eitaa logo
گنبد فیروزه
59 دنبال‌کننده
546 عکس
160 ویدیو
22 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
☫﷽☫ ایرانی‌ترین امام شیعیان امشب؛ سه فرزند برومند (ع) در سه زیارتگاه اصلی و بزرگ ؛ (، و شیراز) سوگوار پدر خود هستند. این چقدر بر حق دارد! این پدر بزرگ را به ایرانیان، تسلیت عرض می‌کنیم. ناگفته نماند که این *پدر* عزیز ()، پسر (ع) است که از دو طریق به دو وصل شده است و لذا از محسوب می‌گردد: بخاطر بیاوریم: هنگامی که تازه شده (ولیکن فاقد و و !) بدستور (عمربن‌خطاب)، ایران‌زمین را فتح کردند، وقت () را به اسارت گرفته و روانه کردند. با دخالت و هدایت ؛ حضرت علی(ع) آن سه دختر از بردگی و کنیزی معمول، محترمانه خلاص و مختار به دلخواه خود شدند و در ادامه ماجرا ازدواج با بزرگ‌زادگان (مشهور به ) مدینة‌الرسول را ترجیح دادند. یکی از آنها به ازدواج فرزند (محمد بن ابی‌بکر) در آمد که تربیت‌یافته (ع) بود و برادر سوم حضرات (ع) به شمار می‌رفت. دومی به ازدواج فرزند خلیفه دوم (عبدالله بن عمر) در آمد. سومی به ازدواج فرزند (حسین‌بن‌علی) در آمد. نتیجه ازدواج (ع) با (شهربانو؟)، (ع) بود که امام چهارم شیعیان است. نتیجه ازدواج محمد بن ابی‌بکر با دومین شاهدخت ایرانی، بن‌محمد بود. امام علی‌بن‌الحسین(ع) با دختر عموی خود؛ بنت‌ (ع) ازدواج کرد و ثمره آن، (ع) بود. بنابراین نسب نسلی امام پنجم همانند امام چهارم شیعیان از طریق مادربزرگ پدری به ایرانیان می‌رسد. محمدبن‌علی () (علیهماالسلام) و هم‌نسل دختر قاسم‌بن‌محمدبن‌ابی‌بکر بود. (نوه ) دختری بدنیا آورد بنام أمّ‌فروه (فریماه؟) که امام باقر با او ازدواج کرد و امام صادق(ع) نتیجه آن ازدواج بود. (گفته شده؛ جعفربن‌محمدالصادق؛ شنوای بدگوئی‌های محبان اهل‌البیت از ابوبکر نبود!) بنابراین نسب نسلی امام ششم شیعیان نه فقط از طریق پدری که از طرف مادری هم به ایرانیان می‌رسد. فلذا علیه‌السلام، «ایرانی‌ترین امام شیعیان» است. لذا امام هفتم شیعیان همچون امام ششم، نواده ایرانیان و ایضاً «امام‌زاده/شاه‌زاده» محسوب می‌گردد. و در تداوم چنین تقدیر مقدسی است که می‌بینیم مسیر فرزندان برومند به ایران‌زمین کشیده می‌شود. ؛ (ع) در ، خواهر مکرمه آنحضرت در و برادر بزرگوار آنحضرت در ، میهمان ابدی ایرانیان می‌گردند. لذا بزرگترین نشانه پیوند ناگسستنی محبت دو طرفه ایرانیان به اهل‌بیت ، و و بویژه (علیهم السلام) است که در فکر و ذکر ائمه بعدی شیعیان و ایرانیان هم تداوم می‌یابد. امروز شهادت *پدر* مبارز نستوهی است که کانون پیوند اهل‌البیت(ع) با ایرانیان است. ناگفته نماند؛ غیر از دو پسر (ع) که در عراق مدفون هستند، الباقی فرزندان پسر و دختر امام هفتم شیعیان، همگی در ایران (شهرری، ساوه، گرگان و...)، دفن شده‌ و از امامزاده‌های اصلی در ایران هستند. و ما به این اسوه‌های ایستادگی و احترام می‌گذاریم. ✍ سیدمحمدحسینی(منتظر) اسفند ۱۳۹۸ 👈 بازنشر بمناسبت حمله تروریستی دشمنان «ایران محب اهل‌البیت» به شاه‌چراغ شیراز 💠کانال اطلاع‌رسانی چلچراغ معارف و احکام حم 👇 eitaa.com/chelcheraaqHM 🙏گروه هم‌اندیشی چلچراغ معارف و احکام👇 https://eitaa.com/joinchat/3850895565Cc7624a74fe
مشکل ما با اسراییل چیه؟ چرا میگیم اسراییل باید نابود بشه؟ (زمان مطالعه: ۴ دقیقه) ✅ کشورهای عربستان، عراق، لبنان، سوریه، فلسطین، اردن، ترکیه و... هیچ‌کدوم تا همین ۱۱۰ سال پیش وجود نداشتن. همشون؛ استان‌ها و ایالت‌هایی از کشور بزرگی به نام امپراطوری عثمانی بودن. (نقشه) تا اینکه جنگ جهانی اول آغاز شد و نهایتا امپراطوری بزرگ عثمانی در این جنگ شکست خورد و از هم پاشید. ✅ غربی‌ها سر یک میز نشستن، خط‌کش دستشون گرفتن و روی نقشه، این امپراطوری بزرگ رو به کشورهای کوچیک تقسیم کردن، هر کشوری هم مال یه کدومشون شد. ▫️سوریه و لبنان مال فرانسوی‌ها ▫️عراق و فلسطین مال انگلیسی‌ها ✅ از اونجا که بیشترین ثروت دنیا تو همین منطقه‌ی ما یعنی غرب آسیاست، غربی‌ها تصمیم گرفتن جای پای خودشون رو اینجا محکم کنن و یه پایگاه دائمی برای خودشون اینجا بسازن. یه پایگاهی که نگهبان منافع غربی‌ها توی منطقه‌ی ما باشه. ✅ پس با صهیونیست‌ها توافق کردن و هزاران صهیونیست رو از سرتاسر دنیا به فلسطین آوردن. در فاصله‌ی بین جنگ جهانی اول تا جنگ جهانی دوم (به مدت بیست سال) صهیونیست‌ها در فلسطین جاگیر شدن و روز به روز بر جمعیتشون اضافه شد. نهایتا بعد از جنگ جهانی دوم بیانیه دادن و به قول خودشون تشکیل کشور اسراییل رو در سرزمین فلسطین اعلام کردن. ✅ تا امروز ده‌ها هزار فلسطینی شهید و میلیون‌ها فلسطینی از خونه و کشور خودشون اخراج شدن. ✅ صهیونیست‌ها در نظر داشتن از رود نیل تا رود فرات رو تصرف کنن و اسراییل بزرگ رو تشکیل بدن. (در این صورت با ایران همسایه می‌شدن، نقشه) حتی غیر از فلسطین بخش‌هایی از سوریه، مصر، اردن و لبنان رو هم اشغال کردن ولی بعد از انقلاب، جمهوری اسلامی جلوی گسترش اسراییل ایستاد و با تجهیز و مسلح کردن فلسطینی‌ها و لبنانی‌ها، صهیونیست‌هارو عقب نشوند. ✅ حالا مشکل ما با اسراییل چیه؟ از سیصدسال پیش که اروپایی‌ها و غربی‌ها پا به منطقه‌ی ما گذاشتن، حضورشون جز فلاکت و قحطی و کشتار و جنگ و تعرض و غارت و... هیچ نتیجه‌ای نداشته. میلیون‌ها ایرانی و صدها هزار نفر از مردم کشورهای همسایه‌ی ما فقط به جرم موقعیتِ ارزشمندِ کشورشون و ثروتی که داشتن تا امروز به دست غربی‌ها کشته شدن. حضور غربی‌ها در منطقه‌ی‌ ما همیشه مساویِ با بحران بوده و این بحران اینجا وقتی تموم میشه که خارجی‌ها از منطقه‌ی ما اخراج بشن. خارجی‌ها هم وقتی از منطقه‌ی ما اخراج میشن که پایگاهشون اینجا از بین بره؛ رژیم صهیونیستی بزرگ‌ترین پایگاه غربی‌های جلاد و وحشی در منطقه‌ی ماست. ✅ حالا کاری نداریم که اصلا فلسطین یکی از مقدس‌ترین سرزمین‌های اسلامیه و مسجدالاقصی اولین قبله‌ی مسلمانان هست. کاری نداریم که شهر قدس مثل مکه و مدینه و نجف و کربلا برای ماها به عنوان مسلمون خیلی اهمیت داره. 👈اگر فقط ایرانی و مسلمان هستیم و ایران برامون مهمه، مسئله‌ی فلسطین از مهم‌ترین مسائلی هست که کشور ما برای امنیت خودش نیاز داره حل بشه. اینجا هر حکومت ملی دیگه‌ای به جز جمهوری‌ اسلامی هم سرکار بود، همینقدر به‌مسئله‌ی فلسطین اهمیت می‌داد. چون موجودیت کشور ما در گرو نابودی رژیم جعلی اسراییل و اخراج غربیها از این منطقه است👌 ✅ البته به فضل خدا جمهوری اسلامی امروز تونسته صهیونیست‌ها رو به درون سرزمین‌های اشغالی در فلسطین محدود و محاصره کنه و ده‌ها هزار موشکِ نقطه‌زن، دور تا دور سرزمین‌های اشغالی آروم و قرار ندارن تا روز موعود برسه، از خاک سر بکشن و در قلب صهیونیست‌ها فرود بیان. به یاری خدا انشاءالله. ☝️از پیام‌های دریافتی☝️ نقدونظر صهیونیزم علل مورد اشاره در این مقاله، کف مطلب است و سقف فراتری هم دارد. طبق این در بدست و به رهبری نابود خواهد شد فلذا دشمنی این با ایرانیان سابقه‌ای هزاران ساله دارد و تا قیامت هم به خود ادامه خواهند داد، فرقی هم نمی‌کند که در ایران چه حکومتی بر سر کار باشد. عداوت آنها با فرع بر کینه آن‌ها علیه است. 👌 بخش اعظم پیشگوئی‌های یهود، مورد تأیید و تصریح علیه‌السلام هم قرار گرفته است و اینکه در نابودی هم مشارکت خواهند داشت ولیکن ایرانیان قوی‌ترین یاران خواهند بود إن‌شآءالله ضمناً منحصر به نیستند. سران عمدتاً در و لانه کرده‌اند و شاید سالی یکبار هم به ، سفر نکنند. صرفاً یکی از بازوها ( ) است که همه آنها (۱۰۰٪) باید عین هم کشته شوند. ✍ سیدمحمدحسینی(منتظر) مهر۱۴۰۲ 💠کانال اطلاع‌رسانی حم (یک از هزاران) «حیفه این پیام‌ها را نبینی» 🆔eitaa.com/chelcheraaqHM 🎲گروه هم‌اندیشی چلچراغ https://eitaa.com/joinchat/3850895565Cc7624a74fe
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
سگهای اسرائیلی چکار میکند با مبارزین😔 دور نخواهد بود ...انتقام خدا و مومنین!! ☝️از پیام‌های دریافتی☝️ نقدونظر قتل صبر اسیران هشدار ⛔️⛔️⛔️ هشدار هشدار حاوی صحنه 😡 حاوی صحنه 😡 نحوه و دو مبارز توسط سگ‌های 😭😭😭 😢با عرض معذرت از بازنشر این تصاویر🙏 ☠👺صهیونیست‌ها اگر دستشان به برسد بمراتب خشن‌تر از این، و خواهند داد. زیرا آن‌ها 🔯🕎♈️✡♓️♊️♉️⚛ بر اساس پیشگویی‌های کهن قومی و نژادپرستانه خود معتقدند که در به دست ایرانیان، نابود خواهند شد و لذا با آرزوی ) به قتل صبر، بزرگ شده و می‌میرند! لطفاً این پیام را هم ببینید👇 https://eitaa.com/chelcheraaqHM/3408 ✍ سیدمحمدحسینی(منتظر) ۲۸ مهر ۱۴۰۲ 💠کانال اطلاع‌رسانی حم (حاوی پیام‌های تحریری، دریافتی، برداشتی و تحلیلی)؛ «حیفه این پیام‌ها را نبینی» (یک از هزاران؛ گلچینی از صدها پیام متنوع): 🆔 eitaa.com/chelcheraaqHM 🎲 گروه هم‌اندیشی 🎲 چلچراغ معارف و احکام👇 https://eitaa.com/joinchat/3850895565Cc7624a74fe 💠
هدایت شده از مقالات حسینی منتظر
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔰یهودیها چگونه توسط اِستر به دربار پادشاهی ایران نفوذ کردند؟! 🚨به‌کانال‌ شهر‌‌پاسخ‌ بپیوندید 🆔 @pasokhcity ☝️از پیام‌های وارده☝️ 👌نقدونظر کشتار ایرانیان توسط یهود قتل‌عام ایرانیان توسط نفوذی‌های یهود منحرف در دربار خشاریاشاه، نباید به مفهوم حمله‌ای از سوی موحدین یهودی به مشرکین ایرانی، تلقی شود. این هجمه را باید در جورچین نقش آخرالزمانی ایرانیان علیه یهودیان اسلام‌ستیز، مورد ارزیابی قرار داد که در پیش‌گویی‌های یهود بدان تصریح شده است و اینکه نسل ایرانیان (و اهل یمن) باید خشکانیده شود! سیدمحمدحسینی(منتظر) ۶ دی ۱۴۰۲ لطفاً به صفحات مجازی حسینی منتظر بپیوندید: 💠 🆔 @chelcheraaqHM 🎲 گروه هم‌اندیشی چلچراغ معارف و احکام 🙏
هدایت شده از مقالات حسینی منتظر
🇮🇷﷽☫ 💎 @SMHM212 چالش‌های امام در تشکیل نظام (بخش ۰۳۱): ✅ اصلاح و تکمیل مفاد پیام شماره ۰۲۵ این سلسله، نیازمند دو توضیح کلی است: ... مغول‌ها هر شهری را قتل‌عام کرده و سراغ شهر بعدی می‌رفتند. زیرا نگران بودند که بازماندگان از پشت آن‌ها را تعقیب نمایند یا احیاناً تعدادی در گوشه و کنار پنهان شده باشند. آن‌ها حتی حیوانات اهلی و وحشی و‌ مزارع و باغات را هم نابود می‌کردند تا بازماندگان احتمالی، هیچگونه امکان زنده ماندن نداشته باشند تا چه رسد به توان تعقیب آن‌ها. بدینگونه مغول، بزرگترین نسل‌کشی‌ها و در سراسر قاره آسیا بی‌نظیرترین قتل‌عام‌ها را مرتکب شدند. نکته عجیب‌تر ماجرا فرصت‌طلب‌هایی بودند که خواستند از مغول، برای نابودی مخالفین خود، استفاده ابزاری بکنند. خلیفه عباسی از مغول خواست که خوارزمشاهیان ایران را نابود سازد اما خلافت عباسی هم مورد انقراض مغول قرار گرفت. رهبران مسیحی نیز از مغول خواستند که مسلمانان غرب آسیا را نابود سازد ولیکن نیمی از مسیحیان اروپا هم نابود شدند و چنانچه خوش‌شانسی نمی‌آوردند کل اروپا هم ویران و نابود می‌شد و اثری از مسیحیت باقی نمی‌ماند. ۲) مراد بنده در مسئله «تهدیدات فراقاره‌ای اروپا» از زمان آغاز دوره اسلامی بود وگرنه قبل از هم تهدیدات فراقاره‌ای، را فراگرفته بود بویژه از جانب . اساساً مهمترین و قدیمی‌ترین تمدن‌های کهنی که پیوسته مورد تهاجم همدیگر بودند، در تعبیر ؛ ایران و بودند. ولیکن عمده آن‌ها محدود به کشورگشایی و تبعیت سیاسی و اقتصادی آن‌ها نسبت به همدیگر بود و چندان جنبه فرهنگی و مذهبی نداشت و اگر هم اقتباساتی در و طرفین رخ می‌داد، عمدتاً جنبه نشتی و تأثیرپذیری‌های بطیء فردی داشت تا اینکه نظام‌یافته و فراگیر و تحمیلی باشد. معمولاً در منابع عربی و اسلامی قدیم منظور از سرزمین‌های (ترکیه یا آناتولی) است. یکی از نام‌های عربی دریای مدیترانه نیز که در جنوب آسیای صغیر قرار دارد، به معنی «دریای روم» است. رومی‌های نخستین، شاخه‌ای از قبایل لاتین زبان بودند که در حدود دو هزار سال پیش از میلاد، از اروپای مرکزی به مهاجرت کردند. سلوکوس از سرداران رومی که پس از سلطه بر آسیای صغیر، شهرهای أنطاکِیَه را برای یادبود پدرش و لاذقیه را برای یادبود مادرش، بنا نمود، در و کنونی بود و ربطی به قاره اروپا نداشت. در تفاسیر قرآنی هم که از انطاکیه نام برده شده، اشاره به پایتخت باستانی ترکیه دارد که آسیای صغیر نامیده می‌شد و جدای از قاره اروپا بود. که با مرکزیت ، جد فرهنگی و تمدنی اروپا محسوب می‌شود، از استان‌های ایران بود و البته شورشی! (واقع در شبه جزیره و شمال یونان) از استان‌های ایران بود و پادشاه مقدونیه (که بعداً نامیده شد) نقش سفیر ایران در یونان را داشت. تا اینکه در زمان سر به شورش برداشت و بسوی یونان و ایران تاخت و آنها را درنوردید تا از زیر یوغ ایرانیان، خارج شود. بنابراین روم عمدتاً به منطقه شمال‌غرب آسیا اطلاق می‌شده و در قرآن هم عبارت «غلبت الروم فی أدنی الارض» دقیقاً اشاره به سرزمین و آسیای صغیر دارد. البته ، تدریجاً متأثر از فرهنگ و تمدن بویژه ایران، رنگ و بوی تمدن به خود گرفت که آنرا یونان و یونانستان نامیدند. و شاید بشود گفت که قاره اروپا ابتدائاً در همین نواحی یونان (۶۰۰۰ جزیره‌ای!) مورد هجمه فراقاره‌ای قرار گرفت که حتی اسمی برای خود نداشت تا چه رسد به فرهنگ و تمدن و لذا ایرانیان فاتح مناطق وحشی‌نشین شرق اروپا آنرا ایونی و یونانستان نامیدند. وحشی‌های اروپا تدریجاً به سمت شمال اروپا رانده شدند که نهایتا در جزیره انگلیس، محصور و متمرکز شدند که تبعیدگاه اروپا هم بود و هنوز هم اروپایی‌ها، انگلیسی‌ها را بازماندگان وحشی‌ها و جنایتکارهای گریخته از اروپا می‌نامند! اروپای شرقی (اوراسیا) فرهنگ و تمدن خود را مدیون ایران و بعداً اسلام است همچنانکه اروپای غربی مدیون فرهنگ و تمدن اروپای شرقی (آسیای صغیر) است. اروپای شمالی، فرهنگ و تمدن خود را مدیون اروپای جنوبی است و اروپای جنوبی هم، فرهنگ و تمدن خود را مدیون مسلمانانی است که از شمال آفریقا و از طریق تنگه الطارق به فرماندهی طارق‌بن‌زیاد وارد قاره اروپا شدند و اندولس (اسپانیا) را ارتقاء تمدنی بخشیدند. اروپا متأثر از مسلمانان، چنان فرهنگ و تمدنی ایجاد کردند که جایی برای جنایتکاران و مفسدین و متجاوزین در آن‌ها نبود و لذا «تمدن‌ستیزهای وحشی اروپایی» به سمت شمال اروپا رانده شدند و نهایتاً به جزیره دورافتاده گریختند. انگلستان؛ جزیره‌ای بود برای ... ...ادامه دارد. ✍ سیدمحمدحسینی(منتظر) ۵ اسفند ۱۴۰۲ 💠 🆔 @chelcheraaqHM 🎲 گروه هم‌اندیشی چلچراغ معارف و احکام 🙏
هدایت شده از مقالات حسینی منتظر
🔴تنها کشوری که در تقویم رسمی خود جشن دارد، کدام گزینه است؟ 1️⃣ لبنان؟! 2️⃣ سوریه؟! 3️⃣ عراق؟! 4️⃣ کشور جعلی اسرائیل 👈🏻پاسخ صحیح: است بنا به باور یهودیان، حدوداً ۲۵۰۰ سال پیش، در روز پوریم (purim : פורים) یهودیان با همدستی دربار ، حدود ۸۰ هزار ایرانی را قتل عام کردند. یهودیان هر ساله روز پوریم را جشن می‌گیرند. این روز در تقویم رسمی اسراییل، است. (مشاهده اسناد) ☝️از پیام‌های وارده☝️ نقدونظر 👌 علت اصلی عناد اسرائیل با ایران علت ضدیت شدید با ، به پیشگوئی‌های برمی‌گردد در باره نقش آخرالزمانی که را مضمحل می‌سازند. فلذا هزاران سال است که به در صدد از هستند ولیکن موفق به نخواهند شد کما اینکه تاکنون بجز تحمیل انواع خسارت‌های ریز و درشت، کاری از پیش نبرده‌اند. از طرفی از صفحه روزگار، امکانپذیر است ولیکن بمفهوم نابودی یهود و صهیونیزم جهانی نیست تا اینکه (عج)، ظهور فرمایند. 👌 نقش آخرالزمانی ایرانیان (طبق بیان )، حمایت از نهضت اقامه خواهد بود اما توسط انجام خواهد گرفت که همزمان با ، از آسمان، رجعت کرده و با حمایت خود، در ، را شکست خواهند داد. زیرا یهودیان حق شدن ندارند. نهایتاً توسط به شهادت می‌رسند😭 ✍سیدمحمدحسینی‌(منتظر) ۶فروردین۱۴۰۳ 🆔@chelcheraaqHM 🎲 چلچراغ معارف و احکام 🙏
هدایت شده از مقالات حسینی منتظر
🇮🇷﷽☫ 💎 @SMHM212بانیان وضع موجود❕ رضایت از و ؛ امری کاملاً نسبی است همچنانکه آن هم امر مطلقی نیست. وضع موجود ایران؛ حکایت همان لیوانی را دارد که کسی فقط نیمه پر آنرا می‌بیند و شکرگذاری کرده و اظهار رضایت دارد و کسی هم فقط نیمه خالی را می‌بیند و ناشکری پیشه کرده و اظهار نارضایتی می‌کند! بدیهی است که هر دو حالت این مطلق‌گرائی‌ها قرین و و نیست و دعای «اللهم أرنا الاشیاء کما هی» به ما آموخته که واقعیت‌های موجود را همانطور که هست ببینیم؛ نه کمتر و نه بیشتر. نگاه مطلق به وضع موجود (همه چیز خوب است/ همه چیز بد است!) قطعاً و احمقانه‌ای است. احمقانه‌تر از نگاه غلط مذکور به (سیاه‌نمائی ۱۰۰٪ی و سفیدنمائی ۱۰۰٪ی) نسبت دادن وضع موجود به یک شخص حقیقی یا حقوقی است. فلذا باید پرسید کدام است؟ هر کسی که و بانیان «بخش نامطلوب وضع موجود» را به یک شخص حقیقی یا حقوقی محدود و منحصر نماید، اگر گرفتار وقاحت و پلیدی نباشد، قطعاً اسیر حماقت و پلشتی است. در «بخش مطلوب و شوق‌آفرین وضع موجود»، قطعاً «ملت رشید ایران»، «ولایت و علمای ربّانی»، «شهداء و ایثارگران انقلاب اسلامی، دفاع مقدس و جبهه مقاومت» و در یک کلمه؛ «نظام جمهوری اسلامی ایران» بر سکوی قهرمانی و قله افتخار ایستاده و تا ابد بر تارک دنیا می‌درخشند. ولیکن در «بخش نامطلوب و شرم‌آور وضع موجود»، یقیناً خیلی‌ها مذموم و محکوم هستند. این خیلی‌ها در نگاه درست، جامع و دقیق امام معصوم(ع) عبارتند از اضلاع یک که باعث و بانی کلیه بدبختی‌های جوامع بشری از جمله جامعه ایرانی هستند: «اللهم ... و اکفنی؛ شرّ الشیطان و شرّ السلطان و سیّئات عملی» (امام سجاد علیه‌السلام در دعای ابوحمزه ثمالی) ☝️☝️☝️ سهم هر کدام از اضلاع «مثلث شوم بدبختی‌های همه جوامع بشری»، چقدر است؟! شاید سزامند باشد که سهم را در عاملیت وضع بد موجود ۳۰٪ در نظر بگیریم! مکار وسوسه‌گر حتی لحظه‌ای هم از هیچ شخصی (اعم از حقیقی و حقوقی) فروگذار نبوده و نیست و نخواهد بود. کمّ و کیف آنقدر هولناک است که باید به خدا پناه برد. سهم (نظام سلطه در سطح جهانی و مؤثر در کلیه بلاد بشری) در شرارت و فتنه‌گری کمتر از شیطان لعین نیست. فلذا سزامند است که علت ۳۰٪ بدبختی‌های عالم را در فتن صهیونیزم شیطانی و سراغ گرفت که ایضا یک لحظه هم هیچ ملتی از جمله را به حال خود رها نکرده، نمی‌کند و نخواهد کرد. و اما سهم در این معرکه (مسائل و مصائب وضع موجود اعم از مشکلات، معضلات، بحران‌ها و فجایع مشهود و ملموس آن)، چقدر است؟! سزامند است ۴۰٪ از الباقی عاملیت در بدبختی‌های را بصورت مساوی بین ملت‌ها و حکومت‌ها تقسیم کنیم تا سهم هر کدام ۲۰٪ باشد! هم از این قاعده مستثناء نیست. در ایران شاید کسانی یافت شوند که بخواهند ۴۰٪ سهم دولت/ملت را به سلطان (بویژه شیطان بزرگ؛ ) نسبت دهند ولیکن دور از واقعیت است. زیرا ۲۰٪ کم و کیف بدبختی‌های موجود زیر سر اعضاء و ارکان دولت و بلکه حکومت است، همچنانکه ۲۰٪ آن‌ها هم زیر سر آحاد و اقشاری از ملت است. شاید کسانی بخواهند با تکیه بر عبارت «الناس علی دین ملوکهم» تمام تقصیرات (۲۰٪ی) ملت را به حکومت و دولت حواله دهند ولیکن لازمست در باره مفهوم عبارت «یا اشباه‌الرجال و لا رجال» امیرالمؤمنین؛ علی(ع) هم نیک بیاندیشند. فلذا هر کسی سهم خود را دارد و باید به همان میزان هم پاسخگو باشد. همچنین؛ حکومتی که «ساختار صوری و صیرورتی» معیوب یا کارگزارانی دور از «دانائی، دلسوزی و دلیری دین‌دارانه» داشته باشد، نمی‌تواند در پلشتی‌ها و پلیدی‌های وضع موجود، بی‌تقصیر باشد. و اما در این معرکه دهشتناک، ما کجای قضیه است؟ و نقش آن را در وضع موجود چگونه می‌توان ارزیابی کرد؟ مطمئناً قضاوت آسانی نیست! شاید سزامند باشد که به روحانیت ۵۰٪ نمره مقبولیت بدهیم زیرا که در حوزه‌های افتخارآمیز وضع موجود، نقش کاملا مفید و مؤثری را ایفاء کرده است ولیکن ۵۰٪ هم نمره مردودیت می‌گیرد زیرا که نمی‌تواند خود را از ۴۰٪ سهم «سیّات‌العمل ارکان حکومت و اقشار جامعه» مبرّیٰ سازد! اگر آحاد و اقشاری از ملت به مسیر و مصیر خلاف و خطا رفته و ۲۰٪ بدبختی‌ها و شرارت‌های جامعه را رقم زده باشند، جای سؤال خواهد بود که میزان «کم و کیف انذار و هشدار روحانیت» چقدر بوده است؟ و احیانا چرا مؤثر نبوده است؟ همچنانکه اگر حکومت در مسیر و مصیر بدساختاری و بدکارگزاری خود موجب ۲۰٪ از شرارت‌ها و بدبختی‌های جامعه بوده، ایضا «میزان کم و کیف هشدار و اخطار روحانیت» چقدر بوده است؟ و چرا مؤثر نبوده است؟! ✍ سیدمحمدحسینی‌(منتظر) ۲۳ فروردین ۱۴۰۱ 💠 🆔 @chelcheraaqHM 🎲 گروه هم‌اندیشی چلچراغ معارف و احکام 🙏
هدایت شده از مقالات حسینی منتظر
🇮🇷﷽☫ 💎 @SMHM212بانیان وضع موجود❕ رضایت از و ؛ امری کاملاً نسبی است همچنانکه آن هم امر مطلقی نیست. وضع موجود ایران؛ حکایت همان لیوانی را دارد که کسی فقط نیمه پر آنرا می‌بیند و شکرگذاری کرده و اظهار رضایت دارد و کسی هم فقط نیمه خالی را می‌بیند و ناشکری پیشه کرده و اظهار نارضایتی می‌کند! بدیهی است که هر دو حالت این مطلق‌گرائی‌ها قرین و و نیست و دعای «اللهم أرنا الاشیاء کما هی» به ما آموخته که واقعیت‌های موجود را همانطور که هست ببینیم؛ نه کمتر و نه بیشتر. نگاه مطلق به وضع موجود (همه چیز خوب است/ همه چیز بد است!) قطعاً و احمقانه‌ای است. احمقانه‌تر از نگاه غلط مذکور به (سیاه‌نمائی ۱۰۰٪ی و سفیدنمائی ۱۰۰٪ی) نسبت دادن وضع موجود به یک شخص حقیقی یا حقوقی است. فلذا باید پرسید کدام است؟ هر کسی که و بانیان «بخش نامطلوب وضع موجود» را به یک شخص حقیقی یا حقوقی محدود و منحصر نماید، اگر گرفتار وقاحت و پلیدی نباشد، قطعاً اسیر حماقت و پلشتی است. در «بخش مطلوب و شوق‌آفرین وضع موجود»، قطعاً «ملت رشید ایران»، «ولایت و علمای ربّانی»، «شهداء و ایثارگران انقلاب اسلامی، دفاع مقدس و جبهه مقاومت» و در یک کلمه؛ «نظام جمهوری اسلامی ایران» بر سکوی قهرمانی و قله افتخار ایستاده و تا ابد بر تارک دنیا می‌درخشند. ولیکن در «بخش نامطلوب و شرم‌آور وضع موجود»، یقیناً خیلی‌ها مذموم و محکوم هستند. این خیلی‌ها در نگاه درست، جامع و دقیق امام معصوم(ع) عبارتند از اضلاع یک که باعث و بانی کلیه بدبختی‌های جوامع بشری از جمله جامعه ایرانی هستند: «اللهم ... و اکفنی؛ شرّ الشیطان و شرّ السلطان و سیّئات عملی» (امام سجاد علیه‌السلام در دعای ابوحمزه ثمالی) ☝️☝️☝️ سهم هر کدام از اضلاع «مثلث شوم بدبختی‌های همه جوامع بشری»، چقدر است؟! شاید سزامند باشد که سهم را در عاملیت وضع بد موجود ۳۰٪ در نظر بگیریم! مکار وسوسه‌گر حتی لحظه‌ای هم از هیچ شخصی (اعم از حقیقی و حقوقی) فروگذار نبوده و نیست و نخواهد بود. کمّ و کیف آنقدر هولناک است که باید به خدا پناه برد. سهم (نظام سلطه در سطح جهانی و مؤثر در کلیه بلاد بشری) در شرارت و فتنه‌گری کمتر از شیطان لعین نیست. فلذا سزامند است که علت ۳۰٪ بدبختی‌های عالم را در فتن صهیونیزم شیطانی و سراغ گرفت که ایضا یک لحظه هم هیچ ملتی از جمله را به حال خود رها نکرده، نمی‌کند و نخواهد کرد. و اما سهم در این معرکه (مسائل و مصائب وضع موجود اعم از مشکلات، معضلات، بحران‌ها و فجایع مشهود و ملموس آن)، چقدر است؟! سزامند است ۴۰٪ از الباقی عاملیت در بدبختی‌های را بصورت مساوی بین ملت‌ها و حکومت‌ها تقسیم کنیم تا سهم هر کدام ۲۰٪ باشد! هم از این قاعده مستثناء نیست. در ایران شاید کسانی یافت شوند که بخواهند ۴۰٪ سهم دولت/ملت را به سلطان (بویژه شیطان بزرگ؛ ) نسبت دهند ولیکن دور از واقعیت است. زیرا ۲۰٪ کم و کیف بدبختی‌های موجود زیر سر اعضاء و ارکان دولت و بلکه حکومت است، همچنانکه ۲۰٪ آن‌ها هم زیر سر آحاد و اقشاری از ملت است. شاید کسانی بخواهند با تکیه بر عبارت «الناس علی دین ملوکهم» تمام تقصیرات (۲۰٪ی) ملت را به حکومت و دولت حواله دهند ولیکن لازمست در باره مفهوم عبارت «یا اشباه‌الرجال و لا رجال» امیرالمؤمنین؛ علی(ع) هم نیک بیاندیشند. فلذا هر کسی سهم خود را دارد و باید به همان میزان هم پاسخگو باشد. همچنین؛ حکومتی که «ساختار صوری و صیرورتی» معیوب یا کارگزارانی دور از «دانائی، دلسوزی و دلیری دین‌دارانه» داشته باشد، نمی‌تواند در پلشتی‌ها و پلیدی‌های وضع موجود، بی‌تقصیر باشد. و اما در این معرکه دهشتناک، ما کجای قضیه است؟ و نقش آن را در وضع موجود چگونه می‌توان ارزیابی کرد؟ مطمئناً قضاوت آسانی نیست! شاید سزامند باشد که به روحانیت ۵۰٪ نمره مقبولیت بدهیم زیرا که در حوزه‌های افتخارآمیز وضع موجود، نقش کاملا مفید و مؤثری را ایفاء کرده است ولیکن ۵۰٪ هم نمره مردودیت می‌گیرد زیرا که نمی‌تواند خود را از ۴۰٪ سهم «سیّات‌العمل ارکان حکومت و اقشار جامعه» مبرّیٰ سازد! اگر آحاد و اقشاری از ملت به مسیر و مصیر خلاف و خطا رفته و ۲۰٪ بدبختی‌ها و شرارت‌های جامعه را رقم زده باشند، جای سؤال خواهد بود که میزان «کم و کیف انذار و هشدار روحانیت» چقدر بوده است؟ و احیانا چرا مؤثر نبوده است؟ همچنانکه اگر حکومت در مسیر و مصیر بدساختاری و بدکارگزاری خود موجب ۲۰٪ از شرارت‌ها و بدبختی‌های جامعه بوده، ایضا «میزان کم و کیف هشدار و اخطار روحانیت» چقدر بوده است؟ و چرا مؤثر نبوده است؟! ✍ سیدمحمدحسینی‌(منتظر) ۲۳ فروردین ۱۴۰۱ 💠 🆔 @chelcheraaqHM 🎲 گروه هم‌اندیشی چلچراغ معارف و احکام 🙏
هدایت شده از مقالات حسینی منتظر
🇮🇷﷽☫ 💎 @SMHM212 آسیب‌شناسی پیش‌بینی‌ها (بخش چهاردهم): خودجوشی ترک‌ها اینکه گفته می‌شود پزشکیان، را بعنوان یک مورد سوءاستفاده قرار داد، بنظرم اغراق‌آمیز است. زیرا در طی دهه‌های گذشته، این عملاً مورد بهره‌برداری دیگران بود. و حال آنکه ترک‌ها بعنوان بزرگترین قوم ایرانی، آن‌چنان که باید مورد توجه نبوده و بدنبال بهانه‌ای بودند که خود را به سیم آخر بزنند و ، جرقه این خودجوشی شد! باز هم خاطرمه در یک روز بارانی که بعنوان کارشناس‌مسئول هویتی فرهنگسرای خاوران، وارد ستاد سازمان فرهنگی هنری شهرداری (به ریاست رحیم‌مشایی) شدم تا از برنامه‌ها و بودجه‌های ۱۶ واحد عملیاتی بزرگترین فرهنگسرای خاورمیانه دفاع بکنم، مدیر رشتی برنامه و بودجه سازمان، چشم از پنجره بر نمی‌داشت و تکرار می‌کرد که هوای تهران عین شمال لطیف شده! نه؟! گفتم؛ من از صبح که وارد سازمان شدم، احساس می‌کنم از نگهبانان درب ورودی تا این طبقه که بالا آمدم، همه اهل شمال هستند! و کمتر کسی را دیدم که لهجه شمالی نداشته باشد!! ظاهراً ناراحت شد و نصف بودجه را برید!! الغرض؛ «موج‌سواری بر قومیت‌گرایی» را پزشکیان آغاز نکرد و «شهادت رئیس جمهور مشهدی در خطه آذربایجان»، برائت استهلالی بود از آنچه که در انتظار است! هم در آخرین روز تبلیغاتی متوجه شد که نادیده گرفتن همیشگی ترک‌ها غلط بوده و لذا در مصلای تهران، پرویز فتاح و علی نیکزاد را کنار خود کشید ولیکن دیگر خیلی دیر شده است! ...ادامه دارد. ✍ سیدمحمدحسینی(منتظر) ۱۴۰۳/۴/۱۶ 🆔 کانال @chelcheraaqHM 💠 🎲 گروه هم‌اندیشی چلچراغ 🙏
هدایت شده از مقالات حسینی منتظر
🇮🇷﷽☫ 🔻@SMHM212 یاد ایامی (بخش ۴) 👈بخش قبلی👉 قصه نخستین مرکز فرهنگی هنری بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران (قسمت سوم): ... که در صدد تصویب بودند و لذا سایر سناریوها را به بهانه‌‌های مختلفی از مدار بررسی خارج می‌کردند! که سناریوی بنده هم مارک مکتبی (طرفداری از و !) خورد و مردود شد!! دعوای مکتبی/لیبرال، مد سیاسی و جناحی آن‌روزها بود. یک‌طرف، جریان حزب‌اللهی‌ها با رهبری و و طرف دیگر جریان لیبرال‌ها به سرکردگی و سایر تفاله‌های غربی بود از جمله معدوم که بر صندلی ریاست صداوسیمای ایران، تکیه زده بود! الغرض؛ همکاری بنده با ، بعد از حدود یکسال کش و قوس (در طول ۱۳۵۹ با ماهی دو سه بار مراجعه و پیگیری)، قربانی دعوای مکتبی‌ها و لیبرال‌ها شد و شاید هم حکمتی داشت که باعث فراغت بنده گشت و به راحتی در فروردین ۱۳۶۰ عازم صحنه‌های نبرد مستقیم با و سایر در جبهه‌های شدم. اما قضیه «رد فیلمنامه بنده بخاطر بودن»! موجب بنده شد که ریشه دعوای مذکور را در ببینم که یکطرف بود (با حمایت حزب‌الله و ) و طرف دیگر آن (با حمایت غرب‌زدها و ) و اتفاقاً این پیامد را هم داشت که بنده از لحاظ به مکتبی، گرایش پیدا بکنم و دستان خود را از حمایت بنی‌صدر بشویم. درآمد من در آن‌سال‌ها از کارگری در بود که «انجمن توحیدی مستضعفین بازار» را هم در جهت براندازی ، قبل از در آن تشکیل داده بودم و در تشدید برخی اعتصابات و تعطیلی‌های بازار مؤثر بود و این انجمن بعد از پیروزی انقلاب در لیست حامیان بنی‌صدر هم فعال بود و از آن‌جا که متأسفانه قائم به شخص بنده بود، با نرفتن بنده به بازار، تمام شد! ولیکن مرکز اصلی معرکه مکتبی‌ها و لیبرال‌ها، بود که در اختیار آن بود (و ریاست جمهوری هم مقامی تقریباً تشریفاتی به شمار می‌رفت!) که ترکش آن دعوا، مرا در ، متوقف کرد! متهم به و و بود (که البته بود) و ، متعهد به و بودن بود (که بود) و لذا معیار خودی و غیرخودی طرفداران هر دو طیف مذکور، همین گرایشات جناحی آن‌ها بود. فعالیت سیاسی بنده اگرچه در عرصه طرفداری از بنی‌صدر (البته صرفاً در انتخابات ریاست جمهوری و مدت کوتاهی هم عضویت در دفتر هماهنگی همکاری‌های مردم با رئیس جمهور) بود که بعد از شرارت‌های بویژه در غائله ۱۴ اسفند دانشگاه تهران، خاتمه یافت ولیکن فیلمنامه بنده دارای گرایشات مکتبی، ارزیابی شد و در مجموعه قطب‌زاده معدوم، مردود اعلام شد! دو شکست پیاپی (ناکامی در پیشبرد اهداف انقلابی‌ام در قالب «انجمن سینمایی فجر» با علیخانی و تلاش برای ورود به «سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران» با قطب‌زاده)، موجب شد که دریابم در عرصه‌ای وارد شده‌ام که نه تنها چندان آسان نیست بلکه خیلی خشک و جدی است ولو اینکه رؤیایی می‌نماید! شاید هم نسبت به سن و سالم، توقع بیش از حدی از خودم داشتم و لازم بود که بیشتر احتیاط بورزم! در اندیشه ره‌یافتی برای ایجاد مسیری جهت از طریق بودم که ناگهان صدامیان شروع شد و بنده بسوی جبهه شتافتم. اما ذهنم به شدت مشغول علت‌یابی دو شکست مذکورم بود! وقایع و مسائل را هر چه بیشتر تجزیه تحلیل می‌کردم نتیجه‌ای جز این نمی‌گرفتم که؛ ۱) فیلمنامه «نبرد تا آزادی» بنده (که با اقتباس از داستان «نقابداران جوان» و سایر داستان‌های استاد تصنیف کرده بودم) هیچگونه اشکالی نداشت. و صد البته که حماسی-مذهبی (و بالتبع ) بود. داستان نقابداران جوان، در موضوع دلایل اسلام آوردن ایرانیان در صدر اسلام بود و سناریوی بنده در امتداد آن مطلب و در موضوع دلایل وقوع ایرانیان بود. و دنیا هم منتظر و متقاضی این مطلب بود که چرا به انقلاب اسلامی برخاستند؟ و جواب فیلمنامه بنده این بود که؛ به همان عللی که را در صدر اسلام پذیرا شدند. و بررسی این موضوع؛ اولین اقدام برای صدور انقلاب اسلامی ایران به جهان بود ولیکن رسانه ملی، ترجیح داد برود سراغ به ایران و که البته در قالب آن‌هم می‌شد به همین سؤال جواب داد. بنده در شور نوجوانی خود، ارادت خاصی به این استاد داشتم و چندباری هم به ملاقات حضوری او در آموزش و پرورش (خیابان نجات‌اللهی-کریمخان) رفته بودم. «سلحشوران علوی» نامیدن اولین گروه مبارزاتی بنده در سال ۱۳۵۶ نیز اقتباسی... ...ادامه دارد. ✍️سیدمحمدحسینی‌(منتظر) ۱۴۰۳/۹/۱ 🌐👈حیفه نبینی👉 💠 🎲👈محل نظرات👉 🙏
هدایت شده از مقالات حسینی منتظر
🇮🇷﷽☫ 🔻@SMHM212 یاد ایامی (بخش ۴) 👈بخش قبلی👉 قصه نخستین مرکز فرهنگی هنری بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران (قسمت سوم): ... که در صدد تصویب بودند و لذا سایر سناریوها را به بهانه‌‌های مختلفی از مدار بررسی خارج می‌کردند! که سناریوی بنده هم مارک مکتبی (طرفداری از و !) خورد و مردود شد!! دعوای مکتبی/لیبرال، مد سیاسی و جناحی آن‌روزها بود. یک‌طرف، جریان حزب‌اللهی‌ها با رهبری و و طرف دیگر جریان لیبرال‌ها به سرکردگی و سایر تفاله‌های غربی بود از جمله معدوم که بر صندلی ریاست صداوسیمای ایران، تکیه زده بود! الغرض؛ همکاری بنده با ، بعد از حدود یکسال کش و قوس (در طول ۱۳۵۹ با ماهی دو سه بار مراجعه و پیگیری)، قربانی دعوای مکتبی‌ها و لیبرال‌ها شد و شاید هم حکمتی داشت که باعث فراغت بنده گشت و به راحتی در فروردین ۱۳۶۰ عازم صحنه‌های نبرد مستقیم با و سایر در جبهه‌های شدم. اما قضیه «رد فیلمنامه بنده بخاطر بودن»! موجب بنده شد که ریشه دعوای مذکور را در ببینم که یکطرف بود (با حمایت حزب‌الله و ) و طرف دیگر آن (با حمایت غرب‌زدها و ) و اتفاقاً این پیامد را هم داشت که بنده از لحاظ به مکتبی، گرایش پیدا بکنم و دستان خود را از حمایت بنی‌صدر بشویم. درآمد من در آن‌سال‌ها از کارگری در بود که «انجمن توحیدی مستضعفین بازار» را هم در جهت براندازی ، قبل از در آن تشکیل داده بودم و در تشدید برخی اعتصابات و تعطیلی‌های بازار مؤثر بود و این انجمن بعد از پیروزی انقلاب در لیست حامیان بنی‌صدر هم فعال بود و از آن‌جا که متأسفانه قائم به شخص بنده بود، با نرفتن بنده به بازار، تمام شد! ولیکن مرکز اصلی معرکه مکتبی‌ها و لیبرال‌ها، بود که در اختیار آن بود (و ریاست جمهوری هم مقامی تقریباً تشریفاتی به شمار می‌رفت!) که ترکش آن دعوا، مرا در ، متوقف کرد! متهم به و و بود (که البته بود) و ، متعهد به و بودن بود (که بود) و لذا معیار خودی و غیرخودی طرفداران هر دو طیف مذکور، همین گرایشات جناحی آن‌ها بود. فعالیت سیاسی بنده اگرچه در عرصه طرفداری از بنی‌صدر (البته صرفاً در انتخابات ریاست جمهوری و مدت کوتاهی هم عضویت در دفتر هماهنگی همکاری‌های مردم با رئیس جمهور) بود که بعد از شرارت‌های بویژه در غائله ۱۴ اسفند دانشگاه تهران، خاتمه یافت ولیکن فیلمنامه بنده دارای گرایشات مکتبی، ارزیابی شد و در مجموعه قطب‌زاده معدوم، مردود اعلام شد! دو شکست پیاپی (ناکامی در پیشبرد اهداف انقلابی‌ام در قالب «انجمن سینمایی فجر» با علیخانی و تلاش برای ورود به «سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران» با قطب‌زاده)، موجب شد که دریابم در عرصه‌ای وارد شده‌ام که نه تنها چندان آسان نیست بلکه خیلی خشک و جدی است ولو اینکه رؤیایی می‌نماید! شاید هم نسبت به سن و سالم، توقع بیش از حدی از خودم داشتم و لازم بود که بیشتر احتیاط بورزم! در اندیشه ره‌یافتی برای ایجاد مسیری جهت از طریق بودم که ناگهان صدامیان شروع شد و بنده بسوی جبهه شتافتم. اما ذهنم به شدت مشغول علت‌یابی دو شکست مذکورم بود! وقایع و مسائل را هر چه بیشتر تجزیه تحلیل می‌کردم نتیجه‌ای جز این نمی‌گرفتم که؛ ۱) فیلمنامه «نبرد تا آزادی» بنده (که با اقتباس از داستان «نقابداران جوان» و سایر داستان‌های استاد تصنیف کرده بودم) هیچگونه اشکالی نداشت. و صد البته که حماسی-مذهبی (و بالتبع ) بود. داستان نقابداران جوان، در موضوع دلایل اسلام آوردن ایرانیان در صدر اسلام بود و سناریوی بنده در امتداد آن مطلب و در موضوع دلایل وقوع ایرانیان بود. و دنیا هم منتظر و متقاضی این مطلب بود که چرا به انقلاب اسلامی برخاستند؟ و جواب فیلمنامه بنده این بود که؛ به همان عللی که را در صدر اسلام پذیرا شدند. و بررسی این موضوع؛ اولین اقدام برای صدور انقلاب اسلامی ایران به جهان بود ولیکن رسانه ملی، ترجیح داد برود سراغ به ایران و که البته در قالب آن‌هم می‌شد به همین سؤال جواب داد. بنده در شور نوجوانی خود، ارادت خاصی به این استاد داشتم و چندباری هم به ملاقات حضوری او در آموزش و پرورش (خیابان نجات‌اللهی-کریمخان) رفته بودم. «سلحشوران علوی» نامیدن اولین گروه مبارزاتی بنده در سال ۱۳۵۶ نیز اقتباسی... ...ادامه دارد. ✍️سیدمحمدحسینی‌(منتظر) ۱۴۰۳/۹/۱ 🌐👈حیفه نبینی👉 💠 🎲👈محل نظرات👉 🙏