#حيات، اقسام مختلفى دارد:
1. حيات #گياهى. «أَنَّ اللَّهَ يُحْيِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها» خداوند زمين را زنده مىكند.
2. حيات #حيوانى. «لَمُحْيِ الْمَوْتى» خداوند مردگان را زنده مىكند.
3. حيات #فكرى. «مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ» آن كه مرده بود و زندهاش كرديم.
4. حيات #ابدى. «قَدَّمْتُ لِحَياتِي» كاش براى زندگيم چيزى از پيش فرستاده بودم.
کانال 👇
#درسهایی_از_قران
#ترجمه
#روخوانی
#تجوید
#دائره_المعارف
@Targomeh
🎧#دائره_المعارف_قران_کریم 🎧
آسمان و زمین در قرآن
👈 #تکلیف_زمین
⏪ ۱.۳ - امانت ولایت الهی
🖼 ناگزیر از بین همه احتمالات باقی میماند احتمال #ششم، و آن این است که مراد از امانت مزبور کمالی باشد که از ناحیه تلبس و داشتن اعتقادات حق، و نیز تلبس به اعمال #صالح، و سلوک طریقه کمال حاصل شود به اینکه از حضیض ماده به اوج اخلاص ارتقاء پیدا کند و خداوند انسان حامل آن #امانت را برای خود خالص کند، این است آن احتمالی که میتواند مراد از #امانت باشد، چون در این
پذیرفتن آن نیستند.
📗 " و حملها الانسان"- یعنی انسان با همه کوچکی حجمش #صلاحیت و آمادگی پذیرفتن آن را داشت، و آن را پذیرفت،
🖼 " انه کان ظلوما جهولا"، یعنی چون او ستمگر به #نفس خویش، و جاهل به آثار و عواقب وخیم این امانت است، او نمیداند که اگر به این #امانت خیانت کند عاقبت وخیمی به دنبال دارد، و آن هلاکت دایمی اوست.
📗 و به معنایی دقیق تر چون که: #انسان به خودی خود فاقد علم و عدالت بود، ولی قابلیت آن را داشت که #خدا آن دو را به وی افاضه کند، و در نتیجه از حضیض ظلم و جهل به اوج #عدالت و علم ارتقاء پیدا کند.
🖼 و دو کلمه" ظلوم" و" جهول" دو وصف از ظلم و جهلند، و کسی را #ظلوم و جهول گویند که ظلم و جهل در او امکان داشته باشد، هم چنان که به قول فخر رازی اسب #چموش، و چارپای چموش، و آب طهور، اوصافی هستند، برای #حیوانی که امکان چموشی، و آبی که امکان طهور بودن را داشته باشد، و به همین جهت به سنگ و کلوخ، چموش نمیگویند. [۹] [۱۰]
✅ پانویس
۱. ↑ احزاب/سوره۳۳، آیه۷۲.
۲. ↑ احزاب/سوره۳۳، آیه۷۲.
۳. ↑ طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج ۸، ص۱۸۷.
۴. ↑ اسراء/سوره۱۷، آیه۴۴.
۵. ↑ طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۶ ص۵۲۴، ترجمه موسوی همدانی.
۶. ↑ طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۶، ص۵۲۵، ترجمه موسوی همدانی.
۷. ↑ تین/سوره۹۵، آیه۴- ۶.
۸. ↑ مؤمن/سوره۴۰، آیه۵۷.
۹. ↑ فخررازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر، ج۲۵، ص۲۳۶.
۱۰. ↑ طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۶، ص۵۲۶، ترجمه موسوی همدانی.
ادامه دارد......
#دائره_المعارف_قرآن_کریم
#تفسیر
@Targomeh