eitaa logo
حدیث اشک
7.2هزار دنبال‌کننده
46 عکس
88 ویدیو
8 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" اشعار اهل بیت ع http://hadithashk.com حدیث اشک هیچگونه تبلیغی ندارد اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @Admin_hadithashk @asgharpoor53 تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
ساقی و ساغر سرو قد است و ماه رو عباس یاس عطر و نسیم خو عباس می و سرمستی مدام، حسین ساقی و ساغر و سبو عباس کار بالا که می گرفت حسین چاره ای ناب داشت: کو عباس؟ شرحه شرحه اطاعت از حق را شرح داده ست مو به مو عباس کربلا را ورق ورق گشتم هرکجا بود کو به کو عباس چه نمازی ست این که دستش را داده در لحظه ی وضو عباس؟ ناله ای می رسد به گوش هنوز تشنه ام تشنه ام عمو عباس مشک اما به خیمه ها نرسید استخوان مانده در گلو عباس گره افتاده بود در کارش... گره افتاد اگر که در کارت از ته دل فقط بگو عباس من گرفتار یک نگاه توام مددی یا مَن اِسْمُهُ عباس  علی سلیمیان لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
برادرم آماده باش مقصد ما در سفر یکی ست سرهایمان جداست ولی بال و پر یکی ست این ها برای کشتن ما صف کشیده اند از هر کجای دشت بپرسی خبر یکی ست دار و ندارمان همه در بین خیمه هاست آتش که شعله ور بشود خشک وتر یکی ست حتی به روی اکبر من تیغ میکشند با اینکه با پیامبر از هر نظر یکی ست تنها به این گناه که فرزند حیدریم تنها به این دلیل که ما را پدر یکی ست آیا کسی نمانده که یاری کند مرا این جا میان این همه لشگر اگر یکی ست عباس من برادر من نور چشم من طرز مصاف کردن تو با پدر یکی ست تنها رجز بخوان و بگو یا علی مدد در چشم شیر یک نفر وصد نفر یکی ست چشم انتظار آمدنت از شریعه اند حالا دعای اهل حرم بیشتر یکی ست شمشیر ها به دور تنت حلقه میزنند چون جمع تیغ ها همگی ضربدر یکی ست بعد از من وتو زینب اگر نشنود بدان خونین بدن زیاد ولی خون جگر یکی ست از بس حروف پیکر پاکت مقطعه ست پایین پای مرقد و بالای سر یکی ست غرق ستاره است تن من ولی هنوز در آسمان بی کسی من قمر یکی ست  احمد علوی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
یا قمر العشیره ای در شب چشمان تو مهتاب گرفتار دریا شده بعد از تو به گرداب گرفتار گیرایی مِی از نفس شعله ور توست در هُرم لب توست می ناب گرفتار عالم به نوا آمد و بیدار نبودند مردان ستم پیشه ی در خواب گرفتار یک مشت فلان بن فلان بن فلانند این لشکر مغلوب به القاب گرفتار این ظاهر امر است ببین اهل حرم را لب تشنه ، مصیبت زده ، بی تاب ، گرفتار تصویر رباب است و لب تشنه ی اصغر عکسی که شده در قفس قاب گرفتار این تیر چه تیری ست که گردانده علی را چون ماهی افتاده به قلاب گرفتار لب تشنه ی لب های تو شد آب و ندیدند در برکه ی دستان تو شد آب گرفتار مژگان تو تعقیب نماز شب قدر است ای در خم ابروی تو محراب گرفتار از بس که بلند است حدیث تو و دستت ترسم که شود شعر به اطناب گرفتار مثل تو کسی نیست که این گونه بماند در بند غم حضرت ارباب گرفتار  احمد علوی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
طنین موج فرات نشسته ام بنویسم فرات ، سقا ، آب صدای گریه اصغر ، صدای بابا آب شنیده ایم به سمت شریعه رفته عمو چقدر مانده زمان تا رسد به اینجا آب اگر که کشتن شش ماهه در سر افتاده چرا به تیر سه شعبه وَ یا چرا با آب نه رقص نیزه و شمشیر ، بلکه در این دشت طنین موج فرات کرده غوغا آب برای پیر نبرد و امیر میدان ها برای حضرت سردار شد معما آب زبان گرفته چنین مادری پر از غصه برای کودک لب تشنه جای لالا آب به اذن حضرت معشوق و خط جبرائیل نوشت پای قباله که مهر زهرا آب  یاسر مسافر لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
چو نامید شدم چو نامید شدم پشتِ من دعایت بود چو بسته شد نفسم از گنه، هوایت بود به وقت حادثه گفتم امام ، ادرکنی اگر چه من نشنیدم ولی صدایت بود اگر به ورطه آلودگی نیفتادم تو هادیم شدی و بر کفم عبایت بود نشد ببینمتان بین جمکران اما به وقت سجده سرم روی خاک پایت بود به روز حشر اگر رد شدی تو از پیشم بگو به حق که زمانی دلم گدایت بود برای بخشش من رو زدی هزاران بار که عفو هر گنهم گریه بر خدایت بود همیشه بوده خیالت به روضه از من جمع همیشه دوریم از روضه ها عزایت بود به روضه های عمو رفته ایی سراسیمه و ذکر واعطشا روی لب نوایت بود  حامد آقایی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
زیر علمت در هیأت دل نقش تو چون روز عیان است `زیر علمت امن ترین جای جهان است” در کالبد عاشق ما مهر ابالفضل مانند نفس لازم و مثل ضربان است ای حضرت معصوم ستایشگر فضلت تعریف سجایای تو مافوق بیان است تقدیر تو مأنوس به سجاده و شمشیر در جان تو روح علوی در جریان است سوگند به کعبه که به هنگام بلایا یا رب به ابالفضل فقط ورد زبان است هر جا که دل آشوب شدیم از غم دنیا رؤیای دل انگیز حرم راحت جان است  حسن کردی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
ما ملت امام حسینیم وقتَش رسیده مستیِ ما باز رو شود هر استکانِ چاییِ روضه سبو شود وقتش رسیده بارِ دگر با گلابِ اشک روی سیاهمان کَمکی شستشو شود از تیر و طعنه ها دلمان پاره پاره است باید لباسِ مشکیِ مان هم رفو شود ای رنگ و روی ما به فدایش ، عزای او ننگا اگر که این دهه بی رنگ و رو شود ما ملتِ امام حسینیم پس بخوان باید تمامِ زندگی ام مثلِ او شود بر سینه می زنم که نفاق از دِلَم رود سینه زنِ حسین مبادا دورو شود دریای استقامت و کوه اراده ایم بی وقفه پای کار حسین ایستاده ایم...! محسن کاویانی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
جهت مطالعه اشعار بیشتر محرم به سایت حدیث اشک مراجعه فرمایید 💢 اشعار شهادت حضرت علی اکبر علیه السلام : https://hadithashk.com/moharram/333 💢 اشعار مدح و مناجات حضرت علی اکبر علیه السلام : https://hadithashk.com/52/333-3/
یا الله خوردی امروز نیزه فردا نَعل نیزه هم چاره دارد اما نعل... یک، دو، سه، چهار ... ده تا اسب روی هم میشود چهل تا نعل هر کسی از تن ِ تو میگذرد شمر با پا و اسبها با نعل پشت و روی تورا یکی کردند چقدر جلوه دارد اینجا نعل چون لباست به روی چادر من هر کسی پا گذاشت حتی نعل دهنت را خودت بگو چه شده؟ تهِ شمشیر خورده ای یا نعل؟  علی اکبر لطیفیان لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
سرهای قدسیان سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است دل های عرشیان همه در تاب و در تب است اصلا بیا بمان که فقط روشنی دهی خورشید من بدون تو هرروز من شب است وقتی ز روی زین به زمین خوردی ای حسین گفتم زمان خانه خرابی زینب است یا ایهالشهید، ذبیح من القفا رگ های گردنت چقدر نامرتب است مانده ست یادگار، به تشییع جنازه ات بر روی پیکرت اثر سم مرکب است می بینمت دوباره و از حال می روم این دل ز درد و غصه و ماتم لبالب است  علیرضا خاکساری لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
دور گودال دور گودال ازدحامی شد معرکه غرق در حرامی شد تکیه داده به نیزه ای آقا خاطرش محو خیمه ها می شد لشگر کوفه دوره اش کردند سنگ و تیرش زدند، تا می شد آنقدر نیزه خورد بر جسمش نیزه بر روی نیزه جا می شد زخمی و ناتوان به خاک افتاد داشت روح از تنش جدا می شد تا می آمد دوباره برخیزد استخوان شکسته تا می شد لشگر آن دم که بر سرش می ریخت همه آفاق نینوا می شد پیکرش را که پشت و رو کردند زخمها تازه خوب وا می شد لگد شمر، با غرور و غضب بر سر و صورتش رها می شد شمر وقتی که روی سینه نشست کربلا تازه کربلا می شد سینه سنگین و حنجره پر خون نفسش سخت و با صدا می شد از گلو خنجرش نشد ببرد ولی افسوس، از قفا می شد کاش می شد که زینبش نرسد یا که از روی سینه پا می شد کاش زینب به خیمه بر می گشت عرش مبهوت این عزا می شد آه، ناموس حق در آن غوغا صید صد چشم بی حیا می شد ناله ی مادرش شنیده که شد راز گودال برملا می شد صبح فردا و نعل تازه و اسب بدنش مثل بوریا می شد  رضا فراهانی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
حسین من این تیغ ها نظام تنت را به هم زدند ترکیب صورت و بدنت به هم زدند تیزی نیزه های پر از خشم شامیان تصویر کهنه پیرهنت را به هم زدند تنها هجوم نیزه و شمشیر بس نبود با سنگ شیوه ی زدنت را به هم زدند باران سنگ های پر از بغض مرتضی دندان و دنده و دهنت را به هم زدند وقت هجوم و غارت جسمت حسین من آری حرامیان کفنت را به هم زدند رحمی نشد به پیکر بی جانت ای حسین با نعل تازه جسم و تنت را به هم زدند  وحید محمدی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹