چه دارد میشود ؟ گویا .. سرِ یک مویِ باریکیم
پس از یک شامِ طولانی به صبحِ وعده نزدیکیم
اگر چه باورش سخت است امّا کاملاً پیداست
بدونِ ذرّه ای تردید اینک آخرِ دنیاست
به امیدِ خدا دنیا شود بر کامِ محرومین
به جرات آخرینِ پیکارِ بینِ خیر و شرّ است این
به منزل می رسد یک شب نواهایِ عبودیت
رها خواهد شد این عالم ز کابوسِ یهودییت
گره افتاده بود امّا خدا بر ما عنایت کرد
شغالان را بسویِ دامِ صیادان هدایت کرد
خدا ما را فرستاده برایِ حذفِ اهریمن
به قصدِ کشتنِ این بی وطنها آفرید اصلاً
رسیده موعدِ نابودیِ قومِ یهود .. آری ...
چه کشتاری شود ، جانم به این توفیقِ اجباری
زمانِ قتلِ عامِ این حرامی هایِ عبرانی ست
زمانِ بارشِ بارانِ موشکهایِ تهرانی ست
زمانِ انتقامِ از قاتلانِ باقری آمد
زمانِ قلع و قمع نوچه هایِ سامری آمد
الا ای آنکه بی تردید با ابلیس همزادی ...
الا ای آنکه با شیرانِ ایرانی دراُفتادی ...
تصوّر کن که یک روزی نخواهی دید فردا را
تصوّر کن شبیهِ غزه بَیرُالسّبع و حیفا را
تصوّر کن تل آویو است از دیرالبلَح بدتر
وَ با خیبرشکن دیوارِ ندبه گشته خاکستر
تصوّر کن که اسراییل .. این رویایِ پوشالی ...
به ضربِ موشکِ فتّاح شد از جمعیت خالی
شود با خاک یکسان ،بندرِ اشغالیِ اَشدود
به چاه فاضلاب افتد نشانِ شش پرِ داوود
ز ترسِ شیعه می اُفتید در دامانِ بُخت النصر
پشیمان می شوید از بودنِ بیهوده در این عصر
به هر سو می دوید از ترسِ نابودی اجل آنجاست
درونِ بحرِ مَیّت پُر ز اجسادِ یهودی هاست
گرت باور شود یا نه .. بدونِ ذرّه ای تردید ...
تمامِ این حوادث را به چشمِ خویش خواهی دید
مجالی نیست در جولانگهِ سیمرغ کرکس را
لبالب می کنیم از خونتان بیت المقدّس را
به سرعت میروید ای قومِ سرکش سوی اضمحلال
تمامِ این تصوّرها محقّق می شود امسال
#مرگ_بر_اسرائیل
#مرگ_بر_آمریکا
#مهران_ساغری
@hadithashk
بوی باروت میدهد ذهنم
نقشهی جنگ در سرم دارم
من علیرغم دوستیهایم
دشمنی در برابرم دارم
دشمنی که نفسنفس بامن
پابهپای خودم بزرگ شده
برهای بود ساده و مظلوم
چند وقتیست مثل گرگ شده
دشمنم در لباس دشمن نیست
بس که لبخند روی لب دارد
وای این بیوطن که هموطن است
با رگ و ریشهام نسب دارد
جنگ شد، جنگ کفر با آدم
آدمی از تبار ایمان است
کشورم کشور خداست، خدا
نام اینخاک،خاک ایران است
ای مبادا به هر شرابگذار
از سر فقر تاک بفروشیم
ایمبادا برای پولکثیف
به سگ و خوک خاک بفروشیم
آتش از آسمان رسید، رسید
بر جگر سوزشی گذاشت،گذاشت
سینهی سرخمن گواست، دلم
هر چه در چنتهاش که داشت گذاشت
آرش شاهنامه تیر بزن
ما سپهریم، ما سرافرازیم
ما به این دیوهای بیسیرت
ذرهای خاک خود نمیبازیم
#امیر_عظیمی
#وطن
#نفوذی
#مزدور
@hadithashk
(گذشت عمر منو عمر روزگار گذشت
جوانی ام همه در بهت انتظار گذشت)
خزان گرفت بدون تو باغ زندگی ام
چه سالها که بر این خسته بی بهار گذشت
چه روزها سپری شد نیامدی آقا
چه جمعه های غریبی که بی شمارگذشت
دوروز بود تمام جوانی ام آن هم
به بی قراری من بر سر قرار گذشت
سوال از شب و روزم نپرس عزیز دلم
شبم به هق هق و روزم به زار زار گذشت
زمان گذشتنی است و اجل به دنبالش
چه خوب شد که به ما در فراق یار گذشت
فراق یار به از بی تفاوتی باشد
خوشم که عمر گران در ره نگار گذشت
اگر نیامدی و زیر خاک پوسیدم
بگو که این بیچاره به ما دچار گذشت
چنانچه خاک شوم باز عاشقت هستم
ز دامن تو وجودم چنان غبار گذشت
#شعر_مناجات_امام_زمان_عج
#محرم_۱۴۰۴
#محمد_علی_بقایی
@hadithashk
(بیت اول از شاعر دیگری است)
این شهر خواب است
آبادی اش ویرانه و آبش سراب است
مهری ندارد
از نام بابای تو حِقدَش بی حساب است
سست است بر تو
ایمانشان بنیاد عمرش چون حباب است
مظلوم برگرد
والله هل من ناصر تو بی جواب است
سخت است اما
باور کن اینجا کشتن طفلان ثواب است
زور و زَر و تیغ
هم قبله ی ایشان و هم دین و کتاب است
در شهر کوفه
بی شک پیمبر زاده کشتن نیز باب است
اینجا بیایی
در خیمه هایت چند روزی قحط آب است
میمیرم و دل
با یاد دخترهای تو در اضطراب است
اینجا امان نیست
برگرد تا شش ماهه در گهواره خواب است
پشت کمان ها
تیر سه شعبه در پی طفل رباب است
حیف از جوانت
تیر اجل پشت سرش گرم شتاب است
مقراض دارند
بهر جوانی که تو را پا در رکاب است
زهرا چه حالی است
وقتی ببیند گونه ات روی تراب است
میبیند اما
که پیکرت بی پیرهن در آفتاب است
دل بی قرار
ناموس باشی بدترین نوع عذاب است
میآیی اما
برگرد درد و رنج تو وقت اِیاب است
ای وای زینب
آن زینبی که دور بازویش طناب است
من مطمئنم
با اینکه آن صورت درون نور ، قاب است
مستوره ی عرش
زینب در اینجا غصه اش حفظ حجاب است
از روی ناقه
میخواندت بی وقفه اما بی جواب است
خواهد شنید او
که...اُسکُتی یا جاریه....این چه خطاب است...؟
میمیرد از غم
وقتی ببینید دور راس تو شراب است
عباس را دل
در سینه از این ماتم عظمی کباب است
#محرم_۱۴۰۴
#شعر_شهادت_حضرت_مسلم_ع
#محمد_علی_بقایی
@hadithashk
عمو حسین(ع)
زل میزنم فقط وسط کربلا به تو
یعنی پناه میبرم از هر بلا به تو
وقتی من از توئم دگر از من خبر نگیر
از من که هیچ فاصله ای نیست تا به تو
بی نامه آمدم که مرا قاسمم کنی
من نیز هدیهی پدرم مجتبی به تو
طاقت نداشتم که ببینم بدون تو
دستش کند طناب اسارت رباب تو
والله لاافارقک یا ابوعلی
وصلم میان هجمهی این دست و پا به تو
اینها که میزنند مرا دشمن توئند
چون میدهند با زدنم ناسزا به تو
من پاره تن توئم ای بضعه رسول
این شد که دوختند مرا نیزه ها به تو
موسای نوجوانم و بر نیل میزنم
تا اینهمه هجوم نیارد عصا به تو
پیراهن تو گشتم و دشمن مرا درید
اینجا عمو نیامده اصلا عبا به تو
از نعلهایشان به زر و سکه میرسند
در کوفه بسته است بهای طلا به تو
وحید عظیم پور
#شعر_آیینی #شعر_شهادت_اهل_بیت #شعر_شهادت_حضرت_عبدالله_ابن_الحسن #شعر_شهادت_یتیم_امام_حسن #شعر_مذهبی
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
امیری حسین و نعم الامیر
شرح حیا، پیدای ناپیداست زینب
تصویر حُجب مادرش زهراست زینب
نطقش بُرنده، زینت مولاست زینب
ذاتاً فناءِ فی الحسین ماست زینب
در اوج عزت، تکیه بر اسم حسن کرد
او ایستاد و پنج تن را، پنج تن کرد
اهل مناجات شب و اهل بُکاءَ است
تصدیق حکم اَلبلاءُ لِلولاءَ است
او بعد سقای حرم، صاحب لواءَ است
در مکتبش امر حسین امر مُطاعَ است
در پای نذرش منطق قرآنی آورد
جای یکی در حج، دو تا قربانی آورد
فرمود؛ برگشتن از این نذرم محال است
در کربلا، دل کندن از هستی کمال است
چشمم به این لحظه در این پنجاه سال است
امید من بهر وصالت این دو بال است
دیگر قبولم کن، چقدر اما و شاید ...
نگذار اسم مادرم زهرا بیاید
آن گریه های بی صدا یادم نرفته
میخ در و آن کوچه را یادم نرفته
آنکه لگد زد بی هوا یادم نرفته
اصلاً عزیزم؛ باز تا یادم نرفته ...
آنچه حسن گفت و شنیدی، خواهرت دید
تو روی نیلی را ندیدی، خواهرت دید
ای شرط ضمن عقد من! حالت گرفته است
پر می کشی اما دو تا بالت گرفته است
مثل علی، دستم پر شالت گرفته است
تا زنده ام من، راه گودالت گرفته است
تو ناز مطلق هستی و عالم نیاز است
کم ناز کن! در خیمه ها مَحرم نیاز است
می ایستم بر حنجرت، خنجر نبینم
سر می دهم، بالای نیزه سر نبینم
رباب را سرگشته ی اصغر نبینم
پیشم بمان دست کسی معجر نبینم
قدری تحمل کن، به فکر درد من باش
حالا که اکبر نیست اینجا، مرد من باش
رضا دین پرور
#امیری_حسین_و_نعم_الامیر #رضا_دین_پرور #شعر_شهادت_اهل_بیت #شعر_شهادت_دو_طفلان_حضرت_زینب #شعر_مذهبی
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
عمو دست از تو برداشتن محاله
توان دوری تو داشتن محاله
صبوری توی دل کاشتن محاله
اگه حتی بدم دستم رو از دست
عمو دست از تو برداشتن محاله
واسه نذرت شدن دیر نیست هنوزم
نذار تو آتیش دوری بسوزم
هزار بار بند قلبم پاره میشه
نباشی و به دشمن چشم بدوزم
بیام یا که نیام می میرم آقا
من از هر چی به جز تو سیرم آقا
میام و وقتی توهین کرد دشمن
جلوی گوشا تو می گیرم آقا
خودم تنهایی سرباز تو هستم
تو گودالیم و هم راز تو هستم
پرم از تیغ دشمن نیست بسته
زمین گیر از سرِ باز تو هستم
شهریار سنجری
#شعر_آیینی #شعر_شهادت_اهل_بیت #شعر_شهادت_حضرت_عبدالله_ابن_الحسن #شعر_شهادت_یتیم_امام_حسن #شعر_مذهبی
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
لا وَالله لا اُفارِقُ عَمّی
کاش فریاد بر سرش نکشد
به روی خاک پیکرش نکشد
دشمنش را بگو که حداقل
عمویش را برابرش نکشد
دست خود را دهد ز دست ولی
دست از عشق دلبرش نکشد
گرچه جانی نمانده در بدنش
منت از شمر و لشکرش نکشد
کاش می شد که حرمله در سر
نقشه ی ذبح حنجرش نکشد
بگذریم از تمام این ها ، کاش
کار به بردن سرش نکشد
شهریار سنجری
#شعر_آیینی #شعر_شهادت_اهل_بیت #شعر_شهادت_حضرت_عبدالله_ابن_الحسن #شعر_شهادت_یتیم_امام_حسن #شعر_مذهبی
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
یتیمی، خردسالی، بیگناهی
یتیمی، خردسالی، بیگناهی
در آغوش عمو یک شعله آهی
حسن میخواست در گودال باشد
تو سهم مجتبی در قتلگاهی
سیدمیلادحسنی
#سیدمیلادحسنی #شعر_آیینی #شعر_شهادت_اهل_بیت #شعر_شهادت_حضرت_عبدالله_ابن_الحسن #شعر_شهادت_یتیم_امام_حسن
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
مجتبازاده ی کربلا منم
مجتبازاده ی کربلا منم
مثه قاسم افتخار نجمه ام
داداشم که رفت و دیگه برنگشت
تک و تنها ذوالفقار نجمه ام
مطمئن باش تا نفس داشته باشم
سپر درد و بلات میشم عمو
کافیه به قلب لشگر بزنم
حسن کرببلات میشم عمو
یادته هم بازی من می شدی
یادته لقمه میذاشتی دهنم
عطر و بوی بابامو داری عمو
با تو احساس یتیمی نکنم
حالا وقتشه که جبران بکنم
به همه نشون بدم دلاورم
با رجز خوندن توی معرکه
آبروی هرچی شمره ببرم
خودمو به آب و آتیش میزنم
سرمم اگه بره غم ندارم
اگه بود بابام همین کارو می کرد
منم از بابام چیزی کم ندارم
مگه میشه من تماشاچی باشم؟؟
بیینم رو بدنت پا بذارن
من خودم تنهایی لشگرت میشم
بذار این هاتو رو تنها بذارن
اونقده صدات زدم یه چکمه پوش
اومده تا دهنم رو بشکنه
نسل اونکه دست زهرا رو شکست
اومده دست منم رو بشکنه
تا دوباره با تیر و کمون بیاد
همگی حرمله رو صدا کنن
کجا بهتر از روی سینه ی تو
که بخوان سر از تنم جدا کنن
حرمله هم اگه ذبحم نمی کرد
حال و روزت بخدا منو می کشت
اگه من خیمه نشین هم میشدم
سر تو رو نیزه ها منو می کشت
نباید امامُ تنها بذاریم
اومدم غیرتمو نشون دادم
اومدم تو روضه های قتلگاه
گریه کردم واسه ی تو جون دادم
علیرضا خاکساری
#شعر_آیینی #شعر_شهادت_اهل_بیت #شعر_شهادت_حضرت_عبدالله_ابن_الحسن #شعر_شهادت_یتیم_امام_حسن #شعر_مذهبی
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
منم عبداله و از ذریه ی پنج تنم
منم عبداله و از ذریه ی پنج تنم
نوه ی حیدر کرار، یل بت شکنم
جوشنم هست به پیکار، همین پیرهنم
یادشان مانده جمل، من پسر آن حسنم
او که تا عمق صف منحرفان را طی کرد
شتر فتنه گری را به نگاهی پِی کرد
دور از جنگ شدن، کار دلاورها نیست
رسم ما، سازش با قوم ستمگرها نیست
در دلم واهمه ای از صفِ لشگرها نیست
سن کم، مانع پرواز کبوترها نیست
تا به کی صبر کنم، حوصله ام سر رفته
سوی این معرکه حتی علی اصغر رفته
خاک، عمامه ی مولای مرا پوشانده
غم تنها شدنش، قلب مرا سوزانده
زیر لب، أشهد خود را ته مقتل خوانده
چه کسی جز من ازین فیض مگر جامانده؟
از غریبیِ عمو پر شده از غم، نفسم
عمه، آماده ی پرواز ز کنج قفسم
چه شنیدم؟! به عمو باز جسارت شده است
همه جای بدنش، غرق جراحت شده است
تشنگی اش سبب رنج و مشقت شده است
ماندنش در دل مقتل، دو سه ساعت شده است
من نمردم که به پیشانی او سنگ زنند
تا که هستم نگذارم به مویش چنگ زنند
چشم بر زندگی ام بعد شهیدان، بستم
سخت دلتنگ علی اکبر و قاسم هستم
حسنی زاده، حسینی و سراپا مستم
می شوم نزد عمویم سپرش با دستم
تیغ بر پوست بیاویزد اگر بازویم
زیر لب، مرثیه ی فاطمه را می گویم
نفس آخر من ناله ی زهرا زهرا
گفتم آخر به لب از جانب بابا، زهرا
دیدمش با قد خم آمده اینجا، زهرا
تیری آمد گلویم ریخت بهم، یا زهرا
یازده سال شدم واله و مدهوش حسین
تا که جان دادم ازین عشق در آغوش حسین
بعد من، شمر پر از کینه به سویش آمد
خنجری کُند پی ذبح گلویش آمد
چکمه ای بی ادبی کرد و به رویش آمد
چه بلایی به سر روی نکویش آمد
عمه ام دید غمی را که بر آن مرهم نیست
جای سالم به تنش قدر نگینی هم نیست
محمد جواد شیرازی
#شعر_آیینی #شعر_شهادت_اهل_بیت #شعر_شهادت_حضرت_عبدالله_ابن_الحسن #شعر_شهادت_یتیم_امام_حسن #شعر_مذهبی
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹