شاید برای شما هم اتفاق بیفتد🔞⛔
#داستان_زندگی 🌸🍃 ساغر داد زد 😞🤦🏻♀️قلبم مثل گنجشک میزد واقعا حس کردم ازش میترسم و همه زندگیمو کر
#داستان_زندگی 🌸🍃
ساغر
شوهرم همه کار میکرد واسم ولی حتی ازش تشکر نمیکردم بهونه هم میگرفتم من واقعا عزادار بودم… شوهرم اگر میرفت سرکار زود برمیگشت ( همه کاراشو برادرشوهرم میکرد)
من بهونه گیر تر شده بودم و شوهرم مهربون تر
نمیذاشتم هیچکس جز شوهرم پیشم باشه حتی مامانم یا خواهرم
( با مامانم خوب نیست رابطم زیاد)
(جز یه نیرو که گرفته بود برای اوضاع خونه و خوراکمون که اصلا هم حرف نمیزد)
وضع جسمیم داشت بهتر میشد و حالم خوب بود ولی شوک تصادف روم بود
روحی؟ اصلا
اصلا بهتر نبودم
شوهرم خیلییی صبوری کرد بهم محبت کرد عشق رو دوباره بهم برگردوند و پای زندگیمون موند و کمکم کرد جلسات مشاوره رو ادامه بدم اینبار با موضوعی دردناک تر ولی😞
دیگه شوهرم شده بود همه چیز
ارتباطمو کلا با همه قطع کرده بودم
بهونه میگرفتم صبوری میکرد
رابطه ج.ن.س… که اصلا نداشتیم
تا ۴ ماه این اوضاع ادامه داشت ولی رو به بهبود بودم
اوضاعم بهتر شد و جسمم خوب بود
اون حتی اشاره هم نمیکرد به رابطه ولی میدونستم اذیته ولی صبوری میکرد
بعد ۴ ماه رفتم سمتش واسه رابطه و …
قبل اینکه این اتفاق پیش بیاد عاشقش بودم
ولی بعد ازون از عشق رفت بالاتر…
من اونو به همه چیم ترجیه دادم و میدم…
بهترین دوستمه، زندگیمه، عشقمه…
ساعت کاریش رو بخاطر من کمتر کرد
برای من هم باشگاه زد که سرگرم بشم و روحیم بهتر بشه…
( سالن بزرگی نیست ولی خب خوبه راضیم و شده دلخوشی من)
وقتی سالن رو نشونم داد بال در اوردم واقعا( سر کوچمونه🤦🏻♀️😂)
روزی ۱۲- ۱۳ ساعت با عشق کار میکردم تا چرخش رو بچرخونم… خداروشکر راضیم
بعد که به رزق افتاد، خودم کمتر وایمیستادم چون دیگه تصمیم داشتم بیشتر توی زندگیم باشم و واسه شوهرم
فقط روزی ۳-۴ ساعت میرم ( ۴ روز در هفته )
و بیشتر پی شوهرم و زندگیمم…
هنوزم دعوا داریم ولی مثل سابق جنگ و داد نیست😂
خیلی بیشتر باهم کنار اومدیم… منم همه کار واسش میکنم
چند وقته سرش خیلی شلوغ شده و از سه شنبه باز رفته سفرکاری با برادرشوهرم … ( با برادر شوهرم همکارن)
ولی دلم واسش تنگ میشه و میخوام باشه….
شوهرم عاشق اینه دختر کوچولو داشته باشه…
هنوزم مشکلات داریم…
هنوزم دعوا هست…
فقط ما برخوردمون فرق کرده…
میگه اینقدر مهربون شدی دیگه دلم نمیاد سرت داد بزنم🥺😂( عوضش تا یقه حرصم میده😒)
هنوزم حساسه روی همون مسائل
هنوزم گیر میده به رفتارم
ولی نه دیگه با داد و فریاد…
اون مرد بداخلاقی که میگفتن باهاش ازدواج نکن الان یکی از مهربون ترین مرداست…
منم از کله داغ بودن ( تاحد خیلی کمی😂😁) افتادم و دیگه دنبال اثبات خودم به خودم نیستم و میدونم که شوهرم واسه جفتمون بهترین زندگی رو میخواد…
خوشحالم که همو نگه داشتیم تو زندگی…
بازم مشکلات داریم
مثلا با پدرشوهرم که همه جا از ما بد میگه و میخواد ما جدا شیم چون فکر میکنه من زن زندگی نیستم…
البته مغز شوهرمو میخوره و شوهرمم قطع رابطست باهاش( ولی بعضی اوقات میاد خودشو میچپونه)
و کلا رابطش با خانوادش بده چون دل خوشی هیچوقت نداشته ازشون و خب هربار میریم یا میان، داستانی میشه
کلا فامیلشون با من رابطشون بده…
به جز برادر شوهرم و
خانواده دوستم که توسط دوستم با شوهرم اشنا شدم( شوهرم فامیل نزدیکشونه)
و خب اینکه خانوادش مزاحمت و اذیت زیاد ایجاد میکنن … ( مشکل روانی دارن)
حتی از ما پرس و جو کرده بودن🤦🏻♀️
و خیلی چیزای دیگه هست که شوهرم به من نمیگه
مطمئنم با مهاجرتمون اگر انجام بشه، خیلی از مشکلاتمون حل بشه و بتونم مامان بشم🥺
خدایا هرچی خیره
خودت مشکلاتمو و راه جلومو هموار کن
پایان✅✅✅
᯽────❁────᯽
@azsargozashteha 📚🖌
᯽────❁────᯽
زندگینامه شهید محمدرضا عسگری فرد
متولد ۱۳۵۳ خرمشهر متاهل و دارای سه فرزند (۱ دختر و ۲ پسر ) سومین شهید مدافع حرم خرمشهر ۱- از سال ۱۳۷۰ تا زمان شهادت یعنی ۱۳۹۴ حضور مستمر در مسجد جامع بعنوان پایگاه اصلی فعالیت های فرهنگی ، مذهبی و اجتماعی ۲- با تشکیل پایگاه مقاومت حضرت اباالفضل العباس (ع) مسجد جامع خرمشهر فعالیت خود را در مسولیت های مختلف از جمله جانشین و فرمانده پایگاه از سال ۷۲ تا ۷۴ بعنوان بسیجی و با ورود به سپاه بعنوان پاسدار رسمی ادامه داد . ۳- فعالیت در برنامه های قرآنی و عقیدتی مسجد بطور مستمر و جذب و تربیت جوانان خرمشهری در فضای مسجد و بسیج ۴- حضور در نمازهای یومیه به ویژه نماز جماعت صبح در مسجد جامع تا زمان شهادت ۵- برگزاری و قرائت دعاهای هفته با صوت دلنشینش ۶- عضویت در مجمع مداحان خرمشهر بعنوان مداح . قاری قرآن و مجری برنامه های شهر ۷- در تاریخ ۷۴/۸/۲۱ به عضویت سپاه خرمشهر درآمده و بصورت متخصص در امور مخابرات بعنوان جانشین و سرپرست این واحد بعنوان نیروی کاملا متخصص در امور ارتباطات فعالیت نمود و از سال ۹۰ وارد سپاه آبادان شد و بعنوان مسول عقیدتی در ناحیه آبادان فعالیت نمود تا اینکه در سال ۹۲ بعنوان فرمانده گردان مستقل امام حسین زیر نظر لشکر ۷ ولیعصر منصوب گردید . و در سال ۱۳۹۴ در دو دوره بعنوان مستشار نظامی ایران به سوریه مامور گردید . تا اینکه سر انجام در تاریخ ۳ آبان ۱۳۹۴ مصادف با ۱۱ محرم ۱۴۳۷ در عملیات محرم در منطقه شیخ الهلال استان حماه در کشور سوریه از ناحیه چشم چپ مورد اصابت تیر مستقیم تروریست های داعش قرار گرفت و به آرزوی خود یعنی شهادت نائل آمد . نکته قابل توجه : تولد ایشان در آبان ماه ۱۳۵۳می باشد . ورد ایشان به سپاه در آبان ۱۳۷۴ و شهادتش نیز در ۳ آبان ۱۳۹۴ بوده است .
وصیت نامه شهید محمدرضا عسگری فرد💜
بسم الله الرحمن الرحيم الحمدالله رب العالمين و صلی الله و علی محمد و آله الطاهرین خدا را شاکرم که توفیق خدمت در دفاع از حریم آل الله را نصیب این حقیر کرد و بنا بر وظیفه شرعی این وصیت را می نویسم . از تک تک اعضای خانواده ، ارحام ، دوستان و همکاران گرامی خاضعانه حلالیت می طلبم و التماس دعا دارم اگر به هر نحوی حقی از شما ضایع کردم ، اکنون دستم کوتاه است . شمارا به حق حضرت زینب (س) حلالم کنید . در این لحظه که این چند خط را می نویسم به گذشته که می نگرم ، می بینم چقدر عمر گرانمايه را که می بایستی به نحو احسن در راه اطلاعت خدا صرف می کردم ، ارزان از دست داده ام . لذا از همه شما خواهش می کنم در حد توان کاری برایم بکنید . شاید مورد رحمت و مغفرت الهی قرار بگیرم . خطاب به خانواده : خدمت خانواده عزیز و دوست داشتنیم سلام علیکم امیدوارم که همواره در سایه امام زمان (عج ) محفوظ باشید . چون قرار است مدتی پیشتان نباشم لذا مناسب دیدم چند خطی برایتان نامه ای بنویسم . زینب جان امیدوارم در تمام مراحل زندگی موفق باشی و به رسالت واقعی ما مسلمانان که بندگی خدا و خدمت به مخلوقین است به نحو احسن انجام وظیفه کنی . ببخشید اگر گاهی باعث آزرده خاطرت شدم . در ایامی که نیستم خواهش می کنم مواظب مادر و برادرانت باش هر چند باشد شما بزرگتر این خانواده ای بعداز پدر و مادر ، اعتقاد من این است که اگر بخواهی و مدیریت زمان داشته باشی با اندکی حوصله ، هم کارهای منزل و بچه ها به نحو احسن انجام می شود و هم انشالله در مدارج علمی و تحصیلی موفق خواهی بود . آقا مجتبی مرد خانواده ، از اینکه دراین مدت شاید زحماتت بیشتر شود مرا ببخش ولی به هر حال از مرد خانواده انتظار می رود بار منزل را به دوش بکشد . پسرم لطفا در ایامی که بابا نیست مواظب مادر ، خواهر و برادر کوچکت باش . مبادا بگذاری فشار زندگی به آنان رنج دهد و در امورات کوچک همچون خرید منزل و یا رساندن خواهر و برادرت به مدرسه یار مادرت باش . سعی کن حداقل در این ایام برنامه ریزی بهتری برای خانواده داشته باشی و یار و مدد کارشان باشی با درس خواندن خوب ، کمک به مادر ، حداقل در امورات مربوط به حسین (بازی ، مهد قرآن ، تمارین و اشعار آن ) نظافت منزل ، حتما ساعات خروج از منزل را برای بازی یا مسجد می روی به مادرت اطلاع بده تا نگرانت نشود و به خواهرت تا می توانی احترام بگذار و با سر گرم کردن حسین محیط خانواده را برای مطالعه او بهتر مهیا کن . مجتبی جان ببخش اگر گاهی دلت را شکستم ان شاء الله قول می دهم برگشتم برایت دوست خوبی باشم . حسین بابا ؛ من تورا و تمام اعضای خانواده را خیلی دوست دارم . اگر توانستی مانند همیشه و بلکه بیشتر ، هر شب قبل از خواب مادر ، خواهر و برادرت را ببوس و صبحها با سلام کردن و صبح بخیر گفتن روحیه بخش خانواده باش . همسر گرامی از اینکه هر از گاهی بار سنگین خانواده را به دستت رها کرده و دنبال کارهایم می روم حلالم کن . از اینکه بعضاً باعث رنجیده خاطر شدنت شدم واقعآ ببخش .
ان شاء الله روزی تمام نگرانی ها با ظهور منجی عالم بشریت به اتمام برسد . مبادا سنگینی بار خانواده کوه صبرت را بلرزاند. شاید بگویی چه شده که این مطالب را می نویسم در حالی که سنت است هر مسافر بایستی قبل از رفتن وصیت نامه بنویسد . شاید ماموریت من کمی طولانی تر شود نگران نباش معلوم نیست اگر شد حتما با شما تماس خواهم گرفت . به هر حال همان گونه که قبلا هم می گفتم ما الان در سفریم و بالاخره به مقصد خواهیم رسید . همان سفر همیشگی ، واقعی و متاسفانه مورد غفلت واقع شده ، آدم زرنگ آن است در این فرصت اندک بار سفرش را ببندد و برای آن جهان برنامه ریزی کند که متاسفانه من نداشتم ترا به خدا دعایم کن بتوانم به این مطلب عمل کنم . از صمیم قلب برای موفقیت و عمل به تکلیف شما دعا می کنم . لطفا سلام مرا به تمام فامیل و دوستان برسانید . اگر این سفر ، سفر آخرم بود مرا حلال کنید . از طرف من بچه ها برایم ببوس . خداحافظ ملتمس دعا محمد رضا عسکری فرد
᯽────❁────᯽
@azsargozashteha 📚🖌
᯽────❁────᯽
#نکات_سلامتی 🍎
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
رحم و زخم های عفونی رحم را با طب سنتی چگونه مدیریت کنیم
سوال :؛
سلام استاد شرمنده برای زخم قدیمیه رحم چه درمانی هست آیا آبزن و یا تغذیه و یا تزریق و یا ضماد و یا شستشو چه کنم تا زخم واژن بهبود یابد .
جواب
اول شناخت مزاج ثانویه ( خلط غالب ) رحم ضروریست .
دوم بایستی خون قاعدگی رقیق بشود تا قاعدگی أرام بشود
راهکارها :؛:؛:
۱- مصرف عرق خارشتر ( بشرطی که باردارنباشید ) تا چهارده روز ٬ روزی یک لیوان .
۲- اگرمزاج رحم سرد باشد تا ۱۴ روز ٬ روزی یک قاشق عسل بدون موم داخل رحم ریخته و نیم ساعت درازکش باشید .
۳- روش استفاده ازسکنگبین ناشتا که بارها اشاره شده با یک جهارم قاشق چایخوری اسفرزه یا بارهنگ
۴-استفاده ازداروهای خنک کننده کبد چرب مثل عرق کاسنی روزی یک لیوان با اندکی عرق شاهتره .
۵- شربت مصفای خون روزی یک لیوان .
۶- دمنوش عناب و حذف چای و بادمجان ومرغ و فست فود و بالاخص روغن نباتی و مایع .
۷- دمکرده یک قاشق چایخوری از نعنا و پونه کوهی به مقدار نصف استکان ( مشروط برآنکه باردارنباشید )
۸-حذف فست فودها و روغن نباتی و مایع و گوشت گاو و گوساله و مرغ ماشینی .
۹-دوری از توالت فرنگی دیگران که همواره محل انتقال میکروب بوده است و پرهیز از دستمال کاغذی .
۱۰-بعد از هر وعده غذایی یک قاشق سرکه سیب خانگی در یکلیوان آب میل شود
۱۱- عرق بادرنجبویه یک استکان
۱۲- عرق بومادران روزی یک استکان بعدازظهرها
۱۳- عرق رازیانه در غیر پریود صبحها یک استکان باعسل
۱۴– آبزن اول :؛
دمکرده گل بابونه کوهی میل شود و سپس به روش أبزن به مدت ۲۰ دقیقه بسیار أرام أرام جوشانده و پس از صاف کردن در أب آن نشسته شود .
آبزن دوم :؛
گلسرخ با بابونه با ختمی با گل پنیرک با بنفشه ( دقت شود باردار استفاده نکند )بسیار موثراست .
أبزن سوم :؛
پوست بلوط و برگ أن به روش دمنوش یک استکان صبح و یک استکان عصر مصرف شود و به روش بالا أبزن کرده و در داخل آن به مدت ۲۰ دقیقه نشسته شود .
۱۵- استفاده از آبزن آب نسبتا ولرم
۱۶- بره موم باید نیم ساعت بعد از غذا یک نخود از أنرا با أب مصرف شود.
۱۷- تاکید میشود تزریق واژینالی عسل از ۷تا۱۴شب متوالی
۱۸- استفاده از سماق هم خوراکی و همچنین آبزن (جوشانده سماق و نشستن در وانی که أب سماق در آن ریخته باشید)
۱۹-أبزن پوست انار (در جوشانده پوست انار بشیند) که بسیار خنک کننده رحم است .
۲۰- ضماد حنا روی رحم هر چندروز یکبار.
۲۱- دود مقل ارزق و اسفند و کندر به دهانه رحم به مدت ۱۴ روز+ لیسیدن کندربه اندازه یک نخود ۱۴ روز
۲۲- عرق أویشن روزی یک قاشق در یک لیوان أز میل کند.
۲۳- اب سیب خانگی بهترین أنتی بیوتیک خوراکی برای دفع عفونتها.
۲۴- چاشنی تغذیه را از رب گوجه فرنگی به زردچوبه و رب انار تغییر داده شود .
۲۵- در غیر ایام پریود از زیر ناف تا روی رحم و کشکاله رانها ٬ روغن زرد گاوی مالیده شود و سپس بادکش دستی با استکان به مدت ۵ دقیقه انجام شود .
۲۶- سعی شود پی در پی تخلیه ادرار صورت گیرد و تغذیه با مزاج گرم و خشک پرهیز شود متلا أش جو و أش گشنیژ و أش ألو بیشتر مصرف شود .
۲۷- برای سوزش رحم گرم مزاج از أبزن گیاه کاسنی استفاده شود و عرق خارشتر بشدت کاهنده سوزش است و یا روزی یک اسنکان دمنوش پودر لیمو عمانی و یا أب سماق استفاده شود // و یا روزی نصف قاشق چایخوری اسفرزه در أب سرد ( أب داغ ممنوع ) ریخته و ۵ دقیقه بعد میل شود
۲۸- حنا+پیه «ضماد یا مالش موضعی»
۲۹-ماساژ موضعی با جوشانده ریشه زرشک
۳۰_روغن عقرب«عقرب بدون دم ۴۰روز در روغن کرچک بماند سپس صاف کنید و مصرف شود» با حنا و پیه بز مخلوط کرده استفاده شود.
تهیه کنندگان : استاد علی مهربانی – حسین معارفی
᯽────❁────᯽
@azsargozashteha 📚🖌
᯽────❁────᯽
🌱حنا باعث پاکسازی بدن از سودای اضافی میشه و بدن نیرو و قوای حیاتی پیدا میکنه
🌱حرارت بالای کبد رو پایین میاره
🌱 حنا سید داروهاست یعنی چی؟! سردی بدن رو به گرمی و گرمی بدن رو به سردی تبدیل میکنه
🌱ضخیم کننده پوست و ضد ترک کف دست و پا
🌱کنترل تعریق دست و پا
🌱حذف بوی نامطبوع پا و عفونت قارچی
🌱 کمک به کاهش تب
🌱بهبود مشکلات پوستی مثل: اگزما ،آفتاب سوختگی و التهاب پوستی و....
🌱 کمک به بهبود درد آرتروز و مفاصل
🌱کمک به بهبود داغی کف پا
🌱 تقویت پوست کف دست و پا
بیاین با هم این رسم را زنده کنیم 🙌
به این صورت که به مدت سه شب پشت سر هم هر شب حنا به کف پاها و انگشتان بزارین تا صبح بمونه و بعد منتظر نتایج شگفت انگیزش باشیم🤩
᯽────❁────᯽
@azsargozashteha 📚🖌
᯽────❁────᯽
#پرسش_اعضا 💜🍃
سلام به همه اعضای گروه
من 42 سالمه وزنم 100 هستش چند وقتیه دنبالچه ام در د میگیره شیراز هستم چه دکتری باید برم از عزیزان گروه خواهش میکنم اگر کسی چیزی بلده راهنماییم کنه
خدا خیرتون بده
برای سلامتي رهبر عزیزمون صلوات 🌷🌷🌷
❓❓❓❓❓❓❓❓❓❓
دخترمن رفلکس داره دوماهشه وشیرخودم می خوره خیلی دستش به سمت دهانش میبره واب دهانش بیرون میاره همه نشانه های رفلکس والرژی روداره ممنون میشم بگیدچه جوردرمان میشه من خیلی دارم پرهیزمیکنم خیلی چیزانمی تونم بخورم خودمم به شدت ضعیف شدم جون ندارم
❓❓❓❓❓❓❓❓❓❓
سلام خداقوت حبیبه خانم عزیز همگروهی های عزیزالتماس دعالطفاجواب سوال من روهم بدیدپسرهفت ساله ای دارم که دائماچه زمستان وچه تابستان ابریزش بینی دارن ومن بابت این موضوع خیلی خجالت میکشم هرجامیرم اب دماغش بیرون هست ویه عده هم مسخره میکنن تراخدااگه راه حلی داریدبگیدممنون میشم
❓❓❓❓❓❓❓❓❓❓
یه پسر چهار ساله دارم از واکسن ۱۸ماهگی مریض شد سخت بعد دوسال فهمیدم بیماری متابلیکی صعبل علاج گرفته هیچ دیگه خوب نمیشه دکتر اینطور گفته حرف هم میزد ولی الان نه خواهشا ن تو گروه بگی کسی تا حالا با اینجو چیزا پیش اومده براش خیلی ناراحتم براش😔😔😔🙏🏼🙏🏼🙏🏼
❓❓❓❓❓❓❓❓❓❓
سلامخداقوتمیشهسوالمتوگروهبذاریدچندروزهتلویزیون ندارمصدادارهولیتصویرندارهمیشهبگیدعلتشبهخاطرچیهممنونازلطفتون
❓❓❓❓❓❓❓❓❓❓
سلام به همگی و ممنون از کانال خوبتون تورو خدا پیام منو اورژانسی جواب بدین همسرمن در کارخانه تولید مس کار میکنه صورتش ودست چپش از طریق اسید در محل کار سوخته ونصف ابروش وریشش ازبین رفته منم سه ماهه باردارم و خیلی استرس دارم شوهرم خیلی آه وناله میکنه ودایم میگه دارم میسوزم ماشهرستان زندگی میکنیم یکدونه متخصص پوست بیشتر نداره رفتیم یک پماد ضدعفونت ویک داروی دست ساز داده ولی همسرم همیشه دادمیزنه سوختم تورو خدا راهنمایی کنید از چی استفاده کنه که هم سوزش دست و صورتش کم بشه وهم درداش کمتربشه وهم اینکه جای سوختگی روی صورتش نمونه اجرتون با اباعبدالله
❓❓❓❓❓❓❓❓❓❓
سلام خدمت خواهر گلم حبیبه جان
و خواهرهای گل کانال میشه اگه خواهرهای یزدی تو گروه هستن جواب منو بدن
دکتر جراح بینی تو یزد که کارش عالی و طبیعی باشه کیه
میگن دکتر عتیقه چی و برادران فر
کدومشون بهتره از این دونفر
خواهشا جوابمو بدین ممنون میشم
خدا خیرتون بده
❓❓❓❓❓❓❓❓❓❓
سلام خوبین منبعضی وقتا از کارفرمام میترسم یا از یچیزی میترسم استرس میگیرم دلشوره و تپش قلب میگیرم تا چند ساعت میشه بگینباید چیکار کنم
❓❓❓❓❓❓❓❓❓
سلام خدا قوت به سر گروه عزیز و دوستان خواهشا کسی هست ماه ۴ یا ۵ هتل مشهد رفته باشه حداقل شبی ۵۰۰ تومن راضی باشه ما بعد ۱۷ سال می خواهیم بریم مشهد بدون جا مکان ماندهایم خواهشا راهنمایی کنید 🙏
#ایدی_ادمین 👇❤️
@adminam1400
᯽────❁────᯽
@azsargozashteha 📚🖌
᯽────❁────᯽
🍶🍃رفع تپش قلب(مربا یا دمنوش به)
🍃مخلوط آب سیب و عسل آویشن یا نعناع
🍃دمنوش (بهارنارنج + سنبل الطیب + گل بنفشه)
🍃 مخلوط بومادران وعسل آویشن
☘
᯽────❁────᯽
@azsargozashteha 📚🖌
᯽────❁────᯽
شاید برای شما هم اتفاق بیفتد🔞⛔
#پرسش_اعضا 💜🍃 سلام به همه اعضای گروه من 42 سالمه وزنم 100 هستش چند وقتیه دنبالچه ام در د میگیر
پاسخ اعضا 🌙🌺
سلام درجواب آقایی که همسرش حساس و شکاکه.اقای محترم شک نکن ایشون پارانوئید داره واین افرادچون درمقابل درمان مقاومت میکنن روز به روز بدترمیشن.خواهشاخیلیمراقب باشید.به نظرم میتونین درقالب شکایت بابت بیماریشوناگرمیتونین بامدرک ثابت کنیدکه ازشمامخفیکردن مریضیشوناحتماپیگیری کنید وبه هیچ عنوان زیرباراین ازدواج نریدکه روزگارتون سیاهه.بیماری جسمی درمان داره وقابل تحمله ولی روحی هرگزوابداقابل تحمل نیست.لطفابه فکرخودتون وآینده بچه هایی که بعداممکنه تواین زندگی بیان باشیدکه فرداروزپشیمونی فایده ای نداره. باتشکربانوی کویر🙏🌺
☀️🍃☀️🍃☀️🍃☀️🍃☀️🍃
سلام دوستان آرامشو شادی روبرای همه آرزومندم
برای اون خانم عزیز که باخواهرش تهران زندگی میکنن وهمه بیشتربه خواهرشون توجه دارن عزیزم شما تنهانیستی منم دقیق مثل شمام ۱۱ساله تهران زندگی میکنم ودوتابچه دسته گل خدابهم بخشیده ما سه خواهریم ویک برادر من سالی نهایتن ۲بارشهرستان میرم چون راه دوره ۶ساعت راه وبچه مدرسه ای دارم نمیتونم ولی خواهرهام ۷روزهفته رو خونه پدرم هستن برادرمم دیربه دیرمیره چون اونم تهرانه ولی هروقت بره مادرم ازترس اینکه زنداداشم یه وقت ناراحت نشه وکاری کنه داداشم دیگه قیدپدرمادرشوبزنه هروقت میرن مادرم مثل پروانه دورشون میچرخه وامامنه بیچاره ازکادو بگیرتا پول نقدی ومرغ وبرنج میبرم هروقت برم یعنی چه یک روز باشم چه ده روزخرج خودمو میخورم ولی یک درصدبه چشم پدرمادرم نمیادمخصوصا مادرم آرزو به دل موندم مادرم توتماسهاش یک بارطارفم کنه بگه دلمون برات تنگ شده کی میاید هیچ وقت نمیگه خودمونم میریم احترام اونارونداریم هیچ خیلی بی رودربایستی میگه نموندیدزیادبریدخونتون شوهرت تنهاست همسرم بنده خداخودش گفت تا تابستونه ومدرسه تعطیله ده روزمیتونی بمونی چون یک سال بودنرفته بودم توشهرغریب دلم پوسید منم تا ازراه رسیدیم باذوق به مادرم گفتم ده روزپیشتون میمونیم چون بچه دومم هنوز۲سالش نشده غریبی میکردبغلشون نمیرفت گفتم حالایکی دوروزبگذره یخش آب میشه بغلتون میادولی مادره سنگ دلم بایه لحن تندوعصبانی گفت یه هفته زیاده خیلی دلم شکست بعدسه روز زنگ زدم به همسرم گفتم بیادنبالمون اونم بنده خداگفت دوخیابون اونطرفترنیستم که فورن بیاد۶ساعت راه چراباخودم برنگشتی که من مجبورنشم بازاین راه بیام گفتم شرمنده بچه اذیت میکنه دلش واسه توتنگ شده روم نشدبگم مادرم جوابمون کرده اون سه روزبچهام جرعت نکردن بازی کنن چیزی راحت بخورن همش میگفت نریزه میگفتم خودم جارومیکنم تمیزمیکنم بازگیرمیدادمیگفت بچه به چیزی دست نزنه جای انگشتاش میوفته ولی خواهرهام ماه هستن به خدا اونارونداشتم احساس بی مادری ویتیمی میکردم عذرمیخوام طولانی شد دلم پره تمامی نداره
دوستان سعی کنید در همه حال دل مادرتون روراضی نگه دارید حتی اگه فوت کردند حتما میدونید از کدوم کارتون ناراحت میشن اون کاررو انجام ندین
چندروز پیش یه مسئله ای بین من و یکی از اقوام نزدیکم پیش اومده بود مادرم خیلی ناراحت بود به من گفت تو کوتاه بیا منم برای اینکه اعصابش ناراحت نباشه با اون طرف پیام دادم
بعد به مادرم گفتم مامان بهش پیام دادم اون لحظه حس حقارت میکردم که چرا بهش پیام دادم ولی مادرم خیلی خوشحال شد و بوسیدم و گفت قربونت برم که کینه ای نیستی منم گفتم مامان توبچه هات خر تر از من نیستن هیچ کدوم 😄
بعد ازون با اعصاب خرد اومدم خونه و کلی گریه کردم ک چرا بهش پیام دادم ولی بعدش یک آرامشی همه ی وجودمو گرفت و کلا عوض شدم و از اینکه بهش پیام دادم خیلی احساس خوشحالی کردم چند روز هم بود حس میکردم ایمانم ضعیف شده ولی الان خیلی خوبم حال دلم خوبه وانگار بوسه ی مادرم نوری بود که تو اعماق قلبم روسوخ کرد فکر میکنم بعدش مادرم دعام کرده آنقدر حالم خوب شد واین آرامش به سراغم اومد
محبت مادر نوری هست از طرف خدا ☺️🌷🌸🌷🌸
᯽────❁────᯽
@azsargozashteha 📚🖌
᯽────❁────᯽
❌❌مهم حتما بخونید لطفا❌❌❌
سلام خدمت دوستان عزیز و اعضای بزرگوار کانال
ایام به کام
دوستان گلم به دلیل حجم بالای پاسخ اعضا و محدودیت در ارسال روزانه یه تصمیمی گرفتیم 👇
پاسخ هایی که شما به سوالات میدین ممکنه چند روز طول بکشه که در کانال ارسال بشه چون باید به جز پاسخ اعضا مطالب دیگه ای هم در کانال بزاریم
و به این خاطر که اعضای محترممون زودتر به پاسخشون برسن
تصمیم گرفتیم یه کانال دیگه اختصاص بدیم به این قضیه
یعنی اونجا فقط مختص پاسخ اعضا باشه
پاسخ هایی که توی کانال اصلیمون جا نداریم بزاریم رو اونجا قرار میدیم
یعنی یه بخشیش در همین کانال و تعدادی دیگه ش در کانال دیگه ای قرار میگیره
فقط دقت کنید عزیزان هردو کانال رو چک کنید حتما ❌❌❌👆👆چون در هر دوکانال پاسخها تکراری نیستند
ممنون میشم همگی اون کانال هم عضو باشید برای دسترسی بهتر به پاسخها✅✅✅👇👇👇👇
در ضمن اینجا مخزن میشه برای دسترسی بهتر به مطالبی که میخواید بعدا پیداشون کنید😍✅
https://eitaa.com/joinchat/3518169438Cd5294f4139
عضو بشید همگی🙏👆
کانال خصوصیه دوستان و مختص اعضای خودمونه🌸
#ارادتمند🙏🌸
#حبیبه
⭕️سنگسار شدن یک زن توسط شوهرش
ساعت 7:30
#واقعی 😔
دیروز تو تهران میخواستن حکم رو اجرا کنن، خیلی وحشتناک بود!
زن رو گذاشته بودن تو چاله و تا سینه زیر خاک بود
به شوهرش التماس میکرد که ببخشتش، اما مرد دستش را پر از سنگ کرده بود و منتظر دستور قاضی بود و با تمام انزجار نگاهش میکرد و میگفت که باید قصاص بشه
زن التماسش میکرد، اما مرد فقط دنبال قصاص بود و فریاد میزد و به زن لگد میزد... کاملا دچار جنون شده بود و میگفت مگه من چیکارت کرده بودم و خودش رو میزد.
خیلی دردناک بود... ترس در چشمان زن موج میزد و با صدای بلند داد میزد که منو ببخش، بخاطر دختر کوچیکمون منو ببخش، قول میدم که جبران میکنم...
عده ای داد میزدن ببخشش و عده ای دیگر میگفتن بکشش!
شوهر رو به قاضی کرد و گفت حکم رو اجرا کن، قاضی به زن گفت که وصیتی نداری؟
زن گفت فقط به من اجازه بدید یک بار دیگه بچه ی خودم را شیر بدم...
بچه ی ۲۰ ماهه را براش آوردن و زن را از خاک بیرون کشیدن تا به بچه شیر بدهد.
اما در عین ناباوری ....👇🔞
https://eitaa.com/joinchat/3033399661Cce36688bbf
چه صبری داری خدا😭👆
⭕️اهل شدن فرزند سرکش⭕️
از حضرت امام صادق (ع) نقل است
که اگر فرزندتان سرکش شده
اخلاق و رفتارش تغییر کرده و به حرف شما گوش نمیدهد
با اعتقاد تام و باور کامل ،
این سوره مبارکه را(107) مرتبه
با نیت خالص و توجه به خدا بخواند
فرزندان وی مطیع و فرمان بردار آنها میشوند👇👇💯
https://eitaa.com/joinchat/1319240024C241ce5aee0
کمتر از۲۴ساعت اثرشو میبینید😳👆خیلیا باهاش حاجت گرفتن🤲
💠 از مراجعه به #طبیب بی نیاز شوید.
✨ امام على عليه السلام :
✍ در سفارشى به فرزند خود امام مجتبى عليه السلام فرمودند:
🍃 فرزندم! آيا چهار نكته به تو نياموزم كه با رعايت آنها از طبيب بى نياز شوى؟ عرض كرد: چرا، اى اميرالمؤمنان.
🌟 حضرت فرمودند: تا #گرسنه نشده اى غذا نخور و تا #اشتها دارى از غذا دست بكش و غذا را خوب #بجو و قبل از خوابيدن #قضاى_حاجت كن. اگر اين نكات را رعايت كنى، از مراجعه به طبيب بى نياز مى شوى.
👌 #سلامت_باشید 😁
#دردو_دل_اعضا 💜🍃
سلام خدمت همه
اول از خودم و خانواده ها بگم ما ... زندگی میکنیم و اونا ... ، من از دانشگاه سراسری مدرک مهندسی دارم و اون دیپلمه است. از لحاظ وضع مالی تقریبا ما بهتر هستیم. ماشین دارم، خونه ندارم، اما 200 میلیون سرمایه از خود دارم. کارم یا آزاد یا این شرکت و اون شرکت به صورت پیمانکاری بوده، اما اگه خدا بخواد در چند ماه آینده در یک نهاد دولتی مشغول میشم.
مشکل من اینه که واقعا عاشق این دختر خانم هستم، اما باباش قبولش نیست. دلیل مخالفتش هم اینکه علاوه بر من پسر عموی دختره هم خواستگارشه، و باباش میگه حتما باید با پسر برادرم ازدواج کنی که خود دختره مخالفه.
من از همه لحاظ، موقعیت شغلی و تحصیلی و ظاهر بالاتر از پسر عموشون هستم. اما از همه مهمتر عشق من به ایشون هست روزی نیست یاد ایشون نیافتم و عکس شون نگاه نکنم و زیر لب نگم دردت به جونم نفسم، فدات شم. خلاصه دیونه وار دوستش دارم. راستش من با ایشون دوست یا هم کلاسی نیستم و از حس اون به خودم خبر ندارم اما از اطرافیان شنیدیم که پسر عموش بره کنار جواب بقیه خانوادش به ما بله است. اما خود دختره رو نمیدونم.
این که چه جوری عاشقش شدم برمیگرده به رابطه فامیلی دوری که باهم داریم و معمولا در مراسمات میدیدمش. قیافه متوسط رو به بالا دارن اما من خودم به شخصه عاشق نجابت و حیا این دختر شدم چون من شخصیت برام مهمتره تا ظاهر، نه اینکه ظاهر برام مهم نیست اما شخصیت و نجابت دختره واسم مهمتره، هم شنیدم و هم تحقیق کردم که اهل دوستی و این چیزها نیست چون خودم هم نبودم، چهار سال دانشگاه بودم، بخدا اصلا با کسی رابطه نداشتم، چون دوست داشتم عشقم فقط مال خانومم باشه نه اینکه ظاهر یا موقعیتش نداشتم که برم سمت این کارها نه بلکه دوست نداشتم.
خدا رو شکر ظاهرش هم اون چیزیه که من دوست دارم. دقیقا همون چیزیه که من میخوام و همیشه دوست داشتم زنم اون جوری باشه. هر روز سر نماز دعا میکنم خدایا منو به عشقم برسون بخدا قسم بارها شده اشک از چشمام اومده پایین. به این فکر میکنم که اگه بهش نرسم چه ضربه روحی میخورم از علاقه من نسبت به ایشون فامیل میدونن و قطعا به گوش دختر خانم هم رسیده اگر هم نرسیده همین که اقدام کردم واسه خواستگاری یعنی دوسش داشتم که رفتم اما از طرف اون ( منظورم خود دختره است ) هیچ پیام یا سیگنالی که منو دوست دارن نشنیدم، مثلا پیش اقوام صحبت کنه که منم فلانی رو میخوام. فقط در جواب نظرش در مورد من پیش یکی از اقوام سکوت کردن.
حالا من موندم با این عشق که روز به روز بیشتر میشه و البته ترس همراه با اون، ترس از اینکه نکنه بهش نرسم، یا اینکه پدرش مجبورش کنه آخر سر با پسر عموش ازدواج کنه، به همین خاطر این ترس اینقد زیاد میشه به سرم میزنه که فراموش کنم و برم سراغ کسی دیگه. ولی میدونم که در اون صورت هم به خودم ظلم میکنم و هم اون نفر جدید که میاد داخل زندگیم. هم اینکه اگه یک درصد جای امیدواری باشه و اون منو بخواد چی؟
شما بگید چکار کنم، پسر عموش چندین بار جواب نه شنیده، اما کنار نمیره و اینکه پدر دختر هم میگه فقط پسر عموت. خیلی ها بهم میگن و حتی مسخره ام هم میکنن که واسه چی موندی منتظرش تو از هر لحاظ سرتری و میتونی با موقعیت بهتر ازدواج کنی.
اما واسه من موقعیت بهتر در عشق معنی نداره. و اینکه عشق رو در حد معامله کالا با کالا میارین پایین حالم بهم میخوره.
#ایدی_ادمین 👇🌻
@adminam1400
᯽────❁────᯽
@azsargozashteha 📚🖌
᯽────❁────᯽
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
💢دیسك اگر پاره شده باشه بهتر هستش یا اگر بیرون زده باشه ؟🧐
✅این ویدئو رو حتما حتما ببینید و برای دیگران هم بفرستید تا همه بدونند که متخصصین این امر تازه به نتیجه چندین سال پیش ما رسیدند.
᯽────❁────᯽
@azsargozashteha 📚🖌
᯽────❁────᯽
شاید برای شما هم اتفاق بیفتد🔞⛔
#پرسش_اعضا 💜🍃 سلام به همه اعضای گروه من 42 سالمه وزنم 100 هستش چند وقتیه دنبالچه ام در د میگیر
پاسخ اعضا 🌺🌙
سلام به خواهرای گل ایام اربعین التماس دعا
عزیزان درخواست برای درمان سینوزیت داشتید من برای دخترم استفاده کردم الان چندین سال دیگه نمیگه پیشونیم و سرم
دوستان من ازمادربزگم که خدا رحمتشون کنه شنیدم بخور کاه جو یه مقدار کاه جو رو در آبجوش بریزید و وقتی دو تا جوش خورد یه ملحفه پهن کنید روی سر تون و بخور بدید بعد هم همون زیر ملحفه صورتتون رو خشک کنید و بعدش روغن بنفشه اطراف شقیقه و روی بینی بزنید و بیایید بیرون چند بار این کار رو انجام بدین ان شالله نتیجه میبینید التماس دعا و دعا برای پدر و مادرم و امواتم
🔹🌸🔹🌸🔹🌸🔹🌸🔹🌸
سلام وقتتون بخیر
درموردآقای 25ساله ای که درعقد به سرمیبرن خواستم خدمتشون عرض کنم متأسفم که اینو میگم ولی بهترین راه حل برای شماوخانمی که حاضرنیست مشکلات خودش رو درمان کنه جدایی هست
چون زمان عقد بهترین زمان برای شناخت همدیگه س
این خانم معلومه تندخویی وپرخاشگری دارند و با بی اعتمادی ای کهبه شمادارند وشکاک بودنشون کامتون روبه زندگی زهرمی کنند وچون روانشناسو قبول ندارن پس درمان هم نمیشن..ووقت تلف کردنه زندگی باایشون🤕
پس لطفا عاقلانه تصمیم بگیرید قبل ازاینکه زیریک سقف برید وخدای نکرده یک بچه این وسط قربانی بشه مثل اتفاقی مشابه زندگی شما که یرای برادرم افتاد و الان یک بچه سه ساله مثل توپ فوتبال این ور واون ورمیشه😔 کاشمی تونستید بابرادرم دراین موردمشورت کنید چون همسرش تمام این اخلاقهای همسرتون روداشت ولی چون عاشق بود نمی تونست تصمیم درست روبگیره..
معمولا اینجورافراد خودخواه ومغرورن وهیچ عیبی درخودشون نمی بینن
انشاالله بهترین تصمیم روبگیریدوخدایک همسرخوب ومعتقد نصیبتون کنه،موفق باشید💐
🔹🌸🔹🌸🔹🌸🔹🌸🔹🌸
سلام عزیزم شب بخیر من تازه پیام خواهرمون و خوندم که مادرشوهر براش طلسم کرده .عزیزم آیه 33سوره الرحمن و 70بار بخون به اب هم خودت بخور هم شوهرت .بعدم آرایش چهارگوشه خونتون بم در حیاط همه جا بریز .باهاش وضو بگیر خیلی عالیه
🔹🌸🔹🌸🔹🌸🔹🌸🔹🌸
با سلام خدمت مدیر محترم و صبور و عزیز گروه
انشالله که همه عزیزان در سلامت کامل جسم و روان باشند
مطلبی رو در کانال خواندم که خانمی از زایمان طبیعی سختی که داشتن و از سزارین همسرشون احتمالا اطلاعات خوبی ندارند بگم
نمیدونم چرا در بیشتر جاها میشنوم که میگن سزارین خوب نیست
اتفاقا عمل سزارین برای کسانی که زایمان سختی دارند خیلی هم خوبه 'من خودم به شخصه دو زایمان سزارین داشتم خیلی هم راضی هستم والا عوارضی هم نداشتم خداروشکر
منم به شخصه زایمان اولم خیلی سخت بود و مرگ و به چشمم دیدم و زمانی که پرسنل فهمیدن جان بچه به خطر افتاده بردند اتاق عمل
اگر ان زمان تجربه الان رو داشتم هر چی طلا و پول داشتم میدادم و میرفتم بیمارستان خصوصی و سزارین میشدم
زمانی که پیام این خانم عزیز رو خوندم با تمام وجودم درکشون کردم
عزیزم سعی کن اگر همسرت راضی نمیشه ب ای سزارین 'برو بیمارستان و مامای خصوصی برای زایمان بگیری 'یکی از نزدیکانم این کار رو کرده بود و خیلی هم راضی بود
انشالله که زایمان خوبی داشته باشی و خبر سلامتی خودت و فرزندت رو درکانال بزار 🌷🌷🌷🌷🌷🌺🌺🌺😘😘😘
᯽────❁────᯽
@azsargozashteha 📚🖌
᯽────❁────᯽
#تجربه_اعضا 💜
سلام خسته نباشین.خانمی که میگین سه تادخترداشتم و ب شوهرم خیانت کردم ومنوبخشید و دوباره خیانت کردم ..واقاادم هربلایی راخودش سرخودش میاره ..چون منم مثل شماشوهری پاک ونجیب داشتم ومنم ۱۱سال با یه پسر مجرد دوست شدم وشوهرم نمیدونست ۱۱سالوفقط در حد تلفن وچت بود.تااینکه یک سالی بود که رفتم پیشش و خیانت بزرگی کردم همچنان نماز و روزه ام را میگرفتم. تااینکع مچمو گرفت و تمام چت های منودید .نصف شب بود ه فهمید تا خود صبح گریه کردم اون گریه کرد .زنگ زد و داداشم گفت داداشم گفت بی سرو صدا فردا صبح بیار به مزرعه که نشونیشوداد.صب منوبرد 😭وقتی قیافه داداشموازدوردیدم شبیه قیافه کسی بود که انگار قرار جنازه عزیزشوبببنه منم تمام تنم یخ ومثل روح شده بودم.بهش نزدیک شدم نگام کرد یه تف بزرگ انداخت رو صورتم و حرفایی ب من گفت که خدا نصیب هیچ کس نکنه.😭.ب شوهرم گفت هرکاری توبگی همون کارو میکنم باهاش حتی اگه بگی بکشش میکشمش ..فقط توابه قرآن ب کسی نگو ابری مارانبر.شوهرم گفت ب کسی نمیگم بخاطربچه هام .منوبردن و من همه چیز را زدم ب نام شوهرم حضانت بچه هام مهریه همه چی رو زدم ب نامش و قسمم داد ک دیگه هرگز بهش خیانت نکنم .بخاطر بچه هام منوبخشید ولی دلش شکست خیلی شکست دلم براش میسوزه که منو قبول کرده بخاطر بچه هامون .من الان چهار سال پاک پاکم . و پشیمونم ازگذشتم . کار خیلی بدیه بقران آخر خدا ادمو میزنه .هرچقدرزرنگ. باشی باز خدا زرنگتره .
وقتی شوهرم منوبخشید شرمنده بودم دلم ب حالم میسوخت .تااخرعمرم اگه کلفتی خودشوخانوادشو بکنم بازم کمه. خانم عزیز شماچطورتونستی با زبهش خیانت کنی چطور دلت اومد . اون ازدست تو مرده. توگناه بزرگی ب گردن داری تا آخر عمرت باید بشینی وتوبه کنی . .من میدونم هم خدا منوبخشیده و هم شوهرم .انقد بهش محبت میکنم شاید دل شکستشو ب دست بیارم. دلم به حال دخترات میسوزه اونا چ گناهی کردن جاااااااان دخترا . ظلم بزرگی ب بچه ها. تورا ب قرآن هرکس دراین راه کثیفه دست ازاین کار بکشه و قدرشوهرو بچشوبدونه.من هرروز هزاااران بار خدا را شکر میکنم
᯽────❁────᯽
@azsargozashteha 📚🖌
᯽────❁────᯽
#داستان_زندگی 🌸🍃
نازنین
سلام دلم گرفته میخوام داستان زندگیمو بگم براتون
شبیه داستان میگم که قشنگ تر باشه
از ازدواج مامان بابام شروع میکنم
بعد از ۶ ماه بالاخره زهرا رضایت داد تا با علی ازدواج کنه...
علی پسری بود ک کار میکرد و درس میخوند اهل زندگی بود زهرا رو دیده بود و عاشق شده بود اما زهرا دختر درس خونی بود ک به ازدواج فکر نمیکرد و ارزوهای خیلی بزرگ داشت دلش شوهر کارمند میخواست...
بالاخره بعد کلی رفتن و اومدن وقتی علی تو دانشگاه استخدام شد زهرا رصایت داد
عقدشون زود انجام شد همه میگفتن چه مادر زن جوونی چقد قشنگه...
مامان زهرا چشم رنگی و خوشگل بود زهرا دختر بزرگش بود و به بهترین نحو تو مراسماش شرکت کرد...
خیلی نگذشته بود ک فهمیدن مادر زهرا سرطان داره و خیلی دیر شده واسه درمان
سرطان ذره ذره زیبایی های مادرشو میگرفت اما دلش عروسی دخترشو میخواست پس بساط عروسی رو چیدن...
زهرا عروس علی شد و همه چیز خوب بود فرداش مراسم پاتختی بود یه دختر چقد میتونه شاد باشه اون روزا
اما زهرا شادیش عمر کوتاهی داشت و فردای اون روز مامان قشنگشو از دست داد
اخ که چقدر سخته واسه یه دختر اول عروسی بدون مادر بشه😔
چندسال گذشت زندگی زهرا و علی با همه سختیاش خوب بود تا این که فهمید بارداره ته دلش پسر دوست داشت عکس داداش کوچیکشو مدام میدید دوس داشت بچش مثل داداشش خوشگل و چشم رنگی باشه مدام با بچش حرف میزد
کم کم فهمید دختره اسمشو انتخاب کرد سلاله مدام با سلاله تو شکمش حرف میزد و عکس داداش کوجیکشو میدید
بعد ی مدت دخترش ب دنیا اومد اما مادر بزرگش گفت اسمشو نباید سلاله بزاری چون ی دختر بوده ب این اسم و خوشی ندیده
زهرا اسم دخترشو گذاشت نازنین . نازنین . دختری ک تو پاییز به دنیا اومد دختری ک شد من
یک منی ک نمیدونستم قراره چی سرم بیاد و از همون اول خدا برام چیارو نوشته بود تو سرنوشتم
انگار فقط شباهتم با سلاله از اسم کم شد
نازنین بزرگ میشد شیرین زبون تر میشد قشنگ بود اما مثل دایی کوچیکش نشد چشماش سبزعسلی نشد
توی ۶ ماهگی نازنین یه خاله کوچولو از زن دوم اقاجونش پیدا کرد نازنین شیرین زبون بابا بابا میگفت و همه مجذوبش بودن اولین نوه دختر بود اقاجونش بهش میگفت ترانه من ترانه بابا اما ی روز وقتی اقاجونش بغلش کرد زن دوم پدر بزرگش گفت چرا دختر خودتونو بغل نمیکنی؟؟ اینم بچتونه ها کم اون نوه رو بغل کنید...
محبت بابا بزرگ همونجا تموم شد و نازنینی ک مادر بزرگ نداشت و یه عمر حسرتش به دلش موند حالا محبت بابا بزرگ رو هم نداشت
مامان نازنین ارزوهای بزرگ داشت با باباش سخت درس میخوندن و کار میکردن تا پیشرفت کنن
این وسط نازنین تنهای تنها بود مامان باباش براش بهترین اسباب بازی ها و عروسک هارو میخریدن اتاقش پر بود از کمد و ویترین و عروسک اما تو دلش کسی نبود همش حسرت محبت داشت
اون زمان ی دایی داشت همون دایی کوچیکه ک مامان دوست داشت نازنین شبیه اون بشه
خیلی نازنیو دوست داشت مدام باهاش بازی میکرد نازنین کل روزو تنها بود و به عشق این که بره شب خونه اقاجون بغل دایی کوچیکه سر میکرد
شب دایی باهاش فوتبال بازی میکرد تیله هاشو میریخت و بازی میکردند نازنین میخندید از ته دل با اون خاله کوچیکه رابطشون خوب بود مدام با دایی بازی میکردن
نازنین اون زمان غرق شادی و حسادت بود شادی از کنار محمد بودن و حسادت از این که چرا محمد میتونه سوسیس خالی بخوره اما اون نه و....
نازنین ۷ سالش شد مدرسه میرفت اجتماعی و خوب بود همه تعریف هوش و درسشو میکردن بعد مدرسه تو محل کار مامانش سر میکرد تا شب بره پیش داییش
اون زمان اقاجونش زیاد وضعش خوب نبود و محمد تو بدترین شرایط داشت بزرگ میشد اما به همه محبت میکرد
(لبخنداش هنوز یادمه الهی بگردم دورش شادی روحش صلوات)
یکی از شبای سرد زمستون وقتی نازنین داشت روز شماری میکرد تا عید برسه عروسی دعوت شدن یه عروسی ک زندگی نازنین رو زیر و رو کرد
نازنین و مامانش بهترین لباسارو پوشیدن لباسایی که از ترکیه خریده بودن و مراسمای قبل عروسی رو رفتن همه تعریف میکردن و زهرا میگفت اینو کجای ترکیه خریده و اونو کجای سوریه کلا زهرا عادت داشت به تجملات
شب وقت عروسی کسی راضی نبود به رفتن
اما نازنین میخواست بره عروسی یه بچه عاشق شادیه اما زمونه گاهی شادیو زهر میکنه
نازنین اصرار میکرد بر رفتن و نمیدونست اصرارش داره گند میرنه به زندگیش نمیدونست دنیا چقد نامرده
محمد به خاطر نازنین قبول کرد بیاد عروسی بقیه هم راضی شدن اناده شدند عروسی یه شهر دیگه بود
نازنین وقت رفتن تو خونه اقاجون وقتی داییشو دید دووید بغلش داییش بغلش کرد تو اغوش گرفتش و چرخوندش نازنین خندید اما نفهمید اون اغوش اغوش اخره بال های رفتن محمدو ندید و باز سر سوار شدن تو ماشبن باهاش دعوا کرد اما محمد جلو نشست و لجبازانه کمربند خودشو نبست
نازنین وسط نشست و مشغول شادی شد ارزو میکرد تا زود برسن و نمیدونست رسیدنی در کار نیست این زود گذشتن ها فقط واسش حسرت داره و تمام
توی راه یه ماشین از روبه رو اومد سرعتش زیاد بود تو جاده بد حرکت میکرد و یه تصادف سخت سر گرفت و نازنین به عالم بی خبری رفت
#ادامه_دارد...
᯽────❁────᯽
@azsargozashteha 📚🖌
᯽────❁────᯽
#احکام_دین ☀️🍃
اقسام سفته🌸🍃
پرسش :سفته بر چند قسم می باشد؟
پاسخ :سفته بر دو قسم است: ۱- سفته حقیقى که شخص بدهکار در مقابل بدهى خود به طلبکار مىدهد. ۲- سفته دوستانه که شخص به دیگرى مىدهد بى آن که در مقابلش بدهکارى داشته باشد و مقصود آناست که این سفته را به شخص سومى بدهد و مقدارى از مبلغ آن را کم کرده پول نقد بگیرد.
خرید و فروش چک🌸🍃
پرسش :آیا می توان چک را به مبلغی کمتر یا بیشتر از آن چه که در آن آمده است فروخت؟
پاسخ :چک مانند سفته بر دو قسم است: ۱- چک حقیقى و مدّت دار که نشانه طلب کسى از دیگرى است (مثلًا در برابر خرید جنس از دیگرى به او چک داده است) در این صورت، چک مدّتدار را مىتوان به مقدارى کمتر از آن با شخص طلبکار نقداً معامله کرد، یا به شخص ثالثى به مبلغى کمتر فروخت. ۲- چک دوستانه که چک در مقابل طلب نبوده باشد. در اینصورت معامله آن اشکال دارد.
خرید و فروش سفته🌸🍃
پرسش :آیا می توان سفته را به مبلغی کمتر یا بیشتر از آن چه که در آن آمده است فروخت؟
پاسخ :سفته حقیقى را اگر کسى با دیگرى به مبلغى کمتر معامله کند مثل این که سفته هزار تومانى را که سه ماه مدّت دارد به نهصد تومان پول نقد معامله نماید و در حقیقت یک هزار تومان اسکناسى را که در ذمّه بدهکار، طلب دارد، به نهصد تومان پول نقد مىفروشد، این گونه معامله سفته اشکال ندارد (و آن را تنزیل سفته گویند) ولى معامله روى سفته دوستانه خالى از اشکال نیست، چون بدهى واقعى در آنجا وجود ندارد و راههایى که براى حلّ مشکل آن ذکر شده هیچ کدام خالى از اشکال نمىباشد.
رجوع طلبکار به صاحبان امضاء سفته 🌸🍃
پرسش :در صورتی که سفته دهنده بدهکاری خود را به موقع ندهد طلبکار باید به چه کسی مراجعه کند؟
پاسخ :طلبکار حق دارد طلب خود را از کسانى که امضاء آنها در سفته است بگیرد و در واقع کسانى که سفته را امضاء مىکنند ضامن بدهکار مىشوند که اگر او نپرداخت آنها بپردازند (این نوع ضمان را ضمّ ذمّه به ذمّه مىگویند و صحیح است).
خرید کالا با چک شخص دیگر🌸🍃
پرسش :مشترى چک هایى را به بایع مى پردازد، که صادر کننده آن شخص ثالثى است. در صورت عدم تبدیل چکها به وجه نقد (به لحاظ عدم موجودى) آیا بایع حقّ رجوع به مشترى را دارد، یا این که با قبول چک شخص ثالث، ذمّه مشترى برىء و ضمان به ذمّه صاحب چک (شخص ثالث) منتقل مى شود؟ آیا بین موردى که شخص ثالث چک مذکور را بابت بدهى خود به مشترى داده، و جایى که صرفاً به عنوان امانت، یا تضمین، تحویل او داده تفاوتى وجود دارد؟
پاسخ :چک حواله اى بیش نیست، و ذمّه خریدار تا چک وصول نشود، مدیون فروشنده است; مگر این که فروشنده در حین معامله بپذیرد که ذمّه ثالث را به جاى ذمّه خریدار قبول کند.
حکم حواله 🌸🍃
پرسش :حواله چیست و آیا استفاده از آن شرعا جایز است؟
پاسخ :حوالههاى بانکى یا تجارى که به آنها «صرف برات» گفته مىشود مانعى ندارد، یعنى بانک یا تاجر پولى را از کسى در محلّى مىگیرد و حواله مىدهد که از بانک یا طرفش در محلّ دیگر به آن شخص بپردازند و در مقابل این حواله از صاحب پول چیزى مىگیرد، این معامله حلال است خواه حقّ حواله را از خود آن پول کم کند، یا جداگانه بگیرد، همچنین اگر بانک یا موسّسه دیگر، پولى را به شخص دهد و حواله کند که این شخص پول را در محلّ دیگر به شعبه بانک یا شخص معیّنى بپردازد و اگر مقدارى به عنوان حق زحمت در این حواله بگیرد نیز، اشکال ندارد.
عنوان فقهی چک و سفته ضامن 🌸🍃
پرسش :در ضمان وام بانکی ، چک یا سفته ای که از ضامن دریافت می شود چه عنوان فقهی دارد؟
پاسخ :داخل در عنوان ضمانت است.
دلیل جواز فروش چک معامله به قیمت بالاتر از مبلغ مندرج🌸🍃
پرسش :حضرتعالی فرموده اید: " در صورتی که چک مربوط به معامله ای باشد، و سند بدهکاری محسوب شود (و چک دوستانه نباشد( خرید و فروش آن به کمتر یا بیشتر از مبلغ مندرج در آن مانعی ندارد." سوال این است: فروش چک به مبلغ بالاتر چه اثر شرعی و یا عرفی دارد که معامله آن صحیح است؟
پاسخ :در برخی از موارد مصداق عرفی دارد (مثلا جایی که نگهداری پول نقد خطراتی داشته باشد و یا چک مربوط به شخصیتی باشد که مهر و امضای آن شخصیت، ارزش معنوی داشته باشد) که در این صورت فروش آن به قیمت بالاتر مانعی ندارد.
᯽────❁────᯽
@azsargozashteha 📚🖌
᯽────❁────᯽
#نکات_سلامتی 🍎
🍾روغن و #آبزن درمانی جهت تقویت مثانه برای رفع #شب_ادراری
🎾 روغن مالی با یکی از روغنهای بابونه، قُسط، مورد، نارگیل
⏪ مثانه و کمر و پهلوها را کمی روغن بزنید و آرام مالش دهید و با شال ببندید
🎾 آبزن برگ مورد، مازو و پوست انار به نسبتهای مساوی بجوشد، سپس صاف کرده و کودک ۲۰ دقیقه در آن بشیند
☝️این مواردِ روغن مالی و آبزن برای بزرگسالانی که بیاختیاری ادرار و تکرر ادرار دارند نیز توصیه میشود
#بیاختیاری_ادرار
#تکرر_ادرار
🍃💎✿●•۰▬▬▬▬▬▬▬
🌱 اگر فکر می کنید از نظر طب سنتی سالم ترین ظروف پخت و پز، ظروف مسی هستند، پس حتماً این مطلب را بخوانید!
طبق منابع معتبر طب سنتی ایرانی پختن غذا در ظروف مسی اگر:
▫️ مدت زمان پخت طولانی باشد
▫️ و یا طعام بسیار چرب
▫️ و یا همراه آب فراوان باشد
▫️ و یا همراه طعم های ترش باشد
▫️ و یا از غذا در آن نگهداری شود
❌ نه تنها سالم نیست بلکه ضرر رسان می باشد.
✅ برای استفاده از ظروف مسی حتماً توجه داشته باشید که قلع اندود باشد و هرگاه قسمتی از آن پوشش قلع اندود از بین رفت باید سریعاً تجدید و ترمیم شود.
👈 چرا که استفاده از ظروف مسی بدون پوشش قلع اندود یا همراه با آسیب دیدگی آن بسیار مضر و عامل بسیاری از بیماری هاست.
❗️امروزه متأسفانه معمولا برای سفید کردن ظروف مسی از قلع استفاده نمی شود.
✨ بهترین ظروف برای طبخ غذا: ظروف شیشه ای و پیرکس می باشد.
🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱
🇮🇷🇮🇷🇮🇷
✍ راهکارهایی برای #سلامت_دندان
🔖 مسواک زدن با چوب درختی به نام درخت مسواک یا اراک، ریشه شیرین بیان، چوب زیتون، بید، هلو و شفتالو به سلامت دندانها کمک شایانی میکند
🔖 چرب کردن دندانها پس از مسواک زدن با مقداری روغن گل سرخ هم در افرادی که مزاج گرم دارند، مفید است
🔖 ماساژ دندانها با روغن نارگیل یا دارچین نقش مؤثری در سلامتی دندانها دارد
🔖 شستشوی دندانها با محلول گلاب و عسل هم پس از مسواک زدن به حفظ سلامت دندانها کمک میکند👌
🚫 مصرف ترکیباتی که اسیدیته بالایی دارند برای شستشوی دهان و دندانها مضر است
⬅️ برخی اشخاص برای سفید کردن دندانها به طور مکرر از آبلیمو یا سرکه استفاده میکنند، در حالی که مصرف این ترکیبات اثر نامطلوب بر مینای دندان میگذارد
✍ #سفیدی_دندان
🔖 استفاده از ترکیب پودر شده برگ سماق و زاج سفید در تمیز کردن دندانها موثر است؛
⬅️ برای این منظور افراد باید ۲ واحد از برگ سماق را به همراه یک واحد از زاج سفید به خوبی ساییده سپس دندانهایشان را با این ترکیب مسواک بزنند👌
🔖 مخلوط سنگ نمک و کف دریا هم نقش موثری در سفید کردن دندانها دارد؛ برای این منظور اشخاص باید نمک کریستال و کف دریا را به نسبت مساوی با هم مخلوط کنند سپس دندانهایشان را با این ترکیب مسواک بزنند
⚠️ توجه داشته باشید که زیاد از این ترکیبات هم نباید استفاده بشه
᯽────❁────᯽
@azsargozashteha 📚🖌
᯽────❁────᯽
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🇮🇷🇮🇷🇮🇷
باورهای غلط خوردن قارچ خوراکی
✅ با حضور دکتر عسگرفراشاه در مورد باورهای غلط مصرف زیاد قارچ صحبت می کنیم.
⛔️⛔️قارچ دارای سردو خشک + افزایش غلظت خون میدهد + ضعف هضم درگوارش تنبل + خوردن با گوشت برای گوارش بسیار مضر و برای کبد چرب و فشارخونی ها مضر+ برای زنان باردارمضر+ سرخ کردن آن مضر+ مضربرای ضعف اعصاب +
᯽────❁────᯽
@azsargozashteha 📚🖌
᯽────❁────᯽
#حرف_اعضا 🌻🍃
سلام
من یه دختر 20 ساله ام که حدودا 6 ماهه عقد کردم . راستش الان احساس میکنم که درباره ازدواجم اشتباه کردم . همسرم اونی نیست که فکر میکردم . نمیتونم عاشقش باشم . الانم هرکاری براش میکنم برای حفظ ظواهر و انجام تکلیفمه و من مقصر این اوضاع رو بیشتر از هر کسی خانوادم میدونم .
من عاشق ازدواج با یک طلبه و مجاهد بودم که خانوادم اینو قبول نمیکردن و الان همسرم ی فرد مذهبی معمولی هست اما من اینجوری نیستم .
و اینکه اشتباه خودمم قبول دارم که بیشتر فکر نکردم برای تصمیم گیری اونم بخاطر فضای بد خانوادم تو اون روزها بود که همش بهم فشار می آوردن . الان اکثر دوستای من همسرشون طلبه اند و من همیشه حسرت میخورم . من دختر موفقی ام تو زندگیم ولی حس میکنم با این ازدواج تلف شدم...
چون در خیلی موارد همسرمم منو درک نمیکنه و برای پیشرفتم محدودم میکنه... و من از کسی که جلو پیشرفتم رو بگیره متنفرم... چون من از قبل شرایطم رو باهاش طی کرده بودم و اونم قبول کرد اما حالا میگه فکر نمیکردم تا این حد باشه فعالیت ها و ... چون من مثل خیلی از خانمها نیستم که همش بشینم خونه فعالیت اجتماعیم زیاده و تو یکی از بهترین دانشگاه های ایران درس میخونم و فعالیت دارم .
اما همیشه سعی کردم که برنامه ریزی کنم و به زندگیم لطمه وارد نکنه و بنظرم موفق هم بودم ولی همسرم تو این وادی ها نیست . حالا من موندم و این غم بزرگ تو دلم که به هیچ کسم نمیتونم بگم . همه فکر میکنن همه چیز عالیه ولی من احساس عشق و خوشبختی نمیکنم .
همسرمم خیلی بهم ابراز علاقه نمیکنه وقتی هم که میکنه من اصلا خوشم نمیاد و به دلم نمیشینه و بخاطر شرایط شغلیش اخر هفته ها با همیم و این باعث سرد تر شدن روابطمون میشه . اینا رو حتی نذاشتم همسرمم متوجه بشه ولی من عاشقش نیستم و زندگی مشترکمون ک هنوز یکسالی به شروعش مونده برام کابوس شده .
لطفا راهنماییم کنید
🌻❓🌻❓🌻❓🌻❓🌻❓
سلام
من در یه مورد واقعا به راهنماییتون نیاز دارم. خودم دختری 24 ساله هستم که با پسری تو دانشگاه آشنا شدم و بهم قول داده که بیاد خواستگاریم. ایشون فوق اعاده بهم علاقه دارن. و گفت چون مامانش مسافرته و هم اینکه با خانوادش حرف بزنه، ازم وقت خواست و گفت حتما دیگه اواخر برج11 میاد خواستگاریم.
منم تا اون موقع باید منتظر بمونم. ولی الان یه هفته اس ، خانواده ای میخوان بیان برای آشنایی و اگه شد، بعد صفر عقد کنیم. هنوز اجازه ندادم چون خودم هم منتظر اون پسر هستم و بهش علاقه دارم اما فعلا نمیتونم به خونوادم بگم. قضیه اینه که خانوادم خیلی اصرار میکنن که بذارم این خانواده بیان خواستگاریم و میگن از همه نظر خوبه، مامانم گفته اگه قبول نکنم، دیگه باهام حرف نمیزنه.
ازم میخواد فعلا اجازه بدم که بیان برای آشنایی بیشتر و خواستگاری رسمی بمونه بعد از صفر
. اما من که نمیشه الکی بهشون بگم بیان وقتی خودم دلم پیش یکی دیگه اس . از طرفی هم اون پسری که باهام تو دانشگاه هست، همیشه اخبارمو از دختر خالم میگیره که باهامون تو یه دانشگاهه. میترسم بهش این قضیه رو بگه و پسره فکرش جای دور بره که من دارم ازدواج میکنم.
دختر خالم خیلی دهن لقه و همیشه اینکارو میکنه. مطمئنا اگه دختر خالم از این موضوع با خبر بشه، میره به اون پسر میگه و نمیدونم چی پیش میاد . اصرار خانوادم رو چکار بکنم؟ بنظرتون اگه بگوش اون پسر برسه که من خواستگار قبول کردم، دیگه منو ول میکنه؟ من میشه گفت، تصمیم گرفتم که بذارم بیان خونمون چون دیگه خستم شد از اصرار خونوادم و اگه بگم نه، میپرسن،چرا ؟ منم جوابی ندارم که بدم!!
#ایدی_ادمین 👇❤️
@adminam1400
᯽────❁────᯽
@azsargozashteha 📚🖌
᯽────❁────᯽
شاید برای شما هم اتفاق بیفتد🔞⛔
#پرسش_اعضا 💜🍃 سلام به همه اعضای گروه من 42 سالمه وزنم 100 هستش چند وقتیه دنبالچه ام در د میگیر
پاسخ اعضا 🌙🌺
دادگاه رفتن خواهر جای خواهر
عزیزم شما که جای خواهرت رفتی دادگاه و حساب بنده خدا رو مسدود کردی، بخاطر خواهرت کردی و گول خوردی قشنگ حال دلتو درک میکنم منم جای خواهر برادرام اشک چشم دادم و جون دادم، بماند، شما الان افسرده شدی از فکروخیال، به شوهرخواهر سابق زنگ نزن، مستقیم برو دیدنش همین حرفهایی که به ما گفتی بهش بگو مطمئن باش حلال میکنه، مردها خیلی دلپاک تر و مهربونتر از ما خانمها هستن، درضمن تنها نرو فرداها حرفی پشتت درنیاد، همراه ببر اما بگو یکی دومتر دوراز شما وایسه که راحت بتونی حرفتو بزنی سبک شی، مطمن باش بعدش مثل پر سبک میشی وحال دلت عالی میشه، حتمآ انجامش بده، بخدا الان 5 ساله به این نتیجه رسیدم که هیچ کس جز خدا ارزش اینو نداره بخواهیم طرفش بگیریم، اینو بدونین بندگان خدا تاوقتی گرفتارن ومحتاجن مارو میشناسن همینکه خرشون از پل گذشت دیگه مارو نمی شناسن اما حیف و صدحیف دیر فهمیدم، جز جفت آدم که زن یا شوهر باشه هیچ کس برا آدم نمیمونه و دلسوز آدم نیست، اینو کسی بهتون میگه که از 8 سالگی نون بازوشو خورده وبدون تکیه گاه بزرگ شده
همشهری رفسنجانی
باید بگم چاکرم همشهری. خودم فداتم. آن شاءالله سبز بخت بشی و عاقبت بخیر، ازخدا میخوام یه زندگی نصیبت بشه که دوست و دشمن انگشت به دهن بمونن، همراه با سلامتی و دل خوش
☀️🍃☀️🍃☀️🍃☀️🍃☀️🍃
دختری از دیار کریمان
دیر رسیدن به مراسم خواستگاری دختر خواهرشوهر
عزیزم از قرار معلوم شما اولین بار نیست که دیر میرسین به مراسم ها که از قبل بهتون گوشزد کردن، دقیقا داداش و زن داداش منم همیشه خدا آخرین نفر تو همه مجالس هستن، حتی گاهی بعد شام میرسن، عین خیالش هم نیست، تازه ساعت 8 شب شروع میکنه به آرایش کردن، اندازه 8 نفرم آرایش میکنه، خیلی بده اینجوری عزیز، گرچه من پیام شمارو ندیدم. نظرات دوستان خوندم، اما شما مقصری نباید پیگیر باشی بیخیال باش، مراسم عقدم برو، عزیزی فرموده بودن مراسم عقد برو وچیزی نخور، دوست عزیز مراسم اینقدر شلوغه که صاحب مجلس نمیتونه سرش بخارونه چه برسه که ببینه زن داداش غذا خورد یا نه، اصولأ اینجور مراسم ها صاحب مجلس سعی میکنه به خانوده داماد برسه چون غریبه هستن توقع دارن، نه خانواده خودش، چونکه خانوده خود آدم باید درک کنن که غریبه ها واجب ترن، من همیشه مهمون یا مجلس دارم، بیشتر به غریبه ها میرسم تا خانوده خودم، چون خانواده خودم اگر بخوان گله کنن، پس چی از خانوده بودن شون عزیز جان
برو، حسابی هم قرش بده، یه آرایشگاه توپ و یه لباس عالی هم حق خودت و شوهرته 😍😉😍. من مجالسی که فامیل درجه یک باشن حسابی توپ میرم چون عقیدم اینه که حداقل 5 سالی یه بار همچنین مجالسی پیش میاد پس باید بخاطر دل خودمون و شوهرمون خرج کنیم و زیبا بریم که تو یادها موندگار بشه، تعریف از خود نباشه همیشه نفر اول مجالس عروسی منم 🙈😍همچین شیطونی بودم من، عین همه ی گرفتاری ها و مشغله ها و غم و غصه ها بازم به خودم میرسم
دختر دیار کریمان همینه دیگه 😄
☀️🍃☀️🍃☀️🍃☀️🍃☀️🍃
سلام خدمت همه عزیزان در مورد اون خانمی که گفتن نزدیک عادت ماهیانه که می شه سر درد می گیره آهن خونش پایینه قرص آهن ایرانی بگیرند رنگش گلبهیه بخورند شبی یکی ولی در زمان پریودی فایده نداره انشالله زود خوب می شن
☀️🍃☀️🍃☀️🍃☀️🍃☀️🍃
سلام و ادب
خواهر گلی که درددل داشتی خانوادهت با شما راحت نیستند و درددل نمیکنند و دوستت ندارند، و برعکس با خواهرت صحبت میکنند و راحت هستند و...
دختر خوب
گفته بودی که شما برون گرا هستی و خودت خیلی اهل درددل هستی،حتی مسائل زندگیت را گاهی تعریف میکنی..
من فکر میکنم یکی از دلایل رفتار خانواده ت همین اخلاق شما باشه،، وقتی شما بشینی از همه حزئیات زندگیت برای دیگران تعریف کنی، خوب طرف احساس میکنه شما آدم بی سیاستی هستی،رازنگهدار نیستی، وقتی حفظ اسرار زندگی خودت برات مهم نیست،خوب صددرصد حفظ اسرار زندگی دیگران هم برات مهم نیست و احتمال داره اسرار دیگران را فاش کنی، و همین باعث شده دیگران در صحبت کردن با تو احتیاط کنند،
ضمن اینکه از صحبتهاتون معلومه خیلی حساس و زودرنج هستی،و همین هم باعث میشه دیگران ازت فاصله بگیرند
به نظرم اگر همین دو تا اخلاقت را اصلاح کنی، مشکلت تا حد زیادی حل میشه
᯽────❁────᯽
@azsargozashteha 📚🖌
᯽────❁────᯽
🧐آیا دوست دارید بدانید که مشکل #دیسک یا #سیاتیک دارید یا نه؟
✅پس این تست را انجام دهید👆
👈اگر بين زاويه 30 تا 60 درد شديدی در كمر احساس كرديد، شما مشكل بیرون زدگی دیسک داريد!
👈اگر این تير كشيدن به پشت زانو رسيد،#عصب_سیاتیک شما تحت فشار بين مهره است.
᯽────❁────᯽
@azsargozashteha 📚🖌
᯽────❁────᯽
#یک_نکته_از_هزاران 🌱
شبهایی که آقای حاج شیخ رجبعلی جلسه میرفته، مأمور بردن و آوردن ایشان، مرحوم صنوبری بوده است...
یک روز آماده می شود که حاج شیخ را ببرد به جلسه، خانم ایشان از بچه اش ناراحت شده، گویا بچه کاری می کرده، اذیت می کرده، یک دفعه به صورتی که بجه غافل بوده می زند به پشت او؛ تا این ضربه را می زند، کمر خودش خمیده شده و به شدت شروع می کند به درد گرفتن!
آقای صنوبری وقتی خانمش را در این وضع می بیند، می گوید: من می خواهم بروم دنبال آقا شیخ رجبغلی، تو هم بیا توی ماشین؛ سر راه تو را به درمانگاهی می برم...
رفتیم آقا شیخ رجبعلی را سوار کردیم.... همینطور که داشتیم می رفتیم گفتم: آقای حاج شیخ! ایشان که عقب ماشین نشسته، خانم من است، می خواهم ببرم دکتر؛ ایشان را دعا بفرمایید!
آقا شیخ رجبعلی گفت: دکتر نمی خواهد؛ بچه را آنطور نمی زنند!
گفتم: آقا چکار کنیم؟!
فرمود: خوشحالش کنید... یک چیزی بخرید تا خوشحال شود! گفت: رفتیم یک چیزی، اسباب بازی یا خوردنی گرفتیم و دادیم دست بچه؛ همینکه خوشحال شد، کمر این خانم که از شدت درد خمیده شده بود، مثل فنر باز شد و کاملاً خوب شد!
🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱
شب دوشنبه دوم جمای الاول 1393 هـ.ق = 14/3/1352 هـ. ش. شب هفتم از وفات مرحوم آیت الله حاج سیدحسن قاضی طباطبایی تبریزی بود که در محضر مبارک استاد علامه طباطبایی صاحب المیزان بودم، که از مقام فضل و تقوی و انزوای آن مرحوم سخن به میان آمد، فرمود:
از جهت فضل کمتر از این آقایان فعلی قم نبود، جز اینکه از بیت انزوا بوده است. سپس در انزوای این بیت فرمود:
مرحوم پدرش نیز این چنین بود و مرحوم حاج میرزا علی قاضی که عمویش و یکی از اساتید ما بود نیز این چنین بود و جد او مرحوم آقا سیدحسن که از شاگردان مرحوم میرزای شیرازی بود، نیز همین طور بود.
وقتی که خواست از محضرش مرخص شود و به تبریز برود، خدمت مرحوم میرزا رفت که چه شدیم و چه داریم، خوب است که به ما چیزی مرحمت بفرمایید.
مرحوم میرزا در سامرا بود، به ایشان فرمود:
من چیزی ندارم به شما بدهم؛ ولی «شب و روزی یک ساعت به فکر بنشین». این دستور را به ایشان فرمود تا پس از چندی که مردم تبریز به خدمت مرحوم میرزا در سامرا رسیدند، از مرحوم آقا سیدحسین خبر گرفت؛ آنان در جوابش عرض کردند که آقا، فکر یک ساعتش بیست و چهار ساعته شده.
بعد مرحوم استاد علامه طباطبایی رو به اینجانب فرمود و گفت: ببین مرحوم میرزا چه تأثیری نفس داشت: این بنده بدان جناب عرض کرد که زمینه هم چقدر قابل بود که این تخم سعادت را به خوبی پروراند و به بار آورد.
🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱
در مورد سخاوت و انفاق شیخ زین العابدین مازندرانی از شاگردان شیخ انصاری نوشته اند:
تا می توانست قرض می کرد و به محتاجان می داد و هر وقت که بعضی از هند به کربلا می آمدند قرض های او را می دادند.
روزی بینوایی به خانه او رفت و از او چیزی خواست.
شیخ چون پولی در بساط نداشت، بادیه مسی منزل را برداشت و به او داد و گفت: این را ببر و بفروش.
دو سه روز بعد وقتی اهل منزل متوجه شدند بادیه نیست فریاد کردند که : بادیه را دزد برده است.
صدای آنان در کتابخانه به گوش شیخ رسید، فریاد برآورد که: دزد را متهم نکنید، بادیه را من برده ام.
در یکی از سفرها که شیخ به سامرا می رود، در آن جا سخت بیمار می شود. میرزای شیرازی از او عیادت می کند و او را دلداری می دهد.
شیخ می گوید: من هیچ نگرانی از مرگ ندارم، نگرانی من از این است که بنا به عقیده ما امامیه ، وقتی می میریم روح ما را به امام عصر علیه السلام عرضه می کنند.
اگر امام سؤال بفرمایند: شیخ زین العابدین! ما به تو بیش از این اعتبار و آبرو داده بودیم که بتوانی قرض کنی و به فقیران بدهی، چرا نکردی؟ من چه جوابی به آن حضرت بدهم؟!
می گویند: میرزای شیرازی پس از شنیدن این حرف متأثر شد و به منزل رفت و هر چه وجوهات شرعی در آن جا بود میان مستحقان تقسیم کرد.
🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱
چون جناب مرحوم استاد الهی قمشه ای حکمت منظومه را شروع به تدریس کرد، به این و آن اطلاع دادیم که هر کس بخواهد از این خرمن خوشه بردارد و از این مخزن توشه بگیرد، مقتضی موجود است و مانع مفقود.
به مدت قلیلی جمع کثیری در حدود پنجاه تا شصت نفر شرکت کردند، یک هفته دو تا نشد که حسن زاده یکه و تنها شد.
نماز مغرب و عشا را به مرحوم الهی اقتدا کردم، بعد از ادای فریضه رو به من کرد و گفت: آقا! منظومه را نیاوردی؟
عرض کردم: چرا ولی کسی نیامد، فرمود: همیشه همین طور بود، محصل کو؟
مگر حوزه درس ما در محضر استاد آقا بزرگ غیر از این نحوه بود؟ منظومه را بده .
باز کرد و شروع به تدریس فرمود. تا پس از مدت مدیدی بعضی از یاران با وفا رفیق راه شدند و به همین روش بود، درسهایی که با استاد شعرانی و با دیگر اساتید داشتیم و اکنون که خودمان سمت تدریس را حایزیم، که «هر کسی پنج روزه نوبت اوست» به همین منوال است، در ابتدای شروع " ید خلون فی دین الله افواجا " و پس از چند روزی" لولّیت منهم فرارا " .
آری، مگر هر کس موفق است که از ابتدای طلوع فلق تا انتهای غروب شفق، بلکه تا ماورای غسق، دفتر دانش را ورق زند، ذلک فضل الله یؤتیه من یشاء.
᯽────❁────᯽
@azsargozashteha 📚🖌
᯽────❁────᯽
❌❌مهم حتما بخونید لطفا❌❌❌
سلام خدمت دوستان عزیز و اعضای بزرگوار کانال
ایام به کام
دوستان گلم به دلیل حجم بالای پاسخ اعضا و محدودیت در ارسال روزانه یه تصمیمی گرفتیم 👇
پاسخ هایی که شما به سوالات میدین ممکنه چند روز طول بکشه که در کانال ارسال بشه چون باید به جز پاسخ اعضا مطالب دیگه ای هم در کانال بزاریم
و به این خاطر که اعضای محترممون زودتر به پاسخشون برسن
تصمیم گرفتیم یه کانال دیگه اختصاص بدیم به این قضیه
یعنی اونجا فقط مختص پاسخ اعضا باشه
پاسخ هایی که توی کانال اصلیمون جا نداریم بزاریم رو اونجا قرار میدیم
یعنی یه بخشیش در همین کانال و تعدادی دیگه ش در کانال دیگه ای قرار میگیره
فقط دقت کنید عزیزان هردو کانال رو چک کنید حتما ❌❌❌👆👆چون در هر دوکانال پاسخها تکراری نیستند
ممنون میشم همگی اون کانال هم عضو باشید برای دسترسی بهتر به پاسخها✅✅✅👇👇👇👇
در ضمن اینجا مخزن میشه برای دسترسی بهتر به مطالبی که میخواید بعدا پیداشون کنید😍✅
https://eitaa.com/joinchat/3518169438Cd5294f4139
عضو بشید همگی🙏👆
کانال خصوصیه دوستان و مختص اعضای خودمونه🌸
#ارادتمند🙏🌸
#حبیبه
#داستان_یک_اشتباه ❌
شش ماهی از زایمان ناموفقم گذشته بود ولی نمیدونستم چرا انقدر حالت تهوع دارم
همسرم مدام بغلم میکرد و میگفت حتما خبراییه عشقم
همیشه م بهم روحیه میداد و میگفت تو دوباره مادر میشی
بهترین مادر دنیا هم میشی
بعدشم چشمکی بهم میزد و میگفت تو جواب دعاهای مادرمی
اما انگار خبری نبود چند بار ازمایش داده بودم منفی بود یه روز رفتم دستشویی که یه دفه مثل چند دفه ی قبل که سقط داشتم همون حالتا برام پیش اومد با وحشت همسرمو صدا کردم تا بیاد کمکم کنه. رنگ به رخسار نداشتم با کمک همسرم سرپا ایستادم
بوی خیلی بدی توی دستشویی پیچیده بود جوری که نمیشد نفس کشید وقتی چیزی رو که سقط شده بود دیدیم شاخ دراوردیم . من غش کردم ولی صدای همسرم رو میشنیدم که سریع زنگ زد به پلیس...👇🏻🔞
https://eitaa.com/joinchat/3033399661Cce36688bbf
کانال مخصوص #متاهلین میباشد❌❌❌
🕊 کمک به کودک مبتلا به ضایعه نخایی و #سرطان_خون
🏮 پسر بچه ۷ ساله مبتلا به #سرطان_خون به علت عوارض ناشی از شیمی داری دچار ضایعه نخایی شده و شرایط سختی رو میگذرونه! خانواده توان تامین هزینه های آزمایش ، شیرخشک مخصوص ، پوشک و.. رو ندارن!
🍃 تسلای دل امام زمان عج و به نیت فرج در روند درمان و معیشت این کودک معصوم، سهیم باشید. شماره کارت #رسمی به نام مجموعه جهادی #چشم_به_راه
(هر قوطی شیر خشک رژیمی ۸۰۰ هزار_پوشک ۲۰۰)
●
5041721111927118●
5041721112091989●
5892107046668854●
6063731105809819
Ir820150000003101094929079🪩 ارتباط و اطلاعات بیشتر 👇 ┏━━━━━━━━━━━━━━━🇮🇷┓ https://eitaa.com/S7QfvmVIh2MaXNEm ┗🕊━━━━━━━━━━━━━━━┛ مبالغ اضافه صرف سایر امور خیر می شود.