eitaa logo
گنبد فیروزه
59 دنبال‌کننده
547 عکس
169 ویدیو
22 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
صفحات مجازی عمومی و سراسری: 💠 کانال مقالات مذهبی-سیاسی حسینی منتظر 🆔 @SMHM212 💠 کانال اطلاع‌رسانی سیاسی حیفه نبینی: 🆔 @chelcheraaqHM 🎲 گروه هم‌اندیشی چلچراغ معارف و احکام https://eitaa.com/joinchat/3850895565Cc7624a74fe 💠 صفحات مجازی ویژه روستا: 💠 کانال اطلاع‌رسانی سیدعلاءالدین: 🆔 @SayyedAlaaddin 💠 کانال اطلاع‌رسانی گنبد فیروزه: 🆔 @GonbadeFirozeh 🎲 گروه هم‌اندیشی سیدعلاءالدین https://eitaa.com/joinchat/3763470541Cd25cef0ad4 🌹
بسمه تعالی با سلام و عرض ادب به اطلاع هم ولایتی های عزیز و بزرگوار می‌رساند مورخ ۱۴۰۳/۱۰/۳ جلسه امنای روستا تشکیل گردید و در خصوص رفع مشکل آب روستا تصمیماتی گرفته شد که به زودی به مرحله اجرا در خواهد آمد با امید به همکاری شورای محترم مصوباتی تصویب گردید که در صورتجلسه به محضرتان اطلاع رسانی میگردد که در خصوص شفاف سازی مسائل مالی روستا و همچنین ایجاد صندوق قرض الحسنه نیز تصمیماتی گرفته شد که ابلاغ خواهد شد به امید همدلی و همکاری وآبادانی هر چه بیشتر روستا با تشکر امنای روستای امامزاده علاءالدین ☝️از پیام‌های دریافتی☝️ بسمه تعالی قابل توجه اهالی امامزاده و مسئولین شهرستان 💠 علاءالدین در افق آینده؛ (قسمت ۳۷۷): 👈بخش قبلی👉 در خصوص این پیام دریافتی☝️(و استدعای بعضی از اهالی راجع به نظر بنده حقیر در خصوص همکاری با این پدیده نه چندان نوظهور روستایی)، بنظرم ۳ نکته، قابل تذکر است که طی پیام بعدی به آن‌ها خواهم پرداخت ان‌شاءالله ...ادامه دارد. ✍️سیدمحمدحسینی(منتظر) ۱۴۰۳/۱۰/۱۱ 👈سادات میدان👉 🎲 👈سیدعلاءالدین👉 🌹
بسمه تعالی قابل توجه اهالی امامزاده و مسئولین شهرستان 💠 علاءالدین در افق آینده؛ (قسمت ۳۷۸): 👈قسمت قبلی👉 در خصوص 👈پیام مورد اشاره قبلی👉 بنده ۳ نکته را قابل تذکر می‌دانم: ۱) وجاهت و جایگاه: این «امنای روستا» (همانند «هیئت امناء امامزاده» و «هیئت امناء مسجد» و امثالهم) وجاهت قانونی ندارد. تا جایی هم که شنیدم، فاقد تأییدیه و مهر و امضاء حتی شورای خائن روستاست و لذا هیچگونه رسمیتی برای ورود به تعاملات با ادارات دولتی هم ندارد. بنده شناخت چندانی از این افراد ندارم و اینکه واقعاً دنبال چه چیزی هستند؟ و طبق چه فرآیند قابل قبولی خود را بعنوان «امنای روستای امامزاده علاءالدین» نامیده‌اند؟! و اینکه از چه وجاهتی برخوردارند؟ (وجاهت حقوقی و رسمی) منتخبین یا مؤیَد چه کسانی هستند؟ (فرایند گزینش و عضویت) زیرمجموعه شورا و دهیار هستند یا مافوق آن‌ها؟ و گستره تصمیمات آن‌ها تا کجاست؟ و چه بردی از قدرت دارند؟ و خلاصه اینکه جایگاه حقوقی این امنای مشکوک، برای بنده و موکلین بنده، کاملاً مبهم است! با توجه به حضور نانکلی (دشمن روستا) در خانه یکی از سران یکی از همین هیئات غیرقانونی (۱۴۰۳/۸/۱۷)، که قاعدتاً در صدد نفوذی‌پروری است، بالتبع نمی‌توان به این امنای خودخوانده، اعتماد ورزید. زیرا اصلاً بعید نیست که این‌ها هم همانند شورای خائن و سایر خودفروختگان مکمل نقشه‌های شوم نانکلی شیاد بشوند. البته بنده در ظرف همان هفته تشریف‌فرمائی نانکلی اوقاف به روستا در یکی از گروه‌های روستا اشاره کردم که شاید برای حل و فصل نزاع دو نفر از مستأجرین دو دانگ موقوفه، آمده است و چندان ربطی به ما ندارد. ولیکن با فعال شدن تعدادی از اهالی معلوم‌الحال روستا با عنوان غلط‌انداز و جعلی امنای فضول روستا، نمی‌توان به عواقب تردد مجدد نانکلی، بدبین نشد. استفاده از عنوان «امنای روستا»، نوعی جعل عنوان و قابل پیگرد قضایی است و آحاد این جمع در مظان اتهام قرار می‌گیرند. زیرا امکان سوء استفاده وجود دارد و حتی اگر کسان دیگری ذیل این عنوان مرتکب فعل خلافی بشوند، دامن این‌ها هم گیر خواهد افتاد. در هر حال اگر واقعاً و صرفاً قصد خدمت به اهالی روستا را دارند، لزومی ندارد که خود را امنای (خودخوانده!) روستا بنامند و چرا خود را بعنوان یک «گروه خیریه» معرفی نمی‌کنند؟! در اینصورت زمینه بدگمانی و سوءاستفاده جای خود را به اعتماد و تعاون خواهد بخشید. احتمالاً اهالی محترم بخاطر دارند که قبلاً هم هیئت‌های من‌درآوردی و خودسری شکل گرفت که بدنبال آقابالاسری برای روستا بودند که ره به جایی نبردند و بعداً معلوم شد که پشت‌پرده آن‌ها نانکلی مکار بوده است! و لذا بنده طی سخنرانی خود در سال ۱۳۹۵ برای اهالی و مسئولین محلی حاضر در مراسمی، نامشروع و غیرقانونی بودن آن مقدمات غلط را مطرح کردم ولیکن لجاجت اوقاف بویین‌زهرا برای تحت سلطه گرفتن شوراهای روستا (از همان زمانی که نانکلی به متراژ خانه‌های اهالی پرداخته تاکنون) و تلاش برای ایجاد کانونهای قدرت دیگر برای سلطه بر اهالی (آن‌هم با سیاست خالی از سکنه کردن روستا اما با شعار خدمت به روستا!) که نمی‌تواند بی‌ربط با دفینه‌های این روستا باشد که همچنان عده‌ای در حال استخراج آن‌ها و ثروت‌اندوزی هستند! فلذا نباید فریب این ظواهر را خورد که عاقبت بخیری ندارد. ۲) احتمال فضولی: با توجه به اعلام این دسته در مسئله «رفع مشکل آب روستا» و ادعای تصویب تصمیماتی! و حرف‌های پراکنده‌ای که به گوشم می‌رسد، لازمست هشدار بدهم که این عده هیچ وجاهتی برای این قضیه فرضاً در قالب توافق با متجاوز نقاشی و معامله بر سر آب‌های سطحی منطقه نقاش ندارند و هرگونه توافق و تعهدی با امثال صفة‌اله داودی، فاقد هرگونه ارزش حقوقی و عرفی است و بلحاظ این فضولی (تکرار 👈فضولی‌های خائنانه امثال کاظم‌رنگی و حمداله و یداله و...👉) تحت تعقیب قضایی قرار خواهند گرفت. طبق برخی نگرانی‌هایی که به بنده منعکس می‌شود؛ احتمال می‌رود که این‌ها هم همانند قبلی‌ها احتمالاً به قصد خودنمایی یا انتفاعی دیگر، بخواهند فرضاً با متجاوز نقاشی معامله‌ای بکنند تا بخاطر «چاه شجاع»، روستا را از آب‌های سطحی نقاش محروم سازند که قطعاً خیانت غیرقابل اغماضی خواهد بود. باز هم توصیه می‌کنم بجای استفاده از عناوین غلط‌انداز و غیرقانونی (از قبیل؛ امنای روستا، امنای مسجد، امنای امامزاده، امنای ...!) از عناوین مناسب‌تری مثل خیریه، امداد، کمک‌های مؤمنانه و امثالهم بهره بگیرند تا شائبه فضولی و سوءاستفاده و بدبینی در بین نباشد. 👌با این تأکید که هیچ حقی هم برای امضای هیچ معاهده‌ای (نه با ادارات آوج و نه با افرادی مثل صفت و نانکلی و نه اشخاص حقوقی ذی‌ربط و بی‌ربط دیگر) را ندارند که منافع اهالی را تهدید یا تحدید نماید و به خطر اندازد. و السلام علی من اتبع الهدی ...ادامه دارد. ✍️سیدمحمدحسینی(منتظر) ۱۴۰۳/۱۰/۱۲ سادات میدان 🎲 سیدعلاءالدین 💠 یک از هزاران 🌹
هدایت شده از مقالات حسینی منتظر
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🇮🇷﷽☫ 🔻@SMHM212 هدایت به دست کیست؟ پیام این انیمیشن: « قبل از اینکه قربانی بشود، قربانی خود در اثبات واقعیت به شد!» به‌چه قیمتی⁉️ جالبی از نحوه انتقال و تکرار سریالی در قالب اصرار به تفهیم حقیقت و واقعیت به ! ، گاهی هم قربانی می‌شود! یعنی نه تنها مخاطبین، نمی‌شوند بلکه خود به باد فنا می‌رود! زیرا حکایت، حکایت بذر افشانی در شوره‌زار است که هیچ ثمری ندارد. انسان‌ها به ، چنان پیچیده است که حتی (ص) هم حریف آن نیست! فلذا لازمه هدایت دیگران به ، بیش و پیش از ، به درگاه خداست. : «إنک لا تهدی من أحببت ولکن الله یهدی من یشآء و هو أعلم بالمهتدین» (۲۸/۵۵) (ای رسول ما، با آنکه تو هادی خلقی) چنین نیست که هر کس را تو دوست بداری هدایت توانی کرد لیکن خدا هر که را خواهد هدایت می‌کند و او به حال آنان که قابل هدایت‌ند آگاه‌تر است. «و إذا سمعوا اللغو أعرضوا عنه و قالوا لنا أعمالنا و لکم أعمالکم سلام علیکم لا نبتغی الجاهلین» (۲۸/۵۶) و چون سخن لغوی (از دشمنان بشنوند از آن إعراض کنند و گویند: اعمال ما از ما و اعمال شما از شما، بروید سلامت باشید که ما هرگز مردم (هرزه‌گوی) نادان را نمی‌طلبیم. 👌فلذاست که بازخورد اجتماعی عملکرد () در ؛ «لعلهم یحذرون» (۹/۱۲۲) است! امید است...! اما تبیین را جهاد باید تا مؤثر افتد شاید! آری شاید ..‌.!!سیدمحمدحسینی(منتظر) ۱۴۰۳/۱۰/۱۳ 🌐👈حیفه نبینی👉 💠 🎲👈محل نظرات👉 🙏
هدایت شده از مقالات حسینی منتظر
🇮🇷﷽☫ 🔻@SMHM212 جهل‌مرکب صبر مؤدب ازدواج با ، فرزندی بجز و بالتبع و ندارد. فلذا گرفتاران و ، قطعاً (دیر یا زود)، به خواهند رسید که مقدمه است ولیکن همه مکلفیم که کنیم؛ زمانی به و و برسند که خیلی دیر نشده باشد و صد البته هدایت، فقط دست خداست و و ما علینا الا البلاغ بشرط البصر و الصبر! بنابراین حماقت، حلقه واسط و میانی این جرثومه است و کسی است که به کاری بپردازد که نه به درد دنیایش بخورد و نه به درد آخرتش! و البته کسی هم که را بر ترجیح دهد، احمق است! ؛ علف هرزی است که درونش نمک‌زار و مناسب است و لذا هرگز نمی‌کند حتی اگر تصادفاً در حاصل‌خیزترین وضعیت، قرار بگیرد! (قد تبیّن الرشد من الغی) او هیچ عقلانیتی برای تشخیص و ندارد و غرق در است و بلکه از شدت ، چنان در ورطه فرو می‌لغزد که تعمداً تسلیم شده و همه‌چیز را و می‌بیند! در عالم آفرینش، هیچ عذابی بدتر از بی‌عقلی نیست! و خدا اگر بخواهد کسی را به بیافکند، خیلی بی‌سروصدا را از او می‌گیرد. زیرا که؛ ، نعمتت افزون کند/ از کفت بیرون کند. هر کسی که (ارزشمندترین ) را معطل بگذارد، خدا هم آن را بدون درد و حتی بدون احساس از او پس می‌گیرد! لذا هیچ‌کسی برای از کف دادن عقل، آخ هم نگوید و ای‌بسا خوشحال‌تر هم باشد! ✍حسینی(منتظر) ۱۴۰۳/۱۰/۱۷ 🌐👈حیفه نبینی👉 💠 🎲👈محل نظرات👉 🙏
هدایت شده از مقالات حسینی منتظر
🇮🇷﷽☫ 🔻@SMHM212 مکران؛ بهشت گمشده ایران ؛ منطقه پهناوری در امتداد سواحل تا است که شامل نواحی جنوبی استان‌های سیستان و و شده و از شمال به استان و از شرق به کشور ، وصل است. دریای عمان در شمال اقیانوس هند؛ یکی از پنج حوزه استراتژیک جهان است. فلذا این پهنه را از لحاظ سوق‌الجیشی و ژئوفیزیکی، می‌توان و به تعبیر ؛ ایران نامید. عمران و آبادانی این ، موجب رونق ایران خواهد شد که یک سوم مرزهای دریایی را به خود اختصاص داده است تا آن‌جا که شاید بتواند در آینده، ارزش ژئوپولیتیکی هم پیدا کند. مقام معظم رهبری، از همان ابتدای پیروزی بویژه در مقطع خودشان، توجه خاصی بدان داشته و لذا اصرار به آبادی آن داشته و دارند ولیکن دولت‌های بعدی، اهتمام کافی به آن نورزیدند! در نتیجه، استان‌های مذکور به بیراهه رفت و جنوب‌شرقی کشور آسیب‌پذیر گشت. و اما اینکه؛ آیا این منطقه، قابلیت مرکزیت جغرافیائی (پایتختی) را دارد؟ لایه‌های زیرین پهنه تهران در فوران‌های آتشفشان ، تخلیه شده و خالی‌ست. فلذا این کلان‌شهر، از لحاظ وجودی (و !)، هیچ آینده روشنی ندارد و دیر یا زود نابود و از کاملاً محو خواهد شد و لازم به ترک است. البته انتقال ، تابع متغیرهای مختلفی از قبیل؛ ، ، و امثالهم است. ✍حسینی(منتظر) ۱۴۰۳/۱۰/۱۸ 🌐👈حیفه نبینی👉 💠 🎲👈محل نظرات👉 🙏
هدایت شده از مقالات حسینی منتظر
🇮🇷﷽☫ 🔻@SMHM212 اعوجاجات پوزیده! بنده در ۷۵-۱۳۷۲ توفیق داشتم که از طرف جمعیت فعال در (تحت زعامت مرحوم آیةالله غیوری‌ره؛ نماینده ویژه در )، به ارائه شبانه‌روزی خود در زابل بپردازم. از جمله در جایگاه مدرس «دومین حوزه علمیه زابل» و نیز دبیر «دانشسرا و دبیرستان بخش مرکزی زابل» و نیز امام جماعت «سازمان عمران سیستان» و مسجد جامع بنجار و... بد نیست این خاطره را هم بیافزایم که در یکی از روزهای بازگشائی مدارس، استاندار وقت به زابل آمده و قصد افتتاح مدارسی را داشت که در طی آن سال در سیستان، احداث و آماده بهره‌برداری شده بودند و لذا آمده بود که این کار را باتفاق زابل انجام دهد. حاج‌آقا بیانی از بنده هم خواستند که در معیت باشم. از صبح زود راه افتادیم و تا تاریکی غروب روستا به روستا مشغول شرکت در مراسم افتتاحیه مدارس تازه تأسیس بودیم. اولش تعجب می‌کردم که چرا استاندار در هر مراسم چند دقیقه بیشتر حضور پیدا نمی‌کند و سریعاً مراسم را ترک می‌کند! تا اینکه تدریجاً متوجه شدم علتش تعداد بالای مدارسی بود که در نوبت افتتاح بودند و سفری واقعاً خسته کننده بود و من که از همه جوان‌تر بودم، کمردرد گرفتم! با اینکه ماشین استاندار، شاسی بلند و راحت بود. با تاریکی هوا و اصرار راننده، از افتتاح مدارس باقیمانده صرف‌نظر شد و به شهر برگشتیم. در آن‌جا بود که بنده هم متوجه پهناوری منطقه سیستان شدم و هم اینکه در آنجا چقدر کارهای عمرانی فراوانی انجام شده است و مورد غفلت است! اگرچه بعضی‌ها در 👈این‌جا👉و👈این‌جا👉 سعی کردند که پوچ بودن (بدتر شدن اوضاع زابل نسبت به قبل از انقلاب!) را با اشاره به طرح‌های اجرا شده در آن خطه، اثبات نمایند. ولیکن بنظر بنده، زابل به آن پیشرفتی که باید می‌رسید، هنوز نرسیده است و مقصرین مسئله هم افسادطلبان بوده‌اند که دول بعد از انقلاب را در چنگ خود داشتند که اتفاقاً پزشکیان عضو همان قبیله منحوس است! فلذا مدعی، خود عضوی از متهمین این و است. در آن سال‌ها آن خطه در صدد بودند که استان و ، به صفت توصیف نشود و بلکه بعنوان نامیده شود! (حتی کم‌برخوردار نامیدن آن را هم قبول نداشتند!) و سعی می‌کردند به هزار و یک دلیل، اثبات نمایند که و و سایر شهرهای این استان، از خارج شده و مثل ، توسعه‌یافته هستند! فلذا یک‌روز به پسر وقت زابل گفتم که از حاج‌آقای بیانی بخواهد تا او به مسئولین تذکر دهد که ادعای خلاف واقع نکنند. او گفت؛ علت چنین تکاپویی دو علت دارد: ۱) محروم نامیدن این استان، از موانع جذب است. ۲) طبق آمارهایی که خودم [پسر امام جمعه] در مراجعه به انواع دستگاههای دولتی در تهران بدست آوردم، واقعیت این است که این استان در تخصیص تسهیلات و منابع مالی و... بین همه استان‌ها، رتبه اول کشوری را دارد. یعنی هیچ استانی در ایران به اندازه این استان، جذب نداشته است ولیکن به علت با ، قرب باتفاق منابع تخصیص‌یافته، بمحض وصول به استان، از استان خارج شده و در سایر استان‌ها و حتی در سایر کشورها سرمایه‌گذاری شده است. یعنی بیت‌المال به نام اما به کام ، مصرف شده است. لذا در مدارک و مستندات دولتی، بیشترین بودجه استان‌ها به این‌جا تخصیص داده شده اما در عمل کمترین نشست را در این استان داشته است! و اگر شخصی حقیقی یا حقوقی بخواهد مجرمین و متخلفین را شناسایی و مجازات کند، یک لشگر را باید به استنطاق بکشد! جعبه سیاه این تخلفات سنگین هم عمدتاً بعد از انقلاب و هستند! جناب آقای پزشکیان که دم از می‌زنی! اگر ذره‌ای صداقت و شجاعت و درایت در تو باشد، بهتره که دنبال بیت‌المال به یغما رفته در کابین عروس‌های و مرکزی بیافتی و بیت‌المال تخصیص‌یافته به زابل و امثال آن را از حلقوم آن‌ها بیرون بکشی تا زابل و حوالی آن از محرومیت، خارج شوند. کافیست کلیه فرماندارهای استان را تحت تعقیب قرار بدهی! زیرا آن‌ها بهتر از هر کسی می‌دانند که بودجه‌های سنگین این استان از کجاها سر در آورده است! و این را هم بدان که کلیه نهادها و دستگاه‌های (نظارت، ارزیابی و بازرسی)، خود از زمره مظنونین قضایا هستند! و همچنین پرونده برخی از آسمان‌خراش‌های تهران، مشهد و حتی دوبی و نیز برخی شرکت‌های حمل‌ونقل و همچنین کارخانه‌های مواد غذایی و نوشیدنی‌های ایرانی و عربی و شهرک‌های ویلایی شمال وو.. را بیرون بکش و آنگاه بیا به رسانه‌ها آمار بده که اوضاع زابل، چرا مطلوبیت ندارد و به تعبیر خودت بدتر هم شده است! ✍حسینی(منتظر) ۱۴۰۳/۱۰/۲۶ 🌐👈حیفه نبینی👉 💠 🎲👈محل نظرات👉 🙏
🔺️قدرت پانترکها در نظام 🔸حجت الاسلام و المسلمین عبدالکریم عابدینی امام جمعه قزوین که دو هفته پیش در دفاع از ایران و حجت الاسلام عاملی در نمازجمعه جواب توهین‌ها و هتاکی‌های درازگوشی مثل الهام علیف را داده بود امروز از مقام خود استعفا داد! 🔹آن هفته فقط یک مرد پیدا شده بود جواب یاوه‌گویی‌های رژیم باکو را بدهد آن هم همین امام جمعه قزوین بود! 🔴 ☝️از پیام‌های وارده☝️ نقدونظر 👌الخیر فی ما وقع متأسفانه نسبت به بی‌عدالتی‌هایی که در استان صورت می‌گرفت، کاملاً بی‌تفاوت بودند و چندان علاقه‌ای به ورود به مسائل نداشتند! بعنوان و ، فاقد لازم بودند. امیدوارم شخص مناسب‌تری جایگزین شوند.🤲 ✍ سیدمحمدحسینی(منتظر) ۱۴۰۳/۱۱/۹ 🌐 👈حیفه نبینی👉 💠 🎲 👈محل نظرات👉 🙏
هدایت شده از مقالات حسینی منتظر
5.71M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺ریشه‌ی بی‌سوادی در ایران چطور خشک شد ┄┅═☫ همیشه با خبر، با ما ☫═┅┄ @iraan_ma ☝️از پیام‌های وارده☝️ نقدونظر 👌آمارهای اعوجاجی! رئیس سازمان نهضت سوادآموزی گفت: حدود ۹۶ درصد افراد در گروه سنی ۱۰ تا ۴۹ سال با سواد و ۴ درصد بی‌سواد هستند. ⁉️ اگر آمارهای ادعائی این گزارش و خود رئیس ، راست و صحیح است و واقعاً برای ریشه‌کنی مطلق در ، فقط ۳٪ الی ۴٪ جمعیت (حدود ۳ میلیون نفر)، باقی مانده است، آیا وقت آن فرا نرسیده که «سازمان نهضت سوادآموزی» طی مراسم رسمی افتخارانگیزی، منحل و بودجه آن از بیت‌المال، قطع شود؟ و الباقی بی‌سوادها (احتمالاً کهن‌سالانی که مشاعر مغزی آن‌ها دیگر فاقد هرگونه فراگیری ذهنی است و جد و آباء سازمان سوادآموزی هم قادر به باسوادسازی آن‌ها نیست و نخواهد بود!) رها شود و مجموعه عظیم کادر آموزشی و اداری بویژه هیئت تحریریه کتب سوادآموزی ذی‌ربط را بیش از این، معطل آن نکنیم؟ و آن‌ها را به کارهای واجب‌تر مملکت هدایت کنیم؟ وقتی که بنده (بعنوان مبتکر «طرح » پیشنهادی) طی نشستی که با یکی از رؤسای سازمان داشتم و وی ادعا کرد؛ «از نظر ما کسی که حتی باندازه یک ساعت در یک کلاس آموزشی، وقت گذاشته باشد، دیگر بیسواد محسوب نمی‌شود»! معلوم شد که طبق تعریف عجیب وی، حدود ۲۰ میلیون بیسوادی داریم که قادر به «خواندن و نوشتن اسامی نامزدهای انتخاباتی ملی و محلی» نیستند! ⁉️چرا «انحلال نهضت سوادآموزی» (که می‌تواند «موجب افتخار جمهوری اسلامی ایران» باشد)، بیهوده به تعویق می‌افتد؟! ✍حسینی(منتظر) ۱۴۰۳/۱۱/۱۴ 🌐👈حیفه نبینی👉 💠 🎲👈محل نظرات👉 🙏
8.06M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭕️ اژه‌ای: نمیتوانیم جلوی ظریف را بگیریم⁉️‼️ ✍ جناب اژه‌ای این نتوانستن که احتمالا ارتباطی به که نداره؟ چون طبق شنیده‌ها هر دو بزرگوار درس‌خوانده مدرسه علوی هستید؟ 🤔 اینکه شما به عنوان قاضی القضات نمی‌توانید جلوی یه شخص که صرفا در برهه‌ای وزیر بوده را بگیرید ولی در مواردی معاون اول را به زندان انداختید، کمی برای مردم قابل هضم نیست، راستی هنوزم سوت بلبلی میزنین؟! 🆔@pedarefetneh | پدرفتنه ☝️از پیام‌های وارده☝️ نقدونظر 👌اصطلاحات مدیریتی در این‌جا کاری به این ندارم که ، متعلق به (بلای جان ملت) بوده و...! اژه‌ای در جای‌گاه ( بودن آن عجالتاً محل تأمل است!)، در این ، دو کلمه مدیریتی؛ و را بر زبان آورد آن‌هم با کلمه تفکیکی «یا» (گویی که اهمیت و ضرورت دو کفه یک ترازو به شمار می‌روند!) بنده بعنوان رشته ، لازم به تذکر می‌دانم که؛ ۱) ضرورت بر اهمیت تقدم دارد نه بالعکس! زیرا «اهمیت»، همچون «اولویت»، زیرمجموعه مبحث ضرورت است. فلذا می‌توان گفت: و ۲) ضرورت، دارای دو رکن اصلی؛ اهمیت و اولویت است (که در ترسیم نموداری آن، شاخص اهمیت، عمودی و شاخص اولویت، افقی است). لذا هر گاه سخن از اهمیت برود، به اولویت هم باید اشاره بشود. نکته اختلافی این دو هم در اینست که؛ اهمیت؛ با سنجیده می‌شود و اولویت؛ با (درجه اهمیتی/فوریت اولویتی) ۳) سزامند نیست که برای توجیه از این کلمات، استفاده شود. ✍حسینی منتظر | حیفه نبینی | نظرات ۱۴۰۳/۱۱/۲۶
هدایت شده از مقالات حسینی منتظر
🇮🇷﷽☫ 💎 @SMHM212 «مُنتظِر» یا «مُنتظَر»؟ کدام‌یک صحیح است؟! وقتی وارد حوزه علمیه شرق تهران شدم (۱۳۶۲)، حسینی‌های دیگری هم به جمع طلاب آن اضافه شدند. حجره‌های ما طبقه چهارم احمدیه بود و حاجب از طبقه همکف فریاد می‌زد؛ حسینی .. تلفن! ... حسینی ... ملاقاتی! (صدایش بعد عبور از راه‌پله به ماها می‌رسید!) برای تلفن معمولاً ناچار بودیم هر چند نفرمان باهم برویم دفتر همکف و برای ملاقاتی حداقل یک‌نفرمان می‌رفت تا بپرسد کیست؟ و قصد ملاقات با کدام حسینی را دارد؟ تا اینکه بنده همه حسینی‌ها را جمع کردم و گفتم؛ چاره‌ای جز این نداریم که هر کدام‌مان اسم مستعاری برای خودمان انتخاب کنیم! وگرنه ممکنه گاهی سوءتفاهم هم رخ بدهد. همگی استقبال کردند و فی‌المجلس پسوند شهرستانی خود را انتخاب کردند ولیکن بنده نتوانستم به «حسینی تهرانی» قانع بشوم و لذا اجازه خواستم که انتخاب خودم را چند ساعت بعد اعلام بکنم! وقتی عمیق فکر کردم به این نتیجه رسیدم؛ اسم مستعاری را باید برگزینم که: ۱) هیچگاه از انتخاب آن، نادم نشوم. ۲) در هر جمعی، ارزشمند و فاخر تلقی شود. ۳) خود کلمه، تذکر رسالت اصلی‌ بنده باشد. ۴) خود کلمه، برای شنونده هم سازنده باشد. ۵) مرا به فرهنگ و مذهب متعلقه‌ام پیوند بزند. ۶) با جوهره آباء و اجدادی بنده، هم‌خوان باشد. ۷) از لحاظ هنری و زیبائی‌شناسی، مشوش نباشد. و از اینگونه ضوابطی که در ذهنم بود نهایتاً به عبارت «منتظر المهدی» رسیدم اما از همان اول، همگی به عنوان «حسینی منتظِر» اکتفاء کردند! و تنها مشکلی که پیش آمد لهجه مدیر داخلی حوزه (اهل آذربایجان) بود و مرا حسینی منتظَر صدا می‌زد! هرچه برایش توضیح می‌دادم که معنا و مفهوم اسم فاعل و اسم مفعول، متفاوت از همدیگر هستند، بی‌فایده بود و از لحاظ علمی و منطقی، قبول می‌کرد اما هنگام تلفظ، لهجه او غالب‌تر بود! تا اینکه یواش یواش به مرحله‌ای رسید که اول طبق عادتش صدا می‌زد حسینی منتظَر و بلافاصله اصلاح کرده و تکرار می‌کرد حسینی منتظِر! (حرف ظ را اول مفتوح و آنگاه مکسور) و همین چالش باعث شد که بنده به این نکته هم بیاندیشم که نکند حکمتی دارد!؟ آری! دیدم قلب حقیقت اینست که منتظِر (اسم فاعل) واقعی و اصلی، خود امام زمان(عج) است و این ماها هستیم که اگر لایق و قابل باشیم، می‌توانیم منتظَر به شمار برویم! زیرا آن‌حضرت (سلام‌الله علیه)، «قائم» و ایستاده است و انتظار یاران خود را می‌کشد. او قرن‌هاست که برخاسته و این مائیم که نشستگانیم و‌ باید به مسئله انتظار، پایان بدهیم. او صدها سال است که ایستاده و منتظر است و ما هستیم که خود را به او نرسانده‌ایم. (منظور از ما ۳۱۳ نفری هستند که باید خود را به امام علیه‌السلام برسانند) آری! اشتباه از ماست که گمان می‌کنیم، ما منتظر او هستیم که باید از پرده غیب به در آمده و ظهور نماید. گویا که ما در صحنه «مبارزه جهانی حق و عدالت با ظلم و باطل»، حاضریم و اوست که غایب است و حاضر نیست! آیا واقعا ما هستیم و او نیست؟! حاشا و کلا!! تصور ما (غایب بودن و حاضر نبودن او و حاضر بودن و غایب نبودن ما!) تهمت و بهتان و افتراء به ساحت مقدس حضرت ایستاده نیست؟ حضرت ایستاده، قرن‌هاست که قائم است و این مائیم که از قاعدین هستیم و نتوانسته‌ایم خود را به او برسانیم و «فَضّل الله المجاهدین علی القاعدین أجراً عظیما» خدای متعال، در پاداش بزرگ خود، برتری داده است جهادگران را بر نشستگان وقتی که او سالهای سال و قرن‌های قرن است که «چشم براه» ماست، چگونه می‌توانیم ادعا کنیم که ما چشم براه او بوده و هستیم؟! او از سال ۲۶۰ قمری لغایت ۳۲۹ ق. منتظر یاران خود بود که اجابت نشد مگر همان چهار نفری که مستقیماً با آن‌حضرت ارتباط داشتند و از آن سال تاکنون ۱۰۷۳ سال است که منتظر و ایستاده است. او فرزند زمان است و امام همه این‌همه زمان! او ولی عصر همه این‌همه عصرها! خلاصه اینکه بنده تصمیم گرفتم به جای‌گاه واقعی خود عدول کنم و خود را در نقش اصلی منتظَر ارزیابی نمایم. به آن مدیر حوزه (که بعد از سال‌ها تمرین، بالاخره موفق شده بود حقیر را منتظِر صدا کند!) گفتم که حق با تو بود و من در اشتباه بودم! و همان بهتر که بعد از این هم همچنان مرا منتظَر صدا کنید تا شاید اندکی به خود آیم! منتظِر بودن غفلت‌آور است! زیرا که مفهومی از آمادگی موهوم ما دارد و فقط کافیست که او بیاید و البته هم خواهد آمد و چه بهتر که زودتر بیاید تا ما هم جمال جمیل او را زیارت بکنیم! ولیکن منتظَر بودن، غفلت‌زدایی‌کننده است و نهیبی که به چه مشغولی؟! چرا خود را نمی‌رسانی به امامی که منتظر رسیدن توست؟! آری! این مأمون است که باید خود را به امام برساند نه اینکه امام باید خود را به مأموم برساند. 👌 مسجد؛ پایگاه متمرکزی است برای رسیدن مأمومین متفرق به امام قائم. والسلام ✍️ سیدمحمدحسینی(منتظَر) نیمه شعبان ۱۴۰۲ 💠 🆔 @chelcheraaqHM 🎲 چلچراغ معارف و احکام 🙏