eitaa logo
یه حبه قند / کوتاه نوشت های معرفتی
311 دنبال‌کننده
249 عکس
41 ویدیو
2 فایل
یاسر طاهررحیمی هستم، دکترای فلسفه اسلامی، استادیار دانشگاه فرهنگیان دغدغه ام فرهنگ، دین، خانواده؛ هنر و سیاست است و به یاری حق در این کانال آنها را با شما به اشتراک خواهم گذاشت. آیدی: @yaser6424 صفحه اینستاگرام: s.y.taherrahimi
مشاهده در ایتا
دانلود
یه حبه قند: احیای هویت ✅ چرا شیعه عزای امام حسین ع را بعد از این همه سال با این شور و گستردگی تکرار می کند مگر برای یک واقعه تلخ تاریخی چند بار باید بزرگداشت گرفت؟ تفاوت واقعه کربلا با حوادث دیگر چیست؟ 🔺 برای بشریت: وجه تمایز مهم این واقعه با دیگر تقابل های حق و باطل این است که اولا مظهر تقابل «اوج حق» در مقابل «اوج باطل» است و ثانیا با همه شاخصه های منحصر به فرد حماسی و عاطفی اش، حلقه اتصال «وجدان عام و مشترک بشری» به «ولی الله» است؛ این دو ویژگی مهم تقریبا در هیچ حادثه قطعی و ثبت شده تاریخی وجود ندارد. وقایع دیگر یا روایتگر حق های ظریف ترند و افکار عمومی در ابتدا آن را درک نمی کند مثل آنچه در سقیفه رخ داد یا بار عاطفی شدید و آشکاری ندارند و یا قهرمان آنها ولی الله نیست. اتصال فکری و قلبی با انسان کامل حیاتی ترین پیوند قابل تصور انسان و مبداء تمامی اصلاحات فردی و اجتماعی و گسست این پیوند، منشاء بزرگترین فسادها در زمین است. دیگر این که داستان حسین ع اگر چه در تاریخ رخ داده اما تاریخی نیست. داستان انسان است و مخاطراتش؛ انسان و طمع ها، وسوسه ها و ترس هایش؛ انسان و نزاع همیشگی اش در انتخاب ذلت یا عزت؛ آزادگی یا بردگی؛ خوبی یا خوشی. قرآن که داستان موسی و فرعون یا یوسف و زلیخا و...را نقل میکند صرفا برای نقل قصه های تاریخی نیست برای شرح چیستی و چگونگی انسان و تهدیدات فکری و روحی اوست تا بفهمد از کجا و چگونه ضربه می خورد و در مقابل، باید چه کند و به کجا پناه ببرد. لذا قرآن هم داستان «انسان» است نه تاریخ موسی و فرعون و یوسف و زلیخا. این است که حسین ع، مسیحی و سنی و زرتشتی را هم مخاطب خود می داند. 🔺 و اما برای شیعه: مکتب اصیل؛ آرمان و ایده آل دارد هدف و هویت و شخصیت دارد امام و معیار دارد. معلق و رها و هرجایی نیست با همه چیز جمع نمی شود صلح کل نیست جدی است. داستان عاشورا ظرفیتی دارد که شیعه هویت خود را؛ هدف و ایده آل خود را و نسبتش با امام خود را در آن بازخوانی و بازیابی می کند و این مهم، به تنهایی برای احیاء هرساله این کنگره، دلیل موجّهی است اما شاید مهمترین چیزی که بزرگداشت داستان حسین ع را بعد از این همه سال برای شیعه حیاتی می کند این است که اصلا پرونده قیام حسینی هنوز مفتوح و ناتمام است و پرچم او هنوز به مقصد نرسیده است. کوفه و کوفه ها هنوز بی حاکم است بی امام است. آن انسان ۲۵۰ ساله هنوز موقعیت حاکمیت پیدا نکرده و آن آرمان بزرگ اجتماعی انبیاء و اولیا هنوز بر کرسی ننشسته است. بازخوانی داستان حسین ع تحرکی است به سوی آینده و نه سکونی در سوگ گذشته. این است که این چنین زنده و امیدآفرین است. https://eitaa.com/taherrahimi
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
وقتی عکس ها شهادت می دهند شب پنجم محرم الحرام/ بغداد https://eitaa.com/taherrahimi
🔺شهید حاج قاسم سلیمانی: «اصول» انقلاب، توجه به رهبری است. اگر ما به حکمت و تشخیص او اعتنا نکردیم، او کلامی فرمود و ما کلام دیگری برخلاف او گفتیم و تبلیغ کردیم، این توجه به ولایت‌فقیه نیست. اگر ما به این «اصول» توجه کردیم، وحدت ما حفظ خواهد شد و راه‌مان با پیروزی ختم خواهد شد. https://eitaa.com/taherrahimi
یه حبه قند / کوتاه نوشت های معرفتی
یه حبه قند: ظرفیتی که «نظر دیگری داشتم» آفرید ✅ از مهمترین شروط رهبری مدیر و مدّبر بودن است و از مهمترین مصادیق این تدبیر؛ «استفاده درست» از مزیت های بالفعل و انباشته تاریخی و فرهنگی جامعه و خلق ظرفیت های جدید و «افزودن» به این پتانسیل است. از این ظرفیت ها برای چه باید استفاده کرد؟ دو چیز « استمرار حرکت و جلوگیری از توقف» و «برداشتن موانع راه» ✅ امام خمینی (ره)؛ هم از این سرمایه های تمدنی بهره گرفت و هم به آن افزود یعنی هم به پشتوانه آن پتانسیل عظیم؛ انقلاب کرد و هم پایه های اولیه حاکمیت جدیدی در تمدن اسلامی را پایه ریزی کرد و آن را از کوران حوادث اولیه گذراند ✅ رهبری شهید نیز همین شیوه را دنبال کرد یعنی هم بر ظرفیت های پیشین تکیه زد و هم ظرفیت های متعدد نرم افزاری و سخت افزاری برای بقاء حرکت انقلاب خلق کرد از مهندسی ادبیات سیاسی و فرهنگی تا فعال کردن هسته های جهادی در حوزه های مختلف تا معماری نظم امنیتی و غیره اما بدون شک یکی از موثرترین و قوی ترین پتانسیل ها و سرمایه های معنوی که در سطح ملی و بلکه تاریخی توسط رهبری شهید ایجاد شد به واسطه شهادت حسین گونه ایشان و آن مشت گره کرده عزتمند او تولید شد که به بعثت امت انجامید و با تشییع تاریخی پیکر نورانی او دوچندان می شود ✅ رهبر سوم می تواند و باید از این پتانسیل های عظیم تولید شده و به ارث رسیده به نحو احسن برای حرکتی رو به جلو و برای برداشتن موانعی که شاید مقابله با آنها به انرژی های متراکم تری نیاز داشت، بهره بردای کند اولین مصداق این استفاده به جا در همین عبارت «نظر دیگری داشتم» ظهور کرد. این عبارت ساده می تواند حاکی از رویکردی تازه و نقطه عطفی در سپهر سیاست در نظام اسلامی ایران باشد که هم متکی به ظرفیت ایجاد شده در امت مبعوث است و هم ظرفیت های جدید خلق می کند. عبارت مذکور: ۱. ذوق زدگی و خوش‌بینی مخرب و خواب آوری که می توانست نسبت به تفاهم نامه ایجاد شود و داشت می شد را از بین برد هم در جناح های سیاسی هم در مردم هم در مذاکره کننده ها و این خلسه موهوم همان نقطه ضعف مهمی بود که به خاطرش در برجام خسارت دیدیم اگر در برجام هم آنقدر خوشبینی کاذب و بزک رخ نمی داد و با بدبینی به دشمن بر فرایند کار تمرکز می کردند قطعا آن خسارت رقم نمی خورد ۲. پای نظارت مردم را به شکل تیز تری به میدان آورد این نظارت، هم فشاری برای تحقق و عملیاتی شدن وعده های تفاهم است و هم مانع عقب نشینی و این یعنی «احیای جمهوریت» در پیشبرد امور که امروز بیش از پیش به آن محتاجیم ۳. دست مذاکره کننده را پر کرد برای چانه زنی در مقابل دشمن ۴. فتنه «همه جزئیات کاملا منطبق با نظر رهبری است» را خنثی کرد تا عده ای بدانند که از این به بعد نمی توانند پشت این ادعا پنهان شوند و از رهبری هزینه کنند ۵. شبهه دیکتاری ولایت فقیه را از بین برد و نشان داد رهبری قائل به پیشبرد امور با وحدت حداکثری ممکن است ۶. مسئولین را بیش از قبل بر مسند «پاسخگویی» مستقیم نشاند ۷. نویدی بود به صراحت و نفوذ کلام بیشتر در سیاست ورزی و کنار گذاشتن برخی تعارفات و مصلحت اندیشی ها در آینده و در موضوعات دیگر به پشتوانه ظرفیت ایجاد شده در امت مبعوث ۸. نظارت و غیرت مردم نسبت به تبعیت و همراهی بیشتر مسئولین از رهبری را تحریک کرد. 🔺 همه این ها رو به جلو، مثبت و پیش برنده است به شرطی که مراقب باشیم آن را به ضد خودش تبدیل نکنیم و مفاد و معنای این عبارت پربرکت را به چیزی که مطمئن هستیم خود رهبری قصد و رضایتی بر آن ندارند حمل نکنیم؛ با توجه به بخشهای صریح دیگر در پیام نه از این عبارت، خیانت مسئولین نسبت به رهبری در می آید و نه تحمیل به رهبری؛ حیف است آن همه مزیت و دستاورد را با امور فرعی؛ بی اثر یا کم اثر کنیم. https://eitaa.com/taherrahimi
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
اللّهم انّا لا نعلم منه الاّ خَیرا ...
یه حبه قند / کوتاه نوشت های معرفتی
یه حبه قند: تفاهم نامه؛ جنگ؛ رهبری ✅ در ماجرای تفاهم اخیر آمریکا نه توانست ذخایرش را بازیابی کند، نه توانست کنترل تنگه را از دست ایران بگیرد نه تعهد هسته ای از ایران گرفت نه دستش به اورانیوم رسید نه پای بازرسان به تاسیسات ما رسید. یعنی در عمل ایران نه امتیاز سیاسی به آمریکا داد نه اقتصادی، نه تبلیغاتی؛ بلکه ایران فرصت تشییع برون مرزی آقا را پیدا کرد و آمریکا را به لحاظ تبلیغاتی هم به عقب راند. همچنین است در موضوع شکستن محاصره یمن. ✅ کاهش قیمت نفت هم عمدتاً به دلیل تزریق نفت آمریکا به بازار بود که همین امر باعث شد ذخایر نفت آمریکا امروز به مرز بحران برسد و این روند پیوسته نزولی بود و هست و بازشدن نیم بند تنگه هم کمکی به او نکرد.چیزی که ما به دست آوردیم فرصت بازسازی نظامی، پر کردن انبارها، فروش مقداری نفت و گرفتن تنفس موقت برای لبنان بود که هیچکدام آن‌ها به کیفیتی که در زمان رفع محاصره و آتش بس رخ داد در جنگ و محاصره امکان پذیر نبود. شروع مجدد جنگ هم اجتناب ناپذیر بود. ✅ نکته بعد خالی کردن دست دشمن به لحاظ حقوقی با گنجاندن عبارتهایی مثل «ترتیبات ایرانی» و عدم اخذ هزینه «فقط» تا ۶۰ روز بود. همین موارد حقوقی هرچند روی کاغذ از جهات مختلف سیاسی و رسانه‌ای بسیار مهم است؛ هرچند نهایتاً قدرت مقاومت و میدان تکلیف را تعیین می‌کند. ✅ مفاد این تفاهم عملا مانع از اعمال نظر رهبری در بلند مدت یا حتی میان مدت نشد محاصره اخیر دریایی آمریکا نشان داد لزوما آتش بس نبود که موجب امکان محاصره شد الان که می‌جنگیم هم دارد محاصره می کند. در تفاهم اخیر هیچ یک از اشتباهات برجام تکرار نشد: نه امتیازی از پیش داده شد، نه به مذاکره نگاه استراتژیکی وجود داشت (بلکه نگاه تاکتیکی بود)، نه به وعده دشمن بابت عمل به تعهدات اعتماد شد، نه در اجرای تعهدات، مسامحه شد: او که عمل نکرد ما بیشترش را عمل نکردیم از همان ابتدا؛ برخلاف برجام لذا اتهام شباهت به برجام بلاوجه و بی انصافی است. اینها که دائما با نقض های آمریکا به قالیباف و غیره نیش و کنایه می زنند؛ به نقض کردن های متقابل ما، تاکتیکی بودن اصل تفاهم و هدف اصلی آن توجه نمی کنند یا ترجیح می دهند توجه نکنند و فقط نیش بزنند برخی که از این هم جلوتر رفتند و وقیحانه صحبت از کاپیتولاسیون و واگذاری تنگه و خیانت کردند و الان به روی خودشان هم نمی آورند جالب اینکه یکی از همین اکابر بعد از مذاکره اسلام آباد قالیباف را مالک اشتر نامیده بود! ✅ باید پرسید الان که می جنگیم چه ضرری را به آمریکا می‌زنیم که در زمان آتش بس و ذیل تفاهم نامه نمی زدیم؟ اگر پاسخ؛ تخریب مواضع نظامی آمریکا است که او هم متقابلاً به مواضع ما ضربه می زند اگر استفاده ما از بستن تنگه برای فشار به آمریکا است که موقع تفاهم هم تنگه با تکیه به مفاد تفاهم نامه، هدفمند و نیم بند باز شد تا جایی که آمریکا تقریباً هیچ سودی از آن نبرد و اگر «طبق تفاهم» ترتیبات ایرانی، پذیرفته می شد که باز منفعت ما و شکست آمریکا بود. این که می گوییم تفاهم نامه، تاکتیکی و پازلی از جنگ بود یعنی همین. نهایتا آمریکا چون دید اجرای این متن کاملا به ضرر اوست زیربار عملیاتی شدنش نرفت. ✅ حقیر دربین نقدها فقط این دو نقد را تا حدودی وارد می دانم: یکی اینکه چرا ما از ظرفیت دیپلماسی با چین و روسیه و غیره برای پیشبرد اهداف مان و فشار بر آمریکا انقدر کم و ضعیف استفاده میکنیم؛ استفاده درست از این ابزارها می توانست و می تواند ما را ازهر نوع مذاکره ای با آمریکا (حتی تاکتیکی) بی نیاز کند دوم اینکه شاید بهتر بود همان بار نخست قدری جنگ را ادامه می دادیم تا آمریکا تحت فشار مجبور به دادن امتیازات نقد می شد. که البته به هر دوی این نقدها جوابهای قابل تأملی هم وجود دارد ✅ دو راه کلی متصوّر است یکی اینکه با ترکیبی از مذاکره تاکتیکی و جنگ، و بدون دادن امتیاز موثر به دشمن، مرحله به مرحله خواسته‌هایمان را به دشمن «تحمیل» کنیم مثل کاری که درباره تنگه هرمز تا الان کرده ایم دوم اینکه بدون هر نوع مذاکره، بجنگیم و هزینه‌اش را هم بدهیم و با گسترش دامنه دیپلماسی و استفاده از ابزارهایی مثل جلوگیری از صادرات نفت و گاز اعراب و بستن باب المندب و... دشمن را به استیصال بکشیم راه دوم به دلایل مختلف منطقی تر به نظر می رسد اما اینکه با توجه به واقعیات نظامی، توان دیپلماتیک، امکانات اقتصادی و میزان تاب آوری اجتماعی ما و نیز شیوه کار دشمن، کدام راه برای ما کم ضرر تر و موثرتر است نیاز به اطلاعات ویژه نظامی و غیره دارد.نام هیچ یک از این دو راه «سازش» یا «جنگ طلبی» نیست اینجاست که اتحاد حداکثری، عدم اهانت به مسئولین ضمن نقد و از همه مهمتر تکیه بر تدبیرِ فصل الخطاب اهمیت پیدا می‌کند. قدرت سیاسی لزوما با مذاکره ایجاد نمی‌شود خود مذاکره نکردن در شرایطی می تواند خلق قدرت خلق کند https://eitaa.com/taherrahimi