هدایت شده از هنر جنگ
۱۷:۱۲/ ۷ فروردین
حمله به مجتمعهای فولاد در اصفهان و خوزستان به دلیل تحملناپذیر شدن ضربات اخیر به رژیم اسراییل رخ داده است. این حمله دو هدف اصلی دارد: اول، ضربه به تاسیساتی که رژیم تصور میکند در بلندمدت ایران برای بازسازی ماشین نظامی خود به آن نیاز دارد و دوم، جبران هیستریک ضربات بسیار موثر اخیر به جبهه داخلی رژیم. ورود به این نوع حملات نشاندهنده بنبست عملیاتی رژیم و عامل باز شدن دست ایران برای انهدام آینده صنعت و فناوری متحدان امریکاست. ایران در این کار تردید نخواهد کرد. همچنین، این نوع حملات نشاندهنده نگرانی عمیق رژیم اسراییل از ترک ناگهانی جنگ از سوی ترامپ و تنها ماندن آن در مقابل ایران است. جنس حملات به رژیم تا ساعاتی دیگر تغییر خواهد کرد.
@dolfiniran
هدایت شده از مُحَلِّل
رژیم صهیونیستی در یکی دو روز اخیر در حال تصاعد حملات خود به زیرساختهای دفاعی و صنعتی جمهوری اسلامی ایران به بهانه مشارکت در تولید موشک است. طبعا، ساخت و تولید موشک و یا هر سلاح دیگری، مستلزم وجود چرخه ای گسترده از صنایع مختلف است که بسیاری از آنها اساسا کاربرد دوگانه دارند به عبارتی همان صنایع عمده ای که در تاسیسات اقتصادی و زیرساختی کشور کاربرد دارد، طبعا بخشی از ملزومات سلاح نیز هستند مانند فولاد و... . رژیم با این اقدامات به دنبال اختلال در چرخه بازسازی است. پاسخ باید متقابلا علاوه بر صنایع نظامی، صنایع اقتصادی و خصوصا فناوری، سایبری، های تک و هوش مصنوعی رژیم و امریکا را به طور گسترده و سنگین هدف قرار دهد.
@Muhallel
هدایت شده از Researcher
🌕 موازنه دیپلماسی، میدان و خیابان
#سیدحسین_شهرستانی
دیشب در جمع مردم شریف تهرانپارس کمی سخن گفتم. از جمله اینکه پایمردی مردم در حضور در میادین و برکت محاسبهناپذیر خون شهیدان، علی الخصوص امام شهید و کودکان میناب، همین اکنون فتح و پیروزی را برای ما به ارمغان آورده است. نهتنها دشمن به هیچ یک از اهدافش یعنی سرنگونی نظام یا استحاله از درون به سبک ونزوئلا دست نیافت بلکه فراتر از آن، ما نسبت به قبل از جنگ وضع به مراتب برتری داریم:
اعمال کنترل بر تنگه هرمز، دستآورد بزرگ این جنگ است که دشمن اراده آن را به ما تقدیم کرد. ما باید پیش از این، از فرمول تنگه در برابر تحریم استفاده میکردیم. این جنگ باعث شد این فرمول طلایی را بهدست آوریم.
ناامن شدن متزاید رژیم اشغالگر و بعلاوه اسرائیلچههای کوچک منطقه دستآورد دیگر ماست. امارات، یک اسرائیل کوتوله است که در راس پیوند محور عبری و عربی است. فروریزی ایده امارات، بهنحو پایداری معادله امنیتی منطقه را دگرگون خواهد کرد. دولتها و شبهدولتهای منطقه با شتاب بس بیشتری به سمت تعیینتکلیف نهایی و صریح در تامین منطقه پیش میروند: یا به قرارداد امنیتی محور مقاومت و معادله منطقهای و اسلامی میپیوندند و یا بهاسم همپیمانی با امریکا، هزینه امنیت رژیم را هر روز بیش از پیش میپردازند. که البته این دومی علاوه بر هزینههای مادی، هزینه سیاسی و حیثیتی زیادی برایشان دارد و مشروعیت این شبهدولتها را بیش از پیش مخدوش میکند.
اما دستآورد بزرگ دیگر بعد از فتح میدان، "فتح خیابان" است. خیابانی که در طول سالهای گذشته بارها بهسبب تهاجم عظیم رسانهای و در نتیجه فشار تحریمهای اقتصادی و البته برخی تصمیمات نادرست داخلی، صحنه اعتراضات اجتماعی بود، اکنون یکپارچه به رنگ پرچم جمهوری اسلامی ایران مزیّن است. فتح خیابان، پشتوانه فتح میدان است و البته باید موازنه درست میان این دو برقرار باشد. در واقع معادله سه ضلع پیدا کرده است: دیپلماسی، میدان و خیابان.
خیابان خواهان ادامه فتح میدانی است و طبعِ دیپلماسی، کاهش تنش میدانی. از سوی دیگر شرایط واقعی میدان را اهلش میدانند و نهایتا در تعاطی اضلاع این مثلث، سیاستمرد است که لحظه نقد کردن دستآوردهای میدان در ساحت دیپلماسی را تعیین میکند. تعیین تکلیف جایگاه رهبری آنهم با حداکثر رضایت مردم، خود دستآورد بزرگ دیگری است که در این لحظه اهمیت خود را نشان میدهد.
اما دستآورد دیگر این نبرد به گمان من، پایان قطعی ایده پهلویسم بهمثابه آلترناتیو نظام و حتی مقدمات شکست تصویر نوستالژیک دوران پهلوی اول و دوم در برابر عصر انقلاب اسلامی است. این خود دستآورد کمی نیست. دیگر راه بازگشت به گذشته در ذهنیت ایرانیان بهکلی بسته شده و جمهوری اسلامی دستکم بهمثابه وضع ضروری اکنون و آینده ایران پذیرفته خواهد شد و بدین ترتیب نظام بعد از سه دهه، از چالش جنگ بر سر موجودیت و لولوی براندازی رها خواهد شد.
...همانطور که اشاره شد خیابان خواهان تداوم فتوحات میدانی تا نابودی اسرائیل و حتی "رفع فتنه در جهان" است. همینکه من در سخنرانی گفتم که ما تا امروز هم پیروزیم، شماری از مردم احساس کردند که میخواهم ایشان را برای پذیرش آتشبس مهیا کنم و با شعارهای خود مطالبه خود را عیان کردند. این البته یک سرمایه اجتماعی بیبدیل است. منتها باید آن موازنه درست برقرار باشد تا نه اهل سیاست از مردم عقب بمانند و نه خیابان از میدان و سیاست توقع نابجا داشته باشد که موجب سرخوردگیاش شود. مثل منی که شرایط دقیق میدان را نمیدانم، باید در تجویز نسخه به میدان احتیاط کنم. ما همه دوستدار ادامه جنگ دستکم تا لحظه تثبیت موازنه جدید امنیتی و اقتصادی و سیاسی در منطقه هستیم. در این موازنه جدید، اسرائیل جایی ندارد حتی اگر هنوز نابود نشده باشد. (الگوی نابودی اسرائیل، فروپاشی از درون خواهد بود). اما اینکه در چه گامهایی این موازنهای که اکنون ظهور کرده، تثبیت خواهد شد را باید به منطق واقعی میدان و سیاست سپرد. مردان میدان و سیاست ما در این جنگ، پایمردی خود را ثابت کردهاند، لذا ضمن حفظ مطالبات بهحق، باید به ایشان اعتماد کنیم. این اعتماد به مسئولان ارشد نظام، خود دستآورد بزرگ این نبرد است.
سید حسین شهرستانی
#دیپلماسی
#میدان
#خیابان
هدایت شده از یحیی
بی حجاب پرچم به دست
🔹بی حجاب که میگم یعنی کلا بی حجاب، همونها که هیچی رو سرشون نیست. حاج آقا مسالتن؟!
حاج آقا نظرتون چیه درباره کلیپهایی که از اینها بیرون میاد؟ نظرتون چیه درباره تذکر حجاب دادن به اونها؟ نظرتون چیه اینها بعدا با این کارهاشون بی حجابی رو تثبیت نمیکنن تو کشور؟ نمیگن کسی حق نداره به ما تذکر بده چون ما کف صحنه بودیم؟
🔺علامه طباطبایی یک جمله ای داره درباره آیه فلنبولنکم ... میگه روش دین ما اینه که مشکل رو از ریشه حل میکنه. جایی رو نشونه میگیره و میزنه که فکرش رو نمیکنی. توحیدت رو نشونه میگیره، اخلاقت رو درست میکنه.
🔺تو کتاب کافی این جور روایتها زیاده که میان پیش امام میگن فلانی تو جبهه شما است، هزار منکرات رو آلوده است، ما ها این روایات رو کمتر به صورت راهبرد تحول و تغییر بهش نگاه کردیم. معمولا گفتیم ببین شیعه چه خوبه، یا دین چه مهربونه، نه روایتها میگن ریشه رو بزنید درست کنید. ریشه ولایته. امام میگه اگر ولایتش درسته درست میشه. ولایت رو درست کنید درست میشه. ولایت سه رکن داره، اتصال به هم و وحدت، اتصال به رهبر و نظام، جهاد و دشمنی با جبهه ظلم و کفر. این سه تا را درست کنید درست میشه. خودش درست میشه. یعنی نهی از منکر بکنیم یا نکنیم؟ اگر این سه تا رو خراب میکنی نه بیخیال شو برو یاد بگیر بعد بیا خراب ترش نکن، اگر این سه تا رو هم زمان درست میکنی ، انجام بده.
🔺تو جزء کدوم دسته ای؟ اونها که وقتی شنیدن رهبری شهید درباره بچه های جوونی که تو دی ماه به مردم حمله کردن گفت اینها هم فرزندان ما هستند، تعجب کردن؟ یا کساییی که میدونستن نظر رهبری اینه؟ کسایی که جملات رهبری درباره بی حجابها رو که گفت اگر بدونن کی دستش پشت ماجرا است مقابلش قرار میگیرن، متعجبشون کرد یا نه؟ کسایی که جملات رهبری درباره اینکه ضعف من باطنه ضعف اینها ظاهره، حاج قاسم گفت اینها بچه های مان، متعجبشون کرد یا نه؟
🔺من میگم یک دقیقه نهی از منکر نکن، فکر کن بعد برو نهی از منکر کن. فکر کن ببین این دخترکان بی حجاب که دیروز فحشت میدادن الان چرا میگن اون آقا بابای ما هم بود؟ چرا میگن با این بسیجی ها خواهر برادریم؟ چرا میگن ایران رو رها نمیکنم برم پشت نتانیاهو. چرا اینجوری شدن؟ ببین چی رو ندیدی تو نهی از منکرت، اون رو اضافه کن، نکنه نهی از منکرت خودش مصداق منکر باشه.
🔺بچه ها امروز توحید مردم داره درست میشه، ولایتشون داره درست میشه، توحید یعنی یکفر بالطاغوت و یومن بالله فقد استمسک بالعروه الوثقی، یعنی تو جبهه تو میان، ولایت یعنی اتصال به امر ملی و اتحاد امتی، اتصال به رهبر، دشمنی با دشمن، عالم همش زبان شده داره نهی از منکر میکنه و ریشه منکر رو میزنه، هم اون بی حجاب رو نهی از منکری عمیق میکنه هم من آخوند که هزار خطای پنهان دارم رو داره عمیقا نهی از منکر میکنه، میتونی زبان گویای این اتفاق نفس الامری باشی بسم الله، و الا برو کنار بگذار باد بیاد. هر چند من البته شک ندارم که ما زبان نهی از منکرمان هم با همین فهم و عمق، این روزها ارتقا پیدا کرده. اصلا نگران نیستم. روزگار خوشی است کلا.
@ali_mahdiyan
هدایت شده از اشارات
🌕 یک لحظهی انقلابی نوین در ایران
#شهاب_اسفندیاری
(این متن ترجمه فارسی [رشته توئیتی] به زبان انگلیسی است که در شبکه ایکس منتشر شد و در فضای بینالمللی بازتاب یافت.)
چهارراهی در شرق تهران وجود دارد که، چهل و هفت سال پس از انقلاب اسلامی، ساکنان محل همچنان آن را «چهارراه کوکاکولا» مینامند. دیشب اما، هنگامی که از آنجا میگذشتم، فضا روایتگر یک خروش نیرومند ضداستعماری بود: مردمانی عادی، در اجتماعی خودجوش برآمده از خشم عمومی علیه آمریکا و اسرائیل به اعتراض علیه ترور رهبر خود برخاسته و استوار در صفوف فشرده در حمایت از وطن خود ایستاده بودند. همین صحنه را شب پیش از آن نیز در میدان پونک، در غرب تهران، به چشم دیده بودم؛ میدانی که در جریان وقایع دیماه یکی از صحنههای کلیدی آشوب و خشونت بود.
ترامپ و نتانیاهو با ترور رهبر ایران، آتشی در دل میلیونها ایرانی برافروختهاند که موجب وحدت و انسجام شگفتی شده است. میدانهای اصلی تهران و شهرهای سراسر کشور اینک هر شب انباشته از جمعیتهایی است که فریاد «مرگ بر آمریکا»، «مرگ بر اسرائیل» و «مرگ بر وطنفروش خائن» سر میدهند.
آن صحنههایی که پیشتر، شاید در تظاهرات عمومی و در مناسبتهای ملی محدود بود، اینک فراگیر و عمیقاً شخصی و محلی شده است؛ با یک نهضت حقیقی و سراسری انقلابی نوین مواجه هستیم. اینان مردمی هستند که داستان کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، به طراحی آمریکا، را خوب در ذهن دارند، و لذا هیچ تمایلی به تکرار تاریخ از خود نشان نمیدهند.
«تهران دمشق نمیشه»؛ از جمله شعارهایی بود که از آنها میشنیدم. از آن «اپوزیسیونی» که برخی پیشبینی میکردند به استقبال بمبارانهای آمریکا خواهد رفت، هیچ نشانی نبود. نه نشانهای از قدردانی از ترامپ، و نه حتی آن شعارهای ضدحکومتی که در جریان اعتراضات دی ماه از برخی پنجرهها به گوش میرسید.
ترامپ با ترور آیتالله خامنهای، فوران خشم تودههایی را رها کرده است که اینک یک «امام شهید» یافتهاند. در تاریخ ایران پس از ۱۶۰۰ سال، اکنون یک رهبر ایرانی پیشاپیش ملت در میدان نبرد به دست دشمن کشته شده است. این شهادت او را به چهرهای اسطورهای تبدیل کرد که یادآور پهلوانان حماسی ادبیات کلاسیک پارسی است.
شهادت آیتالله خامنهای در ماه مبارک رمضان همچنین طنینی ژرف برای شیعیان ایران و جهان دارد و تداعیگر شهادت امام علی (ع) است؛ امامی که اسوه شجاعت، دانش و عدالت بود. اما داستان بدینجا ختم نمیشود. رهبر ایران در کنار اعضای خانوادهاش به شهادت رسید: همسر، دختر، داماد و نوه ۱۴ ماههاش. این فداکاری و قربانی دادن تکاندهنده، برای شیعیان ایران و جهان یادآور واقعه کربلا و ایثار امام حسین (ع) است: روایتی از ایمانی استوار در برابر ظلم و تباهی و رنجی وصفناپذیر که شیعیان جهان بیش از ۱۴۰۰ سال است سوگوار آن هستند. میلیونها ایرانی اینک برای آیتالله خامنهای با همان ادبیات و نوحهها سوگواری میکنند که قرنهاست برای امام حسین (ع) سوگواری کردهاند.
ترامپ با ریختن خون آیتالله خامنهای، ناخواسته یک لحظهی انقلابی نوین در ایران پدید آورده که عملاً هرگونه حضور و موضعگیری مخالف جمهوری اسلامی را از سطح خیابانها زدوده است. به نظر میرسد جمهوری اسلامی از دل این رویارویی، بسیار نیرومندتر از پیش سر برآورد.
#خون_مقدس
#رستاخیز_مردم
➕ @esharat_57
هدایت شده از اشارات
🌕نظریه امنیت و چگونگی مهار اسرائیل
مبتنی بر سخنرانی مهم آقای شهیدمان در آبان 1403
#علی_محمدی
به نظرم یکی از مهمترین سخنرانی مقام معظم رهبری، سخنرانی ایشان در تاریخ 6 آبانماه 1403 با خانواده شهدای امنیت است.
موضوع اصلی این سخنرانی ایشان، «مقوله امنیت» است. این سخنرانی را در چهار فراز خلاصه و تقدیم میکنم:
۱. امنیت زیربنای پیشرفت یک ملت
ایشان در باب امنیت میفرماید: « قطعاً یکی از برترین نیازهای هر کشوری، هر جامعهای، امنیّت است. اگر امنیّت در جامعه نباشد، هیچ چیزی نیست؛ نه اقتصاد هست، نه علم هست، نه پیشرفت هست، نه خانواده هست. امنیّت، در واقع، زیربنای همهی وسیلهها و راههای پیشرفت یک ملّت و یک کشور است.»
۲. ایجاد قدرت ملی، تنها راه تأمین امنیت کشور
سپس ایشان به نظریه امنیت ورود می کنند و به این پرسش پاسخ می دهند که «امنیت کشوری مانند ایران چگونه تأمین می شود؟
«یک نکتهای در اینجا وجود دارد و آن، این است که خب حالا برای حفظ امنیّت یک کشور، آن عنصر ضروری و لازم چیست؟ بعضیها در تحلیلهای گوناگون، در فهم عجیب از مسئله تصوّر میکنند اگر بخواهیم کشور در امنیّت باشد، بایستی سراغ ابزارهای حسّاسکنندهی قدرتها نرویم؛ مثلاً «چه لزومی دارد ما موشک با فلان بُرد را داشته باشیم که حسّاس بشوند»! خیال میکنند اینجوری، این شکلی میتوانند امنیّت کشور را تأمین کنند؛ یعنی در واقع اینجور فکر میکنند که اگر میخواهید کشور امن باشد، ضعیف باشید، ابزارهای قدرت را برای خودتان فراهم نکنید؛ بعضی اینجور قضاوت میکنند؛ این غلط است. آن چیزی که امنیّت را برای یک کشور حفظ میکند، «قدرت ملّی» آن کشور است، قوی بودن آن کشور است؛ قوی بودن از همهجهت: قوی بودن در علم، قوی بودن در اقتصاد، قوی بودن در امکان دفاع، قوی بودن در تسلیحات؛ اینها است که امنیّت یک کشور را حفظ میکند و تأمین میکند.»
۳. ضرورت امنیت روانی و لزوم برخورد با مرجفون
در ادامه ایشان به یکی از اضلاع مهم امنیت کشور یعنی «امنیت روانی جامعه» می پردازند:
یک نکتهی مهم در باب امنیّت، ... مسئلهی امنیّت روانی جامعه است، که کمتر به این توجّه میشود؛ امنیّت روانی جامعه؛ یعنی دچار اضطراب نکردن مردم، دچار ترس و تردید نکردن مردم؛ این[طور] است دیگر؛ این خیلی مهم است. بعضیها با خبری که میدهند، با تحلیلی که میکنند، با تفسیری که از وقایع میکنند، در مردم تردید ایجاد میکنند، ترس ایجاد میکنند؛ این از نظر خدای متعال مردود است؛ قرآن صریح است در این معنا؛ قرآن صریح در این معنا است: لَئِن لَم یَنتَهِ المُنافِقونَ وَ الَّذینَ فی قُلوبِهِم مَرَضٌ وَ المُرجِفونَ فِی المَدینَة «مرجفون» یعنی همینها. «مرجفون» یعنی کسانی که در دل مردم اضطراب ایجاد میکنند، ترس ایجاد میکنند؛ اگر چنانچه اینها از این کارشان دست برندارند، خدای متعال به پیغمبر میفرماید: لَنُغریَنَّکَ بِهِم؛ تو را مأمور میکنیم که به سراغ اینها بروی و مجازاتشان کنی. اینقدر این مسئلهی امنیّت روانی مهم است.
۴. لزوم تشکیل یک ائتلاف جهانی برای مهار اسرائیل
در ادامه ایشان ایده اصلیشان برای مهار رژیم منحوس صهیونی را مطرح می کند:
«ائتلاف جهانی باید به وجود بیاید ــ ائتلاف سیاسی، ائتلاف اقتصادی، اگر لازم شد ائتلاف نظامی ــ علیه رژیم خبیث صهیونیستی که وحشیانهترین جنایات جنگی را دارد امروز انجام میدهد. خب، «جنایت جنگی» یکی از عناوین مجرمانه در عرف دنیای امروز است ؛ ... خب، دیگر جنایت جنگی از این بالاتر؟ ده هزار کودک کشته بشوند، ده هزار زن یا بیشتر به شهادت برسند؛ باید در مقابل آنها [ایستاد]. مطالبهی ما از دنیا و دنیای اسلام بالخصوص، تشکیل یک ائتلاف جهانی است علیه رژیم صهیونیستی.
۵. به هم زدن خطای محاسباتی رژیم صهیونیستی درباره قدرت ملت ایران، راهبرد امنیتساز کشور
و سپس این با شاره به حمله محدود ارتش اسرائیل در 5 آبانماه 1403 به پدافند ارتش، می فرماید:
«خب، یک غلطی کردند؛ خودشان هم البتّه بزرگنمایی میکنند. بزرگنمایی آنها غلط است، امّا توجه داشته باشید که کوچکانگاری آن هم غلط است؛ ... بایستی خطای محاسباتی رژیم صهیونیستی به هم بخورد؛ اینها نسبت به ایران دچار خطای محاسباتیاند؛ اینها ایران را نمیشناسند، جوانان ایران را نمیشناسند، ملّت ایران را نمیشناسند، قدرت و توانایی و ابتکار و ارادهی ملّت ایران را هنوز نتوانستهاند درست بفهمند؛ این را ما باید به اینها بفهمانیم. کیفیّت کار را مسئولین ما باید تشخیص بدهند و درست بفهمند و آنچه صلاح این کشور و این ملّت است، آن را انجام بدهند. [آنها] باید بدانند ملّت ایران کیست، جوانان ایران چگونهاند. خود این فکر، این انگیزه، این رشادت، این آمادگیای که امروز در ملّت ایران وجود دارد، امنیّتساز است؛ این را بایستی حفظ کنیم.»
#عقلانیت_انقلابی
#سیدعلی_خامنهای
#نظریه_امنیت
➕ @esharat_57
هدایت شده از اشارات
🌕تعریف هویت ملی در این جنگ
#عبدالرسول_علمالهدی
شگفتانه اصلی این جنگ تا الان فقط کارآمدی ساختار حکمرانی در اداره امور در اتصال به انسجام درونی ملت و قدرت نیروهای مسلح است. به این ترتیب حفظ انسجام ملی با قدرت نرم درونی ملت توانسته است قدرت نیروهای مسلح و ایستادگی مسئولین را تضمین کند. هر حرفی که بر این مبنای اصلی یعنی دفاع از کشور در برابر بیگانه قرار بگیرد موجب دودستگی و افتراق ملی می شود، مثلا: بحث از آتش بس، بحث از توجه به خواسته های طبقه متوسط، بحث از عذرخواهی از کشورهای منطقه.
وقتی از گفتمان مقاومت در هویت ملی بحث می شود در حقیقت به شکل گیری مردم ایران حول مسئله ایران توجه شده و انسجام اجتماعی و اتحاد ملی هدف ماجراست. آنچه که می تواند این انسجام را نمایان کند، شکل گیری کنش های اجتماعی حول خواسته ای ملی است. در ماجرای جنگ حداقل ترین خواسته «حفظ و دفاع از کشور» است که در کنار آن شعار «انتقام» و «مرگ برآمریکا» به تقویت گفتمان ملی کمک می کند. در اینجا سوالی مطرح می شود که مردم چه کسانی اند؟ و چه کسانی نیستند؟
پاسخ این سوال وجه ساده ای دارد، مردم را باید در کنش اجتماعی دید نه یک کنش فردی؛ ضمن اینکه مردم در پیوستار با حاکمیت و فرهنگ و تاریخ و جغرافیای مشخص شناخته می شوند. امروز فضای مجازی با اجازه دادن به کنش های فردی به شکل اظهارنظرهای متهورانه و رادیکال، شکل گیری گفتمان های دیگر را در قرائت از ایشان میسر کرده بنابراین با اظهارنظر یا شعارهایی کاملا برعکس مسئله ایران مواجه شدیم به شکلی که خوشحالی بابت بمباران تهران یا شهادت عالی ترین مقام کشور بصورت نمادین در فضای مجازی خلق می شود. به نوعی با شکل گیری *نامردم* مواجه ایم.
وقتی فضای مجازی قطع می شود، بروزهای این نامردم هم تمام می شود چون نمی تواند به یک کنش اجتماعی در نظام عمومی و میدان های اجتماعی اصلی زندگی شهری برسد. یا در پشت بام ها رقص و پایکوبی با موشک های دشمن می کند یا به ضبط ویدیویی از خرابی ها همراه با خوشحالی می پردازد. بنابراین اولا کنش فردی انجام می دهد، ثانیا امکان پیوند خوردن با گفتمان ملی در حفظ خاک را پیدا نمی کند، بنابراین نمی تواند در مفهومی به نام مردم جای گیرد.
اما امروز شاهد پیوند گفتمان ملی در حفظ خاک با ارزش های بنیادین انقلاب اسلامی هستیم. به نوعی معنویت، جهاد، مبارزه با ظلم و استکبار، اهل بیت، ماه رمضان، ایثار و شهادت همه در یک امر ملی قرار گرفتند و رنگارنگی حضورها در میادین اصلی شهر که به درخواست رسمی حاکمیت از مردم صورت گرفته نشانی از قدرتمند شدن هویت ملی با ارزش های دینی است. زیرا این ارزش ها توانستند کارآمدی در حفظ از خاک و وطن را در تاریخی 47ساله نشان دهند. بنابراین عکس رهبر شهید، پرچم سه رنگ جمهوری اسلامی ایران و پرچم های عزا، نمادهایی در جهت هویت ملی و پیشبرد گفتمان ملی به شمار می آیند. شعارهایی از جنس «انتقام» و «مرگ بر آمریکا و اسرائیل» هم حول دفاع از وطن معنادار شده و گفتمان ملی را تقویت می کند.
#هویت_ملی
#عقلانیت
➕ @esharat_57
➕ @alambardoosh
هدایت شده از اشارات
🌕 نبرد ایران و آمریکا: فروپاشی روایتهای هژمونیک و آشکارگی تلههای اندیشه
#مهدی_حسینزاده_یزدی
مواجهۀ ما با جهان در عرصهها و حوزههای گوناگون از دریچه مفاهیم است. این مفاهیم غالباً خنثی و بیطرف نیستند؛ بلکه به تعبیر فیلسوفان علم از نظریهها، ارزشها، پارادایمها و ... باردارند. مفهوم، هر چند در ظاهر، تصوری بیش نیست که حکم و اذعانی به همراه ندارد، اما در باطن خود گاه گزارههای بیشماری را یدک میکشد. مثال دمدستی آن، مفهوم «آب» است که فهم آن به ساختار شیمیاییِ دو اتم هیدروژن و یک اتم اکسیژن، پذیرش تمام جدول تناوبی عناصر شیمیایی را در خود نهان دارد. به عبارتی، تا این جدول اذعان نشود، فهم آب به این عناصر، بیمعناست یا به عبارتی، توجیهی ندارد. اگر این جدول فروبپاشد، این فهم نیز از هم میگسلد. میتوان این جدول و نظریاتی را که پیرامون آن سامان میگیرد، روایتی دانست که در رویارویی ما با اشیاء مادی، هژمونیک است. این مجموعه معرفت، شامل جدول تناوبی و نظریههای مرتبط با آن را میتوان به مثابه یک «روایت» مسلط در نظر گرفت. این روایت، نحوه مواجهۀ ما با اشیاء مادی و درک ما از آنها را سامان میدهد و بر آنها «هژمونی» مییابد؛ به عبارتی، بر درک ما از جهان مادی تسلط پیدا میکند و تعیین میکند که چگونه واقعیت را ببینیم و تفسیر کنیم. این روایتها، که غالباً ناخودآگاه پذیرفته شدهاند، چارچوبی را برای شناخت ما فراهم میکنند و بر نحوۀ درک ما از پدیدههای پیرامونی تأثیر عمیقی میگذارند.
با این توضیح، میتوان گفت رویارویی ما با پیچیدگیهای روابط بینالملل و نظم کنونی جهان در سیطره روایتهای غالبی است که فهم و تفسیر ما را جهت میدهند. این روابط و نظم در قالب این روایتها فهم میشود، اما نه به شکلی عینی و مستقل، بلکه از درون این چارچوبهای روایی. اما باید توجه داشت، این روایتها مصون از خطا و تردید نیستند؛ آنها نیز مانند هر دستاورد بشری دیگری، باید در محکمه نقد حاضر شوند و از درستی خود دفاع کنند. جنگ تحمیلی آمریکا علیه ایران، فرصتی بینظیر را فراهم آورده است، برای به چالش کشیدن برخی از این روایتهای هژمونیکی که در قالب مفاهیمی آشنا صورتبندی میشود. قبل از این جنگ برخی از این مفاهیم محل نزاع و اختلاف بودند، اما در سایه این جنگ تحمیلی، میتوان به طور کاملاً ملموس و به مثابۀ سوژهای کنشگر و درگیر، به این روایتهای مسلط نگریست و از خود پرسید که آیا آنها واقعاً منعکسکننده حقیقت هستند یا صرفاً افسانهها، تلهها، فریبها و ابزارهایی برای حفظ منافع قدرتهای خاص. بر این باورم که تأمل در این مفاهیم، توصیفگری و روایتگریشان را زیر سوال میرود و آنها را به عنوان «تله»هایی برای اندیشه و اندیشیدن میشناساند. این تلهها سبب میشود، واقعیت واژگون به تصویر درآید. در اینجا و در مسیر گشودن روزنهای به بحثهایی ژرف، برخی از این مفاهیم را که در پس پشت خود روایتی هژمونیک را باردارند، ذکر میکنم و توضیح و تفصیل آن را به مجال دیگری وامیگذارم:
۱. تلۀ جهان آزاد و بدون سانسور؛ ۲. تلۀ علمِ خنثی و بیطرف؛ ۳. تلۀ توسعه پایدار؛ ۴. تلۀ مسئولیت اخلاقی دولتها؛ ۵. تلۀ حقوق بشر؛ ۶. تلۀ حقوق کودکان؛ ۷. تلۀ آزادی زنان و حقوق آنان ؛ ۸. تلۀ دموکراسی؛ ۹. تلۀ سکولاریسم؛ ۱۰. تلۀ نظمِ آمریکامحور جهان؛ ۱۱. تلۀ فرهنگ و تمدن برتر غربی؛ ۱۲. تلۀ مدرنیته نجاتبخش؛ ۱۳. تلۀ امنیت داده و حریم خصوصی؛ ۱۴. تلۀ دینگریزی و دینستیزی مردم؛ ۱۵. تلۀ جهانی شدن؛ ۱۶. تلۀ برابری نژادی؛ ۱۷. تلۀ شفافیت سیاسی؛ ۱۸. تلۀ اقتصاد آزاد و بازار رقابتی؛ ۱۹. تلۀ فردگرایی؛ ۲۰. تلۀ پایان استعمار؛ ۲۱. تلۀ انزوای کشورهایی غیرهمپیمان با غرب؛ ۲۲. تلۀ شرق عقبمانده؛ ۲۳. تلۀ خودبسندگی غرب؛ ۲۴. تلۀ سازمان ملل و قوانین بینالمللی؛ ۲۵. تلۀ دولتهای قانونمدار غربی.
#حقوق_بشر
#روایت
#توسعه
➕ @esharat_57
هدایت شده از اشارات
🌕 هابرماس و ایران: دنیای گفتمانها یا موشکها؟
#میثم_مهدیار
یورگن هابرماس فیلسوف و جامعهشناس آلمانی-آمریکایی درگذشت اما نباید از تاثیرات عمده آن بر جریان اندیشه در ایران غفلت کرد. او از معدود فیلسوفان و جامعهشناسان مطرح جهانی بود که اردیبهشت ۱۳۸۱ و با دعوت دولت اصلاحات به ایران سفر کردهبود و البته خوانش خاصی از آثارش پیش و بعد از این سفر نقش مهمی در شکلگیری نگاه فانتزی و خوشباورانه به غرب در میان روشنفکران، اصحاب علوم انسانی و فعالان سیاسی ایرانی در سه دهه گذشته بر جای گذاشته است. نظریه اصلی هابرماس به خصوص در کتاب معروفش «دگرگونی ساختاری حوزه عمومی» ناظر به ترسیم روندی تاریخی در اندیشه و تمدن اروپایی بود که در آن غرب به شکل نهادی در حال تکامل و گذار به «عقلانیت گفتگویی» بوده است. در واقع خوانش آثار هابرماس در ایران یک تلقی صلحمحورانه و گفتگو مدارانه از تکامل غرب ایجاد کرده است و شاید از همین رو بود که رئیس جمهور اسبقمان گفته بود «دنیای فردا، دنیای گفتمانهاست نه دنیای موشکها». این تلقی فراموش میکرد که غرب چهرهای ژانوسی دارد و همزمان که در آن علم و فلسفه و گفتگو به طور جدی در جریان بوده به وفور از ابزار جنگ و خشونت و زور و استثمار و استعمار برای توسعه و تکامل خود بهره برده است. در واقع این کلیشهها نادیده میگرفت که مواجهه با غرب صرفا از مسیر کتاب و دانشگاه و آزمایشگاه و میز مذاکره نیست بلکه همزمان با پیگیری تعامل یا مواجهه انتقادی با روندهای فکری و علمی با غرب باید در مسیر تدارک قدرت نظامی و دفاعی نیز کوشید.
در واقع این تلقی و تفسیر سادهدلانه و یکسویه از غرب در چند دهه گذشته به کرات فراموش میکرده است که روی دیگر توسعه غربی بر استعمار و استثمار و انضباط نظامی مبتنی بوده است و زیر آن دستکش مخملی دستی چدنی قرار دارد که هرگاه نتواند در عرصههای جهانی از مسیر «زور نرم» همچون علم، سیاست و حقوق منویاتش را به پیش ببرد با توسل به «زور سخت» همچون جنگ و تحریم و ترور ایدهآلهایش را در بقیه جهان محقق کرده است.
این نوع خوانشهای تک بعدی از غرب البته معطوف به هابرماس نمیشود بلکه مثلا حتی در ترجمه و خوانش آثار کسانی چون ماکس وبر نیز چنین گزینشگری دیده میشود. در حالیکه وبر به عنوان یکی از نظریهپردازان مدرنیته تلاش میکرد بر چهره ژانوسی غرب تاکید کند اما ترجمه و خوانش گزینشی از آثار وبر در گفتمان مسلط علوم اجتماعی در ایران مانع از آن شده است که دیدگاههای انتقادی وبر درباره ساختارمند شدن جنگ و خشونت در ماهیت تمدن غربی مورد توجه قرار گیرد؛ آنجا که وبر «انضباط نظامی» را مادر همه انضباطهای مدرن از سرمایهداری تا بروکراسی میداند و حتی دولت مدرن را نیز بر همین اساس «اقتدار و انحصار اعمال خشونت در یک قلمرو سرزمینی» تعریف میکند. از همین جهت تاریخ مدرن غرب با خشونت سازمان یافته و ساختاری چه در درون و چه در مواجهه با بیرون خود گره خورده است. در عوض وبر بیشتر با قرائتی هگلی-پارسونزی معرفی شده که بر اساس آن غرب در یک مسیر تکامل تکخطی از بدویت و عقلانیت سنتی و ارزشی به سمت یک عقلانیت عام و جهانشمول مدرن در حال گذار است و همه صورتهای عقلانی دیگر غیر از عقلانیت ابزاری و جهانشمول مدرن را باید به تاریخ سپرد.
کلیشهشدن چنین تفاسیر و خوانشهای یک سویه و ساده انگارانه در میان نخبگان ایرانی باعث شده که در مواجهات چالش برانگیز با غرب به جای توجه به چهرههای گوناگون غرب و اتخاذ رویکردی انتقادی برای فهم رفتارها و نهادهای آن در تعامل با جهان غیر غربی، همیشه به «سرزنش قربانی» بپردازند. یکی از تجلیات این مساله تاکید این اقشار بر شعار «مرگ بر آمریکا» به عنوان عامل اصلی برقرار نشدن ارتباط ایران و غرب بوده است. بر این اساس با حذف این شعار و مثلا لبخند زدن در میز مذاکره دشمنی و خصومت غرب و آمریکا از دولت و مردم ایران نیز رخت برخواهد بست چرا که «دنیای فردا دنیای گفتمانهاست نه دنیای موشکها» و از این رو رفع مخاصمه و تحریم غربیها نه با قدرتمند شدن بلکه با معاهده و قراردادهای سیاسی با غرب زیر سایه نهادهای حقوقی و سیاسی بین المللی ممکن خواهد شد. کلیشههایی که اینک بخشی از تبعات سخت آن را در قالب دو جنگ سخت در کمتر از ۸ ماه در حال تجربه هستیم.
#حوزه_عمومی
#گفتگو
#هابرماس
➕ @esharat_57
هدایت شده از اشارات
🌕مردم، خیابان و خودآگاهی تاریخی: نقدی بر توهمات روشنفکری در شناخت جامعه ایرانی
#الهام_ربیعی
پرسش از اینکه «مردم کیستند؟»، یکی از بنیادینترین مناقشات فکری و اجتماعی است. مواقعی، جریانهای روشنفکری با پیشفرض قرار دادن یک شکاف و تضاد ذاتی میان «دولت و ملت»، مردم را صرفا در نقطه مقابل حاکمیت تعریف میکنند. این تقلیلگرایی مفهومی، به یک مغالطه آشکار منجر میشود: اگر بخش مهمی از جامعه، دولت را نماینده اراده خود بدانند و با آن همراهی کنند، طبق این پیشفرض، از دایره «مردم بودن» اخراج میشوند. برای شناخت دقیق جامعه ایرانی و نقد نگاههای تقلیلگرایانه، باید از سطح مشاهدات محدود و موردیِ شخصی فراتر رفت و به لایههای عمیقتر هویتی، فرهنگی و تاریخی توجه کرد.در تعریف یک پدیده، یا باید به ویژگیهای ذاتی آن ارجاع داد و یا آن را در مقایسه با «دیگری» (آنچه که نیست) بازشناخت. تعریف مردم در تقابل مطلق با دولت، یک خطای شناختی است. در ایران، دولتِ برآمده از انقلاب، حاصل اراده جمعی بوده و از قضا قرار است نماینده مردم باشد. در شرایطی که انقلاب 57 و حاکمیت برآمده از آن مورد تهدید مستقیم و علنیِ خارجی قرار گرفته، کسانی که این روزها در سراسر ایران، در میدانها و خیابانها حضور دارند و تجلی عینی ارادهای جمعی هستند، با هیچ معیاری از دایره مردم خارج نیستند.
مغالطه روششناختی
تقلیل مفهومیِ کلانواژهی «مردم» به مشاهدات خرد، حاشیهای و ایزوله، از منظر جامعهشناختی فاقد اعتبار تحلیلی است. جامعهشناسانی که با تعمیم چند مشاهدهی محدود از کنشگرانِ مستقر بر پشتبامها (نظیر فردی با دوربین یا در حال رقص در سایهی بمباران) به کلیت جامعه، دچار یک خطای آشکارِ «تقلیلگرایی روششناختی» میشود. پرسش بنیادین در اینجا ناظر بر سیاستِ طرد و شمول در «بازنمایی» است: با چه منطق و معیار علمی، یک تحلیلگر به خود حق میدهد مشاهدات خُرد و مطلوبِ خود را به عنوان نمادِ «مردم» برساخت کند، اما عاملیت و حضورِ متراکمِ جمعیت حاضر در خیابانها را -که حاملِ اراده و مفصلبندیِ هویتی متفاوتی هستند- از دایرهی مفهومیِ ملت خط بزند؟ این رویکرد، که در آن بخشِ خاصی از جریان روشنفکری، نادیدهانگاری عامدانهی صدای جامعه و تطهیرِ شادمانی از تجاوز خارجی را برمیگزیند، نمایانگر استمرارِ سنتِ مطلقگرایی، انحصارطلبی در بازنمایی واقعیت، و مسئولیتگریزیِ ساختاری در این جریان است.
تعلیق مسئولیت
این امتناع از پذیرش مسئولیت، در مواجههی این جریان با تاریخ و «دیگریِ» خود (حاکمیت) به شکلی رادیکالتر بروز مییابد. زمانی که نویسنده برای توجیه استدلالِ خود به واقعهی تاریخیِ «سقوط اصفهان» استناد میکند، با اتخاذ یک خوانشِ یکسویه، تمامیتِ بارِ تقصیر و فروپاشی را منحصراً به ساختار حاکمیت تقلیل میدهد. این منطق، در عمل به «سلبِ عاملیت اخلاقی و تاریخی» از کنشگران منجر میشود؛ یعنی کسانی که با تشخیصِ غلط، فقدان خودآگاهی یا همسویی با نیروی متخاصم، به اردوگاه دشمن میپیوندند، از هرگونه پاسخگویی مبرا میشوند. در واقع، این مفصلبندیِ معیوب، نوعی تئوریِ «تعلیقِ مسئولیت شهروندی» را صورتبندی میکند؛ گویی فرضِ فساد یا ناکارآمدیِ حاکمیت، به مثابهی یک مجوزِ مطلق عمل میکند که به افراد حق میدهد خود را از هرگونه تعهدِ ملی آزاد دانسته و همدستی با متجاوزِ خارجی را به عنوان کنشی مجاز و فاقدِ عقوبتِ تاریخی اعمال کنند.
امروز جامعه ایران در برابر یک استعمار عریان جهانی قرار دارد که به دنبال تسلیم بیقید و شرط اوست. در چنین شرایطی، اقلیت پشتبامنشینی که از حمله نیروی متخاصم خارجی ابراز خرسندی میکنند، نه مردمانی در حاشیه قدرت بلکه در سمت قدرت سلطهگر و هژمونیک جهانی ایستادهاند. در ایران رقابتی تاریخی میان جریان روشنفکری و حاکمیت بر سر «نمایندگی مردم» به چشم میخورد. جریان روشنفکری در ایران، اغلب به دلیل ناتوانی در دیدن واقعیت میدان، دچار نوعی غفلت تاریخی بوده و نتوانسته است صدای مردمی باشد که ممکن است متفاوت از ایدههای او بیندیشند؛ چرا که نگاه تاریخی و تقلیلگرای آنها تنها بر ظاهر برخی کنشهای گزینششده و هنجارهای مورد علاقهشان تکیه دارد و از درک آرمانهای زیربنایی و عمیق فرهنگی مردم ایران عاجز است.
سیاست معنویت و لایههای پنهان هویت جمعی
برای فهم دقیق اینکه مردم کیستند، نمیتوان صرفا به مفهوم «عاملیت» در معنای سکولار آن بسنده کرد. شناخت دقیق از مردم، نیازمند تسلط بر لایههای پنهان، ناخودآگاه و عمیقِ بینشی و گرایشی است. این لایههای هویتی، همواره در سطح خودآگاهِ افراد حضور ندارند و ممکن است در زندگی روزمره منجر به بروز تناقضات رفتاری شوند، اما در بزنگاههای تاریخی و موقعیتهای خطیر، ناگهان ظاهر شده و مسیر کنش جمعی را تعیین میکنند.
#مردم
#روشنفکری
#سیاست_معنویت
➕ @esharat_57
هدایت شده از اشارات
🌕دشمن اصلی تو همین مردم هستند
روایتی از نیمقرن جنگ تمام عیار علیه مردم ایران
#فاطمه_رایگانی
🔹قسمت اول
آن روز که صدام ناغافل به فرودگاه مهرآباد حمله کرد و وارد خوزستان شد، اعلام کرد که سهروزه تهران را فتح و رژیم ایران را ساقط خواهد کرد. شاید الان این حرف بلوف نظامی به نظر برسد؛ اما در بافت شهریور ۱۳۵۹ چندان هم بیراه نبود.
یک طرف ایران است؛ کشوری که کمتر از دو سال از انقلابش گذشته، ارتش منسجم ندارد، روابط اقتصادیاش کاملاً محدود شده، انبار مهماتش خالی و راه خرید و فروش سلاح برایش بسته است، هیچ متحد قدرتمندی ندارد و به فناوری نظامی هم دست پیدا نکرده است، دولتش اهل مقاومت نیست و از درون با نیروهای متضادی مانند مجاهدین خلق درگیر است و...
در مقابل حزب بعث ایستاده که دولتش مقتدر و حکومتش یکدست است، یکی از مجهزترین ارتشهای منطقه را دارد، با دیگر کشورهای عربی متحد است و آنها نه فقط در منابع مالی که حتی در تأمین اعزام نیروی نظامی نیز کمکش میکنند، غربیها سلاح در اختیارش گذاشته و از او حمایت بینالمللی تمام قد میکنند، فروش نفت رونق دارد و ذخایر ارزی فراوان است و...
درواقع محاسبه صدام با توجه به این مؤلفهها، خطا نبود. نظام محاسباتیاش ایراد داشت. او همه چیز را در نظر گرفته بود، الا قدرت بسیج مردمی و مقاومت اسطورهای ملت ایران! صدام چه میدانست عصای ایمان خمینی چطور قرار است نیل بعثیها را بشکافد؟ چطور حساب میکرد شیپور جنگ را که بزند چند هزار دانشآموز به عشق امام از پشت نیمکتهای مدرسه بلند میشوند و لباس رزم چند سایز بزرگتر از خودشان را تن میکنند؟ کجا فکرش را میکرد که جوانانی از مناطقی کویری که در عمرشان رودخانه ندیده بودند آموزش غواصی ببینند و به اتکای خدای خمینی از عملیات آبی خاکی پیروز بیرون بیایند؟ جنگی که بنا بر محاسبات مادی باید ۸ روزه تمام میشد به معجزه مشارکت مردمی ۸سال طول کشید و با همه سختیهایش درنهایت به جز خسارت مالی و جانی چیزی برای عراق نداشت.
🔹قسمت دوم
تحریم، هنر گروگانگرفتن زندگی
یک دهه پس از انقلاب اسلامی، پس از اتمام بدون دستاورد طولانیترین جنگ غرب آسیا در قرن بیستم، پس از جایگزینی سریع رهبری بعد از رحلت امام بدون هیچ بحران داخلی و شکلگیری ایران پس از جنگ، فهم جدید از نسبت مردم و رهبری در جمهوری اسلامی شکل گرفت که سیاستهای بعدی آمریکا علیه ایران را شکل داد. واضح بود که ایران انقلاب اسلامی، برمبنای ایدهای بنا شده که رهبرانش به پشتوانه مردم بر آن استقامت میورزند و تنها راه شکستن این استقامت، از بینبردن اراده ملی شکلگرفته حول آن است. تحریمها بر همین اساس طراحی شدند.
ریچادر نفیو، یکی از معماران اصلی تحریمهای اقتصادی علیه ایران در توضیح این طرح مینویسد: تحریمها «ابزار درد» هستند که مردم را هدف میگیرند؛ یعنی سیاستمدار باید مثل یک «پزشک بیرحم» بتواند درد را تجویز و تنظیم کند تا رفتار طرف مقابل تغییر کند. به این ترتیب که مردم با ادراک درد، از حکومت تغییر رفتار دربرابر تحریمکننده را بخواهند و آنها چارهای جز پذیرش نداشته باشند.
تحریم بنا بود با به زانو درآوردن تدریجی ملت، آنها را نسبت به ایده استقلال، دلسرد و ناامید کند و هزینه استقامت در راه این ایده را چنان گزاف کند که مانع زندگی باشد و مردم زندگی گروگانگرفتهشده را از رهبرانشان طلب کنند و این چرخه در یک نقطه بشکند. تقویت بازوهای رسانهای فارسیزبان که بیوقفه ذهن مخاطب ایرانی را علیه حاکمیت داخلی بمباران میکنند و منشأ سختی ادراکشده در زندگی روزمره را ثمره ماجراجویی مسئولان کشور میدانند ابزار قدرتمندی برای این سیاست است.
دهه نود دوران اوج تحمیل این جنگ علنی با زندگی مردم ایران بود که به نظر میرسید باید در سالهای ابتدایی دهه بعد به نتیجه رسیده باشد. ۸ سال تورم مستمر بیوقفه، اختلال در امکان آیندهسازی فردی، بحران امید نسبت به بهبود وضع زندگی، تغییر الگوی مصرف و افت کیفیت زندگی قاعدتاً باید به حد کافی شکاف مردم و حاکمیت را تعمیق میکرد. نیروهای وفادار به انقلاب نیز در این سالها بهواسطه اختلافات داخلی و فشار اجتماعی و تصویرسازی منفی رسانهای به حد کافی باید منزوی میشدند و دیگر کسی در میدان باقی نمیماند. حمله اسرائیل به ایران با حمایت تمام قد آمریکا بر اساس همین برآورد شکل گرفت. اما دوباره مردم این صحنه را نیز تغییر دادند. عملیاتی که بنا بود در نصفه روز نظام را زمینگیر کند و با آشوب داخلی منجر به فروپاشی شود با جایگزینی سریع فرماندهان، هدایت مستقیم رهبری و مقاومت سلحشورانه مردم پس از ۱۲روز به آتشبس ختم شد.
🔻🔻ادامه یادداشت ...
هدایت شده از اشارات
🌕دشمن اصلی تو همین مردم هستند
🔻🔻ادامه یادداشت
🔹قسمت پایانی
این مردم را باید از سر راه برداشت
ترور حضرت آیتالله سیدعلی خامنهای آخرین تیر آمریکا علیه مردم بود. این بار اگر فرماندهان نظامی ترور شوند، رهبری نباشد که جایگزینشان کند و اراده مردم را برای دفاع بسیج کند، آن هم در شرایطی که کمتر از دو ماه قبل، یک جنگ شهری رخ داده و کشتهشدن بیش از سه هزار نفر حجم زیادی از خشم را انباشته و تورم رکوردهای عجیبیزده، جماعت جنگزده داغدیده فروپاشیده دیگر چه نقشی میتوانند ایفا کنند؟
جواب این سؤال را فقط رهبری میدانست که به این مردم ایمان داشت و گفت چنانچه اتفاق بدی بیفتد این مردم مبعوث میشوند و کار را تمام میکنند. کمتر از ۲۴ ساعت پس از شروع جنگ و تنها ساعاتی پس از اعلام شهادت رهبر انقلاب، خیابان صحنه بعثت مردم شد. هر روز شلوغتر از دیروز. حالا دیگر همه دنیا میدانند این ایده که رهبرشان را میزنیم و هرکسی را دلمان خواست جایگزین میکنیم، نیروی نظامی را زمینگیر میکنیم و رژیم حاکم را تغییر میدهیم برای هر جغرافیایی ممکن باشد در ایران شدنی نیست. این جمعیتی که در خیابان میجوشد نهتنها در فقدان رهبر فرونپاشیده بلکه خود در غیاب او امانتش را به دوش کشیده و به تعبیر رهبر سوم انقلاب، خود کشور را رهبری میکند. اصلاً انگار چهل سال برای چنین روزی تربیت شده بود. برای همان لحظه که صدای جنگنده دشمن را بالای سرش بشنود، انفجار بمبها را پیش چشمش ببیند و خون پاک هموطنش روی زمین بجوشد؛ اما او به جای ترس و تردید صدای الله اکبرش را بالاتر ببرد. مگر میشود با وجود این مردم نظام سیاسی را زمینگیر کرد؟ این جنگ به هیچ وجه جنگ آمریکا با حاکمان نیست. این دقیقاً جنگ با مردم است. مردمی که نزدیک به نیم قرن راه دشمن را از همه سو بستهاند و هر محاسبهای را بیمعنا کردهاند. حالا هر دو طرف میدانند تکلیف این جنگ دیگر نه در مرزها و نه در پایگاههای نظامی که دقیقاً کف خیابان روشن میشود. درست وسط میدان بعثت مردم...
#مردم
#میدان
#ایرانیت
➕ @edraakaat
➕ @esharat_57