منم آن گناهکاری که به معصیت اسیرم
تو مرا عزیز کردی ز گنه ولی حقیرم
تویی آنکه بینیازی و منم نیازمندم
تو عطا کننده و من سر کوی تو فقیرم
تویی آن بزرگواری که کرامت است کارت
چه شود که من هم امشب ز تو توشه ای بگیرم
نظری کن و برایم بنویس یک نجف را
خوشم آنکه در همه عمر سگ درگه امیرم
همه هست آرزویم که علی علی بگویم
که میان ذکر گفتن وسط حرم بمیرم
سر سفره وقت افطار نظرم به آب افتاد
دل من شکست و یادِ علیِ نخورده شیرم
به فدای مادری که سر کودکش به نی دید
به اشاره گفت اما ز غم حسین پیرم
#شعر_مناجات_با_خدا
#محمود_اسدی
@hadithashk
شبای قدر گذشت و رفت
فراق به سر نیومده
خیلی دلم گرفته که
از تو خبر نیومده
قرآن به سر گرفتم و
دیدی تو شور وشینمو
تو دل شب شنیده ای
الهی بالحسینمو
قبول دارم که روسیام
گناه برام یه عادته
رها نکردی دستمو
نگاه تو سعادته
لحظه به لحظه معصیت
گره تو کارِ فرجه
صراط مستقیم تویی
ببخش که راه من کَجه
من دم افطار برا تو
با گریه میکنم دعا
به جون مادرت قسم
روزای آخری بیا
خسته از این جدائی ام
دیدنت آرزوم شده
نام قشنگت آقاجون
بغض توی گلوم شده
تموم ترسم اینه که
ندیده،مرگم برسه
تموم کن این فاصله رو
این همه انتظار بسه
بیا به حق مرتضی
زمانه رو صفا بده
با دست مهربان خود
برات کربلا بده
#شعر_مناجات_امام_زمان_عج
#مرتضی_عابدینی
@hadithashk
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
وَإِمَّا تُعْرِضَنَّ عَنْهُمُ ابْتِغَاءَ رَحْمَةٍ مِنْ رَبِّكَ تَرْجُوهَا فَقُلْ لَهُمْ قَوْلًا مَيْسُورًا
و اگر [به خاطر تهیدستی و فقر] باید از آنان [که به پرداخت حقّشان سفارش شدی] روی بگردانی [و این روی گردانی] برای طلب رزقی است که از سوی پروردگارت رسیدن به آن را امید داری؛ پس با آنان [تا رسیدن رزق خدا] سخنی نرم و امیدوار کننده بگو
#قرآن
#سوره_اسراء
@hadithashk
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحَىٰ إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَٰهُكُمْ إِلَٰهٌ وَاحِدٌ ۖ فَمَنْ كَانَ يَرْجُو لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا
بگو: «من هم مِثل شما بشرى هستم و[لى] به من وحى مىشود كه خداى شما خدایى یگانه است. پس هر كس به لقاى پروردگار خودامید دارد باید به كار شایسته بپردازد، و هیچ كس را در پرستش پروردگارش شریك نسازد.»
#قرآن
#سوره_کهف
@hadithashk
تا گناه آمد زمینم زد، دلم را غم گرفت
مادری از راه آمد، دست من را هم گرفت
روزگاری چشم هایم زمزمی از اشک بود
از دو چشمم اشک را، این معصیت کم کم گرفت
توبه ام توبه نشد، اما تو راهم داده ای
بین خوبان خدا، چشم تو من را هم گرفت
مطمئنم آدم از گریه به جایی می رسد
اشک ارثی بود که ذریه ی آدم گرفت
من به شوق دیدن روی تو ای حسن تمام
مرگ را در لحظه ی مردن بغل خواهم گرفت
دست شستم از همه دنیا و دل بستم به تو
دست عباس آمد و روی سرم پرچم گرفت
گم نخواهد کرد راه بندگی را هر کسی
یک نخ از پرچم سیاه روضه را محکم گرفت
مطمئنا مادرت زهرا دعایش می کند
هر کسی اسم تو را یک بار حتی دم گرفت
عاقبت یک روز از داغ تو من جان میدم
چند خط از مقتلت را خواندم و قلبم گرفت
ناگهان تیر آمد و زیر گلو را ناز کرد
ناله از عرش خدا آمد، دل عالم گرفت...
#شعر_مناجات
#حضرت_علی_اصغر_ع
#وحید_محمدی
@hadithashk
آمده بین روایتها مکرر از یمن
سرنوشت مسلمین گشته مقدر از یمن
مهدی موعود و منجی بشر میآید و
در سپاهش هست قطعاً چند لشکر از یمن
خاک حاصلخیز و نفت و گاز و معدن داشتن
بهر استعمار جایی نیست بهتر از یمن
دست خالی، پا برهنه رو به روی دشمنان
آفرین، یا للعجب، الله اکبر از یمن
خواب راحت را گرفت از ظالمان بیوجود
سخت ترسیده است چشمان ستمگر از یمن
سنگهایش لعل شد از خون مردان خدا
شهره شد سنگ عقیق و دُرّ و گوهر از یمن
میدهد پایان به عمر نحس صهیون عاقبت
میرود در قلب اسرائیل خنجر از یمن
کاش میشد حذف کرد از نقشه اسرائیل را
کاش میشد ساخت جایش چند کشور از یمن
گاه از اسرائیل اگر موشک به «صنعا» میرود
سوی «حیفا» میرود چندین برابر از یمن
غرش موشک شبیه صور اسرافیل بود
ظاهراً برپا شده غوغای محشر از یمن
بار دیگر دست اسرائیل سوی غزه رفت
خورد اسرائیل سیلی بار دیگر از یمن
از سران مسلمین قلب محمد(ص) خون شده
جای آن اما شده راضی پیمبر از یمن
ذوالفقار افتاده در دستان اولاد علی
هان! که بیرون آمده شمشیر حیدر از یمن
اُف به آن واعظ که یاد ملت مظلوم نیست
اُف به هرکس که نگوید روی منبر از یمن
شاید اصلا نوبت جنگاوری ما نشد
با وجود شیرمردانی دلاور از یمن
میرسد روزی که برخیزند ملتها همه
میرود این خیزش مردم فراتر از یمن
#یمن
#آرش_براری
@hadithashk
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
إِنَّمَا السَّبِيلُ عَلَى الَّذِينَ يَظْلِمُونَ النَّاسَ وَيَبْغُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ ۚ أُولَٰئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ
ایراد و محکومیت فقط متوجه کسانی است که به مردم ستم روا می دارند و به ناحق در زمین سرکشی می کنند، اینانند که برای آنان عذابی دردناک خواهد بود،
#قرآن
#سوره_شورا
#اسرائیل_شر_مطلق
@hadithashk
ماه عشق
چه ماه عشق و صفایی چه با اٌبهت بود
به حق که ثانیه هایش پُراز محبت بود
رسید و سفره گشود و به عینه فهمیدم
که خوان مِهر خدا و سرای برکت بود
هر آن زمان که وجودم خدا خدا می کرد
دعای دستِ قنوتم پر از اجابت بود
عجب که با چه شتابی به آخر آمد وحیف
زِ دست میدهم آن را که اوج رحمت بود
پر از گلایه ام از اینکه می رود...دیدم
زِ دست رفتنِ ماه خدا... حقیقت بود
خدا کند که ببخشد قصور فهمم را
به درکِ آن نرسیده ...اگر چه فرصت بود
خداکند که ببخشد که در نبودن آن
تمام حاصلِ عمرم گناه و غفلت بود
دلیل روشن شب زنده داری اَم بود و
بجز لیالی قدرش مرا چه حاجت بود؟؟
به یاد تشنه لبانِ غریب عاشورا
انیس هر شب چشمم سرشکِ حسرت بود
بهار ذکر و دعا بوده و دعای عهد
برای امر فرج ... اَفضلُ العبادت بود
برو سفر بِسلامت.... به آسمان برگرد
برای دَرْکِ تو ای کاش... باز مهلت بود
دهید مژده به یاران که عید فطر آمد
چه حیف رفته مَهی که پُر از حلاوت بود
هلال ماه نو و بر لبم لَکَ الحَمد است
که نعمتِ همه عالم ،در این ضیافت بود
زکاتِ فِطره ی ما را علی(ع) تَقبّل کرد
که آب ونان من از سفره ی کرامت بود
منصوره محمدی مزینان
#شعر_آیینی #شعر_روضه #شعر_مذهبی #شعر_مناجات #شعر_مناجات_با_خدا
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
ای سُفرهدارِ این ضیافت
یک ماه، مهمانِ تو، مهمانِ خدا بودیم
یک عُمر، بر خوانِ تو لبریزِ عطا بودیم
ای سُفرهدارِ این ضیافت! بیتو نابودیم
گر تو نبودی کهفِ ما؟ اَلآن کجا بودیم؟
ما را گرفتی دست با چشمانِ عزّتدِه
” یا داعیَ اللهِ و ربّانیَّ آیاتِه!
ما ظاهرِ خالی ز معنا را نمیخواهیم دوریّ ِ از اولادِ زهرا را نمیخواهیم سرگشته بودن از تمنّا را نمیخواهیم محروم بودن از تماشا را نمیخواهیم ای پادشاهِ حُسن! پا بر دیدههامان، نِه ” یا داعیَ اللهِ و ربّانیَّ آیاتِه!یک شب به شوقِ غیر تو اصلاََ نخفتیم و طاووس ِ اهلِ جنّت! از تو در شگفتیم و جز وصفِ تو یابن الحسن! مدحی نگفتیم و زیرِ درفش ِ هیچ کس جز تو نرفتیم و خدمتگزارِ تو شدن، از هرچه ما را بِه ” یا داعیَ اللهِ و ربّانیَّ آیاتِه!
آوارههای ندبه و نجوا تو را دیدند اربابهای پاکی و تقوا تو را دیدند مُشتاقهای مضطر و شیدا تو را دیدند علامهحلّیها، مقدّسها تو را دیدند هرکس تو را دیده، شده پا تا سرش والِه ” یا داعیَ اللهِ و ربّانیَّ آیاتِه!میآیی و پایان پذیرد بارش ِ هجران میآیی و کعبه کند سجده به تو جانان! میآیی و رُخ مینماید واقعاََ قرآن میآیی و کاخِ ستم را میکنی ویران بینیّ ِ شیطان را نمایی زیر پایت لِه ” یا داعیَ اللهِ و ربّانیَّ آیاتِه! ` محمد علی نوری #اشعار_عید_فطر #شعر_مناجات_شب_عید_فطر #محمد_علی_نوری لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
کردند سفره را جمع
کردند سفره را جمع، پس سفره دار من کو؟
من دیر آمدم رفت، چشم انتظار من کو؟
گیرم مرا ببخشد، شرمندگی من چه؟
با آن همه معاصی بر شانه بار من کو؟
من قهر کردم اوّل، زود آمد آشتی کرد
آنکه مرا بغل کرد آن یار، یار من کو؟
یک عمر عاشقم بود من کور کور بودم
آنکه گره نینداخت جایی به کار من کو؟
حالا که سر به راهم، حالا که سر به زیرم
کو شاخ و شانههایم؟ داد و هوار من کو؟
گفتند بسته شد در لطفا”غریبه بیرون!
ای آشنا بفرما پای فرار من کو؟
گرچه گناهکارم، امّا گناه دارم
جز او کسی ندارم، دار و ندار من کو؟
آتش گرفته جانم، چون تشنهء حسینم
آنکس که سی شب افطار آمد کنار من کو؟
چشم انتظار حیدر، در وادی السّلامم
من حاضرم بمیرم، لحظهشمار من کو؟
دور و بر کریمان بودن خودش بهشت است
از فاطمه بپرسید سهم انار من کو؟
ما بین کوچه پیچید چادر میان پایش
رویش نشد بپرسد پس گوشوار من کو؟
رضا دین پرور
#رضا_دین_پرور #شعر_آیینی #شعر_روضه #شعر_مذهبی #شعر_مناجات
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
بر لب اهل مناجات و سحر جان می رسد
رفته رفته وقت مهمانی به پایان می رسد
عبد رسوا و گریزانی که هر جا رفته است
آخر مهمانی مولا، پشیمان می رسد
در شب قدرش، همه بستند بار خویش را
یک نفر جا مانده و با چشم گریان می رسد
تا گنهکاری، پشیمان از گناهش می شود
سوی او فورا خدا لبیک گویان می رسد
بر سر این سفره تا هستیم، بر دل های مان...
دائما انوار لطف حی سبحان می رسد
سائل معرفت از بیت بتول و حیدریم
هرچه بر ما می رسد از لطف ایشان می رسد
تا که یک ذره فقط احساس غربت می کنیم
بر سر ما دست آقای خراسان می رسد
رزق آب و نان رعیت های این خانه فقط
از عطای سفره ی بابای سلطان می رسد
غربت موسی بن جعفر بر دلم آتش زند
تا که هر دفعه به گوشم اسم زندان می رسد
از رخ زرد و تن همچون خیالش شد عیان
ارث از مادر به اولادش فراوان می رسد
ساق پایش را چه کرده سندی ملعون مگر
تا به محراب دعا افتان و خیزان می رسد
#مناجات_با_خدا_طلب_بخشش
#ماه_مبارک_رمضان
#محمد_جواد_شیرازی
@hadithashk
دارد تمام میشود
دارد تمام میشود این فصل دلبری
ای یار از قصور من ای کاش بگذری
مهمان بی حیای خودت را حلال کن
حالا که سفره جمع شد این شام آخری
از خانه ات نرفته دلم تنگ میشود
آه ای فراق ، آه چه وضع مقدری
ای وای اگر که دوست نبخشیده باشدم
باید چه کرد با غم این خاک بر سری
رفتند مردم و در بازار بسته شد
فریاد میزنم برسد کاش مشتری
من جنس بنجلم ته بازار مانده ام
گفتند این تویی که فقط مانده میخری
حتی اگر محل ندهی صاحب منی
نوکر غلط کند برود جای دیگری
با دیدنم بیا وسرت را تکان نده
شرمنده ام از این همه تقصیر نوکری
دست مرا بگیر و ببر وادی السلام
سِیرم بده میان نجف ، سِیر حیدری
گفتم به قبر من بنویسند یا علی
آخر نمیشناسم از این نام بهتری
بابای بچه های زمین خورده یا علی
دست مرا بگیر که راهم بیاوری
با دیدن هلال دلم رفت کربلا
افتاد یاد قد هلالی خواهری
دارد برادری سوی گودال میرود
در پای خیمه میرود از حال خواهری
آن میرود به قتلگه این میرود ز حال
آه از فراق ، آه چه وضع مقدری
رفت و لباس خویش به سرنیزه ها سپرد
عریان تر از حسین ندیدم توانگری
ای کاش ناشیانه نبرّند لااقل
این نازدانه را جلوی چشم مادری
دیگر هلال! آب نیاور به قتلگاه
این تشنهی عزیز ندارد دگر سری
*الشمر جالس نفس مادرش گرفت
سر را برید و روبروی خواهرش گرفت*
وحید عظیم پور
#شعر_جدید #شعر_خرابه_شام #شعر_روضه #شعر_شهادت_بنت_الحسین #شعر_شهادت_سه_ساله_کربلا
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹