#امام_سجاد_شهادت
یک دفعه در بین دعا زد زیر گریه
بغضش شکست و بی هوا زد زیر گریه
این بار اول نیست...در این چند ساله
هر بار در وقت غذا زد زیر گریه
پیشانیش خاکی که شد در بین سجده
با یاد خاک نینوا زد زیر گریه
دیروز در بازار هم روضه گرفتیم
قصاب هم همراه ما زد زیر گریه
در خواب طفل شیر خوارش را بغل کرد
آرام و خیلی بی صدا زد زیر گریه
هدیه برایش از یمن آورده بودند
اما نمیدانم چرا زد زیر گریه
با ناله ی «ویلی رقیه» سینه زن شد
طفل یتیم کوچه تا زد زیر گریه
یک زن کنار مَحرَمش از کوچه رد شد
با یاد ناموس خدا زد زیر گریه...
همسایه آمد خانه اش روضه بخواند...
با روضه ی های کربلا زد زیر گریه...
روضه رسید اینجا که روضه خوان صدا زد:
در بین خیمه...عمه ها...زد زیر گریه...
بر خواست از جا و سرش را زد به دیوار
سر را شکست آقای ما...زد زیر گریه...
#محمدعلی_انصاری
#محمدعلی_افضلی
@raziolhossein
#امام_سجاد_شهادت
یک دفعه در بین دعا زد زیر گریه
بغضش شکست و بی هوا زد زیر گریه
این بار اول نیست...در این چند ساله
هر بار در وقت غذا زد زیر گریه
پیشانیش خاکی که شد در بین سجده
با یاد خاک نینوا زد زیر گریه
دیروز در بازار هم روضه گرفتیم
قصاب هم همراه ما زد زیر گریه
در خواب طفل شیر خوارش را بغل کرد
آرام و خیلی بی صدا زد زیر گریه
هدیه برایش از یمن آورده بودند
اما نمیدانم چرا زد زیر گریه
با ناله ی «ویلی رقیه» سینه زن شد
طفل یتیم کوچه تا زد زیر گریه
یک زن کنار مَحرَمش از کوچه رد شد
با یاد ناموس خدا زد زیر گریه...
همسایه آمد خانه اش روضه بخواند...
با روضه ی های کربلا زد زیر گریه...
روضه رسید اینجا که روضه خوان صدا زد:
در بین خیمه...عمه ها...زد زیر گریه...
بر خواست از جا و سرش را زد به دیوار
سر را شکست آقای ما...زد زیر گریه...
#محمدعلی_انصاری
#محمدعلی_افضلی
@raziolhossein
#شام_دودمه
وارد شام بلا شد دخت ختم الانبیا
یا اباصالح بیا
روبروی محمل زینب سر خون خدا
یا اباصالح بیا
#محمدعلی_انصاری
@raziolhossein
#حضرت_جعفر_طیار
#دوبیتی
فرازی از خطبه امام سجادعلیهالسلام
در مسجد شام:
أَيُّهَا النَّاسُ أُعْطِينَا سِتّاً وَ فُضِّلْنَا بِسَبْعٍ
أُعْطِينَا...
...الْفَصَاحَةَ وَ الشَّجَاعَةَ....
..وَ فُضِّلْنَا بِأَنَّ مِنَّا النَّبِيَّ الْمُخْتَارَ....
...و مِنَّا الطَّيَّارُ...
ــــــــــــــــــــ
بی باکی و شیـوائیِ گفتـار از ماست
آقای جهان ، احمـد مختـار از ماست
در سلسلـه بستـه ، وسطِ بزم یزید
فرمود علی:«جعفر طیار از ماست»
#محمدعلی_انصاری
@raziolhossein
#حضرت_حمزه_علیه_السلام
#حضرت_جعفر_طیار
#دوبیتی
هرجا سپـــــرِ جانِ پیمـبــــر بودنـد
در مــــوجِ بلا یاوَرِ حیــــدر بودنـد
کِیْ میشد اسیرِ ریسمان حَبْلُ الله؟
آن روز اگر حمـزه و جعفــر بودند!
#محمدعلی_انصاری
@raziolhossein
#امام_حسین_شهادت
#شب_جمعه
شب های جمعه فاطمه با اشک دیده
صورت گذارد روی رگ های بریده
ای مرغ بِسٔمِل گشته ی من یا بُنَیَّ
ای ماهی در بسترِ خون آرمیده
ای پاره پاره پیکر عریان سرت کو؟
کی بر گلوی تشنه ات خنجر کشیده؟
مادر بمیرد دود میدیدی هوا را
تکیه زدی بر نیزه با قد خمیده
ای کاش من جای تو نیزه خورده بودم
ای کاش از مقتل تنت را برده بودم
ده تا سوار از بین لشکر تا دویدند
سوز صدایِ دخترانت را شنیدند
شرمنده کاری بر نمی آمد ز دستم
با گریه میدیدم که در مقتل رسیدند
افتاد روی پیکرت ردِّ چهل نعل
«آخر تنت را در همه صحرا کشیدند»
پیراهنی را که خودم دادم به زینب
با نیزه وقت غارتِ جسمت دریدند
من بودم و دیدم تنت را بین گودال....
مولا بیا زهرا دوباره رفت از حال!
#محمدعلی_انصاری
@raziolhossein
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت #عامیانه
دوباره روز علی سر اومده
ماهِ آسمونِ شب در اومده
شبه و وقت قرارمونه باز....
پاشو فاطمه که حیدر اومده
اولین فدائیه راهِ علی!
نیستی و بلند شده آهِ علی...
جواب منو نمیدی فاطمه؟
میشنوی؟ منم! سلام ماهِ علی...
بهتره زخمای پهلوت فاطمه؟
ورمِ مونده رو بازوت فاطمه؟
خوب شده -الهی دردت به سرم-
اون شکستگیه ابروت فاطمه؟
شبا بی تو ، هرکدوم یه سالیه
قسمتم بعدِ تو خسته حالیه
کاشکی میشد نری از پیش علی،
نمیدونی که چقد جات خالیه...
همدم من ماتمه...چیکار کنم؟
تو دلم پر از غمه...چیکار کنم؟
تو خودت بگو ، که من تو خونه ای...
...که نباشه فاطمه چیکار کنم؟
روزای بی تو ، تو خونه میمونم
چه خبر تو شهره؟...من نمیدونم
میشینم تو بستری که خالیه
برا تو با گریه یاسین میخونم...
میگذره با گریه روزا و شبام
دیگه سو نداره از گریه چشام
هفت شبه ندیدمت...تنگه دلم!
فاطمه تو هم دلت تنگه برام؟
خونمون...قبل هجوم...یادش بخیر
خوشی بود روزا تموم...یادش بخیر
در که میزدم ، خودت میومدی...
درُ وا میکردی روم...یادش بخیر...
خونه زندگیمونُ نظر زدن...
به عزادارا با شادی سر زدن
احتراممون پیش همه شکست
اون روزی که با لگد به در زدن
کاشکی راهِ نَفَسِت سد نمیشد
حال و روزت اینقَدَر بد نمیشد
بی حیا که درُ انداخت رو تنت...
لااقل از روی در رد نمیشد...
گل من به خاک سرد کوچه خورد
شوهرت با دستِ بسته جون سپرد
خدا لعنت کنه اون مغیره رو
چه بلایی به سر یاسم آورد
حالا من موندم و داغت فاطمه
خاطرات تلخ کوچه یادمه
تنها تنها رفتی و منه غریب....
روی دوشم کوله بار ماتمه
نزدیک سحر شده...باید برم...
ولی یادت نمیره از خاطرم
پایِ قولی که بهت داده بودم ،
جای تو برا حسین آب میبرم
یچیزی رو گل یاسم میدونی؟
- تشنگیش عذابه واسم...میدونی؟
قبل سر بریدنش تشنه میشه
شبیه مجتبی با سَم...میدونی؟
تیرِ مسموم میخوره به پیکرش
غرق خون میشه همه بال و پرش
تیرِ مسمومُ میخواد دربیاره!
از جلو نمیشه... از پشت سرش...
.
.
فاطمه...بیا باهم دعا کنیم
این شبا باهم خدا خدا کنیم
تاکه از راه برسه منتقمش...
صاحب انتقامشُ صدا کنیم...
#محمدعلی_انصاری
@raziolhossein
#حضرت_سلطانعلی_ابن_امام_باقر
#حضرت_سلطانعلی
#مشهد_اردهال
تشنهی خونین بدن ، کشتهی در اردهال
آه از آن ساعتی ، که میزدی بال بال
زائر تو زائرِ... ، کشتهی در کربلاست
زان که شبیه حسین ، سر از تن تو جداست
بوی حسین شهید ، در حرمت میوَزَد
گر که همه جان دهیم ، در غم تو میسِزَد
قتلِگَهَت روضهی ، بازِ شه کربلاست
یاد تنی بی کفن ، روی لبم این نواست:
......
(آه از آن ساعتی ، که با دل چاک چاک
نهادی ای تشنه لب ، صورت خود روی خاک
تنت به سوز و گداز ، لبت به راز و نیاز
سوی خیامِ حرم ، دو چشم تو مانده باز
آمده از خیمه گه ، خواهر غم دیده ات
دید که شمر از جفا ، نشسته بر سینه ات
گفت بده مهلتی ، تا برسم در برش
برادرم تشنه است ، مبر سر از پیکرش)
#محمدعلی_انصاری
@raziolhossein
#حضرت_زینب_شهادت
#دوبیتی
میان قبر بُرد این آرزو را
که بوسد باز هم زیر گلو را
دوسالی بود هرشب روضه میخواند
«گلی گم کرده ام میجویم او را»
#محمدعلی_انصاری
@raziolhossein
#حضرت_زینب_شهادت
«یک سال و نیم دوری و هجران چه سخت بود»
بعـــد از تو یا اخا غــم دوران چــه سخـت بود
رفتی حسین زینـب تو بی پنـــاه شــــد
با شمر و زجر راه بیابان چه سخت بود
یعقوب یک پســـر ز بـرش ناپدید شــد...
در نصف روز داغ عزیزان چه سخت بود
«من را به سخت جانیِ خود این گمان نبود»
شـب های بعــد شام غــریبان چه سخت بود
زین العبــاد گفـت «عَلَیکُنَّ بِالْـفِــــــرار»
پای برهنه روی مغیلان چه سخت بود
پنجــاه سال سایهی مـن را کسی ندید
بر ناقه ها مقابل مردان چه سخت بود
مــن که میــان هـــودجی از نور آمـــــدم
تا شام روی ناقهی عریان چه سخت بود
گفتــم میان مجلس مستی که «ما رَأَیْتْ...»
اما حسین از تو چه پنهان...چه سخت بود...
دیـدی چگـونه حرمـت تو پایـمـال شـــد...؟
دور ســر تو رقص کنیــزان چه سخت بود
آیـات کـهـف بود و لب و خـیـــزران و می
در طشت رأس قاری قرآن چه سخت بود
پستِ کنیز زاده ای از ما کنیز خواست...
آن شب نگاهداری طفلان چه سخت بود
میگفت عمه کی ز سفر میرسد پدر؟...
اما جواب طفل پریشان چه سخت بود!
میکَنْد قبر طفل ، به سر پنجه اش رباب
دفن رقیه گوشهی ویران چه سخت بود
دارم هنــــوز بیـن دلــم غـــمکده حسین
داغش شرر به سینهی زینب زده حسین
#محمدعلی_انصاری
@raziolhossein
#حضرت_زینب_شهادت
#دوبیتی
نبودی... شمر بی بال و پرم کرد
خبر داری چه با اهل حرم کرد؟...
به دست بسته رفتم شام ویران...
«غمِ عشقت بیابان پرورم کرد»
#محمدعلی_انصاری
......
چو روی خاک رویش را نهادند
بیاد عصر عاشورا فتادند
هنوز از قبر می آمد نوایی:
«اگر کشتند چرا آبت ندادند»
#علیرضا_قاسمی
@raziolhossein
#حضرت_علی_اکبر_ولادت
#رباعی
با آمدنت وا شده باب حسنات
نازل شده از بهشت خیر و برکات
آنقدر به مصطفی شباهت داری
که دیدنِ صورت تو دارد صلوات
#عبدالحسین
......
هم صورت زیبای تو دارد صلوات
هم قامت رعنای تو دارد صلوات
سر تا به قدم عین محمّد هستی
پس نام دل آرای تو دارد صلوات
#عبدالحسین
......
از بهر نظاره آمده پیغمبر
با ماه و ستاره آمده پیغمبر
ذکر لب هر فرشته باشد صلوات
انگار دوباره آمده پیغمبر
#سیدمجتبی_شجاع
.......
ناز قــدم عزیـز زهــــرا صلـوات
بر مـاه رخ شبـیــه طاها صلوات
تا شاد شود قلب علی بن حسین
بفــرست به روح ام لیلا صلوات
#محمدعلی_انصاری
......
در باغ خدا گلی معطر دادند
یا آل رسول را پیمبر دادند
دیدند که دلتنگ نبی هست حسین
بر دامن او علی اکبر دادند
#مجتبی_شکریان
@raziolhossein