eitaa logo
جرعه‌نوش | علی احسان‌زاده
332 دنبال‌کننده
137 عکس
29 ویدیو
8 فایل
من جرعه‌نوشِ بزم تو بودم هزار سال کی ترک آب‌خورد کند طبع خوگرم سیاهه‌های علی احسان‌زاده @dastmalbaf
مشاهده در ایتا
دانلود
جرعه‌نوش | علی احسان‌زاده
... «من شايد پانزده يا شانزده سالم بود كه مرحوم #نوّاب_صفوى به مشهد آمد. مرحوم نواب صفوى براى من، خي
اما در میان شخصیت‌های اثرگذار بر اندیشه‌ی آیت‌الله خامنه‌ای، چنان‌که پیش‌تر گذشت، و جایگاه ویژه‌ای دارند. در کنار این دو بزرگوار، متأثر از جریان تاریخی و روشنفکری در جهان اسلامی نیز بود. «این حرکت‌ها و ... مربوط به زمان ما هم نیست؛ هایش عمیق‌تر است؛ از صد، صدوپنجاه سال پیش، این حرکت شروع شده است؛ قبل از این، به این شکل نبوده است. و بیداری اسلامی، حرکتی است که در دنیا است. ما هم که توفیق پیدا کردیم تا این حرکت را به یک مرحله‌ی استثنایی و بی‌سابقه‌ای برسانیم و دولت تشکیل دهیم، متأثر از آن جوّ جهانی بودیم. بدون شک، سال‌ها نهضت و بعد از سید جمال‌الدین، شاگردان و افکار او در شرق، هند، مصر و ایران، در ایجاد این ذهنیت مؤثر بوده‌اند؛ البته در ایران، شرایط ویژه‌ای هم وجود داشت؛ موضوع ارتباط روحانیت و مردم و شرایط خاص اعتقادی و حادثه‌ی عاشورا، همه جزو عناصر اصلی است؛ از جمله همین موضوع عاشورا و شهادت‌طلبی و جوشان‌بودن عواطف دینی در بین مردم ما، و بعد آن قدرت رهبری عجیب و بی‌نظیر که در امام بزرگوار بود! ایران از همه‌ی این‌ها توانست استحصال کند و این حادثه به وجود آید. اگر آن رهبری نمی‌بود، مسأله‌ی ما هم امروز مثل مسائلی بود که کم‌وبیش در جاهای دیگر جریان دارد؛ یا حتی مقداری کمتر. پس، این حرکت اسلامی، یک مسأله‌ی ریشه‌دار است.» (۱۳۷۱/۰۵/۱۹؛ بیانات در جمع مسؤولان وزارت امور خارجه و سفرا و کارداران جمهوری اسلامی ایران) ...
جرعه‌نوش | علی احسان‌زاده
اما در میان شخصیت‌های اثرگذار بر اندیشه‌ی آیت‌الله خامنه‌ای، چنان‌که پیش‌تر گذشت، #علامه_طباطبایی و
... در میان متفکران برجسته‌ی جهان اسلام، گذشته از اندیشمندان حوزه‌های علمیه‌ی امامیه، دو شخصیت به طور ویژه مورد توجه آیت‌الله خامنه‌ای بودند؛ و «نخستين در كشورهاى اين منطقه كه هم‌زمان با آغاز ورود پيش‌قراول‌هاى آغاز شد، غالباً به وسيله‌ى علماى دين و پديد آمد. نام رهبران و شخصيت‌هاى برجسته چون و و و و محمود الحسن و محمدعلى و و حاج‌آقا نورالله و و ده‌ها روحانى معروف بزرگ و مجاهد و متنفذ از كشورهاى ايران و مصر و هند و عراق در صفحات تاريخ براى هميشه ثبت و ضبط است. در دوران معاصر هم نام درخشان عظيم چون ستاره‌ى پرفروغى بر تارك انقلاب اسلامى ايران مى‌درخشد. در اين ميان، صدها عالم معروف و هزاران عالم غيرمعروف نيز، امروز و ديروز، نقش‌آفرين حوادث اصلاحىِ بزرگ و كوچک در كشورهاى گوناگون بوده‌اند. فهرست مصلحان دينى از قشرهاى غيرروحانى همچون و نيز بلند و اعجاب‌انگيز است.» (۱۳۹۲/۰۲/۰۹؛ بيانات در اجلاس جهانى علما و بيدارى اسلامى تهران.) ...
جرعه‌نوش | علی احسان‌زاده
#نواب_صفوی
... «... ... امرى است كه مسلمانان عالم در طول قرن‌هاى متمادى و بخصوص در قرن اخير از تا ، تا بزرگان فكر و انديشه، تا علماى بزرگى در داخل كشور خود ما دنبال آن بوده‌اند كه دين خدا را حاكم كنند و اين بوده است.» (۱۳۷۷/۰۲/۰۲؛ بيانات در ديدار علما و روحانيون در آستانه‌ى ماه محرّم) در همایش بزرگ‌داشت در ۱۳۶۴/۱۲/۱۹، او را چنین می‌ستایند: «امروز که این جلسه را و این تجلیل را از در کشورمان مشاهده می‌کنم، یکی از پرهیجان‌ترین و خاطره‌انگیزترین روزهای زندگی من خواهد بود. آن شَرار درخشنده‌ای که در تاریکی‌های روزهای سیاه اختناق، یادش، شعرش، نصیحتش و درسش نومیدی را از دل می‌زدود و آینده‌ی روشن را در برابر چشم‌های ما ترسیم می‌کرد، امروز مشعل فروزنده‌ای شده و چشم ملّت ما را خوشبختانه به خود جلب می‌کند. مردم ما- که اوّلین مخاطب جهانی اقبال هستند- متأسّفانه خیلی دیر با اقبال آشنا شدند. وضعیت خاصّ کشور ما و به‌خصوص سلطه‌ی سیاست‌های خبیث استعماری در آخرین سال‌های زندگی اقبال در کشور محبوب او- ایران- موجب شد که اقبال هرگز ایران را نبیند. این شاعر بزرگ پارسی‌گوی- که بیش‌ترین شعر خودش را نه به زبان مادری‌اش که به فارسی گفته- هرگز در این فضای محبوب و مطلوب خودش قرار نگرفت و نه فقط اقبال به ایران نیامد، همان سیاست‌هایی که اقبال عمری با آن‌ها کرد، نگذاشتند که ایده‌ی اقبال و و به گوش مردم ایران- که آماده‌ترین برای شنیدن آن پیام بودند- برسد. من پاسخ این سؤال را دارم که چرا اقبال به ایران نیامد. اقبال آن‌وقتی که در اوج افتخار و شهرت میزیست و در گوشه‌وکنار شبه‌قارّه و در دانشگاه‌های معروف دنیا از او یاد میکردند به‌عنوان یک متفکر، یک فیلسوف، یک دانشمند، یک انسان‌شناس، یک جامعه‌شناس بزرگ- که البتّه هیچ‌یک از این عنوان‌ها آن عنوانی که اقبال دوست می‌داشت به آن نامیده بشود، نیستند.» ...
جرعه‌نوش | علی احسان‌زاده
... در میان متفکران برجسته‌ی جهان اسلام، گذشته از اندیشمندان حوزه‌های علمیه‌ی امامیه، دو شخصیت به طو
... آیت‌الله خامنه‌ای در دهه‌ی چهل و پنجاه، اقدام به ترجمه‌ی چند کتاب کردند که سه مورد از آن‌ها، اثر بود. آن سه اثر عبارت بودند از: آینده در قلمرو اسلام (المستقبَل لِهذا الدّین) (۱۳۴۵)، ادعانامه‌ای علیه تمدن غرب و دورنمایی از رسالت اسلام (الاسلام و مشکلات الحضارة) (۱۳۴۹)، و جلد اول از تفسیر «فی ظلال القرآن» (۱۳۴۸). سید‌ ‎قطب ابراهیم حسین شاذلى یکی از متفکران جریان در و به شمار می‌رود. او تحصیلات حوزوی نداشت، ولی با بهره‌گیری از به تولید یک پرداخت. به علاوه، او متأثر از -متفکر برجسته‌ی شبه‌قاره‌ی و مؤسس جماعت اسلامی پاکستان- نیز بود. او سرانجام در سال ۱۳۴۵ش به همراه چند تن دیگر از رهبران اخوان‌المسلمین مصر به دستور اعدام شد. ترجمه‌ی آثار ، منحصر به آیت‌الله خامنه‌ای نبود؛ آن سال‌ها آثار متعددی از این متفکر معاصر مصری در ایران ترجمه شدند که اسامی برخی از آنان چنین است: - اسلام و صلح جهانى (السلام العالمی و الاسلام)، مترجمان: سید هادی خسروشاهی و زین‌العابدین قربانی - ما چه می‌گوییم (دراسات اسلامیة)، مترجم: سید هادی خسروشاهی - عدالت اجتماعى در اسلام؛ مباحثى در زمینه‌هاى جامعه، اقتصاد، سیاست و حكومت (العدالة الاجتماعیة فی الاسلام)، مترجمان: محمدعلى گرامى و سید هادی خسروشاهی - فی ظلال القرآن، ۶ جلد، چند ترجمه توسط احمد آرام، مصطفی خرم‌دل و محمدعلی عابدی - آفرینش هنری در قرآن (التصویر الفنّی فی القرآن)، مترجم: محمدمهدی فولادوند - فاجعه تمدن و رسالت اسلام، مترجم: علی حجتی کرمانی (این اثر ترجمه‌ای دیگر از «الاسلام و مشکلات الحضارة» است) - نامه‌ی سید قطب به خواهرش آمنه، مترجم: جلال معروفیان - نشانه‌های راه (معالم فی الطریق)، مترجم: محمود محمودی (این، آخرین اثر سید قطب است که آن را در زندان نوشته) - اسلام و سرمایه‌داری (معرکة الاسلام و الرأسمالیة)، مترجم: سید محمد شیرازی - دورنمای رستاخیز در ادیان پیشین و قرآن (مشاهد القیامة فی القرآن)، مترجم: غلام‌رضا خسروی حسینی - ویژگی‌های ایدئولوژی اسلامی (خصائص التصور الاسلامي و مقوماته)، مترجم: سید محمد خامنه‌ای ...
جرعه‌نوش | علی احسان‌زاده
... آیت‌الله خامنه‌ای در دهه‌ی چهل و پنجاه، اقدام به ترجمه‌ی چند کتاب کردند که سه مورد از آن‌ها، اثر
... ترجمه‌ی آثار متفکران جهان اسلام، منحصر به کتب سید قطب نبود؛ بسیاری از دیگر اندیشمندان روشن‌گر معاصر نیز در زمره‌ی کسانی بودند که نوشته‌هایشان در ایران ترجمه شد. این نویسندگان، تنها مصری هم نبودند؛ چنان‌که گذشت، شبه‌قاره هند و دیگر بلاد اسلامی، مهد پرورش بسیاری از این بودند. پس از شهادت سید قطب، برادرش ، در پیروی از اندیشه‌ی او، آثار فراوانی تولید کرد که تعداد زیادی از آن‌ها در همان سال‌ها در ایران ترجمه شد: - انسان، مادی‌گری و اسلام (الإنسان بین المادیة و الإسلام)، مترجم: سید هادی خسروشاهی - فرد و اجتماع (فی النفس و المجتمع)، مترجم: سید غلام‌رضا سعیدی، ۱۳۴۶ - آیا ما مسلمان هستیم؟ (هل نحن مسلمون؟)، مترجم: سید جعفر طباطبایی، ۱۳۵۰ - اسلام و تحولات زندگی (التطور و الثبات فی الحیاة البشریة)، مترجم: محمدعلی عابدی، ۱۳۵۱ - روش تربیتی اسلام (منهج التربیة الاسلامیة)، مترجم: سید محمدمهدی جعفری، ۱۳۵۲ - چگونگی دعوت به اسلام (کیف ندعو الناس؟)، دارای دو ترجمه؛ یکی از آیت حق‌دوست و مهدی مصطفایی، و دیگری از سعید یوسفی (1394ش) - اسلام و نابه‌سامانی‌های روشنفکران (قضیة التنویر فی العالم الإسلامی)، ۳ جلد، مترجم: محمدعلی عابدی، ۱۳۵۸ - این سه نفر یهودی؛ زیگموند فروید، کارل مارکس، امیل دورکیم (بخشی از «قضیة التنویر ...»)، مترجم: محمدعلی عابدی - جاهلیت قرن بیستم (جاهلیة القرن العشرین)، مترجم: محمدعلی عابدی، ۱۳۵۹ - آشنایی با معارف قرآن (دراسات قرآنیة)، مترجم: حسن اکبری، ۱۳۶۱ - شبهاتی پیرامون اسلام (شبهات حول الإسلام)، مترجم: عبدالباسط عیسی‌زاده (در سال‌های اخیر نیز، چند اثر دیگر از محمد قطب به فارسی ترجمه شده است؛ - سکولارها چه می‌گویند (العلمانیون و الإسلام)، محمد قطب، مترجم: جواد محدثی، ۱۳۷۹ - روش تربیتی اسلام و کاربرد عملی آن (منهج التربیة الاسلامیة)، مترجم: محمود ابراهیمی، ۱۳۸۹ - بازخوانی علوم اجتماعی از ژرفای نگاه اسلام (حول التأصیل الإسلامی للعلوم الاجتماعیة)، مترجم: زهرا بدرلو، ۱۳۹۶) (و هنوز بسیاری از آثار مفید او هستند که می‌توان به ترجمه‌ی آن‌ها اقدام کرد و از آنان بهره برد: دراسات فی النفس الإنسانیة، منهج الفن الإسلامی، قبسات من الرسول، معرکة التقالید، مذاهب فکریة معاصرة، مغالطات، مفاهیم ینبغی أن تصحح، کیف نکتب التاریخ الإسلامی؟، لا إله إله الله عقیدة و شریعة و منهج حیاة، دروس من محنة البوسنه و الهرسک، هلُمّ تخرج من ظلمات التیه، واقعنا المعاصر، المسلمون و العولمة، رکائز الإیمان، لا یأتون بمثله!، من قضایا الفکر الإسلامی المعاصر، حول التفسیر الإسلامی للتاریخ، الجهاد الأفغانی و دلالاته، دروس تربویة من القرآن الکریم، حول تطبیق الشریعة، المستشرقون و الإسلام، الاطیاف الاربعة (برای کودکان و نوجوانان) هذا هو الإسلام، رؤیة إسلامیة لأحوال العالم المعاصر، فی التیه (دیوان شعر)، نحو تحریر العبید، و ...) ...
جرعه‌نوش | علی احسان‌زاده
... ترجمه‌ی آثار متفکران جهان اسلام، منحصر به کتب سید قطب نبود؛ بسیاری از دیگر اندیشمندان روشن‌گر مع
... نگاهی به آثار ترجمه‌شده در دهه‌های ۱۳۳۰ تا پنجاه، نمایان‌گر یک نهضت فرهنگی در ایران است که ما را با اسامی نویسندگان متعددی در جهان اسلام و ایران آشنا می‌کند؛ اندیشمندانی چون سید جمال‌الدین اسدآبادی، علامه شیخ محمدحسین آل‌کاشف‌الغطاء، علامه سید شرف‌الدین عاملی، علامه سید محسن امین عاملی، علامه شهید سید محمدباقر صدر، محمد عبده، سید قطب، محمد قطب، ابوالاعلی مودودی، احمد امین، عبدالفتاح عبدالمقصود، طه حسین و محمد ابوزهره. در این میان، آثار نویسندگانی مسیحی که تحقیقاتی قابل توجه در معرفی شخصیت پیامبر یا امیرالمؤمنین یا نهج‌البلاغه یا تاریخ اسلام ارائه کرده بودند، نیز به چشم می‌خورند؛ کسانی چون جرجی زیدان، جبران خلیل جبران، سلیمان کتانی و جورج جرداق. برخی آثار این نویسندگان را طیفی گسترده از مترجمان حوزوی و غیرحوزوی به فارسی برگرداندند؛ از حوزویانی چون آقایان سید محمود طالقانی، سید هادی خسروشاهی، سید جواد هشترودی، سید علی خامنه‌ای، سید محمد خامنه‌ای، علی حجتی کرمانی، سید جعفر طباطبایی، سید محمد شیرازی، زین‌العابدین قربانی، محمدعلی گرامی و زین‌العابدین کاظمی خلخالی تا کسانی چون سید غلام‌رضا سعیدی، سید محمدمهدی جعفری، علی جواهرکلام و سید جلال آل‌احمد. این یک نمونه‌ی چشم‌گیر از است. ...
جرعه‌نوش | علی احسان‌زاده
... نگاهی به آثار ترجمه‌شده در دهه‌های ۱۳۳۰ تا پنجاه، نمایان‌گر یک نهضت فرهنگی در ایران است که ما را
... امام خامنه‌ای به عنوان ، آن را چنین توصیف می‌کنند: «تهاجم فرهنگى با تبادل فرهنگى متفاوت است. تبادل فرهنگى لازم است. هيچ ملتى بى‌نياز نيست از اين‌كه در همه‌ى زمينه‌ها، از جمله در زمينه‌ى مسائل فرهنگى آن مجموعه مسائلى كه به آن‌ها نام فرهنگ داده مى‌شود، از ملت‌هاى ديگر بياموزد. هميشه‌ى تاريخ نيز همين بوده است. ... بسيار اتفاق افتاده است كه اين تبادل فرهنگى، به تغيير مذهب يك كشور انجاميده است! ... خود ملت ما هم، در طول زمان، خيلى چيزها از ملت‌هاى ديگر آموخته است، و اين، يك براى تروتازه‌ماندن معارف و حيات فرهنگى در سرتاسر عالم است. اين، تبادل فرهنگى است و خوب است. تهاجم فرهنگى اين است كه يك مجموعه سياسى يا اقتصادى براى مقاصد سياسى خود و براى اسيركردن يك ملت، به بنيان‌هاى فرهنگى آن ملت هجوم مى‌برد. چنين مجموعه‌اى هم چيزهاى تازه‌اى را وارد آن كشور و آن ملت مى‌كند؛ اما به زور؛ اما به قصد جای‌گزين‌كردن آن‌ها با فرهنگ و باورهاى ملى. اين، اسمش تهاجم است. در تبادل فرهنگى، هدف، باروركردن فرهنگ ملى و كامل‌كردن آن است، اما در تهاجم فرهنگى، هدف، ريشه‌كن‌كردن فرهنگ ملى و از بين بردن آن است. در تبادل فرهنگى، آن ملتى كه از ملت‌هاى ديگر چيزى مى‌گيرد، مى‌گردد چيزهاى مطبوع و دل‌نشين و خوب و مورد علاقه را مى‌گيرد. فرض بفرماييد، دانش را از آن‌ها تعليم مى‌گيرد. ... در تبادل فرهنگى ... ملت فراگيرنده، مى‌گردد نقاط درست و چيزهايى را كه فرهنگ او را كامل مى‌كند، از ديگران تعليم مى‌گيرد. درست مثل انسانى كه ضعيف است و دنبال غذاى مناسبى مى‌گردد. دوا و غذاى مناسب را مصرف مى‌كند، تا سالم شود و نقصش از بين برود. در تهاجم فرهنگى، چيزهايى كه به ملت مورد تهاجم مى‌دهند، چيزهاى خوب نيست، بلكه چيزهاى بد است. ... در تهاجم فرهنگى، دشمن مى‌گردد آن نقطه‌اى از فرهنگ خود را به اين ملت مى‌دهد و وارد اين ملت مى‌كند كه خودش مى‌خواهد. معلوم است كه دشمن چه مى‌خواهد! اگر در تبادل فرهنگى، ملتى كه از فرهنگ بيگانه چيزى مى‌گيرد، تشبيه به آدمى شود كه در كوچه و بازار، غذا و دواى مناسب مى‌خرد كه مصرف كند؛ در تهاجم فرهنگى، ملتى را كه تحت تهاجم قرار گرفته است، بايد به بيمارى كه افتاده و خودش كارى نمى‌تواند بكند، تشبيه كنيم. آن وقت دشمن، آمپولى به او تزريق مى‌كند و معلوم است آمپولى كه دشمن تزريق كند، چيست! اين، فرق دارد با آن دارو و درمانى كه خود شما برويد و آن را با ميل انتخاب و وارد بدنتان كنيد. اين، تهاجم فرهنگى است. پس، تبادل فرهنگى به انتخاب ماست؛ اما تهاجم فرهنگى به انتخاب دشمن است. تبادل فرهنگى انجام مى‌دهيم تا كامل شويم؛ يعنى فرهنگ خودى را كامل كنيم. اما تهاجم فرهنگى انجام مى‌گيرد تا فرهنگ خودى را ريشه‌كن كند. تبادل فرهنگى از چيزهاى خوب است؛ تهاجم فرهنگى از چيزهاى بد است. تبادل فرهنگى در هنگام قوت و روزگار توانايى يك ملت انجام مى‌گيرد؛ ولى تهاجم فرهنگى در دوران ضعف يك ملت است.» (۱۳۷۱/۵/۲۱) ...
دهم فروردین سالروز قیام مردم قهرمان یزد علیه رژیم ستمشاهی پهلوی را گرامی می‌داریم.