eitaa logo
یه حبه قند / کوتاه نوشت های معرفتی
311 دنبال‌کننده
249 عکس
41 ویدیو
2 فایل
یاسر طاهررحیمی هستم، دکترای فلسفه اسلامی، استادیار دانشگاه فرهنگیان دغدغه ام فرهنگ، دین، خانواده؛ هنر و سیاست است و به یاری حق در این کانال آنها را با شما به اشتراک خواهم گذاشت. آیدی: @yaser6424 صفحه اینستاگرام: s.y.taherrahimi
مشاهده در ایتا
دانلود
یه حبه قند / کوتاه نوشت های معرفتی
یه حبه قند: تفاهم نامه؛ جنگ؛ رهبری ✅ در ماجرای تفاهم اخیر آمریکا نه توانست ذخایرش را بازیابی کند، نه توانست کنترل تنگه را از دست ایران بگیرد نه تعهد هسته ای از ایران گرفت نه دستش به اورانیوم رسید نه پای بازرسان به تاسیسات ما رسید. یعنی در عمل ایران نه امتیاز سیاسی به آمریکا داد نه اقتصادی، نه تبلیغاتی؛ بلکه ایران فرصت تشییع برون مرزی آقا را پیدا کرد و آمریکا را به لحاظ تبلیغاتی هم به عقب راند. همچنین است در موضوع شکستن محاصره یمن. ✅ کاهش قیمت نفت هم عمدتاً به دلیل تزریق نفت آمریکا به بازار بود که همین امر باعث شد ذخایر نفت آمریکا امروز به مرز بحران برسد و این روند پیوسته نزولی بود و هست و بازشدن نیم بند تنگه هم کمکی به او نکرد.چیزی که ما به دست آوردیم فرصت بازسازی نظامی، پر کردن انبارها، فروش مقداری نفت و گرفتن تنفس موقت برای لبنان بود که هیچکدام آن‌ها به کیفیتی که در زمان رفع محاصره و آتش بس رخ داد در جنگ و محاصره امکان پذیر نبود. شروع مجدد جنگ هم اجتناب ناپذیر بود. ✅ نکته بعد خالی کردن دست دشمن به لحاظ حقوقی با گنجاندن عبارتهایی مثل «ترتیبات ایرانی» و عدم اخذ هزینه «فقط» تا ۶۰ روز بود. همین موارد حقوقی هرچند روی کاغذ از جهات مختلف سیاسی و رسانه‌ای بسیار مهم است؛ هرچند نهایتاً قدرت مقاومت و میدان تکلیف را تعیین می‌کند. ✅ مفاد این تفاهم عملا مانع از اعمال نظر رهبری در بلند مدت یا حتی میان مدت نشد محاصره اخیر دریایی آمریکا نشان داد لزوما آتش بس نبود که موجب امکان محاصره شد الان که می‌جنگیم هم دارد محاصره می کند. در تفاهم اخیر هیچ یک از اشتباهات برجام تکرار نشد: نه امتیازی از پیش داده شد، نه به مذاکره نگاه استراتژیکی وجود داشت (بلکه نگاه تاکتیکی بود)، نه به وعده دشمن بابت عمل به تعهدات اعتماد شد، نه در اجرای تعهدات، مسامحه شد: او که عمل نکرد ما بیشترش را عمل نکردیم از همان ابتدا؛ برخلاف برجام لذا اتهام شباهت به برجام بلاوجه و بی انصافی است. اینها که دائما با نقض های آمریکا به قالیباف و غیره نیش و کنایه می زنند؛ به نقض کردن های متقابل ما، تاکتیکی بودن اصل تفاهم و هدف اصلی آن توجه نمی کنند یا ترجیح می دهند توجه نکنند و فقط نیش بزنند برخی که از این هم جلوتر رفتند و وقیحانه صحبت از کاپیتولاسیون و واگذاری تنگه و خیانت کردند و الان به روی خودشان هم نمی آورند جالب اینکه یکی از همین اکابر بعد از مذاکره اسلام آباد قالیباف را مالک اشتر نامیده بود! ✅ باید پرسید الان که می جنگیم چه ضرری را به آمریکا می‌زنیم که در زمان آتش بس و ذیل تفاهم نامه نمی زدیم؟ اگر پاسخ؛ تخریب مواضع نظامی آمریکا است که او هم متقابلاً به مواضع ما ضربه می زند اگر استفاده ما از بستن تنگه برای فشار به آمریکا است که موقع تفاهم هم تنگه با تکیه به مفاد تفاهم نامه، هدفمند و نیم بند باز شد تا جایی که آمریکا تقریباً هیچ سودی از آن نبرد و اگر «طبق تفاهم» ترتیبات ایرانی، پذیرفته می شد که باز منفعت ما و شکست آمریکا بود. این که می گوییم تفاهم نامه، تاکتیکی و پازلی از جنگ بود یعنی همین. نهایتا آمریکا چون دید اجرای این متن کاملا به ضرر اوست زیربار عملیاتی شدنش نرفت. ✅ حقیر دربین نقدها فقط این دو نقد را تا حدودی وارد می دانم: یکی اینکه چرا ما از ظرفیت دیپلماسی با چین و روسیه و غیره برای پیشبرد اهداف مان و فشار بر آمریکا انقدر کم و ضعیف استفاده میکنیم؛ استفاده درست از این ابزارها می توانست و می تواند ما را ازهر نوع مذاکره ای با آمریکا (حتی تاکتیکی) بی نیاز کند دوم اینکه شاید بهتر بود همان بار نخست قدری جنگ را ادامه می دادیم تا آمریکا تحت فشار مجبور به دادن امتیازات نقد می شد. که البته به هر دوی این نقدها جوابهای قابل تأملی هم وجود دارد ✅ دو راه کلی متصوّر است یکی اینکه با ترکیبی از مذاکره تاکتیکی و جنگ، و بدون دادن امتیاز موثر به دشمن، مرحله به مرحله خواسته‌هایمان را به دشمن «تحمیل» کنیم مثل کاری که درباره تنگه هرمز تا الان کرده ایم دوم اینکه بدون هر نوع مذاکره، بجنگیم و هزینه‌اش را هم بدهیم و با گسترش دامنه دیپلماسی و استفاده از ابزارهایی مثل جلوگیری از صادرات نفت و گاز اعراب و بستن باب المندب و... دشمن را به استیصال بکشیم راه دوم به دلایل مختلف منطقی تر به نظر می رسد اما اینکه با توجه به واقعیات نظامی، توان دیپلماتیک، امکانات اقتصادی و میزان تاب آوری اجتماعی ما و نیز شیوه کار دشمن، کدام راه برای ما کم ضرر تر و موثرتر است نیاز به اطلاعات ویژه نظامی و غیره دارد.نام هیچ یک از این دو راه «سازش» یا «جنگ طلبی» نیست اینجاست که اتحاد حداکثری، عدم اهانت به مسئولین ضمن نقد و از همه مهمتر تکیه بر تدبیرِ فصل الخطاب اهمیت پیدا می‌کند. قدرت سیاسی لزوما با مذاکره ایجاد نمی‌شود خود مذاکره نکردن در شرایطی می تواند خلق قدرت خلق کند https://eitaa.com/taherrahimi
یه حبه قند چرا استکبارستیزی؟ به جای شعار دادن بهتر نیست برویم به وضعیت معیشتی مردم و فقرا برسیم؟ اینقدر تنش با آمریکا چه سودی دارد؟ چند نکته: ✅ اولا تنگی معیشت در کشور ما بیش از هر چیز محصول ساختارهای غلط، سوءتدبیرها، اسراف کاری ها، سیاسی کاری ها و دزدی هاست، ثانیا به وضوح می بینیم هر کشور درحال توسعه ای که به امریکا اعتماد کرد سیلی خورد و دچار بحران شد مثال بارزش ، یاسرعرفات، حسنی مبارک، مُرسی؛ قذافی؛ . ما هم هرجا نرمش کرده ایم او لگد محکم تری به ما زده است. همان روزهایی که دولت ما از می گفت، آمریکا ما را نامید و کل صنعت هسته ای ما پلمب شد. ✅ حال سوال این است حقیقتا منشاء اصلی نزاع ما با آمریکا کجاست؟ نفت؟ سرزمین؟ آب؟ هیچکدام! نزاع اصلی بر سر یک چیز است: ؛ سخن این است که یا شما را چه از جنبه اقتصادی و چه از منظر سیاسی و فرهنگی به رهبری آمریکا می پذیرید و نقش خود را به عنوان یکی از پیچ و مهره های این ماشین بزرگ به درستی ایفا می کنید یا او با شما به مثابه یک عنصر مزاحم در پیدایش این نظم نوین [که آن را به عنوان مطلق تبلیغ می کند] برخورد می کند و هر نوع فشاری ایجاد می کند که یا تسلیم شوید یا بشکنید حال اگر شما ایده ای تازه، مستقل و الهام بخش برای ایجاد نظمی جدید در ساختار زندگی بشر در تقابل با نظم مدنظر او داشته باشید، نه فقط مزاحم که «خطرناک» خواهید بود چرا که صرف وجود مستقل و استمرار حیات شما خارج از قاعده تعریف شده یعنی زیر سوال رفتن و نفی «هویت» از رقیب؛ اینجاست که حتی اگر شما هیچ نزاعی با او نداشته باشید او با شما کار خواهد داشت چنانچه شما بر استقلال خود تاکید داشته باشید مجبور خواهید شد در مقابل زورگویی طرف مقابل بایستید و این ایستادگی همان است به همین دلیل است که مقابله با استکبار برای انقلابی که داعیه استقلال فکری دارد یکی از اصول هویتی خواهد بود. ✅ از اینجا معلوم می شود که چرا کنار گذاشتن استکبارستیزی به عنوان یک مولفه هویت بخش، نظام سیاسی ایران را به سرعت به سمت فروپاشی پیش خواهد برد؛ این اتفاق یک بار در رخ داد و درس بزرگی برای همه تاریخ شد، دعوای دو ابرقدرت شرق و دقیقا از همان جایی به نفع غرب غلبه پیدا کرد که شوروی اصول هویتی خود را که مبتنی بر و نفی مطلق بود تعدیل کرد و به سمت نظام سرمایه داری غربی متمایل شد. ✅ ما نیز دو راه بیشتر نداریم یا محکم بایستیم و با تکیه بر خود از مراحل سخت عبور کنیم یا هزینه بسیار سنگین تر بدهیم و بشویم آمریکا https://eitaa.com/taherrahimi
یه حبه قند / کوتاه نوشت های معرفتی
🎥 آیت‌الله جوادی آملی: به جایی رسیدیم که دو ابرقدرت حمله کرده است و ماند! این معجزه نیست؟! معجزه حتماً این است که یک سنگ حرف بزند؟! هیچ فکر می کردیم که ما دو ابرقدرت را چُماله کنیم؟! ↙️ هیچ کس فکر نمی کرد که آمریکا و اسرائیل به ذلّت بیافتند! من هفتاد سال قبل، قبل از هفتاد سال از حوزه‌ی پربرکت تهران یعنی مدرسه مروی به مدرسه فیضیه منتقل شدم. همان روزی بود که اسرائیل به مصر حمله کرده بود. من جلوی کتابخانه مدرسه فیضیه قدم می زدم، ببینم که اینها چه می گویند، آقای بروجردی چه کار می خواهد بکند! ↙️ نتیجه تمام این رفت و آمدهای ما این شد که همه متحیّر بودند که آیا آقای بروجردی مجاز است یک مجلس دعا _ یعنی دعا _ نه سیاست، نه کنگره؛ یک مجلس دعایی برای مصری های مسلمان بگیرد که گرفتار اسرائیل نشوند یا نه، آیا اجازه دارند یا نه! و بالاخره هم معلوم شد که اجازه ندارد؛ این وضع هفتاد سال قبل ما بود! ↙️ مستحضرید " مرحوم آقای بروجردی " آنچنان که مثل بزرگان دیگر وارد سیاست بشود، مثل آقای کاشانی و اینها نبود؛ ایشان فقط یک جایی دعایی هم می کرد کافی بود. می خواستند یک مجلس دعایی برای مردم مصر علیه اسرائیل تشکیل بدهند که اسرائیل اینها را از پا در نیاورد، نتوانستند؛ ما اینجور بودیم! یک بیان نورانی حضرت امیر دارد که فرمود: شما سابقه‌تان را یادتان نرود؛ آن سابقه تان، این لاحقه تان! ↙️ بنابراین ما الآن باید شب و روز شاکر باشیم که از آن درجه ای که اصلاً ما را به حساب نمی آوردند به جایی رسیدیم که دو ابرقدرت حمله کرده است و ماند!! " این معجزه نیست؟! " معجزه حتماً این است که یک سنگ حرف بزند؟! ما اگر ببینیم که ' الاعجاز ما هو '، می فهمیم این (معجزه) است! معجزه یعنی آن کاری که هیچ کسی نمی تواند. ↙️وهیچ فکر می کردیم که ما دو ابرقدرت را چماله کنیم؟! هیچ فکر می کردیم؟! دنیا فکر می کرد؟ خود آنها فکر می کردند؟ _ عرض کردم _ ما هفتاد سال قبل آمدیم، این آقای بروجردی بیچاره می خواست یک مجلس دعا برقرار کند، نتوانست!! دعا که چیزی نداشت، به ایشان عرض کردند که این مصر در گرفتاری اسرائیل است، شما یک مجلس دعا برایشان بگیرید؛ نتوانست! الآن شده این!! این همین جوری پیدا شد؟! خیلی بی انصافی است اگر ما حق شناسی نکنیم! https://eitaa.com/taherrahimi
یه حبه قند معجزه عشق و حماسه حقیقتا اکسیر نابی است ترکیب حماسه و عشق. آنچه در بُعد عاطفی حماسه عاشورا بیش از هرچیز دیگر زمینه ظهور یافته است همین ترکیب بی بدیل است و همین است که موجب تمایز جنس غم ها و اشک های عاشورایی با غصه ها و اشک های دیگر است ظرفیت بالای تربیتی در مکتب عاشورا و جذابیت بالای آن نیز به همین دو عامل گره خورده است. اشکی که بر حسین ع ریخته می شود ناشی از غم نابودی و ذلت نیست بلکه بر آمده از «عشق» و «حماسه» است به همین دلیل است که اشک بر حسین ع ، هم زمان که داغ غمی بر دل می نشاند با نوعی لذت روحی نیز همراه است و این، پدیده عجیبی است. آنچه در پیاده روی اربعین بیش از هر چیز دیگر خودنمایی می کند همین دو عنصر به ویژه عنصر حماسه است بیشتر نوحه هایی که در این مسیر به گوش انسان می رسد حماسی و با مضامینی چون خون خواهی ؛ رجزخوانی و انتظار فرج است تا جایی که انسان بیش از اینکه بار غم را حس کند احساس همراهی و یاری گری و هم جبهگی با جریان تاریخی حق را در خود می یابد و گویی آمده است تا سمت و سوی خود را دراین نزاع تعیین کند و به رخ بکشد. چقدر این حزن همراه با حماسه انسان ساز است و چقدر جذاب و دل رباست. انسان به طور کلی و جوان به طور خاص، گرایشی فطری به عشق و حماسه دارد. اگر این دو گرایش در مسیر درستی قرار گرفت انسان را تا بالاترین قله های معنویت بالا می برد و در غیر این صورت ظرفیت بسیار بالایی برای انحراف در او ایجاد می کند. از عشق؛ به مصادیق دست چندم و بعضا پوچ آن اکتفا کرده و سرگرم می شود و از حماسه، به آنارشیسم و عصبّیت و هوچیگری می رسد. دین به عنوان اصلی ترین نرم افزار تربیت انسان نیز اصلی ترین پایه های تربیت عاطفی را بر همین عشق و حماسه استوار کرده است(الّا الموده فی القربی/ ان تقوموا للّه مثنی و فردی، لیقوم الناس بالقسط) . کدام قرائت از دین می تواند بر همه زرق و برق های چشمک زن و فریبای دنیا غلبه کند و دل و جان جوان را با خود همراه کند؟ دین معقولی که هم مزه عشق را به او بچشاند و هم او را غرق حماسه کند. هر مکتب و دینی هرچند معقول و منطقی بنماید اما اگر نتواند در جوان شور عشق و هیجان حماسه خلق کند توفیق چندانی نخواهد داشت. بر این اساس می توان گفت اساسا جهادی بودن و انقلابی گری (به معنای تحول خواهی مثبت) که با معنویت و حب قلبی به اولیاء الهی همراه می شود اصلی ترین مسیر در اصلاح و تربیت دینی است؛ جوان اگر انقلابی و جهادی شد احتمال انحرافش بسیار کم می شود و اگر نشد تربیتش سخت است و احتمال فسادش بیشتر ؛ چون مشی جهادی و انقلابی، همزمان «معنویت عشق» و «تحرّک مصلحانه و پیش برنده» ای را برای او تامین می کند و او با این دو، هویت مستقل و مقاومی در مقابل هجوم فرهنگ رقیب پیدا می کند. این را همه کسانی که کار تربیتی می کنند باید مدنظر داشته باشند. و این حماسه عاشقانه و انقلابی حسین است که در میان همه غم های انقلابی اهل بیت ع ظهور و بروز ملموس تر و نمایان تری دارد و این معنویت و عشق و حماسه و حرکت و امید و انتظار همه در اربعین در یک زیست مومنانه جمعی به هم می آمیزند. اربعین انقلابی ترین تجمع شیعه است و به همین است که ترسناک است! ع https://eitaa.com/taherrahimi
یه حبه قند نیکو ترین معاش فرمود نحن اُمراءُ الکلام: ما امیران کلامیم، و حقا که چنین است اما در بین کلمات همین امیران، برخی چنان راهبردی و اصولی است که ده ها فرع و نتیجه را می توان بر آن مترتب کرد. علی نامی نزد سلام الله علیه بود حضرت به او فرمود یا علی بگو ببینم مَن اَحسنُ الناس معاشا؟ نیکوترین معاش را چه کسی دارد؟ او گفت آقاجان شما آگاه ترید فرمود: من حسُنَ معاشُ غیره فی مَعاشه کسی که معاش دیگران در بستر معاش او نیکو باشد؛ سپس فرمود حالا بگو بدترین معاش از آن کیست؟ گفت شما آگاه ترید فرمود: من لم یَعِش غیره فى معاشه کسی که دیگری در بستر معاش او زندگی خوب و خوشی نداشته باشد از این عبارت می توان ده ها نتیجه اقتصادی، زناشویی، تربیتی، اخلاقی و معاشرتی گرفت مثلاً می‌شود از آن، ارزش اشتغال آفرینی را فهمید می شود با این ملاک، به سراغ حاکمان رفت و به آنها متذکر شد که اگر زندگی مردم در بستر شما دچار تنگناست و شما تلاشی برای بهبود آن نمی کنید بدترین های روزگارید اما شاید یکی از مهمترین مصادیق روایاتی این چنین؛ زندگی باشد. بهترین زندگی ها از آن کیست؟ آنکه دیگران در بستر زندگی او بهتر و بیشتر زمینه رشد پیدا کنند. مردی که خانواده اش در بستر زندگی او بیشترین زمینه رشد را پیدا کنند بهترین است. این بسترسازی ممکن است از جهت اقتصادی باشد که تلاش برای توسعه زندگی از امتیازات مرد است؛ مردی که با منّت نفقه می دهد و را برای عادی ترین خواسته ها دچار مضیقه و تحقیر می کند با جوانمردی و مردانگی فرسنگ ها فاصله دارد این بستر سازی همچنین می تواند از جهت عاطفی و روانی باشد مرد باید پناهگاه امن همسرش باشد مردی که آغوش عاطفی یا غریزی خود را و یا زمینه های همدلی و همزبانی خود را از همسرش دریغ می کند تکیه گاه محکمی نیست زمینه دیگر؛ بستر پرورش و است بزرگی به درستی می فرمود نقش پدر در امر تربیت فرزندان مانند حوضی است که بچه ها مانند ماهی در آن زمینه تحرّک و تجربه کردن را پیدا می کنند هرچه حوض تنگ تر باشد زمینه تقلا و رشد کودک کمتر می شود. اساسا مومن به اطرافیانش سخت نمی گیرد و دیگران در کنار او به تکلّف نمی افتند او به سلیقه خانواده اش می خورد نه خانواده به سلیقه او؛ به تعبیر روایت، قليلُ المؤونه و كثير المَعونة است خرجش کم است و یاری اش زیاد همچنین زنی که برای مرد و خانواده اش بستر رحمت و عطوفت است مایه امید و دلگرمی است لیّن است ساده گیر است درگیر تکلّفات و تشریفات زائده نیست بستر اش را با اولویت های کاذب از کودکانش دریغ نمی کند در پاسخگویی به نیازهای غریزی، مَردش را در مضیقه نمی گذارد و در یک کلام، معاش دیگران در بستر او نیکوست؛ نیز بهترین است و اگرنه ، نه. ختم کلام آنکه: بخش مهمی از رشد انسان جز با فراهم کردن زمینه برای دیگران میسّر نمی شود. https://eitaa.com/taherrahimi