eitaa logo
آرشیو پرسمان اعتقادی ( شیعه پاسخ )
2.8هزار دنبال‌کننده
11 عکس
2 ویدیو
10 فایل
کانال اصلی ؛ @Rahnamye_Behesht
مشاهده در ایتا
دانلود
🤔 ❔میشه لطفا بفرمایید که بر چه اساسی گفته میشه که از نظر انجام کارهای به هیچ وجه وظیفه ی زن نیست و هم حق نداره زن رو به انجام این کارها کنه❕ ❓این مورد که در هیچ نیومده! بلکه به نوعی برعکسش گفته شده❕❕لطفا بفرمایید که دقیقا بر چه اساسی هم چنین فتوایی داده اند❕❕ 💠پاسخ💠 👌مستند روایی برای این حکم روایات متعددی است که واجب مرد بر زن را بر آورده ساختن نیازهای و خروج از با اذن شوهر می داند . 🔷امام علیه السلام فرمود : « زنی به نزد پیامبر آمد و سوال کرد ، حق بر زن چه چیزهایی است؟ 🔶پیامبر پاسخ داد: « از شوهر اطاعت کند و ( در مسائل جنسی و خروج از منزل ) را نکند ، و جز با اجازه او از منزلش ندهد ، و روزه را با اجازه شوهر بگیرد ، و خود را برای لذت شوهر آماده سازد ، و بدون اجازه شوهر از خارج نشود ، که اگر بدون اجازه او خارج شود ، فرشتگان و ، و فرشتگان و ، او را لعنت می کنند تا زمانی که به منزل باز گردد » 📚 ج5 ص506 👌در روایت دیگر : « زن نمی تواند بدون اجازه روزه بگیرد ، و بدون اجازه او از خارج شود ، و باید خود را کند و لباس های بپوشد ، و به بهترین وجه خود را برای شوهر کند ، و صبح و شام برای بر آوردن نیاز شوهر ، خود را بر او عرضه کند » 📚 ج5 ص508 ❗️این مضمون در روایات متعدد دیگری تحت عنوان شوهر بر زن آمده است؛ 📚وسائل الشیعه ج20 ص157 ❕بنابراین خدمت کردن زن در منزل شوهر جزء وظائف زن نیست اگر چه می باشد . 🔶امام علیه السلام فرمود : « هر زنی که در منزل شوهرش روز خدمت کند ، خداوند باب جهنم را بر او می بندد و باب بهشت را برای او می گشاید تا از هر دری که بخواهد وارد شود » 📚 الشیعه ج20 ص172 👌و : « پیامبر کارهای منزل را بر عهده فاطمه و کارهای منزل را بر عهده علی گذاشت » 📚 الاسناد ص25 👌و : « ( هر زنی که در منزل شوهرش کند ) و یک لیوان به شوهرش دهد برای او از یک سال که روزهایش روزه باشد و شب هایش شب زنده داری کند بهتر و است ، و خداوند در ازای هر بار آب دادن به شوهر ، در بهشت برای او بنا می کند ، و گناه و او را می آمرزد » 📚 الشیعه ج20 ص172 @Rahnamaye_Behesht
🤔 ❔مولوی اهل سنت آمده بود در برای جوانان این شبهه را می کرد که شیعه پس از پیامبر بسیار بدعت بوجود آورده است که یکی از آنها در نماز است ❕ ❗️می گفت نه پیامبر و نه صحابه قنوت نمی گرفتند و اهل سنت هم نمازش را بدون می خواند شیعه به چه دلیلی قنوت در نمازها می گیرد ❕❕ 💠💠 👌شیعیان بر اساس حدیث ثقلین ، سنت پیامبر گرامی را از طریق اهل بیت پاک و می گیرد ، و امامان اهل بیت علیهم السلام تصریح به استحباب گرفتن قنوت ، در نماز ها کرده اند . 🔶امام علیه السلام فرمود ؛ « قنوت در تمام نماز ها اعم از نافله و فریضه ، وجود دارد » 📚الفقیه ج1 ص316 👌امام رضا علیه السلام فرمود ؛ « قنوت واجب در نماز صبح و ظهر و عصر و مغرب و عشاء است » 📚عیون الاخبار ج2 ص123 👌امام صادق علیه السلام فرمود ؛ « هر کس با بی توجهی به قنوت ، در نماز قنوت نگیرد ، برای او نیست » 📚الکافی ج3 ص339 👌در روایات اهل سنت هم آمده است که پیامبر گرامی و صحابه ایشان در نمازهای خود می گرفته اند . 🔶بخاری و نسایی از ابو هریره نقل می کند که گفت ؛ « به شما نماز رسول خدا را نشان می دهم ، پس از آن در نماز ظهر و عشاء و صبح قنوت می گرفت و برای مومنین دعا و کافرین را لعن می کرد » 📚صحیح بخاری ج2 ص112 📚السنن الکبری ج1 ص225 ❕از براء بن عازب نقل می کنند ؛ « پیامبر در نماز صبح و مغرب قنوت می گرفت » 📚سنن الکبری ج1 ص225 📚سنن ترمذی ج2 ص195 👌ابی داود از ابن عباس نقل می کند ؛ « پیامبر یک ماه پشت سر هم در نماز ظهر و عصر و مغرب و عشاء و صبح قنوت میگرفت » 📚سنن ابی داود ج2 ص626 👌ابن ماجه از ابی بن کعب نقل می کند ؛ « پیامبر قبل از قنوت می گرفت » 📚سنن ابن ماجه ج2 ص361 👌مسلم نقل می کند که پیامبر گرامی فرمود ؛ « برترین نماز ، نمازی است که آن طولانی تر باشد» 📚صحیح مسلم ج1 ص520 💠بخاری از عاصم الاحول نقل می کند که گفت ؛ « از انس بن مالک در مورد قنوت در نماز سوال کردم ، گفت بله قنوت خوب است .گفتم قبل رکوع یا بعد آن ؟ گفت بعد رکوع ...» 📚صحیح بخاری ج6 ص318 ❕ما ها و اهل سنت را دعوت می کنیم اندکی در منابع و روایات خودشان نظر بکنند آنگاه در رابطه با موضوعات اظهار فضل کنند . @Rahnamaye_Behesht
❓پرسش ❔استادی داریم که می گوید من تمام روایات شیعه را دیده ام .هیچ روایتی که دلالت بر آن کند که ما می توانیم بین نماز ها جمع کنیم وجود ندارد حق همان نظر اهل سنت است که جمع کردن بین نمازها را جایز نمی دانند و هر یک را در وقت خودش می خوانند❗️ 💠پاسخ💠 🔷شیعه بر اساس روایات ائمه گرامی معتقد است وقتی هنگام ظهر زوال شد وقت هر دو نماز ظهر و عصر وارد شده الا اینکه نماز ظهر را باید پیش از عصر به جا آورد. ❗️بنابراین بین ظهر تا غروب وقت مشترک دو نماز است جز اینکه به اندازه چهار رکعت پس از زوال وقت مختص به ظهر است و به اندازه چهار رکعت آخر وقت اختصاصی عصر است و بین این دو وقت مشترک است. 👌وقت مغرب و عشائ نیز همین گونه است .پس از غروب آفتاب تا نیمه شب وقت مغرب و عشائ است.وقت خاص مغرب به اندازه ادای آن از اول وقت است و وقت خاص عشائ به اندازه ادای آن از آخر وقت و میان این دو وقت مشترک است. 👌امام باقر فرمود: « هرگاه زوال خورشید شد وقت ظهر و عصر داخل شده است و چون خورشید غروب کرد وقت مغرب و عشائ وارد شده است» 📚الفقیه ج1 ص140 👌امام صادق فرمود: « زمانی که خورشید غروب کند وقت نماز مغرب و عشائ رسیده است» 📚الکافی ج3 ص281 ❗️به این مضمون روایات متعدد دیگری نیز می باشد؛ 📚وسائل الشیعه ج4 ص125 باب 4 📚وسائل الشیعه ج4 ص183 باب 17 👌پس وقتی نماز ها سه وقت دارد روشن می شود که جمع بین نمازها اشکالی ندارد به این معنی که نماز عصر را با نماز ظهر در زمان زوال خورشید بجا آورد و نماز عشائ را به همراه نماز مغرب در زمان غروب خورشید بجا آورد. 🔶امام صادق فرمود: « رسول خدا با یک اذان و دو اقامه نماز ظهر و عصر را با هم خواند و نیز با یک اذان و دو اقامه نماز مغرب و عشائ را در حضر با هم خواند بی آنکه بیماری یا علت خاصی باشد» 📚الفقیه ج1 ص186 🔶وفرمود: « رسول خدا نماز ظهر و عصر را در یک جا خواند بدون آنکه علت و سببی باشد .عمر که از دیگران نسبت به او بی باک تر بود گفت آیا در نماز چیز تازه ای رخ داده است؟ 🔷فرمود نه خواستم بر امتم توسعه داده باشم و بر آنان سخت نگیرم» 📚علل الشرایع ج2 ص321 👌وفرمود: « پیامبر دو نماز ظهر و عصر را هنگام زوال خورشید و مغرب و عشائ را هنگام غروب آفتاب با هم خواند به صورت جماعت بدون عذر خاصی زیرا می خواست بر امت خود سخت نگیرد» 📚وسائل الشیعه ج4 ص221 📚الکافی ج3 ص286 🔶در جواز جمع کردن بین نمازها روایات متعدد دیگری در مجامع روایی ما آمده است که جهت اگاهی رجوع فرمایید: 📚وسائل الشیعه ج4 ص221 باب 32 📚مستدرک الوسائل ج3 ص142 باب26 📚بحار الانوار ج79 ص312 باب5 👌اهل سنت نیز در روایات متعددی نقل کرده اند که پیامبر گرامی بدون آنکه عذری داشته باشد بین نماز ها جمع کرده و نماز ظهر و عصر را در یک وقت و نماز مغرب و عشائ را در یک وقت ادا می کرد تا امتش به سختی نیفتند. 🔷بخاری از ابن عباس روایت می کند: «با رسول خدا هشت رکعت ( یعنی ظهر وعصر) ونیز هفت رکعت ( یعنی مغرب وعشا) را به طور جمع در یک وقت خواندم» 📚صحیح بخاری،ج1 ص148 🔶بخاری باز نقل می کند: «رسول خدا در حالی که مقیم بود نه مسافر، نماز ظهر وعصر، مغرب وعشا را به جمع در یک وقت خواند» 📚همان مدرک 🔶وباز روایت کرده اند: «پیامبر بین ظهر وعصر و مغرب وعشا در مدینه جمع کرد و در یک وقت خواند بدون آنکه خوفی باشد یا بارانی آمده باشد» 📚صحیح مسلم ج2 ص152 📚صحیح ترمذی،ج1 ص354 📚مسند احمد،ج1 ص223 👌وباز نقل می کنند: « پیامبر نماز ظهر و عصر را با یکدیگر خواند بدون آنکه خوف یا سفری در کار باشد به دلیل آنکه امتش به سختی نیفتند» 📚صحیح مسلم ج2 ص151 👌البته باید توجه کرد که با توجه به روایات متعدد جدا خواندن نمازها و بجا آوردن آنها در وقت فضیلتش افضل و بهتر است. 📚وسائل الشیعه ج4 ص140 باب 8 ❗️اما با توجه به روایات بالا جمع کردن بین نمازها نیز اشکالی ندارد و پیامبر گرامی به دلیل آنکه امتش در سختی نیفتند این جمع کردن را تجویز فرمودند. 📝پرسمان اعتقادی @Rahnamaye_Behesht
🤔 ❔در رابطه با جریان حضرت آدم این پرسش پیش آمده که چرا خداوند از ابتدا آدم را روی زمین و در بهشت قرار داد ❗️چرا آدم رو کاملا آزاد نگذاشت و به او گفت حق نداری به درخت ممنوعه نزدیک شوی ❕ خداوند از این امر و نهی چه بوده است ❕ 💠💠 👌چنان که در گذشته توضیح داده ایم از آيات قرآن استفاده مى‏ شود كه آدم براى زندگى در روى زمين، همين زمين آفريده شده بود، ولى در آغاز خداوند او را ساكن بهشت كه يكى از باغهاى سرسبز پر نعمت همین جهان بود ساخت، محيطى كه در آن براى آدم هيچ گونه ناراحتى وجود نداشت. 💠https://t.me/Rahnamye_Behesht/2286 ❕شاید علت اين جريان آن بوده كه آدم با كردن روى زمين هيچگونه آشنايى نداشت، و زحمتهاى آن بدون مقدمه براى او مشكل بود، و از چگونگى كردار و رفتار در زمين بايد اطلاعات بيشترى پيدا كند، بنا بر اين مى‏ بايست مدتى كوتاه تعليمات لازم را در محيط بهشت ببيند و بداند زندگى روى زمين توام با برنامه‏ ها و تكاليف و مسئوليتها است كه انجام صحيح آنها باعث و تكامل و بقاى نعمت است، و سرباز زدن از آن سبب رنج و ناراحتى. 👌و نيز بداند هر چند او آزاد آفريده شده، اما اين آزادى بطور مطلق و نامحدود نيست كه هر چه انجام دهد او مى‏ بايست از پاره ‏اى از اشياء روى زمين چشم بپوشد. ❕و نيز لازم بود بداند چنان نيست كه اگر خطا و لغزشى دامنگيرش شود درهاى سعادت براى هميشه به روى او مى‏ شود، نه مى‏ تواند بازگشت كند و پيمان به بندد كه بر خلاف دستور خدا عملى انجام نخواهد داد تا دوباره به نعمتهاى الهى باز گردد. 👌او در اين محيط مى‏ بايست تا حدى پخته شود، دوست و دشمن خويش را بشناسد، و نسبت به ابلیس که قسم خورده او است آگاهی های لازم را به دست آورد و چگونگى زندگى در زمين را ياد گيرد، آرى اين خود يك سلسله تعليمات لازم بود كه مى‏ بايست فرا گيرد، و با داشتن اين آمادگى به روى قدم بگذارد. ❕اينها مطالبى بود كه هم آدم و هم فرزندان او در زندگى آينده خود به آن احتياج داشتند، بنا بر اين شايد علت اينكه آدم در عين اينكه براى خلافت زمين آفريده شده بود مدتى در درنگ مى‏ كند و دستورهايى به او داده مى‏ شود جنبه و آموزش داشته باشد. 📚تفسیر نمونه ج 1 ص 184 @Rahnamaye_Behesht
🤔پرسش ❔ اختلاف نظر متکلمین و بر سر مسئله حادث یا قدیم بودن ممکنات رو چطور میشه حل کرد❕ ❗️طبق علم، انرژی ازلی بوده و این رو با فلسفه می توان حل کرد اما طبق کلام نمیشه و اینطور برهان حدوث اشکال میشه لطفا توضیح دهید ❕❕ 💠💠 👌آنچه از ادله عقلی و تجربی و روایی به وضوح آشکار می شود ، صحت مساله حدوث عالم است و حکم به قدیم بودن عالم ماده خلاف بدیهیات و تلقی می شود . 🗯جهت دیدن روایات اهل بیت علیهم السلام در اثبات حدوث عالم به نمایه زیر مراجعه فرمایید ؛ 🔶 https://t.me/Rahnamye_Behesht/6141 ❕دلیلی و بر حدوث عالم ؛ 💠 جهان مادّه دائماً در حال تغییر است و تغییر و دگرگونى نشانه حدوث است زیرا اگر ازلى باشد و در عین حال همواره دستخوش تغییرات و حوادث گردد، جمع میان حدوث و قدم خواهد شد یعنى باید تغییرات را که امور اند ازلى بدانیم و این یک تناقض آشکار است. ❕امّا دلیل علمى دلیلى است که مى گوید عالم به طور دائم در حال فرسودگى و «آنتروپى» است و دلایل فراوان علمى این فرسودگى دائمى را به اثبات رسانده، سیّارات، ثوابت، کهکشانها، زمین و آنچه بر روى زمین است مشمول این قانون مى باشند. این فرسودگى مستمر دلیل بر این است که جهان پایان و سرانجامى دارد. زیرا فرسودگى تا بى نهایت نمى تواند ادامه یابد و هنگامى که قبول کنیم پایانى دارد، باید قبول کنیم آغازى هم دارد. زیرا اگر چیزى ابدى نباشد حتماً ازلى هم نیست. چرا که ابدیّت به معناى بى انتها بودن است و چیزى که بى انتهاست، نامحدود است و نامحدود آغازى ندارد بنابراین آنچه ابدى نیست هم نخواهد بود. 👌این سخن را به تعبیر دیگرى مى توان بیان کرد و آن این که اگر جهان ازلى باشد و در حال فرسودگى، باید این عمر جهان را پایان داده باشد، چرا که بى نهایت فرسودگى، مساوى است با عدم. 🔶باز به تعبیر دیگر آخرین نظریات علمى، جهان مادّه به سوى یکنواختى مى رود. اتمها تدریجاً متلاشى و مبدّل به انرژى مى شوند و انرژیها به سوى یکنواختى پیش مى روند (درست مثل این که شعله آتشى در اتاقى روشن کرده باشیم مادّه آتش زا تبدیل به حرارت مى شود وحرارت در فضاى اتاق تدریجاً پخش مى گردد و به صورت یکنواخت و بى تفاوت در مى آید). ❕هرگاه بى نهایت زمان بر گذشته باشد، باید این حالت ( تبدیل تمام مواد به انرژى و انرژیهاى فعّال به صورت انرژى یکنواخت و مرده ) حاصل شده باشد. 🔴این که شما می گویید علم یافته است که ماده و انرژی ازلی است ، گذشته از آنکه خلاف ادله بالا می باشد ، اشکال دیگری نیز بر آن مترتب می شود و آن اینکه ؛ 🔷ازلی و ابدی بودن ماده و انرژی بر اساس دلائل علمی و قابل اثبات نیست زیرا برد تجربه محدود است و هیچ تجربه ای نمی تواند ازلی بودن ماده را ثابت کند ، ازل از محدوده تجربه و حس ما خارج است و هیچ کس از دانشمندان علم طبیعی از ازل نبوده است ، تا ازلی بودن ماده و انرژی را ببیند و تجربه کند . 👌با توجه به این نکات است که علامه می نویسد ؛ 🔷 « جز دهریه و ملحدان و کسی سخن از قدیم بودن عالم نمی گفت ولذا شیخ کلینی در کافی و بعضی محدثین بابی جدا در اثبات حدوث عالم نمی گشودند بلکه در باب حدوث عالم اخبار اثبات خداوند را می اوردند با این اعتقاد که بعد از اقرار به وجود خداوند دیگر جایی برای اعتقاد به قدیم بودن عالم وجود ندارد چرا که تمام مردم متفق القول در حدوث عالم هستند 👌اما در ایام نزدیک به عصر ما از انجایی که مردم ولع و میل به مطالعه کتب فلسفی پیدا کردند واز غوطه ور شدن در قرآ ن وسنت واخبار امامان باز ماندند این مساله محل اختلاف آراء واقع شد و من در این باب اکثر آیات و احادیث را در حادث بودن عالم آوردم تا شک و تردید را از دل ها برکنم چرا که پیامبر فرمود : «زمانی که بدعت ها در امتم ظاهر شد بر عالم واجب است علمش را ظاهر کند » 📚بحار الانوار ج54 ص234 @Rahnamaye_Behesht
🤔 ❔این وحدت وجود چیه که طلبه ها روی آن زیاد بحث می کنند و زیادی هم قائل به آن هستند ❗️ 💠💠 👌وحدت وجود عقیده ای است که بسیاری از صوفیان و جمعی از فلاسفه و از طرفداران جدی آن هستند و غیر آن عقیده را شرک می دانند و می گویند تا کسی به وحدت وجود نرسد ، طعم عرفان واقعی را نخواهد چشید . ❕از سخنان آنان چنین استفاده می شود که در عالم هستى يك وجود شخصى که است ، بيش نيست و غير او هر چه هست جلوه‏ هاى او و تطوّرات ذات اوست يا به تعبير ديگر در حقيقت يك چيز بيش نيست و كثرتها و تعدّدها خيالات و پندارها و سرابهايى است كه خود را آب نشان مى‏دهد، امّا هيچ نيست. 👌گاه به جاى وحدت و اتّحاد، تعبير به مى‏ کنند و مى‏ گويند او ذاتى است كه در همه اشيا حلول كرده و هر زمان به لباسى در مى ‏آيد و بى‏ خبران، دوگانگى احساس مى ‏كنند در حالى كه همه يك چيز بيش نيست‏. ❕ در دیوان شمس تبریزی می‌گوید: 💠هر لحظه به شکلی عیار برآمد، دل برد و نهان شد***هر دم به لباس دگر آن یار برآمد، گه پیر و جوان شد ، می گشت دمی چند بر این روی زمین از بهر تفرّج***عیسی شد و بر گنبد دوار برآمد، تسبیح کنان شد ، یوسف شد و از مصر فرستاد قمیصی، روشن کن عالم***از دیده یعقوب چون انوار برآمد، تا دیده عیان شد ،حقّا همو بود که می‌کرد شبانی، اندر ید بیضا***گه چوب شد و بر صفت مار برآمد، زان بحر کفان شدصالح شد و دعوت همه زان کرد به خلقان، از بهر صلاحی***ناقه شد و از دل کهسار برآمد، فی الحال عیان شد . 👌تا گوید: ❕یونس شد و در بطن سمک بود به دریا، از بهر طهارت***موسی شد و خواهنده دیار برآمد، بر طور روان شد ، عیسی شد و در مهد دادگواهی زان روح مقدس***از معجز او نخل پر از بار برآمد، زان روح روان شد ،بالله همو بود که می‌گفت أنا الحق، در صوت الهی***منصور نبود آنکه بر آن دار برآمد، نادان به گمان شد ،رومی ( مولوی ) سخن کفر نگفته است و نگوید، منکر نشویدش***کافر شده آنکس که به انکار برآمد، از دوزخیان شد 📚 غزلیات شورانگیز شمس تبریزی، ص ۱۸۷. 👌در این اشعار زننده می خوانیم که از خداوند به عنوان عيّار (يك وجود مرموز) ياد مى‏ كند كه يك روز به لباس آدم در آمد ،و روزى به شكل نوح و روز ديگر در كسوت موسى و عيسى ،و سرانجام در شكل محمّد و روزى هم در لباس على و شمشير ذو الفقارش ظاهر شد و بالاخره روز ديگرى در قالب منصور شد و بر سر دار رفت‏. 👌در دفتر چهارم مثنوى طىّ يك داستان طولانى، قصّه «سبحانى ما أعظم شأنى» گفتن «بايزيد» را نقل مى ‏كند كه مريدانش به او اعتراض كردند، اين چه سخن ناروايى است كه مى‏گويى و «لا إله إلّا انا فاعبدون، معبودى جز من نيست مرا پرستش كنيد» سر مى ‏دهى؟! او گفت اگر من بار ديگر اين سخن را گفتم كاردها برداريد و به من حمله كنيد. بار ديگر چنين گفت و نغمه «نيست اندر جبّه‏ ام غير از خدا ، چند جويى در زمين و در سما» را سر داد، مريدان با كاردها به او حمله ‏ور شدند، ولى ديدند هر كاردى كه به او مى ‏زنند، خويش را مى‏ درند. ❕ابن عربی در فصوص الحکم، فصّ هارونیه در بیان داستان موسی و هارون علیهم السلام ادعا دارد: 👌« زمانی که موسی علیه السلام به سوی قوم خود برگشت و قوم خویش را گوساله پرست دید و برادر خود را مورد مؤاخذه قرار داد، به این علت بود که وی انکار عبادت گوساله (بت) را می‌کرد و قلب او مانند موسی علیه السلام وسعت نداشت تا بداند که گوساله پرستی هم خدا پرستی است؛ زیرا خدا حکم کرده است که جز او پرستش نشود لذا را به دلیل این عدم وسعت قلب ملامت می کرد . «و کان موسی [علیه السلام] أعلم بالأمر من هارون [علیه السلام] لأنّه علم ما عبده أصحاب العجل، لعلمه بأنّ الله قد قضی الا یعبد الا إیّاه، و ما حکم الله بشیء الا وقع. فکان عتب موسی [علیه السلام] أخاه هارون [علیه السلام] لما وقع الأمر فی إنکاره و عدم إتّساعه؛ فإنّ العارف من یری الحقّ فی کلّ شیء، بل یراه عین کلّ شیء. 👌ادامه 👇👇👇 @Rahnamaye_Behesht
👌استاد حسن زاده آملی ، در و شرح سخن ابن عربی می‌نویسد ؛ «موسی علیه السلام به واقع و نفس الأمر و به امر توحید اعلم از هارون علیه السلام بود، چه اینکه می‌دانست اصحاب عجل (گوساله) چه کسی را پرستش می‌کردند [یعنی موسی می‌دانست که بت پرستان در واقع خدا را می‌پرستیدند] زیرا او عالم بود که خداوند حکم فرموده که جز او پرستش نشود و آنچه را حکم فرموده، غیر آن نخواهد شد. پس جمیع عبادت‌ها [حتی بت پرستی] عبادت حق تعالی است و لکن «ای بسا کس را که صورت راه زد»؛ بنابراین موسی علیه السلام به برادرش هارون علیه السلام از این جهت بود که هارون علیه السلام انکار عبادت عجل می‌نمود و قلب او چون موسی علیه السلام اتساع نداشت؛ چه اینکه عارف، حق را در هر چیزی می‌بیند؛ بلکه او را عین هر چیزی می‌بیند. » 📚ممد الهمم در شرح فصوص الحکم، ص ۵۱۴. 👌و سپس : ❕« غرض شیخ در این گونه مسائل در فصوص و فتوحات و دیگر زبر و رسائلشان بیان اسرار ولایت و باطن است برای کسانی که اهل سرّاند؛ هر چند به حسب نبوت تشریع مقر است که باید توده مردم را از عبادت اصنام (بتها) باز داشت. چنانکه انبیاء عبادت اصنام را انکار می‌فرمودند. 📚ممد الهمم در شرح فصوص الحکم، ص ۵۱۴. ❕فقیه ارجمند مکارم می نویسد ؛ 👌« مى ‏گويند در عالم هستى يك وجود بيشتر نيست و بقيّه خيال و پندار است و حتّى تصريح مى‏ كنند كه بت ‏پرستى هم اگر به شكل محدود در نيايد عين خداپرستى است، چرا كه همه عالم اوست و او همه عالم است. ❕اين سخن از هر كس كه باشد، علاوه بر اين كه مخالف وجدان بلكه بديهيّات است و يكسره علّت و معلول و خالق و مخلوق و عابد و معبود را انكار مى ‏كند از نظر عقايد اسلامى نيز لوازم دارد كه بر كسى پوشيده نيست. چرا كه در اين صورت، خدا و بنده و پيامبر و امّت و عابد و معبود و شارع و مكلّف مفهومى نخواهد داشت و حتّى بهشت و دوزخ و بهشتيان و دوزخيان همه يكى است و همه عين ذات اوست و اين دوگانگى‏ ها همه زاييده وهم و خيال و پندار است كه اگر پرده‏ هاى پندار را پاره كنيم چيزى جز وجود او باقى نمى ‏ماند ، و نيز لازمه آن، اعتقاد به جسم بودن خداوند، يا حلول و مانند آن مى‏شود. 👌به اين ترتيب نه با وجدانيّات و دلايل عقل سازگار است و نه با عقايد اسلامى و قرآن مجيد و از همين جاست كه فقيه نامدار مرحوم محقّق در متن عروة الوثقى در بحث مربوط به كفّار مى‏ نويسد: ❕«شكّى در ناپاك بودن غلات و خوارج و نواصب نيست. امّا آنها كه قائل به جسميّت خدا و جبر هستند و همچنين گروهى از صوفيّه كه اعتقاد به وحدت وجود دارند، اگر به احكام اسلام ملتزم باشند اقوى اين است كه نجس نيستند، مگر اين كه بدانى مفاسدى كه لازمه مذهب آنهاست به آن پايبندند». 📚عروه الوثقی بحث نجاست کافر مساله 2 👌در اين عبارت دو نكته جلب مى‏ کند؛ 1⃣يكى عطف طرفداران عقيده وحدت وجود بر جبريّين و كسانى كه قائل به جسميّت خدا هستند و همه را در يك صف شمردن . 2⃣ ديگر تصريح به اين كه اعتقاد آنها داراى دينى است كه اگر به آن توجّه داشته باشند و پايبند باشند، مسلمان نيستند و اگر نسبت به آن لوازم پايبند نباشند در زمره مسلمانانند. ❕اين سخن به وضوح مى‏ فهماند كه مذهب آنها آن چنان مفاسدى دارد كه اگر به آن ملتزم شوند، از صف مسلمانان خارج مى‏ شوند.قابل توجّه اين كه تمام كسانى كه بر عروه حاشيه دارند، تا آنجا كه ما اطلاع داريم اين مطلب را پذيرفته و يا تنها قيودى بر آن افزوده ‏اند. (مانند اين كه موجب انكار توحيد و رسالت نشود). 📚پیام امام امیر المومنین ، مکارم شیرازی ج1 ص 103 @Rahnamaye_Behesht
🤔پرسش ❓ازدواج فرزندان آدم چگونه بوده است ❕آیا به صورت خواهر و برادر ازدواج کردند❕❕ 💠پاسخ💠 ❕آنچه از روایات استفاده می شود آن است که فرزندان آدم با یکدیگر ازدواج نکردند و ادامه نسل آنان از طریق حوریه هایی بهشتی ادامه پیدا کرده است. 🔶 در روایتی آمده است که از امام صادق علیه السلام پرسیدند: پیدایش نسل از فرزندان حضرت آدم چگونه بوده است؟ زیرا بعضى از مردم می‌گویند به حضرت آدم وحى رسید که دختران خود را به پسران خود تزویج نماید و اصل و ریشه تمامى مردم از آن برادرها و خواهران است. ❗️امام صادق در پاسخ فرمود: ❕«حق تعالى منزّه و برتر از این است که گوینده‌اى در باره حضرتش چنین بگوید، آیا پیامبران، فرستادگان، مؤمنین و مؤمنات و مسلمین و مسلمات را از حرام آفریده و قدرت نداشته آنها را از طریق حلال بیافریند و با این‌که از خود این مردم عهد و پیمان بر حلال و پاک و پاکیزگى گرفته است... 👌سپس امام صادق به شرح و بیان ابتداى نسل از فرزندان حضرت آدم پرداخت تا این‌که فرمود: 🗯«وقتی قابیل، هابیل را کشت، حضرت آدم از داغ جوانش هابیل فزع و جزع نمود ...  و خداوند حضرت شیث را به تنهایى بدون توأم با خواهرى به آدم عنایت فرمود، و اسم شیث، هبة اللَّه است و آن‌حضرت اول کسى است که از آدمیان در زمین وصى و جانشین پیغمبر شد و بعد از حضرت شیثخداوند یافث را به آدم مرحمت فرمود و یافث هم بدون همزاد متولد گردید، و چون به حد بلوغ و رشد رسیدند، و اراده نمود خداوند که نسل زیاد شود چنان که می‌بینید (زیاد شده‌اند) و تزویج خواهر با برادر حرام بود از این جهت حق تعالى حوریه‌اى به نام نَزلَه در عصر روز پنجشنبه از بهشت فرستاد و امر فرمود به آدم که او را تزویج و همسر شیث نماید، سپس در عصر روز بعد حوریه‌ دیگری به نام مَنزِلَه فرستاد و به آدم امر فرمود که به یافث تزویج نماید پس از آن‌که حضرت آدم آنها را بدو فرزند خود تزویج نمود براى حضرت شیث پسرى متولد گردید و براى یافث دخترى متولد شد و چون به حد بلوغ و رشد رسیدند خداى تعالى امر فرمود به آدم که دختر یافث را به پسر شیث تزویج کند، و حضرت آدم اطاعت امر کرد و آنها را همسر یکدیگر نمود، و از ایشان، پیامبران و فرستادگان الهی و برگزیدگان و نسل آنها متولد شدند...» 📚علل الشرایع ج1 ص19 🔶در روایت دیگری پیامبر گرامی فرمود: « وصی آدم شیث بود و وصی شیث فرزندش شبان بود .شبان فرزند نزله حوریه بهشتی است که خداوند از بهشت نازل کرد که آدم فرزندش شیث را به تزویج او در آورد» 📚الفقیه ج4 ص175 📚کمال الدین ج1 ص212 📚امالی طوسی ص442 🔴پاسخ به چند اشکال ؛ 1⃣در برخی روایات آمده است که فرزندان آدم با برخی اجنه ازدواج کردند و از این طریق نسل آنان گسترش پیدا کرد . 📚تفسیر عیاشی ج1 ص215 🔶اما این روایات از حیث سند ضعیف و مرسل است و قابل استناد نمی باشد . ❕گذشته از آنکه در گذشته آورده ایم که ازدواج انسان با جن امکان وقوعی ندارد که جهت آگاهی می توانید به نمایه زیر مراجعه فرمایید؛ 🔷 https://t.me/Rahnamye_Behesht/3808 2⃣در برخی روایات آمده است که ازدواج فرزندان آدم با یکدیگر بوده که به صورت ازدواج با محارم اتفاق افتاده و پس از آن قانون حرمت ازدواج با محارم نازل شده است؛ 📚الاحتجاج ج2 ص315 📚قرب الاسناد ص366 👌اما این روایات هم مرسل و بدون سند است و قابل استناد نمی باشد . ❕علامه مجلسی می گوید : این روایات از باب تقیه بیان شده است زیرا موافق با روایات و عقیده اهل سنت است. 📚بحار الانوار ج11 ص227 3⃣برخی از علما می گویند ظاهر آیه قرآن دلالت دارد که موجود ثالثی در گسترش نسل آدم و حوا دخالت نداشته است و فرزندان آنها با هم ازدواج کرده اند زیرا قرآن می گوید « بث منهما رجالا کثیرا و نساء»« خداوند از آدم و حوا مردان و زنان فراوانی به وجود آورد» زیرا اگر آنها با نژاد و همسران دیگری ازدواج کرده باشند تعبیر « منهما » ( از آن دو ) صادق نخواهد بود. 📚تفسیر نمونه ج3 ص246 🗯اما در پاسخ می توان گفت که با توجه به روایاتی که می گوید فرزندان آدم و حوا با هم ازدواج نکردند باید از ظاهر آیه دست کشید . ❕گذشته از آن که می توان گفت که نسل آدم و حوا توسط فرزندان پسر آن دو گسترش پیدا کرد و تعبیر « منهما » نیز صحیح است زیرا شیث و یافث فرزندان آدم و حوا بودند و توسط دو فرزند آدم و حوا نسل بشر گسترش پیدا کرد و مردان و زنان فراوان بر روی زمین منتشر شد. 📝پرسمان اعتقادی @Rahnamaye_Behesht
🤔پرسش ❓ از یک سنی شنیدم که میگفتند کافی در کتاب خود نوشته اند که این قران ناقص است که در دست مردم میباشد و قران کامل در دست امام زمان میباشد که با ظهورش آن را بهمراه دارد آیا همچین چیزی صحیح است❗️❗️ 💠پاسخ💠 👌آنچه در کتاب شریف کافی آمده است روایت زیر است . 🔶از امام صادق علیه السلام نقل می کند: « چون قائم قیام کند کتاب خدا را آنچنان که است تلاوت می کند و قرآنی را که امیر مومنان نوشته بود بیرون می آورد» ❗️در ادامه فرمود: « هنگامی که علی از نوشتن قرآن فارغ شد آنرا بر مردم عرضه کرد و فرمود این کتاب خدا تبارک و تعالی است .آنرا از دو لوح آنچنانکه خدایش بر محمد فرو فرستاده گرد آورده ام .مردم گفتند ما مصحفی داریم که همه آیات قرآنی را در بر دارد دیگر نیازی به قرآن شما نداریم .امیر مومنان فرمود به خدا سوگند دیگر بعد از امروز آن را نخواهید دید .من وظیفه داشتم هنگامی که از نوشتن آن فارغ شدم آن را بر شما عرضه کنم تا شما نیز آن را بخوانید» 📚الکافی ج2 ص633 ❗️حضرت مهدی در هنگام ظهور مصحف حضرت علی را بر مردم عرضه می کند. 👌حضرت علی پس از شهادت پیامبر سوگند یاد کرد تا گرد آوری قرآن تمام نشده است از خانه جز برای نماز خارج نشود .آنگاه پس از مدتی قرآن گرد آوری شده را به گروهی از صحابه و مسلمانان که در مسجد بودند ارائه کرد اما آنان نپذیرفتند و حضرت فرمود که دیگر آن را نمی بینید تا زمان قائم . 📚راهنمای حقیقت ص267 🔶قرآن حضرت علی با قرآن کنونی فرقی ندارد جز از چند جهت؛ 1⃣بر اساس ترتیب نزول جمع آوری شده بود. 2⃣منسوخ بر ناسخ مقدم بود. 3⃣تاویل برخی آیات به طور تفصیل نوشته شده بود. 4⃣تفسیر برخی آیات به طور تفصیل نوشته شده بود. 5⃣محکمات و متشبهات قرآن ذکر شده بود. 6⃣حاوی تبیین شان نزول و سبب نزول و عام و خاص و مطلق و مقید و ...بود. 🔶امام باقر علیه السلام فرمود: « هیچ کس جز شخص کذاب و دروغگو نمی تواند ادعا کند که او تمام قرآن را طبق آنچه نازل شده جمع کرده است .زیرا تنها علی و ائمه پس از او قرآن را طبق آنچه خداوند نازل کرده جمع و حفظ کرده اند» 📚الکافی ج1 ص228 👌وفرمود: « هیچ کس جز اوصیای پیامبر نمی تواند ادعا کند که تمام قرآن اعم از ظاهر و باطن نزد او است» 📚همان مدرک 👌این روایات بر روی ظاهر و باطن قرآن و جمع آوری قرآن به آنگونه که نازل شده است تکیه دارد و حضرت علی با توجه به این ملاک ها قرآن را جمع آوری کرد و الا متن قرآن حضرت علی با قرآن کنونی تفاوتی ندارد چنان که خود حضرت فرمود: « این کتاب پرودگار شما است همان گونه که بر پیامبر نازل شده حرفی بر آن اضافه و از آن کم نشده است» 📚الاعتقادات صدوق ص92 🔶شیخ مفید می گوید: « آنچه در مصحف امیر مومنان بوده اعم از تاویل و تفسیر معانی آیات بر اساس حقیقت نزول بوده است که مصحف کنونی چنین نیست» 📚اوائل المقالات ص93 ❗️به هر حال وجود چنین مصحفی که در زمان ظهور به دست قائم می باشد مورد اتفاق علمای شیعه و سنی است . 🔷گزارش این مصحف از منابع شیعه در کتب زیر آمده است؛ 📚کتاب سلیم بن قیس ص581-582-660-665 📚الکافی ج2 ص633 📚تفسیر عیاشی ج2 ص307 📚الاعتقادات صدوق ص81 📚مناقب ال ابی طالب ج2 ص50 و ... 🔶منابع اهل سنت؛ 📚طبقات الکبری ج2 ص328 📚الاتقان ج1 ص58 📚حلیه الاولیاء ج1 ص67 📚شواهد التنزیل ج1 ص36 و ... 👌اگر در برخی روایات آمده است که حضرت مهدی با کتابی جدید می آید؛ 📚بحار الانوار ج52 ص231 👌مراد از کتاب همان مصحف حضرت علی است نه آنکه حضرت قرآن تازه ای را می آورد. 📝پرسمان اعتقادی @Rahnamaye_Behesht
🤔 ❔پرسشی دارم که ایام عید تشدید می شود که چرا اسلام این قدر به صله رحم تاکید کرده و هر را می بینی می گوید این ایام ، ایام صله رحم است ❗️اگر صله رحم نشود چه میشود آسمان به زمین می آید که این قدر روش تاکید می کنید ❕❕ 💠💠 👌اسلام نسبت به صله رحم و كمك و حمايت و محبت نسبت به خويشاوندان اهميت فوق العاده‏ اى قائل شده است و قطع رحم و بريدن رابطه از و بستگان را شديدا نهى كرده است. ❕اهميت صله رحم تا آنجا است كه پيامبر اسلام مى ‏فرمايد: « پيوند با خويشاوندان را آباد مى‏ سازد، و بر عمرها مى ‏افزايد هر چند انجام دهندگان آن از نيكان هم نباشند» 📚سفینه البحار ج1 ص 514 👌 در سخنان امام صادق علیه السلام مى‏ خوانيم: «پيوند خويشاوندى خويش را حتى با جرعه ‏اى از آب محكم كن و بهترين راه براى خدمت به آنان اين است كه (لا اقل) از تو آزار و نبينند » 📚همان مدرک 👌زشتى و گناه قطع رحم به حدى است كه امام سجاد به فرزند خود نصيحت مى‏كند كه از مصاحبت با پنج طايفه ، يكى از آن پنج گروه كسانى هستند كه قطع رحم كرده ‏اند: « بپرهيز از معاشرت با كسى كه قطع رحم كرده كه قرآن او را ملعون و دور از رحمت خدا شمرده است » 📚همان مدرک ص 516 ❕در سوره محمد ص آيه 22 مى ‏فرمايد: «شما كه در زمين فساد مى‏ كنيد و قطع مى‏ نمائيد مشمول لعنت خدا هستيد و از رحمت او دور » 👌كوتاه سخن اينكه قرآن نسبت به قاطعان رحم و برهم ‏زنندگان پيوند خويشاوندى تعبيرات شديدى دارد، و احاديث اسلامى نيز آنها را سخت مذمت كرده است. ❕از پيامبر اسلام پرسيدند: عمل در پيشگاه خداوند كدام است؟ در پاسخ فرمود شرك به خدا 👌پرسيدند بعد از آن؟ فرمود:" قطع رحم" 📚همان مدرک ❕علت اينكه اسلام نسبت به نگهدارى و حفظ پيوند خويشاوندى اينهمه پافشارى كرده اين است كه هميشه براى ، تقويت، پيشرفت تكامل و عظمت بخشيدن به يك اجتماع بزرگ، چه از نظر اقتصادى يا نظامى، و چه از نظر جنبه ‏هاى معنوى و اخلاقى بايد از واحدهاى كوچك آن شروع كرد، با پيشرفت‏ و تقويت تمام واحدهاى كوچك، اجتماع عظيم، خود به خود اصلاح خواهد شد. 👌اسلام براى عظمت مسلمانان از اين روش به نحو كاملترى بهره ‏بردارى نموده است، دستور به اصلاح داده كه معمولا افراد از كمك و اعانت و عظمت بخشيدن به آن روگردان نيستند. ❕زيرا تقويت بنيه افرادى را توصيه مى‏ كند كه خونشان در رگ و پوست هم در گردش است، اعضاى يك خانواده‏ اند، و پيداست هنگامى كه اجتماعات كوچك خويشاوندى نيرومند شد، اجتماع عظيم آنها نيز عظمت مى‏ يابد و از هر نظر قوى خواهد شد، شايد حديثى كه مى ‏گويد:" صله رحم باعث آبادى شهرها مى‏ گردد به همين اشاره باشد". 📚تفسیر نمونه ج1 ص156 ❕بنابراین مهم اين است كه انسان، بتواند اين پيوند را محكم كند و با كارهاى اشتباه موجب قطع آن نشود. انسان، بايد هنگام نعمت و آرامش به آنها نيكى كند، تا در هنگام بروز و ظهور بحران‏ها و طوفان‏ها، به حمايت او برخيزند. حقيقت، اين است كه غلبه بر بسيارى از مشكلات زندگى، كار يك فرد نيست و حمايت گروه يا گروه‏هايى را مى‏ طلبد. حال، چه كسى بهتر از اقوام و بستگان و خويشاوندان هستند كه هم يكديگر را به خوبى مى‏ شناسند و هم پيوند خون و عاطفه، آنها را به هم مربوط ساخته است؟ امّا افسوس كه بسيارى از افراد، همين كه به نوايى رسيدند، همه اين مسائل را فراموش كرده و از آنان مى‏ گيرند و اين ذخاير روز بيچارگى را، از دست داده و سنگر خود را در برابر حوادث سخت، در هم مى‏ شكنند. 📚پیام امام امیر المومنین ج2 ص67 ❔ممكن است سؤال شود كه منظور از چيست؟ 👌منظور اين است كه پيوند محبّت، باشد و در مشكلات، به يارى هم بشتابند و از حال هم غافل نشوند و در شرايط مختلف، به مقتضاى آن شرايط، عمل كنند. حتّى گاه مى ‏شود با يك سلام و يك تلفن، بخشى از تكليف صله رحم انجام مى ‏گيرد. ❕در حديثى از امير مؤمنان على عليه السّلام مى ‏خوانيم كه فرمود: «صلوا أرحامكم و لو بالتّسليم، صله رحم را به جا بياوريد، هر چند با يك كردن باشد». 📚بحار الانوار ج71 ص126 @Rahnamaye_Behesht
🤔پرسش ❔ ادعا می کند همه چیز در آن آمده، که این مطلب یکی از "اشتباهات فاحش قرآن" است زیرا همه چیز نمی تواند در هزاران کتاب بیاید چه رسد فقط در یک کتاب❕ در اینجا به آیاتی اشاره میکنیم که ادعا می کند همه چیز در آمده است: : (۱۱۱) (قرآن ) سخنی نیست که به دروغ ساخته شده باشد بلکه تصدیق آنچه است که پیش از آن بوده و تفصیل هر چیزی است و برای مردمی که ایمان می آورند رهنمود و رحمتی است. (۸۹) و این کتاب را که بیانگر هر چیزی است و برای مسلمانان رهنمود و رحمت و بشارتگری است، بر تو نازل کردیم. ✅ نقد این آیات: در "اشتباه و غلط بودن" این ادعای قرآن شکی نیست چون همه چیز در هزاران کتاب نمی گنجد، چه برسد به یک کتاب ❕❕ 💠💠 👌در آیات فراوانی ، هدف از نزول ،انسان سازی و هدایت به سوی سعادت دنیوی و اخروی و زندگی سعادتمند بیان شده است ؛ 🗯بقره 2- انعام 155-157- اعراف 52-203- یونس57- نحل64- لقمان 2_3 و ... 🔷با توجه به این نکته و این که « القرآن بعضه بعضا »« آیات قرآن یکدیگر را می کنند » در مورد آیاتی که می گوید همه چیز در قرآن آمده است می گوییم ؛ ❕« قرآن یک کتاب و است که برای تکامل فرد و جامعه در همه جنبه های معنوی و مادی نازل شده است لذا روشن می شود که منظور از اینکه همه چیز که در آمده است تمام اموری است که برای پیمودن این راه لازم است، نه اینکه قرآن یک دائرة المعارف بزرگ است که تمام جزئیات علوم ریاضی و جغرافیائی و شیمی و فیزیک و گیاه شناسی و مانند آن در آن آمده است، هر چند قرآن یک دعوت کلی به کسب همه علوم و دانشها کرده که تمام دانشهای یاد شده و غیر آن در این دعوت کلی جمع است، به علاوه گاه گاهی به تناسب بحثهای توحیدی و تربیتی، پرده از روی قسمتهای حساسی از و دانشها برداشته است، ولی با این حال آنچه قرآن به خاطر آن نازل شده و هدف اصلی و نهائی قرآن را تشکیل می دهد، همان مساله انسانسازی است، و در این زمینه چیزی را نکرده است. 🔶گاهی انگشت روی جزئیات این مسائل گذارده و تمام ریزه کاریها را بیان می کند (مانند احکام نوشتن قراردادهای تجارتی و اسناد بدهکاری که در طولانی ترین آیه قرآن یعنی آیه 282 سوره بقره طی 18 حکم بیان شده است) و گاهی مسائل حیاتی انسان را به صورتهای کلی و کلی تر مطرح می کند، مانند آیه «خداوند فرمان به عدل و احسان و بخشش به نزدیکان می دهد و شما را از هر گونه زشتی و منکر و ستم، نهی می کند.» 🔷وسعت این مفاهیم مانند وسعت مفهوم وفای به عهد در آیه ان العهد کان مسئولا - اسراء آیه 34 و وفای به عقد در آیه اوفوا بالعقود مائده آیه 1 و لزوم اداء حق جهاد در آیه و جاهدوا فی الله حق جهاده حج آیه 78 و اقامه قسط و عدل در آیه لیقوم الناس بالقسط حدید آیه 45 و توجه به نظم در تمام زمینه ها در آیه و السماء رفعها و وضع المیزان الا تطغوا فی المیزان و اقیموا الوزن بالقسط و لا تخسروا المیزان سوره الرحمن 7 - 8 - 9 و خودداری از هر گونه فساد در روی زمین در آیه و لا تفسدوا فی الارض بعد اصلاحها اعراف آیه 85 و ((دعوت به تدبر و تفکر و تعقل که در بسیاری از آیات قرآن وارد شده است، و امثال این برنامه های انسان شمول که می تواند راهگشا در همه زمینه ها باشد، دلیل روشنی است بر اینکه در قرآن بیان همه چیز هست. 🗯حتی فروع این دستورهای کلی را نیز بلاتکلیف نگذارده، و مجرائی که باید از آن مجرا این برنامه ها تبیین شود بیان کرده و می گوید: «آنچه پیامبر به شما دستور می دهد اجرا کنید و آنچه شما را از آن نهی می کند باز ایستید» (حشر آیه 7) 👌در روایات اسلامی نیز روی قرآن بسیار تاکید شده است. از جمله در حدیثی از امام صادق علیه السلام می خوانیم ؛«خداوند در قرآن هر چیزی را بیان کرده است، به خدا سوگند چیزی که مورد نیاز مردم بوده است کم نگذارده، تا کسی نگوید اگر فلان مطلب درست بود در قرآن نازل می شد، آگاه باشید همه نیازمندیهای بشر را خدا در آن نازل کرده است» 📚الکافی ج1 ص59 🔶در حدیث دیگری از امام علیه السلام می خوانیم؛ «خداوند متعال چیزی را که مورد نیاز این امت است در کتابش فرو گذار نکرده، و برای رسولش ‍ تبیین نموده است، و برای هر چیزی حدی قرار داده، و دلیل روشنی برای آن نهاده، و برای هر کسی که از این حد تجاوز کند، حد و مجازاتی قائل شده است» 📚الکافی ج7 ص175 🗯لذا قرآن پس از آن که می گوید قرآن بیانگر هرچیزی است ( تبیانا لکل شیء ) تاکید می کند که این تبیان کلی سبب هدایت و رحمت و بشارت برای مسلمین است ( و رحمه و بشری للمسلمین ) . 📚تفسیر نمونه ج11 ص361 @Rahnamaye_Behesht
🤔 ❔کسانی از متدینین را دیده ام که زنان را صیغه میکنند و زمانی که با انان صحبت میکنیم که این زنان فاحشه هستند پاسخ میدهند صیغه کردن حلال است و شما نمیخواهد حلال خدا را حرام کنی حالا سوال بنده ایا کردن زنان خیابانی که به فاحشه گری شهره هستند جایز است یا خیر ؟ آیا مردان متاهل که زنان عفیفه آنان هم مشکلی از نظر جنسی ندارند میتوانند به بهانه حکم مراجع و حلال شمردن متعه زنان فاحشه را صیغه کنند یا خیر در این نظراسلام چیست❕ 💠💠 👌در روایات اهل بیت علیهم السلام از ازدواج کردن با زنانی که مشهور به زنا و هستند نهی شده است. ❕امام رضا علیه السلام فرمود ؛ « جز با زن مامون و مورد ( از فساد و فحشاء ) ازدواج نکن » 📚التهذیب ج 7 ص 269 ❕امام علیه السلام فرمود ؛ « از متعه کردن زنانی که دیگران را دعوت به خود می کنند و مشهور به فساد و فحشاء و معروف به زنا هستند کن» 📚الکافی ج 5 ص 454_ الاستبصار ج 3 ص 143 👌محمد بن فضیل می گوید از امام علیه السلام سوال کردم در مورد زن زیبایی که مشهور به فسق و فجور و زنا است که آیا شما برای مرد دوست دارید که چنین زنی را برای یک روز یا بیشتر متعه کند ❔ 👌امام علیه السلام پاسخ داد ؛ « در صورتی که مشهور به زنا است نباید چنین را متعه کرد و با او ازدواج کرد » 📚الکافی ج 5 ص 454 ❕بر این اساس صاحب علیه الرحمه فتوا به حرمت ازدواج با چنین زنانی می دهد . 📚الحدائق الناضره فی احکام العتره الطاهره ، ج 24 ص 131 ❕بله در روایات دیگری آمده است که ازدواج با چنین پس از توبه کردن آنها و رعایت عده از زنا جایز است . 👌از امام صادق علیه السلام در مورد ازدواج با زن سوال شد ، امام علیه السلام پاسخ داد ؛ « ازدواج با او در صورت دوری کردن او از زنا دادن و گذشت مدت عده و پاک شدن به وسیله عده و استبراء از نطفه فجور جایز است ، بنابراین ازدواج با او پس از کردنش جایز است » 📚بحار الانوار ج 100 ص 310 👌در گذشته توضیح داده ایم ، کسانی که ازدواج کرده و دارای همسر دائم هستند و هیچ گونه مشکلی در رابطه ندارند ، اجازه متعه و ازدواج موقت کردن را ندارند و تنها کسانی حق استفاده از ازدواج موقت را دارند که به وسیله ازدواج دائم بی نیاز نشده باشند ؛ 💠https://eitaa.com/Rahnamaye_Behesht/2067 @Rahnamaye_Behesht