eitaa logo
حدیث اشک
15.8هزار دنبال‌کننده
169 عکس
259 ویدیو
21 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" http://hadithashk.com اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @pourrajab70 @asgharpoor53 لطفا درخواست تبلیغات نفرمایید پیام رسان بله https://ble.ir/hadithashk تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
هر چند که از غمش دمادم مُردیم شرمنده شدیم از غم او کم مُردیم بر سنگ مزار ما چنین بنویسید: ما در شب سوم محرم مُردیم @hadithashk
چه داغی رو دل مادر گذاشتی چه داغی رو دل مادر گذاشتی با رفتن تو دل من غصه کاشتی شنیدم که سه شعبه دندونه داشت عزیزم تو ولی دندون نداشتی با رفتن قلب‌مو مادر شکستی بکش رو قلب من از دور دستی دلم می خواست رو منبر بشینی حالا رو منبرِ نیزه نشستی از این دنیا به جز آزار ندیدی واست چیزی نداشت جز ناامیدی برای دیدنت سر بالا بردم علی جونم چه قدر زود قد کشیدی می خواستی مثل بابا پهلوون شی می خواستی راهی هفت آسمون شی تو بیرون اومدی از قبر عمدا تا بین راه برا من سایه بون شی  شهریار سنجری لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
آه آهِ دل را در کنار مشک می ریزد رباب پای گهواره نشسته اشک می ریزد رباب سفره ی دل را برای کودکش وا می کند با دو چشم خیس، او را هی تماشا می کند باز هم بر دوش سقا دلنوازی می کنی خواب دیدم با رقیه آب بازی میکنی کاش این `امن یجیبِ” مادرت تاثیر داشت کاش جای این همه غم، سینه هایم شیر داشت جان تو ، خیمه به خیمه رفتم و گفتم که آب... با دو چشم خیس به من گفتند: میبخشی رباب  مرتضی عابدینی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
عزیزم حسین(ع) تنها نه اینکه پیر و جوان گریه می‌کند در ماتمش زمین و زمان گریه می‌کند از شرق تا به غرب، محیط حسینیه دارد جهان کران به کران گریه می‌کند جبریل هم ز عرش مشرف به روضه شد بنشسته بین گریه‌کنان گریه می‌کند آن عاشقی خوش است که هم‌پای واجبات هنگام پنج وقت اذان گریه می‌کند رحمت به غیرت پدرم که دم غروب پیوسته در عیان و نهان گریه می‌کند میقات روضه‌های عطش خیز کربلا سینی چای موکبمان گریه می‌کند از فرط غصه سر به بیابان گذاشتم دیدم به وقت ذبح شبان گریه می‌کند اندر پیاله عارف روشن ضمیر دید بر سر زنان امام زمان گریه می‌کند فرموده است: جد غریبم برای تو مهدی تمام صبح و شبان گریه می‌کند تا دید غنچه‌اش روی نیزه شکفته شد رأس پدر به روی سنان گریه می‌کند تا جرعه‌ای گرفت و به دامان رسید شیر زان پس رباب جامه دران گریه می‌کند  مصطفی هاشمی نسب لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
داریم می میریم از این سر به زیری داریم می میریم از این سر به زیری برامون اذن میدون و می گیری؟ می ذاریم جون کف دست تا نبینیم تو جمعیت با دست بسته میری نمی خوایم که بشیم یک لحظه تسلیم بگو که سر برا تو میشه تقدیم نمی ترسیم مادر ، از سنگ خوردن ما که به سینه سنگت رو می کوبیم اینا که لقمه ی ناپاک خوردن برای قتل ما لشکر آوردن زیر چکمه می افتیم تا نبینیم صدا شونو واسه تو بالا بردن ما رو این سر به زیری تو کشته به قرآن گوشه گیری تو کشته نه اینکه ضربه ی شمشیر دشمن ما رو فکر اسیری تو کشته  شهریار سنجری لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
زانو بغل مگیر ای تو ضیا دهنده ی چشم ز خون ترم وی از طفولیت همه دم،یارو یاورم زانو بغل مگیر حسین غریب من تکیه مزن به نیزه،عزیزم برادرم دو دسته گل برای تو پرورده ام حسین از من قبول کن،جز این نیست در برم بگذار تا روند فدای سرت شوند گر دست رد به سینه زنی،نیست باورم گر سر جدا شوند به عشقت مرا چه غم یک لحظه هم به ابروی خود خم نیاورم گر پاره هم شود تنشان،من فقط حسین تنها به فکر خنجر و رگهای حنجرم مگذار تا شبیه حسن خون جگر شوند تا اینکه تب کنند مداوم برابرم او بود بین کوچه به همراه فاطمه او دیده بود خورد به دیوار مادرم دق مرگ می شوند به جان خودم حسین گر بنگرند خصم زند سنگ بر سرم باور کن این دو طاقتشان می شود تمام بینند اگر به دست حرامی ست معجرم محمود اسدی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
غلام زینبم من اگر گویم به اربابم غلام زینبم حُر که نه عابس که نه خاک خیام زینبم ذره ای هستم معلق در مدار قافله حافظ مدح و ثنا و احترام زینبم از دفاع در حریمش تا حریم روضه اش همچنان رزمنده ای یار مدام زینبم با همین مرثیه ها تبیین راهش میکنم هر نفس با جان و دل تا انتقام زینبم خصم را با خاک یکسان کرده من هم پیروش در لباس نوکری همراه گام زینبم اهل کوفه زار میزد پای درس خطبه اش من به اشک و نوحه تفسیر کلام زینبم گفت پیغمبر که زینب زینت بابای خود هم حسینش از من و من از امام زینبم نطق کوثر صوت حیدر کوه صبر مجتبی خون رگهای حسین باشد قیام زینب است کربلا را با مرام خویشتن شرمنده کرد گفت مولا، من به قربان مرام زینبم از حرم بیرون نیامد چون دو طفلش هدیه کرد گفت دشمن مانده در عشق تمام زینبم شد سلامم پنج نوبت بر حسینش روز و شب در نمازم نیز مدیون سلام زینبم شکر حق را تا ته گودال درسم داده است اینچنین شاگرد کوفه تا به شام زینبم چون به رگها بوسه زد آمد ندا من حسینم لیک مرهوم پیام زینبم مجلس شوم یزید و کوچه و بازار شام با سرم حتی سپر بر سنگ بام زینبم شاعر؟؟؟ ؟؟؟ لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
جانم زینب(س) دلخون تر از تو گرچه در این روزگار نیست کوهی بسان آنچه تویی استوار نیست وقتی که نیستی به کنار برادرت انگار در کنار علی ذوالفقار نیست جایی که خطبه های تو پیکار می کند راهی برای نطق به غیر از فرار نیست تو آن عقیله ای که برای علوم تو غیر از علی و فاطمه آموزگار نیست بار رسالتی که به دوشت کشیده ای بار امانتی‌ست که کوه عهده‌دار نیست جاه و جلال و شوکت و شأنت همیشه هست حتی اگر که دوروبرت پرده دار نیست بعد از حسین در دل گودال بی‌قرار دیگر تو را قرار دو عالم قرار نیست کرامت نعمت زاده لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
ربابُ خونه خراب کردی چرا !؟ یه جوری دل منو سوزوندی که تا قیامت از دلم غم نمیره هر چی رو ببخشم و یادم بره خنده هات حرمله یادم نمیره شیرخوارم کاری به کار تو نداشت مثل من چشای بارونی نداشت تشنگی یه کاری کرده بود باهاش حتی واسه جون دادن، جونی نداشت یه روز خوش نبینی توو زندگیت شادیا برات عذاب شه حرمله ربابُ خونه خراب کردی چرا !؟ الهی خونت خراب شه حرمله حالا با چه رویی تا حرم برم ؟ جلوی خیمه نشسته مادرش غنچه که طاقت طوفان نداره نامسلمون به یه پوست بنده سرش جواب ربابُ حالا چی بدم ؟ نگه واسم یه گل پرپر آورد دلشوره دارم ازم سئوال کنه کی علیم دندون شیری درآورد !؟ دیگه زینب داره از راه می رسه حرمله خاتمه غائله کن جدمون محشر ازت نمی گذره باشه هر چه قدر می خوای هلهله کن ! برای کشتن من نیازی نیست مثل شمری بره خنجر بیاره از گلوی پسرش با چه دلی ! یه پدر می تونه تیر در بیاره  وحید قاسمی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
یا زینب(س) مُحرم شد مُحرم تا ابد مادام با زینب پس از کرببلا اسلام شد اسلام با زینب حسین است او که خوابِ دشمنان را می‌کند کابوس علی آمد میان کاخ‌های شام با زینب برای دین حق بوزینه بازی را زمین انداخت که دین شد دینِ مولا پاک از اوهام با زینب که شد تفسیرِ آیات جهاد و همت و عفت به فتح و آل‌عمران، توبه و انعام با زینب همین که اُسْکُتُوا فرمود: دنیا از تپش اُفتاد جهان سر تا به پا شد گوش آن‌هنگام با زینب همین که اُسْکُتُوا فرمود فهمیدند هیبت را سپاهِ کفر خُشکش زد زمین شد رام با زینب از عالَم امر خود برداشت ورنه تا قیامت هم خلایق لال می‌ماندند در هر گام با زینب چه کرده در میانِ مجلس منحوسِ شامی‌ها که می‌دادند هرلحظه به خود دشنام با زینب فقط او جام‌الاضداد مانند علی باشد زنی دیگر نیامد تا شود همنام با زینب مقامِ چادرش از پرده‌های کعبه بالاتر که دارد زائرش احرام در احرام با زینب عظیم و سهمگین پُر جذبه اُقیانوس‌ِآرام است که در طوفانِ غمها شد حرم آرام با زینب شده کرببلا کرب‌ُالبُکاء وقتی حسین اُفتاد شده دارالبُکاء هم کوفه و هم شام با زینب حسن لطفی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
السلام ای برادر زینب السلام ای برادر زینب سایه ی خیرِ بر سر زینب یار دیرینه، دلبر زینب گریه کم کن برابر زینب نزد خواهر، خمیدنت سخت است داغ سنگین چشیدنت سخت است داغ اکبر شکسته بنیانت ای فدای دو چشم گریانت کشته ما را دل پریشانت این دو تا دسته گل به قربانت خواهرت ملتمس چنان جون است وقت رزم محمد و عون است هست از اشتیاقِ بی حدشان که شهادت شده است مقصدشان کرده مَنعت ولی مقیدشان قسمت می دهم نکن ردشان... به نفس های خسته ی مادر به نماز نشسته ی مادر شکر حق شد دلت رضا و مجاب ورنه می شد عقیله، خانه خراب تا نبینم دل تو را بی تاب می روم خیمه گاه، پیش رباب می نشینم به روی سجاده تا شوند این دو شیر آماده می روند از سوی یسار و یمین سوی اصحاب ابن سعد لعین در فرارند لشگری بی دین دایی عباس می کند تحسین تیغ شان تیز، بهر خناس است رزم هر دو به سبک عباس است بین میدان به زحمت افتادند از عطش بر مشقت افتادند گیر اهل رذالت افتادند بر زمین با جراحت افتادند دل من ریخت در حرم ناگاه سنگ باران شدند هر دو آه خون چکید از شکاف ابرویشان پر شد از خون، همه سر و و رویشان نیزه ها رفت بین پهلویشان وای بر من اگر روم سویشان هر دوتا نذر یک نگاهت باد هرچه دارم فدای راهت باد خوب شد هر دوتا شهید شدند مبتلا بر غمی شدید شدند محضر فاطمه سعید شدند پای عشق تو روسپید شدند شام غربت، مرا نمی بینند در اسارت مرا نمی بینند محمد جواد شیرازی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
یا رضیع الحسین(ع) دیده را از غمت ای غنچه چو دریا کردم زخم دل را ز سرشک مژه دریا کردم تیرخوردی گلویت پاره شد ای اصغر من مرگ خود را ز خداوند تمنا کردم پدرت پشت حرم قبر تو را کند علی دفن می‌کرد تنت را تماشا کردم بودم آرام که قبرت ز نظر پنهان است من دعا بهر تو ای ماه دل آرا کردم بیل داران همه دنبال سرت می‌گردند نیزه بر خاک فرو رفت و خدایا کردم آه از آندم که یکی پشت حرم زد فریاد نیزه سنگین شده، انگار پیدا کردم محمود اسدی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹