eitaa logo
حدیث اشک
15.7هزار دنبال‌کننده
166 عکس
256 ویدیو
20 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" http://hadithashk.com اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @pourrajab70 @asgharpoor53 لطفا درخواست تبلیغات نفرمایید پیام رسان بله https://ble.ir/hadithashk تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ إِنَّمَا السَّبِيلُ عَلَى الَّذِينَ يَظْلِمُونَ النَّاسَ وَيَبْغُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ ۚ أُولَٰئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ایراد و محکومیت فقط متوجه کسانی است که به مردم ستم روا می دارند و به ناحق در زمین سرکشی می کنند، اینانند که برای آنان عذابی دردناک خواهد بود،  @hadithashk
ماه عشق چه ماه عشق و صفایی چه با اٌبهت بود به حق که ثانیه هایش پُراز محبت بود رسید و سفره گشود و به عینه فهمیدم که خوان مِهر خدا و سرای برکت بود هر آن زمان که وجودم خدا خدا می کرد دعای دستِ قنوتم پر از اجابت بود عجب که با چه شتابی به آخر آمد وحیف زِ دست میدهم آن را که اوج رحمت بود پر از گلایه ام از اینکه می رود...دیدم زِ دست رفتنِ ماه خدا... حقیقت بود خدا کند که ببخشد قصور فهمم را به درکِ آن نرسیده ...اگر چه فرصت بود خداکند که ببخشد که در نبودن آن تمام حاصلِ عمرم گناه و غفلت بود دلیل روشن شب زنده داری اَم بود و بجز لیالی قدرش مرا چه حاجت بود؟؟ به یاد تشنه لبانِ غریب عاشورا انیس هر شب چشمم سرشکِ حسرت بود بهار ذکر و دعا بوده و دعای عهد برای امر فرج ... اَفضلُ العبادت بود برو سفر بِسلامت.... به آسمان برگرد برای دَرْکِ تو ای کاش... باز مهلت بود دهید مژده به یاران که عید فطر آمد چه حیف رفته مَهی که پُر از حلاوت بود هلال ماه نو و بر لبم لَکَ الحَمد است که نعمتِ همه عالم ،در این ضیافت بود زکاتِ فِطره ی ما را علی(ع) تَقبّل کرد که آب ونان من از سفره ی کرامت بود  منصوره محمدی مزینان لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
ای سُفره‌دارِ این ضیافت یک ماه، مهمانِ تو، مهمانِ خدا بودیم یک عُمر، بر خوانِ تو لبریزِ عطا بودیم ای سُفره‌دارِ این ضیافت! بی‌تو نابودیم گر تو نبودی کهفِ ما؟ اَلآن کجا بودیم؟ ما را گرفتی دست با چشمانِ عزّت‌دِه ” یا داعیَ اللهِ و ربّانیَّ آیاتِه!
 

ما ظاهرِ خالی ز معنا را نمی‌خواهیم 

دوریّ ِ از اولادِ زهرا را نمی‌خواهیم 

سرگشته بودن از تمنّا را نمی‌خواهیم 

محروم بودن از تماشا را نمی‌خواهیم 

ای پادشاهِ حُسن! پا بر دیده‌هامان، نِه 

” یا داعیَ اللهِ و ربّانیَّ آیاتِه! 
یک شب به شوقِ غیر تو اصلاََ نخفتیم و طاووس ِ اهلِ جنّت! از تو در شگفتیم و جز وصفِ تو یابن الحسن! مدحی نگفتیم و زیرِ درفش ِ هیچ کس جز تو نرفتیم و خدمت‌گزارِ تو شدن، از هرچه ما را بِه ” یا داعیَ اللهِ و ربّانیَّ آیاتِه!
 

آواره‌های ندبه و نجوا تو را دیدند 

ارباب‌های پاکی و تقوا تو را دیدند 

مُشتاق‌های مضطر و شیدا تو را دیدند 

علامه‌حلّی‌ها، مقدّس‌ها تو را دیدند 

هرکس تو را دیده، شده پا تا سرش والِه 

” یا داعیَ اللهِ و ربّانیَّ آیاتِه! 
می‌آیی و پایان پذیرد بارش ِ هجران می‌آیی و کعبه کند سجده به تو جانان! می‌‌آیی و رُخ می‌نماید واقعاََ قرآن می‌آیی و کاخِ ستم را می‌کنی ویران بینیّ ِ شیطان را نمایی زیر پایت لِه ” یا داعیَ اللهِ و ربّانیَّ آیاتِه! `  محمد علی نوری لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
کردند سفره را جمع کردند سفره را جمع، پس سفره دار من کو؟ من دیر آمدم رفت، چشم انتظار من کو؟ گیرم مرا ببخشد، شرمندگی من چه؟ با آن همه معاصی بر شانه بار من کو؟ من قهر کردم اوّل، زود آمد آشتی کرد آن‎که مرا بغل کرد آن یار، یار من کو؟ یک عمر عاشقم بود من کور کور بودم آن‎که گره نینداخت جایی به کار من کو؟ حالا که سر به راهم، حالا که سر به زیرم کو شاخ و شانه‎هایم؟ داد و هوار من کو؟ گفتند بسته شد در لطفا”غریبه بیرون! ای آشنا بفرما پای فرار من کو؟ گرچه گناه‎کارم، امّا گناه دارم جز او کسی ندارم، دار و ندار من کو؟ آتش گرفته جانم، چون تشنه‎ء حسینم آن‎کس که سی شب افطار آمد کنار من کو؟ چشم انتظار حیدر، در وادی السّلامم من حاضرم بمیرم، لحظه‎شمار من کو؟ دور و بر کریمان بودن خودش بهشت است از فاطمه بپرسید سهم انار من کو؟ ما بین کوچه پیچید چادر میان پایش رویش نشد بپرسد پس گوشوار من کو؟ رضا دین پرور لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
بر لب اهل مناجات و سحر جان می رسد رفته رفته وقت مهمانی به پایان می رسد عبد رسوا و گریزانی که هر جا رفته است آخر مهمانی مولا، پشیمان می رسد در شب قدرش، همه بستند بار خویش را یک نفر جا مانده و با چشم گریان می رسد تا گنهکاری، پشیمان از گناهش می شود سوی او فورا خدا لبیک گویان می رسد بر سر این سفره تا هستیم، بر دل های مان.‌‌.. دائما انوار لطف حی سبحان می رسد سائل معرفت از بیت بتول و حیدریم هرچه بر ما می رسد از لطف ایشان می رسد تا که یک ذره فقط احساس غربت می کنیم بر سر ما دست آقای خراسان می رسد رزق آب و نان رعیت های این خانه فقط از عطای سفره ی بابای سلطان می رسد غربت موسی بن جعفر بر دلم آتش زند تا که هر دفعه به گوشم اسم زندان می رسد از رخ زرد و تن همچون خیالش شد عیان ارث از مادر به اولادش فراوان می رسد ساق پایش را چه کرده سندی ملعون مگر تا به محراب دعا افتان و خیزان می رسد @hadithashk
دارد تمام میشود دارد تمام میشود این فصل دلبری ای یار از قصور من ای کاش بگذری مهمان بی حیای خودت را حلال کن حالا که سفره جمع شد این شام آخری از خانه ات نرفته دلم تنگ میشود آه ای فراق ، آه چه وضع مقدری ای وای اگر که دوست نبخشیده باشدم باید چه کرد با غم این خاک بر سری رفتند مردم و در بازار بسته شد فریاد میزنم برسد کاش مشتری من جنس بنجلم ته بازار مانده ام گفتند این تویی که فقط مانده میخری حتی اگر محل ندهی صاحب منی نوکر غلط کند برود جای دیگری با دیدنم بیا و‌سرت را تکان نده شرمنده ام از این همه تقصیر نوکری دست مرا بگیر و ببر وادی السلام سِیرم بده میان نجف ، سِیر حیدری گفتم به قبر من بنویسند یا علی آخر نمیشناسم از این نام بهتری بابای بچه های زمین خورده یا علی دست مرا بگیر که راهم بیاوری با دیدن هلال دلم رفت کربلا افتاد یاد قد هلالی خواهری دارد برادری سوی گودال میرود در پای خیمه میرود از حال خواهری آن میرود به قتلگه این میرود ز حال آه از فراق ، آه چه وضع مقدری رفت و لباس خویش به سرنیزه ها سپرد عریان تر از حسین ندیدم توانگری ای کاش ناشیانه نبرّند لااقل این نازدانه را جلوی چشم مادری دیگر هلال! آب نیاور به قتلگاه این تشنه‌ی عزیز ندارد دگر سری *الشمر جالس نفس مادرش گرفت سر را برید و روبروی خواهرش گرفت*  وحید عظیم پور لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
شاکرم بر تو ای خدای علی کآ فریدی مرا برای علی آفریدی مرا که هدیه کنم جان ناقابلم فدای علی لحظه لحظه نفس نفس هر دم زنده ام زنده با ولای علی تو به قران نموده ای مدحش من که باشم کنم ثنای علی گر محب علی شدم یا رب هست لطف تو و عطای علی هست ذکر علی عبادت و شد مسجد و معبدم سرای علی تو ز روز ازل به عالم ذر بنمودی ام آشنای علی بنشاندی تو حب او بر دل که شدم عبد و مبتلای علی کار عبد است سجده گر بودن ای به قربان سجده های علی کفر اگر نیست پس اجازه بده تا که سجده کنم به پای علی ای که کردی به اوج او ادنی میزبانی به مصطفای علی ای که با مصطفی شب معراج هم سخن گشته با صدای علی ای که عرش ات تمام چون فرشی بود در زیر گامهای علی وآن علی بود های و هوی خدا و خدا بود هوی و های علی و علی بود مرتضای نبی ونبی بود مصطفای علی جبرئیل امین و فوج ملک محو سیمای دلربای علی یکصد و بیست و چار هزار نبی مست روی خدا نمای علی کائنات اند ریزه خواران اش ماسوی هست چون گدای علی تازه این بوده ابتدای علی آری این نیست انتهای علی تا خدا هست و آفرینش هست هست از لطف حق بقای علی هست مشگل گشا علی و "جواد" گشته محتاج یک دعای علی @hadithashj
 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّـهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ ۖ  اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، چون خدا و پيامبر، شما را به چيزى فرا خواندند كه به شما حيات مى‌بخشد، آنان را اجابت كنيد.   @hadithashk
آخرین جمعه ی ماهِ رمضون تو رو از خدا تمنا میکنم منم اون گدا که با دعا فرج گره زندگیمو وا میکنم حال من خوب میشه با اومدنت کاش یه مرهم به دلِ خراب بدی چی میشه یه بار میون ندبه ها؟ به سلام عاشقت جواب بدی این روزا که داره بوی عید میاد میشینم یه گوشه ، گریه میکنم هر کی گفت : گریه نکن ، بهش میگم: بیقرارِ حجة ابن الحسنم تو‌رو‌ جون فاطمه ردم نکن اگه تو‌ ردم کنی کجا برم؟ میدونم بَدم ولی اگه بخوای میتونم دوباره کربلا برم اسم کربلا اومد ، دلم گرفت برا روضه های شاهِ بی سپاه برا اون لحظه ای که سنگ میزدن پیش چشم خواهرش به قتلگاه... @hadithashk
ای‌وای که از ماذنه گلبانگ اذان رفت فیض‌سحر و گریه‌ی شب از کف‌مان رفت افطار و دعا روزه و تسبیح و مناجات از سفره‌ی دل برکت ماه رمضان رفت @hadithashk
من کیم اون که تو رو یادش رفت من کیم اون که همش بد کرده تو همونی که همش منتظری بلکه این بنده ی بد برگرده من همونم که نخم پاره شد و تو به یک مو شده بندم کردی من همونم که زمین خوردم و تو بازم از خاک بلندم کردی من یه عمره که فراری شدم و تو یه عمره من و برگردوندی یه شبم با تو نموندم اما تو یه عمره پای این بد موندی آی خدا بالم و وا کن بپرم آخه من تو قفسم می میرم با تموم بدیایی که دارم به مُحرم نرسم می میرم علّتی داره خودم می دونم که منِ مرده رو باز جون دادی من یه شب خرج مُحرّم شدم و تو یه ماه کارم و سامون دادی به حسینی که براش می میرم ازخودم یه مدته بدم میاد اخه من هرچی که بد هم باشم دوس دارم حسینت و خیلی زیاد خوبا رو خودت سوا کردی ، ولی من یه عمره تو دلم آتیشه ای خدا از تو چه پنهون که هنوز من به حُر خیلی حسودیم میشه @hadithashk
وقتی نباشی تو، بهاری در زمین نیست تقویم های سال، غیر از نقطه چین نیست شبهای جمعه تا سحر، آشفته هستم تا عصر می گویم؛ قرار ما که این نیست! کِی می رسد صوتِ حجازی ات به گوشَم؟ مانند لحنِ تو، صدایی دلنشین نیست تو وارثِ آوازه های ذوالفقاری جز تو کسی پورِ امیرَالمُؤمنین نیست ای همسُخن با پینه دوزِ گوشۀ شهر هرکَس گِدایت شد، مَقامش غیر از این نیست حالا که هستم بی تفاوت، به نبودت... حالا که قلبم از فراق تو، حزین نیست... بهتر که پشت پَردۀ غیبت بِمانی! اینجا عقائِد اُستوار و آهنین نیست از من توقّع داشتی دلداده باشم! افسوس... دل پیشِ تو یارِ نازنین نیست دُنبالِ راهِ خیمه ی سبزت نبودم با عاشقانِ تو، مسیرِ من قَرین نیست شادی روحش فاتحه ای قرائت بفرمایید @hadithashk