گذاشته بالا سر حسین گفتند ای رباب! چه شد اصغرت؟ رباب سر را بلند کرد..: "فدای سر حسین" تا رفت پشت خیمه و خنجر به خاک زد معلوم شد چه می گذرد در سر حسین هی سر ردیف کردم و حیف آخرش نشد سر در نیاورد سر نی از سر حسین سرگشته بود شمر و به یکباره سر رسید سر را برید، سر به سر از حنجر حسین از حنجرش برید سرش را؟ خدا کند! بر حنجرش که بوسه زده مادر حسین! آب از سر حسین گذشته ست... صبر کن! بگذار تا سری بزنم سنگر حسین با احتساب پیکر صدپاره روی خاک از اکبرش بزرگ تر است اصغر حسین دارایی حسین فقط زینب است و بس دیگر چه مانده از همه ی لشگر حسین؟ دیگر مگر رقیه بپوشد لباس رزم! نه! بهتر است گریه کند دختر حسین ای شمر! این که رسم ادب نیست! لااقل با دست روی سینه بیا محضر حسین یعنی به غیر فاتحه ی دین، چه خوانده است وقتی که شمر آمده بر منبر حسین؟ اینگونه راویان مقاتل نوشته اند: صرف دعا شده نفس آخر حسین @raziolhossein
از آه خود شرر به دل ماسوا مزن آتش به قلب مادر غم مبتلا مزن لبهای تو کبود شده مثل بازویم با این لب کبود مرا هی صدا مزن حالا که آمدم ز تو این است خواهشم تا من میان قتلگهم، دست و پا مزن هرکس رسید ضربه زد، اما یکی نگفت با سنگ میزنی، تو دگر با عصا مزن با قرب حق به جانب گودال میزنی رحمی کن و برای رضای خدا مزن برسینه اش نشستی و بر او لگد زدی پنجه براین محاسن از خون حنا مزن هرضربه میزنی بزن ای بی حیا ولی بر استخوان گردن او، بی هوا مزن @raziolhossein
اگر خواهی پدر بینی وفای دختر خود را نگه کن زیر پای اسب و بالا کن سر خود را نهان از چشم طفلان آمدم دارم تمنّایی که در آغوش گیری بار دیگر دختر خود را نرفتی تا به پُشتِ ابرِ سنگ و خنجر و پیکان به روی دامنت ای ماه بنشان اختر خود را فروشد ناز اگر طفلی خریدارش پدر باشد بزرگی کن، ببوس این دختر کوچکتر خود را لبم از تشنگی خشک است و جوهر در صدایم نیست برو در نهر علقم کن خبر، آب آور خود را ز دورادور، می دیدم گلویت عمه می بوسید مگر آماده کردی بهر خنجر - حنجر خود را به همراه مسافر آب می پاشند،‌من ناچارم به دونبال تو ریزم اشک چشمان تر خود را کنار گاهواره رفتم و دیدم که اصغر نیست چرا با خود نیاوردی، چه کردی اصغر خود را @raziolhossein
چون شاه دین، هوای شهادت به سر گرفت تاج سعادت از سر خود، چرخ برگرفت  گیتی کمیت تیز تکش را کشید تنگ دست قضا عنان و رکابش، قدر گرفت از سوز آه خیمه‌نشینان ز شش جهت یک‌باره هفت خیمه‌ی افلاک درگرفت پس رو به قتلگاه ستم‌دیدگان نهاد با اشک و آه، بر سر هر یک گذر گرفت هر شمع آه، بر سر لب تشنه‌ای بسوخت هر طفل اشک، جسم شهیدی به برگرفت  گاهی به پیش پیکر شاهی ز پا فتاد گاهی ز تختِ خاک، سری تاجور گرفت گاه از سر پسر ز برادر سراغ کرد وز جسم یک‌دگر خبر از یک‌دگر گرفت @raziolhossein
نه فقط خُلقِ همانند علی داشت حسین جرمش این بود سه فرزندِ علی داشت حسین @raziolhossein
آتش به خیام پسر فاطمه افتاد امان از دل زینب بر راس بریده نظر فاطمه افتاد امان از دل زینب @raziolhossein
چون نوبت قتال به سلطان دین رسید افغان اهل بیت ، به عرش برین رسید غوغای "الوداع" و هیاهوی "الفراق" از چار سوی ، بر فلک هفتمین رسید چون هیچ کس نبود که گیرد رکاب او بر کف رکاب ، خواهر وی ، دل غمین رسید پس حلقِ خشک و چِشم تر و نقد جان به کف با تیغ کینه جوی به میدان کین رسید کُشت آن قَدَر ز کوفی و شامی که در مصاف بر جانش ، آفرین ز جهان آفرین رسید مهلت عدو نداد که نوشد کفی ز آب لب تشنه ، بی مُعین ، لبِ آبِ مَعین رسید بنشست بس که تیر سه پهلو به سینه اش او را هزار همدم و پهلو نشین رسید چون یاوری نبود که جان سازدش نثار جنّ و ملائکش ز یسار و یمین رسید از پشت زین فتاد ، چو سرو قدش به خاک گفتی که پشتِ عرش به روی زمین رسید در حیرتم نکرد قیامت ، چرا قیام ؟ بر حنجرش چو خنجر شمر لعین رسید @raziolhossein
وقتی که پنج تا کفن از آسمان رسید چیزی نصیب خامس آل عبا نشد    تاریخ شاهد است در عالم به جز حسین هیچ آفریده ای کفنش بوریا نشد این نیزه ها چکار مگر کرد با تنش هرکار کرد خواهرش آخر جدا نشد زهرا زیاد زد به سرو صورتش ولی شمر لعین ز سینه ارباب پا نشد @raziolhossein
حرمتش را، خیمه اش را، لشکرش را...بگذریم کینه ی شمشیر زن ها اکبرش را...بگذریم قاسمش را ضربه ها هم قامت عباس کرد تیر بی رحمی گلوی اصغرش را...بگذریم گوشه گودال بود و سایه ای نزدیک شد روبرویش ایستاد و خنجرش را...بگذریم عرش می لرزید حتی اعتنایی هم نکرد گر چه از هر سو صدای مادرش را... بگذریم چشمشان پیراهن صدپاره ی او را گرفت چشم یک نامرد هم انگشترش را...بگذریم تا بیامیزند با هم استخوان و خون و خاک اسبها را تاختند و پیکرش را...بگذریم باز آتش کار خود را کرد و صحرا تار شد ناله های دخترانش خواهرش را...بگذریم کاروان آماده ی فریاد بود و ناگهان روبروی محمل خواهر سرش را...بگذریم عاقبت کنج خرابه، نیمه شب، دختر که دید- چشم و ابروی پر از خاکسترش را...بگذریم... @raziolhossein
کینه ها چون بود مادرزاد...آمد مادرت کردی از پهلویِ او تا یاد...آمد مادرت غربت و تنهایی ات بر هیچکس پوشیده نیست تا نباشی هیچ دشمن-شاد...آمد مادرت حُرمتِ خونت حلالِ عدّه ای لقمه حرام کشتنت چونکه نبود ایراد...آمد مادرت ضربهٔ شمشیر کاری بود و روی پیکرت اولین زخمی که شد ایجاد...آمد مادرت شمر(لع) وقتی در دلِ گودال، محکم پا گذاشت گفت تا که «هر چه باداباد»...آمد مادرت عرش تا فریاد زد ای وای بر روی زمین- زینت دوش نبی افتاد...آمد مادرت تشنه بودی! بر گلویت رویِ خاکِ کربلا تا به جای آب، خنجر داد...آمد مادرت قتلگاهت شد شلوغ و پیکرت از حال رفت آسمان دق کرد و زد فریاد...آمد مادرت ای زبانم لال، کو پیراهن و انگشترت کو «سرت»؟! شد غارتت آزاد...آمد مادرت این طرف میگفت با گریه «بنیَّ»؛ آن طرف رفت تا که خیمه ها بر باد...آمد مادرت! @raziolhossein
کجایی که شبِ غم آخر اومد ببین آهِ دوبیتی هم در اومد دلت اونقدر خونِ که امشب به داد حال و روزت مادر اومد الهی دردِ آقا رو نبینیم بمیریم و مداوا رو نبینیم بگو با صبح  عاشورا نیادش دعایی کن که فردا رو نبینیم الهی رویِ خاکی تو نبینم تو روضه مویِ خاکی تو نبینم شبیه مادرت از پا نیافتی آقا پهلویِ خاکی تو نبینم اگه از ذوالجناح با سر زمین خورد اگه تو خیمه‌ها دختر زمین خورد همه تقصیرِ اون نامرده آقا که آتیش زد در و مادر زمین خورد @raziolhossein
لبها معطر است سلام علی الحسین ساعات آخر است سلام علی الحسین این خاک، رستخیز تمام مصایب است صحرای محشر است سلام علی الحسین ظهر دهم رسیده و چشمان خواهری سوی برادر است، سلام علی الحسین ظهر دهم رسیده و از سیب سرخ عشق عالم معطر است سلام علی الحسین این سوی، نعش اکبر و سوی دگر، رباب دنبال اصغر است سلام علی الحسین هم دست ها بریده و هم آب ریخته است عباس، مضطر است سلام علی الحسین بر آن گلو که بوسه برآن زد پیامبر امروز خنجر است، سلام علی الحسین والعصر، عصر اگر برسد چشم زینبش حیران یک سر است، سلام علی الحسین این بوی سوختن ز خیامش رسیده است؟ یا بوی معجر است سلام علی الحسین @raziolhossein