eitaa logo
حدیث اشک
15.8هزار دنبال‌کننده
168 عکس
259 ویدیو
21 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" http://hadithashk.com اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @pourrajab70 @asgharpoor53 لطفا درخواست تبلیغات نفرمایید پیام رسان بله https://ble.ir/hadithashk تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
لطف عشق به لطف عشق ، غمِ آه پروری داری به سمت سینه ی عُشاق معبری داری همیشه نام تو اشک مرا درآورده حسین! خاصیتِ گریه‌آوری داری کتابِ داغِ تو را جبرئیل شرح دهد میان عرش خداوند ، منبری داری یکی ز اهلِ بُکاءِ قدیمی‌ات نوح است تو نسل گریه‌کُن از هر پیمبری داری قسم به قُبّه ی تو روضه‌خانه‌ات ، حرم است تو در حسینیه رو به خودت ، دری داری کلیددار حریمت ، رقیّه خاتون است در آستان خودت شاه‌دختری داری قیام سینه‌زنانت قیامتِ عُظمیٰ‌ست چه های و هوی شریفی ، چه محشری داری! تمام هَمّ و غمم کار و بار هیئت توست خودت هوای مرا وقت نوکری..،داری مس وجود مرا چای روضه ات زر کرد عجب شرابِ خوشِ کیمیا‌گری داری بهشتِ بین دو انگشتِ تو به عابس گفت: جنون بخواه که فردای بهتری داری فقط تویی که وهب را حبیبِ خود کردی فقط تویی که چنین فنِّ دلبری داری شبیه جُون مرا هم دعا کنی ای کاش و حظ کنی که غُلامِ معطری داری ▪️ تو مانده ای تک و تنها میان یک لشکر... نه همدمی نه پناهی نه یاوری داری نفس‌نفس زدنت شمر را جَری‌تر کرد بلند کرد صدا را : چه حنجری داری! غروب بود..،سرت روی نیزه بالا رفت غروب بود..،سنان در خیام زن ها رفت بردیا محمدی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
بسم رب الحسین بسم رب الحسین آغاز صحبت عارفان حق بین است چون خدای حسین بودن در چشم پروردگار شیرین است روضه خوانت خداست در محشر با نبی گریه می کند حیدر عدل گوید که گریه کردن بر داغ تو اصل اول دین است قطره در وادی شما دریاست ادعا محضر تو بی معناست پیش زهرا مقام او بالاست هرکه در مجلس تو پایین است قدر این چشم های گریان را بهتر از ما حبیب می داند بوسه گاه ملائک عرش است دیده ای که به اشک آذین است آنچه گنجینه گدای شماست پیرهن مشکی عزای شماست روز اول که دیدمش گفتم آن که روزم کند سپید این است اینکه بعد از شنیدن داغت همچنان زنده ام خودش یعنی در عزای تو کم گذاشته ام نوکرت را ببخش غمگین است هر که جز تو رفیق راهم شد باعث جرم و اشتباهم شد دیگر از تو جدا نخواهم شد بهترین یار یار دیرین است از وفاتم که می شوی آگاه حتم دارم که میرسی از راه السلام علیک یا ارباب اولین ذکر بعد تلقین است ذره ای غفلت از تو ذلت ماست نام تو آبرو و عزت ماست این شعار تمام ملت ماست زندگی بی حسین ننگین است علی ذوالقدر لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
از همين جا مى شود با خاك يكسانت كنيم چند تا موشك اگر امروز مهمانت كنيم قلعه نوسازِ از بنيان خرابِ خيبرى صبر كن! چيزى نمانده تا كه ويرانت كنيم همچو ابرى تيره سوى آسمانت آمديم تا كه با "سجيل" و "خيبر" بمب بارانت كنيم اى زمين غصبى شهرك نشين هاى يهود دير يا زود آخرش همچون بيابانت كنيم دست از تو بر نميداريم تا روز قصاص عاقبت از زنده ماندن هم پشيمانت كنيم @hadithashk
اشعار بردیا محمدی - محرم1447.pdf
حجم: 1.1M
اشعار محرم ۱۴۰۴_بردیا محمدی @hadithashk
بنازم شور طبلی را  که در هنگامه ی جنگ است صدای ساز شیپوری که با ضربش هماهنگ است هر آنکس فکر نابودی شیطان را به سر دارد بپا خیزد اگر درسینه اش شور خطر دارد بدانید این صدای غرش زلزال ایران است بنای عنکبوت اینبار در چنگال ایران است مبر از یاد ظالم را که در بهت و سکوت افتاد و طوفانی که یکباره به جان عنکبوت افتاد هنوز آغاز جنگیم و هزاران مثنوی داریم برای سرنگونی تو ابیاتی قوی داریم مگر از یاد بردی روشنی بخت نزدیک است مگر قبلا نگفتیم انتقام سخت نزدیک است بدان نبض جهان با رهبری شرق خواهد شد به زودی کشتی ات در نیل موشک غرق خواهد شد ولی حالا دگر بر گریه ها گوش شنیدن نیست وتا پایان این بازی بنای پس کشیدن نیست بهای شیطنت هایت بهایی سخت وسنگین ست که این یک مرحمی بر قلب زخمی فلسطین ست چشیدی مزه ی تلخی که دارد ضربت سیلی قیام کربلا هرگز ندارد صلح تحمیلی رسیده عاقبت روزی که بغض سینه ها گل کرد تمام فتنه هایی را که چون کوهی تحمل کرد خدا همراه ما بود و جهان غرق تحیّر شد همان نانی که در خون میزدی امروز آجر شد جهانی را دچار محنت و افسردگی کردی به ناحق جای مظلومان نشستی زندگی کردی ولی فهمیده ای آتش به درب خیبر افتاده وبا " آل علی هرکس در افتاده وَر افتاده" گمان کردی خطای در احد تکرار می گردد؟ جگرها طعمه ی دندان آن بدکار می گردد؟ دریغا ، دست خالی باز گردد مالک اشتر مبادا تیغ بردارد کسی از گرون کافر نباید فرصتی آماده گردد بر نفس هایش غبار آلوده می سازد هوا را خاروخس هایش شمیم فتنه از همسایه ی تبریز می آید اگر پا پس کشیدی دشمنت تجهیز می آید اگر یاغی شود کودک نوازش کار بی معنی ست برای دشمنی بدعهد ، سازش کار بی معنی ست مگر ما یادمان رفته ترور در قلب تهران شد و دستی را که زیر جامه داعش نمایان شد نترسان از تبر ما را اگر هیزم شکن دارد درختی را که عمری ریشه در خاک وطن دارد تبر با دسته ی چوبی خود پیمان خون بسته ست تمام زخم جنگل از همان نامردی دسته ست کنار دست خود وقتی که داری راه حل ها را برایم زنده می دارد کمی  ضرب المثل ها را مبادا سفره ی دشمن تو را چشم ولع باشد سلام گرگ ها کی خالی از مکرو طمع باشد؟ قسم بر حضرت زهرا دوباره عهد می بندیم که ما پرقدرت و محکم تر از کوه دماوندیم شبیه کوه پابرجا و سرشار غرور هستیم فقط یک گام دیگر تا به آغاز ظهور هستیم کنار یکدگر هبستگی و همدلی داریم وچشم و گوش بر فرمایش سید علی داریم همان مردی که در هر نکته ای پیداست اعجازش سلامی ، باقری ، قاسم سلیمانی ست سربازش @hadithashk
ما از تبار آرشیم و رستم دستان مام وطن را یک به یک هستیم فرزندان هر جا که دشمن پا نهند ما مرد میدانیم فرقی ندارد در یمن یا غزه یا لبنان ما پیرو راه شهیدان سرافراز یم با خون ما امضا شده تضمین این پیمان این وعده حق است اسقاطیل نابود است جا الحقیم و می‌شود با خاک یکسان فتوا دهد رهبر شبانه راه می افتیم پای پیاده سوی قدس از مرکز تهران ماه محرم ماه پیروزی اسلام است نحن لثارات الحسین در کشور ایران @hadithashk
جواب حمله و کشتار کودکان موشک و التیام دل زار مادران موشک جواب حمله به غزه به ضاحیه، صنعا جواب بمب برادر، در این زمان موشک نهاده آرش ایرانیان چنان از شوق بجای تیر در آن چله ی کمان موشک بگو به ابرهه سجیل وار می‌بارد به روی فیل و تو و هر چه فیلبان موشک بجای بارش باران به روی اسرائیل ببارد ابر ابابیل از آسمان موشک بگو که آرزوی نیل تا فرات چه شد برآورَد همه ی آرزویتان موشک رژیم غاصب صهیون نحس کودک کش عذاب ظلم شما هست بی گمان موشک شهاب و فاتح و قدر و عماد و سجیل و ... ز هر کدام که خواهید نوش جان موشک دگر تمام شده دوره ی بزن در رو دگر تمام شده بهرتان گران موشک غریو نصرو من‌ الله میرسد بر گوش ز غرشِ پرشِ تا به بیکران موشک کجاست تا که ببیند شهید تهرانی به یادگار نهاده ست جاودان موشک به کوری همه ی دشمنان نگر امروز رسیده تا به تل‌آویو و عسقلان موشک ببین ز وعده ی صادق توان ایران را که انتقام بگیرد ز دشمنان موشک بگو به دشمن ایران قرار اگر جنگ است سر قرار بیا و قرارمان موشک @hadithashk
آیت‌الله علی آیتِ عُظمی زینب بعد بسم‌اللهِ ما هست تعالی زینب آیت‌الله علی آیتِ عُظمی زینب هاجر و آسیه نه مریم و حوا هرگز بنویسید فقط حضرت زهرا زینب خرج یک صفحه از اوصافِ بلندش شده است که فقط نقش کند جوهرِ دریا زینب زینتی داشت اگر ، نام علی نامش بود خوب گفتند که ای اُم‌ِابیها زینب هرچه گفتیم از او در خورِ شأنش ، هیهات هرچه خواندیم خدا گفت که حاشا زینب کربلا کرب و بلا نیست فقط بی زینب کربلا کرب و بلا هست فقط با زینب ذوالفقار علوی پیش دَمَش کم آورد آنکه زد ریشه‌ی هر کاخ ستم را زینب مرتضی گفت: تویی فاطمه یا اینکه منی نفست گرم به هر خطبه‌ی غرا زینب کس ندیده‌است تو را خاصیتِ نورِ شماست هست هر جلوه‌ی حق دیدنی الّا زینب نور که سایه ندارد که به آن دیده شود چشم محجوب کجا نورِ معلا زینب ظلمتی هم اگر آمد که شما جلوه کنید که ببینند چه کرده است به دنیا زینب قدم اول خود را سرِ دنیا زدی و... ...قدم بعد روی زانوی سقا زینب نسل در نسل همه نسل حسینیم اگر هفت پُشتم همه گفتند فقط یا زینب سینه‌ی ماست حسینیه‌ی غمهای دلش نفسِ ما جگرِ ما تپشِ ما زینب حسن لطفی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
چه بلایی قراره سرم بیاد؟ نمیخوام اشک برادرم بیاد! چرا باید وسط خیمه زدن صدای ناله مادرم بیاد؟ نگا کن بچه ها ترسیدن حسین همشون تو شک و تردیدن حسین اینا از برگ گلم لطیف ترن تا حالا رو خاک نخوابیدن حسین هنوزم دیر نشده بیا بریم هر جایی به غیر کربلا بریم با تو از اینجا بریم درست تره؟ یا با نامحرما از اینجا بریم خودتم میدونی پا به پات میام مثه سایه دنبال عبات میام مگه زینب میتونه رهات کنه؟ قتلگاهم که بری باهات میام حاضرم سرم بره سر تو نه پیکرم کبود شه پیکر تو نه مگه ترسی دارم از تازیونه بزنن ولی برابر تو نه خاک اینجا بوی خون میده حسین آخر کارو نشون میده حسین نمیخوام تو باشی اون کشته ای که زیر سم اسبا جون میده حسین  علی ذوالقدر لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
زینب رسید کرببلا زینب رسید کرببلا اقتدار داشت ... او نیز با خدای حسینش قرار داست آیینه بود و دور خود آیینه دار داشت زانوی اکبراست گواهم ، وقار داشت آمد حسین فاطمه را ماندگار کرد آن شب خدا به خلقت او افتخار کرد راه وصال را به خداوند ساده کرد از جلوه های فاطمی اش استفاده کرد بر یاری امام غریبش اراده کرد ... از ناقه ها سه ساله ی خود را پیاده کرد نام خیام محترمش را حرم گذاشت بر چشم خاک زینب کبری قدم گذاشت بر روی عرش سایه ی او‌مستدام بود او را قمر ترین دو عالم غلام بود پرده نشین خیمه به دور از عوام بود حتی ملک ندیده که زینب کدام بود مانند مادرش که ز کوران حجاب داشت در پرده بود محمل او هم نقاب داشت در خیمه نه ، که در دل ارباب جا گرفت از خاک پای دوست شدن شد بها گرفت جای همه ز میکده جام بلا گرفت تنها نبود ، دور و برش را خدا گرفت از بس اصیل بود چو ایل و تبار خویش چون او کسی نرفت به قربان یار خویش از بین روضه های مجسم عبور کرد تا خاطرات غربت خود را مرور کرد دلشوره را گرفت و ازآن خیمه دور کرد گویا دوباره حضرت زهرا ظهور کرد مادر که هست قافله ای هست پایدار تاریخ ، زن ندیده به خود با چنین وقار آه از دمی که سوخت پناه پیمبران آن خیمه ای که سوخت دل مادری در آن فرمود: گوشواره درآرند گوهران پای برهنه ، خار مغیلان و دختران آتش به جان ما زد علیکن بالفرار آه از دمی که پرده نشین شد شترسوار بند دل امام زمانش گسسته بود او دست بسته نیست ولی دست بسته بود حتما دلیل داشت نمازش نشسته بود با شمر همسفرشدن او‌را شکسته بود با یک لباس کهنه که شد پاره پاره رفت با گوشواره آمد و بی گوشواره رفت می رفت سوی شام به همراهی سران گرما زده ،شکسته شکسته نفس زنان دورش کسی نبود به جز خولی وسنان از صبح تا غروب معطل شد عمه جان قلبش شکست از غم زخم زبان شهر ... زینب کجا و مجلس نامحرمان شهر ناصر دودانگه لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹