eitaa logo
حدیث اشک
15.9هزار دنبال‌کننده
173 عکس
262 ویدیو
21 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" http://hadithashk.com اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @pourrajab70 @asgharpoor53 لطفا درخواست تبلیغات نفرمایید پیام رسان بله https://ble.ir/hadithashk تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کارم شده زِ دوری تو سوختن، بیا بر این دل شکسته ام آتش مزن، بیا یعقوب هم به گریه ی من گریه می کند کنعان به گِل نشست، عزیز وطن بیا اشک و دلِ کباب و پریشانیِ سحر تا سَرکشی کنی تو از این انجمن بیا فَوّاره های ناله ی من تا به عرش رفت دل را بس است این همه رسوا شدن، بیا اهل کسا به آمدنت وعده داده اند اِکسیر جان، عُصاره ی هر پنج تن بیا اَلغُوث و اَلعَجَل نمی اُفتد دگر ز لب ای آرزوی قلبیِ هر مرد و زن بیا سوزن بزن به چاک خطای گذشته ام تا که ندوختند بر این تن کفن، بیا صدها اویس تو به قرن کشته می شوند بهر نجات ما و خصوصاً یمن بیا چشمم پُر است، منتظر یک تَلنگُر است با حرف های مانده از آن پیرُهن بیا دل شد حریم روضه ی عطشان کربلا در صحن این حُسینیّه، یَابنَ الحَسَن بیا @hadithashk
برگشت خیل قافله ، اما رباب ماند با اشک و آه و درد و غم بی‌حساب ماند در زیر سایبان نه ، که در زیر آفتاب با داغ طفل و با پسر بو تراب ماند تاراج شد عقیق سلیمان کربلا جای نگین خاتم او در رکاب ماند یک سال روضه خواند و ز چشمان اشکبار بر قبرِ لاله، ژاله و بوی گلاب ماند یک دشتِ تشنه مانده و یک شطِّ پُر ز آب او یک سوال داشت ولی بی جواب ماند یک جرعه آب کم شود از شط چه می شود؟ وجدان آب با گله اش در عذاب ماند @hadithashk
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پر می کشد دوباره دلم درهوای تو گل می کند به روی لبم ذره های تو صدشکر باعنایت بی حد تو شدم از کودکی به زیر علم آشنای تو لطف و دعای حضرت زهراست یا حسین حالا اگر که من شده ام مبتلای تو من پای روضه های شما پیر می شوم آقا به یک نگاه و بایک دعای تو قسمت نشد که پای پیاده به شوق تو امسال اربعین برسم کربلای تو حتی اگر که جان بسپاریم هم کم است نیزه سوار شهر به پای عزای تو @hadithashk
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خسته ایم از اتفاقات جهان آقا بیا شیعیانت را ببین رو به قسم آورده اند @hadithashk
وقت وداع بود وقت وداع بود و شروع غمِ حرم رفتی کنار زینب و گفتی که خواهرم: دیدم در این میانه من امروز هی فراق هی زخم روی زخم و فقط داغ پُشتِ داغ شد هر یکی پس از دگری بر غَمَم گواه آه از تمام حادثه ها ، آه ثُمَّ آه آه از غمی که تازه شود با غمی دگر جز همدلی نباشدمان مرهمی دگر هنگامِ رزمِ توست خودت یک قیام باش من می روم مراقبِ اهل خیام باش زینب به اشک بدرقه ات کرد و آه شد رفتی سپس تمام جهان قتلگاه شد آری تَرک تَرک لبِ تو حرفِ تازه داشت گویا دهانِ کوه شکوهِ گدازه داشت از فَرطِ تشنگی همه جا بود غرقِ دود چشمانِ خیسِ تو نگران سوی خیمه بود ای تکیه گاهِ عالم امکان ، در آن میان بر نیزه ای شکسته زدی تکیه نیمه جان گودالِ تنگ بود و نفس های آخَرَت زد هرکه هرچه داشت در آن دَم به پیکرت خنجر کشید و ذبحِ تو را بود در کمین پایین ز اسب آمد و بالا زد آستین با چکمه بر دهانِ تو گل های تازه کاشت قرآن ورق ورق شد و شیرازه ای نداشت بر سینه ات نشست و سَرِ صبر و حوصله مابین “حا “ و “سین” تو انداخت فاصله این کارِ شمر خواهرتان را مریض کرد با جامه ی تو خنجرِ خود را تمیز کرد شد ناله ای ز علقمه در کُلِ دشت پخش عباسم و نشد که بمانم مرا ببخش قلبِ مرا شکست و قرار از دلم ربود نعلی که تازه بود و لباسی که کهنه بود تا جانماز را بکشانند آب ها بستند بر تو آب ، مقدس مآب ها جانم فدای بی کَسی ات که به اسم دین از تو حسین تر شده بودند مشرکین بر نینوای تو سُمِ مَرکب نواختند گفتند کافری و به جسم تو تاختند گفتند از حسین زمین پاکِ پاک شد جسمِ تو خاک بر دهنم خاکِ خاک شد بَس خاکِ کربلای تو دریای غربت است سوغاتِ آن دیار کفن نیست تربت است در زیرِ آفتاب تَنت سایه بان نداشت آن جسمِ پاره پاره دگر استخوان نداشت پیداست قصّه از رخ آشفته ی رُباب بعد از حسین خانه ی شادی شود خراب رد می شُد از کنار تو با گریه کاروان زینب به ناله گفت عزیزم حسین جان چون چاره نیست می‌روَم و می‌گُذارمت ای پاره پاره تن به خدا می‌سپارمَت از این بلا نبود بلایی شدیدتر زینب همان دقیقه شد از تو شهیدتر در وصفِ عصرِ روزِ دهم مانده عالمی تنها کشیده فرشچیان از یَمی نَمی پیراهنَت مباد ردایِ حَریص ها جسمت مباد مطلبِ عریان نویس ها هنگامِ روضه های تو ما هیچ ما نگاه آه از تمام دلهره ها ، ... لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
وقتی که غرق آه و محن می شویم ما یعنی که بی قرارِ دو تن می شویم ما بعد از چهلُمِ پسر فاطمه حسین آماده ی عزای حسن می شویم ما گاهی به یادِ کرببلا سینه می زنیم گاهی مدینه ایِ علَن می شویم ما هم گریه بَهرِ کُشته ی دور از وطن کنیم هم مونس غریبِ وطن می شویم ما یک بی حرم، وَ دیگری هم بی کفن بُوَد بر اين دوتن اُویس قرن می شویم ما جایی که شأن این دو عبای یمانی است پس طالب عبای یمن می شویم ما ارباب ما حسین و، جهاندار ما حسن در مدح این دو گرم سُخَن می شویم ما در روضه ها همیشه به دنبال نکته ایم بی تابِ سَم و تیر و کفن می شویم ما خورده کشیده پیش حسن، مادر حسین هم ناله ی نوایِ مَزَن می شویم ما می آید عاقبت کسی از نسل این دو که با دیدنش رها زِ بدن می شویم ما @hadithashk
هر جا سخن از بخشش و احسان کمی بود می گفت یکی، حسن عجب با کرمی بود با آن همه جود و کرم و بخشش و مردی ماندم که چرا قسمت تو بی حرمی بود @hadithashk
هیچ شب خواب تو جز دلهره تعبیر نشد دشمن از زخم زبان بر تو زدن سیر نشد ثبت شد با نوک مسمار به روی دیوار هیچ کس یک شبه مانند حسن پیر نشد @hadithashk
رحمةُ لِلعالمین ای مقتدایِ مرتضی و حضرتِ زهرا باید چگونه گفت از تو سید بطحاء؟ صحرا شده مجنونِ تو، دلداداه‌ات دریا بالاتر از تو نیست اصلا در همه دنیا تو رحمةُ لِلعالمینی یا رسول الله تو مایه‌یِ فخرِ زمینی یا رسول الله در مهربانی، مهربانِ مهربان‌هایی تنها نه اینجا تو امامِ آسِمان‌هایی در مبحث اخلاق هم نُقلِ دهان‌هایی تو ماوَرای فکر و توصیف و بیان‌هایی پیغمبرِ دل‌ها و آقای قلوبی تو یا با زبانِ خود بگویم که: چه خوبی تو سلمان، ابوذر، حمزه و عمار اصحابَت پیغمبران همواره مست باده‌ی نابَت تنها نه عرش و فرش، لاهوت است بی‌تابَت عالم فدایِ جانمازِ بینِ محرابَت بردی قرار از قلب عالم یا اباالزهرا تو آمدی تا که بگویی از علی تنها گفتی به مردم بارها راه سعادت را راهِ نجات و راهِ پیروزیِ امت را گفتی نمی‌بیند بلاهایِ قیامت را هرکس اطاعت میکند قرآن و عترت را اما چه شد با عترتت؟ جز ناجوانمردی رفتی، چه ها کردند جایِ عرضِ هم دردی سربسته می‌گویم که بعد از تو جگر خون شد بی احترامی به علی در حکمِ قانون شد زهرای مرضیه پریشان حال و محزون شد چه ظلم‌هایی که به این مظلومه خاتون شد تنها زمین نه در غمش عرش خدا می‌سوخت زهرا در آتش مانده بود و مرتضی می‌سوخت  علی گلچین پور لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
قبله ى اهل ولا كشته ى زخم مدينه بفداى دل تو قبله ى اهل ولايى و كرم مايل تو به گمان قاتل تو زهر جفا نيست حسن حتم دارم كه بُوَد ، زخم زبان قاتل تو اصغر چرمی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
آقای من با دستِ حق، مقامِ حسن را نوشته اند بر بامِ عرش، نامِ حسن را نوشته اند قرآن، کریم هست و حَسن هم کریم بود این سوره ها، کلامِ حسن را نوشته اند بعد از علی به هر لبه از تیغِ ذوالفقار... شمشیرِ در نِیامِ حسن را نوشته اند صُلحش در آن زمانه نشان شجاعت است در کربلا قیامِ حسن را نوشته اند شُکرِ خدا که در پسِ نامِ تمامِ ما تنها همان غلامِ حسن را نوشته اند آنقدر سُفره اش به همه نان رسانده است در آسمان، مَرامِ حسن را نوشته اند بر رویِ جلدِ دفترِ خلقت، ملائکه غمهایِ ناتمامِ حسن را نوشته اند یک عمر بِینِ کوچه به هر جا نشسته است تکرارِ روضه را به تماشا نشسته است امشب خودش برایِ خودش گریه می‌کند این کوهِ درد، پایِ خودش گریه می‌کند همپایِ غربتش لبِ او نوحه‌خوان شد و ... جانانه هم صدایِ خودش گریه می‌کند پنهان‌تر از تمامیِ ایام ، تا سحر... زیرِ پَرِ عَبایِ خودش گریه می‌کند زخمی که خورده است مُداوا نمی‌شود بر دردِ بی‌دوایِ خودش گریه می‌کند گاهی به جایِ مادرِ پهلو شکسته‌اش... گاهی فقط به جایِ خودش گریه می‌کند در کوچه دیده مادرش افتاد بر زمین با داغِ ماجرایِ خودش گریه می‌کند حالا که خانه‌اش شده گودالِ قتلِ او در خاکِ کربلایِ خودش گریه می‌کند در غربتِ تمامِ خودش بی رقیب بود در شهرِ جَدِ اطهرِ خود هم غریب بود جُز غم برایِ زخمِ دلش مَرهمی نداشت حتی میانِ خانهٔ خود مَحرمی نداشت با زَهرِ همسرش جگرش ریخت بر زمین آقایِ ما کنارِ خودش هَمدَمی نداشت از روزگار و زندگی اش در تمامِ عمر... جُز قلبِ پاره پاره و قَدِ خَمی نداشت هر کس بقیع، رفته برایم نوشته است حتی به رویِ قبرِ خودش، پرچمی نداشت بارانِ تیر، بر تن و تابوتِ او رسید حالا بگو که او کفنِ مُبهَمی نداشت لایوم... را که گفت دلِ آسمان شکست جُز ماجرایِ کرب و بلا که غمی نداشت من گریه میکنم به امامی که آخرش... غیر از غمِ حُسین،دلش ماتمی نداشت (ای کشتهٔ فتاده به هامون حسین جان ای صیدِ دست و پا زده در خون حسین جان) مهدی قربانی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹