جرعهنوش | علی احسانزاده
... «... معلم و مرشد و پیشوای بزرگ ما؛ ... آن شخصیت بیبدیل که مجدِّد حیات اسلام در این دوران اس
در باب شخصیت بینظیر امام خمینی، سخن بسیار است و بیانات امام خامنهای دربارهی ایشان، به چندین کتاب تبدیل شده، ولی در باب اهمیت نوشتارهای امام خصوصاً آنچه در سالهای آخر عمر شریف ایشان، صدور یافته، به نقل یک سخن از امام خامنهای اکتفا میکنم.
آقا چهار روز پس از پذیرش قطعنامهی 591 و دو روز پس از صدور پیام حج 67 توسط امام که در آن سخن از پذیرش جام زهر رفته بود، در خطبههای نماز جمعهی تهران، پس از بیان نکاتی دربارهی حج و قطعنامه، اینچنین گفتند:
«... اگر ما میخواستیم که حق سخن را در اینباره ادا بکنیم، باید پیام بلندِ زیبای استثناییِ ماندگارِ تاریخی رهبر و امام عزیزمان را در اینجا مطرح میکردیم و در پیرامون آن حرف میزدیم. حقیقتاً این پیام یکی از آیات و معجزات بزرگ این انقلاب است؛ و همانطوری که همه احساس کردید، آنچنان نغمهی دلپذیر و مؤثّری است که تا اعماق جان ملت انقلابی ما نفوذ کرد و تارهای روح آنان را به نوا درآورد و این تازه آغاز کار است. این پیام، لوحهی زرینِ پاکنشدنی است که بر سَردَر این انقلاب و بر پیشانی و کتیبهی این نظام عظیم اسلامی، تا ابد خواهد ماند. کلمهکلمه و جملهجملهی این پیام قطرهی باران رحمتی است که کام مشتاقان را و جان عاشقان را سیراب خواهد کرد. حقیقتاً نشانهای است از اینکه امام ما- این فرزند راستین ولی خدا و پیامبر خدا- مُلهَم به الهامات الهی است. این نیروی فوقالعادهای است که خدای متعال ذخیرهی این انقلاب قرار داده است. افسوس که وقت کم است و الا در ستایش این پیام، ساعتها باید سخن گفت و در تفسیر این پیام عمری را باید صرف کرد. برادران ما در مجلس شورای اسلامی و بیرون آن مجلس گفتند که این پیام باید قانون بشود. این درست است، اما بالاتر از آن، این پیام باید فرهنگ جامعهی ما بشود. ایبسا قانونی که در دل مردم و عمق جان مردم نیست، بر نوک قلمها و لقلقهی زبانها است؛ اما فرهنگ یک جامعه، یعنی آن راه روشنی که جامعه آن راه را میپیماید. این پیام باید آنقدر تکرار بشود، آنقدر بر سر منابر و تریبونها گفته بشود و شرح و توضیح داده شود، آنقدر باید جزوه و کتابی که حاوی این پیام خواهد شد، در خانهها بهوسیلهی پدران و مادران و جوانان بزرگ خانواده برای دیگران خوانده بشود، آنقدر باید این پیام در زبانها و دلها و ذهنها بگردد تا رنگ ثابت ملت ما و فرهنگ ناستردنیِ انقلاب ما بشود. این پیام و پیام سال گذشتهی حج یک مجموعهی کامل است که باید از آن، این ملت جان خود را سیراب کند.» (31/ 04/ 1367)
جرعهنوش | علی احسانزاده
در باب شخصیت بینظیر امام خمینی، سخن بسیار است و بیانات امام خامنهای دربارهی ایشان، به چندین کتاب
تأثیر #امام_خمینی بر #امام_خامنهای در هر دو محور- اندیشه و عمل- قابل ردیابی است که تفصیل آن، مجالی دیگر میطلبد.
اما دیگر تأثیرگذاران بر آقا کیانند؟
در ناحیهی شخصیت و روحیهی عملی، قطعاً در وهلهی اول، #والدین ایشان نقشی پررنگ دارند؛ چنانچه خود آقا در بیان خاطراتشان از تأثیرات هر دو بزرگوار- پدر و مادر- بر خود یاد کردهاند. از این مطلب نیز گرچه بسیار شیرین و قابل بهرهبرداری است، ولی چون بحث ما را تا حدی به حاشیه میبرد، میگذریم.
یکی از شخصیتهای مهم و اثرگذار بر روحیهی انقلابی آیتالله خامنهای، شهید سید مجتبی #نواب_صفوی است. همان که آقا او را «پیشآهنگ جهاد و شهادت در زمان ما» میدانند.
...
جرعهنوش | علی احسانزاده
تأثیر #امام_خمینی بر #امام_خامنهای در هر دو محور- اندیشه و عمل- قابل ردیابی است که تفصیل آن، مجالی
...
«من شايد پانزده يا شانزده سالم بود كه مرحوم #نوّاب_صفوى به مشهد آمد. مرحوم نواب صفوى براى من، خيلى جاذبه داشت و بهكلّى مرا مجذوب خودش كرد. هركسى هم كه آن وقت در حدود سنين ما بود، مجذوب #نواب_صفوى مىشد؛ از بس اين آدم، #پُرشور و #بااخلاص، پر از صدق و صفا و ضمناً #شجاع و #صريح و گويا بود. من مىتوانم بگويم كه آنجا به طور جدّى به مسائل مبارزاتى و به آنچه كه به آن مبارزه سياسى مىگوييم، علاقهمند شدم. البته قبل از آن، چيزهايى مىدانستم. زمان نوجوانىِ ما با اوقات #مصدّق مصادف بود. من يادم است در سال ۱۳۲۹ وقتىكه مصدّق تازه روى كار آمده بود و مرحوم #آيتالله_كاشانى با او همكارى مىكردند، مرحوم آيتالله كاشانى نقش زيادى در توجّه مردم به شعارهاى سياسى دكتر مصدّق داشتند لذا كسانى را به شهرهاى مختلف مىفرستادند كه براى مردم سخنرانى كنند و حرف بزنند. از جمله در مشهد، سخنرانانى مىآمدند. من دو نفر از آن سخنرانان و سخنرانيهايشان را كاملاً يادم است. آنجا با مسائل مصدّق آشنا شديم و بعد، مصدّق سقوط كرد. در سال ۱۳۳۲ كه قضيه ۲۸ مرداد پيشامد كرد، من كاملاً در جريان سقوط مصدّق و حوادث آن روز بودم؛ يعنى من خوب يادم است كه اوباش و اراذل، در مجامع حزبى كه به دولت دكتر مصدّق ارتباط داشتند، ريخته بودند و آنجاها را غارت مىكردند. اين مناظر، كاملاً جلوِ چشمم است! بنابراين من مقولههاى سياسى را كاملاً #مىشناختم و ديده بودم؛ ليكن به #مبارزه_سياسى به معناى حقيقى، از زمان آمدن مرحوم نوّاب #علاقهمند شدم. بعد از آنكه مرحوم نوّاب از مشهد رفت، زياد طول نكشيد كه شهيد شد. شهادت او هم غوغايى در دلهاى جوانانى كه او را ديده و شناخته بودند، به وجود آورده بود. در حقيقت سوابق كار مبارزاتى ما به اين دوران برمىگردد؛ يعنى به سالهاى ۱۳۳۳ و ۳۴ به بعد.»
(۱۳۷۶/۱۱/۱۴؛ گفتوشنود صميمانهی رهبر معظم انقلاب اسلامى با گروهى از جوانان و نوجوانان)
جرعهنوش | علی احسانزاده
... «من شايد پانزده يا شانزده سالم بود كه مرحوم #نوّاب_صفوى به مشهد آمد. مرحوم نواب صفوى براى من، خي
«مرحوم شهيد #نوّاب_صفوى نخستين جرقّهاى بود كه #راه_اسلام را به معناى #فراگير_انقلابى_و_پويا ى آن در برابرم روشن ساخت. اين مرد در جامعهى ايرانى آنچنان #جنبشى برانگيخت كه وجدان مسلمانها را از #خواب_غفلت بيدار كرد، #عزمها را جزم كرد و در دلها #غيرت و حميتى نسبت به اسلام و مقدّسات اسلامى ايجاد نمود. #اثرگذارى او محدود به ايران نبود، بلكه به برخى نقاط جهان عرب سفر كرد و آتش شور و حماسه را در دل مجاهدان برافروخت. به برخى زمامداران عرب نيز نصيحت ميكرد كه در دام فريب استعمارگران نيفتند.»
(خون دلی که لعل شد، ص 49)
(محمدمهدی عبدخدایی در خاطرات خود خاطرهای از #یاسر_عرفات نقل میکند که وی از تأثیر سخنرانی شهید #نواب_صفوى در مصر و عتاب تندی که برای ایستادگی در برابر غصب #فلسطین بر او داشته یاد کرده و آن را منشأ تحرک انقلابی خود میداند.)
جرعهنوش | علی احسانزاده
... «من شايد پانزده يا شانزده سالم بود كه مرحوم #نوّاب_صفوى به مشهد آمد. مرحوم نواب صفوى براى من، خي
اما در میان شخصیتهای اثرگذار بر اندیشهی آیتالله خامنهای، چنانکه پیشتر گذشت، #علامه_طباطبایی و #شهید_مطهری جایگاه ویژهای دارند.
در کنار این دو بزرگوار، #امام_خامنهای متأثر از جریان تاریخی #بیداری_اسلامی و روشنفکری در جهان اسلامی نیز بود.
«این حرکتها و #بیداری_اسلامی ... مربوط به زمان ما هم نیست؛ #ریشه هایش عمیقتر است؛ از صد، صدوپنجاه سال پیش، این حرکت شروع شده است؛ قبل از این، به این شکل نبوده است. #نوآوری_اسلامی و بیداری اسلامی، حرکتی است که در دنیا #ریشهدار است. ما هم که توفیق پیدا کردیم تا این حرکت را به یک مرحلهی استثنایی و بیسابقهای برسانیم و دولت تشکیل دهیم، متأثر از آن جوّ جهانی بودیم. بدون شک، سالها نهضت #سید_جمالالدین و بعد از سید جمالالدین، شاگردان و افکار او در شرق، هند، مصر و ایران، در ایجاد این ذهنیت مؤثر بودهاند؛ البته در ایران، شرایط ویژهای هم وجود داشت؛ موضوع ارتباط روحانیت و مردم و شرایط خاص اعتقادی و حادثهی عاشورا، همه جزو عناصر اصلی است؛ از جمله همین موضوع عاشورا و شهادتطلبی و جوشانبودن عواطف دینی در بین مردم ما، و بعد آن قدرت رهبری عجیب و بینظیر که در امام بزرگوار بود! ایران از همهی اینها توانست استحصال کند و این حادثه به وجود آید. اگر آن رهبری نمیبود، مسألهی ما هم امروز مثل مسائلی بود که کموبیش در جاهای دیگر جریان دارد؛ یا حتی مقداری کمتر. پس، این حرکت اسلامی، یک مسألهی ریشهدار است.»
(۱۳۷۱/۰۵/۱۹؛ بیانات در جمع مسؤولان وزارت امور خارجه و سفرا و کارداران جمهوری اسلامی ایران)
...
جرعهنوش | علی احسانزاده
اما در میان شخصیتهای اثرگذار بر اندیشهی آیتالله خامنهای، چنانکه پیشتر گذشت، #علامه_طباطبایی و
...
در میان متفکران برجستهی جهان اسلام، گذشته از اندیشمندان حوزههای علمیهی امامیه، دو شخصیت به طور ویژه مورد توجه آیتالله خامنهای بودند؛ #اقبال_لاهوری و #سید_قطب
«نخستين #امواج_بيدارى در كشورهاى اين منطقه كه همزمان با آغاز ورود پيشقراولهاى #استعمار آغاز شد، غالباً به وسيلهى علماى دين و #مصلحان_دينى پديد آمد. نام رهبران و شخصيتهاى برجسته چون #سيد_جمالالدين و #محمد_عبده و #ميرزاى_شيرازى و #آخوند_خراسانى و محمود الحسن و محمدعلى و #شيخ_فضلالله و حاجآقا نورالله و #ابوالاعلى_مودودى و دهها روحانى معروف بزرگ و مجاهد و متنفذ از كشورهاى ايران و مصر و هند و عراق در صفحات تاريخ براى هميشه ثبت و ضبط است. در دوران معاصر هم نام درخشان #امام_خمينى عظيم چون ستارهى پرفروغى بر تارك انقلاب اسلامى ايران مىدرخشد. در اين ميان، صدها عالم معروف و هزاران عالم غيرمعروف نيز، امروز و ديروز، نقشآفرين حوادث اصلاحىِ بزرگ و كوچک در كشورهاى گوناگون بودهاند. فهرست مصلحان دينى از قشرهاى غيرروحانى همچون #حسن_البنّاء و #اقبال_لاهورى نيز بلند و اعجابانگيز است.»
(۱۳۹۲/۰۲/۰۹؛ بيانات در اجلاس جهانى علما و بيدارى اسلامى تهران.)
...
جرعهنوش | علی احسانزاده
#نواب_صفوی
...
«... #اعتقاد_به_حاكميت_اسلام ... امرى است كه مسلمانان عالم در طول قرنهاى متمادى و بخصوص #متفكّرين_بزرگ در قرن اخير از #سيد_جمال_اسدآبادى تا #اقبال_لاهورى، تا بزرگان فكر و انديشه، تا علماى بزرگى در داخل كشور خود ما دنبال آن بودهاند كه دين خدا را حاكم كنند و اين #ادامهى_راه_پيغمبران بوده است.»
(۱۳۷۷/۰۲/۰۲؛ بيانات در ديدار علما و روحانيون در آستانهى ماه محرّم)
#امام_خامنهای در همایش بزرگداشت #اقبال_لاهوری در ۱۳۶۴/۱۲/۱۹، او را چنین میستایند:
«امروز که این جلسه را و این تجلیل را از #اقبال_عزیز در کشورمان مشاهده میکنم، یکی از پرهیجانترین و خاطرهانگیزترین روزهای زندگی من خواهد بود. آن شَرار درخشندهای که در تاریکیهای روزهای سیاه اختناق، یادش، شعرش، نصیحتش و درسش نومیدی را از دل میزدود و آیندهی روشن را در برابر چشمهای ما ترسیم میکرد، امروز مشعل فروزندهای شده و چشم ملّت ما را خوشبختانه به خود جلب میکند. مردم ما- که اوّلین مخاطب جهانی اقبال هستند- متأسّفانه خیلی دیر با اقبال آشنا شدند. وضعیت خاصّ کشور ما و بهخصوص سلطهی سیاستهای خبیث استعماری در آخرین سالهای زندگی اقبال در کشور محبوب او- ایران- موجب شد که اقبال هرگز ایران را نبیند. این شاعر بزرگ پارسیگوی- که بیشترین شعر خودش را نه به زبان مادریاش که به فارسی گفته- هرگز در این فضای محبوب و مطلوب خودش قرار نگرفت و نه فقط اقبال به ایران نیامد، همان سیاستهایی که اقبال عمری با آنها #مبارزه کرد، نگذاشتند که ایدهی اقبال و #راه_اقبال و #درس_اقبال به گوش مردم ایران- که آمادهترین برای شنیدن آن پیام بودند- برسد. من پاسخ این سؤال را دارم که چرا اقبال به ایران نیامد. اقبال آنوقتی که در اوج افتخار و شهرت میزیست و در گوشهوکنار شبهقارّه و در دانشگاههای معروف دنیا از او یاد میکردند بهعنوان یک متفکر، یک فیلسوف، یک دانشمند، یک انسانشناس، یک جامعهشناس بزرگ- که البتّه هیچیک از این عنوانها آن عنوانی که اقبال دوست میداشت به آن نامیده بشود، نیستند.»
...
جرعهنوش | علی احسانزاده
... در میان متفکران برجستهی جهان اسلام، گذشته از اندیشمندان حوزههای علمیهی امامیه، دو شخصیت به طو
...
آیتالله خامنهای در دههی چهل و پنجاه، اقدام به ترجمهی چند کتاب کردند که سه مورد از آنها، اثر #سید_قطب بود. آن سه اثر عبارت بودند از: آینده در قلمرو اسلام (المستقبَل لِهذا الدّین) (۱۳۴۵)، ادعانامهای علیه تمدن غرب و دورنمایی از رسالت اسلام (الاسلام و مشکلات الحضارة) (۱۳۴۹)، و جلد اول از تفسیر «فی ظلال القرآن» (۱۳۴۸).
سید قطب ابراهیم حسین شاذلى یکی از متفکران جریان #بیداری_اسلامی در #مصر و #اخوان_المسلمین به شمار میرود. او تحصیلات حوزوی نداشت، ولی با بهرهگیری از #قرآن به تولید یک #نظام_فکری پرداخت. به علاوه، او متأثر از #سید_ابوالاعلی_مودودی -متفکر برجستهی شبهقارهی #هند و مؤسس جماعت اسلامی پاکستان- نیز بود. او سرانجام در سال ۱۳۴۵ش به همراه چند تن دیگر از رهبران اخوانالمسلمین مصر به دستور #جمال_عبدالناصر اعدام شد.
ترجمهی آثار #سید_قطب، منحصر به آیتالله خامنهای نبود؛ آن سالها آثار متعددی از این متفکر معاصر مصری در ایران ترجمه شدند که اسامی برخی از آنان چنین است:
- اسلام و صلح جهانى (السلام العالمی و الاسلام)، مترجمان: سید هادی خسروشاهی و زینالعابدین قربانی
- ما چه میگوییم (دراسات اسلامیة)، مترجم: سید هادی خسروشاهی
- عدالت اجتماعى در اسلام؛ مباحثى در زمینههاى جامعه، اقتصاد، سیاست و حكومت (العدالة الاجتماعیة فی الاسلام)، مترجمان: محمدعلى گرامى و سید هادی خسروشاهی
- فی ظلال القرآن، ۶ جلد، چند ترجمه توسط احمد آرام، مصطفی خرمدل و محمدعلی عابدی
- آفرینش هنری در قرآن (التصویر الفنّی فی القرآن)، مترجم: محمدمهدی فولادوند
- فاجعه تمدن و رسالت اسلام، مترجم: علی حجتی کرمانی (این اثر ترجمهای دیگر از «الاسلام و مشکلات الحضارة» است)
- نامهی سید قطب به خواهرش آمنه، مترجم: جلال معروفیان
- نشانههای راه (معالم فی الطریق)، مترجم: محمود محمودی (این، آخرین اثر سید قطب است که آن را در زندان نوشته)
- اسلام و سرمایهداری (معرکة الاسلام و الرأسمالیة)، مترجم: سید محمد شیرازی
- دورنمای رستاخیز در ادیان پیشین و قرآن (مشاهد القیامة فی القرآن)، مترجم: غلامرضا خسروی حسینی
- ویژگیهای ایدئولوژی اسلامی (خصائص التصور الاسلامي و مقوماته)، مترجم: سید محمد خامنهای
...
جرعهنوش | علی احسانزاده
... آیتالله خامنهای در دههی چهل و پنجاه، اقدام به ترجمهی چند کتاب کردند که سه مورد از آنها، اثر
...
ترجمهی آثار متفکران جهان اسلام، منحصر به کتب سید قطب نبود؛ بسیاری از دیگر اندیشمندان روشنگر معاصر نیز در زمرهی کسانی بودند که نوشتههایشان در ایران ترجمه شد. این نویسندگان، تنها مصری هم نبودند؛ چنانکه گذشت، شبهقاره هند و دیگر بلاد اسلامی، مهد پرورش بسیاری از این #مصلحان بودند. پس از شهادت سید قطب، برادرش #محمد_قطب، در پیروی از اندیشهی او، آثار فراوانی تولید کرد که تعداد زیادی از آنها در همان سالها در ایران ترجمه شد:
- انسان، مادیگری و اسلام (الإنسان بین المادیة و الإسلام)، مترجم: سید هادی خسروشاهی
- فرد و اجتماع (فی النفس و المجتمع)، مترجم: سید غلامرضا سعیدی، ۱۳۴۶
- آیا ما مسلمان هستیم؟ (هل نحن مسلمون؟)، مترجم: سید جعفر طباطبایی، ۱۳۵۰
- اسلام و تحولات زندگی (التطور و الثبات فی الحیاة البشریة)، مترجم: محمدعلی عابدی، ۱۳۵۱
- روش تربیتی اسلام (منهج التربیة الاسلامیة)، مترجم: سید محمدمهدی جعفری، ۱۳۵۲
- چگونگی دعوت به اسلام (کیف ندعو الناس؟)، دارای دو ترجمه؛ یکی از آیت حقدوست و مهدی مصطفایی، و دیگری از سعید یوسفی (1394ش)
- اسلام و نابهسامانیهای روشنفکران (قضیة التنویر فی العالم الإسلامی)، ۳ جلد، مترجم: محمدعلی عابدی، ۱۳۵۸
- این سه نفر یهودی؛ زیگموند فروید، کارل مارکس، امیل دورکیم (بخشی از «قضیة التنویر ...»)، مترجم: محمدعلی عابدی
- جاهلیت قرن بیستم (جاهلیة القرن العشرین)، مترجم: محمدعلی عابدی، ۱۳۵۹
- آشنایی با معارف قرآن (دراسات قرآنیة)، مترجم: حسن اکبری، ۱۳۶۱
- شبهاتی پیرامون اسلام (شبهات حول الإسلام)، مترجم: عبدالباسط عیسیزاده
(در سالهای اخیر نیز، چند اثر دیگر از محمد قطب به فارسی ترجمه شده است؛
- سکولارها چه میگویند (العلمانیون و الإسلام)، محمد قطب، مترجم: جواد محدثی، ۱۳۷۹
- روش تربیتی اسلام و کاربرد عملی آن (منهج التربیة الاسلامیة)، مترجم: محمود ابراهیمی، ۱۳۸۹
- بازخوانی علوم اجتماعی از ژرفای نگاه اسلام (حول التأصیل الإسلامی للعلوم الاجتماعیة)، مترجم: زهرا بدرلو، ۱۳۹۶)
(و هنوز بسیاری از آثار مفید او هستند که میتوان به ترجمهی آنها اقدام کرد و از آنان بهره برد:
دراسات فی النفس الإنسانیة، منهج الفن الإسلامی، قبسات من الرسول، معرکة التقالید، مذاهب فکریة معاصرة، مغالطات، مفاهیم ینبغی أن تصحح، کیف نکتب التاریخ الإسلامی؟، لا إله إله الله عقیدة و شریعة و منهج حیاة، دروس من محنة البوسنه و الهرسک، هلُمّ تخرج من ظلمات التیه، واقعنا المعاصر، المسلمون و العولمة، رکائز الإیمان، لا یأتون بمثله!، من قضایا الفکر الإسلامی المعاصر، حول التفسیر الإسلامی للتاریخ، الجهاد الأفغانی و دلالاته، دروس تربویة من القرآن الکریم، حول تطبیق الشریعة، المستشرقون و الإسلام، الاطیاف الاربعة (برای کودکان و نوجوانان) هذا هو الإسلام، رؤیة إسلامیة لأحوال العالم المعاصر، فی التیه (دیوان شعر)، نحو تحریر العبید، و ...)
...
جرعهنوش | علی احسانزاده
... ترجمهی آثار متفکران جهان اسلام، منحصر به کتب سید قطب نبود؛ بسیاری از دیگر اندیشمندان روشنگر مع
...
نگاهی به آثار ترجمهشده در دهههای ۱۳۳۰ تا پنجاه، نمایانگر یک نهضت فرهنگی در ایران است که ما را با اسامی نویسندگان متعددی در جهان اسلام و ایران آشنا میکند؛ اندیشمندانی چون سید جمالالدین اسدآبادی، علامه شیخ محمدحسین آلکاشفالغطاء، علامه سید شرفالدین عاملی، علامه سید محسن امین عاملی، علامه شهید سید محمدباقر صدر، محمد عبده، سید قطب، محمد قطب، ابوالاعلی مودودی، احمد امین، عبدالفتاح عبدالمقصود، طه حسین و محمد ابوزهره.
در این میان، آثار نویسندگانی مسیحی که تحقیقاتی قابل توجه در معرفی شخصیت پیامبر یا امیرالمؤمنین یا نهجالبلاغه یا تاریخ اسلام ارائه کرده بودند، نیز به چشم میخورند؛ کسانی چون جرجی زیدان، جبران خلیل جبران، سلیمان کتانی و جورج جرداق.
برخی آثار این نویسندگان را طیفی گسترده از مترجمان حوزوی و غیرحوزوی به فارسی برگرداندند؛ از حوزویانی چون آقایان سید محمود طالقانی، سید هادی خسروشاهی، سید جواد هشترودی، سید علی خامنهای، سید محمد خامنهای، علی حجتی کرمانی، سید جعفر طباطبایی، سید محمد شیرازی، زینالعابدین قربانی، محمدعلی گرامی و زینالعابدین کاظمی خلخالی تا کسانی چون سید غلامرضا سعیدی، سید محمدمهدی جعفری، علی جواهرکلام و سید جلال آلاحمد.
این یک نمونهی چشمگیر از #تبادل_فرهنگی است.
...