یه حبه قند: نگهبان نور، از فطرت تا ولایت
1⃣ بی تردید زیربنایی ترین محور اخلاق در نگاه دینی، مهم ترین معیار ارزش گذاری، اصلی ترین عامل سعادتمندی، مهم ترین عامل خروج از بن بست ها و بهترین توشه آخرت بر اساس قرآن، «تقوا» است
2⃣ معمولا تقوا به «خود مراقبتی» یا «خود کنترلی» تعریف می شود البته از آنجا که مراقبت از خود می تواند از جنبه ها و منظرهای مختلف صورت گیرد شاید بهتر است بگوییم «تقوا مراقبت از خود است از منظر خدا» چون مثلا کسی که از جسمش مراقبت می کند می تواند این کار را صرفا از منظر پزشک انجام دهد حال اگر کسی از منظر خدا و با معیارهای او از خودش در همه ابعاد، مراقبت کند او اهل تقوا است
این معیار الهی می تواند ریشه در «فطرت» یا «شریعت» داشته باشد و از این منظر؛ «تقوا یعنی مراقبت از خود در مقابل هر چیزی که ارزش و کرامت انسان را تخریب می کند و به آن آسیب می زند» به همین دلیل است که حتی می توان از نوعی تقوای فطری قبل از ورود به ایمان تشریعی سخن گفت
بدیهی است که در مقابل کشش های شدیدتر یا لغزشگاه های بزرگتر و یا برای رسیدن به قله های بلندتر، مراقبت ها و کنترل های مضاعفی لازم است لذا تقوا دارای سطح بندی است
3⃣ از خطبه رسول خدا در روز غدیر بر میآید که ایشان نگران است که آیا جامعه مسلمان به حدی از تقوا رسیده است که بتواند حقیقت بزرگ ولایت علی ع را بپذیرد و به پای آن استقامت ورزد و آیا حسادت ها، منفعت طلبی ها، دنیازدگی ها و تکبرها آنقدر مهار شده است و آیا نفوس مسلمین با تکیه بر تقوا آنقدر قدرت و عزت پیدا کرده است که بتواند مراقب حقی به عظمت ولایت علی باشد
پیامبر اکرم حداقل در سه جای این خطبه با سفارش موکّد مردم به رعایت تقوا در حق علی می فرماید مراقب این امر مهم (ولایت) باشند.
«ای مردم به شما گفته ام تا زمانی که از قرآن و اهل بیت تبعیت میکنید گمراه نمیشوید پس تقوا، تقوا ؛ ترس از قیامت پیشه کنید» (۱)
در جای دیگر:
«ای مردم من رسالتم را انجام دادم (امر امامت را ابلاغ کردم) پس تقوا پیشه کنید چنانچه شایسته تقوا است»(۲)
در جای دیگر:
«ای مردم جبرئیل به من خبر داد که کسی که با علی دشمنی کند و ولایتش را نپذیرد لعنت خدا بر اوست پس ببینید برای فردای خود چه می فرستید تقوا پیشه کنید و مخالفت با او نکنید»(۳)
درجای دیگر:
«ای مردم «مراقب» باشید به علی حسد نورزید تا اعمالتان همچون ابلیس حبط و نابود نگردد»(۴) 4⃣ نکته اینجاست که رسول اکرم این همه تاکید بر تقوا را خطاب به مردمی می گوید که اکثریت آنها در پذیرش احکام خدا طغیان نکرده اند بلکه با جان و مال و جهاد از رسول و شریعتش پشتیبانی کرده اند و برایش خون داده اند پس بسیاری از ایشان حد قابل اعتنایی از تقوا را دارند اما باز رسول نگران است و آنها را به تقوا دعوت می کند چرا؟ چون مراقبت از «ولایت» به تقوایی بیش از تقوای نماز و روزه و جهاد و حجاب و خمس نیاز دارد
با الهام از فرمایش رسول اکرم در این خطبه می توان تقوا را این گونه تعریف کرد: «تقوا یعنی مراقبت و نگهبانی از حق و التزام به آن و هزینه کردن در راه آن» باتقوا تر کسی است که بیش از دیگران قدرت مراقبت از حق را دارد چه مصداق این حق؛ امور نفسی و فطری باشد چه احکام جزئی شریعت و چه حق های بزرگی چون ولایت اجتماعی ولیّ حق یا نظام سیاسی برآمده از آن و چه ولایت امام معصوم به معنای عام آن. با این تعریف کسانی چون شهید سلیمانی و رهبری شهید که بیش از همه برای مراقبت از جریان حق و ولی حق، جهاد کردند و خون دل خوردند و هزینه دادند باتقوا ترین بودند.
بر این اساس تقوای جمعی یعنی استقامت سرسختانه جمعی برای نگهبانی از جریان حق.
5⃣ با این تعاریف ما دیگر با یک مفهوم سلبی در تعریف تقوا مواجه نیستیم هرجا اقتضای مراقبت و نگهبانی از حق، انجام ندادن کاری بود تقوا، ترک آن کار است و هرجا اقتضای مراقبت از حق، انجام دادن کاری بود تقوا، انجام آن است از نگاه نکردن و حجاب کردن و حرام نگرفتن و خمس دادن بگیر تا تفرقه نکردن و تجمع کردن. از مراقبت از وقت نماز تا مراقبت حقوق همسر
6⃣ شاید گزاف نباشد اگر بگوییم مراقبتهای کوچک تر تمرینی است برای مراقبتهای بزرگ تر و معروفی بزرگ تر از ولایت حق نیست چنانچه فرمود و لم یُناد بشی کما نودی بالولایه یعنی در میان ارکان دین بر هيچ چيز به اندازه ولايت سفارش نشده است.
🔺 یادآوری:
•ثمره تقوا «نزول برکات» و «رفع بن بست» هاست.
•التزام به ولایت حق، تقوای جمعی بزرگتری می طلبد به ویژه در بزنگاه ها
•جامعه بدون تقوا پشت امام حق نمیایستد.
#غدیر #تقوا #ولایت #علی
------
(۱) معاشرالنّاس، القرآنُ یُعَرِّفُکُم انَّ الْأَئمَّةَ من بَعْدِه وُلْدُه ... وَقُلْتُ: «لَنْ تَضِلُّوا ما إِن تَمَسَّکْتُمْ بهما» معاشرالنّاس، التَّقْوی، التَّقْوی، وَاحْذَرُوا السّاعه
(۲) معاشرالنّاس، قَدِ اسْتَشْهَدتُ الله وبَلَّغْتُکُم رسالتی و ما علی الرَّسُولِ إلاّ الْبلاغُ الْمُبینُ. مَعاشرَالنّاس اتَّقُوالله حَقَّ تُقاته
(۳) الا انّ جبرئیل خَبَّرنی عَن الله تعالی بذالک و یَقول: «مَنْ عادی عَلِیّاً ولَم یَتَوَلَّهُ فَعَلَیه لعنتی وَ غضبی» و لْتَنظُر نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَد واتَّقُوالله أَنْ تُخالفُوهُ فَتَزِلَّ قَدَمٌ بَعْد ثُبُوتها
(۴) معاشرالناس إنّ ابلیس اخرج آدم من الجنّه بالحَسد فلا تحسُدوه فتحَبط اعمالکم
https://eitaa.com/taherrahimi
هدایت شده از یه حبه قند / کوتاه نوشت های معرفتی
یه حبه قند:
احیای هویت
✅ چرا شیعه عزای امام حسین ع را بعد از این همه سال با این شور و گستردگی تکرار می کند مگر برای یک واقعه تلخ تاریخی چند بار باید بزرگداشت گرفت؟ تفاوت واقعه کربلا با حوادث دیگر چیست؟
🔺 برای بشریت:
وجه تمایز مهم این واقعه با دیگر تقابل های حق و باطل این است که اولا مظهر تقابل «اوج حق» در مقابل «اوج باطل» است و ثانیا با همه شاخصه های منحصر به فرد حماسی و عاطفی اش، حلقه اتصال «وجدان عام و مشترک بشری» به «ولی الله» است؛ این دو ویژگی مهم تقریبا در هیچ حادثه قطعی و ثبت شده تاریخی وجود ندارد. وقایع دیگر یا روایتگر حق های ظریف ترند و افکار عمومی در ابتدا آن را درک نمی کند مثل آنچه در سقیفه رخ داد یا بار عاطفی شدید و آشکاری ندارند و یا قهرمان آنها ولی الله نیست. اتصال فکری و قلبی با انسان کامل حیاتی ترین پیوند قابل تصور انسان و مبداء تمامی اصلاحات فردی و اجتماعی و گسست این پیوند، منشاء بزرگترین فسادها در زمین است.
دیگر این که داستان حسین ع اگر چه در تاریخ رخ داده اما تاریخی نیست. داستان انسان است و مخاطراتش؛ انسان و طمع ها، وسوسه ها و ترس هایش؛ انسان و نزاع همیشگی اش در انتخاب ذلت یا عزت؛ آزادگی یا بردگی؛ خوبی یا خوشی. قرآن که داستان موسی و فرعون یا یوسف و زلیخا و...را نقل میکند صرفا برای نقل قصه های تاریخی نیست برای شرح چیستی و چگونگی انسان و تهدیدات فکری و روحی اوست تا بفهمد از کجا و چگونه ضربه می خورد و در مقابل، باید چه کند و به کجا پناه ببرد. لذا قرآن هم داستان «انسان» است نه تاریخ موسی و فرعون و یوسف و زلیخا. این است که حسین ع، مسیحی و سنی و زرتشتی را هم مخاطب خود می داند.
🔺 و اما برای شیعه:
مکتب اصیل؛ آرمان و ایده آل دارد هدف و هویت و شخصیت دارد امام و معیار دارد. معلق و رها و هرجایی نیست با همه چیز جمع نمی شود صلح کل نیست جدی است. داستان عاشورا ظرفیتی دارد که شیعه هویت خود را؛ هدف و ایده آل خود را و نسبتش با امام خود را در آن بازخوانی و بازیابی می کند و این مهم، به تنهایی برای احیاء هرساله این کنگره، دلیل موجّهی است
اما شاید مهمترین چیزی که بزرگداشت داستان حسین ع را بعد از این همه سال برای شیعه حیاتی می کند این است که اصلا پرونده قیام حسینی هنوز مفتوح و ناتمام است و پرچم او هنوز به مقصد نرسیده است. کوفه و کوفه ها هنوز بی حاکم است بی امام است. آن انسان ۲۵۰ ساله هنوز موقعیت حاکمیت پیدا نکرده و آن آرمان بزرگ اجتماعی انبیاء و اولیا هنوز بر کرسی ننشسته است. بازخوانی داستان حسین ع تحرکی است به سوی آینده و نه سکونی در سوگ گذشته. این است که این چنین زنده و امیدآفرین است.
#حسین #انسان_۲۵۰_ساله #کوفه #قیام #قیام #هویت #عاشورا #کربلا #انسان_کامل #حق #شیعه
https://eitaa.com/taherrahimi
وقتی عکس ها شهادت می دهند
شب پنجم محرم الحرام/ بغداد
#صفا #اخلاص #عشق #فطرت
https://eitaa.com/taherrahimi
🔺شهید حاج قاسم سلیمانی:
«اصول» انقلاب، توجه به رهبری است. اگر ما به حکمت و تشخیص او اعتنا نکردیم، او کلامی فرمود و ما کلام دیگری برخلاف او گفتیم و تبلیغ کردیم، این توجه به ولایتفقیه نیست.
اگر ما به این «اصول» توجه کردیم، وحدت ما حفظ خواهد شد و راهمان با پیروزی ختم خواهد شد.
https://eitaa.com/taherrahimi
یه حبه قند / کوتاه نوشت های معرفتی
یه حبه قند:
ظرفیتی که «نظر دیگری داشتم» آفرید
✅ از مهمترین شروط رهبری مدیر و مدّبر بودن است و از مهمترین مصادیق این تدبیر؛ «استفاده درست» از مزیت های بالفعل و انباشته تاریخی و فرهنگی جامعه و خلق ظرفیت های جدید و «افزودن» به این پتانسیل است. از این ظرفیت ها برای چه باید استفاده کرد؟ دو چیز « استمرار حرکت و جلوگیری از توقف» و «برداشتن موانع راه»
✅ امام خمینی (ره)؛ هم از این سرمایه های تمدنی بهره گرفت و هم به آن افزود یعنی هم به پشتوانه آن پتانسیل عظیم؛ انقلاب کرد و هم پایه های اولیه حاکمیت جدیدی در تمدن اسلامی را پایه ریزی کرد و آن را از کوران حوادث اولیه گذراند
✅ رهبری شهید نیز همین شیوه را دنبال کرد یعنی هم بر ظرفیت های پیشین تکیه زد و هم ظرفیت های متعدد نرم افزاری و سخت افزاری برای بقاء حرکت انقلاب خلق کرد از مهندسی ادبیات سیاسی و فرهنگی تا فعال کردن هسته های جهادی در حوزه های مختلف تا معماری نظم امنیتی و غیره اما بدون شک یکی از موثرترین و قوی ترین پتانسیل ها و سرمایه های معنوی که در سطح ملی و بلکه تاریخی توسط رهبری شهید ایجاد شد به واسطه شهادت حسین گونه ایشان و آن مشت گره کرده عزتمند او تولید شد که به بعثت امت انجامید و با تشییع تاریخی پیکر نورانی او دوچندان می شود
✅ رهبر سوم می تواند و باید از این پتانسیل های عظیم تولید شده و به ارث رسیده به نحو احسن برای حرکتی رو به جلو و برای برداشتن موانعی که شاید مقابله با آنها به انرژی های متراکم تری نیاز داشت، بهره بردای کند اولین مصداق این استفاده به جا در همین عبارت «نظر دیگری داشتم» ظهور کرد. این عبارت ساده می تواند حاکی از رویکردی تازه و نقطه عطفی در سپهر سیاست در نظام اسلامی ایران باشد که هم متکی به ظرفیت ایجاد شده در امت مبعوث است و هم ظرفیت های جدید خلق می کند.
عبارت مذکور:
۱. ذوق زدگی و خوشبینی مخرب و خواب آوری که می توانست نسبت به تفاهم نامه ایجاد شود و داشت می شد را از بین برد هم در جناح های سیاسی هم در مردم هم در مذاکره کننده ها و این خلسه موهوم همان نقطه ضعف مهمی بود که به خاطرش در برجام خسارت دیدیم اگر در برجام هم آنقدر خوشبینی کاذب و بزک رخ نمی داد و با بدبینی به دشمن بر فرایند کار تمرکز می کردند قطعا آن خسارت رقم نمی خورد
۲. پای نظارت مردم را به شکل تیز تری به میدان آورد این نظارت، هم فشاری برای تحقق و عملیاتی شدن وعده های تفاهم است و هم مانع عقب نشینی و این یعنی «احیای جمهوریت» در پیشبرد امور که امروز بیش از پیش به آن محتاجیم
۳. دست مذاکره کننده را پر کرد برای چانه زنی در مقابل دشمن
۴. فتنه «همه جزئیات کاملا منطبق با نظر رهبری است» را خنثی کرد تا عده ای بدانند که از این به بعد نمی توانند پشت این ادعا پنهان شوند و از رهبری هزینه کنند
۵. شبهه دیکتاری ولایت فقیه را از بین برد و نشان داد رهبری قائل به پیشبرد امور با وحدت حداکثری ممکن است
۶. مسئولین را بیش از قبل بر مسند «پاسخگویی» مستقیم نشاند
۷. نویدی بود به صراحت و نفوذ کلام بیشتر در سیاست ورزی و کنار گذاشتن برخی تعارفات و مصلحت اندیشی ها در آینده و در موضوعات دیگر به پشتوانه ظرفیت ایجاد شده در امت مبعوث
۸. نظارت و غیرت مردم نسبت به تبعیت و همراهی بیشتر مسئولین از رهبری را تحریک کرد.
🔺 همه این ها رو به جلو، مثبت و پیش برنده است به شرطی که مراقب باشیم آن را به ضد خودش تبدیل نکنیم و مفاد و معنای این عبارت پربرکت را به چیزی که مطمئن هستیم خود رهبری قصد و رضایتی بر آن ندارند حمل نکنیم؛ با توجه به بخشهای صریح دیگر در پیام نه از این عبارت، خیانت مسئولین نسبت به رهبری در می آید و نه تحمیل به رهبری؛ حیف است آن همه مزیت و دستاورد را با امور فرعی؛ بی اثر یا کم اثر کنیم.
#رهبر #انقلاب #باید_برخاست #نظر_دیگری_داشتم
https://eitaa.com/taherrahimi
6.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به هق هق جمعمان جمع است؛ از بالا تماشا کن ...
https://eitaa.com/taherrahimi