تیرگناه
تیرگناه تا به کمانم گذاشتم
دردی عمیق در دل وجانم گذاشتم
صدحیف جای تربت ارباب راگرفت
این غیبتی که روی زبانم گذاشتم
دنیا شبیه یک سفر است و دراین سفر
بارگناه درچمدانم گذاشتم
روز وشبی که میگذرانم بدون تو
دوکوه شد که روی دوشانه م گذاشتم
گرچه گناه کار ولی پای کربلا
شکرخدا که عمرجوانم گذاشتم
وقت نماز روبه حرم سجده میکنم
نام تورا میان اذانم گذاشتم
میگفت شمر پست،به اربابمان حسین
پای سرت تمام توانم گذاشتم
محمد نجاری
#شعر_آیینی #شعر_روضه #شعر_مذهبی #شعر_مناجات #شعر_مناجات_با_خدا
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
وقت نمازه
دوباره وقت نمازه
درِ آسمونا بازه
لحظه های رحمته باز
موقع عرض نیازه
ازسرم خیلی زیاده
اینکه توهواموداری
توی سفره ی نیازم
این تویی که نون میذاری
تو کریمی،تو رحیمی
سمت تو میکشه میلم
غصه هاموبه تومیگم
تودعاهای کمیلم
منه روسیاهو امشب
دوباره بنده خطاب کن
دوسه قطره اشک آوردم
کممو زیادحساب کن
اومدم ازت بخوام که
نفسمو ازم بگیری
منوبنده ی خودت کن
نمی خوام برم اسیری
روسیاهم،پره آهم
منو ازخودم جدام کن
برای تحویل سالم
راهی امام رضام کن
همه خوشبختی دنیا
توی این صحن وحریمه
کربلای مافقیرا
صحن سیدالکریمه
هرکی شدزائر این در
دوتا شه پرفرشته
ثواب زیارتش رو
قدکربلانوشته
حس و حال،دورگنبد
شبیه صحن حسینه
این حیاط تااون حیاطش
مثه بین الحرمینه
روزای آخرساله
همه دنبال براتن
بعضیافکربراته
اربعین کربلاتن
اسم اعظم حسینت
تامیادچشام می باره
همونی که توغریبی
مثل وهمتایی نداره
لب عطشان،تن عریان
روزمین گرم صحرا
قتلوک یابنی
کربلا،نوحه زهرا
تا که روسینه نشستن
دل مادروشکستن
پای نیزه ی علمدار
دستای زینبوبستن
محمد نجاری
#شعر_آیینی #شعر_روضه #شعر_مذهبی #شعر_مناجات #شعر_مناجات_با_خدا
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
وَ قالَ ارْكَبُوا فيها بِسْمِ اللهِ مَجْراها وَ مُرْساها إِنَّ رَبِّي لَغَفُورٌ رَحيمٌ [41]
او گفت: «بر آن (کشتى) سوار شوید به نام خدا؛ در هنگام حرکت آن و توقّفش، که پروردگارم آمرزنده و مهربان است»
#قرآن
#سوره_مبارکه_هود
@hadithashk
یا ایها الکریم
گفتم علی و نقش لبم شد اباحسن
آئینه ای برابرِ شیرِ خدا حسن
زیباترین ستاره ی شب های فاطمه است
زیباترین ترانه ی زهراست یا حسن
عرشِ خداست زیرِ قدم های مجتبی
جنّت کجاست ؟ دم زده شد هر کجا حسن
در هر نداری ام زده ام رو به مجتبی
خیلی گرفته دستِ مرا ، بارها حسن
یا ایها الکریم مدد ایها الرئوف
یا ایها العزیزِ خدا ، مجتبی ، حسن
کلبِ سرای مردِ کریمِ مدینه ام
خوشبختِ عالمم منِ همسفره با حسن
شهره شده است در همه جا مهربانی اش
بحرِ کرم ، سخاوتِ بی انتها حسن
کلِّ مدینه محو تماشای اوست تا
در کوچه می رود قمرِ مرتضی حسن
از قبر و مرگ و روزِ جزا واهمه چرا
محشر به حقِّ فاطمه اشفع لنا حسن
گفتم حسن حسن دلِ من شد حسینیه
گفتم بقیع ، بُرده مرا کربلا حسن
قبله است بعدِ کعبه و بعدِ نجف ، بقیع
بعدِ خدا و بعدِ علی ربّنا حسن
هم شد غریبِ خانه و هم شد غریبِ شهر
هم از غریبه خورد و هم از آشنا حسن
دارم سوال علتِ این چیست که تنش
کرده زره برای چه زیرِ عبا حسن؟
همراهِ فاطمه زده آن روزِ لعنتی
در خاکِ کوچه ها چه قَدَر دست و پا حسن
خیره به گوشواره و کِز کرده ای گوشه ای
هرشب زده است ناله ولی بی صدا حسن
مهدی شریف زاده
#شعر_ولادت_امام_حسن_مجتبی #شعر_ولادت_اهل_بیت #شعر_ولادت_حضرت_امام_حسن #شعر_ولادت_کریم_اهل_بیت #مهدی_شریف_زاده
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
جانم حسن(ع)
مژده که باد صبا با گل لبخند آمد
در بهار رمضان عطر خوشایند آمد
مظهر جود و کرم وجه خداوند آمد
نفَس ماه زدیدار رخش بند آمد
کیست این ماه درخشنده که دارد جلوات
پسر حضرت زهرا! به قدومش صلوات
عرش از مقدم او آینه بندان شده است
فرش از آمدن ماه چراغان شده است
وقت رقص و طرب مرغ خوش الحان شده است
هر کویر دل مسکین گلستان شده است
به سخاوت همه جا شهره اش آوازه گرفت
شهر با آمدن او نفسی تازه گرفت
قلم از وصف کرامات تو درمانده شده
ماه از دیدن رخسار تو شرمنده شده
حاتم از مکتب اکرام تو بخشنده شده
لب هر شیعه برای تو پر از خنده شده
به همه خلق جهان بذل و محبت داری
توکریم ابن کریمی و کرامت داری
آمدی تا که صفا بخش دو عالم باشی
به علی نائب و بر فاطمه همدم باشی
یا که سرچشمه خیرات دمادم باشی
به دل شب زدگان نور مسلّم باشی
هرکجا نام تو بردم دلم آرام گرفت
هرکسی پای تو افتاد، سرانجام گرفت
آنکه یک عمر نمک گیر شد از نان حسن
آبرو دار شد از سفره ی احسان حسن
شده ام تا به ابد دست به دامان حسن
همه هستی من بادبه قربان حسن
سرّ عشق تو دل و دین مرا یکجا برد
ذره ای بودم و مهر تو مرا بالا برد
دستگیر دل سرگشته گمراه تویی
ما همه نابلدیم و بلد راه تویی
بهترین ذکر و مناجات سحرگاه، تویی
به خدا ساده ترین راه به الله تویی
ای تجلی کرم، لطف و عطا یعنی تو
راه نزدیک به دیدار خدا یعنی تو
کاش روزی برسد شیعه دلش شاد شود
قبر خاکی تو هم با حرم آباد شود
صحن زیبای تو چون صحن گوهرشاد شود
بهترین واقعه قرن، قلمداد شود
عاقبت گرد خوشی برسر غم میریزد
از دل صحن حسن نوحه ودم می ریزد
علی بهرامی نیا
#شعر_ولادت_امام_حسن_مجتبی #شعر_ولادت_اهل_بیت #شعر_ولادت_حضرت_امام_حسن #شعر_ولادت_کریم_اهل_بیت #علی_بهرامی_نیا
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
حسن جانم
گرچه در دنیا فراوان میشود پیدا کریم
نیست مانند
حسن” اما دراین دنیا کریم آنقدر پیش خدا رفتهست بالا رتبهاش تا به عشق او لقب دادهست قرآن راکریم” ما اگر از عرضحاجتها خجالت میکشیم غافلیم از این که میآید به سمت ما کریم روزی همسایهها چندین برابر میشود تا که بین کوچهی ما میگذارد پا کریم اینچنین امروز اگر روزی ما را میدهد بیگمان از ما شفاعت میکند فردا کریم یکنفر میگفت؛
انسانها حریص ذاتیاند” گفتم؛ آری ای رفیق! الّاکریم، الّاکریم... از کرامات حسن ضربالمثلها ساختند سخت آسان است مشکلهای دنیا با کریم قبلالّا فاطمه”،
الّا علی”،الّا حسن” میشود
لاذوالفقار” ولافتی” و
لاکریم” ذکر ما هم مثل قمریهای صحن خاکیاش؛یاکریم و، یاکریم و، یاکریم و، یاکریم...” میرسد از راه روزی مردی از جنس حسن پس دوباره میشود پیدا در این دنیا کریم مجتبی خرسندی #شعر_ولادت_امام_حسن_مجتبی #شعر_ولادت_اهل_بیت #شعر_ولادت_حضرت_امام_حسن #شعر_ولادت_کریم_اهل_بیت #مجتبی_خرسندی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
السلام ای ماه من
جمله ای از نور، روی طاقِ عرش افتاده است
میزبان هم، بهر مهمانان خود آماده است
جان ما آماده ی یک مستی جانانه شد
روزه داران! لحظه ی دیدار صاحبخانه شد
باز هم شد پشت این در، دیده ی عشاق، تر
ما به او مشتاق بودیم، او به ما مشتاق تر
السلام ای ماه من! ماه خدا، ماه کریم
دست خالی آمدم با دعوت شاه کریم
برگه های بخشش ما را که امضا کرده اند
یاعلی گویان درِ میخانه را وا کرده اند
من خجالت می کشم چون پیشواز آمد علی
باز هم پیش خدا، بهر گدا، رو زد علی
سفره را که چید مادر، غصه ها شد برطرف
چیست شیرینی روزه؟ حبه انگور نجف
خاک راه بوترابم، نوکر مولا حسن
آخر سالی، غبار از دل تکاندم با حسن
ای که می گویی به رویت قفل درها بسته است
کربلا رفتن به امضای حسن وابسته است
تشنه لب بوده حسین و تشنه لب بوده حسن
با همان سوز جگر، با ناله فرموده حسن ...
هیچ روزی سخت تر از روز عاشورا نشد
کربلا غوغا شد اما آب، دست و پا نشد
گریه کردم ... گرچه افطاری که خوردم زهر بود
من فدای تشنه ای که در کنار نهر بود
روضه ی عطشان شدن را تشنه می فهمد فقط
داغ حلق پاره اش را، دشنه می فهمد فقط
تا ته حلقوم او، خون گلو رفته چقدر
در دهان خشک او، نیزه فرو رفته چقدر
رضا دین پرور
#رضا_دین_پرور #شعر_ماه_رمضان #شعر_مناجات #شعر_مناجات_امام_حسن_ع
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
کریم اهل بیت
هر که خوانش بیش، مهمانش، گدایش بیشتر
هر کسی خیل گدایش بیش، جایش بیشتر
کلّ فرزندان زهرا سفرهدارند و کریم
بینِ اولادِ کریمش؛ مجتبایش بیشتر
رزق دنیا درمیآید از تنور خانهاش
هر که نانش بیش، خیلِ بینوایش بیشتر
هر چه پنهانتر بگیرد دست او دست مرا
پیش چشم خلق، میافتم به پایش بیشتر
تا نفس دارم به عشقِ او نفس خواهم کشید
بعدِ مرگم نیز، میمیرم برایش بیشتر
کیمیای عشقِ او از خاک میسازد طلا
خاکسارش میشود سهمِ طلایش بیشتر
هر چه دلها بیشتر از داغِ قبرش بشکند
میشود اندازهی صحن و سرایش بیشتر
گریهکنهایش سزاوار قنوت مادرند
هر که اشکش بیشتر؛ رزق دعایش بیشتر
روضهی موی سپیدش داغ ناموس خداست
از مدینه زخم خورد؛ از کوچههایش بیشتر
هر شبی کابوس داغِ کوچه مهمانش شود
میشود فردای آن شب؛ هایهایش بیشتر
رضا قاسمی
#رضا_قاسمی #شعر_مدح_امام_حسن_مجتبی #شعر_مدح_اهل_بیت #شعر_مدح_حسن_ابن_علی #شعر_مناجات_اهل_بیت
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
حُسنِ زیبای حَسَن
هر کسی وقت گرفتاری سراغش را گرفت
روزی سالانه ی دیگِ اجاقش را گرفت
رو به رو شد هرکسی با حُسنِ زیبای حَسَن
او وفاقش داد و از قلبش نفاقش را گرفت
دست خالی هر کسی آمد به دیدار کریم
دست پر برگشت و عمری ارتزاقش را گرفت
نوکری،در بین روضه گفت؛ آقا کربلا!
بعد هیئت رفت ویزای عراقش را گرفت
خواب دیدم فرشهای دستباف اصفهان
در حرم سرتاسر صحن و رواقش را گرفت
شاعری میخواست مدحش را بگوید ناگهان
غم به جان او نشست و اشتیاقش را گرفت
سجاد روان مرد
#سجاد_روان_مرد #شعر_مدح_امام_حسن_مجتبی #شعر_مدح_اهل_بیت #شعر_مدح_حسن_ابن_علی #شعر_مناجات_اهل_بیت
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
یارب
گناهکارترین بندهی توام یارب
بهجان فاطمه شرمندهی توام یارب
ببین بهپا شده بتخانه در دلم، اما
هنوز معتقدم بندهی توام یارب
تمام عمر مرا سربلند کردی و من
تمام عمر سرافکندهی توام یارب
گناه، خیمهی غم در دلم زده اما
هنوز منتظر خندهی توام یارب
به روسیاهی من بیشتر اضافه شده
که بین خلق نمایندهی توام یارب
اگر نظر کنی از لطف، رام خواهم شد
منی که عبد گریزندهی توام یارب
گناهکارترین بندهام، ولی دلخوش
بهدست رحمت بخشندهی توام یارب
در این سیاهی دنیا امید ما حسن است
که دست رحمت بخشندهی خدا حسن است
کبوتریم و پی دانهی امامحسن
رسیدهایم درِ خانهی امامحسن
تمام مردم این شهر، شهرت ما را
شناختند به دیوانهی امامحسن
عجیب نیست اگر میشوند دشمن و دوست
اسیر لطف کریمانهی امام حسن
اگر تمام جهان میهمان او باشند
هنوز جا دارد خانهی امام حسن
نمیرویم سراغ کسی به غیر از او
که رزق ماست به پیمانهی امام حسن
دل شکستهی ما آنقدر طوافش کرد
لقب گرفت به پروانهی امام حسن
فقیر بوده ولی پادشاه میگردد
گرفته هرکس عیدانهی امامحسن
هزارشکر که نام تو بر زبان من است
حسن” قشنگترین واژهی جهان من است تمام شهر سر سفرهی ضیافت اوست که روزی همهی خلق از کرامت اوست اگر چه خم نشده پیش هیچکس، اما همیشه گردن ما زیر بار منّت اوست کریم قابل تعریف نیست، پس چه عجب! اگر که دشمن او شامل شفاعت اوست عجیب نیست که لبخند و مهربانی و عشق جواب آنهمه بیحرمتی به ساحت اوستسکوت” حکم خدا و رسول بود، ولی جمل نمونهای از قدرت و شجاعت اوست فقط نه این که کرم کرد و رزق ما را داد نفس کشیدن ما نیز با عنایت اوست مرا به حج چهنیازیست تا حسن دارم اگر به کعبه بیایم هدف زیارت اوست وجود عالم امکان به خاطر حسن است خوشابهحال هر آنکس که شاعر حسن است همان که با ادب و باوقار میبخشد فقط به خاطر پرودگار میبخشد به این دلیل غلام حسن خودش آقاست که گل همیشه به خار اعتبار میبخشد تمام زندگی من فدای مردی که تمام زندگیاش را سهبار میبخشد چرا که او پسر ارشد همان مردیست که بین معرکهی کارزار میبخشد بجز علی که به هنگام جنگ بخشیدهست کدام شیر به وقت شکار میبخشد؟ همیشه موقع بخشش که میشود این مرد ب ... #شعر_مناجات #شعر_مناجات_امام_حسن_ع #شعر_مناجات_ماه_رمضان #مجتبی_خرسندی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
نگاه تو مرا امشب کشانده پشت این درها
که من آواره ات هستم در این دنیا و در عقبا
تو را دارم چه کم دارم دگر جایی نخواهم رفت
کدام عاقل به قطره رو زند وقتی تویی دریا
کراماتت دو دنیا را نموده مات و هم مبهوت
کجا جز درگهت دشمن شود حاجت روا مولا
کریمی و کرم در بین دستان تو معنا شد
که ما کاسه بدستیم و همه محتاج تو جانا
همیشه ذکر تو روی زبان من که شد جاری
همینکه یا حسن گفتم گره واشد ز مشکلها
قیامت هر کسی دنبال یک حبل المتین باشد
نگاهی سمت نوکر کن تویی حبل المتین ما
به من عیدی بده امشب مراهم کربلایی کن
تو امضا گر کنی رد خور ندارد زائرم فردا
ولی در دل غمی مانده که آقا بی حرم هستی
میان قلب هر شیعه تو داری یک حرم اینجا
به روی قلب من حک شد که این دل صاحبی دارد
بدانید ایها العالم که دل دادم به این آقا
#شعر_ولادت_امام_حسن_مجتبی_ع
#جواد_قدوسی
@hadithashk