eitaa logo
شعر و داستان
1.8هزار دنبال‌کننده
4.1هزار عکس
80 ویدیو
44 فایل
ارتباط با مدیر. ارسال اشعار @alirezaei993
مشاهده در ایتا
دانلود
فضای خانه از خنده‌های ما گرم است چه عاشقانه نفس می‌کشم! هوا گرم است دوباره «دیده‌امت»، زل بزن به چشمانی که از حرارت «من دیده‌ام تو را» گرم است بگو دو مرتبه این را که: «دوستت دارم» دلم هنوز به این جمله‌ی شما گرم است بیا گناه کنیم عشق را… نترس خدا هزار مشغله دارد، سر خدا گرم است من و تو اهل بهشتیم اگر چه می‌گویند جهنم از هیجانات ما دو تا گرم است به من نگاه کنی، شعر تازه می‌گویم که در نگاه تو بازار شعرها گرم است @shearvdastan
اینجا به رغم خلوت دریا و آسمان شهر از صدا پر است ولی از سخن تهی @shearvdastan
لنگر حِلم تو ای کشتی توفیق کجاست؟ که در این بحر کَرم غرق گناه آمده‌ایم... @shearvdastan
قـدم آهستـه برمی داردامشب با تو باران هم چـه شـور انگیـز بـا تـو راه می افـتدخیابان هم چوشبنم صبح پشت شیشه با لبخند می بینم شکوفا می شود با غنچه ی سبز تو گلدان هم نمـی ریـزد ز فـصـل سبز چشمان تو فـروردیـن بـه وجـد مـی آیـد از خـرداد دستان تو آبـان هم ضریح چشم هایت میدهدحاجت که می بینم دخــیـلی بسـته بـر کـفـرِ سـرِ زلـفِ تو ایمان هم ورق برگشته آن سانی که در وقت دو دل بودن تـفال مـی زنـد بـر چشمِ افـسونِ تو فنجان هم گذشت دوران سستِ آدم وحوا که خواهدخورد بـه آسـانی فـریـبِ گـنـدم روی تــو شیـطان هـم ببین سـوز وگداز داغِ هـجران درجهان کـم شد که میبینم بـه دوری کرده عادت پیـرکنعان هم @shearvdastan
بوی دلتنگی پاییز وزیده‌ست، ولى اولین موسم این فصل مگر”مهر” نبود!
به جز آغوش تو هرگز، برایم نوش دارو نیست نهنگی خسته می فهمد، نوازش های ساحل را @shearvdastan
چون آینه پیش تو نشستم که ببینی در من اثر سخت ترین زلزله ها را @shearvdastan
وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ ۚ وَكَذَٰلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ و ما دعای یونس را اجابت کردیم و او را از غم و اندوه نجات دادیم. انبیاء | ۸۸ @shearvdastan
تشنه ام چای نداری بدهی لیوانی؟ لرزش سینی و دستان تو دیدن دارد.. @shearvdastan
هرقَـــدَر آوار گــریــه در نگـاهش بیشتـر قصـه هایش هرقَــدَر هم اشک و آهش بیشتر بمب های فسفــری، موشک، هواپیمــا و مین هرقَـــدَر آتش ببـــارد آسمانش بیشتـــر کودکـی هایش اگــر برباد رفتــه خانــه ام یا نمــایان می شــود سنگ بنـایش بیشتـر آسمانش گرچـه دلگیرست و دودآلـود و سرد غرق خون تا می شود خورشید و ماهش بیشتر آخـرین سـاعات ظلمت هرقَـــدَر تاریک تر صبح صـادق نیـز می گردد روشنایش بیشتر روشنی آن ســوی دریا نامتــان را می بـرد هرقَـدَر ابلیس نگـذارد، نوچـه هایش بیشتر ماده دیـــو آبستن دجـــال هاییست کــه از بنــی ابلیس دارد نطفـــه هایش بیشتـر شهــر ما اما پر از شیــران شــرزه، منتظر تا کُشـد ابناء شــر، از صــد هزارش بیشتر بغض مادر هم کَنَـد بنیـاد صهیــون را ولی اشک هایش می کنـد تاثیــر آهش بیشتـر کل عـرض کربلا یعنـی که کار افتـاده است دست ســـرهای جــدا و کاروانش بیشتـر آب بستن روی انسان، کار حیوان است و بس شـد مجسم کـربلا و صحنـه هایش بیشتـر خون اگر جاری شده در این خیابان ها بدان می شـود نزدیک "تر" صاحب زمانش بیشتر دست دجال زمان را خوب رو کرده ست این موج طوفـان تو و آن ماجــرایش بیشتــر دیدنت یک سطـر از بنـد ظهور منجی است می شـود واضــح تمـام آیـه هایش بیشتر @shearvdastan
هواخواه توام جانا و می‌دانم که می‌دانی که هم نادیده می‌بینی و هم ننوشته می‌خوانی ۲۰ مهر روز بزرگداشت گرامی باد @shearvdastan
غبار غم برود حال خوش شود حافظ تو آب دیده از این رهگذر دریغ مدار @shearvdastan
تو محله‌قدیمی مون یه پسر عقب مانده ذهنی بود؛ که از دار دنیا جز یک برادر که زندان بود هیچکس رو نداشت. زندگی سخت و حداقلی‌ای داشت و اموراتش از شاگردی سوپر مارکت می‌گذشت، خرید مردم رو براشون می‌برد و در مقابل انعام اندکی میگرفت، برای تشکر هم همیشه شونه‌ی انعام دهنده رو می‌بوسید. یه بار یکی از بچه ها بهش گفت: زندان یعنی چی؟ پسره جواب داد: زندان یه درِ بزرگه. ببین چقدر نگاه یه آدم باید متفاوت و مثبت باشه که از زندانی که همش دیوار و نماد اسارت هست فقط درش که نماد آزادی و رهایی هست رو ببینه. بهش میگفتند عقب مونده ولی خیلی از ماها جلوتر بود. بعد اون فهمیدم خوشبختی، بدبختی، زشتی، زیبایی و...همه‌ی چیزای دیگه نسبی هست و به این بستگی داره که چطور نگاه کنی. اگه نوع نگاهت رو تربیت کنی توی اوج مشکلات، خوشبختی ؛ و اگه تربیت نکنی وسط کل نعمتهای عالم هم حس بدبختی داری. حقیقتا چطور نگاه کردن هنر بزرگیه... @shearvdastan
بپوش پنجره را، ای برهنه! می‌ترسم که چشم شور ستاره، تو را نظر بزند! @shearvdastan
جلوه‌گاهِ طایرِ اقبال باشد هر کجا سایه‌ اندازد همایِ چترِ گردون‌سایِ تو ولادت امام حسن عسکری (ع) مبارک باد @shearvdastan
رفته ست با صد شاخه گل خیل گدا امشب اینجا نباش ای دل برو در سامرا امشب حاجاتِ خود را دست-چین کن یک به یک بردار زانو بزن در محضرش با انبیا امشب شد صاحبِ دوّم حسن(ع) زهرایِ مرضیّه(س) سائل بیا! شد موسم ِ نان و نوا امشب گفتیم یابنَ الهادی الأمّه(ع) نگاهی کن با مرحمت بر حالِ ما درمانده ها امشب ای خوشۂ انگورها بیتابِ دستانت ای حُسن ِ نام آور! تویی مشکل گشا امشب ما را به لطفت یا امام عسکری(ع) دریاب مسرورمان کن جانِ مهدی(عج) با دعا امشب صاحب-زمان(عج) در جشن میلاد تو با لبخند؛ یک مجلس جانانه ای کرده به پا امشب با صد هزاران شوق حاضر کرده عیدی را در خیمه گاهش حضرت بابایِ ما امشب شالِ سفیدش روی شانه می برَد دل را بر قامتش خوشتر نشسته این عبا امشب شاعر برایش یازده بیتِ کم آورده تا شادباشی داده باشد بی ریا امشب عیدیِ ما دیدارِ رویش باشد و ایکاش... امضا بفرماید ظهورش را خدا امشب! مرضیه عاطفی @shearvdastan
من دعاگوی تو‌ام هر شب و شب می‌داند دل ما قبل تو آنقدر مناجات نداشت... @shearvdastan
دل دادنم غریبه ترت کرد ظاهراً... در عشق هم معامله با آشنا خطاست! @shearvdastan
صبحدم چون رخ نمودی شد نماز من قضا سجده کی باشد روا چون آفتاب آید برون! @shearvdastan
پرده رها کن که صورتِ تو ببینم گرچه به صورت کسی ندیده پری را @shearvdastan
تو را دل برگزید و کار دل شک برنمی‌دارد که این دیوانه هرگز سنگ کوچک برنمی‌دارد تو در رؤیای پروازی ولی گویا نمی‌دانی نخ کوتاه دست از بادبادک برنمی‌دارد برای دیدن تو آسمان خم می‌شود اما برای من کلاهش را مترسک برنمی‌دارد اگر با خنده هایت بشکنی گاهی سکوتش را اتاقم را صدای جیرجیرک برنمی‌دارد بیا بگذار سر بر شانه‌های خسته‌ام یک‌بار اگر با اشک من پیراهنت لک برنمی‌دارد @shearvdastan
ای خدا یار من آنجاست ، حواست باشد؛ او نشان کرده ی اینجاست ، حواست باشد…! یار من مویِ سرش ، قیمت صد فرهاد است؛ قصه اش قصه ی فرداست ، حواست باشد…! گرچه بدجور دلم تنگه نگاهش گشته همچنان شاه غزل هاست ، حواست باشد…! او نگاهم نکند ، یا نخرد حرف مرا... هرچه هست بینِ خود ماست ،حواست باشد! همه ی دلخوشی و زندگی ام، بودن اوست؛ برود، آخردنیاست! حواست باشد…! نگذاری احدی تیشه برویش بزند ! شیشه ی عمر من آنجاست، حواست باشد....! @shearvdastan
ول كن جهان را قهوه ات يخ كرد @shearvdastan
یک طرف ایمان سُستم، یک طرف ابروی تو پنجه در محراب اندازم و یا گیسوی تو تا که حرف از بوسه و پیراهن و لب می زنم لای دندان می رود لبهای هذیان گوی تو @shearvdastan
خشکیده تنم، ابر بشو، بوسه بباران تا اینکه شود دشتِ پُر از یاس کویرم بگذشت جوانی و اجل صبر ندارد نگذار که با حسرتِ دیدار بمیرم @shearvdastan