📜دائره_المعارف_قرآن_کریم 📜 🛌 احتضار در قرآن ✅ 👈۱. رسیدن جان به گلو: ⛔️ یکى از حالت‌هاى زمان که شدت آن را نیز بیان مى‌کند، رسیدن جان به گلو است.  ♻️ قرآن، از چنین تعبیرى براى بیان زیاد در غیر احتضار نیز بهره جسته و آن، هنگامِ شدن هراس ناشى از هجوم دشمنان در عرصه کارزار است. (سوره احزاب ۹‌ـ‌۱۱) ⛔️ نظیر همین تعبیر در مورد  انسان‌ها در معاد نیز آمده است. (سوره غافر/۴۰، ۱۸) ♻️ رسیدن جان به گلو، در دو جاى قرآن ذکر شده: ⬅️ خداوند در سوره ، ضمن منع انسان‌ها از برگزیدن دنیا بر آخرت، آن‌ها را متوجه این لحظه کرده است:  «کلاّ اِذا بَلَغَتِ التَّراقى». (سوره قیامت ۲۶) فاعل «بَلَغت» نفس است  و «تَراقِى» جمع ترقوة، به‌ معناى که گلو را از چپ و راست دربرگرفته، یا به‌ معناى جلو و بالاى سینه است. ⬅️ در آیات ۸۳‌ـ‌۸۷ سوره رسیدن جان به گلو، دلیلى بر قدرت الهى و عجز انسان‌ها از رویارویى با گوناگون و از‌ جمله مرگ دانسته شده است:  «فَلَولا اِذا بَلَغَتِ الحُلقوم و اَنتُم حینَئِذ تَنظُرون و نَحنُ اَقرَبُ اِلَیهِ مِنکم ولکن لاتُبصِرون فَلَولا اِن کنتُم غَیرَ مَدینین تَرجِعونَها اِن کنتُم صـدِقین». ⛔️ گفته شده: مراد از آیه‌ ۸۷ این است که اگر در ادّعاى خود صادقید، چرا روح  را از هر طریقى که مى‌توانید (مانند تدابیر طبّى، تعویذهاى کاهنانه و طلسم‌هاى نجومى) حتى به‌ صورت و اتفاقى باز‌نمى‌گردانید. ♻️ در آیات پیشین، افزون بر اشاره به نگاه‌هاى آکنده از دل‌سوزى و آمیخته با اطرافیان محتضر به او که با زبان قال یا حال از اطرافیان کمک مى‌طلبد، به نزدیک‌تر بودن خداوند از اطرافیان به نیز اشاره شده است تا هم قدرت الهى و عجز انسان‌ها و هم خداوند به محتضر تبیین گردد. ادامه دارد... @Targomeh