eitaa logo
حدیث اشک
15.7هزار دنبال‌کننده
166 عکس
256 ویدیو
20 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" http://hadithashk.com اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @pourrajab70 @asgharpoor53 لطفا درخواست تبلیغات نفرمایید پیام رسان بله https://ble.ir/hadithashk تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
الهی و ربی به مویی بند شد کارم، مرا با ریسمان بستی به زلف خود، من یک لاقبا را آنچنان بستی شکستم، جمع و جورم کردی از آن خورده شیشه ها بر این ناخالصی ها چشم پوشیدی، زبان بستی زبان الکنم را عقده ها بستند، وا کردی هجوم اشتهای ناثوابم را دهان بستی خمیدم زیر بار آدمیت، بال و بارم ریخت مرا برداشتی از نو به این بار گران بستی هرازگاهی زمین خوردم، دلم با خاک یکسان شد بلندم کردی از خاک و به سقف آسمان بستی چنان نوری که از روزن...دلم را غرق خود کردی دلم را غرق خود کردی و روی دیگران بستی علی احدی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
تصوّر کن تصوّر کن که امشب زائرِ دربارِ آقایی مقیمِ مشهدی و در میانِ صحن تنهایی تصوّر کن خودت را روبروی گنبدِ زردی ... که دارد رج به رج تا عرش آجرهای اعلایی خودت را در کمندِ مرمر و کاشی تصوّر کن پُر از خطّ و ختایی ها و اسلیمیِ زیبایی چه حالی دارد الحق روبروی پنجره فولاد و یک دنیا سخن از لذّتِ یک عُمر شیدایی مُصفّا میشوی بی شک بهنگامِ اذان وقتی ... که میاید به گوش از حنجرِ نقّاره نجوایی سفیرِ عشق میخواند تو را سوی خودش امّا... تو مبهوتی هنوز از جلوه ی این صحنه آرایی چنان گیراست این ساحت که از سرگشتگی لَختی ... نه میخندیی .. نه میگریی .. فقط محوِ تماشایی بماند اینهمه ، حالا زمانی را تصوّر کن ... که میگیری وضو از کوثرِ آن حوضِ رویایی و بعدش را تصوّر کن .. کنارِ کعبه ی هشتم ... نمازِ وتر میخوانی که از نو بال بگشایی تصوّر کن گرفتی توی دستانت ضریحش را و با اخلاص صورت را به گویِ نقره میسایی تو هستی و امام و یک بغل اسرارِ ناگفته خدا روزی دهد بر عاشقان اینگونه شبهایی مهران ساغری لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
تیرگناه تیرگناه تا به کمانم گذاشتم دردی عمیق در دل وجانم گذاشتم صدحیف جای تربت ارباب راگرفت این غیبتی که روی زبانم گذاشتم دنیا شبیه یک سفر است و دراین سفر بارگناه درچمدانم گذاشتم روز وشبی که میگذرانم بدون تو دوکوه شد که روی دوشانه م گذاشتم گرچه گناه کار ولی پای کربلا شکرخدا که عمرجوانم گذاشتم وقت نماز روبه حرم سجده میکنم نام تورا میان اذانم گذاشتم میگفت شمر پست،به اربابمان حسین پای سرت تمام توانم گذاشتم محمد نجاری لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
وقت نمازه دوباره وقت نمازه درِ آسمونا بازه لحظه های رحمته باز موقع عرض نیازه ازسرم خیلی زیاده اینکه توهواموداری توی سفره ی نیازم این تویی که نون میذاری تو کریمی،تو رحیمی سمت تو میکشه میلم غصه هاموبه تومیگم تودعاهای کمیلم منه روسیاهو امشب دوباره بنده خطاب کن دوسه قطره اشک آوردم کممو زیادحساب کن اومدم ازت بخوام که نفسمو ازم بگیری منوبنده ی خودت کن نمی خوام برم اسیری روسیاهم،پره آهم منو ازخودم جدام کن برای تحویل سالم راهی امام رضام کن همه خوشبختی دنیا توی این صحن وحریمه کربلای مافقیرا صحن سیدالکریمه هرکی شدزائر این در دوتا شه پرفرشته ثواب زیارتش رو قدکربلانوشته حس و حال،دورگنبد شبیه صحن حسینه این حیاط تااون حیاطش مثه بین الحرمینه روزای آخرساله همه دنبال براتن بعضیافکربراته اربعین کربلاتن اسم اعظم حسینت تامیادچشام می باره همونی که توغریبی مثل وهمتایی نداره لب عطشان،تن عریان روزمین گرم صحرا قتلوک یابنی کربلا،نوحه زهرا تا که روسینه نشستن دل مادروشکستن پای نیزه ی علمدار دستای زینبوبستن محمد نجاری لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ وَ قالَ ارْكَبُوا فيها بِسْمِ اللهِ‌ مَجْراها وَ مُرْساها إِنَّ رَبِّي لَغَفُورٌ رَحيمٌ [41] او گفت: «بر آن (کشتى) سوار شوید به نام خدا؛ در هنگام حرکت آن و توقّفش، که پروردگارم آمرزنده و مهربان است» @hadithashk
یا ایها الکریم گفتم علی و نقش لبم شد اباحسن آئینه ای برابرِ شیرِ خدا حسن زیباترین ستاره ی شب های فاطمه است زیباترین ترانه ی زهراست یا حسن عرشِ خداست زیرِ قدم های مجتبی جنّت کجاست ؟ دم زده شد هر کجا حسن در هر نداری ام زده ام رو به مجتبی خیلی گرفته دستِ مرا ، بارها حسن یا ایها الکریم مدد ایها الرئوف یا ایها العزیزِ خدا ، مجتبی ، حسن کلبِ سرای مردِ کریمِ مدینه ام خوشبختِ عالمم منِ همسفره با حسن شهره شده است در همه جا مهربانی اش بحرِ کرم ، سخاوتِ بی انتها حسن کلِّ مدینه محو تماشای اوست تا در کوچه می رود قمرِ مرتضی حسن از قبر و مرگ و روزِ جزا واهمه چرا محشر به حقِّ فاطمه اشفع لنا حسن گفتم حسن حسن دلِ من شد حسینیه گفتم بقیع ، بُرده مرا کربلا حسن قبله است بعدِ کعبه و بعدِ نجف ، بقیع بعدِ خدا و بعدِ علی ربّنا حسن هم شد غریبِ خانه و هم شد غریبِ شهر هم از غریبه خورد و هم از آشنا حسن دارم سوال علتِ این چیست که تنش کرده زره برای چه زیرِ عبا حسن؟ همراهِ فاطمه زده آن روزِ لعنتی در خاکِ کوچه ها چه قَدَر دست و پا حسن خیره به گوشواره و کِز کرده ای گوشه ای هرشب زده است ناله ولی بی صدا حسن مهدی شریف زاده لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
جانم حسن(ع) مژده که باد صبا با گل لبخند آمد در بهار رمضان عطر خوشایند آمد مظهر جود و کرم وجه خداوند آمد نفَس ماه زدیدار رخش بند آمد کیست این ماه درخشنده که دارد جلوات پسر حضرت زهرا! به قدومش صلوات عرش از مقدم او آینه بندان شده است فرش از آمدن ماه چراغان شده است وقت رقص و طرب مرغ خوش الحان شده است هر کویر دل مسکین گلستان شده است به سخاوت همه جا شهره اش آوازه گرفت شهر با آمدن او نفسی تازه گرفت قلم از وصف کرامات تو درمانده شده ماه از دیدن رخسار تو شرمنده شده حاتم از مکتب اکرام تو بخشنده شده لب هر شیعه برای تو پر از خنده شده به همه خلق جهان بذل و محبت داری توکریم ابن کریمی و کرامت داری آمدی تا که صفا بخش دو عالم باشی به علی نائب و بر فاطمه همدم باشی یا که سرچشمه خیرات دمادم باشی به دل شب زدگان نور مسلّم باشی هرکجا نام تو بردم دلم آرام گرفت هرکسی پای تو افتاد، سرانجام گرفت آنکه یک عمر نمک گیر شد از نان حسن آبرو دار شد از سفره ی احسان حسن شده ام تا به ابد دست به دامان حسن همه هستی من بادبه قربان حسن سرّ عشق تو دل و دین مرا یکجا برد ذره ای بودم و مهر تو مرا بالا برد دستگیر دل سرگشته گمراه تویی ما همه نابلدیم و بلد راه تویی بهترین ذکر و مناجات سحرگاه، تویی به خدا ساده ترین راه به الله تویی ای تجلی کرم، لطف و عطا یعنی تو راه نزدیک به دیدار خدا یعنی تو کاش روزی برسد شیعه دلش شاد شود قبر خاکی تو هم با حرم آباد شود صحن زیبای تو چون صحن گوهرشاد شود بهترین واقعه قرن، قلمداد شود عاقبت گرد خوشی برسر غم می‌ریزد از دل صحن حسن نوحه ودم می ریزد علی بهرامی نیا لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
حسن جانم گرچه در دنیا فراوان می‌شود پیدا کریم نیست مانند
حسن” اما دراین دنیا کریم 

آن‌قدر پیش خدا رفته‌ست بالا رتبه‌اش 

تا به عشق او لقب داده‌ست قرآن را 
کریم” ما اگر از عرض‌حاجت‌ها خجالت می‌کشیم غافلیم از این که می‌آید به سمت ما کریم روزی همسایه‌ها چندین برابر می‌شود تا که بین کوچه‌ی ما می‌گذارد پا کریم این‌چنین امروز اگر روزی ما را می‌دهد بی‌گمان از ما شفاعت می‌کند فردا کریم یک‌نفر می‌گفت؛
انسان‌ها حریص ذاتی‌اند” 

گفتم؛ آری ای رفیق! الّاکریم، الّاکریم... 

از کرامات حسن ضرب‌المثل‌ها ساختند 

سخت آسان است مشکل‌های دنیا با کریم 

قبل 
الّا فاطمه”،
الّا علی”، 
الّا حسن” می‌شود
لاذوالفقار” و 
لافتی” و
لاکریم” 

ذکر ما هم مثل قمری‌های صحن خاکی‌اش؛ 

یاکریم و، یاکریم و، یاکریم و، یاکریم...” می‌رسد از راه روزی مردی از جنس حسن پس دوباره می‌شود پیدا در این دنیا کریم  مجتبی خرسندی‌ لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
السلام ای ماه من جمله ای از نور، روی طاقِ عرش افتاده است میزبان هم، بهر مهمانان خود آماده است جان ما آماده ی یک مستی جانانه شد روزه داران! لحظه ی دیدار صاحبخانه شد باز هم شد پشت این در، دیده ی عشاق، تر ما به او مشتاق بودیم، او به ما مشتاق تر السلام ای ماه من! ماه خدا، ماه کریم دست خالی آمدم با دعوت شاه کریم برگه های بخشش ما را که امضا کرده اند یاعلی گویان درِ میخانه را وا کرده اند من خجالت می کشم چون پیشواز آمد علی باز هم پیش خدا، بهر گدا، رو زد علی سفره را که چید مادر، غصه ها شد برطرف چیست شیرینی روزه؟ حبه انگور نجف خاک راه بوترابم، نوکر مولا حسن آخر سالی، غبار از دل تکاندم با حسن ای که می گویی به رویت قفل درها بسته است کربلا رفتن به امضای حسن وابسته است تشنه لب بوده حسین و تشنه لب بوده حسن با همان سوز جگر، با ناله فرموده حسن ... هیچ روزی سخت تر از روز عاشورا نشد کربلا غوغا شد اما آب، دست و پا نشد گریه کردم ... گرچه افطاری که خوردم زهر بود من فدای تشنه ای که در کنار نهر بود روضه ی عطشان شدن را تشنه می فهمد فقط داغ حلق پاره اش را، دشنه می فهمد فقط تا ته حلقوم او، خون گلو رفته چقدر در دهان خشک او، نیزه فرو رفته چقدر رضا دین پرور لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
کریم اهل بیت هر که خوانش بیش، مهمانش، گدایش بیشتر هر کسی خیل گدایش بیش، جایش بیشتر کلّ فرزندان زهرا سفره‌دارند و کریم بینِ اولادِ کریمش؛ مجتبایش بیشتر رزق دنیا درمی‌آید از تنور خانه‌اش هر که نانش بیش، خیلِ بی‌نوایش بیشتر هر چه پنهان‌تر بگیرد دست او دست مرا پیش چشم خلق، می‌افتم به پایش بیشتر تا نفس دارم به عشقِ او نفس خواهم کشید بعدِ مرگم نیز، می‌میرم برایش بیشتر کیمیای عشقِ او از خاک می‌سازد طلا خاکسارش می‌شود سهمِ طلایش بیشتر هر چه دل‌ها بیشتر از داغِ قبرش بشکند می‌شود اندازه‌ی صحن و سرایش بیشتر گریه‌کن‌هایش سزاوار قنوت مادرند هر که اشکش بیشتر؛ رزق دعایش بیشتر روضه‌ی موی سپیدش داغ ناموس خداست از مدینه زخم خورد؛ از کوچه‌هایش بیشتر هر شبی کابوس داغِ کوچه مهمانش شود می‌شود فردای آن شب؛ های‌هایش بیشتر  رضا قاسمی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
حُسنِ زیبای حَسَن هر کسی وقت گرفتاری سراغش را گرفت روزی سالانه ی دیگِ اجاقش را گرفت رو به رو شد هرکسی با حُسنِ زیبای حَسَن او وفاقش داد و از قلبش نفاقش را گرفت دست خالی هر‌ کسی آمد به دیدار کریم دست پر برگشت و عمری ارتزاقش را گرفت نوکری،در بین روضه گفت؛ آقا کربلا! بعد هیئت رفت ویزای عراقش را گرفت خواب دیدم فرش‌های دست‌باف اصفهان در حرم سرتاسر صحن و رواقش را گرفت شاعری میخواست مدحش را بگوید ناگهان غم به جان او نشست و اشتیاقش را گرفت  سجاد روان مرد لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹