هدایت شده از حکاکی اشک | پژوهشی در تاریخ اسلام
🔻نماز روز آخر ذی الحجه #امروز
📍سيّد بن طاووس در كتاب <اقبال> براساس يك روايت ذكر كرده است كه:
🔻 دو ركعت نماز بجا آورد،
🔸و در هر ركعت سوره <حَمد> يك مرتبه و ده مرتبه (قُل هُوَاللهُ اَحَدٌ) و ده مرتبه <آيهُ الكُرسيّ> را بخواند، و پس از نماز بگويد:
🔻اللَّهُمَّ مَا عَمِلْتُ فِي هَذِهِ اَلسَّنَهِ مِنْ عَمَلٍ نَهَيْتَنِي عَنْهُ وَ لَمْ تَرْضَهُ وَ نَسِيتُهُ وَ لَمْ تَنْسَهُ وَ دَعَوْتَنِي إلَي التَّوْبَهِ بَعْدَ اجْتِرَائِي عَلَيْكَ اَللَّهُمَّ فَإِنِّي أَسْتَغْفِرُكَ مِنْهُ فَاغْفِرْ لِي وَ مَا عَمِلْتُ مِنْ عَمَلٍ يُقَرِّبُنِي إلَيْكَ فَاقْبَلْهُ مِنِّي وَ لاَ تَقْطَعْ رَجَائِي مِنْكَ يَا كَرِيمُ
🔸 چون اين را بگويد، شيطان فرياد مي زند: واي بر من،آنچه در اين سال عليه او رنج بردم، همه را خراب كرد، و سالي كه گذشت براي او گواهي مي دهد، كه سالش را ختم به خير نمود.
🔻 #حکاکی_اشک | پژوهشی در تاریخ اسلام 🔻
https://eitaa.com/hakakiashk
🔰 #شبیه_مولا
🔻یکی از ویژگی های مقتل جناب مسلم بن عقیل علیهالسلام شباهت زیاد با مقتل اباعبدالله الحسین علیهالسلام است.
🔻حتی دشنام هایی که به مسلم داده شده است هم شبیه به اباعبدالله است.
🔸مسلم از آنها آب طلبید ولی آنها به او دشنام دادند و وعده جهنم به رسولِ امام دادند.
🔗 وقعة الطف ؛ ص136-أبو الفرج، مقاتل الطّالبيّين،/ 70
📌مسلم چشمش به کوزه آبی افتاد که در آنجا بود و فرمود :
🔹اسقوني من هذا الماء.
▪️از این اب به من بنوشانید. مسلم بن عمرو [الباهلي] گفت:
🔹 أ تراها ما أبردها! لا و اللّه لا تذوق منها قطرة أبدا حتى تذوق الحميم في نار جهنّم!
▪️آیا می بینی که چقدر خنک و سرد است؟ نه بخدا قسم هرگز از این آب قطره ای نمی نوشی تا اینکه از آب سوزان جهنم بنوشی!
🖍 دیری نبایید که آنها با حسین هم همین کار را انجام دادند.
🔸یکبار مردی فریاد زد که ای حسین قطره ای از فرات نمی نوشی مگر با لب تشنه تو و اصحابت جان دهید یا در بیعت یزید درآیید.
🔗 مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب) ؛ ج4 ؛ ص56
📍الْمَقْتَلِ عَنِ ابْنِ بَابَوَيْهِ وَ التَّارِيخِ عَنِ الطَّبَرِيِّ قَالَ أَبُو الْقَاسِمِ الْوَاعِظُ نَادَى رَجُلٌ يَا حُسَيْنُ إِنَّكَ لَنْ تَذُوقَ مِنَ الْفُرَاتِ قَطْرَةً حَتَّى تَمُوتَ أَوْ تَنْزِلَ عَلَى حُكْمِ الْأَمِيرِ
▪️بار دیگر نیز ملعون دیگری در جواب طلب آب امام به او وعده ی آتش داد
🔗 اللهوف على قتلى الطفوف / ترجمه فهرى ؛ النص ؛ ص128
📍..... فَاسْتَسْقَى فِي تِلْكَ الْحَالِ مَاءً فَسَمِعْتُ رَجُلًا يَقُولُ وَ اللَّهِ لَا تَذُوقُ الْمَاءَ حَتَّى تَرِدَ الْحَامِيَةَ فَتَشْرَبَ مِنْ حَمِيمِهَا فَسَمِعْتُهُ يَقُولُ يَا وَيْلَكَ أَنَا لَا أَرِدُ الْحَامِيَةَ وَ لَا أَشْرَبُ مِنْ حَمِيمِهَا بَلْ أَرِدُ عَلَى جَدِّي رَسُولِ اللَّهِ ص وَ أَسْكُنُ مَعَهُ فِي دَارِهِ فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ وَ أَشْرَبُ مِنْماءٍ غَيْرِ آسِن
آجرک الله یا صاحب الزمان-
🔸امام حسین علیهالسلام لحظات پایانی عمر خویش در حالی که از شدت زخم ها و خونریزی و عطش آسمان را چون دود می دید از نامردمان کوفه طلب آب کرد و این چنین باسخ شنید.
#شب_اول
#مسلم_بن_عقیل
#امام_حسین
#محرم
🔻 #حکاکی_اشک | پژوهشی در تاریخ اسلام 🔻
@hakakiashk
🔰 #شدت_تشنگی
🔻شدت جراحاتی که بر مسلم وارد شده بود و گرمای هوا همه با هم منجر به این شد که تشنگی مسلم شدیدتر از ساعتی قبل که در حال جنگیدن بود شود و این حالت را مقاتل به چند صورت نقل کرده اند.
🔻برخی گفته اند: هو عطشان
🔗 وقعة الطّف/ أبو مخنف الازديي جلد : 1 صفحه : 136
برخی هم مثل شیخ مفید در ارشاد می گوید:
وَ قَدِ اشْتَدَّ بِهِ الْعَطَشُ.
🔗الإرشاد/ الشيخ المفيد جلد : 2 صفحه : 60
🔻اری تشنگی بار دیگر بر مسلم فشار آورد، این دومین بار است که این لفظ در رابطه با تشنگی آنجناب به کار برده شده است.
🔺از آن زمانی که مسلم از خانه طوعه به بیرون آمد و جنگ شروع شد تا کنون که چند ساعتی شده است او آبی نخورده و خون زیادی از او رفته است.
🔻 گویا مسلم نیز باید مانند حسین علیهالسلام طعم تشنگی فراوان را بچشد ولی با این تفاوت که در این هنگام که عطش بر او فشار آورد دیگر کسی بر بیشانی اش سنگ نزد و بر سینه اش تیری سه شعبه فرو ننشست.
🔹 فوَقَفَ [الحُسَينُ عليه السلام ] وقَد ضَعُفَ عَنِ القِتالِ ، أتاهُ حَجَرٌ عَلى جَبهَتِه هَشَمَها ، ثُمَّ أتاهُ سَهمٌ لَهُ ثَلاثُ شُعَبٍ مَسمومٌ ، فَوَقَعَ عَلى قَلبِهِ .
🔗 مثير الأحزان : ص 73 .
#شب_اول_محرم
#مسلم_بن_عقیل
#امام_زمان
🔻 #حکاکی_اشک | پژوهشی در تاریخ اسلام 🔻
@hakakiashk
نکات از مقتل جناب مسلم بن عقیل
🔰 #شب_اول: حضرت #مسلم_بن_عقیل علیه السلام
محرم 1404
🔺شبیه مولا 📚 مطالعه
🔹شدت تشنگی 📚 مطالعه
🚩ـ
🔺 هجوم به خانه 📚 مطالعه
🔹 خیانت در امانت 📚 مطالعه
🔺 بعد از شهادت 📚 مطالعه
🔹چرا قبر حضرت مسلم در مسجد کوفه و کنار دارالاماره بود؟ 📚 مطالعه
🔺 حمله دسته جمعی 📚 مطالعه
🔹 سردار شرمنده 📚 مطالعه
🔺شباهات ماجرای مسلم و کربلا 📚 مطالعه
🔹صوت:تو را می کشیم چون می ترسیم! 🎧 بشنوید
#شب_اول_محرم
#مسلم_بن_عقیل
#امام_زمان
🔻 #حکاکی_اشک | پژوهشی در تاریخ اسلام 🔻
@hakakiashk
🔰 کربلا اجبار حر بود نه انتخاب امام!
🔺چند روز امام و کاروانش درگیر ممانعت و مخالفتهای حر بودند.
🔻امام هر طرفی میخواست برود حر مخالفت می کرد.
🔸كُلَّما أرادَ أن يَميلَ نَحوَ البادِيَةِ مَنَعَهُ
🔹حُرّ بن يزيد ، با او حركت مى كرد و هر گاه كه ايشان مى خواست به سوى صحرا برود، جلوى او را مى گرفت تا آن كه به جايى به نام كربلا رسيد.
🔻حر منتظر رسیدن دستور عبیدالله بود و امام هم نمیخواست آغازگر جنگ باشد.
🔻وقتی به منطقه نینوی رسیدند، راکبی از کوفه آمد به حر سلام کرد و به امام سلام نکرد.
🔻حر نامه را خواند.
🔺ابن زیاد برایش نوشته بود هر جا نامهام به تو رسید بر حسین سخت گیری را شروع کن.
🔸 فَجَعجِع بِالحُسَينِ بنِ عَلِيٍّ وأصحابِهِ بِالمَكانِ الَّذي يُوافيكَ كِتابي
🔻امّا بعد ، بر حسين بن على و يارانش ، در همان جايى كه نامه من به تو مى رسد، تنگ بگير
🔻عبیدالله دستور توقف بیابانگردی را هم صادر کرد و گفت امام را در جایی با ویژگی های خاصی که مد نظر او بود متوقف کند.
🔸ولا تُحِلَّهُ إلّا بِالعَراءِ عَلى غَيرِ خَمَرٍ ولا ماءٍ
🔹جز در جايى بى آب و علف ، به او اجازه فرود آمدن مده
🔻صحرایی بیآب و علف! و بی سایبان که آفتاب مستقیم بر سرها بتابد.
🔻حر به امام گفت همینجا پیاده شوید و خیمه بزنید که دستور عبیدالله رسیده است.
🔻امام اما جای دیگری را برای اتراق پیشنهاد داد.
🔸فَقالَ الحُسَينُ عليه السلام : تَقَدَّم بِنا قَليلاً إلى هذِهِ القَريَةِ الَّتي هِيَ مِنّا عَلى غَلوَةٍ ، وهِيَ الغاضِرِيَّةُ ، أو هذِهِ الاُخرَى الَّتي تُسَمَّى «السَّقَبَةَ» ، فَنَنزِل في إحداهُما .
🔹حسين عليه السلام فرمود : «اندكى با ما تا اين روستاى غاضِريه ـ كه در تيررَسِ ماست ـ و يا آن يك كه سَقَبه نام دارد ، راه بيا تا در يكى از آن دو ، فرود بياييم».
🔻حر اما تاکید کرد که دستور عبیدالله این است که در جایی که دسترسی به آب نداشته باشی باید شاکن شوی.
🔸قالَ الحُرُّ : إنَّ الأَميرَ كَتَبَ إلَيَّ أن اُحِلَّكَ عَلى غَيرِ ماءٍ
🔹حُر گفت: امير، به من نوشته كه تو را جايى بدون آب ، فرود بياورم و چاره اى جز اجراى فرمانش نيست.
🔻هر چند امام این حرف را قبول نکرد و از حر خواست تا کمی حرکت کنند اما پس از اندکی حرکت بالاخره حر مانع حرکت امام شد و گفت در همین جا باید متوقف شوید.
🔸فَقالَ الحُسَينُ عليه السلام لِلحُرِّ : سِر بِنا قَليلاً ، ثُمَّ نَنزِلُ .فَسارَ مَعَهُ حَتّى أتَوا كَربَلاءَ ، فَوَقَفَ الحُرُّ وأصحابُهُ أمامَ الحُسَينِ عليه السلام ، ومَنَعوهُم مِنَ المَسيرِ ، وقالَ : اِنزِل بِهذَا المَكانِ ، فَالفُراتُ مِنكَ قَريبٌ.
🔹آن گاه ، حسين عليه السلام به حُر فرمود: «با ما اندكى بيا . سپس، فرود مى آييم» . سپس با هم حركت كردند تا به كربلا رسيدند . حُر و يارانش ، جلوى [ لشكر ]امام حسين عليه السلام ايستادند و آنان را از ادامه مسير ، باز داشتند . حُر گفت: همين جا فرود بيا كه فرات ، نزديك است.
🔻شاید حر گمان میکرد که با انتخاب کربلا هم امر ابن زیاد را اطاعت کرده و هم به امام لطف کرده، چرا که هم سرزمینی بیآب و علف بود و هم نزدیک فرات!
🔸وقالَ [حر] : اِنزِل بِهذَا المَكانِ ، فَالفُراتُ مِنكَ قَريبٌ.
🔹حُر گفت: همين جا فرود بيا كه فرات ، نزديك است.
🔻اینجا بود که امام نام این سرزمین را پرسیدند و بعد از آنکه گفته شد کربلا فرمودند : اعوذ بالله من الکرب و البلا...
📎 الأخبار الطوال/ دینوری : ص ۲۲۵
#شب_دوم
#ورودیه
#کربلا
#امام_حسین
#امام_زمان
🔻 حکاکی_اشک پژوهشی در تاریخ اسلام 🔻
@hakakiashk
🔰 #شب_دوم: ورود کاروان امام حسین علیه السلام به کربلا
محرم 1404
کربلا اجبار حر بود نه انتخاب امام 📚 مطالعه
🔺 پناه بر خدا 📚 مطالعه
🔹 چرا کربلا؟ 📚 مطالعه
🔺 اینجا اسیر می شوید! 📚 مطالعه
🔹 در کوفه دختر دارم!📚 مطالعه
🔺 خستگی راه 📚 مطالعه
#شب_دوم
#ورودیه
#کربلا
#امام_حسین
#امام_زمان
🔻 حکاکی_اشک پژوهشی در تاریخ اسلام 🔻
@hakakiashk
هدایت شده از حکاکی اشک | پژوهشی در تاریخ اسلام
📚 سرمست از پیروزی
🔰یزید می خواست با هر وسیله ای اظهار پیروزی کند. او می خواست به همه بفهماند که دیگر مانند پدرش سیاست ورزی نخواهد کرد و ظاهرا اهل مدارا و صبر نخواهد بود. او با رفتارش به تمام مخالفینش اعلام کرد که حاضر است برای قدرت و حکومتش حتی سر پسر #پیامبر را هم ببرد و خانواده اش را مانند اسیران #نامسلمان شهر به شهر ببرد.
📌از طرفی #معاویه حدود 40 سال در شام حکومت کرده است و دین این شهر بر مبنای دین #بنی_امیه است اما با این وجود نیز باز #یزید برای نشان دادن قدرتش دست به کارهایی زد از جمله:
الف: وضعیت ظاهری اسیران
1- در بند کردن اسیران
🔻خانواده #امام_حسین و امام سجاد علیهم السلام را با طنابی که به گردن هایشان بسته بودند وارد جلسه کردند.
🔻این نحوه ی ورود برای اسیران بود و شایسته خاندان نبوت نبود.
🔸وهُم مُقَرَّنونَ فِي الحِبالِ
📎 الملهوف ص 213
🔹زنان و هر كه را از خاندان حسين عليه السلام مانده بود ، طنابْ پيچ آوردند.
2- بستن دست ها به گردن ها
🔺اسرا را وارد بر یزید کردند اما چگونه؟ دست ها به گردن ها بسته شده و با حالتی بد!
🔸ليسَ مِنّا أحَدٌ إلّا مَجموعَةً يَداهُ إلى عُنُقِهِ
📎شرح الأخبار ج 3 ص 267
🔹هيچ يك از ما نبود ، جز آن كه دستانش را به گردنش بسته بودند.
۳- عدم مجوز برای گریه کردن
🔻قدرت نمایی یزید حتی به خانواده داغدار امام هم رحم نکرد. آنها مجبور بودند که همه این جسارت ها و سر بریده پدرشان را ببینند و اجازه گریه کردن هم نداشتند. چرا که اگر گریه می کردند سربازان آنها را می زدند.
🔸ووُكِّلَ بِهِ الحَرَسُ ، وقالَ : إذا بَكَت مِنهُنَّ باكِيَةٌ فَالِطموها
📎بستان الواعظين ص 263
۴- وارد کردن در روز
🔺یزید می توانست اسرا را شبانه وارد شهر کند اما این کار را نکرد و روز آنها را وارد شهر کرد تا مردم بیشتری جمع شوند.
🔸ادخِلَ بِهِنَّ نَهارا
۵- صورت های باز
🔻یزید می توانست دستور دهد تا کاری کنند که نامحرمان صورت های مخدرات را نبینند اما..
🔸ادخِلَ بِهِنَّ نَهارا مَكشوفاتٍ وُجوهُهُنَّ
📎قرب الإسناد ص 26
۶- ایستادن در جایگاه اسیران
🔻یزیدیان سرمست از پیروزی این بار برای تحقیر خاندان نبوت آنها را بر روی سکوهای مسجد جامع جایی که اسیران را برای نظاره مردم می آوردند نگاه داشتند.
🔸فوَقَفوا عَلى دَرَجِ بابِ المَسجِدِ الجامِعِ حَيثُ يُقامُ السَّبيُ.
📎الملهوف ص 210
ب: وضعیت شهر شام
۱- آراستن شهر
🔻 یزید که گویی فتح الفتوحی بزرگ کرده بود دستور داد تا شهر را آزین ببندند.
🔸فإِذا أنَا بِمَدينَةٍ مُطَّرِدَةِ الأَنهارِ كَثيرَةِ الأَشجارِ، قَد عَلَّقُوا السُّتورَ وَالحُجُبَ وَالدّيباجَ
📎مقتل الحسين عليه السلام للخوارزمي ج 2 ص 67
۲-شادی همگانی در شهر
🔻از طرفی انقدر کار رسانه ای خوبی کرده بودند که همه مردم نیز شاد بودند از اینکه بزرگترین دشمن بنی امیه کشته شده بود.
🔸وهُم فَرِحونَ مُستَبشِرونَ
📎مقتل الحسين عليه السلام للخوارزمي ج 2 ص 67
۳-دف نوازی زنان
🔺این شادی فقط سرور در دل نبود که به اجتماع مردم و دف نوازی زنان نیز انجامید.
🔸وعِندَهُم نِساءٌ يَلعَبنَ بِالدُّفوفِ وَالطُّبولِ
📎مقتل الحسين عليه السلام للخوارزمي ج 2 ص67
۴-جسارت اهل ذمه به خاندان نبوت
🔻یزید کار را به جایی رساند که اهل کتاب برای دیدن اسرا در بازار جمع شدند و جسارت ها کردند.
🔸ووَقَفَ أهلُ الذِّمَّةِ لَهُنَّ في سوقِ دِمَشقَ يَبصُقونَ في وُجوهِهِنَّ
📎بستان الواعظين ص 263
ج: در کاخ حکومت
۱- آویختن سر امام حسین بر دروازه
🔻او با این کار می خواست قدرت نمایی کند و به همه بفهماند که با کسی شوخی ندارد حتی اگر تنها نوه باقی مانده از پیامبر باشد.
🔸 فأَمَرَ بِرَأسِ الحُسَينِ عليه السلام فَنُصِبَ عَلَى البابِ
🔹یزید دستور داد تا سر امام را بر دری آویختند.
۲- تبریک گفتن به یزید
🔻حالا بعد از شادی عمومی وقت شادی خصوصی است. سران و بزرگان می آمدند و به یزید تبریک می گفتند بابت کشتن دشمنش!
🔸فلَمّا قَدِموا عَلَيهِ جَمَعَ مَن كانَ بِحَضرَتِهِ مِن أهلِ الشّامِ، ثُمَّ أدخَلوهُم، فَهَنَّؤوهُ بِالفَتحِ.
🔹يزيد، همه كسانى (بزرگانى) را كه در شام حضور داشتند، گِرد آورد و آن گاه ، اسيران را وارد كردند و حاضران، پيروزى يزيد را به او تبريك گفتند.
📎تاريخ الطبري ج 5 ص 390
۳- جسارت به دندان های مبارک
🔻این یزید سرمست از پیروزی ظاهری است که سر مقدس امام را در پیش روی خود دارد و با چوب دستش شروع به جسارت کردن می کند.
🔸معَ يَزيدَ قَضيبٌ فَهُوَ يَنكُتُ بِهِ في ثَغرِهِ
🔹سر، پيشِ رويش بود و با سرِ چوب دستى اش بر دندان هاى پيشينِ حسين عليه السلام مى نواخت .
📎تاريخ الطبري ج 5 ص 465
پس از این همه جنایت بعد از خطبه های آتشین حضرات، او می گفت من نگفتم عبیدالله، #حسین را بکشد!
شما باور میکنید؟
#اربعین
#محرم
🔻#حکاکی_اشک | پژوهشی در تاریخ اسلام 🔻
@hakakiashk
📚 چه میخواستند چه شد
بخش ۱
🔺در طول سفر کاروان اسرا از کربلا تا شام، امویان تمام تلاششان را کردند تا این خانواده را تحقیر کنند.
🔺سبک انتقال آنان شبیه به اسرای روم و ترک بود و آنان به این امر افتخار می کردند.
🔺جناب فاطمه صغری دختر امام در خطبه خود در کوفه به این موضوع اشاره کردند و فرمودند:
🔸فكَذَّبتُمونا وكَفَّرتُمونا ، ورَأَيتُم قِتالَنا حَلالاً وأموالَنا نَهبا ! كَأَنَّنا أولادُ تُركٍ أو كابُلٍ
🔹ما را تكذيب و تكفير كرديد و جنگ با ما را روا داشتيد و اموالمان را به تاراج برديد . گويى ما فرزندان تُرك و افغانيم.
🔺ایشان به کلام یکی از شاعران لشکر عمر سعد اشاره میکند که گفته است
🔸وسَبَينا نِساءَهُم سَبيَ تُركٍ ونَطَحناهُم فَأَيَّ نِطاحِ
🔹و ما زنانشان را به سانِ زنان تُرك ، اسير كرديم و آنان را [نمى دانى] چگونه به خاك و خون كشيديم!
🔗 الملهوف : ص 194
🔻این حرفها و کنایهها تا شام ادامه داشت.
🔻در حقیقت در طول این مسیر تمام تلاششان رادبرای تحقیر خاندان امام انجام دادند.
🔻اینکه در وارد کردن اسرا به مردم چه گفتند که مردم جمع شدند برای دیدن اسرا
🔸وَاجتَمَعَ النّاسُ لِلنَّظَرِ إلى سَبيِ آلِ الرَّسولِ
🔗 مثير الأحزان : ص 85
🔺این امر چنان بر خانواده امام سخت آمد که جناب ام کلثوم کوفیان را خطاب کردند که آیا از پیامبر خدا حیا نمی کنید که ما را نظاره می کنید؟
🔸فصاحت اُمّ كلثوم : يا أهل الكوفة ، أما تستحون من الله ورسوله أنْ تنظروا إلى حرم النّبي (ص)؟
🔗مقتل مقرم، ص ۳۱۰
🔺امویان اما به همین مقدار بسنده نکردند و از کوفه تا شام تا می توانستند این خانواده را آزار دادند.
🔸فَسارَ القَومُ بِحَرَمِ رَسولِ اللّه ِ صلى الله عليه و آله مِنَ الكوفَةِ إلى بِلادِ الشّامِ عَلى مَحامِلَ بِغَيرِ وِطاءٍ ، مِن بَلَدٍ إلى بَلَدٍ ومِن مَنزِلٍ إلى مَنزِلٍ ، كَما تُساقُ اُسارَى التُّركِ وَالدَّيلَمِ
🔹آنان ، حرم پيامبر خدا صلى الله عليه و آله را از كوفه تا شام بر مَركب هاى بدون جهاز ، از اين شهر به آن شهر و از اين جا به آن جا مى بردند ، آن سان كه اسيران تُرك و ديلم را مى بردند .
🔗الفتوح : ج 5 ص 126
🔻اینکه این خانواده را از بازارها عبور دادند فقط از این باب نبود که می خواستند آنها را در شلوغی ها ببرند بلکه می خواستند در دل کودکان و زنان این ترس را بی اندازند که ما می توانیم با شما مانند اسران غیر مسلمان برخورد کنیم.
🔸يُساقونَ فِي الفَلَواتِ، أيديهِم مَغلولَةٌ إلَى الأَعناقِ، يُطافُ بِهِم فِي الأَسواقِ.
🔹خاندانت را مانند بندگان به اسارت گرفته، غل و زنجير كردند و بر پشت شتران نشاندند و آفتاب سوزان نيمروز، چهرههايشان را سوزانْد و در صحراها و دشتها رانده شدند، در حالى كه دستهايشان را به گردن بسته بودند و آنها را در بازارها مىچرخاندند.
🔗 المزار الكبير : ص 505
📍قبلا اشاره ای به این موضوع در این مطلب کرده بودم.
🔻این وضع در هنگامه ورود به شام بیشتر شد. در نقلی هست که خانواده امام به شمر پیغام دادند که سرهای شهدا را از میان کاروان بیرون ببر و از مسیری ما را ببر که کمتر دیده شویم.
🔸إذا دَخَلتَ بِنَا البَلَدَ فَاحمِلنا في دَربٍ قَليلِ النَّظّارَةِ ، وتَقَدَّم إلَيهِم أن يُخرِجوا هذِهِ الرُّؤوسَ مِن بَينِ المَحامِلِ ويُنَحّونا عَنها ، فَقَد خُزينا مِن كَثرَةِ النَّظَرِ إلَينا ونَحنُ في هذِهِ الحالِ
🔹هنگامى كه ما را به شهر در آوردى ، ما را از دروازه اى ببر كه تماشاگر كمترى دارد و به آنها بگو كه اين سرها را از ميان ما بيرون ببرند و دور كنند كه از كثرتِ نگاه هايشان به ما ، در اين حال ، خوار شده ايم
🔸فَأَمَرَ في جَوابِ سُؤالِها أن تُجعَلَ الرُّؤوسُ عَلَى الرِّماحِ في أوساطِ المَحامِلِ ـ بَغيا مِنهُ وكُفرا ـ وسَلَكَ بِهِم بَينَ النَّظّارَةِ عَلى تِلكَ الصِّفَةِ
🔹شمر ، از سرِ سركشى و ناسپاسى ، در پاسخ درخواست او فرمان داد كه سرها را بر سر نيزه و در وسط كاروان ، حركت دهند و به همان حال ، آنها را از ميان تماشاگران عبور دادند
🔗الملهوف، ص ۲۱۰
#شب_سوم
#مخدرات
#امام_زمان
#امام_حسین
🔻 #حکاکی_اشک | پژوهشی در تاریخ اسلام 🔻
@hakakiashk
📚 چه میخواستند چه شد
بخش پایانی
🔻باز هم به همین مقدار اکتفا نکردند و خانواده امام را به محلی که اسیران غیر مسلمان را می آوردند بردند تا...
🔸ثُمَّ اُتِيَ بِهِم حَتّى وَقَفوا عَلى دَرَجِ بابِ المَسجدِ حَيثُ يُقامُ السَّبي
🔹 سپس آنها را آوردند تا بر راه پلّه درِ مسجد ، آن جا كه اسيران را نگاه مى دارند ، ايستادند .
🔗 الفتوح : ج 5 ص 129
🔻خاندان امام را طوری وارد مجلس یزید کردند که وقتی با اعتراض اهل بیت مواجه شدند یزید دستور داد تا غل و زنجیر را از گردن اهل بیت باز کنند
🔸 ما ظَنُّكَ بِرَسولِ اللّه ِ لَو رَآني في غُلٍّ ؟ فَقالَ لِمَن حَولَهُ : حُلّوهُ ،
🔹گمان مى برى اگر پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مرا در غل و زنجير مى ديد ، چه مى كرد؟ يزيد به اطرافيانش گفت : بندهاى او را بگشاييد .
🔗 مثير الأحزان : ص 98
🔻اما با این همه تلاش برای تحقیر و ازار اهل بیت در مجلس یزید با خطبه غرای امام سجاد و حضرت زینب تمام ان کارها بر باد رفت.
🔻اینکه امام سجاد علیه السلام و زنی مانند زینب کبری که در حال اسارت بودند آنگونه با یزید صحبت کنند جز خواری برای بنی امیه چیزی نداشت.
🔺حضرت زینب ابتدا به این تلاش های مذبوحانه یزیدیان اشاره کردند
🔸أمِنَ العَدلِ يَابنَ الطُّلَقاءِ ! تَخديرُكَ حَرائِرَكَ وإماءَكَ ، وسَوقُكَ بَناتِ رَسولِ اللّه ِ سَبايا ؟ قَد هَتَكتَ سُتورَهُنَّ ، وأبدَيتَ وُجوهَهُنَّ ، يَحدو بِهِنَّ الأَعداءُ مِن بَلَدٍ إلى بَلَدٍ ، ويَستَشرِفُهُنَّ أهلُ المَناقِلِ ويَبرُزنَ لِأَهلِ المَناهِلِ ، ويَتَصَفَّحُ وُجوهَهُنَّ القَريبُ وَالبَعيدُ ، وَالغائِبُ وَالشَّهيدُ ، وَالشَّريفُ وَالوَضيعُ ، وَالدَّنِيُّ وَالرَّفيعُ ، لَيسَ مَعَهُنَّ مِن رِجالِهِنَّ وَلِيٌّ ، ولا مِن حُماتِهِنَّ حَميمٌ ، عُتُوّا مِنكَ عَلَى اللّه ِ وجُحودا لِرَسولِ اللّه ِ ، ودَفعا لِما جاءَ بِهِ مِن عِندِ اللّه ِ
🔹 آيا اين ، عدالت است كه زنان و كنيزانت را در پسِ پرده مى نهى و دختران پيامبر خدا صلى الله عليه و آله را به اسارت مى بَرى ، پرده شان را دريده اى و صورت هايشان را آشكار نموده اى و دشمنان ، آنان را از اين شهر به آن شهر مى برند و مسافران ، آنان را مى نگرند و در جلوى چشم اهالىِ آبادى ها ، ظاهر مى شوند و نزديك و دور و حاضر و غايب و شريف و پست و فرودست و فرادست ، صورت هايشان را مى بينند ، [در حالى كه] كسى از مردانشان ، سرپرست آنها نيست و حمايتگرى ندارند ؟! اين همه ، از سركشى تو در برابر خدا و انكارت نسبت به پيامبر خدا صلى الله عليه و آله است و نپذيرفتن آنچه از نزد خدا آورده است ، و اين، از تو شگفت و كار عجيبى نيست .
و سپس با لحنی پر از عظمت و قدرت خطاب به یزید فرمودند:
🔸ثمَّ كِد كَيدَكَ ، وَاجهَد جَهدَكَ ، فَوَاللّه ِ الَّذي شَرَّفَنا بِالوَحيِ وَالكِتابِ ، وَالنُّبُوَّةِ وَالاِنتِجابِ ، لا تُدرِكُ أمَدَنا ، ولا تَبلُغُ غايَتَنا ، ولا تَمحو ذِكرَنا ، ولا يُرحَضُ عَنكَ عارُنا ، وهَل رَأيُكَ إلّا فَنَدٌ ، وأيّامُكَ إلّا عَدَدٌ ، وجَمعُكَ إلّا بَدَدٌ ، يَومَ يُنادِ المُنادي ألا لَعَنَ اللّه ُ الظّالِمَ العادِيَ .
🔹 پس حيله ات را به كار ببند و همه توانت را به كار گير . سوگند به خدايى كه ما را به وحى و قرآن و نبوّت و برگزيدن ، شرافت بخشيد ، به حدّ ما نمى توانى برسى و به جايگاه ما ، نائل نمى شوى و نمى توانى ياد ما را [از خاطرها] پاك كنى و ننگ جنايتت بر ما ، از [دامان] تو پاك نمى شود . آيا انديشه ات ، جز سستى و روزگارت ، جز روزهايى شمردنى و جمعت ، جز پريشانى خواهد بود ، در روزى كه منادى ندا مى دهد : «هان ! خدا ، ستمكار متجاوز را لعنت كند !» ؟!
الاحتجاج : ج 2 ص 123 الرقم 173
هر چند داغ در دل داشت زینب اما چنان کاخ یزید را بر سرش خراب کرد که تمام ابهت و قدرت خیالی یزید را بر باد داد.
#شب_سوم
#مخدرات
#امام_زمان
#امام_حسین
🔻 #حکاکی_اشک | پژوهشی در تاریخ اسلام 🔻
@hakakiashk
🔰 #شب_سوم: بیان نکاتی از رنجها و مصائب مخدرات حرم در اسارت
📚 متن
#محرم 1405
غارت با گریه 📚 مطالعه
چه می خواستند چه شد 📚 مطالعه
🔸 #سیاهچاله: زحر بن قیس 📚 مطالعه
🔺 گریه های مخدرات حرم 📚 مطالعه
🔸 مرد شامی خجالت کشید! 📚 مطالعه
🔻 الدهر انزلنی! 📚 مطالعه
🔸 احساس ناامنی 📚 مطالعه
🔻 شتر بی جهاز 📚 مطالعه
🔸 خستگی راه 📚 مطالعه
🔻 در کوفه دختر دارم 📚 مطالعه
🔸 اینجا اسیر میشوید 📚 مطالعه
🔰#ایام_اسارت
🔺 خوشحال از کشته شدن حسین.📚 مطالعه
🔸یک هفته از عاشورا گذشته 📚 مطالعه
🔰 در کوفه:
🔺 ورود اهل بیت به کوفه 📚 مطالعه
🔰 در شام
🔺 سرمست از پیروزی 📚 مطالعه
🔹 روزهای شلوغ دربار یزید 📚 مطالعه
🔺 این ۵ روز چه خبر بود؟ 📚 مطالعه
🔰#بازگشت_اهل_بیت_از_شام
🔸 با آنها مدارا کن! 📚 مطالعه
#شب_سوم
#مخدرات
#امام_زمان
#امام_حسین
🔻 #حکاکی_اشک | پژوهشی در تاریخ اسلام 🔻
@hakakiashk
خاک روی صورت
رفتار امام حسین علیهالسلام با شهدای مختلف متفاوت بود.
گاهی خود بر بالین شهید میرفت.
گاهی همراه شخص دیگری میرفت.
گاهی کنار بدن شهید مینشست و صورت به صورت او میگذاشت مانند غلام ترک
گاهی امام ایستاده بود و شهید را کنار حضرت میآوردند.
حر جزو دسته آخر بود.
بعد از آنکه ضربات کاری به دشمن زد و مجروح شد او را نزد امام بردند.
فَحُمِلُ إلَى الحُسَينِ عليه السلام
شاید کسی انتظار نداشت امام با مسبب این اتفاقات اینگونه رفتار کند.
همین چند روز قبل بود که هر چه امام گفت حر مخالفت کرد و دستور عبیدالله را بر کلام امام ترجیح میداد اما امروز او برگشته است جنگیده است، زخم برداشته و حالا دارد جان میدهد.
شاید خود اصحاب هم منتظرند ببینند امام چه میکند برای همین او را نزد امام بردند.
امام ابتدا خاک ها را از صورت او پاک کرد.
فَجَعَلَ يَمسَحُ التُّرابَ عَن وَجهِهِ
بعد امام طوری که بقیه شنیدند فرمود تو حر هستی همانگونه که مادرت تو را نام نهاد
أنتَ الحُرُّ كَما سَمَّتكَ اُمُّكُ، حُرٌّ فِي الدُّنيا وحُرٌّ [فِي] الآخِرَةِ
امام برای حر سنگ تمام گذاشت...
اما ساعتی نگذشت که صورت امام خاک آلود شد آنهم به صورتی بد...خدالتریب...
و هیچ کس نبود که خاک از روی امام بگیرد الا...
#شب_چهارم
#حر
#امام_زمان
#امام_حسین
🔺 #حکاکی_اشک پژوهشی در تاریخ اسلام 🔺
@hakakiashk