بابا حسین
خنده دشوار را بیمار می فهمد فقط
حال من را مرد دختردار می فهمد فقط
حنجرم در آتش خیمه پس از تو سوخته
حرف من را عمه از رفتار می فهمد فقط
چشم کم سو و زمین افتادنم را زیر پا
هرکسی که رفته در انظار می فهمد فقط
سختی کارمرا باآستین پاره ام
آنکسی که رد شد از بازار می فهمد فقط
طعنه ها و خنده های شمر و خولی یکطرف
زجر از حرف حساب، آزار می فهمد فقط
سینه تنگ مرا با مشت محکم خرد کرد
درد پهلوی مرا دیوار میفهمد فقط
زخم بازوی مرا شلاق و کعب نیزه ها
تاول پای مرا هم خار میفهمد فقط
لکنتم زیر سر آن سرخ موی مست بود
علتش را آن جنایتکار میفهمد فقط
آمدی باسر دوباره بوسه بارانم کنی
چشم تار من همین مقدار می فهمد فقط
حسین قربانچه
رضادین پرور
#حسین_قربانچه #رضادین_پرور #شعر_جدید #شعر_خرابه_شام #شعر_روضه
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
بابای شهید من
خدا را شکر برگشته است بابای شهید من
به خوبی پیش رفت آیا سفر، نورِ امید من ؟
در اینجا چند روزِ قبل جشنی را به پا کردند
گمانم با خبر بودند در راه است عید من
نگفتی راستی! به دست های من می آید ؟ نه؟
طناب دور دستانم ، النگوی جدید من؟
شبانه آمدی اما رخَت را خوب می بینم
به کار آمد خدا را شکر موهای سپید من
چه می شد تا بفهمد راست می گویم پدر دارم
همین شب دختر شامی می آمد بازدید من
نیاید هم تو را در شهر می گردانمت فردا
عجب فخری فروشم با تو بابای رشید من
شهریار سنجری
#شعر_جدید #شعر_خرابه_شام #شعر_روضه #شعر_شهادت_بنت_الحسین #شعر_شهادت_سه_ساله_کربلا
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
بی بی جانم
سوی سابق را ندارد دیده تارم پدر
همچو ابرم در نبودت سخت میبارم پدر
به گمانم عمه هم از دست من خسته شده
بعد تو بر دوش او افتاده هر کارم پدر
دست در دست پدر رد شد از اینجا هر کسی
با غرور دخترانه گفت که، دارم پدر
این که هم بازی ندارم حوصله بر میشود
بیشتر سرگرم زخم طاول و خارم پدر
تو خودت گفتی که می آیی بیا پس زودتر
تا نداده بیشتر این زجر آزارم پدر
من که بوده بالشم نرمی دستان عمو
حال سر بر سنگ این ویرانه میذارم پدر
من که نازم را عمو عباس روزی میکشید
در طناب سلسله حالا گرفتارم پدر
من دگر از تو النگویی نمیخواهم بیا
بیشتر از هر کجا ترسان ز بازارم پدر
من به عشق اینکه یک بار دگر میبینمت
از سر شب تا طلوع صبح بیدارم پدر
تو فقط یک لحظه از نیزه به آغوشم بیا
تا ببینی از لبت لب بر نمیدارم پدر
بهمن ترکمانی
#بهمن_ترکمانی #شعر_جدید #شعر_خرابه_شام #شعر_روضه #شعر_شهادت_بنت_الحسین
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
شب ویرونه
شب ویرونه که با گریه چراغونی میشه
من که هق هق میکنم خرابه بارونی میشه
هِی میخوام نشون بدم بابا که هیچیم نشده
ولی سرفهام میگیره کُنج لبم خونی میشه
بو دلِ شَبدَه بِویرانه گَلیبسَن یارالی
بو نَ دُنیادی بابا سَن یارالی من یارالی
می می میشه که نفس مو موقع صحبت نگیره
سر سرو پایین یتیمی از خجالت نگیره
ب ب بچهها بهم بهم می می میخندیدن
الهی د دختر یتیمی لکنت نگیره
بو دلِ شَبدَه بِویرانه گَلیبسَن یارالی
بو نَ دُنیادی بابا سَن یارالی من یارالی
من که درگیر توام غیر تو گیری ندارم
اگه تو پیشم باشی درد اسیری ندارم
من دیگه بزرگ شدم نشون به این نشونی که...
بعد تو چند روزه که دندون شیری ندارم
بو دلِ شَبدَه بِویرانه گَلیبسَن یارالی
بو نَ دُنیادی بابا سَن یارالی من یارالی
وضع ما رو میبینه هرکی از اینجا رد بشه
نمیخوام گریه کنم برای عمه بد بشه
شنیدم زجر اومده حرفمو آروم میزنم
نکنه نشونی خرابه رو بلد بشه
بو دلِ شَبدَه بِویرانه گَلیبسَن یارالی
بو نَ دُنیادی بابا سَن یارالی من یارالی
نمیشه که پا بشم تا به سر و روم برسم
عمه نشنوه باید به زخم بازوم برسم
نمیتونم که نفس پیش تو راحت بکشم
نمیدونم چطوری به داد پهلوم برسم
بو دلِ شَبدَه بِویرانه گَلیبسَن یارالی
بو نَ دُنیادی بابا سَن یارالی من یارالی
مشکل از چشام که نیست نمیبینه ، نیمه شبه
من میخوام ببوسمت مشکل ما زخم لبه
معلومه کارِ فقط یکی نبوده بابا جون
چقده رگای حنجره تو نامرتبه
بو دلِ شَبدَه بِویرانه گَلیبسَن یارالی
بو نَ دُنیادی بابا سَن یارالی من یارالی
میشه که بگی دیگه موهامو شونه نزنن
میشه که دعام کنی با هر بهونه نزنن
میشه که بیای پیشم صحبت کلفَت نکن
سر قیمتِ اسیرا دیگه چونه نزنن
بو دلِ شَبدَه بِویرانه گَلیبسَن یارالی
بو نَ دُنیادی بابا سَن یارالی من یارالی
حسن لطفی
#حسن_لطفی #شعر_جدید #شعر_خرابه_شام #شعر_روضه #شعر_شهادت_بنت_الحسین
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
پدرجانم
تا سر تو روی نی در آسمان میشد بلند
نه صدای من صدای کاروان میشد بلند
از سنان پست بیزارم بیا دعواش کن
من تورا می خواستم این بد زبان میشد بلند
نجمه چشمان مرا میبست تا میدید که
دست های شمر روی عمه جان میشد بلند
تازه میشد داغ اصغر باز در قلب رباب
حرمله هر جا که با تیروکمان میشد بلند
روبه روی راس اکبر با غرض میزد مرا
تا که از گلدسته ها بانگ اذان میشد بلند
احترام قاری قرآن همیشه واجب است
پای لبهایت اگر که خیزران میشد بلند
چیست معنی کنیز آخر نفهمیدم پدر
خواهرم از خواب هر شب ناگهان میشد بلند
بشکند دستش،تمام راه یادت بوده ام
هر کجا تا دست های ساربان میشد بلند
سید حسین صمدی
#سید_حسین_صمدی #شعر_جدید #شعر_خرابه_شام #شعر_روضه #شعر_شهادت_بنت_الحسین
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
درد یتیمی
ناگفته ی بسیار از این غائله دارم
از درد یتیمی دل بی حوصله دارم
دیدند گل باغ توام نقشه کشیدند
بر ساقه ی نیلوفری ام سلسله دارم
دیشب سر سجاده ی زینب، نفسم رفت
از مادر تو ارثیه در نافله دارم
جا ماندم و از بس که دویدم پی ناقه
قدر همه ی قافله من آبله دارم
از نیمه شب گم شدنم تا دم آن طشت
صد خاطره ی تلخ از این قافله دارم
در شام فقط حرف اسیری و کنیزی ست!
من با دو سه تا واژه پدر مسئله دارم
ما پرده نشینان حرم را چه به بازار!؟
از دست اباالفضل عمویم گله دارم
وحید قاسمی
#وحید_قاسمی
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
لحظه رفتنت رو
لحظه رفتنت رو
یادم نرفته بابا
از بس که گریه کردم
صدام گرفته بابا
خواب روی پلکامو
شاپرکا پروندن
خدا رو شکر که ما رو
بازم بهم رسوندن
یه حرفیه که مونده
روی دلم تا حالا
عاشقتم بابایی
دوست دارم هزارتا
به عشق آغوش تو
دویدم و دویدم
دیدم که اون بالایی
نیزه تو می بدسیدم
تنها اگه بمونم
قهر میکنم دوباره
جَم میشه توی چشمام
یه آسمون ستاره
دلم میسوزه وقتی
نیزه ها چنگت زدن
بچه ها شون کنارِ
بزرگا سنگت زدن
درد یتیمی رو از
تو چشمامون میخوندن
مثل پیشونی تو
دل ما را شکوندن
پاک میکنم با چادر
خاک و خون از رو لبات
به جای مادر بزرگ
مادری کردم برات
به جای من نیزه ها
همدم تنهایی اند
شامیا فکر نکردن
دخترا بابایی اند
ناله من رسیده
به گوش دنیا بابا
دردمو خوب میفهمن
دختر شهیدا بابا
مجید قاسمی
#شعر_جدید #شعر_خرابه_شام #شعر_روضه #شعر_شهادت_بنت_الحسین #شعر_شهادت_سه_ساله_کربلا
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
دردانه
این است پیامی از دردانه به دردانه
از نی بنگر ما را ویرانه به ویرانه
یک خانه پر از سنگ و یک خانه پر از هیزم
فرق است پذیرایی کاشانه به کاشانه
زخم است سرم از بس شانه نشود مویم
خون است دل شانه دندانه به دندانه
چون شمعم و از اهم یک قافله میسوزد
شرمنده از آن هایم پروانه به پروانه
از مجلس کوفه تا آن بزم شراب شام
عشق تو کشد مارا میخانه به میخانه
هم چوب لبت میخورد هم جام به دستش بود
می ریخت به دلها خون پیمانه به پیمانه
شاعر؟؟؟
#شعر_جدید #شعر_خرابه_شام #شعر_روضه #شعر_شهادت_بنت_الحسین #شعر_شهادت_سه_ساله_کربلا
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
بابای مفقود الاثر
آنقدر که پیش من اسم پدر آورده اند
گریه ام را بچه های شام در آورده اند
من چطور آغوش گرمت را شناسایی کنم
در طبق، بابای مفقود الاثر آورده اند
عمه میسوزد دلش موی قشنگم سوخته
باز، دختر بچه ها سنجاق سر آورده اند
بی تعارف! راستی بابا گرسنه نیستی؟
آب و نان خشک، آنهم مختصر آورده اند
خوب میدانم کجا بودی لب تو سوخته
از تنور روشن و هیزم خبر آورده اند
مردم این شهر مهمان های خود را می زنند
چوب تر را هم کنار تشت زر آورده اند
شایعه است اینکه کنیزی خواستند از جمع ما
شایعه است اینکه مرا با صد نفر آورده اند
رضا دین پرور
#رضا_دین_پرور #شعر_جدید #شعر_خرابه_شام #شعر_روضه #شعر_شهادت_بنت_الحسین
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
سه ساله کربلا
رفتنت مثل رفتن خورشید
بعد تو سهم دخترت شامه
توی تاریکی خرابه ی شهر
روی ماهت چیزی که میخوامه
حق داری حرف نمی زنی با من
خسته ای تازه از سفر اومدی
خیلی تحویل گرفتی دختر تو
تا که گفتم بیا با سر اومدی
اومدی و خرابه روشن شد
تو برا ما همیشه نور بودی
طوری که بوش میاد بابای گلم
چن شبی مهمون تنور بودی
.
نمیشه خوب ببینمت آخه
دشمنا نور چشمامو بردن
خدا می دونه مردای شامی
چی به روز سر تو آوردن
همونی که گرفته پیرهن تو
دوتا گوشواره ی منم برده
میشه از اخم صورتت فهمید
به رگ غیرت تو برخورده
نکنه دیدی دستامو بستن
نکنه دیدی ماجراها رو
نگو که دیدی می زدن طعنه
نگو که دیدی می زدن ما رو
کاش منو می زدن همیشه ولی
رو سر تو شراب نمی دیدم
بلایی رو که اومده سرمون
بابا حتی تو خواب نمی دیدم
شهریار سنجری
#شعر_جدید #شعر_خرابه_شام #شعر_روضه #شعر_شهادت_بنت_الحسین #شعر_شهادت_سه_ساله_کربلا
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
تو بهشت این جهانی
تو بهشت این جهانی که به شوکتم می آیی
چه شبی شود شبی که ، تو به خلوتم می آیی...
به دویدنت ز خیمه، دم احتضار اصحاب
تو درست لحظه ای که پُرِ حسرتم می آیی ...
نه به وصل، ناز داری، نه به پا نیاز داری
پدر منی و با سر به عیادتم می آیی
شده مرقد تو نیزه ، به طواف تو دویدم
شده مرقدم خرابه ، به زیارتم می آیی ؟!
تو شبی بدون دعوت به تنور رفته بودی
به سر مزار من نیز ، به دعوتم می آیی
ناصر دودانگه
#شعر_جدید #شعر_خرابه_شام #شعر_روضه #شعر_شهادت_بنت_الحسین #شعر_شهادت_سه_ساله_کربلا
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
یا صاحب الزمان(ع)
از ما نمی ماند به جا غیر از محبت
دور تو می گردیم پس نوبت به نوبت
ما طبق معمول همیشه شرمساریم
در کوله بار ما ندیدی جز خجالت
اما گناهم کمتر از آقایی توست
سر می رود از این دل کوچک ارادت
با غم سبک تر می شوم در خانه ی تو
با کل غم ها فرق دارد این مصیبت
تو دستگیر عالمی ، من دست و پاگیر
شرمنده ام از اینکه افتادی به زحمت
مردم همه شادند در ایام تعطیل
دلداده ها دلخوش به شبهای زیارت
با صد امید و آرزو دور تو گشتیم
در حشر هم داریم امید شفاعت....
من در توانم نیست دنبالت بگردم
بلکه تو پیدایم کنی روز قیامت ...
رفتی و از دنیا گرفتی دلخوشی را
کردی در آغوش حصیری استراحت
کنج خرابه روی لبهای تو جان داد
جان را گرفت از دخترت، شوق وصالت
دلداده ها باید شبیه هم بمیرند
پهلو به پهلو، مو به مو ، صورت به صورت
ناصر دودانگه
#شعر_آیینی #شعر_فراق_امام_زمان #شعر_مذهبی #شعر_مناجات_اهل_بیت #مناجات_امام_زمان
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹