eitaa logo
گرافیست الشهدا🎨
1.1هزار دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
214 ویدیو
1.4هزار فایل
بنام 🍁خدا بیاد🌿 خدا برای🌹خدا کپی بدون تغییر با ذکر اللهم عجل لولیک‌الفرج حذف #لوگوی روی عکس و #اسم_نویسنده متن ها #حرام است حذف لینک و هشتک از #متن ها مانعی ندارد تبادل و تبلیغ نداریم خادم @Zare_art https://www.instagram.com/ammarabdi_ir
مشاهده در ایتا
دانلود
🍃بهار، مفتخر به داشتنِ توست... بیست و ششمین روزِ خرداد را به نامت آذین بسته اند تا در قلب بهار درخشان و جاودانه بمانی . 🍃تربیت شده در خانواده ای ...پدر و مادری حسینی که تربیتشان ذره ذره را با تو عجین می‌کرد! . 🍃زیرِسایه مادرِ عالم، در مدرسه مشغول طلبگی شدی! با عشق درس می‌خواندی! طوری که راهِ ده ساله را،هشت ساله به پایان بردی و شدی شاگردِ مکتبِ بزرگان🙂 . 🍃خوش‌رویی دوری از جاذبه قوی بود برای جذب 😊 طبق فرمایش رهبری؛ زندگی‌ات آمیخته ای بود از . . 🍃پدر دو دختر بودی؛ بشری و فاطمه⚘ و همین مهرِ پدری نگذاشت لحظه‌ای بی‌تفاوت از ظلمی که به بچه ها و مظلومان می‌شود بگذری! دل نازک بودی! طاقت شنیدن ناله های جانسوز کودکان و را نداشتی پس دخترانت را به مادرشان و هر سه را به حضرت ارباب سپردی و راهی شدی🥺 . 🍃در گوش مادر زمزمه کردی : " نمی‌توانم در کنار و فرزندانم باشم در حالی که در مقابل چشم سوریه و عراق؛ والدینشان سر بریده می‌شوند" . 🍃کار خوب،تدریس،حقوق و زندگی آرام، هیچکدام پایِ رفتنت را سست نکرد! گویی آن سوی مرزها، چیزی انتظارت را می‌کشید که تو به وصلش بال و پر می‌زدی🕊 به قولِ خودت رفتی تابه "حاصل آموخته هایت" برسی👌 . 🍃در "سی و یکمین" روز فروردین رها شدی...در روزِ میلادِ مولایت،امامِ باقر (ع)؛ اولین روز ماه رجب❣ گفتی زحمت پیکرم را به کسی نمی‌دهم و چند سالی است که پیکرِ پاکت،مهمانِ سرزمینِ شام است... در "دَرعا" مانده ای... گویا توانِ دل کندن از و بانویش را نداری! . 🍃هرجا خوشی همانجا باش اما...اینجا دو دختر چشمِ به راهِ آمدنت نشسته اند. بشری بعد از شنیدن خبر پروازت کرد!تبی که هیچ دکتری علت و درمانی برایش نداشت! دکتری گفت: تبِ بی‌پدری است...ببریدش؛خودش خوب می‌شود💔 تبِ جسمش قطع شده اما تبِ دلش...؟ گمان نکنم😔 . 🍃برگرد و بگذار،هدیه تولدت، در آغوش کشیدن دخترهایت باشد🙂 . ، بابایِ دخترها . ✍نویسنده: . 🌺به مناسبت سالروز تولد . 📅تاریخ تولد: ۲۶ خرداد۱۳۶۴ . 📅تاریخ شهادت: ۳۱ فروردین ۱۳۹۴ . 📅تاریخ انتشار: ۲۵خرداد ۱۳۹۹ . 🥀مزار یادبود: قم .
☆به نام حق☆ . 🍃اللَّهُمَّ اجْعَلْنَا مِمَّنْ قُلُوبُهُمْ مُتَعَلِّقَةٌ بِمَحَبَّتِکَ خدایا ما را از کسانی قرار ده که هایشان به عشقت آویخته اند... * . 🍃تو این چنین بودی، نه؟ یک . سرشار از . در تلاطم دلربایی. و چه زیباست دل ربودن در . از معشوقی که خود عاشقی ست. دل ربودن، در تعظیمی مُعزّانه. . 🍃تو این چنین بودی، نه؟ بی تاب. . بی قرار. و چه زیباست این بی قراری که در دل آویزی به او تجلی می یابد.☺️ . 🍃تو این چنین بودی، نه؟ عبد، عبد، عبد... . 🍃دریغا، که جهان پی در پی بگردد و ما این چنین نشویم! دریغ!😓 . پ.ن: * مناجات المحبّین . ✍نویسنده : . به مناسبت سالروز تولد . 📅تاریخ تولد : ۲ شهریور ۱۳۵۷ . 📅تاریخ شهادت : ۳ فروردین ۱۳۹۴.صلاح الدین عراق . 📅تاریخ انتشار : ۱ شهریور ۱۳۹۹ . 🥀مزار شهید : گلزار شهدای یافت آباد تهران .
🍃باکری را همه می‌شناسند نامش که برده می‌شود، شجاعت و خدمت در پسِ ذهن‌ها نقش می‌بندد😌 . 🍃دو برادر بودند که قلبشان برای می‌تپید و دوشادوش یکدیگر در راهِ همین انقلابِ نوپا جانفشانی می‌کردند. . 🍃قلم اینبار از حمید بنویسد... ، مبارزه را از برادر بزرگترشان آموخته بود. اویی که به دست رژیم شاه به شهادت رسید😔 . 🍃قد می‌کشید اما روح بلندش وَرای گنجایش زمین بود، آنقدر بزرگ که هیچ چیز آرامَش نمی‌کرد. . 🍃به و لبنان رفت تا دوره های چریکی را بیاموزد و از آنجا به برای ادامه تحصیل اما خبرِ استقرارِ امام در ، حمید را به آنجا کشاند! . 🍃تمامِ فکر و ذکرش بود. خدمت به مردمی که حالا بانگِ انقلاب سر داده بودند و خونشان را به پایِ این نهالِ نوپا می‌ریختند❣️ . 🍃رنگ و بویِ را که دید، گویی روحش به رسید، خستگی ناپذیر بود و هیچ چیز روحِ بزرگش را آرام نمی‌کرد. حتی وقتی در شهرداری مشغول شد، چندی بعد پست و میز و صندلی را رها کرد و به خاکِ جبهه پناه برد. خدمتِ پشتِ میز کارِ حمید نبود...او مرد بود و میدان جنگ!🙂 . 🍃بی‌وقفه در بود، اصلا انگار متولد شده بود تا خستگی را شکست دهد. شاید هم به قول "استراحت را گذاشته بود بعد از "! . 🍃شهادتی که در اتفاق افتاد و پیکری که هیچ گاه از باز نگشت اما آنچه حاکم است، است به حمید که در دلها مانده❤️ . 🍃فرمانده حمید این روزها به چون تویی نیاز داریم...کسی که خسته نشود و دردِ مردم را بفهمد...درد مردم را درد خودش بداند، به کسی نیاز است که دلبسته به و منصب و میز نباشد!😞 . 🍃از آنجایی که تو هستی تا جایی که ما ایستاده ایم فرسنگ‌ها فاصله است برای روحِ زمین‌گیرمان بخوان...شاید نفسِ تو زنده مان کند!🥺 . 🍃گرچه شهادت، طلوعِ جاودانگی تو بود اما... فرمانده🥰 . ✍️نویسنده : . 🌺به مناسبت سالروز تولد . 📅تاریخ تولد : ۱ آذر ۱۳۳۴ . 📅تاریخ شهادت : ۶ اسفند ۱۳۶۲.جزیره مجنون عراق . 📅تاریخ انتشار : ۳۰ آبان ۱۳۹۹ . 🥀مزار شهید : مفقودالاثر🌹 .
🍃ای بابای خوش آمدی😍 . 🍃ای زمینیان، چشمانتان روشن باد یازدهمین آفتاب روشنایی بخش آمده🥰 . 🍃آمده تا کوچه پس کوچه های شهر دنیا را با بارش بپوشاند. آمده، شهر زندانی شده به را از قفس آزاد کند❤️ . 🍃میبینید امروز چه سرمست است ، عطر وجود تو به اوج مستی و هوشیاریش رسانیده. گویا امروز به یُمن قدوم مبارک شما به پوست خود نمیگنجد. آری، چه خجسته روزیست امروز🤗 . 🍃ای از پدر و از مادر رئوفتر، آمدنت مبارک عالم هستی باشد☺️ . ✍️نویسنده : . 🌺به مناسبت سالروز ولادت . 📅تاریخ انتشار : ۳ آذر ۱۳۹۹ .
🍃مرغ دلم مسافر میشود در حرم عشق تو بانو، مهمان میشود♡ . 🍃سلام به تو ای بانوی سلام به تو ای خورشید زمین . 🍃اینبار میخواهم دست ذهن پریش احوالم را بگیرم و دست در دست دفتر روزگار را ورق زنیم از تو بگوییم، از تو ای سنبل و پاکی از تو ای کریمه ، از تو که حریم بارگاهت پناهگاهی برای دلهای به انتظار نشسته شده است، دلهایی که به آستان الهی دخیل بسته اند تا آن یار برساند. . 🍃خط به خطش که میخوانیم، باهم زمزمه وار لب به سخن میگشاییم، قلم بی جان چگونه‌ می تواند تمامیت تو را به خط بکشاند. مگر این زبان بسته چقدر توان این حجم از بزرگی را دارد. اما اینبار عرق شرم از جبین قلم میجوشد و بعد واگویه وار زمزمه میکند، ببخش ای زینب برادر که نمیتوانم از معصومانه ی روح تو نغمه سرایی کنم، ببخش ای زینت پدر که نمیتوانم برای فاطمه ی پدر نوحه سرایی کنم🥺 . 🍃این زبان چوبی در برابر پاکی روح تو فقط بلد است سر خم کند و سروری تو را فریاد کند🌹 . 🍃خوشا بحال خواهری چون تو را دارد ای که عصمت مطلق بود❤ . 🍃ای فلسفه ی شیدایی، ای گنجینه ی و دانش، امروز با رفتنت زمین در سوز سردی‌ِ جانکاهی فرو می رود.‌گویی خورشید جهان برای همیشه به خاموشی نشسته است . اما بعد از تو ای خورشید فروزش این حریم بارگاهت بود که مرهمی برای زخم نبودنت شد😓 . ✍نویسنده : . 🕊به مناسبت سالروز شهادت . 📅تاریخ انتشار : ۶ آذر ۱۳۹۹ .
♡بسم الله الرحمن الرحیم♡ . 🍃اون روز وقتی توی فرودگاه جلوی رویم افتاد و غش کرد با خودم گفتم این فقط خدا بوده است که را حفظ کرده است والا انقلابی که فرمانده لشکرش اینطور و اینقدر ضعیف و ناکارامد باشد هشت سال که هیچ، هشت روز هم نباید جلوی ارتش با آن همه تجهیزات و پشتیبانی تمامی ابرقدرتها دوام می آورد😓 . 🍃با اکراه جلو رفتم و همانطور که چشمم به درجه های سرداری اش بود زیر بغل هایش را با کمک یکی از همراهانش گرفتم و بردیم بیرون فرودگاه و گذاشتیم داخل آمبولانس. . 🍃توی راه که داشتیم با همان همراه بر می گشتیم داخل فرودگاه، نتوانستم خودم را کنترل کنم و گفتم: اینا با این توان و ضعف در کار چطور میشوند؟ . 🍃 یک باره انگار که به پدر آن بنده خدا توهین کرده باشم، براق شد برایم که: چی می گی؟ تو اصلا ایشان را میشناسی؟ می دانی از همان لحظات اولیه زلزله تا امروز که روز دهم است شاید روی هم ده ساعت هم نخوابیده باشد؟ میدانی توی همین ده روز برای اینکه هزینه اضافی نداشته باشد برای سیستم به اندازه جیره غذایی یک روز آدم معمولی غذا نخورده؟ میدانی چند برابر من و تو کار کرده؟😔 . 🍃چشم هایم گرد شد، ده روز و ده ساعت خواب؟! ده روز و جیره یک روز یک نفر؟! گفتم: خب چرا؟ پاسخ داد: این چرا برای من و تو است، برای او چرا ندارد، میخواهد پرفایده و کم هزینه باشد! موشک هم که میخواهد بزند به منافقین اول هزینه اش را میپرسد ببیند می ارزد یا نه. . 🍃یک بار بعد از مدتها کار روی و مقرهاشان، رفته بود توی خاک ، از آنجا با تماس گرفته بود که مقر منافقین را با موشک بزنند. از سردار مقدم پرسیده بود قیمت موشکها چقدر میشود، قیمت را که گفته بودند دستور داده بود شلیک نشود، گفته بود این کار ارزش چنین هزینه ای را ندارد. فکر کردی بیخود و بی جهت است که میشود سردار احمد کاظمی؟!❣ . ✍نویسنده : . 🌺به مناسبت سالروز شهادت . 📅تاریخ تولد : ۲ مرداد ۱۳۳۸ . 📅تاریخ شهادت : ۱۹ دی ۱۳۸۴ . 📅تاریخ انتشار : ۱۹ دی ۱۳۹۹ . 🥀مزار شهید : گلستان شهدای اصفهان .
🍃واقعا برای جای گذاری نامی نیک بر زمین نیازی بر نیست و عده ای عرض زندگیشان پر ثمر است و از این جمله افراد می توان به شهید حبیب الله افتخاریان اشاره کرد. 🍃سه ساله بود که پدرش فوت کرد و همراه مادرش زیر سایه عمو قد کشید. مادر بزرگ خواندن را چنان شیرین به وی آموزش داد که او نیز همواره سعی در آموزش دادن قرآن به دیگران بود و تا آخر عمر پر برکتش قرآن را با صوتی دلنشین تلاوت می کرد. 🍃در رشته یکی از دانشگاه های پذیرفته شد و به علت فشار عوامل شاه (ساواک) از ایران خارج شد. 🍃شهید افتخاریان در کشور آلمان مشغول درس خواندن بودو همه اقدامات برای رفتن همسر و فرزندش هم انجام شدکه (ره) از عراق به فرانسه تبعید شد. 🍃او درس را رها کرده و به رفت و در بیت امام (ره) در نوفل لوشاتو همراه امام خمینی (ره) ‌ماند. 🍃در جنگ مسئولیت‌های حساسی را در مناطق عملیاتی برعهده داشت، مسئولیت‌هایی مانند فرمانده سپاه بندرترکمن فرماندهی تیپ ۲۵ كربلا در محورهای عملیاتی جنوب، فرمانده سپاه پاسداران بانه در كردستان، سپاه پاسداران مریوان در كردستان. 🍃در سال‌های آخر عمرش مدام تکرار می کردند"من سه کار ناتمام دارم؛ نوشتن یک وصیت‌نامه، رفتن به سفر حج و بدنیا آمدن دخترم." اش را نوشت . به حج رفت و ،ﺩﺭ ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺗﻤﺎﺱ ﺗﻠﻔﻨﯽﺍﺵ از منطقه گﻔﺖ :"ﻣﻦ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﺮﻧﻤﯽﮔﺮﺩﻡ. ﻗﻨﺪﺍﻗﻪ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺗﺸﯿﯿﻊ ﺟﻨﺎﺯﻩﺍﻡ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﺪ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﺗﺎﺑﻮﺗﻢ. ﻣﻄﻤﺌﻨﺎ ﻣﻦ ﻭ ﺩﺧﺘﺮﻡ ﻫﺮﮔﺰ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﻧﺨﻮﺍﻫﯿﻢ ﺩﯾﺪ.😢 🍃سرانجام بعد از اتمام کارهای نیمه تمامش بر اثر بمباران هوایی رژیم در سن ۲۹ سالگی به آرزویش رسیده و به واقع حبیب و مهمان الله شد. 🍃 روز تشیع وصیتش اجرا شد و قنداقه به روی پیکر پاک گذاشته شد و همین اولین دیدار و آخرین دیدارشان در دنیا شد. روحش شاد و یادش همواره گرامی باد♥️ ✍نویسنده: 🌸به مناسبت سالروز شهادت 📅تاریخ تولد: ۱۳۳۴ 📅تاریخ شهادت: ۱۹ اسفند ۱۳۶۳ 📅تاریخ انتشار: ۱۹ اسفند ۱٣٩٩ 🥀مزار : بهشت فاطمه
✨به نام خدا 🍃پس از پایان جنگ دفاع مقدس،مردم در گوشه کناره مینشستند و میگفتند اگر بار دیگر شود کسی حاضر نخواهد بود برای دفاع از کشور و راهی شود،با آغاز جنگ و عراق و حمله تروریست های داعشی به حریم آل الله(ع) دلاوران زیادی راهی میدان نبرد شدند و ثابت کردند که این حرف ها یاوه گویی بیش نیست و در هر شرایط و زمانی از اعتقادات مقدس خود دفاع میکنند. 🍃مدافعانی که نظر کرده بودند و غیرتشان اجازه نمیداد پای وحشی خویان به حرم عمشان زینب (س)باز شود.گویا میرفتند که باز قافله حسین(ع)را یاری کنند.همچو شهیدان پر شور و عشق؛و در این راه هیچ چیز مانعشان نبود. چنان که این راه،راه است♥️ 🍃تشدید درگیری بین جبهه اسلام و تکفیری ها در سوریه و ، قرار عاشقان بسیاری را ربوده بود و شهید ابوالفضل راه چمنی نیز یکی از این عاشقان بود🕊 🍃دلاوری که فرماندهی تیپ زینبیون را بر عهده داشت و در فرماندهی منش و رفتار موج میزد گویی همان ابراهیم است تنها با نامی دیگر. 🍃روحیه ی خستگی ناپذیر این شهیدان رد پاییست برای رسیدن به سعادت ابدی الگویی با باور های مقدس و آرمان زندگی بی ، ریاضت تدریجی برای رسیدن به است💔 ✍نویسنده : 🌸به مناسبت سالروز شهادت 📅تاریخ تولد : ٢ اسفند ۱٣۶۴ 📅تاریخ شهادت : ۱٨ فروردین ۱٣٩۵ 📅تاریخ انتشار : ۱٧ فرودین ۱۴۰۰ 🥀مزار شهید : گلزار شهدای ارمبویه تهران
🍃در شهر به دنیا آمد.در سه سالگی سایه پدر از سرش کم شد و با محبت مادر و برادرش بزرگ شد.از پنج سالگی بر اثر نبوغ عالی و هوش بسیار بالا به مدرسه رفت .دردوازه سالگی به همراه برادرش سید اسماعیل به رفت تا در حضور اساتید ، به تحصیلات عالی بپردازد. 🍃تا بیست سالگی به تحصیل مشغول شد و پس از آن به تدریس و تعلیم طلاب جوان پرداخت.سید محمد باقر نهضت در ایران را روزنه امیدی برای نجات امت اسلامی می دانست. 🍃هنگامی که امام خمینی از تبعیدگاه به نجف اشرف منتقل شد، آیت الله صدر به همراه عده ای از علمای دیگر در مراسم استقبال از امام شرکت کردند. در دورانی که امام خمینی در اقامت داشت طی نامه ای پشتیبانی خود را از ایشان و ملت انقلابی اعلام کرد. 🍃آیت الله صدر لحظه ای از مبارزه و تلاش برای سرنگونی رژیم بعثی عراق آسوده ننشست و با و فتواها و برخی عملیات عملی در برابر طرح های شیطانی حزب بعث می ایستاد. 🍃رژیم بعث ، در سال ۵۹، آیت الله سیدمحمدباقر صدر و خواهرش را دستگیر و به بغداد می برد. رئیس سازمان امنیت کشور عراق، آیت الله صدر را به مرگ تهدید می کند و از ایشان می خواهد که چند کلمه، علیه بنویسد تا از مرگ نجات یابد. اما آیت الله صدر مخالفت کرده و می گوید: «من آماده شهادتم.» 🍃این دو مجاهد در راه خدا با شکنجه های سخت، می شوند .پیکر مطهر شهید محمد باقر از قبرستان تا دروازه شهر نجف به منظور ایمن ماندن از خشم و کینه دشمنان چندبار جا به جا شد. 🍃در وصف شهید صدر همین بس که امام خمینی «ره» از ایشان به عنوان یاد کردند. "روحش شاد و یادش گرامی" 🌸به مناسبت سالروز شهادت 📅تاریخ تولد : ۱۰ اسفند ۱٣۱٣ 📅تاریخ شهادت : ۱٩ فروردین ۱٣۵٩ 📅تاریخ انتشار : ۱٨ فروردین ۱۴۰۰ 🥀مزار شهید : دروازه شهر نجف
‍ 🍃بهار، مفتخر به داشتنِ توست. بیست و ششمین روزِ خرداد را به نامت آذین بسته اند تا در قلب بهار درخشان و جاودانه بمانی♡ 🍃تربیت شده در خانواده ای . پدر و مادری حسینی که تربیتشان ذره ذره را با تو عجین می‌کرد! 🍃زیرِسایه مادرِ عالم، در مدرسه مشغول طلبگی شدی! با عشق درس می‌خواندی! طوری که راهِ ده ساله را، هشت ساله به پایان بردی و شدی شاگردِ مکتبِ بزرگان🌺 🍃خوش‌رویی، ، دوری از ، جاذبه قوی بود برای جذب . طبق فرمایش رهبری، زندگی‌ات آمیخته ای بود از ، . 🍃پدر دو دختر بودی، بشری و فاطمه، و همین مهرِ پدری نگذاشت لحظه‌ای بی‌تفاوت از ظلمی که به بچه ها و مظلومان می‌شود بگذری! دل نازک بودی! طاقت شنیدن ناله های جانسوز کودکان و را نداشتی پس دخترانت را به مادرشان و هر سه را به حضرت ارباب سپردی و راهی شدی. 🍃در گوش مادر زمزمه کردی: "نمی‌توانم در کنار و فرزندانم باشم در حالی که در مقابل چشم سوریه و عراق، والدینشان سر بریده می‌شوند"😔 🍃کار خوب، تدریس، حقوق و زندگی آرام، هیچکدام پایِ رفتنت را سست نکرد! گویی آن سوی مرزها، چیزی انتظارت را می‌کشید که تو به وصلش بال و پر می‌زدی. 🍃به قولِ خودت رفتی تابه "حاصل آموخته هایت" برسی. در "سی و یکمین" روز فروردین رها شدی. در روزِ میلادِ مولایت، امامِ باقر (ع)؛ اولین روز ماه رجب. 🍃گفتی زحمت پیکرم را به کسی نمی‌دهم و چند سالی است که پیکرِ پاکت، مهمانِ سرزمینِ شام است. در "دَرعا" مانده ای. گویا توانِ دل کندن از و بانویش را نداری! 🍃هرجا خوشی همانجا باش اما. اینجا دو دختر چشمِ به راهِ آمدنت نشسته اند. بشری بعد از شنیدن خبر پروازت کرد! تبی که هیچ دکتری علت و درمانی برایش نداشت! دکتری گفت: تبِ بی‌پدری است. ببریدش، خودش خوب می‌شود. تبِ جسمش قطع شده اما تبِ دلش...؟ گمان نکنم😔 🍃، برگرد و تنها یک بغل، بابایشان باش ؛ پدر دختران🌺 ✍نویسنده : 🌺به مناسبت سالروز 📅تاریخ تولد: ۲۶ خرداد۱۳۶۴ 📅تاریخ شهادت: ۳۱ فروردین ۱۳۹۴ 📅تاریخ انتشار: ۳۱ فروردین ۱۴۰۰ 🥀مزار یادبود: قم
🍃اینبار میخواهم از مردی بگویم که برفراز آسمان ها پرواز میکرد و با رشادت هایش ناب محمدی را یاری می نمود. 🍃همان مرد که شجاعانه و دلیرانه اولین اسرا را از گرفت. همانی که تک تک تانک های منطقه دشمن را با هوشیاری و زیرکی منهدم نمود. اما در پس تمام این موفقیت ها؛ اخلاصی نهفته بود که عهدی بود با جانانش. 🍃 اگر باشد و کار برای ؛خود خداوند کارها را عطر و بوی آسمانی میبخشد و در نهایت خریدار دلبری های همیشگی ات میشود. راستی عزیز؛ شنیده ام که به رفیقتان گفتید :« اگر قدرت داشتم راه را باز میکردم و دل های تشنه ی این مردم را به زیارت سیراب می کردم.» آری شما تلاش میکردید راه را برای ما باز کنید و در نهایت این خود شما بودید که در راه اسلام و خدا و مکتب حسین بن علی(ع) کربلایی شدید🕊 🍃دعایمان کنید؛ سیم خاردارهای نفسمان سخت زمین گیرمان کرده است؛ مگذارید جا مانده ی این زیارت بشویم؛ دستمان را بگیرید. ✍نویسنده: 🌸به مناسبت سالروز 📅تاریخ تولد : ۵ خرداد ۱٣٢٢ 📅تاریخ شهادت : ۱۰ اردیبهشت ۱٣۶۱ 🕊محل شهادت : بیت المقدس 📅تاریخ انتشار : ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۰ 🥀مزار شهید : شیراز _دارالرحمه