eitaa logo
حدیث اشک
16.2هزار دنبال‌کننده
176 عکس
263 ویدیو
22 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" http://hadithashk.com اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @pourrajab70 @asgharpoor53 لطفا درخواست تبلیغات نفرمایید پیام رسان بله https://ble.ir/hadithashk تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
هزار روضه ی سربسته دارد این طوفان هزار قصه ی ناگفته دارد این عنوان چه غصه ها به دل فاطمه رسید آن دم که ریختند برای گرفتن پیمان چقدر هیزم کینه به پشت در افتاد بهانه های نمایان و عقده ها پنهان رسید شعله به روی بهشت پیغمبر گرفت چادر او با نگاه سرگردان فشرد بازوی او را میان ضرب لگد شکست بال امان، از کبوتری بی‌جان هزار اشک، در آن لحظه شد روان از چشم هزار آه، نهان ماند در دل سوزان به حال محسن او میخ در چه آورده چه آمده به سر مادری که بوده جوان شکست حرمت گل در حضور نامحرم خمید قامت یاس علی، به دست خزان میان ناله‌ی او، آسمان ترک برداشت زمین نشست به زانو، زمانه شد گریان علی میان هیاهو، چه گفت؟ یا زهرا صدای زمزمه پیچید در زمین و زمان ملک گریست، پیمبر به عرش آه کشید به خون نشست دل مصطفی، دل قرآن قسم به چادر خاکی و چشم گریانش ندارد این غم بی مادری ما، پایان... @hadithashk
دستان علی ز کینه بسته است بیا از دست غم زمانه خسته است بیا حالا که شده روضه ی زهرا برگرد حالا که دل حسن شکسته است بیا @hadithashk
در بین گیرودار زمین‌خورد فاطمه ای وای روزگار ، زمین خورد فاطمه چشمان بغض دار علی داد میکشید قنفذ برو کنار ، زمین‌خورد فاطمه بر بازویش زدند علی را رها نکرد دق کرد ذوالفقار ، زمین خورد فاطمه با هر غلاف خورد زمین و بلند شد یعنی هزار بار زمین خورد فاطمه در ضربه ای به پهلوی او زد که بعد از آن سه ماه آزگار زمین خورد فاطمه @hadithashk
رو کرد خدا قدرت پنهانی خود را تا خلق کند حوری انسانی خود را ابلیس بهشتی بشود گر بگذارد بر خاک قدم های تو پیشانی خود را هفتاد یهودی نه، که سلمان و ابوذر مدیون تو هستند مسلمانی خود را در بند غمت هر که اسیر است عزیز است آزاد مکن یوسف زندانی خود را چون مور اگر ریزه خور خوان تو باشیم یک روز ببینیم سلیمانی خود را ترسی ز اجل نیست به این شرط که باشیم در روضه تو لحظه پایانی خود را محشر همه فاطمیون چشم به راهند از یاد مبر این همه قربانی خود را
گل آیه های سوره‌ی اعطینا در شان کیست ؟ انسیةالحورا درشأن بانویی که کمالاتش شد شاخ و برگ بر شجر طوبی بر آن ضریحه‌ای که دخیلش هست بر جن و انس و حور و ملک رویا آن مادری که بر سر سجاده پخته‌ست نان رزق دو عالم را مردم صدا زدند رسول الله فرمود فاطمه تو بگو بابا در دست‌هاش فضه طلا می‌شد در بین خلق قنبر او آقا راضی چه شد به مهر چهل درهم ؟ عالَم برای فاطمه بود آنجا حیدر نظر که کرد برآیینه زهرا درون آینه شد پیدا دیروز داشته خبر از امروز امروز میدهد خبر از فردا حانیه‌ی زکیه‌ی راضیه مرضیه‌ی معظمه‌ی عظما محبوبه‌ی حبیب خدا احمد منصوره‌ی محجبه‌ی والا اعلی ترین علیمه‌ی عالیه عالی ترین معلمه‌ی اعلی کبری ترین مکبره‌ی اکبر اکبر ترین مکبره‌ی کبری زهرا سراسر است در او احمد احمد سراسر است در او زهرا مولای او که بود به جز حیدر حیدر بر او چه بود به جز مولا اسما که بود خادمه‌ی خانم خانم که بود صاحبه‌ی اسما دانا ز مهر فاطمه دیوانه دیوانه‌ی محبت او دانا حوا شرف نداشته بر مریم مریم شرف نداشته بر حوا زهرا شریفه بود فقط زهرا زهرا شریفه بود فقط زهرا خورشید بود و وقت سحر میشد رنگ سفید تابش او بیضا خورشید بود و تابش هر ظهرش چون دستمال زرد علی صفرا خورشید بود و مغرب هر روزش می‌شد درآسمان علی حمرا پای حسین او همه مجنونند پس شد عروس خانه‌ی او لیلا از نور خود به حُسن حسن تابید از حلم خود به زینب خود حلما نفرین او برنده تر از شمشیر دست دعا دمنده تر از عیسی آنکس که داد فاطمه را آزار حتما خبر نداشته از عقبا نشناختند رافت زهرا را وقتی زدند بر در بیتش پا این در زدن مرام مسلمان نیست در می‌زنند تا بکَنند از جا لولاک گرم یا ابتایش بود کاری نداشت با در و با لولا غافل از این‌که آب نمیسوزد آتش زدند بر نفس دریا حتی غلاف‌ها نتوانستند در آورند فاطمه را از پا این قوم تشنه ذات نمیدانند کوثر جدا نمیشود از سقا آن میخ که به سینه‌ی زهرا خورد در کربلا به مشک زدند اما اینجا ندای فضه خذینی بود پیچید داد ادرک اخا آنجا برگرد ای قصیده کجا رفتی فریاد را نبر ز حرم بالا بانگ فداک یاعلی زهرا می‌پیچد از حوالی این غوغا منصوره رفت و گیج تماشایند انصار با تمام مهاجرها بر گریه‌های فاطمه خندیدند اما شدند پیش نبی رسوا اسلام محض حیدر و زهرایند کور و کرند مردم این دنیا مدحی نوشتم و به علی گفتم لطفا به نامه‌ام بزنید امضا هرچند اگر قلم بشود جنگل هرچند اگر دوات شود دریا قادر نمی‌شوند که بنویسند یک روز عمر فاطمه را ، اصلا نفسی لامها و لآباها نفسی لبعلها و لابناها @hadithashk
بمون واسه دل همه بچه‌هات سه آیه‌های سوره‌ی کوثرت شونه بزن بازم به موی حسن حنا بکش به دستای دخترت اگه بری علی می‌مونه و غم هر آسمونی میشه بی ستاره خیلی شبا تشنه میشه حسینت بی‌تو بالا سرش کی آب بزاره؟ @hadithashk
درد است بین سینه و دردا نمی‌رود غمگینیِ مدینه دریغا نمی‌رود آه ای رفیق زندگی‌ام هرچه می‌کنم دلشوره‌ی فراق، رفیقا نمی‌رود مگذار بشکند کمرم را غمت، کسی با قایق شکسته به دریا نمی‌رود حق می‌دهم که شانه بیافتد زِ دست تو طوری غلاف خورده که بالا نمی‌رود همسایگان شکایت آهِ تو می‌کنند فریاد پهلویت به کجاها نمی‌رود مرهم تمام و سعیِ علی بی نتیجه ماند این دنده‌ی شکسته چرا جا نمی‌رود یادم نرفته چنگ زدی بر عبای من گفتی علی زِ خانه‌ی زهرا نمی‌رود یادم نرفته در وسط راه کشتنت با بارِ شیشه زن که به دعوا نمی‌رود صوت مغیره آمد و قنفذ به جمع گفت : ما هرچه می‌زنیم از اینجا نمی‌رود دیدم تمام شهر عزیز مرا زدند هرچه زدند فاطمه امّا نمی‌رود در راهِ شام دخترکی ناله می‌کند طفلی که گمشده تک و تنها نمی‌رود گفتم عمو نگاه بکن در تمام راه شمر از کنار محمل زنها نمی‌رود از دست این و آن همه خوردم ولی کسی جز زجر روی آینه با پا نمی‌رود تقصیر توست اگر گذرِ ما به شام خورد دختر که بی اجازه‌ی بابا نمی‌رود با سنگ یا که چنگ و یا شعله داشتند آری کسی فقط به تماشا نمی‌رود هرچه که داشتند همه شد خرج دخترت مانده نفس به سینه و بالا نمی‌رود بابا بیا به دیدن این موی سوخته اینجا کسی عیادت زهرا نمی‌رود @hadithashk
آفرینش بی‌هدف می‌شد اگر زهرا نبود ‌دُرّ هستی بی‌صدف می‌شد اگر زهرا نبود ‌ ‌بهجة قلب پیمبر؛ کوثری بود از بهشت ‌قلب پاکش بی‌شعف می‌شد اگر زهرا نبود ‌ ‌هم‌دل و همسنگر و هم‌کفو و همراه علی ‌بی‌معین شاه نجف می‌شد اگر زهرا نبود ‌ ‌بعد طاها، مثل کوهی پشت حیدر ایستاد ‌زیر پا صدق و شرف می‌شد اگر زهرا نبود ‌ ‌خطبه‌ی او شعله‌های فتنه را خاموش کرد ‌اهل عالم بی‌طرف می‌شد اگر زهرا نبود ‌ ‌شام عاشورا به هنگام جدایی از حسین ‌زینبش با غم طرف می‌شد اگر زهرا نبود ‌ ‌کربلا و ماجرای غربتش همراه او ‌زیر خاک گرم طف می‌شد اگر زهرا نبود ‌ ‌ @hadithashk
مثل هر شب خواب را در بسترش تنها گذاشت رفت پای جانمازش روی دنیا پا گذاشت با قیامش آسمان می‌رفت زیر چادرش قابِ قوسینِ رکوعش عرش را هم جا گذاشت سجده‌اش را بُرد آنجایی که جز مسجود نیست سر به خاکِ سجده‌دارِ مسجدالزهرا گذاشت با صدای آب آب، از عرش باران شد چکید رفت بالای سرِ لب‌تشنه‌اش دریا گذاشت باز تا نان‌آورش برگشت از نان بردنش مرهمِ اشکی به زخمِ شانه‌ی مولا گذاشت گرچه رویش سرخ بود از ردّ سیلی‌های اشک گوشه‌ای هم جا برای خنده‌ی حاشا گذاشت در هجومِ سنگ‌ها با آنکه بار شیشه داشت پای اینکه نشکند آیینه جانش را گذاشت مشکِ‌‌ اشکش را غمِ روز مبادا آب کرد گریه‌هایش را برای روز عاشورا گذاشت چارده قرن است، می‌گردد زمین دنبال او آرزوی تربتش را بر دلِ دنیا گذاشت @hadithashk
بدون تو اصلا عزت ندارن تو نباشی اینا قیمت ندارن ناراحت نباش سلامت نمیدن اینا هیچکدوم لیاقت ندارن میگن از مریدای پیمبرن ولی از کافرا خیلی بدترن بشینی تو خونه خیلی بهتره حالا که بوزینه ها رو منبرن مهم اینه نگینِ منی علی همیشه بهترینِ منی علی بقیه هرچی میگن بزار بگن امیرالمؤمنینِ منی علی تو خودت لشکری یار میخوای چیکار یه سپاه بی شمار میخوای چیکار حتی شمشیرم نیازت نمیشه منو داری ذوالفقار میخوای چیکار خیلی با زخم زبون نیشت زدن بیشتر از من تورو آتیشت زدن میدونستن که حریفت نمیشن آخرش ناموستو پیشت زدن دیگه دنیا واسه من تموم شده انگاری خوشی برام حروم شده یه نفس کشیدن بدون درد همینم این روزا آرزوم شده دلیل چشم ترت شدم ببخش خیلی کم همسفرت شدم ببخش ساختن تابوت من آسون نبود باعث دردسرت شدم ببخش کاش دلت رو کسی خالی نکنه قد و بالاتو هلالی نکنه قَسَمِت میدم که بعد رفتنم کسی از حسن سؤالی نکنه @hadithashk
دستی که باشد بی برابر دست زهراست دستی که بوسیده پیمبر دست زهراست مشکل گشای کار عالم دست حیدر مشکل گشای کار حیدر دست زهراست غم نیست هر چه دشمنان هم دست گردند وقتی برای شیعه یاور دست زهراست بی خود به دنبال کس دیگر نگردید راه نجات ما فقط در دست زهراست گرچه گناهکارم ولی امیدوارم کار شفاعت روز محشر دست زهراست دستی که بسته دست و پای ظالمان را دستی که بر ما داده باور دست زهراست گاهی میان کوچه و گاهی به محراب دستی که محشر کرده محشر دست زهراست دستی که واکرده در آن غوغا طناب از دست ولی الله اکبر دست زهراست چل تن که دارد جای خود گردد زمین گیر حتی چهل لشکر، علم گر دست زهراست @hadithashk
صد مشکل آسان می شود در فاطمیه باران احسان می شود در فاطمیه رحمت فراوان می شود ماه مُحرم رحمت دو چندان می شود در فاطمیه هرگز نمی بیند بخود درد و غمی را... هر دل پریشان می شود در فاطمیه برکت به کسب و کارش آید هرکسی که بانی احسان می شود در فاطمیه باید بگوید زیر لب الحمدالله... چشمی که گریان می شود در فاطمیه جانم فدای شیعه ای که بر امامش مانند سلمان می شود در فاطمیه قطعا عزیز فاطمه با دیده ی تر در روضه مهمان می شود در فاطمیه در وقت غسل فاطمه مولا چه دیده؟ این غصه پنهان می شود در فاطمیه @hadithashk