📌ظاهرگرایی و هرج و مرجگرایی دینی
بخش اول
⏹مقدمه:
یکی از ویژگیهای برجسته در برخی رویکردهای مذهبی، گرایش شدید به جریان ظاهرگرایی و نواخبارگری است. این جریان، بهویژه در باب تحلیل برخی از وقایع تاریخی و بخشهایی از معارف دینی، رویکردی مبتنی بر اغراق و بزرگنمایی مذهبی و باطنی را دنبال میکند. هدف اصلی این رویکرد، تحریک و تقویت شور ایمانی و احساسات دینی در میان مخاطبان است. اینان، شور و احساسات دینی را به معیار اصلی دینداری و باورمندی معرفی کرده و تمام فعالیتهای تبلیغی خود را در فضایی خطابی و منبری برای ایجاد این احساسات و هیجانات متمرکز میسازند. در این نگرش، همین شور و احساسات، تمام دینداری است که پیامد مستقیم این رویکرد، معافسازی مردم از هرگونه مسئولیت اجتماعی و فعالیتهای جمعی در مسیر پیشرفت و سازندگی جامعه و تقویت عقلانی نظام سیاسی و اجتماعی است، زیرا تمرکز دینداری از عمل به سمت شور و احساس صرف منتقل شده است.
این پدیده، ریشه در تفکیک غیرصحیح میان دو ساحت اساسی دین دارد: ساحت ارزشها و عواطف و ساحت معارف و احکام. در حالی که دین اسلام بر تلفیق این دو ساحت تأکید دارد. چنانکه در روایات آمده است: ایمان، اقرار قلبی، گفتار زبانی و عمل جوارحی است.
اما جریان ظاهر گرایی، وزن مطلق را به ساحت احساسی و نمادهای ظاهری و تمایزات مذهبی میبخشد. این رویکرد، نهایتاً به نوعی از توقف فکری و انحطاط عملی و باطنیگرایی احساسی منجر میشود.
⏹ماهیت ظاهرگرایی و اخبارگری
ظاهرگرایی در این بافت، به معنای تکیه صرف بر گزارشهای ظاهری و اخباری تاریخی در جهت برجسته سازی احساسات مذهبی و شور ایمانی است، بدون آنکه تحلیلی عقلانی، معرفتی یا اصول فقهی برای سنجش اعتبار و سازگاری آنها با اصول کلان دین در قالب یک منظومه فکری منسجم صورت گیرد. اخبارگری نیز در این سیاق، به معنای پذیرش مطلق روایات و قصص تاریخی همسو با باورهای مذهبی است، حتی اگر با مبانی محکم عقلی و کلامی در تعارض باشند.
این رویکرد در نسخه افراطیاش، به جای آنکه دین را در چارچوب نظاممند و منسجم کلامی و فلسفی خود ارائه دهد، آن را به مجموعهای از اخبار و حکایات پراکنده و هیجانانگیز تقلیل میدهد که پیامدهایی را به دنبال دارد که برخی از مهمترین آنها عبارتند از:
⏹ انحطاط علمی و منبری شدن مباحث تخصصی
یکی از نکات بسیار مهم در تحلیل این جریان، پدیده منبری شدن مباحث علمی و کوچهبازاری شدن مباحث تخصصی است. این رویکرد با طرح مباحث به صورت سطحی، خطابی و صرفاً منبری، کل سطح بحث را در همین لایه نازل حفظ میکند. در نتیجه، از ورود به بحثهای عمیق، تخصصی و اجتهادی که مبتنی بر دانش منطق، علم اصول فقه، حکمت و فقاهت است، اجتناب کرده یا خود را از آن بینیاز میدانند. بیان غالب، بیانی شورافکن، حماسی و صرفاً خطاب به عموم جامعه دینداران است که هدفش همان ایجاد شور ایمانی نسبت به معصومین (ع) است.
⏹اجتناب از ساختار معرفتی منظم
علت این انحطاط، هراس از پیچیدگیهای ذاتی علم دینی است. علوم دینی نظیر اصول فقه، کلام و فلسفه، نیازمند سالها مطالعه مستمر و تسلط بر قواعد استنتاجی هستند. برای مثال، برای درک صحت یک روایت، نیاز به شناخت علم رجال، درایه، اصول عملیه و مبانی حجیت خبر است.
جریان ظاهرگرا، این فرآیند پیچیده را نادیده گرفته و با مبنای «هر چه در کتب روایی هست و یا از استاد شنیدهایم را نقل میکنیم»، مسیر را برای ورود هرج و مرج هموار میسازد. آنها عمداً از ورود به مباحثی نظیر: تعریف عقلانی محبت، روششناسی نقد تاریخی، مبانی فقهی تکالیف و ... خودداری میکنند، زیرا این مباحث نیازمند روششناسی و دقت علمی است که در تریبونهای احساسی جایگاهی ندارد.
⏹جایگزینی شور به جای تحلیل
در این فضا، معیار سنجش یک سخنرانی یا فعالیت مذهبی، نه عمق محتوایی و صحت استنباطی آن، بلکه میزان ایجاد هیجان، شور و گریه گرفتن از مخاطب است. این امر منجر به شکلگیری یک نوعی از احساسات دینی میشود که در آن، مخاطب به جای کسب معرفت، به دنبال تخلیه هیجانات است. این تخلیه، او را برای مدتی راضی میکند، اما به محض بازگشت به زندگی عادی، هیچ بنیان فکری محکمی برای مواجهه با شبهات یا انجام وظایف اجتماعی ندارد.
🛑 ادامه دارد ...
#جامعه_شناسی_دین
#مناسک
#اخباری_گری
#اخباریان
#نواخباری
#غلو
ا•┈┈••✾••┈┈•ا
❇️ #امتداد_حکمت_و_فلسفه
https://eitaa.com/hekmat121/2937
📌ظاهرگرایی و هرج و مرجگرایی دینی
بخش دوم:
این کوچهبازاری شدن و تقلیلگرایی علمی، چند پیامد مخرب معرفتی دارد:
۱. توهّم صلاحیت عمومی
منبری شدن همه مباحث تخصصی و سطحی شدن آن، باعث میشود هر فردی خود را دارای صلاحیت علمی برای ورود به مباحث تخصصی تاریخی، اجتهادی، فلسفی و کلامی بداند. عموم جامعه دینداران این حق را برای خود قائل میشوند که در مورد مسائل تخصصی اظهار نظر کنند، زیرا احساس میکنند مطالب مورد نیاز دینداری به سادگی و در قالب سخنرانیهای جذاب ارائه شده است.
وقتی عموم تصور کنند که دین صرفاً مجموعهای از روخوانی روایات و نقل داستانها و اعمال ظاهری است، دیگر نیازی به فقیه یا متکلم متخصص نمیبینند. این امر، توهّم دانش گستردهای را در میان عموم ایجاد میکند که منجر به دخالتهای بیمورد در امور تخصصی میشود.
۲. آغاز تکفیر و برائتجویی
عموم افراد جامعه مذهبی به خود اجازه میدهند تا کسانی را که همسو با تفکر خطابی آنها نیندیشند، تکفیر کرده، از آنها برائت جویند و حتی درخواست محاکمه یا اعدام نمایند.
این رفتار ریشه در قطعیتگرایی سادهانگاری دارد که در نتیجه غلیه احساسات بر حکمت و عقلانیت حاصل میشود. چون مبانی فکری آنها از نظر منطقی و مستند ضعیف است، تنها راه دفاع از خود را در طرد مخالفان و منتقدان میبینند. بنابراین هرگونه تردید یا شبهه را که با روایت شورآفرین آنها همخوانی نداشته باشد، به عنوان عامل دشمن یا انحراف از مسیر معرفی میکنند.
۳. غلبه سلبریتیهای مذهبی بر عالمان حقیقی
این فضای فکری به سرعت به آنارشیزم معرفتی و هرج و مرج علمی و مذهبی میانجامد. نتیجه این هرج و مرج، از جا کندگی معرفتی و بیبنیاد شدن حوزه دینداری و ایمان است، به طوری که هر کس بر اساس ظنّ و برداشت شخصی خود، مناسک، شعارها و نمادهای جدیدی را خلق میکند.
اگر مبنای دینداری، احساسات باشد، مرز میان مراسم دینی اصیل و خرافات جدید از بین میرود. هر فردی میتواند با ادعای الهام قلبی یا رؤیا و یا براساس ادعای محبت، یک نماد جدید بسازد و چون معیار سنجش عقلی وجود ندارد، این نماد در میان پیروان کماطلاع رواج مییابد.
این هرج و مرج، زمینه را برای ورود افراد فاقد صلاحیت به عرصههای کلیدی فراهم میسازد؛ جایی که حتی مداحان، ورزشکاران و هنرمندان نیز حق را به خود میدهند که وارد نمادسازی، شعرپردازی و مناسکسازی دینی شوند.
پدیده سخنرانان و منبریان کمسواد و بیاطلاع از علوم حوزوی که اکتفا به خواندن چند روایت یا نقل چند واقعه تاریخی میکنند، به شدت رواج مییابد. این افراد، در کنار مداحان خوشصدا و کمسواد، به عنوان هادیان جامعه و راهبران فضای مذهبی و عمومی مطرح میشوند و عالمان حقیقی، حکیمان و فقیهان واقعی به تدریج از صحنه عمومی جامعه طرد میشوند. اقبال عمومی به سمت آنها کاهش یافته و رسانهها نیز به سراغ این فرزانگان نمیروند. در عوض، رسانهها به دنبال خطیبان چهره، سلبریتیهای مذهبی، و مداحانی هستند که صاحب "سبک" و نوآوریهای جذاب رسانهای بوده و میتوانند عموم مردم و جوانان را جذب کنند.
این طرد، یک فرآیند دوطرفه است:
۱. مردم به دلیل عدم توانایی در برقراری ارتباط عمیق با مباحث پیچیده فقهی و کلامی، جذب جذابیتهای سطحی میشوند.
۲. برخی از عالمان به دلیل عدم تمایل به ورود به بازیهای رسانهای و تباه ساختن ارزش علمی خود در محافل سطحی، از میدان عمومی عقبنشینی میکنند.
این عقبنشینی، عملاً میدان را برای جولان جریان ظاهرگرایی، اخبارگرای احساسی و سلبریتی های مذهبی باز میگذارد.
این کنارهگیری عالمان حقیقی از هدایت عمومی، به صورت مضاعف باعث ایجاد نمادها، شعارها و مناسک بدعتآمیزی میشود که هیچ ریشهای در معارف دینی نداشته و روح و حقیقت نظام اندیشه اسلامی را منتقل نمیکنند. این پدیده، اصالت دینداری را تهدید کرده و آن را به یک نمایش صرفاً احساسی و ظاهری تبدیل مینماید.
🛑 ادامه دارد ...
#جامعه_شناسی_دین
#مناسک
#اخباری_گری
#اخباریان
#نواخباری
#غلو
ا•┈┈••✾••┈┈•ا
❇️ #امتداد_حکمت_و_فلسفه
https://eitaa.com/hekmat121/2938
📌ظاهرگرایی و هرج و مرجگرایی دینی
بخش سوم:
۴. فلج شدن مسئولیت اجتماعی:
چون تمرکز بر شور احساسی و کمیت اشک و عزاداری است، مردم از تلاش برای اصلاحات ساختاری، مبارزه با ظلم اجتماعی و پیشرفت علمی در چارچوب دین باز میمانند. دینداری به انفعال اجتماعی و بیتفاوتی مبدل میشود.
دین در اینجا به ابزاری برای تسکین روحی فردی تبدیل میشود، نه نیروی محرکهای برای تغییر جهان به سوی آرمانهای الهی.
۵. بیثباتی فکری:
فرد دیندار در هر بحران فکری، به جای رجوع به مبانی ثابت و محکم اعتقادی، به دنبال هیجان لحظهای جدیدی میگردد، که این امر منجر به سردرگمی دائمی است.
به تعبیر دیگر فرد دیندار در این الگو، بیشتر یک «عاشق هیجانی» است تا یک «مؤمن متفکر». دینداری او شکننده و وابسته به شرایط روحی و محیطی است و در مواجهه با شبهات منطقی، به سرعت فرو میریزد، زیرا پایههای معرفتی محکمی ندارد.
۶. تخریب میراث فکری:
با غالب شدن روایتهای سطحی، منابع اصلی و متون عمیق کلامی، فلسفی و اجتهادی به حاشیه رفته و در نهایت، نسلهای آینده از درک عمق معارف دینی محروم خواهند شد.
۷. شکلگیری جریانهای روشنفکری بیضابطه
یکی از پیامدهای زیانبار غلبه ظاهرگرایی و اخباریگری در فضای فکری، شکلگیری جریانهای روشنفکری بیضابطه و بیقاعده در مقام تقابل است.
توضیح آنکه، برخی از افراد که دارای تحصیلات جدید علمی بوده و در حوزههای معرفتهای بروندینی فعالیت کردهاند، در واکنش به نگاههای ظاهرگرایانه و اخباری و افراط آنها در تحلیل وقایع، به نقد دین و معرفت دینی روی میآورند. با این حال، این دسته از روشنفکریها اغلب با برجستهسازی صرفاً تحلیلهای عوامانه اخباری، به جای تحلیل عمیق تاریخی و کلامی، دچار نوعی لجاجت و دوقطبیسازی با جریان اخباری میشوند. به عبارت دیگر این نقدها اغلب در پاسخ به افراطگراییهای اخباری شکل میگیرد، اما خود فاقد فهم عمیق از مبانی معرفتی و تاریخی دین هستند و صرفاً در صدد تخریب یا بیاعتبار ساختن باورهای رایج برمیآیند. این رویکرد، که از عدالت، انصاف و تحلیلهای عمیق علمی فاصله میگیرد، عملاً دوگانه مخلّی را ایجاد میکند: دوقطبی میان روشنفکری بیضابطه و اخباریگری سنتی.
این دوگانگی مانع اصلی گسترش عقلانیت دینی و شکلگیری مباحثات دقیق معرفتی و علمی میان عالمان و دانشمندان میشود و در نهایت، زمینهساز غفلت از پرسش و پاسخهای بنیادین و علمی در حوزه دین میگردد.
هر دو جریان، با رویکردهای افراطی و واکنشی، زمینهساز تضعیف بنیادهای استوار معرفت دینی میشوند. جریان اول (اخباریگری افراطی) با تقلیل دین به شور ایمانی و انفعال اجتماعی، و جریان دوم (روشنفکری متخاصم) با نقد بیضابطه و تقابلجویانه، هر دو به سطحینگری دامن میزنند و اجتهاد و عقلانیت دینی را به حاشیه میرانند.
راه برونرفت از این وضعیت، تقویت جریان عقلانیت متأصل، پایبندی به اصول اجتهادی و پرهیز از تقلیل دین به شور صرف یا نقد متخاصم و بیضابطه است. این امر نیازمند احیای جایگاه عالمان متخصص است که میتوانند هم از معرفت دینی صیانت کنند و هم در برابر نقدهای مستدل پاسخگو باشند و هم مردم را به عمق و عمل فراخوانند.
⏹ سخن پایانی
در نهایت، جریان ظاهرگرایی اخباری، با تکیه بر احساسات و نفی عقلانیت ساختاریافته، نه تنها دین را در جامعه تثبیت نمیکند، بلکه آن را به مجموعهای از باورهای متزلزل و متأثر از مد روز تبدیل میسازد که تحت تأثیر کوچکترین تحولات اجتماعی و رسانهای از هم میپاشد و الگوهای جدیدی از سبکها و شیوههای ابراز احساسات و نمادپردازیهای رسانهای را میپذیرد و به مناسک دینی تحمیل میکند.
بنابراین نقد این جریان، نقد بر حفظ اصالت و بنیانهای استوار معرفتی دین است.
#جامعه_شناسی_دین
#مناسک
#اخباری_گری
#اخباریان
#نواخباری
#غلو
ا•┈┈••✾••┈┈•ا
❇️ #امتداد_حکمت_و_فلسفه
https://eitaa.com/hekmat121/2939
📌 اخباریگری و روایتسازی تاریخی
⏹ مقدمه
یکی از مباحث مهم در تاریخ تفکر اسلامی و تاریخنگاری، مسئلهی اخباریگری و ظاهرگرایی است. اخباریان و ظاهرگرایان عمدتاً به «ظاهر» نقلهای تاریخی توجه دارند و تاریخ را بر اساس همان نگاه خاص روایت میکنند. اگرچه آنان براساس مبنایی که دارند همهی نقلهای تاریخی را که از سوی محدثان و مورخان دارای گرایش شیعی معتبر میشمارند، اما فقط سخن و روایتی را که با اندیشهی آنان و برداشت آنها از وقایع تاریخی سازگار باشد، بدون بررسی علمی و نقد تاریخی میپذیرند و به آن استناد میکنند.
از این رو، آثار داستانی و رواییِ قرون میانهی اسلامی – بهویژه در زمینهی وقایع مذهبی شیعه – برای این جریانها سند معتبر تاریخی تلقی میشود و همان نقلها معیار صحت روایت آنها از پدیدهی تاریخی قلمداد میگردد.
⏹ گذار اخباریگری از حوزهی علمیه به فضای عامیانه
ماجرا هنگامی بغرنجتر میشود که روایتهایی تاریخی جریانهای اخباری و ظاهرگرا از فضای علمی حوزه فاصله میگیرند و به رویکردی عامیانه و افراطی تبدیل میشوند. در این مرحله، افراد کممایه و نیمهسواد وارد عرصههایی چون روایتگری، منبر، و مداحی میشوند.
بهتدریج، آنچه در آغاز تنها «زبان حال» و بیان هنری در روضهها بود، شکل تاریخی به خود میگیرد. یعنی زبان حال به منزلهی تاریخ تلقی میشود.
⏹مفهوم زبان حال در منبر و روضه
در سنت منبری و روضهخوانی گذشته، «زبان حال» نقش برجستهای در روایتگری و جذب مخاطبان داشت. اهل منبر یا مداحی برای برانگیختن احساسات مردم، خود یا مخاطب را جای شخصیت مصیبتدیده یا قهرمان واقعه قرار میدادند و احساسات و واکنشِ فرضی خود در آن موقعیت را شرح و بیان میکنند.
مردم نیز با این زبان با قهرمان قصه همذاتپنداری میکردند، احساس همراهی مییافتند، و به شکل عاطفی دچار غلیان احساس و اشک و شوق میشدند. بنای این «زبان حال» در اصل مجموعهای از ذوقیات و استحسانات برساخته فردی خطیب و مداح است که امری تخیلی و هنری است و نه روایت مستند تاریخی.
در گذشته برخی از خطبای متقی نیز تأکید میکردند که این یک «زبان حال» و داستان است، یعنی روایت برساخته و تکمیلی برای تقویت جنبهی احساسی داستان نه سند تاریخی.
⏹دگرگونی زبان حال به تاریخ
با گذر زمان و تکرار فراوان این زبان حالها در منبرها و رسانههای دینی، بهتدریج از امر برساختهها، حکم تاریخ قطعی را نزد اذهان عمومی پیدا کردند.
منبریهای کمسواد و مداحان عوام که عموما مباحث مشهور را تکرار میکنند آن روایتها و شنیدهها را بیوقفه تکرار کرده تا جایی که دیگران آنها را از مسلّمات تاریخ دانستند. در نتیجه، زبان حال از روایت احساسی به واقعیت تاریخی یفینی و مستند بدل میشود شد و در نهایت بخشی از دین و دینداری مردم محسوب میگردد.
⏹ تبدیل روایت تاریخی به معرفت دینی
بهتدریج این روایتها چنان در ذهن و باور عمومی نفوذ میکنند که بخشی از معارف دین و محور معرفت دینی مردم تلقی میشوند. در نهایت، اصول و مباحث اساسی دینداری نیز با همین مسلّمات تاریخی شناخته و تفسیر میگردد که روزی صرفا زبان حال بود. عموم مردم دیگر دین را نه از منبع اصلی آن، بلکه بر پایهی همین روایتهای تاریخیِ برآمده از زبان حال میشناسند. هنگامی که این روایتها جزئی از دین و معرفت دینی محسوب شوند، مسیر تحریف معرفتی و اعتقادی آغاز میشود.
⏹ دلالتهای معرفتی از این دگرگونی
زمانی که این زبان حالهای ذوقی و استحسانی تبدیل یافت و جزئی از دین و معرفت دینی تلقی شدند، مرحلهی تازهای آغاز میشود: از این روایتهای عاطفی، استنباطهای اعتقادی، اخلاقی و رفتاری صورت گرفت.
بهتدریج نظام عقاید و باورهای مردم بر پایهی این گونه روایتهای غیرتاریخی بازسازی شد. حتی اصول اخلاقی، بایدها و نبایدهای فردی، خانوادگی، اجتماعی و سیاسی بر اساس همین نقلها شکل گرفت.
در نتیجه، زبان حالی که روزی ابزار هنری برای تحریک احساسات بود، اکنون به منشأ تعیینکنندهی باورهای دینی و رفتارهای فردی، خانوادگی اجتماعی مردم و منبعی بر سیاستگذاری و برنامهریزی تبدیل میشود.
⏹جمعبندی
تحلیل این روند نشان میدهد که اخباریگری عامیانه با ترکیب ظاهرگرایی و احساسگرایی، مرز میان تاریخ، روایت و دین را دستخوش ابهام کرده است. در چنین فضایی، هر آنچه بارها تکرار شود، به جای «روایت»، «تاریخ» تلقی میگردد و سپس پایهی دینداری و اخلاق جامعه را شکل میدهد؛ امری که در درازمدت موجب تحریف معرفت دینی و تاریخ مذهبی میگردد.
#جامعه_شناسی_دین
#مناسک
#اخباری_گری
#اخباریان
#نواخباری
#غلو
ا•┈┈••✾••┈┈•ا
❇️ #امتداد_حکمت_و_فلسفه
https://eitaa.com/hekmat121/2940
جلسه سوم منطق جریان شناسی تا دقایق دیگری برگزار میشود:
🔸یکشنبه ۱۶ آذر
زمان: ساعت ۱۵:۳۰ تا ۱۷
مکان: قم، خ رسالت، مسجد الزهرا (سلام الله علیها)
پخش مستقیم از:
❇️ #امتداد_حکمت_و_فلسفه
https://eitaa.com/hekmat121/2941
پخش زنده
فعلا قابلیت پخش زنده در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
پخش زنده
فعلا قابلیت پخش زنده در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
منطق جریانشناسی ج ۳ .mp3
زمان:
حجم:
41.2M
📌 صوت جلسه سوم منطق جریانشناسی کنشگران انقلاب اسلامی
🎙 با ارائه حجةالاسلام دکتر سید مهدی موسوی
جلسه سوم: یکشنبه ۱۶ آذر ۱۴۰۴
#جریان_شناسی
#روش_شناسی
#منطق
ا•┈┈••✾••┈┈•ا
❇️ #امتداد_حکمت_و_فلسفه
https://eitaa.com/hekmat121/2944
پخش زنده
فعلا قابلیت پخش زنده در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
My Recordingمنطق جریان شناسی ج ۴ کم حجم.mp3
زمان:
حجم:
14.3M
📌 صوت جلسه چهارم منطق جریانشناسی کنشگران انقلاب اسلامی
🎙 با ارائه حجةالاسلام دکتر سید مهدی موسوی
جلسه چهارم: دوشنبه ۱۷ آذر ۱۴۰۴
#جریان_شناسی
#روش_شناسی
#منطق
ا•┈┈••✾••┈┈•ا
❇️ #امتداد_حکمت_و_فلسفه
https://eitaa.com/hekmat121/2948
📌 صوت جلسات منطق جریانشناسی کنشگران انقلاب اسلامی
❇️جلسه اول: یکشنبه ۹ آذر ۱۴۰۴
بخش اول: درسگفتار
https://eitaa.com/hekmat121/2922
❇️جلسه اول: یکشنبه ۹ آذر ۱۴۰۴
بخش دوم: پرسشها و پاسخها
https://eitaa.com/hekmat121/2923
❇️جلسه دوم: دوشنبه ۱۰ آذر ۱۴۰۴
https://eitaa.com/hekmat121/2924
❇️جلسه سوم: یکشنبه ۱۶ آذر ۱۴۰۴
https://eitaa.com/hekmat121/2944
❇️جلسه چهارم: دوشنبه ۱۷ آذر ۱۴۰۴
https://eitaa.com/hekmat121/2948
❇️ خلاصه متنی چهار جلسه
https://eitaa.com/hekmat121/2950
خلاصه کامل جلسات منطق جریان شناسی کنشگران انقلاب اسلامی - استاد موسوی 1404.pdf
حجم:
727.7K
📌 خلاصه چهار جلسه منطق جریانشناسی کنشگران انقلاب اسلامی
با تشکر از حجةالاسلام زمانی که زحمت کشیدند. اجره عند الله
#جریان_شناسی
#روش_شناسی
#منطق
ا•┈┈••✾••┈┈•ا
❇️ #امتداد_حکمت_و_فلسفه
https://eitaa.com/hekmat121/2950