درسگفتارهایی در اعتبارسنجی حدیث
- ضرورتها و بایستههای اعتبارسنجی احادیث
- بایستههای مغفول در پژوهشهای اعتبارسنجی و رجالی
- جرح و تعدیل رجالی؛ درآمدی مختصر دربارۀ منابع و ابزارها
- نقد منبعبسندگی و بینیازی از بررسیهای سندی حدیث
- نقد سندبسندگی و معرفی محدودیتهای اعتبارسنجی راویمحور
- نقد قرآنبسندگی و معرفی محدودیتهای اعتبارسنجی عرضهمحور
- جایگاه نقد زبانی در اعتبارسنجی حدیث
- جایگاه روایتشناسی در اعتبارسنجی (استاد پاکتچی)
- کشف انتقال مکتوب و شفاهی (استاد بارگاهی)
- تحلیل ساختار و اتصال اسناد
- روشهای کشف سندسازی
- ضرورت نقد الحدیث
- فقه الحدیث روایات نهی از تکذیب اخبار منسوب به ائمه (ع)
- مجموعه مقالاتی در اصالتسنجی آثار روایی مرتبط با امامیه
- «درنگی در عوامل تعارض در روایات»
- «نسبت اخبار عامه و فرق با سنت حدیثی امامیه»
#معیارهای_اعتبار
@gholow
هدایت شده از میراث امامان
🔸🔸امام سجاد (ع) و اطعام شبانه و مخفیانه بینوایان
حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ، حَدَّثَنَا أَبُو مُوسَى الْأَنْصَارِيُّ، حَدَّثَنَا يُونُسُ بْنُ بُكَيْرٍ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْحَاقَ، قَالَ: كَانَ نَاسٌ مِنَ أَهْلِ الْمَدِينَةِ يَعِيشُونَ مَا يَدْرُونَ مِنْ أَيْنَ كَانَ مَعَاشُهُمْ، فَلَمَّا مَاتَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ رَحِمَهُ اللَّهُ فَقَدُوا مَا كَانُوا يُؤْتَوْنَ بِهِ بِاللَّيْلِ
از مورخ مشهور، محمد بن اسحاق روایت است که «گروهی از مردم مدینه نمی دانستند خرج مایحتاج زندگی شان را چه کسی تأمین می کند تا زمانی که علی بن حسین علیهما السلام از دنیا رفت [آگاه شدند] آن کسی که شبانه برایشان آذوقه می آورد را از دست دادند»!
📚الزهد لأحمد بن حنبل، ص137 زهد علی بن حسین ع؛ الأغاني، ابو الفرج اصفهانى، ج15، ص217 و چند منبع دیگر از عبد الله بن احمد.
اطعام شبانه امام را به طرق مختلف دیگری نیز نقل کردهاند.
«حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ، حَدَّثَنَا أَبُو مَعْمَرٍ، حَدَّثَنَا جَرِيرٌ، عَنْ شَيْبَةَ بْنِ نَعَامَةَ قَالَ: كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ عليه السلام يُبَخَّلُ، فَلَّمَا مَاتَ وَجَدُوهُ يَعُولُ مِائَةَ أَهْلِ بَيْتٍ بِالْمَدِينَةِ، قَالَ جَرِيرٌ فِي الْحَدِيثِ أَوْ مِنْ قَبْلِهِ: إِنَّهُ حِينَ مَاتَ وَجَدُوا بِظَهْرِهِ آثَارًا مِمَّا كَانَ يَحْمِلُ الْجُرْبَ بِاللَّيْلِ لِلْمَسَاكِينِ»
امام سجاد علیه السلام [بدین دلیل که بیشتر انفاقش علنی نبود] بخیل شمرده میشد پس چون درگذشت معلوم شد هزینه صد خانواده در مدینه را میدهد.
و جریر گوید: چون درگذشت بر دوشش آثار حمل کیسهها را یافتند که شبانه برای فقیران میبرد.
📚الزهد لأحمد بن حنبل، ص137. الأغاني، ابو الفرج اصفهانى، ج15، ص217 حدّثني محمد قال حدّثنا يوسف بن موسى القطان قال: حدّثنا جرير بن المغيرة...
البته طبعاً کسانی هم گاهی حضرت را میدیدند که طعام بر دوش میکشد. نمونه اسناد الزهد أحمد:
• حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ، حَدَّثَنَا أَبِي، حَدَّثَنَا سُفْيَانُ بْنُ عُيَيْنَةَ، عَنْ أَبِي حَمْزَةَ الثُّمَالِيِّ، عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ، أَنَّهُ كَانَ يَحْمِلُ الْجِرَابَ فِيهِ الْخُبْزُ، وَيَقُولُ: إِنَّ صَدَقَةَ اللَّيْلِ تُطْفِئُ غَضَبَ الرَّبِّ عز وجل "
[الأغانی: حدّثني الحسن بن علي قال: حدّثني محمد بن معرّس قال حدّثنا محمد بن ميمون قال حدّثنا سفيان عن ابن أبي حمزة الثّماليّ...
جملۀ اخیر به طرق متعددی از معصومان ع نقل شده است.]
• حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ، حَدَّثَنَا أَبِي، حَدَّثَنَا وَكِيعٌ، حَدَّثَنَا أَبُو الْمِنْهَالِ الطَّائِيُّ، قَالَ: رَأَيْتُ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ يُنَاوِلُ الْمِسْكِينَ بِيَدِهِ "
• حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ، حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَشْكَابَ، حَدَّثَنَا مُحَمَّدٌ، حَدَّثَنَا أَبُو الْمِنْهَالِ الطَّائِيُّ، أَنَّ عَلِيَّ بْنَ حُسَيْنٍ كَانَ إِذَا نَاوَلَ السَّائِلَ الصَّدَقَةَ قَبَّلَهُ، ثُمَّ نَاوَلَهُ.
🌷أرواحنا له الفدا و صلوات الله علیه و علی آبائه و أولاده الطاهرین
@Al_Meerath
تاریخ و علل تعارض روایات-مددی.pdf
حجم:
2M
💠 دروس «تاریخ و علل تعارض روایات»
📝 تقریر بخشی از درس خارج اصول استاد سید احمد مددی موسوی
🖊 به کوشش: وحید صفا
📌 به همراه:
- فهرست انتهایی
- افزودن عنوانهای مناسب به بحث
- منبعیابی تقریباً همۀ نقلقولها و ارجاعات
- پاورقیهایی که عموما از خود استاد است، به استثنای آدرسها و یکی دو جا که اشکالی مطرح شده است.
- انتشار این اثر با کسب اجازه از مقرر است.
@gholow
احادیث هشام بن سالم در کافی کلینی؛ مصادر و مآخذ، سرباز و دیگران، مطالعات تاریخی قرآن و حدیث، ش69، 1400ش.pdf
حجم:
769.3K
احادیث هشام بن سالم در کافی کلینی؛ مصادر و مآخذ
✍️ زهرا سرباز
مطالعات تاریخی قرآن و حدیث، ش69، 1400ش، ص45-63
هشامبنسالم از محدثان مورد اعتماد شیعه و از اصحاب امامان صادق و کاظم علیهماالسلام است که صاحب اصل و کتابهای تفسیر و معراج و حج بوده است. برخی کتابهای او مانند کتاب تفسیر را از منابع کلینی تلقی کردهاند؛ درحالیکه به نظر میرسد احادیث او به واسطهی تصنیفات و جوامع بعدی به دست کلینی رسیده باشد. بررسی سند تمامی احادیث هشامبنسالم در کتاب کافی و تهذیب الاحکام شیخ طوسی ما را به قراینی در سند این روایات میرساند که نشان میدهد هیچ کدام از کتابهای هشام بن سالم منبع مستقیم کلینی نبوده است، بلکه روایات او به واسطۀ کتابهای دیگر مثل کتابهای محمدبنابیعمیر، حسنبنمحبوب، حسین بن سعید و احمد بن محمد بن عیسی در دسترس کلینی قرار گرفته است. این راویان به کتابهای هشام بن سالم دسترسی داشته و احادیث آن را در کتابهای خود استنساخ نمودهاند. در عین حال احادیثی به طور شفاهی از هشام بن سالم به ایشان رسیده که در کتابهای خود مکتوب نمودهاند اما تعداد آن اندک است.
@gholow
واکاوی نقلهای هشام بن سالم از امام صادق (ع) با توجه به سبک دفاتر حدیثی او، زهرا سرباز، پژوهشهای قرآن و حدیث، د57، ش2، 1403.pdf
حجم:
699K
واکاوی نقلهای هشام بن سالم از امام صادق (ع) با توجه به سبک دفاتر حدیثی او
زهرا سرباز
پژوهشهای قرآن و حدیث، د57، ش2، 1403
هشام بن سالم از محدثین و متکلمین جلیلالقدر شیعه در قرن دوم است که نزدیک به هزار روایت، از او به ما رسیدهاست. در میراث او، منفرداتی به چشم میخورد که شامل مضمونی پر اشکال یا نامقبول یا همسو با گفتمانهای متأخر عامه یا در تعارض با اعتقادات شیعه است و هشام عموماً این روایات را بدون واسطه از امام صادق (ع) نقل کردهاست. این پژوهش با بررسی رخداد ارسال خفی در حدیث هشام، نشان دادهاست که سبک تألیف دفتر هشام به شیوۀ «تعلیق کبیر» در کنار اضمار و تسری اسناد باعث شدهاست برخی راویان متاخر به هنگام نقل روایات از دفتر هشام در تشخیص مرجع ضمایر و مشایخ اشتباه کنند و روایات با واسطه یا عامی در دفتر هشام، به طور بیواسطه به امام صادق (ع) منتسب شود. تعدادی از روایات هشام به نقل از برخی مشایخ خود بوده، ولی منتسب به امام نبودهاست که در اثر نسخهبرداری از دفتر هشام توسط راویان بعدی، به اشتباه به امام صادق (ع) منتسب شدهاست.
@gholow
_ الگویابی اسناد کلینی به کتاب زراره بن اعین، حاتمی، فرجامی، تحقیقات علوم قرآن و حدیث30، 1395ش.pdf
حجم:
507.8K
الگویابی اسناد کلینی به کتاب زراره بن اعین،
سمیرا حاتمی، اعظم فرجامی،
تحقیقات علوم قرآن و حدیث، ش30، 1395ش
«زرارة بن أعین» از اصحاب اجماع و از پرروایتترین راویان کتب امامیه است. فهرستنگاران امامی طریق خاصی به کتاب او دارند. افزون بر رجالشناسان، محدثان از جمله کلینی (329ق)، الگو یا اسناد ثابتی برای روایات زرارة بن اعین داشتند. در این پژوهش با استخراج وشمارش تمام روایات زراره در الکافی و سپس یافتن اسنادی که دارای بیشترین فراوانی و تکرار هستند، الگوی کلینی کشف، و با طرق رجالی مقایسه میشود. در این فرآیند، راویان اولی که از زراره حدیث گرفتند، بررسی میشوند، و با تطبیق سند روایات با طرق و الگوهای ثابت، درجه اعتبار احادیث مشخص، و موارد ارسال و ضعف اسناد برطرف میشود. اسناد بیالگو و غیرمألوف کلینی از زراره معمولاَ اعتبار کمتری دارند؛ زیرا راویان مجهول، ضعیف یا غیرامامی در این اسناد، فراوان یافت میشوند.
@gholow
JavdanRaz.mp3
زمان:
حجم:
16.8M
بازخوانی انتقادی کتاب «علی راز سر به مهر» نوشته محمدعلی امیرمعزی (بخش نقد)
🎙دکتر محمد جاودان
▫️شنبه ۱۳ دیماه ۱۴۰۴ ش.
▫️قم، مرکز مطالعات میراث علوی
0:00 یکدست فرض کردن تشیع قبل از آل بویه
4:20 محوریت دادن به جریانهای حاشیهای ضعیف و اقلیت
6:20 کمرنگ کردن پیام توحید در برابر جنبه آخرالزمانی
7:40 خلط میان آخرتشناسی و جنبههای آخرالزمانی
13:08 ادعاهای بزرگ و فاقد دلیل کافی مانند بازنویسی قرآن و اسلام در زمان عبدالملک
16:10 وصف بودن مؤمن و اسم بودن مسلم
18:10 اشکالات استناد به تعبیر دین علی (ع)
19:45 پاک کردن صورت مسأله غلو
22:15 سهلانگاری در پذیرش روایات و عدم نقد تاریخی
23:00 تکیه افراطی و گزینشی بر دیدگاههای خاورشناسان
23:55 نمونه: «أروی» نام مادر عثمان
25:32 القای گسست تاریخی در مکتب بغداد و نادیده گرفتن بخش زیادی از سنت شیعی مانند مکتب قم
28:20 بازتاب نیافتن تحریف بنیادین قرآن در تاریخ
30:11 طرح دعاوی ضعیف به صورت احتمال و مسلم فرض گرفتن آنها در مباحث بعدی
30:53 کاربرد تعابیر غالیانه و نسبت دادن عقاید غالیانه به مسلمانان مانند برتری امیرالمؤمنین (ع) بر رسول اکرم (ص)!، سرشت دوگانه انسانی-ربانی، ناسوتی-لاهوتی، اتحاد امام با خدا! و ...
33:05 تعلیل عجیب برای انتقال پایتخت از مدینه به کوفه در زمان امیرالمؤمنین (ع) با وجود علل تاریخی شفاف
#امیرمعزی
@Gholow
اصل همبستگی متن و منبع و تأثیر پدیدۀ نقل به معنا در اعتبارسنجی
https://deraayaat.ir/hambastegi/
از قواعد مهم در مطالعات تطبیقی، اصل همبستگی متن و منبع است که در کشف ریشه متون و اسناد تأثیر بهسزایی دارد. بر اساس این اصل، یکسانی یا شباهت بالای الفاظ دو متن، نشانه اشتراک در مصدر مکتوب است. یعنی یکی از دیگری، یا هر دو از منبع مکتوب سومی اقتباس شدهاند. در ضبط شفاهی معمولاً متنها از جهت تعابیر و ترتیب جملات تفاوت پیدا میکنند و خصوصاً اگر گزارش، خیلی کوتاه و آهنگین نباشد، عادتاً نقل به مضمون میشود...
متن مقاله
@Al_Rijal
همبستگی متن و منبع روایات در نظر محقق شوشتری
✍️ محمد قندهاری
توجه به اصل همبستگی متن و منبع، از دیرباز در میان عالمان اسلامی و محدثان سدههای نخستین رایج بوده است، و به ویژه از آن در حوزه نقد اسناد و کشف تحریفات بهره میبردند. در میان عالمان شیعی گرچه روشهای دیگری در نقد اسناد و متون رایجتر بوده است، اما برخی فقیهان و رجالیان گذشته نیز هستند که به اهمیت بالای این قاعده التفات یافتهاند و به صراحت بر آن تأکید کردهاند.
مرحوم محمدتقی شوشتری در بسیاری از مواضع آثار خود، به شیوههای مختلف به این اصل تذکر داده که دو راوی - مستقل از هم - عادتاً نمیتوانند یک خبر را با لفظی واحد روایت کنند و لذا اگر ویژگیهای متنی دو روایت از حدی به هم نزدیکتر بود، این دو متن میبایست از یک راوی رسیده باشد. او در نمونههای مختلفی کاربرد این اصل توضیح داده است. در این نوشتار، برخی از این نمونهها را مرور میکنیم.
در نمونه اول، محقق شوشتری روایتی از کافی را با روایت دیگری از تهذیب در همان موضوع مقایسه میکند.
روایت کافی از حماد از حلبی:
سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَمْلُوكِ بَيْنَ شُرَكَاءَ فَيُعْتِقُ أَحَدُهُمْ نَصِيبَهُ قَالَ إِنَّ ذَلِكَ فَسَادٌ عَلَى أَصْحَابِهِ لَا يَقْدِرُونَ عَلَى بَيْعِهِ وَ لَا مُؤَاجَرَتِهِ قَالَ يُقَوَّمُ قِيمَةً فَيُجْعَلُ عَلَى الَّذِي أَعْتَقَهُ عُقُوبَةً وَ إِنَّمَا جُعِلَ ذَلِكَ عَلَيْهِ لِمَا أَفْسَدَه
روایت تهذیب از سلیمان بن خالد:
سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَمْلُوكِ يَكُونُ بَيْنَ شُرَكَاءَ فَيُعْتِقُ أَحَدُهُمْ نَصِيبَهُ قَالَ إِنَّ ذَلِكَ فَسَادٌ عَلَى أَصْحَابِهِ فَلَا يَسْتَطِيعُونَ بَيْعَهُ وَ لَا مُؤَاجَرَتَهُ قَالَ يُقَوَّمُ قِيمَةً فَيُجْعَلُ عَلَى الَّذِي أَعْتَقَهُ عُقُوبَةً إِنَّمَا جُعِلَ ذَلِكَ لِمَا أَفْسَدَهُ
در جدول زیر متون و اسانید این دو روایت با هم مقایسه شده است، این دو روایت با دو سند مجزا روایت شدهاند، اما متون آنها اختلاف ناچیزی دارند. وی این طور استدلال میکند که به دلیل یکی بودن الفاظ، این دو روایت میبایست در حقیقت دو نسخه از روایتی واحد از یک راوی باشند که با دو طریق از آن راوی روایت شده است و بعدتر در یکی از دو طریق، در اثر تحریفات (عمدی یا سهوی) در نام راوی اصلی، به راوی دوم منتسب شده است، چراکه «بعید است که دو نفر خبری با مضمون واحد را با لفظی واحد روایت کنند.»
فلا بدّ أنّ أحدهما «الحلبيّ» و «سليمان ابن خالد» تحريف الآخر فيبعد أن يكون نفران رويا خبرا بمضمون واحد و لفظ واحد (الأخبار الدخيلة، ج۳، ص۱۶۴)
شوشتری، مشابه همین استتناج را درباره روایات دیگری که با متون نزدیک به هم از دو راوی متفاوت روایت شدهاند بیان کرده است. مثلاً درباره دو روایت مشابه که به عبدالله بن سنان و سماعة منسوب شدهاند، مینویسد:
«والظاهر أنّ الأصل في الرّاوي واحد إمّا عبد اللّه بن سنان وإمّا سماعة فيبعد أن يروي رجلان خبرا متّفقي اللّفظ و المعنى و لا يكونان معا» (الأخبار الدخيلة، ج۲، ص ۴۴)
و یا به طور مشابه، دو روایتی که با متون نزدیک از عبداللّه بن طلحة و عبدالله بن سنان روایت شده را در اصل یک روایت میداند و سپس نحوه روایتگری جوامع متقدم و متأخر را نقد کرده است. (الأخبار الدخيلة، ج۳، ص۲۰۲-۲۰۳)
مطالعۀ ادامۀ مطلب در سایت درایات:
deraayaat.ir/hambastegi-Shushtari/
@Gholow
پاسخ به برداشتهایی نادرست دربارۀ اصل همبستگی متن و منبع
پیشتر در معرفی اصل همبستگی متن و منبع گفته شد که بنا بر آن، یکسانی یا شباهت بالای الفاظ دو متن، نشان از ریشۀ مکتوب مشترک آن دو است (توضیح دربارۀ دلائل، شرائط و جرئیات).
در نوشتاری در کانال حدیثپژوهی تلاش شده نقدها و نقضهایی بر قاعده همبستگی مطرح کنند. ولی به این نوشتار اشکالات بسیار زیادی قابل طرح است که به برخی از آن به اختصار اشاره میشود.
۱. اسلوب پژوهش تاریخی
به طور کلی، مسائل کلان تاریخی و از جمله تاریخ حدیث شیعه را نمیتوان بر اساس توصیههای ائمه ع به شیعیان یا دادههای موردی تحلیل کرد. همانگونه که تاریخ عملکرد صحابه را نمیتوان بر اساس توصیههای پیامبر به صحابه تحلیل کرد.
برای نمونه، تأکیدات امامان ع بر کتابت به تنهایی نشان نمیدهد این تأکیدات به چند درصد اصحاب رسیده، چند درصد بدان اهتمام کردهاند، چند درصد امکانات کتابت فوری را داشتهاند، و خلاصه چند درصد احادیث در طبقه اول مکتوب بودند، چند درصد در طبقۀ دوم و...
یا مثلاً روایات تند علیه واقفه، یا سیره یونس بن عبد الرحمن نشان نمیدهد چقدر از امامیه از آنان پرهیز کردهاند. غیر از دیدگاه روایتگری امامیه از دوران استقامت واقفیان تحلیلهای دیگر هم درباره روایات امامیه از واقفه میتوان داشت که با واقعیات تاریخی متناسبتر است.
اینها هریک نیازمند پژوهش مفصل و با ابزارهای گسترده بوده، و صغریکبریهای ساده نمیتواند جایگزین واقعیت شود.
به همین صورت درباره موضوع همبستگی، آوردن چند شاهد جزئی در تکرار برخی روایات قصار از سوی امامان (حتی اگر بر فرض قطعی میبود) نشان نمیدهد در حالت کلی، اخبار در فرایند نقل شفاهی تا چه حد نقل به لفظ یا معنا میشدهاند.
۲. آزمایش پیشنهادی
برای این منظور آزمایشهایی راهگشا است، که افراد در فرایند نقل شفاهی خبری واحد تا چه میزان الفاظ را حفظ میکنند. البته نمونههای بسیاری در دست است که نشان میدهد در فرایند نقل شفاهی حتی تغییراتی در کلمات روایات تکسطری نیز رخ میداده است. به همین صورت در دوره معاصر، روایات هرچند کوتاه از جلسات واحد اشتراک کامل در الفاظ ندارند، مگر آنکه یکی از مکتوب دیگری بهره برده باشد. بر این اساس، در نگاهی مقبول همه فضاهای پژوهشی و البته محدثان نقاد کهن، اتحاد الفاظ دو نوشته هرچند در حد یک سطر، بسیاری اوقات، به معنای اقتباس یکی از دیگری یا هر دو از مکتوبی دیگر تلقی میشود، و احتمال اتحاد اتفاقی کلمات (هرچند در حد ۱۰-۲۰ کلمه پیاپی) یا توارد اذهان مرجوح است.
در آزمونی ساده پیشنهاد میشود مخاطبان بدون مراجعه دوباره به یادداشت حاضر، (یا گفتاری که تازه شنیدهاند) یکی از جملات ابتدای همین نوشته که هنوز ۳-۴ دقیقه بیشتر از مطالعهٔ آن نمیگذرد، یا عبارتی از جلسه ضبطشده چند ساعت قبل خود را نقل کنند و ببینند چقدر این یک جمله با اصل جمله اتحاد لفظی دارد. حال عجیب نیست که در جاهایی که ضبط حدیث مبنی بر مکتوب نباشد، یا املا و کتابت لحظهای نشود (و گاه پس از دهها سال و یا در چند طبقه شفاها نقل شود)، یا مثلاً جملهای کوتاه و آهنگین و تکرارشونده (با قصد ویژه حفظ و ابلاغ) نباشد، الفاظ بیشتر تغییر داشته باشند.
همچنین انس با نمودارهای اسناد و متون حدیث اسلامی و مقایسه الگوی تغییر تحریرهای مختلف خبر در کنار اسناد فهم قاعده همبستگی را سهلیابتر میکند به ویژه در حدیث عامه نمودارهای نرمافزارهای جامع خادم و جوامع الکلم برای این منظور بسیار راهگشا است.
در حدیث امامی نیز گرچه تاکنون کمتر مطالعات متنی انجام شده است، اما چنانکه استاد مددی نیز تذکر داده است، بررسیها و مقایسههای متنی آفاق جدیدی را بر روی ما میگشاید. این مطالعات میتواند از طریق مقایسه تفاوتهای متون نقلهای مختلف از روایات واحد برخی کتب پُرسَنَد مانند بصائر و وسائل یا با تأمل در الگوهای متنی اخبار ثقات و ضعفا انجام شود. همچنین مطالعات فهرستی در کشف اینکه خبر در کدام طرق و طبقات شفاهی و در کدام مکتوب نقل شده نیز مفید است.
مطالعات موردی بسیاری که نقد برخی اخبار صورت گرفته نشان میدهد نتایج قاعده همبستگی تناسب بسیار بالایی با دیگر ابزارهای اعتبارسنجی دارد. برای نمونه مقالات:
لواسانی، «تجمیع اخبار اخلاقی در حدیث یا اباذر»؛
عادلزاده و اکبری، «بررسی تطبیقی گزارشِ تفسیرِ عرفانی سوره توحید به روایتِ ابن بابویه و تفاسیر خراسانی»؛
همیشان، «نقد روایت سؤالات زندیق از امیرالمؤمنین(ع) در الإحتجاج طبرسی، در موضوع تحریف قرآن»؛
«حدیث اسید بن صفوان؛ نقش جریانشناسی راویان و ساختار اسناد در اصالتسنجی روایت»؛
ذاکری و اکبری، «اتهام ابوالمفضل شیبانی به تحریف و جعل اسناد».
@Gholow
۳. ضعف مستندات موردی ناقد
مثالهای موردی نویسنده محترم حاکی از درنیافتن محل بحث است. روشن است که در برابر این نکته وجدانی و عقلایی، نمیتوان به روایات تکرار یک مطلب از سوی امامان استناد کرد. عباراتی مثل «کان یقول» و «قال مثله» نه بر یکسانی الفاظ، بلکه بر یکسانی مضمون یا اصل مطلب در دفعات مختلف بیان آن دلالت دارد. «کان یقول» دلالت بر یکسانی الفاظ در دفعات مختلف بیان یک امر واحد نمیکند. بلکه تعبیر ماضی استمراری (در عربی و فارسی مانند او میگفت) بسیاری اوقات در مقام وصف یک جلسه یا بیان اعتقاد شخص و... به کار میرود، و تکرار واقعه مشابه در آن لازم نیست. پس برای استنباط یکسانی الفاظ از این جنس شواهد، قرائن محکمتری لازم است.
تکشاهدی که در آن راوی از «اتحاد پاسخ دو امام در واو و یا» گفته (کافی، ج1، ص354) نیز به روشنی قابل حمل بر مبالغه در یکسانی است. حتی اگر بر اطلاقگیری از ظاهر لفظ این خبر اصرار شود، باز این مورد خاص میتوانسته از این سنخ باشد که راوی حدیث جدید را با کتابت لحظهای خود در جلسه پیشینش مقایسه کرده، و لازم نیست فرض کنیم راوی نادری بعد از گذشت سالها عین الفاظ جملاتی از امام پیشین را در ذهن داشته و سپس با ضبط عین کلمات امام بعد، در زمان روایت برای راوی طبقه بعدی ادعا کند دو حدیث در واو و یاء متحد بودند.
به هر حال، گذشته از ضعف سند روایت، روشن است صرف واحد بودن خبر کافی است تا نتواند ملاک رد یا تأیید یک قاعده قرار گیرد.
۴. بیارتباطی مستندات ناقد
شیوع تکرار عین الفاظ یک خبر از سوی یک یا چند معصوم ع، حتی بر فرض پذیرش و داشتن مستندات محکم، بر خلاف نظر نویسنده، تأثیری در بحث همبستگی ندارد. زیرا حتی اگر یکی از امامان بعدی عین الفاظ حکمت چندجملهای یا خطبهای از رسول الله ص را در جلسهای تکرار کنند، در فرایند نقل شفاهی راویان، انتظار این است عبارات نقلهای صحابه رسول الله با نقل اصحاب امامان تفاوتهایی داشته باشد، و در فرض اتحاد دو متن (دستکم چندجملهای) پای وجوه انتقال مکتوب (مانند عرضه خبر صحابه رسول الله ص بر امام ع، جعل سند، و در برخی نمونهها ارسال، تسری یا سرقت سند) مطرح میشود.
۵. نقد انگاره پیراستگی حدیث شیعه
نوشتهاند:
«باید به تفاوت جدی تاریخ حدیث شیعه با تاریخ حدیث عامه از جهات مختلف از جمله بحث سنددهی، انتقال شفاهی و مکتوب، کتابت و تدوین و نشر در زمان معصوم علیه السلام و… توجه داشت و مهمتر آنکه اساسا جعل، دس، قلب، سندسازی و دیگر آسیبهایی که در تراث عامه به وفور یافت میشود به هیچ روی قابل تعمیم به فضای حدیثی شیعه نیست.»
این عبارت مبهم است و اگر در این مقام است که سندسازی و سرقت حدیث در حدیث امامیه نبوده، ادعایی بیدلیل و بلکه خلاف پژوهشهای بسیار است. البته حدیث عامه در قرن اول به خاطر محدودیتهای کتابت و نقش حکومتها و جریانها در سندسازی آسیب بسیار دیده که امامیه با وجود ضعفش در حدیث قرن اول، این کاستی را با جایگاه امامان علیهم السلام خاصه امام باقر و امام صادق علیهما السلام جبران کرده است. با این همه، در ادامه حدیث امامی نیز متأثر راویان کذاب مانند ابوالبختریها، خصیبیها، مفسر استرابادی و… شده، و بعدها نیز وجود امثال بکری، میرلوحی، مرندی تا منصوری و بندانی و... به گسترش سندسازیها دامن زده است، و حتی برخی فقیهان را متأثر از خود ساخته است. چنانکه آسیبهای عمومی حدیث مانند ارسال، تسری، ادراج، تصحیف و… نیز با داشتن هزاران نمونه، در تغییرات اسناد نقش داشته است؛ و گستردگی اسناد عامه و متهمان به غلو و ضعفا در اسناد امامی اثرپذیری حدیث امامی از دیگر فرق را ناگزیر میسازد. (برای نمونه، نگر: نسبت اخبار عامه و فرق با سنت حدیثی امامیه) بنابراین نمیتوان با این کلیت و بدون پاسخگویی به پژوهشهای بسیار، حدیث امامی را به کلی پیراسته و تافته جدابافته از همه فرق معرفی کرد.
@Gholow
تحلیل تاریخی نشانههای ظهور
✍ مصطفی صادقی
علمیترین رویکرد در بررسی موضوعات مربوط به مهدویت و ظهور، رویکرد انتقادی-تاریخی است. متأسفانه به زبان فارسی آثار کمی در این باره وجود دارد. کتاب «تحلیل تاریخی نشانههای ظهور» نوشته مصطفی صادقی از معدود کتابهایی است که با نگاه انتقادی و تاریخی چند مورد از علائم مشهور ظهور را بررسی و نقد میکند و نشان میدهد که این روایات و علائم به دلیل کارایی در نزاعهای اموی-عباسی و دیگر نزاعهای فرقهای و سیاسی سدههای نخستین اسلام، چگونه ساخته و جعل شده و کم کم به متون حدیثی راه پیدا کردهاند. کتاب را پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی قم منتشر کرده است. (علی صالحی)
در این اثر ارزشمند ارتباط برخی نشانههای ظهور با وقایع سدههای نخستین مقایسه شده است.
@Gholow