eitaa logo
حدیث اشک
7.2هزار دنبال‌کننده
46 عکس
87 ویدیو
7 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" اشعار اهل بیت ع http://hadithashk.com حدیث اشک هیچگونه تبلیغی ندارد اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @Admin_hadithashk @asgharpoor53 تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
عید مبعث گیسوی تو برای پریشان شدن بس است چشم ات برای سر به بیابان شدن بس است دلدار اگر تویی به خدا که برای ما بیدل‌ترین قبیله ی دوران شدن بس است هر روز پای
یار” قَبا چاک می زنیم 

کِی گفته ایم پاره گریبان شدن بس است 

از خیل معجزات تو،یک مهربانی ات 

کُفّار را برای مسلمان شدن بس است 

قدری ز دستپُخت خدیجه به ما بده 

نانش برای بوذر و سلمان شدن بس است 

مبعوث می شوی که بگویی به ابتران 

دختر برای کوثرِ قرآن شدن بس است 

تدریس نکته های ولایت شناسی ات 

ما را برای طفل دبستان شدن بس است 

تو آمدی نشان بدهی راه و چاه چیست 

آئینه دار پرتو خورشید و ماه کیست 

قرآن بخوان که سینه به سینه صدا شویم 

از گورهای جهل ابوجهل،پا شویم 

قرآن بخوان که با نفحات بهشتی ات 

قدری عوض شویم،کمی با خدا شویم 

این دست ها به شوق قنوتت بلند شد 

تا تکّه ای ز پازِل این 
ربّنا” شویم بالی برای پر زدن ما درست کن تا جبرئیل های مقیم حرا شویم همراه چار قبله ی توحید آمدی تا بندگان کعبه ی آل عبا شویم بر روی شانه ات بنشینیم لحظه ای لبخند شاد کودکی کوچه‌‌ها شویم پُشت در حریم تو از اولیا پُر است ای کاش بین آن همه ما نیز جا شویم فردای حَشر منصبمان پادشاهی است امروز اگر قرار بر این شد گدا شویم فانوسِ راه را به یدالله داده ای می خواستی که با علی ات آشنا شویم یک هشتم عدس به علی عشق داشتن... گفتی که کافی است ز آتش رها شویم ما را علی علیِ تو اینجا کشانده است پائین پای غار حرایت نشانده است بال ملک کجا و بلندای بام تو از کهکشان بُرون زده حدِّ مقام تو ای کعبه ی نگاه تو صدها بِلال ساز
قبله”، نماز خوانده به بیتُ الحرام تو 

ذکر مدام اهل وِلا یا محمد است 

جان تمام شیعه به قربان نام تو 

اما تو آمدی که بگویی علی که بود 

این داستان نهفته شده در قیام تو 

هرکس علی شناخت،خدا را شناخته” این بود جانِ مطلب و اصلِ پیام تو معراج هم اگر بروی..،دردِدل کنی جز مرتضی کسی نشود هم کلام تو
یا اهل بیت پاکِ خداوند لایزال” 

هر ثانیه شنیده شد این اَلسَّلام تو 

یک نیمه ی تو 
فاطمه” شد،آن یکی
علی” 

حالا بگو که سجده کنم بر کدام تو!؟ 

طبق حدیث قدسی لولاک..،گفته اند: 

زهراست مقتدای 
علی” و امام
تو” 

از نور این دو ،پرتوِ قرآن درست شد 

با 
مرتضی” و `فاطمه” ایمان درست شد سرمایه ی محبت ز ... لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
به وصف تو به جز آیات قرآنی نمی آید که در توصیف نور الفاظ چندانی نمی آید به غیر از شرح شأن باشکوه خاندان تو به توصیف کسی که " آل عمرانی " نمی آید ندارم شک که دین از اعتبارت معتبر بوده بدون گل که رونق در گلستانی نمی آید نشسته نام تو بعد از علی باید همین باشد کنار نور هرگز غیر نورانی نمی آید حمایت از تو ، ثروت از خدیجه ، تیغ از حیدر بدون این سه بویی از مسلمانی نمی آید نه تنها بر علی که بر محمد هم پدر بودي چنین شأنی دگر بر هیچ داماني نمی آید به ایمان اباذرها و سلمان ها قسم دیگر که هرگز مثل ایمان تو ایمانی نمی آید تو تا از دار دنیا یک علی داری چه کم داری به دارایی تو هرگز سلیمانی نمی آيد زمانه بعد تو بر خاندانت سخت می گيرد پس از تو بر علي انگار آسانی نمی آید @hadithashk
این حرف‌های ناروا از ساحتت دور است وقتی که مثل نور اوصاف تو مشهور است انکار ایمان تو کسب و کار بعضی‌هاست جای تعجب نیست، ظلمت دشمن نور است از خاندان حقّی و حق مطلقاً با توست هرکس حقیقت را نمی‌بیند یقین کور است یک عمر پشتیبان دین بودی و با این حال نام تو در آیینه‌ی تاریخ مهجور است از فضل بسیار تو کمتر گفته شد، زیرا در سایه‌ی نور علی نور تو مستور است وقتی تو عمران هستی و فرزند تو موسی پس ارزش بیت تو آیا کمتر از طور است؟ با دست تو شد خانه‌ی دین خدا آباد با بودنت این بیت‌الاحزان، بیت معمور است شیرین‌تر از نام محمد بر زبانت نیست از مدح او دیوان اشعار تو پرشور است بعد از تو "عام‌الحزن" شد هرسال پیغمبر اما همیشه نزد او یاد تو مذکور است بی‌شک شفاعت می‌کند پیغمبر خاتم از هرکسی که در دوعالم با تو محشور است @hadithashk
نه اینکه سوره ابوطالب است و آیه علی ست چنانکه قبل علی بوده مبتدای علی ست همین که لب به سخن باز می کند انگار هِجا هِجای نبی و صدا صدای علی ست به استناد حدیث،او‌ پدربزرگ همه است فقط به خاطر این که پدر برای علی ست به استناد به اصلاب شامخه،انگار دلیل پاکی او نیز در ازای علی ست پدر که جای خودش،جنتش شده تضمین به روز حشر هر آنکس که آشنای علی ست بریده باد زبانش کسی که مُشرک گفت؛ به آنکه حد پرستیدنش خدای علی ست رضایت پسرش در رضایت پدر است رضای حضرت حق هم که در رضای علی ست چنانکه بردن نامش گره گشای همه ست دعا به حق پدر هم گره گشای علی ست شب مَبیت به بستر،غدیر بر منبر علی به جای نبی و نبی به جای علی ست نگو بهشت که عرش است زیر نعلینش به روی دوش نبی چون که رد پای علی ست @hadithashk
به نام محبوب خدا،محمد گل تموم باغچه ها،محمد همونی که بهش ملائک میگن پدر بزرگ کربلا،محمد هرجا که پا میذاشت بارون می بارید از سر و روش برگ امون می بارید اونقده لیلا شده بود که خدا براش از آسمون جنون می بارید کوه پیش ابهتش حقیر بود تو جنگ با کافرا مثل شیر بود اختیار آسمونارو داشت و زمین تو مشتش مثه یه خمیر بود آقا همیشه نیمه شب میومد با کیسه ی نون و رطب میومد کاشکی ما جای اون یتیما بودیم کاشکی که زمونه به عقب میومد صدای جبرئیل تو غاره،اقرأ برو بخون از رو مناره اقرأ می دید تو هفت آسمون نبوت حک شده رو قلب ستاره اقرأ اونکه قدم قدم تا آخرش رفت ادامه ی راه پیمبرارو با خلق مهربونش از مد انداخت زنده به گور کردن دخترارو نبی همون علی،علی نبی بود اینو چشای با بصیرت می دید تا که علی لب به سخن وا می کرد بوی خوش محمدی می پیچید... @hadithashk
گیسوی تو برای پریشان شدن بس است چشم ات برای سر به بیابان شدن بس است دلدار اگر تویی به خدا که برای ما بیدل‌ترین قبیله ی دوران شدن بس است هر روز پای یار قَبا چاک می زنیم کِی گفته ایم پاره گریبان شدن بس است از خیل معجزات تو،یک مهربانی ات کُفّار را برای مسلمان شدن بس است قدری ز دستپُخت خدیجه به ما بده نانش برای بوذر و سلمان شدن بس است مبعوث می شوی که بگویی به ابتران دختر برای کوثرِ قرآن شدن بس است تدریس نکته های ولایت شناسی ات ما را برای طفل دبستان شدن بس است تو آمدی نشان بدهی راه و چاه چیست آئینه دار پرتو خورشید و ماه کیست قرآن بخوان که سینه به سینه صدا شویم از گورهای جهل ابوجهل،پا شویم قرآن بخوان که با نفحات بهشتی ات قدری عوض شویم،کمی با خدا شویم این دست ها به شوق قنوتت بلند شد تا تکّه ای ز پازِل این "ربّنا" شویم بالی برای پر زدن ما درست کن تا جبرئیل های مقیم حرا شویم همراه چار قبله ی توحید آمدی تا بندگان کعبه ی آل عبا شویم بر روی شانه ات بنشینیم لحظه ای لبخند شاد کودکی کوچه‌‌ها شویم پُشت در حریم تو از اولیا پُر است ای کاش بین آن همه ما نیز جا شویم فردای حَشر منصبمان پادشاهی است امروز اگر قرار بر این شد گدا شویم فانوسِ راه را به یدالله داده ای می خواستی که با علی ات آشنا شویم یک هشتم عدس به علی عشق داشتن... گفتی که کافی است ز آتش رها شویم ما را علی علیِ تو اینجا کشانده است پائین پای غار حرایت نشانده است بال ملک کجا و بلندای بام تو از کهکشان بُرون زده حدِّ مقام تو ای کعبه ی نگاه تو صدها بِلال ساز قبله، نماز خوانده به بیتُ الحرام تو ذکر مدام اهل وِلا یا محمد است جان تمام شیعه به قربان نام تو اما تو آمدی که بگویی علی که بود این داستان نهفته شده در قیام تو هرکس علی شناخت،خدا را شناخته این بود جانِ مطلب و اصلِ پیام تو معراج هم اگر بروی..، دردِدل کنی جز مرتضی کسی نشود هم کلام تو یا اهل بیت پاکِ خداوند لایزال هر ثانیه شنیده شد این اَلسَّلام تو یک نیمه ی تو فاطمه شد ، آن یکی علی حالا بگو که سجده کنم بر کدام تو!؟ طبق حدیث قدسی لولاک..، گفته اند: زهراست مقتدای "علی" و امام "تو" از نور این دو ، پرتوِ قرآن  درست شد با مرتضی و فاطمه ایمان درست شد سرمایه ی محبت زهراست دینمان یعنی که فاطمه است دلیل یقینمان او بانی تفاخُرِ حق بر ملائکه است: او فاطمه است ، بنده ی خلوت گُزینمان در حشر او سواره و باقی پیاده اند آن بی مثال‌بانوی بالا نشینمان در دست فاطمه است کلید دَر جَنان از باغ های اوست بهشتِ بَرینمان حوریّه ای که با دمِ اُمّید بخش خویش هجده نفس رسیده به داد زمینمان آن مادری که صبح قیامت یکی یکی با مِهر مادرانه کُنَد دست چینمان باید کسی شبیه علی همسرش شود آئینه دار جلوه ی پیغمبرش شود امّا پس از تو حرمت حیدر شکسته شد آیه به آیه سوره ی کوثر شکسته شد دیگر کسی به عترتتان اعتنا نکرد این نخل ریشه دار تناور شکسته شد در کوچه راه فاطمه ات سَد شد ای پدر در کوچه گوشواره ی دختر شکسته شد سیلی چنان به صورت زهرای تو گرفت آورده‌اند گونه ی مادر شکسته شد آتش به جان لانه ی آل نبی زدند بال و پر کبودِ کبوتر شکسته شد او را چنان زدند که مسمار سرخ شد او را چنان زدند که در سرشکسته شد ما در عزای دختر تو گریه می کنیم عُمری برای دختر تو گریه می کنیم @hadithashk
داغ تاریخ رو کی حس کرده داغ روزای تا ابد مبهم غصه ی دخترای زنده به گور ماتم برده های زیر ستم فکر کن ابر اگه نمی بارید تا همیشه کویر می موندیم فکر کن بی پیامبر باید همه جا سر به زیر می موندیم آسمون خدا یه شب خندید ماه گل کرد و شب چراغون شد گفت إقرأ و ربُّک الاکرم دل سنگ حرا مسلمون شد شده مبعوث اونکه دنیا رو زیر چتر محبتش برده من مسلمونم ، از همون اول که دلم مُهر عاشقی خورده قلبایی که به عشق اون بزنه خالی از کینه و بدی میشن کافیه رد بشه یه بار از باغ همه گلها محمدی میشن @hadithashk
بخوان به نام خدایت ، بخوان رسولِ خدا بخوان که خسته‌ی جهلِ مرکبند آقا تو آمدی و به یمن وجود پر مهرت صفا گرفته همه ذره ذره‌ی دنیا در آن زمانه‌ی زنده به گور کردن ، تو... میان مردم جاهل شدی " ابا الزهراء " بخوان به نام خدایی که "لاشریکَ له" است خدای چوب کجا و خدای خوبی‌ها؟ بخوان از آنکه تو را آفرید و بعد از آن بگو علیست پس از من به امتم مولا بگو به امت خود در ازای این زحمات که مزد من فقط از این رسالتم تنها... محبت علی و فاطمه‌ست ای مردم بخوان حدیث مودت ، حدیث ذی القربی بگو که رحمت بی انتها حسین من است حسین ناجی این امت است روزِ جزا @hadithashk
آقا اگر به بزم تو مهمان نمی‌شدیم اینگونه عاشقانه غزلخوان نمی‌شدیم حتی اگر محبت بی حد تو نبود سوگند برخودت که مسلمان نمی‌شدیم اخلاق نیک تو همه را جذب کرده است بی مهر تو که صاحب ایمان نمی‌شدیم قطعا اگر که ختم رسالت نمی شدی ما مفتخر به مذهب سلمان نمی‌شدیم قرآن اگر نبود کلام خدای تو قاری نمیشدیم- به قرآن نمی‌شدیم تو روشنای مشعل سبز هدایتی پایان کار  امر خدا  در  رسالتی نقل محافل همه ی ما کلام توست شیرینیِ دهان؛ رطب ذکر نام توست فرموده‌ای که دین همه‌اش مهربانی‌است این یک حدیث نه که تمام پیام توست باید به سیره‌ی عملی‌ات عمل کنیم راه سعادت بشریت مرام توست جایی که جبرئیل هم آنجا نمی پرد اوج همیشگی بلندای بام توست دل زنده شد به‌عشق تو چیزی که بیگمان ثبت است بر جریده عالم؛ دوام توست امشب بخوان به‌نام خدایی‌که منجلیست از این به بعد یار و مددکار تو علیست ای در کنار تو همه دم هر کجا علی باطن ترین ظهور تو در اختفا علی یک نور واحدید که فرقی نمی کند یا مرتضی محمد و یا مصطفی علی وقتی نبی علیست علی هم همان نبیست در بین کعبه احمد و بین حرا علی یا ایهاالرسول به نام خدا بخوان اقْرَأْ بِاسْمِ ربّ و به نام خدا علی از هر طرف به قصه ی بعثت نظر کنی بحث ولایت علی است ابتدا - علی خیل فرشتگان همه تکرار می‌کنند صَلّوا علی محمد و صَلّوا عَلیٰ علی تا حال علی علی و از این پس علی علی رفته نجف دلم شب مبعث علی علی @hadithashk
غمگینم و شوقِ لبالب از بیانم میرود دارد غریب و خسته یارِ مهربانم میرود دار و ندارم از وطن رخت سفر را بسته و سست است زانوانم و تاب و توانم میرود ای شهر پُر اندوه، ای کابوس ِ کوچه الوداع با خاطراتِ از مدینه مرثیه خوان میرود مقصد به ظاهر کعبه اما راهیِ مقتل شده پشت سرش اشکی روان از دیدگانم میرود آورده با خود هر چه دارد را که قربانی کنَد خورشید و ماه و کهکشان و آسمانم میرود وقتِ اذان زل میزند تا بر علیِ اکبرش(ع) یک بغض دردآلود، در صوتِ اذانم میرود در هر قدم با غصه و دلشورهٔ زینب(س) مدام یک داغِ دائم شعله ور در استخوانم میرود بر خاک می نشیند و تا آب می نوشد حسین(ع) جان میدهم! آرامش از روح و روانم میرود این کاروان با آه بسته بند محمل را اگر- بند دلم شد پاره چون جانِ جهانم میرود بیتابم و دلواپسم! تندی نکن! آرامتر... «ای ساربان آهسته ران کآرام جانم میرود»! @hadithashk
حضرت ماه بگو باز مسیرت به کجاست پسر شاه بگو باز مسیرت به کجاست نکند در دل خود میل بلا را داری شور عشق و هوس کرببلا را داری لیلیِ حضرت لیلا سوی صحرا نروی زلف آشفته سوی حضرت لیلا نروی خبرت هست که در قافله دختر داری؟ خبرت هست رباب و علی اصغر داری؟ قیمت آب در آن بادیه چون جان باشد چه کنی گر لب طفلان تو عطشان باشد نکند زینب تو بی کس و تنها گردد نکند معجر او خاکی صحرا گردد نکند قاری قرآن به سرِ نیزه شوی سرِ فارغ ز تن و همسفر نیزه شوی کوفی آداب بدی نسبتِ مهمان دارد کربلا خاک بلا...خار مغیلان دارد مکتب شام ریا...مذهبشان نیرنگ است رسم مهمانی شان نیزه و چوب و سنگ است میروی کاش رباب و علی اصغر نبری میروی کاش در این قافله دختر نبری میروی کفش فزون از حدِ طفلان بردار شانه از بهر سر و زلف پریشان بردار به زنان،معجرشان،فکر و حواست باشد نظرت بر سر و انگشت و لباست باشد کیستم من که بگویم به کجا خواهی رفت یا چرا بر سفر کرببلا خواهی رفت تو خودت عالم غیبی و خودت آگاهی پور عین الَلهی و حضرت ثاراللهی ولی ای خون خدا بگذر از این کربلا تا نگردد سرِ زینب هدف سنگ بلا دیدن داغ تو با جمله ی یاران سخت است دیدن راس تو در طشت زرافشان سخت است مپسند اینکه سرت زینت نی ها باشد بعد تو زینب تو بی کس و تنها باشد @hadithashk
حسین من در وقت شادی ، لحظهٔ غم گریه کردم با تو به شعبان و محرم گریه کردم توکشتهٔ اشکی و من هم مردهٔ اشک عمری بگریم برغمت ، کم گریه کردم دستِ مرا این اشک ها بی شک گرفته آدم شدم با آه و با دم گریه کردم در چشمهایم بادهٔ چل ساله دارم مردم اگر دیدند مستم! گریه کردم ابرم که بارانم به هر جایی نبارد شادم فقط در زیر پرچم گریه کردم وقتی شنیدم حرمله خندید بر تو با واژه شرمندگی هم گریه کردم  حامد آقایی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹