eitaa logo
امتداد حکمت قرآنی و فلسفه الهی
1.6هزار دنبال‌کننده
737 عکس
182 ویدیو
41 فایل
❁ ﷽ ❁ | حکمت قرآنی در اندیشه فیلسوفان انقلاب اسلامی: امام خمینی علامه طباطبایی شهیدان مطهری، بهشتی، صدر آیات علامه جعفری، مصباح یزدی، جوادی آملی و امام خامنه ای @Taha_121
مشاهده در ایتا
دانلود
📌شناخت اسلام به صورت یک مکتب‏ 🎙آیت الله شهید مطهری: اولین شرط برای یک نفر مبلّغ شناسایی خود مکتب است، شناسایی ماهیت پیام است؛ یعنی کسی که می‌خواهد پیامی را به جامعه برساند باید خودش با ماهیت آن پیام آشنا باشد، باید فهمیده باشد که هدف این مکتب چیست، اصول و پایه‌های این مکتب چیست، راه این مکتب چیست و به کجا می‌رسد، اخلاق و اقتصاد و سیاست این مکتب چیست، معارف این مکتب چیست، توحید و معاد این مکتب چیست، احکام و مقررات این مکتب چیست. آخر مگر کسی می‌تواند پیامی را به مردم برساند بدون آنکه خودش آن پیام را شناخته و درک کرده باشد؟! این مثل این است که بگوییم یک نفر مرجع تقلید باشد اما فقه نخوانده باشد. چطور می‌شود کسی مرجع تقلید باشد و بخواهد براساس فقه فتوا بدهد و فقه نخوانده باشد؟! و یا مثل این است که یک نفر می‌خواهد طبیب باشد اما پزشکی نخوانده باشد. از اینجا معلوم می‌شود که برای یک نفر مبلّغ تا چه اندازه وسعت اطلاعات علمی و شناخت اسلام، آن هم به صورت یک مکتب لازم است. اسلام خودش یک مکتب است، یک اندام است، یک مجموعه هماهنگ است؛ یعنی تک تک شناختن هم فایده ندارد؛ باید همه را در آن اندام و ترکیبی که وجود دارد بشناسیم. ارزیابی ما درباره مسائل اسلامی باید درست باشد. برای یک اندام، یک عضو به تنهایی ارزش ندارد. در اندام انسان، دست، پا، بینی، چشم، گوش، اعضای درونی مثل معده، روده، قلب و مغز هر کدام یک عضو هستند، ولی آیا ارزش این اعضا در این اندام (با اینکه همه لازم و واجب هستند) یک جور است؟ آیا اگر لازم شد ما یک عضو را فدای دیگری کنیم، کدام عضو را فدای عضو دیگر می‌کنیم؟ آیا اگر لازم شد، قلب را فدای دست می‌کنیم یا دست را فدای قلب؟ معلوم است که دست را فدای قلب می‌کنیم چون بدون دست می‌تواند زنده بماند ولی بدون قلب نمی‌تواند، بدون کبد یا مغز و اعصاب نمی‌تواند زنده بماند. اسلام هم این گونه است، که این خودش بحثی است به نام «اهمّ و مهم». ✍ استاد مطهری، حماسه حسینی، ج 1، ص389 •┈┈••✾••┈┈• ❇️ https://eitaa.com/hekmat121/2382
📌 معنای مکتب 🎙استاد شهید آیت الله مطهری: 🔹 «مکتب عبارت است از یک سیستم واحد فکری عملی» یعنی نه یک سیستم فکری صرفا نظری که مربوط به علوم نظری است و نه آنچه باید کرد. 🔸به اصطلاح فلسفه خودمان سیستم فکری نظری یعنی فکر درباره آنچه که هست. فرض کنید می‌گوییم فیزیک ارسطو یک سیستم فکری نظری است یعنی یک نوع است درباره آنچه هست که چگونه است. و یا می‌گوییم فیزیک نیوتن یک سیستم فکری نظری دیگری است درباره آنچه هست. 🔹ولی سیستم فکری عملی یعنی یک درباره آنچه باید باشد، و در اصطلاح قدما حکمت عملی، که حکمت را به نظری و عملی تقسیم می‌کنند: یعنی حکمت و درک صحیح درباره آنچه هست و حکمت عملی یعنی درک صحیح و واقعی درباره آنچه باید باشد. 🔹بنابراین مکتب که عبارت است از «یک سیستم واحد فکری عملی» یعنی یک سیستم فکری درباره آنچه باید باشد، طرحی برای اینکه فرد یا اجتماع انسان چگونه خوب است باشد؟ و در تعریف مکتب اجتماعی باید یک کلمه هم اضافه کنیم و این طور بگوییم: مکتب اجتماعی عبارت است از یک سیستم واحد فکری اجتماعی عملی، نه مجموع اندیشه‌های ناهماهنگ که به صورت یک دستگاه در نیامده باشد که آن مکتب نیست. یک رکن مکتب این است که به صورت یک دستگاه باشد. دستگاه صنعتی چگونه است؟ 🔸دستگاه آن است که از یک سری اجزاء تشکیل شده و برای هر جزئی کار و مقام و جای معینی در نظر گرفته شده است. مثلاً یک ساختمان یک دستگاه است چون هر جزء آن وظیفه‌ای را انجام می‌دهد و مجموع آن یک هدف واحد را تشکیل می‌دهد و لهذا اندیشه‌های متفرق، مکتب نیست زیرا یک واحد و یک دستگاه را به وجود نمی‌آورد. 🔹مجموع اندیشه‌های هماهنگ که با زندگی عملی یعنی با بایدها و نبایدها بستگی داشته باشد یک مکتب می‌باشد که بر پایه «اندیشه‌های نظری» قرار دارد و آن اندیشه‌های نظری روح آن مکتب به شمار می‌رود. 🔸 می‌گوییم «بر پایه اندیشه‌های نظری» چون گفتیم هر ایدئولوژی بر اساس یک جهان‌بینی است و خود جهان‌بینی نظر درباره جهان است آنچنان که هست، ولی ایدئولوژی نظر درباره انسان است آنچنان که باید باشد و باید بشود. 🔹پایه و مایه مکتب همان است که همه را به صورت یک دستگاه و یک پیکر درآورده است و دیگر چیزها به منزله اعضاء و جوارح رئیسه و غیر ‌رئیسه است و حتی بعضی به منزله موهایی است که بر پیکر می‌روید یعنی این قدر جنبه غیر اصیل دارد، مانند لازم و غیر لازم و واجب و مستحب و... ❇️ایدئولوژی، هم ‌پایه فلسفی می‌خواهد و هم پایه ایمانی تنها اندیشه‌‏ای می‌تواند روح یک مکتب را تشکیل دهد که از طرفی پایه جهان‌بینی آن مکتب باشد یعنی نوعی بینش و دید و ارزیابی درباره هستی باشد، و از طرف دیگر «آرمانساز» باشد و این همان مطلب است که گفتیم ایدئولوژی، هم پایه فلسفی باید داشته باشد و هم پایه ایمانی. از یک سو اساس منطقی داشته باشد تا آنچه هست را بتواند با منطق و استدلال ثابت کند و از سوی دیگر آرمانساز باشد، یعنی بتواند چیزی را عرضه کند که بشود موضوع ایمان و موضوع آرمان قرار گیرد؛ یعنی یک محبوب و معشوق هم به بشر عرضه بدارد و بشر را به سوی آن محبوب به حرکت درآورد. هم فلسفه باشد و هم ایده‌آل اخلاقی و هم ایده‌آل اجتماعی. 🔸 نیروی محرکه یک جهان‌بینی آرمانسازی آن است. صِرف یک جهان‌بینی مادام که آرمان نداشته باشد محرک نمی‌شود. مثل اینکه بزرگترین مکتبهای ستاره‌شناسی، مسائل ستاره‌شناسی را به ما عرضه می‌دارد و ما فقط درباره یک سلسله چیزهایی که در جهان هست اطلاعاتی پیدا می‌کنیم، اما دیگر به ما ارتباطی پیدا نمی‌کند یعنی ستاره‌ها به آن وضع وجود داشته باشند یا نداشته باشند، از نظر زندگی و هدفهای انسان تأثیری ندارد، برخلاف مکتب که چیزی را عرضه می‌دارد که در آن آرمان بزرگی برای انسان نهفته است. ✍ استاد مطهری، هدف زندگی، ص52 •┈┈••✾••┈┈• ❇️ https://eitaa.com/hekmat121/2383
📌 دو قاعده کلی در نظام تحصیل: ۱. «پراکنده‌خوانی به پراکنده‌گویی می‌انجامد.» ۲. «متوسط‌خوانی به متوسط‌گویی می‌انجامد.» به قول شهریار: «متوسط نخوانید که متوسط می‌مانید.» •┈┈••✾••┈┈• ❇️ https://eitaa.com/hekmat121/2384
📌 ذهنیت تک لایه و ساختارگرایان ساختارستیز (تحلیل مردم‌شناختی از جامعه‌ی خودمانی) شاید بشود بخشی از افراد جامعه ایرانی را اینگونه معرفی کرد: «ذهنیت تک لایه و ساختارگرایان ساختار ستیز» 🛑 برخی از ویژگی‌های این افراد چنین است: ۱. دارای ذهنی تک لایه هستند و فقط ساحت محدودی از پدیده‌ها را در یک لایه درک می‌کنند و به لایه‌های متراکم واقعیت‌ها بی‌توجه هستند.(ذهن تک لایه‌ای) ۲. همه امور را در دوگانه «تقدیس یا تخریب» تحلیل می‌کنند و درکی از نقد و نقادی ندارند و از نقد شدن و نقد کردن واهمه دارند؛(ذهن دوگانه اندیش) ۳. همه موفقیت‌ها را به ساختارها و نظام مسلط بر قدرت نسبت می‌دهند و عاملیت‌ها را ثانوی می‌پندارند. به تعبیر دیگر، ساختارها را فعال مایشاء می‌دانند؛(ساختارگرایی مفرط) ۴. توقعات بسیار بیشتری از توانایی و ظرفیت‌های ساختارها و سازمان‌ها دارند. لذا انتظار معجزه شق القمر و تحولات دفعی را در ذهن می‌پرورانند؛ ۵. حرص و ولع زیادی برای ساختارسازی دارند. تا پیشنهادی به ذهن‌شان خطور می‌کند سریعا به تشکیلات و ثبت موسسه و ... فکر می‌کنند؛ ۶. همیشه خود را به حق و طلبکار می‌دارند و کمتر مسئولیتی را بر دوش خود احساس می‌کند؛ ۷. همیشه از ساختارها ناراحت هستند؛ چون ساختارها همیشه از پاسخ‌گویی به انتظارات و توقعات حداکثری آنها عاجز هستند؛ ۸. همیشه حکومت و مسئولان مقصرند و خود هیچ تقصیری ندارند؛ ۹. لذا در برابر ساختارها همیشه دو انتخاب دارند: ۱. ماندن و نق‌زدن؛ ۲. خروج و دشمنی کردن. ۱۰. هیچ وقت برای اصلاح و رشد ساختارهای موجود تلاش نمی‌کنند و هرگونه تلاش برای اصلاح و تکامل وضع موجود را نیز در دوگانه «دشمنی با نظام» و یا «مزدوری از نظام» فهم می‌کنند. ✍ سید مهدی موسوی دوشنبه ۶ اسفند ۱۴۰۳ •┈┈••✾••┈┈• ❇️ https://eitaa.com/hekmat121/2385
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا